دسته: حیوان آزاری

  • گزارشی تکان دهنده از نحوه دوپینگ اسبها

    تمام تلاش اسب ها برای رسیدن صاحبانشان به یک نقطه است: پیروزی

    دیده بان حقوق حیوانات: متاسفانه منافع مادی و عدم توجه به حقوق حیوانات در کورس های سوارکاری منجر به بروز پلیدی هایی غیر قابل دفاع شده است. ارزش اسب از یک “موجود زنده” به حد “وسیله کسب منفعت” تنزل پیدا کرده و در روند آموزش، تمرین و مسابقه مورد آزار قرار می گیرد. محرک های درد آور برای آموزش اسب ها استفاده می شود و مادام که این موجود نجیب برای صاحبش سود مادی داشته باشد ادامه خواهد داشت و بعد از آن سرنوشت دردناکی درانتظار حیوان نجیب خواهد بود. اسب مسابقه درصورت صدمه دیدن در مسابقات به نحوی که قابل درمان نبوده و توان مسابقه نداشته باشد به روش های بدوی کشته می شود و در این روند هیچ گونه توجهی به حقوق حیوانات و جلوگیری از آزار آنها نمی شود. اخیرا برخی اسبداران با روش های شنیع دیگری آسایش سمبل نجابت را تهدید می کنند. دوپینگ اسب ها نمونه جدیدی از این روش مقرون به آزار است.

    و نقطه ای که تمام سوارکاران برای رسیدن به آن در تلاشند…

    تابناک به نقل از سایت گروه مجلات همشهری نوشت: 20 سال پیش وقتی برای اولین‌بار به گنبد رفتم، عبدالرحیم هنوز 8سالش بود. شب قبل از مسابقه، بست‌های قهوه‌ای را توی نایلونی کوچک، در کف دستش می‌گذاشت و چشم‌بسته به اصطبل کثیف پدرش می‌رفت. می‌دیدم که اسب کهر ترکمن با دیدن او چه شیهه‌ای می‌کشید.

    اسب کهر، بوی دست‌های عبدالرحیم را می‌شناخت، می‌فهمید که الان با خود اکسیری آورده که می‌تواند با خوردن آن بتازد. وقتی شیره تریاک در گلوی اسب، حل می‌شد و نشئگی به جان حیوان می‌افتاد. شاید در رویاهایش، زندگی شاهانه در ایلخی‌ها و دشت‌های قدیم را می‌دید که همیشه یک دل سیر در دشت‌های سبز ترکمن صحرا، یونجه و جو و چمن می‌خورد، نه مثل امروز که از گرانی علوفه، هیچکس دلش نمی‌آید اسبش با یونجه حال کند. اسبی را دیدم که خاک را می‌لیسید و دنبال یک دانه جو می‌گشت. یک دانه جو، کجای معده او را پر می‌کند؟!

    20سال پیش، عبدالرحیم را دیدم که شیره را چند ساعت قبل از آغاز کورس در گلوی اسبش انداخت تا دیرتر حل شود و همزمان با کورس، اسب نشئه چهارنعل بتازد. یک‌بار دیدم در خمیر نان گذاشت و انداخت توی گلوی اسب. یک‌بار دیدم شیره تریاک را در نوک چوبی گذاشت و سر اسب را به بهانه‌ای بالا گرفت و انداخت توی حلق اسب؛ درست دو ساعت به کورس مانده بود. خودم با چشم‌های خودم دیدم که انگشت‌های ظریف عبدالرحیم، شیره را در چایی حل کرد و به خورد اسب داد. اسب قهرمان شیره‌ای! بعد از 20سال وقتی به گنبد رفتم عبدالرحیم خودش هم شیره‌ای شده بود. از شیره‌ای شدن خودش پشیمان نبود، از این‌که شیره‌هایش عمر اسب‌های ترکمن را کوتاه می‌کردند، نادم بود.

    می‌گفت اسب‌های شیره‌ای در 3، 4سالگی نابود می‌شوند. دست و پای‌شان چلاق می‌شود. چه اسب‌های خوبی که نابود نشدند! عبدالرحیم گفت وقتی کنترل دوپینگ آمد، دوام و ماندگاری اسب‌هایمان زیاد شد. مادیان‌هایمان هم بارور شدند. آن‌ها به خاطر نرهای شیره‌ای، بارور نمی‌شدند. وقتی دوپینگ کنترل شد، سال‌هایی بسیار بر عمر نریان‌ها و مادیان‌ها آمد. چشم‌های اسب‌ها می‌خندید. برای اسب که دیگر نمی‌توان مرکز بازپروری گذاشت.

    نمی‌دانم حالا عبدالرحیم خوشحال است از این‌که دوپینگ کنترل می‌شود یا دارد سر من شیره می‌مالد. عبدالرحیم مگر نمی‌داند داروهای شیمیایی دوپینگ، جای شیره را گرفته است. عین بعضی قهرمانان دوپینگی که بازو و کوپال‌شان را ستبر و پف‌کرده می‌کنند، اسب‌ها هم «دُپ» می‌کنند؛ با آمپول‌های گران شیمیایی. عبدالرحیم نمی‌داند دنیا هر چه پیشرفته‌تر باشد ساخت‌وساز محرمانه داروهای شیمیایی هم در دنیا پیشرفت می‌کند.

    کنترل دوپینگ در ورزش اسبدوانی ایران از سال1370 شروع شد. فدراسیون سوارکاری وقتی ظرف‌های نمونه اسب‌ها را به آزمایشگاه دکتر بهار که مرکز آزمایش دوپینگ ورزشکاران ایران توسط کمیته المپیک کشورمان هم بود، برد در هفته‌های اول و دوم کورس فهمید که بیش از 50درصد آزمایش‌ها مثبت است! مرفین مثبت. آن‌زمان آزمایش دوپینگ در داخل کشور، حدود 50هزار تومان هزینه داشت. هزینه‌ای که باعث شد مربیان اسب‌ها، آرام‌آرام از دادن شیره به اسب‌ها خودداری کنند. 50درصد خیلی زیاد است حضرت‌آقا!

    در ادامه راه بود که فدراسیونی‌ها، چند باری هم نمونه‌ها را به آزمایشگاه‌های معتبر ایرلند و فرانسه فرستادند اما هزینه زیاد و دیرکرد در اعلام پاسخ‌ها، دوباره فدراسیونی‌ها را به آزمایشگاه داخل کشور کشاند. این‌بار نمونه‌ها را به مرکز تست اعتیاد اداره مبارزه با مواد مخدر کشور فرستادند تا اسب‌ها هم سرنوشت مشابهی با آدم‌ها داشته باشند.

    از حدود 7سال پیش تا حالا فدراسیون سوارکاری ایران به‌طور مستمر، همه نمونه‌هایش را به آزمایشگاه مرکزی دوبی که یکی از معتبرترین مراکز بین‌الملل کنترل دوپینگ است، می‌فرستد. آزمایشگاهی که برای هر نمونه حدود 400درهم معادل صددلار می‌گیرد و یک هفته‌ای پاسخ می‌دهد. پاسخی که کاملا قاطع است و مو لای درزش نمی‌رود.

    امروزه در کور‌س‌های ایران، فقط از اسب‌های قهرمان و نایب‌قهرمان، آزمایش دوپینگ می‌گیرند. بلافاصله بعد از پایان هر کورس، کادر پزشکی حاضر در مسابقات با ظروفی که شبیه ظرف شیر خودمان است(!) از اسب‌های اول و دوم مسابقه، نمونه ادرار می‌گیرند و در پاکت‌هایی استاندارد که متعلق به آزمایش دوپینگ است به‌صورت پلمپ‌شده و شماره‌خورده، به آزمایشگاه دوبی می‌فرستند.

    اما برای من که عاشق چشم‌های بی‌پناه اسب‌ها هستم، همیشه سوال است که آیا اسب‌ها می‌دانند که بعد از پایان مسابقه باید به دستشویی(!) بروند؟ بعضی‌ها می‌گویند بله. اسب‌های مسابقه را آن‌قدر می‌چرخانند تا به دستشویی برود و نمونه بدهد. آن‌ها می‌گویند اسب‌ها خودشان متوجه می‌شوند که این چند نفر منتظر نمونه آن‌ها هستند. بعضی‌ها ده‌دقیقه‌ای نمونه می‌دهند اما بعضی‌ها بیشتر از دوساعت طول می‌کشد تا دستشویی‌شان را آماده کنند!

    یک اصل بدیهی می‌گوید امروزه در هر جا که گردش مالی بالا باشد و سرمایه میلیاردی در آن‌جا بخوابد طبیعی است مافیاهای فسقلی هم دست‌به‌کار شوند. در میدان بسیار گسترده کورس گنبد، که  هیچ‌کسی، کسی‌را نمی‌شناسد  و اسب‌ها همه‌جا پراکنده‌اند و اصطبل‌های عهد عتیق بسیار کثیف، فاقد پارامترهای امنیتی هستند، این سوال برای یک خبرنگار کنجکاو پدید می‌آید که آیا مگر کاری دارد در میدان به شدت رقابتی که شرط‌بندان خلافکار نامردمی، محرمانه ده‌ها میلیون شرط می‌بندند، یک مزدور دست‌نشانده، دستش را به شیره تریاک آغشته کند و هنگام ناز کردن اسب قهرمان، روی دماغ او بکشد؟!

    در آن فضای درندشتی که مربی نمی‌تواند به تنهایی 24ساعته اسبش را زیر نظر داشته باشد مگر کاری دارد یک مزدور، هنگام نوازش اسب، به طور دزدکی، پماد ضددرد «فنیل» به دست اسب قهرمان بمالد و حیوان طفلکی، دوپینگی درآید. مگر کاری دارد؟! مگر چند ثانیه طول می‌کشد آمپول دوپینگ به اسب بیچاره بزند و در برود؟!

    سوارکار قدیمی گنبد، خاطره تلخی را تعریف می‌کند که چند سال پیش، یک از خدا بی‌خبر، دزدکی، آمپول «وایتکس» را تزریق کرد به اسب قهرمان (رعنا) و بعد از کالبدشکافی، آقای دکتر گفت جگر «رعنا» تکه‌تکه شده است. ظاهرا کنترل دوپینگ، امروزه در کورس‌های سوارکاری ما در 4درجه (از مرفین تا فنیل) آزمایش روی اسب‌ها صورت می‌گیرد و اسب‌های دوپینگی (دوپی) جریمه و محروم می‌شوند. می‌گویند حداقلش 5هفته محرومیت دارد.

    آیا حریفی بی‌وجدان نمی‌تواند در سایه قماربازی‌ها و شرط‌بندی‌های کلان، رقیبی را از میدان به در کند و همه زحمات و سرمایه‌گذاری‌های یک اسبدار و مربی‌اش در طول فصل، هدر برود؟! وقتی اسب قهرمان، دوپینگی درمی‌آید دیگر کیست که پول برده در شرط‌بندی را بعد از 10روز از مثبت اعلام شدن دوپینگ اسب قهرمان، به فرد بازنده بازگرداند. این در حالی است که امنیت اسب‌ها در کورس‌های بین‌المللی کشورهای معتبر در ورزش سوارکاری برقرار است.

    مثلا در حالی که اسب‌های شرکت‌کننده در کورس گنبد همه‌جا ولو هستند، اسبدارها در کورس بین‌المللی دوبی، از اصطبل‌هایی استفاده می‌کنند که با دوربین‌های مداربسته کنترل می‌شوند و احدی حق نزدیکی به آن‌ها را ندارد. اما با وجود رعایت کردن موارد امنیتی در بسیاری از کورس‌های جهان، پارسال در هنگ‌کنگ اتفاقی افتاد که تا هفته‌ها نقل محافل علاقه‌مند به سوارکاری بود. در حین کورس، مزدور یک شرط‌بند قهار روی چمن‌های اطراف کمین می‌کند و با تیراندازی بدون سروصدا، از راه دور، ساچمه‌ای را که آغشته به مواد شل‌کننده بود به اسب در حال کورس می‌زند و اسب از رقابت باز می‌ماند. «مافیای تعیین جوایز» معمولا در تمام کورس‌های بین‌المللی جهان نقش دارند. مثلا همین مافیا، اجازه نمی‌دهد اسب یک ایرانی در کورس دوبی قهرمان شود.

    این در حالی است که در بعضی کورس‌های بین‌المللی، بلافاصله بعد از اتمام مسابقه، پاسخ آزمایش دوپینگ روی اسب‌ها اعلام می‌شود تا هیچ حقی از شرط‌بندها ضایع نشود. مثلا در سال1358 در کورس بمبئی هندوستان، هنگامی که اسبی که رویش حساب نمی‌شد قهرمان شد، بلافاصله داوران پرچم‌های قرمزشان را بالا بردند و از طریق بلندگو اعلام شد که تا اعلام نتیجه دوپینگ، پول شرط‌بندان داده نمی‌شود. بلافاصله همان‌جا هم پاسخ آزمایش در آزمایشگاه میدان درآمد و اعلام شد جایزه به اسب دوپینگی تعلق نمی‌گیرد.

    این است حکایت پیچیده اسبدوانی؛ ورزشی که به دلیل برخورداری از گردش مالی میلیاردی، طیبعی است منجر به تشکیل دسته‌های کوچک مافیایی شود و مخ هر کس از شنیدن قصه‌های محرمانه و باورنکردنی‌اش، هنگ کند!

    اما هر چه هست یاد روزهایی خوش که ترکمن‌های قدیمی، به اسب‌هایشان، عسل و تخم‌مرغ و روغن حیوانی و کره گاومیش می‌دادند تا اسب قوت بگیرد،  بعدها جای کره و عسل با شیره افیون و این آخری‌ها با آمپول‌های گران‌قیمت خارجی پر شد. اسب اگر زبان داشت او نیز دوست می‌داشت به گذشته رجعت کند. به بیابان‌ها و ایلخی‌ها. به عسل اصل ترکمن‌صحرا. اسب هم بالاخره نوستالژی دارد دیگر!

    حکایت مافیا فقط با دوپینگ و قمار آمیخته نشده، اسب‌ها اگر زبان بگشایند لبریز از خاطراتی سیاه و سفیدند. یک‌بار کارگری که در حین انتقال اسب‌ها از گنبد به تهران، در پشت خاور، دور از چشم مربی و اسبدار، آمپولی به اسبی قهرمان زده بود، ‌بعدها اعتراف کرد که در قبال چند اسکناس سبز، کابوس‌هایی را به جان خرید که چشم‌های مخمور آن اسب برای همیشه در شب‌های تنهایی‌اش پیوند زد.

    این حیوان نجیب در راه رساندن صاحبش به افتخار آسیب جدی دیده و توسط همان صاحب کشته خواهد شد.

    قطره اشکی از سر مظلومیت

  • برخورد با قاتلان کاراکال

    دیده بان حقوق حیوانات: چندی پیش خبری از قتل شنیع یک کاراکال همراه با فیلم و عکس منتشر شد. اخبار سبز پرس حاکی از برخورد با چوپانانی است که چنین اقدامی را مرتکب شدند.

    فیلم را از اینجا بگیرید.


    سبز پرس
    نوشت: احمد رضا لاهیجان زاده در گفت و گو با سبزپرس با اشاره به اینکه هنوز این فیلم را ندیده است، گفت: این اتفاق باید به تازگی رخ داده باشد چون تا الان گزارشی به ما در این باره داده نشده است.

    او در پاسخ به اینکه این فیلم می توان سند مورد قبول دادگاه برای مجازات فرد خاطی باشد، گفت: پیش از این ما چند نفر را بر اساس تصاویر شکاری که توسط گوشی ها موبایلشان انداخته بودند، بر اساس تعداد شکارهای موجود در عکسها جریمه و محکو م کردیم.

    او در پاسخ به اینکه استان درباره آموزش جوامع محلی به عنوان یکی از عوامل تاثیر گذار در ادامه حیات جانوران چه اقداماتی را انجام داده است، گفت: ما در بسیاری ازمناطق از جمله نایین، خور و بیابانک به سمت اردستان و کویر در روستاها دوره های آموزشی برگزار کردیم.

    او با اشاره به اینکه این مناطق یکی  از زیستگاههای یوز و کاراکال و گربه سان های دیگر است، گفت: حتی در دنا با توجه به موقعیت کوهستانی که نقطه مقابل کویر است هم دوره های آموزشی متنوعی را برگزار کردیم.

    لاهیجان زاده با اشاره به اینکه برای اولین بار ایستگاه آموزش سیار در استان راه اندازی شده است، گفت: این ایستگاه سیار مجهز به امکانات مختلفی است که در روستاها با نمایش فیلم  سعی در آموزش جوامع محلی دارد.

    مدیر کل محیط زیست استان اصفهان با اشاره به اینکه اینگونه اتفاقات اجتناب ناپذیر است، گفت: از سه سال پیش تاکنون به ما دریاره چنین حادثه ای گزارشی داده نشده بود.

    طبق گزارش انجمن حافظان محیط زیست بادرود در روز شنبه ساعت 3 بعد از ظهر یک قلاده کاراکال  که قصد نزدیک شدن به یک گله گوسفند در نزدیکی چاه جهان شاه در روستای ده آباد از توابع بادرود را داشته توسط سگ های گله و چوپانان محاصره می شود. سپس کاراکال برای نجات جان خود به بالای درخت گز  رفته و بعد از تنگ شدن حلقه محاصره توسط سگ ها و چوپانان، به نیت فرار  خود را از بالا به پایین پرت کرده که با هدایت چوپان ها توسط سگ ها زخمی و سپس کشته می شود. کلیه این مراحل توسط یکی از چوپانان با یک گوشی تلفن همراه  فیلمبرداری شده است.

  • قتل شنیع یک کاراکال در بادرود/ فیلم

    از انتشار این تصاویر شرمگین و متاسفیم.


    دیده بان حقوق حیوانات: چندی پیش از طریق ایمیل فیلمی از اقدامی شنیع به دستمان رسید. کشتن عمدی یک کاراکال جوان و زیبا توسط دو سگ تربیت شده شکاری.

    به گزارش دیده بان حقوق حیوانات، در این فیلم که مربوط به منطقه بادرود است، به وضوح مشاهده و شنیده میشود که صاحب سگها، شناخت کافی از کاراکال ندارد. از طرفی به وضوح از آموزش دیده بودن سگهای شکاری برای کشتن کاراکال نگون بخت استفاده میشود. صدای سوت های خاص که به منزله دستور شکارسگهاست، در قلب انسان رسوخ می کند. جان دادن کاراکال اما، قلب آدمی را از حرکت باز می ایستاند. کاراکال زیبا، جان می بازد به نادانی آدمی سیه دل. جان می بازد که بدانیم چقدر راه نرفته هست. که چقدر اطلاعات ناگفته هست. که چقدر گام برنداشته مانده و چقدر باید بود و مفید بود.

    بر خلاف تعهداتمان و بر خلاف اصولی که با کمک هم تبیین کردیم، حتی اگر حساس هستید لحظاتی از این فیلم را ببینید. مظلومیت حیات وحش کشور را نظاره کنید. ظلم را ببینید ولو با سختی، شاید، شاید و باز هم شاید برای حیوانات بی زبان، صدایی باشیم مفید.

    مشاهده فیلم قتل شنیع یک کاراکال در بادرود

    دیده بان حقوق حیوانات ضمن تاکید بر غیر قاونی بودن این اقدام، از ارگانهای مسوول انتظار پیگیری مناسب را دارد. متاسفانه این فیلم نیز همچون فیلمهای دیگر کشتار ناجوانمردانه حیوانات، درگوشی های موبایل دست به دست می چرخد و تبلیغ میشود. برای جلوگیری از کمک به این روند، این فیلم به فرمت غیر قابل استفاده در گوشی های تلفن همراه تبدیل شده است.

    کاراکال گربه ای زیبا

    اطلاعاتی در مورد کاراکال یا سیاه‌گوش(از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

    طبقه‌بندی علمی
    فرمانرو:     جانوران
    شاخه:     طنابداران
    رده:     پستانداران
    راسته:     گوشت‌خواران
    خانواده:     گربه‌سانان
    زیرخانواده:     گربه‌سانان کوچک
    سرده:     Caracal
    گونه:     C. caracal
    نام دوجمله‌ای
    Caracal caracal

    سیاه‌گوش یا کاراکال یا منگوله‌گوش گربه‌سانی کوچک است که در خاورمیانه و آفریقا می‌زیَد.

    سیاه‌گوش یکی از سنگین‌ترین و سریع‌ترین گربه‌های کوچک است و مطالعات ژنتیکی نشان می‌دهد که گربه طلایی آفریقایی و سِروال نزدیک‌ترین خویشاوندان این گربه‌سان‌اند.
    این جاندار را به‌دلیل موهای بلند سیاه‌رنگی که بر روی گوش دارد سیاه‌گوش می‌نامند. کاراکال نام علمی این جاندار است که آن نیز برگرفته از قره‌قولاق یا قره‌قولاخ در زبان ترکی به معنی سیاه‌گوش است.

    کاراکال را نباید با گربه‌سان دیگری به نام وشق با نام علمی (Lynx لینکس) اشتباه گرفت که او نیز به جهت گوش‌های سیاهش سیاه‌گوش هم نامیده می‌شود. این دو جانور شباهت ظاهری زیادی به هم دارند و تا مدتها در طبقه‌بندی‌های علمی جانورشناختی نیز سیاه‌گوش را در سردهٔ Lynx قرار داده و از وی با نام‌هایی چون لینکس ایرانی یا صحرایی یا آفریقایی یاد می‌کردند. اما امروزه این جاندار را در سردهٔ خاص خود در زیرخانوادهٔ گربه‌سان‌های کوچک قرار می‌دهند.

    رابطه با شیر
    این جانور را در قدیم پروانه، پروانک، فَرانَک و شاطر شیر هم می‌گفتند. که این نام‌ها به ارتباط بوم‌شناختی این حیوان با شیر اشاره دارد. در مناطقی که این دو جاندار در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند ارتباط نزدیکی میان آن دو دیده می‌شود و سیاه‌گوش بسیاری از اوقات از شکار شیر تغذیه می‌کند.

    وابستگی متقابل شیر و سیاه‌گوش در آفریقا را بوفون، طبیعت‌دان قرن هجدهمی فرانسوی، توضیح داده‌است؛ در نواحی حاره آفریقا سیاه‌گوش در کنار شکارچیان بزرگی مثل شیر، کفتار و پلنگ زندگی می‌کند و به دلیل جثهٔ کوچک و ضعیف‌تر خود برای یافتن طعمه مشکلات زیادی دارد، از همین رو معمولأ ناچار می‌شود به باقی‌ماندهٔ غذای همنوعان قدرتمند خود اکتفا کند ولی به دلایل امنیتی معمولأ ترجیح می‌دهد از غذای شیرها استفاده کند، چرا که شیر وقتی سیر می‌شود به هیچ حیوانی آسیب نمی‌زند، حتی در زمان برانگیخته شدن عصبانیت شیر هم با توجه به چابکی خود می‌تواند به سرعت خود را به نزدیک‌ترین درخت رسانده و از درخت بالا برود و شیر برخلاف پلنگ نمی‌تواند به‌خوبی او را تعقیب کرده و بالای درخت برود. به همین دلیل حتا گاهی دیده‌می‌شود که سیاه‌گوش برای تغذیه کاملأ در کنار شیر قرار می‌گیرد. از سوی دیگر سیاه‌گوش گاهی ناخواسته راهنمای شیر در پیدا کردن شکار می‌شود؛ قوهٔ بویایی سیاه‌گوش بسیار قوی‌تر است و شیر با کمک شامهٔ تیز سیاه‌گوش می‌تواند حیوانات شکار را از فرسنگ‌ها دورتر پیدا کند.[۲] در ادبیات فارسی کلاسیک تفسیرهایی دیگری از این ارتباط متقابل شده است، برای مثال در آنندراج آمده‌است: «… و به شاطر شیر مشهور است که زیادتی صید شیر قسمت اوست و… جانور مسطور پیشاپیش شیر رود و بانگ دهد تا جانوران دیگر از آمدن شیر آگاه شوند و احتیاط نمایند.» و در گلستان سعدی: «به سیاه‌گوش گفتند ترا ملازمت شیر به چه سبب اختیار افتاد، گفت تا فضلهٔ صیدش می‌خورم.»[۳] و خاقانی در این دو بیت تفسیر صحیح‌تری از این رابطه دارد:[۴]
    شاها غضنفری تو و پروانهٔ ِ تو من         پروانه در پناه غضنفر نکوتر است
    پروانه‌وار بر پی شیران نهند پی         تا آید از کفلگه گوران کبابشان

    ویژگی‌های جسمی
    یک سیاه‌گوش آماده برای شکار

    سیاه‌گوش از نظر ظاهری به سیاه‌گوش اورآسیا شباهت دارد ولی کوچک‌تر است و جثهٔ لاغرتر و ظریف‌تر و دست و پای کشیده‌تری دارد. جنس نر کمی از ماده بزرگ‌تر است. وزن بدن بین ۱۶ تا ۲۲ کیلوگرم، طول بدن ۵۵ تا ۹۰ سانتی‌متر به اضافه ۲۲ تا ۳۴ سانتی‌متر دم و ارتفاع در ناحیه شانه ۴۰ تا ۴۵ سانتی‌متر است. رنگ پوست بین قرمز شرابی، خاکستری، خاکی و گاه سیاه متغیر است. بچه‌ها خال‌های قرمز رنگ در ناحیه زیرین بدن دارند و رنگ بدنشان تیره‌تر از بالغان است. پوزه، گردن و قسمت‌های زیرین بدن کاراکال نیز سفید است و خط ِ اشک ِ سیاه‌رنگی دارند که از گوشهٔ چشم تا دماغ امتداد می‌یابد. صورتی کوچک با گوش‌های بلند دارند که موهایی سیاه‌رنگ به ارتفاع ۵ سانتیمتر بر آن روئیده‌اند. گوش‌های کاراکال از گوش تمامی گربه‌سانان دیگر بزرگ‌تر است. گوش‌ها توسط ۲۰ عضله مختلف کنترل می‌شوند. این دستگاه حساس شنوایی امتیاز بزرگی در یافتن شکار برای کاراکال محسوب می‌شود.
    زیست‌گاه

    زیست‌گاه سیاه‌گوش استپ‌های خشک، نواحی نیمه‌بیابانی، بوته‌زارها، ساوانا و جنگل‌های کم‌درخت است و به‌ندرت در نواحی همیشه سبز و جنگل‌های کوهستانی دیده می‌شود.

    این حیوان در آفریقا (به‌ویژه در نواحی جنوبی) و آسیا از شبه جزیره عربستان تا غرب هندوستان زندگی می‌کند.

    طعمه

    انواع جوندگان از جمله خرگوش‌ها شکار اصلی این حیوان است. گاه به حیوانات بزرگ‌تر از خود همچون غزال، بزهای کوهی کوچک و بچه‌های شترمرغ هم حمله می‌کند و از کوچک‌ترین گربه‌سانانی است که توانایی شکار حیوانات بزرگ‌تر از خود را دارند. وی برای شکار حیوانات بزرگ پس از پریدن بر پشت آن‌ها و گرفتن گردن با آرواره، گلوی آن‌ها را می‌درد. در هنگام شکار حیوانات بزرگ (بزرگ‌تر از خرگوش صحرایی) به خوردن امعا و احشای داخلی بدن و بخش‌های مرغوب‌تر گوشت اکتفا می‌کنند.

    مهارت وی در شکار پرندگان نیز ستودنی است. کاراکال می‌تواند با پریدن در هوا یک یا حتی چند پرنده را بقاپد. توانایی بالای کاراکال در پرش و کوهنوردی موجب شده تا احتمالاً بهترین شکارچی خرگوش صحرایی باشد.

    کاراکال‌ها می‌توانند به مدت طولانی بدون آب زندگی کنند و آب بدن خود را از تا حد زیادی از بدن شکار تأمین می‌کنند.

    رفتار
    سیاه‌گوش تک‌زی و به‌شدت قلمروطلب است. عمدتاً شب‌گرد و شب‌کارند ولی گاهی، به‌ویژه در نواحی خنک‌تر، در روز هم دیده می‌شوند. محدودهٔ قلمرو برای نرها بین ۳۱ تا ۶۵ کیلومتر مربع و برای ماده‌ها ۴ تا ۳۱ کیلومتر مربع است.
    تولید مثل

    کاراکال‌ها چند همسر اند. جفت‌گیری کاراکال‌ها در تمام طول سال امکان‌پذیر است اما در زمانی‌که تغذیه مناسبتر باشد محتمل‌تر است چون تغذیه مناسب به باروری جنس ماده کمک می‌کند.

    دورهٔ بارداری ۶۸ تا ۸۱ روز است و تعداد توله‌ها بین ۱ تا ۶ است، البته کاراکال‌هایی که در طبیعت زندگی می‌کنند حداکثر ۳ توله به دنیا می‌آورند اما در مورد حیوانات در اسارت که تغذیه مناسبی دارند این رقم می‌تواند بالاتر رود. توله‌ها از ۴ تا ۶ هفتگی گوشت می‌خورند و مادر آنان را در ۴ تا ۶ ماهگی از شیر می‌گیرد. توله‌ها در ۹ یا ۱۰ ماهگی مستقل می‌شوند ولی معمولاً تا ۱۴ یا ۱۵ ماهگی بالغ نمی‌شوند.

    سیاه‌گوش و انسان

    طبیعت رام‌شونده و مهارت شکارگری بالای این حیوان موجب شده تا آن را از روزگاران باستان به عنوان حیوان شکاری اهلی کنند. به روایت شاهنامه فردوسی، تهمورث اولین کسی بود که سیاه‌گوش را به همراه یوز، شاهین و باز اهلی کرد. البته سیاه‌گوش در مقایسه با خویشاوند گربه‌سان خود یوز، حیوانی کوچک‌تر، ضعیف‌تر و کندتر است به همین جهت یوز حیوان شکاری بسیار مرغوب‌تر و محبوب‌تری از سیاه‌گوش بود و سیاه‌گوش بیشتر برای شکار حیوانات کوچک مثل خرگوش‌ها و غزال‌های جوان پرورش داده می‌شد. علی نسوی که خود متخصص نگهداری از حیوانات شکاری بود در بازنامه خود می‌نویسد که سیاه‌گوش فقط برای شکار خرگوش صحرایی مناسب است با این حال از یک استاد دیگر این فن، ابوالقاسم اصفهانی، نقل می‌کند که سیاه‌گوش توانایی شکار مرغابی، هوبره و درنا را هم دارد.[۲]

    سیاه‌گوش امروزه نیز گاهی به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شود و به‌خوبی با زندگی در کنار انسان خو می‌گیرد. شکار این حیوان برای استفاده از پوستش به‌ویژه در غرب و مرکز آفریقا تهدیدی برای ادامهٔ حیات اوست.

    بسیاری از کشاورزان این حیوان را آفت می‌دانند چون ممکن است به حیوانات خانگی همچون ماکیان یا گوسفند و بز حمله کند. دیدن سیاه‌گوش‌ها در حیات وحش حتی در مناطقی که فراوانی زیادی دارند، به‌ندرت اتفاق می‌افتد چراکه این حیوان خود را به‌خوبی پنهان می‌کند.

  • ذبح شرعی گاو و شتر با تصادف

    تابناک نوشت: دام های سنگین در کشتارگاه قدیمی سبزوار با تصادف ساختگی ذبح می شود .

    به گزارش واحد مرکزی خبر ، معاون عمرانی و برنامه ریزی فرمانداری سبزوار گفت: دراین کشتار گاه 30 ساله ، دستگاه شوکر برای ذبح دام های سنگین وجود ندارد و به جای آن با واردکردن ضربه از طریق برخورد خودرو به گاو یا شتر حیوان را دچار شوک می کنند و پس از آن حیوان را به شیوه شرعی ذبح می کنند .

    محمد کلاته افـزود: در این کشتارگـاه که پنج هکتار مساحت دارد روزانه هزار رأس دام سبک و سنگین ذبح می شود .

    معـاون عمرانی و بـرنامه ریزی فـرمانداری سبزوار گفت : جمعیت 240 هزار نفری شهر سبزوار و 400 هـزار نفری این شهرستان که برای ذبح دام به این کشتارگاه مراجعه می کنند نیازمند یک کشتارگاه جدید با وسایل جدید است .

    کلاته افـزود : هشت سال قبل 2 میلیارد تومان تسهیلات برای ساخت کشتارگاه جدید سبزوار به یک نفر از اهـالی تربت حیدریـه پـرداخت شد که این فرد فقط چند سوله در محل کشتارگاه جدید بر پا کرد و با نیمه تمام رهـا کردن کار این بودجه را در محل دیگری هزینه کرد .

  • حمل شتر قربانی به روشی وحشیانه

    مهر نوشت: برگزاری یک مراسم در منطقه الجهرای کویت که در آن یک شتر باید قربانی می شد، موجبات انتقال عجیب این شتر را به محل قربانگاه فراهم آورد.

    به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه الرای کویت امروز با انتشار تصویری از انتقال عجیب یک شتر به محل برگزاری یک مراسم سنتی در منطقه الجهرا خبر داد.


    بر این اساس، این شتر به وسیله یک جرثقیل بر روی خودروی موردنظر گذاشته شده است تا انتقال آن به محل قربانگاه ساده تر باشد.

    الرای در پایان با اشاره به اینکه قربانی شدن این شتر در این مراسم موجبات این نقل و انتقال عجیب را به وجود آورده است، ابراز امیدواری کرده که گوشت قربانی نوش جان حاضران در مراسم شود.

  • انسان، حیوان، توحش+ تقاضای کمک

    از انتشار چنین خبری متاسفیم.

    گربه ای در استان گیلان توسط فردی از خدا بی خبر و بوسیله یک میله فلزی مضروب شده و دچارگسستگی و تغییر فرم ستون فقرات شده. طبق گزارش دامپزشکی، حیوان معصوم با این درد جانفرسا به مدت حد اقل سه هفته و به سختی با مرگ دست و پنجه نرم کرده. متاسفانه گربه فوق از دو پا فلج شده و بی اختیاری ادرار گرفته. از طرفی سوء تغذیه شدید سبب ضعف مفرط این مخلوق معصوم شده.

    شانس با این گربه یار بوده و در حال حاضر در منزل یکی از بندگان خوب خدا و فرشته ای مهربان برای حیوانات، سرنوشتی نامعلوم اما دردناک را به انتظار نشسته.

    دیده بان حقوق حیوانات ضمن تشکر قلبی از سرکار خانم محجوب، عاشق و حامی گرانقدر حیوانات در گیلان، ازعزیزانی که امکان هر گونه کمکی برای بهبود حال یا کاهش آلام حیوان مورد اشاره دارند تقاضا دارد جهت کمک به این دوست گرانقدر از طریق ایمیل زیر ما را مطلع فرمایند.

    animalrightswatch@yahoo.com

    متاسفانه، هفته گذشته نیز خبری مشابه از عزیزان دریافت کردیم که عین مطلب ارسالی سرکار خانم محجوب چنین است:

    “آقاي فرهاد جوادی از دوستداران و فعالين حقوق حيوانات در گيلان (مقيم شهرستان لاهيجان) حوالي ساعت 9 شب (به تاريخ 28/9/89) با شنيدن صداي كوبيده شدن جسمي به دروازه ي خانه اش سراسيمه براي باز كردن در به حياط ميرود. در كمال ناباوري كيسه اي حاوي 4 بچه گربه ي چند روزه را مي بيند كه محكم به در كوبيده شده اند. يكي از بچه گربه ها سپر بلاي بقيه شده و از ناحيه دهان به شدت آسيب ميبيند، بطوري كه مجبور به راحت كردن حيوان ميشوند اما بقيه سالم ميمانند. هم اكنون نيز بوسيله ي ايشان نگهداري ميشوند.
    آقاي جوادی ضمن ابراز ناراحتي شديد از اين اقدام وحشيانه از بنده خواستند اين خبر را به گوش همه ي حيوان دوستان برسانم.”

    با توجه به درگیری شدید ایشان تهیه عکس ممکن نبود.

    _______________ تکمیلی ________________

    خبر مرتبط/ سرنوشت این گربه را در خبر زیر بخوانید:

    انسان، حیوان، ترحم

  • به خطر انداختن کوسه ها برای اهداف غیر انسانی

    تابناک نوشت:

    يك نويسنده اسرائيلي اعلام كرد كه موساد از كوسه ماهي‌ها براي اهداف نظامي استفاده مي‌كند.

    به گزارش ايسنا، يائير سار، نويسنده و تحليل‌گر اسرائيلي روزنامه ” اسرائيل هايوم” طي مقاله‌اي عنوان داشت:‌ سرويس اطلاعات اسرائيل(موساد)، براساس يك برنامه محرمانه تحت عنوان “آرواره درنده 10” از كوسه‌هاي آموزش ديده براي اهداف نظامي استفاده مي‌كرده است.

    وي در ادامه افزود:‌ اين طرح با همكاري نيرو دريايي اسرائيلي صورت مي‌گيرد.

    در اين طرح از كوسه‌هاي آموزش ديده براي انجام عمليات‌ها خارج از آب‌هاي منطقه‌اي اسرائيل و شكنجه برخي از بازداشت شدگان و شناسايي غواص‌هاي دشمن استفاده مي‌شود.

    يائيرسار، هم‌چنين تاكيد كرد: اين كوسه‌ها به مدت سه الي شش ماه در سواحل اريتره آموزش مي‌بينند و بعد از بنادر اسرائيل فرستاده مي‌شوند.

    اين در حالي است كه شناگران و توريست‌هاي خارجي در سواحل شرم الشيخ مورد حمله كوسه‌هاي وحشي قرار گرفته‌اند. هنوز علت اين حملات مشخص نشده است.

    يائير سار هم‌چنين تاكيد كرد:‌ وجود ارتباط بين اين كوسه‌هاي آموزش ديده و حملات اخير در سواحل مصر بعيد است.

    وي در ادامه افزود:‌ برخي از ماموريت‌هاي اين كوسه‌ها نزديك شدن به سواحل ايران براي زير نظر گرفتن بنادر اين كشور از طريق سيستم‌هايي كه بر روي باله‌هاي آنها كار گذاشته شده مي‌باشد.

    (بیشتر…)

  • قاچاق سنجاب؛ تجارت تازه سوداگران حیات وحش ایران

    مهر نوشت:

    بازار قاچاق حیوانات وحشی در تهران این روزها اسارتگاه سنجابهای ظریف و کوچکی است که با تخریب زیستگاههایشان در بلوط زاران زاگرس به دام سوداگران حیات وحش افتاده و از جنگلهای لرستان و کردستان به تهران و دیگر شهرهای ایران قاچاق می شوند.

    به گزارش خبرنگار مهر، با وجود اینکه شدت یافتن تخریب زیستگاههای سنجاب ایرانی در میان بلوط زاران زاگرس اصلی ترین عامل کاهش جمعیت این گونه محسوب می شود اما شکل گیری باندهای مخوف قاچاق حیوانات وحشی و شکار غیر مجاز تبدیل به تهدیدی ویرانگر برای نسل این جونده ی تیزپا و پرجنب و جوش شده است.

    شکار و زنده گیری سنجابها در جنگلهای بلوط زار زاگرس همراه با به آتش کشیدن زیستگاههایشان حادثه ای ناگوار است که این روزها نگرانی علاقمندان به طبیعت و محیط زیست کشور را به همراه داشته است.

    این روزها برخی میادین شهرهایی مانند تهران محل تجمع فروشندگان وحوشی است که از طبیعت به شکلهای گوناگون زنده گیری شده و در قفسهای آهنی برای فروش به معرض دید تماشاگران گذاشته شده است.

    از سویی تمایل به نگهداری حیوانات در منزل طی سالهای اخیر به دلیل زیبایی و یا هر نوع جذابیت دیگر به عنوان یک فرهنگ غلط و طبیعت ستیزانه در میان مردم رواج یافته است به طوری که به دلیل فقر فرهنگی و نبود آموزشهای همگانی حیات گونه های مختلف جانوری در معرض تهدید است.

    در این میان سنجاب ایرانی در جنگلهای بلوط زاگرس هدف گروهی از قاچاقچیان سودجو قرار گرفته و بیرحمانه سر از بازارهای نحس شهرهای بزرگ درآورده است. اغلب این سنجابها از کوهستانهای لرستان و کردستان زنده گیری و به شکلهای قاچاق از بازارهای تهران سر در می آورند.

    اسماعیل کهرم متخصص محیط زیست در این باره معتقد است: اگر ماموران سازمان حفاظت محیط زیست سری به خیابان مولوی و یا خانه های پشت چهار راه مولوی بزنند متوجه مخفی شدن فروشندگان غیرمجاز حیات وحشی خواهند شد که هزاران گونه جانوری را در قفس نگه داری و با قیمتهای مختلف به فروش می رسانند.

    به عقیده وی، سازمان محیط زیست ایران در خواب است که چنین بی رحمانه و برخلاف قانون قاچاقچیان حیوانات وحشی و سوداگران طبیعت ستیز، زندگی وحوش را به خطر انداخته و برای نمونه حیات گونه سنجاب ایرانی را با زنده گیری و تخریب زیستگاه و البته استفاده از شیوه های مبتکرانه به دام می اندازند.

    این استاد دانشگاه اضافه می کند: گونه های مختلف جانوران وحشی به سادگی در بازارهای تهران و اصفهان و دیگر شهرها دست به دست می شود و کسی نیست که با این خیانت آشکار به محیط زیست مبارزه کند.

    او معتقد است: جنگل زاران بلوط زاگرس مدیون شیطنت سنجاب ایرانی است چرا که سنجاب با پنهان کردن دانه های بلوط در خاک برای ایجاد ذخیره غذایی فرصت رشد درختان بلوط را در طی سالیان سال فراهم کرده است. سنجاب فراموش می کند دانه های بلوط پنهان شده را پیدا کند و این فرصتی است تا جنگلهای زاگرس از میان کوهساران پر شکوه سر برآوردند.

    به استناد دیدگاههای دکتر کهرم، سنجابها تمام درختان بلوط را کاشته اند ولی امروز سوداگران مرگ و قاچاقچیان بی شرم حیات وحش با به آتش کشیدن زیستگاهشان و خشکاندن درختان بلوط و با پهن کردن دامهای مخوف سنجابهای تیزپا را به دام می کشند.

    هومان خاکپور فعال محیط زیست و متخصص منابع طبیعی نیز در این باره معتقد است: بعد از آنکه قاچاقچیان حیوانات گونه هایی مانند سنجاب زاگرس را زنده گیری می کنند برای انتقال آن به شهرهای مانند تهران آنها را در صندوقهایی مخفی می کنند که به دلیل نبود اکسیژن بسیاری از آنها تلف می شود.

    وی می افزاید: سنجابها گونه های خاص و ویژه هستند، از میوه، جوانه ها، برگ و پوست درختان بلوط تغذیه می کنند  و در محدوده ی جنگلهای زاگرس – بلوط غرب – که از آذربایجان غربی شروع شده و تا بخشی از استان فارس ادامه می یابد پراکنش دارند.

    خاکپور می گوید: سنجابها با مدفون کردن میوه های بلوط در زیر خاک نقش بسزایی در زادآوری طبیعی جنگلهای بلوط دارند اما با رشد فرهنگ غلط نگهداری از این حیوان به عنوان حیوان خانگی، جمعیت این حیوان مفید و کارنده بذر بلوط در طبیعت کاهش یافته و تجدید حیات طبیعی جنگلهای بلوط غرب با خطر مواجه می شود.

    وی تاکید دارد: به دلیل اینکه سنجابها درختان بلند و کهنسال را به درختان کوتاه و پر شاخ و برگ ترجیح می دهند باندهای شکار و قاچاق – عمدتا در استانهای لرستان و کردستان – برای به دام انداختن آنها با روشن کردن آتش در زیر این درختان بلوط، سنجابها را مجبور به پریدن و اسارت در درون کیسه های از پیش تدارک دیده می کنند و تجارت کثیفی را در بازار تهران راه می اندازند.

    به گفته وی، این افراد ناآگاهانه نسل این حیوان را در معرض خطر انقراض قرار داده و حیات جنگلهای بلوط غرب را – از نظر زادآوری و تجدید حیات طبیعی و همچنین خطر بروز آتش سوزی در جنگلها به مخاطره می اندازند.

  • دستگاه خودکار فروش خرچنگ زنده!

    تابناک نوشت:

    مردم چین علاوه بر هله‌هوله‌هایی مانند چیپس و شکلات از این به بعد می‌توانند از دستگاه‌های خودکار نصب‌شده در مکان‌‌های‌عمومی خرچنگ زنده خریداری کنند!
    در بسیاری از ایستگاه‌های مترو در جنوب چین این دستگاه‌های جدید نصب شده است و مردم می‌توانند با انتخاب اندازه خرچنگ و انداختن سکه در دستگاه، خوراکی خود را تر‌و‌تازه تحویل بگیرند.
    خرچنگ زنده یکی از غذاهای مورد علاقه مردم منطقه جنوب‌چین است و به‌همین خاطر استقبال بسیار خوبی از این دستگاه‌های خودکار شده است.
    قیمت خرچنگ‌ها بر اساس اندازه آنها متفاوت است و این دستگاه آنها را در دمای 5‌درجه سانتیگراد نگهداری می‌کند. با وجود اعتراض حامیان حقوق حیوانات، خرچنگ‌ها برای فاسد‌نشدن در این دما فریز می‌شوند اما هنوز زنده هستند!

  • نمونه ای شرم آور از رفتار آدم با حیوان/ فیلم

    از انتشار این فیلم متاسفیم. طبق اظهار فرستنده، این تصاویر مربوط است به پارک ملی خبر.

    امیدواریم روزی بشر درک کند در طبیعت، موجودات رقیب او نیستند، شریک اویند.

    کشتن یک کفتار به دست بشر