سرنخ در سازمان محیط زیست است!

دیده بان حقوق حیوانات/ مژگان جمشیدی*: هرساله با فرا رسیدن فصل سرما، مسئله شکار شیوخ عرب و تاراج اندک باقیمانده حیات وحش کشورمان داغ ميشود؛ شیوخی که سالها و بلکه بیش از 4 دهه است ایران را به واسطه غنای گونهای و قانونمند نبودن اش به عنوان یکی از بهترین و آزادترین مقاصد شکار خود انتخاب ميکنند و این بدعتی است که از پیش از انقلاب هم وجود داشته و متاسفانه در بعد از پیروزی انقلاب هم تشدید شده است. صرفنظر از اینکه شکار غیر مجاز اتباع عرب در ایران در برخی سنوات گذشته چه منافع مادی برای برخی افراد و مدیران و سازمانهای ذیربط حتی سازمان محیطزیست داشته، اما سازمان محیطزیست غالبا در چهاردهه اخیر اصلی ترین مخالف این پدیده بوده است. با این حال همچنان شیوخ عرب در بهترین مناطق ایران و با غارت گونههای کمیاب پرندگان شکاری وشکار هوبره یکه تازی ميکنند. سمنان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و فارس در هفته های اخیر شاهد تخلفات و کشفیات عدیده ای از این دست بودهاند و قطع یقین دهها مورد دیگر هم بوده که از چشم ماموران محیطزیست بهدور مانده است.

در همین حال 20 روز قبل سید احمد نبوی مدیرکل بازرسی سازمان محیط زیست در جمع خبرنگاران گفت: «شیوخ عرب با چه مجوزی وارد کشور ميشوند که ميتوانند گرانترین و نادرترین پرندگان کشور را شکار کنند؟» به گفته او «چهار نفر از این شیوخ عرب در همان زمان در کرمان توسط محیطبانان دستگیر و به مقامات قضایی تحویل داده شدهاند اما آزاد شدهاند.» و حالا همین چهار نفری که توسط دستگاه قضایی آزادشدند چند روز قبل با لاشه شکار هوبره در استان فارس دستگیر شدند. برای این پرسش که شیوخ عرب با چه مجوزی وارد کشور ميشوند پاسخی نميتوان داد، اما ميتوان این پرسش را از دولتمردان و مسئولان ارشد قضایی کشورمان داشت که آیا بهراستی اگر با اتباع عربی که دشتهای ایران را هر ساله خالی از هوبره ميکنند و به یغما ميبرند اگر برخوردی قانونی و محاکم ميشد آیا باز هم این افراد به خود اجازه ميدادند که به راحتی و حتی سهل الوصول تر از اتباع ایرانی در دشتهای کشورمان یکه تازی کنند؟
نگاهی به اخبار شکار شیوخ عرب در ایران در سالهای گذشته نشان ميدهد که تقریبا هر ساله موارد متعددی بوده که متخلفان توسط محیطزیست دستگیر و تحویل محاکم قضایی شدند و متخلف دوباره وچند باره سر از مناطق حفاظتشده وشکار مجدد درآورده به طوریکه گاهی دریک فصل یک نفر 5 تا 6 بار به دادگاه معرفی شده و هر بار دوباره جرمش را تکرار کرده است.

از سوی دیگر به نظر ميرسد سازمان محیطزیست هنوز نتوانسته سیاست واحدی را در قبال این پدیده شوم و ننگین اتخاذ کند به طوریکه یک استان به شکارچی عرب مجوز تردد ميدهد و استان دیگر شکارچی عرب را دستگیر ميکند! البته موارد دیگری هم بوده در سالهای گذشته که خود سازمان عملا راه را برای شکارچیان عرب باز نگه داشته و اتفاقا آن مدیران اگر چه امروز در استانهای جنوبی نیستند اما در سایر استانها مشغول به خدمت اند بیآنکه کسی به تخلفات شان رسیدگی کرده باشد.
بنابراین بهتر است جناب نبوی برای اینکه دریابد اتباع عرب با چه مجوزی برای شکار وارد کشور ميشوند سرنخ ها را از داخل همان سازمان محیطزیست جستوجو کند.
* قانون
فساد بیداد میکنه و کسی هم نمیتونه جلوش رو بگیره و این پوله که حرف اول و آخر رو میزنه انسانیت چه معنایی میده.البته خود ما هم مقصر هستیم.همین چند وقت پیش تو پربیننده ترین برنامه صدا و سیما(برنامه نود)بازیکن استقلال جاسم کرار(کرار جاسم)رو میارن تا الگویی باشه برای جوانها که وقتی عکسشو نشون میدن که یک روباه رو شکار کرده خیلی راحت و با خنده مجری برنامه(آقای فردوسی پور)از این موضوع میگذره.اگر به حیطه کاری شما مربوط نمیشه پس چرا نشون دادید و چرا وقتی اون شخص با افتخار از کارش دفاع کرد موضع خاصی نگرفتید حالا بماند که این فرد توی گوش داور ما زده و به مردم ما توهین کرده و غیره.اون وقت ما چطور میخوایم الگو سازی کنیم.بهترین راه مقابله با این کارهای آموزش و آگاهی درست دادن به مردمه تا اجازه ندن هر که هر کاری خواست با طبیعتشون انجامه بده چون این سرمایه گرانبها مطعلق به خود اوناست.
ابتکار نامی بجاست.. برای تصمیمات مبتکرانه.. طرح های مبتکرانه .. شکار کش بی مجوز میکشه، شکارچی با مجوز تحریم میشه..
پلنگ ماده رو تو جاده گلستان ماشین میزنه.. بعد از چند وقت بچه پلنگ رو … شکار تو کوله چوپان منطقه س… خاک دنیای ما رو ورداشته و سرطان گرفتیم تو تابستون و زمستون… طرف میره تو قرق واسه خودش با خیال امن و بدون هماهنگی با محیطبان البته!! شکار میکنه.. جاده ها وسط کوه و جنگل به معدن ها کشیده میشه تا این گوهر های زیر خاکی تبدیل به هزار میلیاردها بشن.. م
ای سخن های گرانت ابتکار…. حرف بی سود و زیانت ابتکار
ای که در دشت و دمن گردیده ای…. ای که در قانون وری ورزیده ای
ای که هر چه خاک بر دنیا شدست…. گویدش از باز و از عنقا شدست
در میان جاده کشته شد پلنگ…. از میان آب جستی زد نهنگ
آن یکی را تیر زد اشکار کش… این یکی از روی کین ، یا حال خوش
کشته شد خرس و تشی و هوبره …. میکنی تحریم کبک و شب پره؟
گرچه قانون داری و صد راهکار.. یک به یک باشد گمانت، ابتکار
حال ما و دشت ما و کوه، زار…. آب کارون شد ز تلخی زهر مار
ابتکارا، راه دیگر پیش گیر….. شیر به بیشه خوش است، بیشه به شیر
.
.