حضرت ابراهيم فرزندش را به قتلگاه برد تا براي خدا قرباني كند و ثابت كند كه فرمان الهي برايش آنقدر سنديت دارد كه حاضر است جان فرزندش را فداي او كند. و فرمان الهي چيزي جز قرباني كردن خواهش هاي نفساني نيست. آن گوسفند پاداشي براي فقط ابراهيم نبي بود كه قرباني اش اسماعيل نبي بود. ما كه هستيم؟! نعوذ بالله پيامبريم؟! و آيا ما هم اگر به جاي آن رسول بزرگوار بوديم حاضر به چنين كاري مي شديم؟! نعوذ بالله هرگز! هرگز! ما كجا و سيرت رسولان كجا؟! اينجا هر كه ازدواج مي كند- هر كه خانه مي خرد- هر كه ماشين مي خرد- هر كه مي ميرد و … و … برايش حيوان بي گناهي را قرباني مي كنند! شرم باد بر ما كه هنوز نمي دانيم كه قرباني فقط براي خداست!
شما که این قدر لطیفی فکر میکنی این همه انواع غذاهای گوشتی که هر روز میخوری تو زمین کاشتن بعد مثل میوه چیدن اوردن شما میل کنی
در ضمن اونی هم که به هر دلیلی قربانی میکنه باید یاد خدا رو بیاره و گوشتشو به شکرانه اینکه خدا چیزی از لطفش بهش مرهمت کرده بده به نیازمندان و خویشاوندان اصل دلیل قربانی که در اسلام هست هم همینه تازه مستحبه روضه هم در میهمانی بعدش خونده بشه
ذبح شرعي يا مذهبي در دين اسلام و يهودي وجود دارد (در دين يهوديKosher ناميده ميشود).براساس پژوهشهاي آنسفالوگرافی الکتریکی(EEG) و الکتروکاردیوگرافی(ECG)دانشگاه دامپزشكي هانوفر آلمان (1978) و يك تز دکترای دامپزشکی دانشکده دامپزشکی تولوز (فرانسه-1992) ذبح شرعي تنها روش بدون درد براي ذبح حيوانات است (مراجعه به بخش دوم متن ادامه) جداي از اين مساله، پژوهش زير نشان دهنده اين است كه جچ قدر ذبح شرعي، از نفوذ باكتريهاي خطرناك (خصوصاً اسهال خوني) به گوشت جلوگيري ميكند
لیلا شهرستانی در امریکا زندگی میکند و در رشته میکرو بیولوژی تحصیل کرده است.
وی دوره لیسانس را در دانشگاه کالیفرنیا استیت یونورسیتی فولرتون در رشته بیولوژی و دوره فوق لیسانس را در کالیفرنیا استیت پالی تکنیک یونورسیتی در رشته میکرو بیولوژی سپری کرده است.
در جریان تحقیقات دانشگاهی جرقهای در مطالعات میان رشته بین علوم اسلامی و میکرو بیولوژی در ذهن وی زده میشود که باب جدیدی را در فعالیتهای او میگشاید.
وی درباره فعالیت علمی خود میگوید:
رشتهٔ تحقیقاتی من در میکروبیولوژی در مورد لاکتوفرین بود. لاکتوفرین یک مولکول پروتئینی است که در خون ما وجود دارد این ماده در کلستروم (آغوز) شیر مادر به میزان زیادی وجود دارد.
این ماده خاصیت ضد میکروبی دارد یا اینکه به مقدار زیادی جلوی میکروبها را میگیرد.
کاری که لاکتوفرین میکند این است که آهن را به خودش جذب میکند یعنی هر میکروبی که در قسمت لاکتروفرین باشد به خاطر اینکه آهن ندارد نمیتواند رشد کرده میکروفیلم درست کند.
ماجرا این گونه بود که در یکی از رستورانهای آمریکا به نام «جک این د باکس jack in the box» تقریباً حدود ۶ یا ۷ سال پیش اتفاقی افتاد که عدهای از اسهال خونی مردند و بعد از تحقیقات مشخص شد که علت، این نوع باکتریهایی بودهاند که در دستگاههای گوارشی مثل روده و…؛ یعنی در بدن همهٔ انسانها هستند.
ولی وقتی از طریق خوردن وارد بدن شود باعث ابتلابه اسهال خونی خواهد شد که درصد تلفاتش بالا است.
در این رستوران هم متوجه شدند که مدفوع زیر ناخن آشپز رستوران به گوشت منتقل شده و تعدادی از مشتریان را کشته است.
شرکتی که تامین کننده گوشت در آن ایالت بود به استاد بنده پروژهای را داد که بر اساس آن قرار شد لاکتوفرینها را در گوشت فعالتر کنیم که اگر باز هم میکروبی در آنها نفوذ کرد امکان رشد نیابد.
مبلغ این قرار داد ۱۵ میلیون دلار بود و چون پروژه من نیز در مورد لاکتوفرین بود با ۵ نفر دیگر کار را شروع کردیم.
متاسفانه میزان نفوذ لاکتوفرین در گوشتها در حین آزمایش متغیر بود و این امکان وجود نداشت که به ماده ثابتی برسیم که اضافه کردن آن به گوشت میزان محافظت در برابر باکتریها را افزایش دهد.
ما در لابراتوار لاکتوفرین را فعال میکردیم. (لاکتوفرین با بافری خاص تحت pHخاصی فعال میشد) در هنگام تست لاکتوفرین در حالت عادی باکتریها را از بین میبرد اما روی گوشت که امتحان میشد گاهی موفق و گاهی ناموفق بود.
من آزمایش روی نمونهها را انجام میدادم و گوشت میگرفتم و محلولهای متفاوت را آزمایش میکردم.
روزی تصادفاً دیرم شد و مجبور شدم که گوشت از منزل ببرم که گوشت اسلامی بود.
بعد از تست متوجه شدم که جوابها با گوشتهای دیگر بسیار متفاوت است.
یعنی اولاً وقتی باکتریها را میگذاشتیم درصد نفوذ باکتریها خیلی کمتر بود؛
یعنی خود باکتری بدون لاکتوفرین هم نفوذ نمیکرد
وقتی هم که میشستیم اصلاً باکتریای روی گوشت باقی نمانده بود.
کنترلر آزمایش ما آب بود. یعنی هر آزمایش با محلولی خاص صورت میگرفت و کنترل آن با آب بود.
من مشاهده کردم که وقتی باکتری به گوشت اسلامی میرسد نفوذ نمیکند و اگر هم کمی نفوذ کند با آب کاملا تمیز میشود.
سبحان الله! استادم که جواب آزمایش را دید تعجب کرد.
گفتم که امروز فرقی ایجاد شده است. من امروز گوشت حلال آوردم.
ایشان آقای دکتر نرن نایدی بود که یک هندی هستند و دکترایشان را در سوئد گرفتهاند.
دکتر نایدی که به واسطه کشف دلایل میکروبیولوژیک مرگ تعدادی از زنان که از وسایل خاص بهداشتی استفاده میکردند مشهور شدهاند؛
به من گفتند که خودشان ـ با اینکه مسلمان نیستند ـ از گوشت حلال استفاده میکنند.
در لابراتوار بعضی برایشان سوال شده بود که این چه گوشتی است که این قدر نسبت به نفوذ باکتریها مقاوم است.
استاد ما در حالی که سالن را ترک میکرد گفت این گوشتی است که هرگز به شما اسهال خونی نمیدهد!
نکته جالب اینکه سازمان گوشت امریکا برای تمیز نگه داشتن گوشت ۱۵ میلیون دلار خرج میکند تا این آقا اسپریی برایشان بسازد که به گوشت بزنند و مقاوم شود
و آن وقت خود او میداند که اگر گوشت اسلامی باشد دیگر نیازی به آن همه هزینه نیست.
بر میگردم به مبحث لاکتوفرین؛
لاکتوفرین آهن ر
ا به خودش میگیرد و برای همین وقتی آهن نباشد باکتریها نمیتوانند رشد کنند.
وقتی گوشت را اسلامی سر میبریم اول شاه رگ زده میشود بدون اینکه نخاع قطع شود.
وقتی شاه رگ قطع میشود از آنجایی که نخاع قطع نشده قلب هنوز در حال تپیدن است.
وقتی قلب میزند همه خون از بدن خارج میشود و از آنجا که تمام آهن در گلبول قرمز است هنگامی که همه خون خارج میشود دیگر گوشت آهن ندارد و به خاطر همین نیازی به لاکتوفرین برای از بین بردن آهن نیست.
و باکتریها هم به علت نبود اهن در خون جذب نمیشوند و اگر بشوند با شستشو با آب ساده از بین میروند.
گرچه استاد ما با همان ایدهای که از گوشت اسلامی گرفت آن مبلغ را دریافت کرد و اسپری خاصی را هم ساخت و نهایتاً حق را منکر شد اما برای خود من این نکته بسیار مهم بود که حساسیت اسلام به نجاست خون ازین جهت است که در تمام فضای اطراف ما صدها بلکه هزاران نوع باکتری وجود دارد که به شدت جذب آهن میشوند و وقتی دست شما خون میآید امکان جذب باکتریها به وسیله آهن خون بسیار بالا است؛ بنابر این در معرض انواع عفونتها هستید اما اگر با دقت (یک بار یا سه بار) دست خونی خود را آب بکشید راه نفوذ باکتریها را بستهاید.
من با پروفسور هشام ابراهیم در مورد این تحقیق صحبت کردم که إن شاءالله چاپ بشود اما ایشان پیشنهاد دادند که بهتر است زیر نظر یک استاد غير مسلمان انجام شود تا نتايج آن در مجامع علمي امريكا چاپ شود كه به دنبال آن هستم.
چرا سگ و خوک نجس هستند
از این هزاران هزار باکتری که در اطراف ما وجود دارد ما تنها نسبت به بعضی از انها حساس هستیم . آن هم تنها آن ویروس ها و باکتری هایی که می توانند به سلول ها ی بدن ما متصل شوند چون این بکتری ها مانند پازل هستند که فقط تکه هایی که با ان ها مشابهت دارند به انها وصل می شوند . مثلا ویروسی که گیاه تنباکو را بیمار می کند شما را بیمار نمی کند اما در مورد حیوانات چنانچه تماس انسان با انها زیاد باشد امکان تغییر در ساختار باکتری های انان هست که باعث بیماری ما بشوند.
در مورد حیوانات نجس این تشابه ساختار بسیار زیاد و سریع است و بنابر این سگ و خوک به علت اشتراکی که می توانند با ما در ساختار بیماری ها و شکل باکتری ها داشته باشند کلا نجس اعلام شده اند . البته باز تاکید می کنم در این موارد جنبه عبادی بر جنبه بهداشتی مقدم است و اصل بر تبعیت از شرع اسلام است زیرا درک تمامی موارد فقهی با علم اندک امروز امکان ندارد ” و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا ” با این وجود ما در مورد علت محرم بودن خواهر و برادر های رضاعی و یا علت حرمت مشروبات و با حرمت موسیقی تحقیقات بایولوژیکی انجام دادیم و به پاسخ های قانع کننده ای رسیدیم .
ذبح اسلامی کم دردترین روش ذبح برای حیوانات
(نتایج پژوهشهای علمی)
حتی اگر بخاطر سلامتی خود اصراری برای مصرف گوشت ذبح حلال ندارید، لااقل بخاطر رنج نبردن حیوانات در زمان ذبح هم که شده متقاضی و مصرف کننده گوشت حلال باشید. تا از این طریق به اشاعه ذبح حلال کمک کرده باشید.
در دین اسلام و یهود روش خاصی برای ذبح حیوانات وجود دارد (گوشت حلال Halal) که غیر آن گوشت را حرام مینماید. گذشته از باقی ماندن خون در گوشت در روشهای ذبح غیر اسلامی (و یهودی) که موجب میشود مزه گوشت نسبت به گوشت حلال بد مزه تر شود،(و وجود خون باقی مانده برای سلامتی مضر است)، روش ذبح اسلامی (و یهودی) کمترین میزان درد و رنج را برای حیوان دارد.
اگرچه برخی منابع غربی اعتقاد دارند که روش ذبح اسلامی و کوشر (ذبح یهودی) موجب درد حیوان میشوند ولی نتیجی پژوهشی برای آن ارائه نداده اند . از جمله نظر Farm Animal Welfare Council(FAWC) در سال 2003 که صرفاً اظهار نظر است.
لیکن براساس پژوهشهای علمی دانشمندان آلمانی و فرانسوی روش ذبح اسلامی (و یهودی) کمترین میزان درد و رنج را برای حیوان دارد.
شروط ذبح اسلامی
در اسلام شرایط ذبح عبارت است از:
1- مسلمان بودن ذابح
2- استفاده از چاقوی تیز
3-رو به قبله بودن
4- برش اوداج اربعه (دو رگ اصلی-نای و مری)
5- ذکر تسمیه برخی از موارد ذکر شده در روش اسلامی همچون قرار گرفتن در جهت قبله , مسلمان بودن و ذکر تسمیه جنبه معنوی و روحانی دارند و یا اگر واجد دلایل علمی باشد تاکنون بشر موفق به کشف حقایق مرتبط با آن نشده است.
ولی در خصوص روش ذبح، تحقیقات برخی دانشمندان آلمانی نشان داده که روش ذبح اسلامی در دنیا، بهترین روش انسانی به شمار میآید و دام متحمل درد کمتری نسبت به روشهای اروپایی میگردد (در ادامه ارائه شده است).
1- تحقیقات آستانه درد (پروفسور ویلهلم شازل و دکتر هزیم در دانشکده دامپزشکی هانوفر آلمان- 1978) :
آنها از طریق آزمایش ثبت آنسفالوگرافی الکتریکی(EEG) و الکتروکاردیوگرافی (ECG) در موقعیتهای مختلف مغز و قلب در همه دامها و در طی مراحل ذبح و کشتار به روشهای مختلف بررسی کردند که نتایج جالبی بهمراه داشت.
W. Schulze, H. Schultze-Petzold, A.S. Hazem, and R. Gross Deutsche Tieraerztliche Wochenschrift (German veterinary weekly) volume 85 (1978), pages 62-66
در این کوشش، آستانه درد و هوشیاری در دو روش مرسوم بی حسی با تپانچه (روش غربی) و ذبح اسلامی در گوسفند و گوساله بررسی شد. ابتدا چند الکترود بواسطه جراحی در نقاط مختلف جمجمه دام به گونه ای که سبب لمس سطح مغز شود کاشته شد. سپس اجازه بهبودی به دام برای چند هفته داده شد. در ادامه کشتار دام با دو روش ذبح اسلامی و بی حسی پیش از کشتار با تپانچه cbpصورت گرفت و ثبت آنسفالوگرافی الکتریکی(EEG) و الکتروکاردیوگرافی (ECG) انجام شد. در طی این اعمال ذبح و کشتار, آزمایش نتایج بدست آمده:
الف- ذبح اسلامی
· دوسوم ابتدایی از زمان ذبح اسلامی بر روی EEGثبت شده است. هیچ تغییری نسبت به قبل از کشتار در این نمودار دیده نمی شود. بنابر این نشان می دهد که حیوانات هیچ احساس دردی در طی یا بلافاصله پس از برش نشان نمی دهند.
· در سه ثانیه ثبت EEGیک موقعیت استراحت عمیق و بیهوشی دیده می شود. این حالت وابسته به کمیت وسیع فوران خون از بدن می باشد.
· پس از 6 ثانیه ثبت EEGمیزان صفر را نشان می دهد که هیچ احساس دردی وجود ندارد.
· پیام مغزی(EEG) به میزان صفر پایین می آید. اما هنوز قلب ضربان دارد و تشنج بدن رخ می دهد (واکنش فعال در طناب نخاعی) بنابر این حداکثر میزان خون از بدن خارج می شود و گوشتی بهداشتی برای مصرف کننده مهیا می گردد.
ب- روش غربی و بی حسی با تپانچه:
· حیوان ظاهرا پس از بی حسی هوشیاری خود را از دست می دهد.
· درد شدیدی را EEGبلافاصله پس از بیحسی نشان می دهد.
· ضربان قلب حیوان بی حس شده توسط تپانچه در مقایسه با ذبح اسلامی سریعتر متوقف شده و در نتیجه مقدار زیادی از خون داخل گوشت باقی می ماند.
2- آزمایشات برای عینیت بخشیدن میزان درد در روشهای سنتی (روش غربی) و مذهبی برای گوسفند و گوساله
Pouillaude-Bardon, Sylvie – 1992 – تز دکترای دامپزشکی دانشکده دامپزشکی تولوز (فرانسه)
Experiments for theobjectification of pain and consciousness during conventional (captivebolt stunning) and religiously mandated (“ritual cutting”) slaughterprocedures for sheep and calves. ( http://www.mustaqim.co.uk/halalstudy.htm)
در سال 2008، وزارت کشاورزی، ماهیگیری و غذای فرانسه گزارشی در خصوص ذبح مذهبی و آسایش حیوانات منتشر نمود. این گزارش حاوی مقالات علمی و تز دکترای دامپزشکی در فرانسه بود که نشان دهنده برابری و حتی اولویت ذبح مذهبی بود. این گزارش مشخصاً به تز دکترای دکتر Pouillaude اشاره میکرد که نتیجه گیری کرده بود:
“ذبح مذهبی روش کم استرس تری برای ذبح است. نتیجه تمام آزمایشات علمی پشتیبان این حقیقت است که ذبح مذهبی که به درستی انجام شود، انسانی ترین روش ذبح است زیرا کمترین آسیب روحی را به حیواناتی که قرار است ذبح شوند و از گوشتشان استفاده شود، وارد میکند”.
In2008, the French Ministry of Food, Agriculture and Fishing haspublished ASIDCOM’s Bibliographical Report on Religious Slaughter andthe Welfare of Animals, as a contribution within the framework of ameeting on animals and society organized in the first half of the year2008.[a]This report quotes scientific papers and French veterinary PhD whichsupport the equality or even possible superiority of religious slaughterto other methods of slaughter.[b]This report quotes in particular the Ph.D work of Dr Pouillaude which concludes by:
“religious slaughter would thus be a less stressing mode of slaughter. Conclusions of all the scientific experiments converge towards a firmly supported certainty: properly carried out, religious slaughter is the most humane way because it leads to less trauma to animals to be killed to be consumed for its meat”.
[a]-Contribution of the meeting on animals and society(Meeting organised in 2008 by the French Ministry of Food, Agriculture and Fishing)
[b] “Benefits of religious slaughter without stunning for animals and humans (2010)”. ASIDCOM. http://www.asidcom.org/spip.php?article79. Retrieved 2010-04-23.
Pouillaude-Bardon, Sylvie (1992). L’abattage rituel en France (The ritual slaughter inFrance). (Veterinary Ph.D. thesis). National Veterinary College ofToulouse (France).
نتیجتاً ذبح اسلامی برای حیوانات بسیار کم دردتر و انسانی تر است تا روشهای غربی در ذبح اسلامی شکافی در عرض یک ثانیه بر روی گردن انجام می شود که با یک چاقوی تیز همه رگهای گردن قطع شده و با این عمل خونریزی به سرعت و ناگهانی اتفاق میافتد. در این حالت به سرعت فشار خون از دست رفته و مغز دچار فقر خون شده و هیچگونه دردی را حیوان احساس نمی کند. در اسلام مستحب است که سر از بدن جدا نشده , و هنگام ذبح تا خارج شدن روح از بدن باقی بماند. اگر طناب نخاعی قطع شود فیبر عصبی که به قلب می رود ممکن است آسیب دیده و سبب توقف فعالیت قلب گردد. بنابراین ایستایی خون داخل عروق اتفاق می افتد. از جنبه علمی, هنگامی که برش در قسمت گردن ایجاد می شود پیام این برش به سرعت به مغز مخابره شده و مغز بدلیل کاهش فشارخون, پیامهای عصبی را از کانال نخاعی (اتصال سر به نخاع) به قلب می فرستد. در این حالت قلب با فشار بیشتری به عمل تلمبهای خود ادامه داده تا فشار از دست رفته را جبران کند. به این سبب خون بیشتری از لاشه خارج شده و بدلیل خروج خون بیشتر , گوشتی با ماندگاری طولانی و بهداشتی حاصل میشود. چاقویی که برای ذبح مورد استفاده قرار می گیرد باید تیز باشد و به سرعت این کار انجام شود. با سرعت رگهای گردن قطع شده و قطع جریان خون اعصاب مغزی پاسخ دهنده به درد صورت می گیرد. بنابر این حیوان احساس درد نمی کند. حرکت و دست و پایی که حیوان پس از برش گلو انجام می دهد وابسته به درد نیست بلکه وابسته به اتساع و انقباض عضلات است که خون رسانی در آنها کاهش یافته است.
برخی روشهای بی حسی قبل از کشتار مورد استفاده در غرب بدین شرح می باشد :
استفاده از تپانچه بی حسی CBPاز طریق صدمه به مغز :
این نوع از بی حسی بطور وسیعی در حیوانات مزرعه مورد استفاده قرار می گیرد. بیهوشی بوسیله نفوذ گلوله به مغز و آسیب های مغزی انجام می گردد. این روش بی حسی باید توسط افراد ماهر با استفاده از گلوله قوی انجام شود. اگر موقعیت لوله تپانچه درست نباشد حیوان متحمل درد شدید شده و باید تیر دوباره شلیک شود یا دام در حین هوشیاری و با چاقو ذبح گردد. گزارشات سال 1996 کمیسیون دانشمندان اروپایی نشان می دهد در 5 تا 10 درصد, این روش دچار خطا است. و میزان آن را سالانه 230000 گاو در انگلستان میداند که به روش غلط بیحس میگردند. همچنین این روش میزان بیماری جنون گاوی را نیز افزایش می دهد زیرا عوامل عفونی مغز در اثر شلیک گلوله به همه قسمت های بدن پخش میشوند.
بی حسی الکتریکی محدود به ناحیه سر:
گاو, گوسفند, بز و شتر مرغ توسط این روش بی حس می شوند. در این نوع بی حسی یک جفت انبرک الکتریکی در دو طرف سر دام قرار میگیرد. جریان الکتریکی سپس از انبرک ها به مغز رسیده و هوشیاری دام از دست می رود. انجمن سلطنتی پیشگیری از رفتار ظالمانه با حیوانات RSPCAاظهارمیدارد که در این روش دام قبل از این که خون از بدنش جاری شود از بین رفته و میمیرد. بی حسی ایجاد شده توسط این روش بین 20 تا 40 ثانیه دوام دارد. در حالیکه مدت زمان بین بی حسی و برش توسط چاقو برای گوسفند 70 ثانیه است.این گزارش بدین معناست که 5 میلیون گوسفند هوشیاری خود را پس از بی حسی الکتریکی بدست می آورند و قبل از جاری شدن خون از بدن , تلف می گردند. دکتر هارولد هیلمن معتقد است که این نوع بی حسی کاملا دردناک است. وی بیان می دارد که در برخی از کشورها شکنجه یا مرگ زندانی ها با برق انجام می شود. حیوانات نمی توانند هنگام درد اظهارات خود را بوسیله گریه کردن یا جیغ زدن اعلام دارند. گاهی جریان بالای الکتریکی موجب فلجی کامل دام نیز می شود.
بیماری جنون گاوی:
در روش بی حسی قبل از کشتار نه تنها شدت درد وجود دارد بلکه این راه سبب افزایش نگرانی می گردد. زیرا این روش عاملی در گسترش بیماری جنون گاوی است که اخیرا بواسطه تحقیقات محققان دانشگاه تگزاس و محققان کانادایی بواسطه روشی به نام بی حسی بادی (انفجار هوای فشرده 150 پوندی با شلیک یک اسلحه آهنی بداخل مغز گاو) مورد بررسی قرار گرفته است. این نیروی انفجاری سبب انتشار و پخش بافت مغز میشود. این اخبار همچنین سبب آشفتگی شد زیرا بافت مغز و نخاع عمده ترین قسمت های عفونی در بیماری جنون گاوی هستند و حالت پنیر سوئیسی سوراخ دار را در مغز دام بیمار ایجاد می کنند.
نویسنده : فریبا دل آرام
لینک متن زیر
By W. Schulze, H. Schultze-Petzold, A.S. Hazem, and R. Gross
The Animal Welfare Act of 24 July 1972 (TierSchG) assumes the basic concept of an ethically orientated animal welfare legislation. It further stipulates that the standards for evaluating the obligation to protect animals should not so much be the result of human sensitivities and emotional, but to be increasingly replaced by exact and representative scientific knowledge of standards and requirements specific to animal species and correspondent to their behaviour (Ertl. 1972). The Act thus conforms to the changing attitude of man to the life circumstances and legitimate welfare entitlements of animals, a development which can also be noticed internationally.
The rules for animal welfare founded on scientific standards of evaluation mean for many of the regulated welfare concerns, e.g. the keeping and transportation of animals, a necessity to clarify individual scientific and subject-specific issues. This clarification is a precondition for a continued reform of animal welfare.
This applies in particular to the third section of the TierSchG, which deals with the killing of animals. The provisions of this section are further directly connected to the law on slaughter, which thus assumes the legal position of a special legislative part of the Animal Welfare Act. This fundamental integration of the law on slaughter within the Animal Welfare Act has been explicitly confirmed by a vote of the Council of Federal States dated 25 October 1963. At that time the Council of Federal States refused to authorise the draft of a Third Directive on the Modification of the Directive on the slaughter of animals by the Federal secretary of state for Nutrition, Agriculture and Forestry (BML) giving the following reasons:
“The regulations of the Law on slaughter (Act and directions on implementation on the slaughter of animals dated 21 April 1933) are to be seen in their totality as part of the topic “Animal Welfare”, which is to be seen as an independent and complete legal matter in the meaning of the decision of the Federal Constitutional Court dated 11 May 1955 (BverfGE 4, 128-184).” The Law on slaughter is therefore an integrated part of the Animal Welfare Act and included in the general reform of the Animal Welfare Act demanded by parliament and the public.
According to article 4, para. 1 TierSchG a vertebrate must only be killed after being stunned or otherwise, where reasonable under the given circumstances, without afflicting pain. Where the killing of a vertebrate is permitted without stunning, e.g. due to other legislation, the killing must only be carried out with no more than the inevitable pain. This binding general provision of the TierSchG must equally be the basis of the reformed Law on slaughter.
With regard to the slaughter of hot-blooded vertebrates the task of a scientific clarification of the processes during stunning and killing becomes paramount here. In other words: a full-scope scientific investigation of existing ideas of the start, course and extent of the reduction of perceptiveness and the sensitivity to pain including its expiration. This means: clarity about the relation between “stunning and killing”. The term “consciousness” should be avoided.
From an animal welfare rights perspective “stunning” here means a measure which moves the animal to be slaughtered as quickly as possible and without fear into a condition of complete loss of sensitivity and perception; the time factor does play an important role here. This is followed by the killing, normally by way of bloodletting, which transforms the animal to be slaughtered into a carcass.
Investigations of the effectiveness of stunning an animal to be slaughtered must in today’s understanding be based on the possibility of measuring pain reactions. There are a number of publications on the various methods of stunning animals for slaughter. However, their conclusions are so far predominantly based on subjective methods of evaluation and contain little scientific evidence.
Recently, critical essays on the effectiveness of current methods of stunning animals for slaughter are on the increase (Cantieni, 1977; Scheper, 1977). In the Netherlands a committee (De Studiecommissie Bedwelming Slachtdieren) was established for the same reason in 1975, and its most important task is to advice the government on reliable methods of stunning animals for slaughter with regard to animal welfare.
For ruminants the captive bolt stunning device is the usual stunning device. In recent decades it has been accepted for use all over the world. Whereas this device has been recognised legally for stunning animals for slaughter – nationally and internationally – only very few experimental works on this method have been published to date. A particular cause for a careful evaluation is not at least the information by Arlt (1971) that 3 of 9 patients (suicide attempt) remained conscious for longer periods of time in spite of severe penetrating brain injuries after a bolt shot in the frontal and temporal regions.
For animals, here specifically with regard to the slaughterhouse situation, a loss of sensitivity and perception (stunning) can only be assumed when the animal lies completely without movement after the respective measure and does not show any reaction to given pain stimuli. On the other hand, we know from daily experience that captive bolt stunning, in its various applications, can lead to different reactions. A knowledge and observation of the necessary strength of the physical force applied in order to have the required mechanical effect on the brain seems equally important here as the point of application and direction of application of the bolt. There are hardly any experiments available for the purpose of ensuring a definite stunning of the animal to be slaughtered.
The preparatory considerations for the restructuring of the slaughter legislation for cows, calves and sheep also had to include the slaughter of these animals in accordance with religiously mandated regulations without prior “stunning” (so-called ritual slaughter). Since long, factual, legal, and ethical issues confront each other inextricably in this matter. The opposition to a stunning-free slaughter has a long history. For example, the executive committee of the Federation of Animal Welfare Associations petitioned the Imperial German Parliament already in 1895 to proscribe the stunning-free slaughter. In 1910, 612 German slaughterhouse veterinarians and 41 German veterinary associations described stunning-free slaughter as cruelty to animals in a declaration to the Imperial German Parliament and demanded a legal prohibition. Even before, in 1901, 441 out of 463 experts described the stunning-free slaughter as contrary to animal welfare in a questionnaire aimed at all veterinarians as well as university lecturers at veterinary colleges and professors of physiology in the then German Empire (Spitaler, A., 1965). Representatives of animal welfare present the same opinion today not only nationally, but also internationally. For example, the representatives of the World Animal Welfare Association and the International Society for Animal Welfare participating as observers in the deliberations of the “Animal Protection” Committee of the Council of Europe in Strasbourg for the creation of a “European Agreement on Animal Welfare during Slaughter” stated the following, amongst other things, about their strict opposition of slaughter of ruminants in accordance with religious regulations (ritual cutting): Ritual slaughter as such means considerable pain for the animals. Further: The connection between the central and the peripheral nervous systems is not severed by the ritual cut; in addition the vertebral artery remains intact, which results in bovine animals in the brain continuing to a degree to be supplied with blood.
And: As brain impulses (electroencephalogram) and the capability of coordinated movement can still be observed some time after the ritual cut, it must be assumed that the sensation of pain also continues for some time. These considerations were presented by the observers mentioned as the result of a discussion with scientific experts in veterinary medicine at the university Munich in November 1996 (Council of Europe, Committee of Experts on the Protection of Animals, 1976).
Representations of this kind have long been challenged by equally thorough studies and observations of other established experts. For example, Bongart (1927) pointed out on the basis of very extensive studies on the ritual slaughter of calves carried out with his colleagues Hock, Muchlinsky and Schellner, that where ritual slaughter has been carried out properly on animals, the “resistance movements” observed could no longer be interpreted as signs of consciousness and sensation of pain. He reaches the conclusion with regard to calves that no cruelty to animals of whatever kind can be found in the application of the ritual slaughter method. As an example of a similar view of more recent years the representations of Spoerri (1964) on the topic “Animal welfare and ritual slaughter” can be cited. He reached the conviction on the basis of observations on some 50 ritually slaughtered animals, as well as related experiments on rabbits, sheep, goat, and cows under laboratory conditions, that the ritual slaughter of animals did not cause any or at least no more pain than killing after captive bolt, electric or CO2stunning. The studies of Levinger (1976) are of a similar nature.
Schultze-Petzold (1973) characterises the scientific debate of these issues during a lecture on the imminent creation of a European Agreement on the Welfare of Animals in the Committee “Animal Protection” of the Council of Europe as follows: Those familiar with the national and international literature on this problem must note that the problem of causing and sensing pain and the elimination of “consciousness” and its criteria already existed before the turn of the century with regard to the slaughter methods at the centre of the evidence and counter-evidence of the cruelty of animals assumed in this case – with the exception of the issue of laying down the animal to be slaughtered, which today seems resolved by using the hydraulic tilting equipment. All these considerations and attempted experiments last carried out comprehensively by veterinary medicine some 40 years ago are only more or less hypothetical in their conclusions.
For example they are not or only insufficiently able to make any statements on the kind and intensity of the brain function linked to consciousness. This is, of course, mostly due to the inadequacy of methodological possibilities at the time. Practically we are today, when tackling the reform of the Law on slaughter, still faced with a situation that with regard to the beginning and extent of the loss of perception and sensitivity and the stimulation of sensing pain and its discontinuation, whether using captive bolt stunning or ritual slaughter, there is no scientifically secure evidence available. The precondition of such generally valid evidence is comparative studies aiming at the objectification and measurability of pain and consciousness processes. This is furthermore a highly topical issue in general medicine, as it comes close to the question of where life ends and death begins. One need only refer to the discussion on the timing of the right to remove organs for human transplantation.
The research of human medicine into the physiology of the senses has in this respect turned intensively to modern methodological possibilities of discovery and has since developed these into a useful objectification of these questions. Here the electroencephalogram (EEG) most certainly plays a key role.
شرم از ریختن خون حیوان بی پناه.
توی عید قربان تا میتونستن کشتن و قربانی کردن و خون ریختن
برای خدای خودشون مخلوقاتشو قربانی کردن
حضرت ابراهيم فرزندش را به قتلگاه برد تا براي خدا قرباني كند و ثابت كند كه فرمان الهي برايش آنقدر سنديت دارد كه حاضر است جان فرزندش را فداي او كند. و فرمان الهي چيزي جز قرباني كردن خواهش هاي نفساني نيست. آن گوسفند پاداشي براي فقط ابراهيم نبي بود كه قرباني اش اسماعيل نبي بود. ما كه هستيم؟! نعوذ بالله پيامبريم؟! و آيا ما هم اگر به جاي آن رسول بزرگوار بوديم حاضر به چنين كاري مي شديم؟! نعوذ بالله هرگز! هرگز! ما كجا و سيرت رسولان كجا؟! اينجا هر كه ازدواج مي كند- هر كه خانه مي خرد- هر كه ماشين مي خرد- هر كه مي ميرد و … و … برايش حيوان بي گناهي را قرباني مي كنند! شرم باد بر ما كه هنوز نمي دانيم كه قرباني فقط براي خداست!
شما که این قدر لطیفی فکر میکنی این همه انواع غذاهای گوشتی که هر روز میخوری تو زمین کاشتن بعد مثل میوه چیدن اوردن شما میل کنی
در ضمن اونی هم که به هر دلیلی قربانی میکنه باید یاد خدا رو بیاره و گوشتشو به شکرانه اینکه خدا چیزی از لطفش بهش مرهمت کرده بده به نیازمندان و خویشاوندان اصل دلیل قربانی که در اسلام هست هم همینه تازه مستحبه روضه هم در میهمانی بعدش خونده بشه
بررسی علمی روش های کشتن حیوانات
ذبح شرعي يا مذهبي در دين اسلام و يهودي وجود دارد (در دين يهوديKosher ناميده ميشود).براساس پژوهشهاي آنسفالوگرافی الکتریکی(EEG) و الکتروکاردیوگرافی(ECG)دانشگاه دامپزشكي هانوفر آلمان (1978) و يك تز دکترای دامپزشکی دانشکده دامپزشکی تولوز (فرانسه-1992) ذبح شرعي تنها روش بدون درد براي ذبح حيوانات است (مراجعه به بخش دوم متن ادامه) جداي از اين مساله، پژوهش زير نشان دهنده اين است كه جچ قدر ذبح شرعي، از نفوذ باكتريهاي خطرناك (خصوصاً اسهال خوني) به گوشت جلوگيري ميكند
لیلا شهرستانی در امریکا زندگی میکند و در رشته میکرو بیولوژی تحصیل کرده است.
وی دوره لیسانس را در دانشگاه کالیفرنیا استیت یونورسیتی فولرتون در رشته بیولوژی و دوره فوق لیسانس را در کالیفرنیا استیت پالی تکنیک یونورسیتی در رشته میکرو بیولوژی سپری کرده است.
در جریان تحقیقات دانشگاهی جرقهای در مطالعات میان رشته بین علوم اسلامی و میکرو بیولوژی در ذهن وی زده میشود که باب جدیدی را در فعالیتهای او میگشاید.
وی درباره فعالیت علمی خود میگوید:
رشتهٔ تحقیقاتی من در میکروبیولوژی در مورد لاکتوفرین بود. لاکتوفرین یک مولکول پروتئینی است که در خون ما وجود دارد این ماده در کلستروم (آغوز) شیر مادر به میزان زیادی وجود دارد.
این ماده خاصیت ضد میکروبی دارد یا اینکه به مقدار زیادی جلوی میکروبها را میگیرد.
کاری که لاکتوفرین میکند این است که آهن را به خودش جذب میکند یعنی هر میکروبی که در قسمت لاکتروفرین باشد به خاطر اینکه آهن ندارد نمیتواند رشد کرده میکروفیلم درست کند.
ماجرا این گونه بود که در یکی از رستورانهای آمریکا به نام «جک این د باکس jack in the box» تقریباً حدود ۶ یا ۷ سال پیش اتفاقی افتاد که عدهای از اسهال خونی مردند و بعد از تحقیقات مشخص شد که علت، این نوع باکتریهایی بودهاند که در دستگاههای گوارشی مثل روده و…؛ یعنی در بدن همهٔ انسانها هستند.
ولی وقتی از طریق خوردن وارد بدن شود باعث ابتلابه اسهال خونی خواهد شد که درصد تلفاتش بالا است.
در این رستوران هم متوجه شدند که مدفوع زیر ناخن آشپز رستوران به گوشت منتقل شده و تعدادی از مشتریان را کشته است.
شرکتی که تامین کننده گوشت در آن ایالت بود به استاد بنده پروژهای را داد که بر اساس آن قرار شد لاکتوفرینها را در گوشت فعالتر کنیم که اگر باز هم میکروبی در آنها نفوذ کرد امکان رشد نیابد.
مبلغ این قرار داد ۱۵ میلیون دلار بود و چون پروژه من نیز در مورد لاکتوفرین بود با ۵ نفر دیگر کار را شروع کردیم.
متاسفانه میزان نفوذ لاکتوفرین در گوشتها در حین آزمایش متغیر بود و این امکان وجود نداشت که به ماده ثابتی برسیم که اضافه کردن آن به گوشت میزان محافظت در برابر باکتریها را افزایش دهد.
ما در لابراتوار لاکتوفرین را فعال میکردیم. (لاکتوفرین با بافری خاص تحت pHخاصی فعال میشد) در هنگام تست لاکتوفرین در حالت عادی باکتریها را از بین میبرد اما روی گوشت که امتحان میشد گاهی موفق و گاهی ناموفق بود.
من آزمایش روی نمونهها را انجام میدادم و گوشت میگرفتم و محلولهای متفاوت را آزمایش میکردم.
روزی تصادفاً دیرم شد و مجبور شدم که گوشت از منزل ببرم که گوشت اسلامی بود.
بعد از تست متوجه شدم که جوابها با گوشتهای دیگر بسیار متفاوت است.
یعنی اولاً وقتی باکتریها را میگذاشتیم درصد نفوذ باکتریها خیلی کمتر بود؛
یعنی خود باکتری بدون لاکتوفرین هم نفوذ نمیکرد
وقتی هم که میشستیم اصلاً باکتریای روی گوشت باقی نمانده بود.
کنترلر آزمایش ما آب بود. یعنی هر آزمایش با محلولی خاص صورت میگرفت و کنترل آن با آب بود.
من مشاهده کردم که وقتی باکتری به گوشت اسلامی میرسد نفوذ نمیکند و اگر هم کمی نفوذ کند با آب کاملا تمیز میشود.
سبحان الله! استادم که جواب آزمایش را دید تعجب کرد.
گفتم که امروز فرقی ایجاد شده است. من امروز گوشت حلال آوردم.
ایشان آقای دکتر نرن نایدی بود که یک هندی هستند و دکترایشان را در سوئد گرفتهاند.
دکتر نایدی که به واسطه کشف دلایل میکروبیولوژیک مرگ تعدادی از زنان که از وسایل خاص بهداشتی استفاده میکردند مشهور شدهاند؛
به من گفتند که خودشان ـ با اینکه مسلمان نیستند ـ از گوشت حلال استفاده میکنند.
در لابراتوار بعضی برایشان سوال شده بود که این چه گوشتی است که این قدر نسبت به نفوذ باکتریها مقاوم است.
استاد ما در حالی که سالن را ترک میکرد گفت این گوشتی است که هرگز به شما اسهال خونی نمیدهد!
نکته جالب اینکه سازمان گوشت امریکا برای تمیز نگه داشتن گوشت ۱۵ میلیون دلار خرج میکند تا این آقا اسپریی برایشان بسازد که به گوشت بزنند و مقاوم شود
و آن وقت خود او میداند که اگر گوشت اسلامی باشد دیگر نیازی به آن همه هزینه نیست.
بر میگردم به مبحث لاکتوفرین؛
لاکتوفرین آهن ر
ا به خودش میگیرد و برای همین وقتی آهن نباشد باکتریها نمیتوانند رشد کنند.
وقتی گوشت را اسلامی سر میبریم اول شاه رگ زده میشود بدون اینکه نخاع قطع شود.
وقتی شاه رگ قطع میشود از آنجایی که نخاع قطع نشده قلب هنوز در حال تپیدن است.
وقتی قلب میزند همه خون از بدن خارج میشود و از آنجا که تمام آهن در گلبول قرمز است هنگامی که همه خون خارج میشود دیگر گوشت آهن ندارد و به خاطر همین نیازی به لاکتوفرین برای از بین بردن آهن نیست.
و باکتریها هم به علت نبود اهن در خون جذب نمیشوند و اگر بشوند با شستشو با آب ساده از بین میروند.
گرچه استاد ما با همان ایدهای که از گوشت اسلامی گرفت آن مبلغ را دریافت کرد و اسپری خاصی را هم ساخت و نهایتاً حق را منکر شد اما برای خود من این نکته بسیار مهم بود که حساسیت اسلام به نجاست خون ازین جهت است که در تمام فضای اطراف ما صدها بلکه هزاران نوع باکتری وجود دارد که به شدت جذب آهن میشوند و وقتی دست شما خون میآید امکان جذب باکتریها به وسیله آهن خون بسیار بالا است؛ بنابر این در معرض انواع عفونتها هستید اما اگر با دقت (یک بار یا سه بار) دست خونی خود را آب بکشید راه نفوذ باکتریها را بستهاید.
من با پروفسور هشام ابراهیم در مورد این تحقیق صحبت کردم که إن شاءالله چاپ بشود اما ایشان پیشنهاد دادند که بهتر است زیر نظر یک استاد غير مسلمان انجام شود تا نتايج آن در مجامع علمي امريكا چاپ شود كه به دنبال آن هستم.
چرا سگ و خوک نجس هستند
از این هزاران هزار باکتری که در اطراف ما وجود دارد ما تنها نسبت به بعضی از انها حساس هستیم . آن هم تنها آن ویروس ها و باکتری هایی که می توانند به سلول ها ی بدن ما متصل شوند چون این بکتری ها مانند پازل هستند که فقط تکه هایی که با ان ها مشابهت دارند به انها وصل می شوند . مثلا ویروسی که گیاه تنباکو را بیمار می کند شما را بیمار نمی کند اما در مورد حیوانات چنانچه تماس انسان با انها زیاد باشد امکان تغییر در ساختار باکتری های انان هست که باعث بیماری ما بشوند.
در مورد حیوانات نجس این تشابه ساختار بسیار زیاد و سریع است و بنابر این سگ و خوک به علت اشتراکی که می توانند با ما در ساختار بیماری ها و شکل باکتری ها داشته باشند کلا نجس اعلام شده اند . البته باز تاکید می کنم در این موارد جنبه عبادی بر جنبه بهداشتی مقدم است و اصل بر تبعیت از شرع اسلام است زیرا درک تمامی موارد فقهی با علم اندک امروز امکان ندارد ” و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا ” با این وجود ما در مورد علت محرم بودن خواهر و برادر های رضاعی و یا علت حرمت مشروبات و با حرمت موسیقی تحقیقات بایولوژیکی انجام دادیم و به پاسخ های قانع کننده ای رسیدیم .
ذبح اسلامی کم دردترین روش ذبح برای حیوانات
(نتایج پژوهشهای علمی)
حتی اگر بخاطر سلامتی خود اصراری برای مصرف گوشت ذبح حلال ندارید، لااقل بخاطر رنج نبردن حیوانات در زمان ذبح هم که شده متقاضی و مصرف کننده گوشت حلال باشید. تا از این طریق به اشاعه ذبح حلال کمک کرده باشید.
در دین اسلام و یهود روش خاصی برای ذبح حیوانات وجود دارد (گوشت حلال Halal) که غیر آن گوشت را حرام مینماید. گذشته از باقی ماندن خون در گوشت در روشهای ذبح غیر اسلامی (و یهودی) که موجب میشود مزه گوشت نسبت به گوشت حلال بد مزه تر شود،(و وجود خون باقی مانده برای سلامتی مضر است)، روش ذبح اسلامی (و یهودی) کمترین میزان درد و رنج را برای حیوان دارد.
اگرچه برخی منابع غربی اعتقاد دارند که روش ذبح اسلامی و کوشر (ذبح یهودی) موجب درد حیوان میشوند ولی نتیجی پژوهشی برای آن ارائه نداده اند . از جمله نظر Farm Animal Welfare Council(FAWC) در سال 2003 که صرفاً اظهار نظر است.
لیکن براساس پژوهشهای علمی دانشمندان آلمانی و فرانسوی روش ذبح اسلامی (و یهودی) کمترین میزان درد و رنج را برای حیوان دارد.
شروط ذبح اسلامی
در اسلام شرایط ذبح عبارت است از:
1- مسلمان بودن ذابح
2- استفاده از چاقوی تیز
3-رو به قبله بودن
4- برش اوداج اربعه (دو رگ اصلی-نای و مری)
5- ذکر تسمیه برخی از موارد ذکر شده در روش اسلامی همچون قرار گرفتن در جهت قبله , مسلمان بودن و ذکر تسمیه جنبه معنوی و روحانی دارند و یا اگر واجد دلایل علمی باشد تاکنون بشر موفق به کشف حقایق مرتبط با آن نشده است.
ولی در خصوص روش ذبح، تحقیقات برخی دانشمندان آلمانی نشان داده که روش ذبح اسلامی در دنیا، بهترین روش انسانی به شمار میآید و دام متحمل درد کمتری نسبت به روشهای اروپایی میگردد (در ادامه ارائه شده است).
1- تحقیقات آستانه درد (پروفسور ویلهلم شازل و دکتر هزیم در دانشکده دامپزشکی هانوفر آلمان- 1978) :
آنها از طریق آزمایش ثبت آنسفالوگرافی الکتریکی(EEG) و الکتروکاردیوگرافی (ECG) در موقعیتهای مختلف مغز و قلب در همه دامها و در طی مراحل ذبح و کشتار به روشهای مختلف بررسی کردند که نتایج جالبی بهمراه داشت.
W. Schulze, H. Schultze-Petzold, A.S. Hazem, and R. Gross Deutsche Tieraerztliche Wochenschrift (German veterinary weekly) volume 85 (1978), pages 62-66
در این کوشش، آستانه درد و هوشیاری در دو روش مرسوم بی حسی با تپانچه (روش غربی) و ذبح اسلامی در گوسفند و گوساله بررسی شد. ابتدا چند الکترود بواسطه جراحی در نقاط مختلف جمجمه دام به گونه ای که سبب لمس سطح مغز شود کاشته شد. سپس اجازه بهبودی به دام برای چند هفته داده شد. در ادامه کشتار دام با دو روش ذبح اسلامی و بی حسی پیش از کشتار با تپانچه cbpصورت گرفت و ثبت آنسفالوگرافی الکتریکی(EEG) و الکتروکاردیوگرافی (ECG) انجام شد. در طی این اعمال ذبح و کشتار, آزمایش نتایج بدست آمده:
الف- ذبح اسلامی
· دوسوم ابتدایی از زمان ذبح اسلامی بر روی EEGثبت شده است. هیچ تغییری نسبت به قبل از کشتار در این نمودار دیده نمی شود. بنابر این نشان می دهد که حیوانات هیچ احساس دردی در طی یا بلافاصله پس از برش نشان نمی دهند.
· در سه ثانیه ثبت EEGیک موقعیت استراحت عمیق و بیهوشی دیده می شود. این حالت وابسته به کمیت وسیع فوران خون از بدن می باشد.
· پس از 6 ثانیه ثبت EEGمیزان صفر را نشان می دهد که هیچ احساس دردی وجود ندارد.
· پیام مغزی(EEG) به میزان صفر پایین می آید. اما هنوز قلب ضربان دارد و تشنج بدن رخ می دهد (واکنش فعال در طناب نخاعی) بنابر این حداکثر میزان خون از بدن خارج می شود و گوشتی بهداشتی برای مصرف کننده مهیا می گردد.
ب- روش غربی و بی حسی با تپانچه:
· حیوان ظاهرا پس از بی حسی هوشیاری خود را از دست می دهد.
· درد شدیدی را EEGبلافاصله پس از بیحسی نشان می دهد.
· ضربان قلب حیوان بی حس شده توسط تپانچه در مقایسه با ذبح اسلامی سریعتر متوقف شده و در نتیجه مقدار زیادی از خون داخل گوشت باقی می ماند.
2- آزمایشات برای عینیت بخشیدن میزان درد در روشهای سنتی (روش غربی) و مذهبی برای گوسفند و گوساله
Pouillaude-Bardon, Sylvie – 1992 – تز دکترای دامپزشکی دانشکده دامپزشکی تولوز (فرانسه)
Experiments for theobjectification of pain and consciousness during conventional (captivebolt stunning) and religiously mandated (“ritual cutting”) slaughterprocedures for sheep and calves. ( http://www.mustaqim.co.uk/halalstudy.htm)
در سال 2008، وزارت کشاورزی، ماهیگیری و غذای فرانسه گزارشی در خصوص ذبح مذهبی و آسایش حیوانات منتشر نمود. این گزارش حاوی مقالات علمی و تز دکترای دامپزشکی در فرانسه بود که نشان دهنده برابری و حتی اولویت ذبح مذهبی بود. این گزارش مشخصاً به تز دکترای دکتر Pouillaude اشاره میکرد که نتیجه گیری کرده بود:
“ذبح مذهبی روش کم استرس تری برای ذبح است. نتیجه تمام آزمایشات علمی پشتیبان این حقیقت است که ذبح مذهبی که به درستی انجام شود، انسانی ترین روش ذبح است زیرا کمترین آسیب روحی را به حیواناتی که قرار است ذبح شوند و از گوشتشان استفاده شود، وارد میکند”.
In2008, the French Ministry of Food, Agriculture and Fishing haspublished ASIDCOM’s Bibliographical Report on Religious Slaughter andthe Welfare of Animals, as a contribution within the framework of ameeting on animals and society organized in the first half of the year2008.[a]This report quotes scientific papers and French veterinary PhD whichsupport the equality or even possible superiority of religious slaughterto other methods of slaughter.[b]This report quotes in particular the Ph.D work of Dr Pouillaude which concludes by:
“religious slaughter would thus be a less stressing mode of slaughter. Conclusions of all the scientific experiments converge towards a firmly supported certainty: properly carried out, religious slaughter is the most humane way because it leads to less trauma to animals to be killed to be consumed for its meat”.
[a]-Contribution of the meeting on animals and society(Meeting organised in 2008 by the French Ministry of Food, Agriculture and Fishing)
[b] “Benefits of religious slaughter without stunning for animals and humans (2010)”. ASIDCOM. http://www.asidcom.org/spip.php?article79. Retrieved 2010-04-23.
Pouillaude-Bardon, Sylvie (1992). L’abattage rituel en France (The ritual slaughter inFrance). (Veterinary Ph.D. thesis). National Veterinary College ofToulouse (France).
نتیجتاً ذبح اسلامی برای حیوانات بسیار کم دردتر و انسانی تر است تا روشهای غربی در ذبح اسلامی شکافی در عرض یک ثانیه بر روی گردن انجام می شود که با یک چاقوی تیز همه رگهای گردن قطع شده و با این عمل خونریزی به سرعت و ناگهانی اتفاق میافتد. در این حالت به سرعت فشار خون از دست رفته و مغز دچار فقر خون شده و هیچگونه دردی را حیوان احساس نمی کند. در اسلام مستحب است که سر از بدن جدا نشده , و هنگام ذبح تا خارج شدن روح از بدن باقی بماند. اگر طناب نخاعی قطع شود فیبر عصبی که به قلب می رود ممکن است آسیب دیده و سبب توقف فعالیت قلب گردد. بنابراین ایستایی خون داخل عروق اتفاق می افتد. از جنبه علمی, هنگامی که برش در قسمت گردن ایجاد می شود پیام این برش به سرعت به مغز مخابره شده و مغز بدلیل کاهش فشارخون, پیامهای عصبی را از کانال نخاعی (اتصال سر به نخاع) به قلب می فرستد. در این حالت قلب با فشار بیشتری به عمل تلمبهای خود ادامه داده تا فشار از دست رفته را جبران کند. به این سبب خون بیشتری از لاشه خارج شده و بدلیل خروج خون بیشتر , گوشتی با ماندگاری طولانی و بهداشتی حاصل میشود. چاقویی که برای ذبح مورد استفاده قرار می گیرد باید تیز باشد و به سرعت این کار انجام شود. با سرعت رگهای گردن قطع شده و قطع جریان خون اعصاب مغزی پاسخ دهنده به درد صورت می گیرد. بنابر این حیوان احساس درد نمی کند. حرکت و دست و پایی که حیوان پس از برش گلو انجام می دهد وابسته به درد نیست بلکه وابسته به اتساع و انقباض عضلات است که خون رسانی در آنها کاهش یافته است.
برخی روشهای بی حسی قبل از کشتار مورد استفاده در غرب بدین شرح می باشد :
استفاده از تپانچه بی حسی CBPاز طریق صدمه به مغز :
این نوع از بی حسی بطور وسیعی در حیوانات مزرعه مورد استفاده قرار می گیرد. بیهوشی بوسیله نفوذ گلوله به مغز و آسیب های مغزی انجام می گردد. این روش بی حسی باید توسط افراد ماهر با استفاده از گلوله قوی انجام شود. اگر موقعیت لوله تپانچه درست نباشد حیوان متحمل درد شدید شده و باید تیر دوباره شلیک شود یا دام در حین هوشیاری و با چاقو ذبح گردد. گزارشات سال 1996 کمیسیون دانشمندان اروپایی نشان می دهد در 5 تا 10 درصد, این روش دچار خطا است. و میزان آن را سالانه 230000 گاو در انگلستان میداند که به روش غلط بیحس میگردند. همچنین این روش میزان بیماری جنون گاوی را نیز افزایش می دهد زیرا عوامل عفونی مغز در اثر شلیک گلوله به همه قسمت های بدن پخش میشوند.
بی حسی الکتریکی محدود به ناحیه سر:
گاو, گوسفند, بز و شتر مرغ توسط این روش بی حس می شوند. در این نوع بی حسی یک جفت انبرک الکتریکی در دو طرف سر دام قرار میگیرد. جریان الکتریکی سپس از انبرک ها به مغز رسیده و هوشیاری دام از دست می رود. انجمن سلطنتی پیشگیری از رفتار ظالمانه با حیوانات RSPCAاظهارمیدارد که در این روش دام قبل از این که خون از بدنش جاری شود از بین رفته و میمیرد. بی حسی ایجاد شده توسط این روش بین 20 تا 40 ثانیه دوام دارد. در حالیکه مدت زمان بین بی حسی و برش توسط چاقو برای گوسفند 70 ثانیه است.این گزارش بدین معناست که 5 میلیون گوسفند هوشیاری خود را پس از بی حسی الکتریکی بدست می آورند و قبل از جاری شدن خون از بدن , تلف می گردند. دکتر هارولد هیلمن معتقد است که این نوع بی حسی کاملا دردناک است. وی بیان می دارد که در برخی از کشورها شکنجه یا مرگ زندانی ها با برق انجام می شود. حیوانات نمی توانند هنگام درد اظهارات خود را بوسیله گریه کردن یا جیغ زدن اعلام دارند. گاهی جریان بالای الکتریکی موجب فلجی کامل دام نیز می شود.
بیماری جنون گاوی:
در روش بی حسی قبل از کشتار نه تنها شدت درد وجود دارد بلکه این راه سبب افزایش نگرانی می گردد. زیرا این روش عاملی در گسترش بیماری جنون گاوی است که اخیرا بواسطه تحقیقات محققان دانشگاه تگزاس و محققان کانادایی بواسطه روشی به نام بی حسی بادی (انفجار هوای فشرده 150 پوندی با شلیک یک اسلحه آهنی بداخل مغز گاو) مورد بررسی قرار گرفته است. این نیروی انفجاری سبب انتشار و پخش بافت مغز میشود. این اخبار همچنین سبب آشفتگی شد زیرا بافت مغز و نخاع عمده ترین قسمت های عفونی در بیماری جنون گاوی هستند و حالت پنیر سوئیسی سوراخ دار را در مغز دام بیمار ایجاد می کنند.
نویسنده : فریبا دل آرام
لینک متن زیر
By W. Schulze, H. Schultze-Petzold, A.S. Hazem, and R. Gross
The Animal Welfare Act of 24 July 1972 (TierSchG) assumes the basic concept of an ethically orientated animal welfare legislation. It further stipulates that the standards for evaluating the obligation to protect animals should not so much be the result of human sensitivities and emotional, but to be increasingly replaced by exact and representative scientific knowledge of standards and requirements specific to animal species and correspondent to their behaviour (Ertl. 1972). The Act thus conforms to the changing attitude of man to the life circumstances and legitimate welfare entitlements of animals, a development which can also be noticed internationally.
The rules for animal welfare founded on scientific standards of evaluation mean for many of the regulated welfare concerns, e.g. the keeping and transportation of animals, a necessity to clarify individual scientific and subject-specific issues. This clarification is a precondition for a continued reform of animal welfare.
This applies in particular to the third section of the TierSchG, which deals with the killing of animals. The provisions of this section are further directly connected to the law on slaughter, which thus assumes the legal position of a special legislative part of the Animal Welfare Act. This fundamental integration of the law on slaughter within the Animal Welfare Act has been explicitly confirmed by a vote of the Council of Federal States dated 25 October 1963. At that time the Council of Federal States refused to authorise the draft of a Third Directive on the Modification of the Directive on the slaughter of animals by the Federal secretary of state for Nutrition, Agriculture and Forestry (BML) giving the following reasons:
“The regulations of the Law on slaughter (Act and directions on implementation on the slaughter of animals dated 21 April 1933) are to be seen in their totality as part of the topic “Animal Welfare”, which is to be seen as an independent and complete legal matter in the meaning of the decision of the Federal Constitutional Court dated 11 May 1955 (BverfGE 4, 128-184).” The Law on slaughter is therefore an integrated part of the Animal Welfare Act and included in the general reform of the Animal Welfare Act demanded by parliament and the public.
According to article 4, para. 1 TierSchG a vertebrate must only be killed after being stunned or otherwise, where reasonable under the given circumstances, without afflicting pain. Where the killing of a vertebrate is permitted without stunning, e.g. due to other legislation, the killing must only be carried out with no more than the inevitable pain. This binding general provision of the TierSchG must equally be the basis of the reformed Law on slaughter.
With regard to the slaughter of hot-blooded vertebrates the task of a scientific clarification of the processes during stunning and killing becomes paramount here. In other words: a full-scope scientific investigation of existing ideas of the start, course and extent of the reduction of perceptiveness and the sensitivity to pain including its expiration. This means: clarity about the relation between “stunning and killing”. The term “consciousness” should be avoided.
From an animal welfare rights perspective “stunning” here means a measure which moves the animal to be slaughtered as quickly as possible and without fear into a condition of complete loss of sensitivity and perception; the time factor does play an important role here. This is followed by the killing, normally by way of bloodletting, which transforms the animal to be slaughtered into a carcass.
Investigations of the effectiveness of stunning an animal to be slaughtered must in today’s understanding be based on the possibility of measuring pain reactions. There are a number of publications on the various methods of stunning animals for slaughter. However, their conclusions are so far predominantly based on subjective methods of evaluation and contain little scientific evidence.
Recently, critical essays on the effectiveness of current methods of stunning animals for slaughter are on the increase (Cantieni, 1977; Scheper, 1977). In the Netherlands a committee (De Studiecommissie Bedwelming Slachtdieren) was established for the same reason in 1975, and its most important task is to advice the government on reliable methods of stunning animals for slaughter with regard to animal welfare.
For ruminants the captive bolt stunning device is the usual stunning device. In recent decades it has been accepted for use all over the world. Whereas this device has been recognised legally for stunning animals for slaughter – nationally and internationally – only very few experimental works on this method have been published to date. A particular cause for a careful evaluation is not at least the information by Arlt (1971) that 3 of 9 patients (suicide attempt) remained conscious for longer periods of time in spite of severe penetrating brain injuries after a bolt shot in the frontal and temporal regions.
For animals, here specifically with regard to the slaughterhouse situation, a loss of sensitivity and perception (stunning) can only be assumed when the animal lies completely without movement after the respective measure and does not show any reaction to given pain stimuli. On the other hand, we know from daily experience that captive bolt stunning, in its various applications, can lead to different reactions. A knowledge and observation of the necessary strength of the physical force applied in order to have the required mechanical effect on the brain seems equally important here as the point of application and direction of application of the bolt. There are hardly any experiments available for the purpose of ensuring a definite stunning of the animal to be slaughtered.
The preparatory considerations for the restructuring of the slaughter legislation for cows, calves and sheep also had to include the slaughter of these animals in accordance with religiously mandated regulations without prior “stunning” (so-called ritual slaughter). Since long, factual, legal, and ethical issues confront each other inextricably in this matter. The opposition to a stunning-free slaughter has a long history. For example, the executive committee of the Federation of Animal Welfare Associations petitioned the Imperial German Parliament already in 1895 to proscribe the stunning-free slaughter. In 1910, 612 German slaughterhouse veterinarians and 41 German veterinary associations described stunning-free slaughter as cruelty to animals in a declaration to the Imperial German Parliament and demanded a legal prohibition. Even before, in 1901, 441 out of 463 experts described the stunning-free slaughter as contrary to animal welfare in a questionnaire aimed at all veterinarians as well as university lecturers at veterinary colleges and professors of physiology in the then German Empire (Spitaler, A., 1965). Representatives of animal welfare present the same opinion today not only nationally, but also internationally. For example, the representatives of the World Animal Welfare Association and the International Society for Animal Welfare participating as observers in the deliberations of the “Animal Protection” Committee of the Council of Europe in Strasbourg for the creation of a “European Agreement on Animal Welfare during Slaughter” stated the following, amongst other things, about their strict opposition of slaughter of ruminants in accordance with religious regulations (ritual cutting): Ritual slaughter as such means considerable pain for the animals. Further: The connection between the central and the peripheral nervous systems is not severed by the ritual cut; in addition the vertebral artery remains intact, which results in bovine animals in the brain continuing to a degree to be supplied with blood.
And: As brain impulses (electroencephalogram) and the capability of coordinated movement can still be observed some time after the ritual cut, it must be assumed that the sensation of pain also continues for some time. These considerations were presented by the observers mentioned as the result of a discussion with scientific experts in veterinary medicine at the university Munich in November 1996 (Council of Europe, Committee of Experts on the Protection of Animals, 1976).
Representations of this kind have long been challenged by equally thorough studies and observations of other established experts. For example, Bongart (1927) pointed out on the basis of very extensive studies on the ritual slaughter of calves carried out with his colleagues Hock, Muchlinsky and Schellner, that where ritual slaughter has been carried out properly on animals, the “resistance movements” observed could no longer be interpreted as signs of consciousness and sensation of pain. He reaches the conclusion with regard to calves that no cruelty to animals of whatever kind can be found in the application of the ritual slaughter method. As an example of a similar view of more recent years the representations of Spoerri (1964) on the topic “Animal welfare and ritual slaughter” can be cited. He reached the conviction on the basis of observations on some 50 ritually slaughtered animals, as well as related experiments on rabbits, sheep, goat, and cows under laboratory conditions, that the ritual slaughter of animals did not cause any or at least no more pain than killing after captive bolt, electric or CO2stunning. The studies of Levinger (1976) are of a similar nature.
Schultze-Petzold (1973) characterises the scientific debate of these issues during a lecture on the imminent creation of a European Agreement on the Welfare of Animals in the Committee “Animal Protection” of the Council of Europe as follows: Those familiar with the national and international literature on this problem must note that the problem of causing and sensing pain and the elimination of “consciousness” and its criteria already existed before the turn of the century with regard to the slaughter methods at the centre of the evidence and counter-evidence of the cruelty of animals assumed in this case – with the exception of the issue of laying down the animal to be slaughtered, which today seems resolved by using the hydraulic tilting equipment. All these considerations and attempted experiments last carried out comprehensively by veterinary medicine some 40 years ago are only more or less hypothetical in their conclusions.
For example they are not or only insufficiently able to make any statements on the kind and intensity of the brain function linked to consciousness. This is, of course, mostly due to the inadequacy of methodological possibilities at the time. Practically we are today, when tackling the reform of the Law on slaughter, still faced with a situation that with regard to the beginning and extent of the loss of perception and sensitivity and the stimulation of sensing pain and its discontinuation, whether using captive bolt stunning or ritual slaughter, there is no scientifically secure evidence available. The precondition of such generally valid evidence is comparative studies aiming at the objectification and measurability of pain and consciousness processes. This is furthermore a highly topical issue in general medicine, as it comes close to the question of where life ends and death begins. One need only refer to the discussion on the timing of the right to remove organs for human transplantation.
The research of human medicine into the physiology of the senses has in this respect turned intensively to modern methodological possibilities of discovery and has since developed these into a useful objectification of these questions. Here the electroencephalogram (EEG) most certainly plays a key role.
Continiue of enlish in this link:
http://q27.ir/410-%D9%86%D8%AA%D9%8A%D8%AC%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%AD%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%B0%D8%A8%D8%AD-%D8%B4%D8%B1%D8%B9%D9%8A.html