پرندگان اسیر، دور از خانه می میرند!
دیده بان حقوق حیوانات: بیشمار پرنده وحشی و اهلی در 27 باغ پرندگان کشور در اسارت هستند و ما دور از تالابها، دشتها و کوهها چشممان به دیدن پرندگانی که پشت حصارها و قفسها کز کردهاند، عادت کرده است.
به گزارش فرهیختگان، مشکل شاید از جایی آغاز شد که این محلها «باغ» نام گرفتند. چیدن شاهپرهای پرندهها در باغ پرندگان تهران برای نگهداشتن آنها در اسارت، دفن 80 درصد پرندگان باغ شیراز زیر برف سهمگینی که صاحبان باغ آمادگی مقابله با آن را نداشتند، اسارت یک خرس در قفسی یکمتری در باغ پرندگان «ماهان» رشت که بعد هم از باغوحش بابلسر سردرآورد و افزایش خریدوفروش غیرقانونی پرندگان وحشی توسط متخلفان.این تنها چند پرده از نمایش تراژیک باغهای پرندگانی است که ساخت آن در سالهای اخیر برای جذب گردشگر مد شده است.
علی تیموری، مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمانحفاظت محیطزیست اما میگوید: «باید خوشبین بود و جنبههای مثبت را دید؛ هرچند گاهی استثنائاتی وجود دارد.» مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست زمانی از خوشبینی حرف میزنند و صاحبان باغها را افرادی آگاه به حقوق حیوانات معرفی میکنند که شرایط نگهداری از پرندگان در باغها از استاندارد فاصله بسیاری دارد و مشاهده موردی باغهای پرندگان و مرور آنچه تا امروز بر پرندگان گذشته پرده از واقعیت پنهان اسارتگاهها بر میدارد.
براساس آمار اعلامشده از سوی مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیطزیست، از مجموع 70 باغوحش، باغپرندگان و مراکز نگهداری که سازمان حفاظت محیطزیست روش نگهداری از حیوانات را در آنها کنترل میکند، 20 مرکز نگهداری حیوانات، 23 باغوحش و 27 باغ پرندگان در سطح کشور وجود دارد.با وجود تاکید مسئولان بر نظارت سازمان محیطزیست بر باغهای پرندگان اما آمار دقیقی از مرگومیر این حیوانات اسیر وجود ندارد و آنگونه که طرفداران حقوق حیوانات میگویند این نظارت به حد کافی دقیق نیست.
جای دولت خالی است
صاحبان باغهای پرندگان ناچارند مدام پرندگان جدید و متنوع بخرند تا هیچ قفسی خالی نماند.اما قفسهای رنگ به رنگ این باغها چطور با پرندگان مهاجر و گونههای حفاظتشده و در معرض خطر انقراض پُر میشود؟ محمدعلی اللهقلی، پرندهنگر و کارشناس حیاتوحش دراینباره میگوید:«صاحبان باغها از فروشندگان و صیادان متخلف پرندگان وحشی و مهاجر را میخرند و به این ترتیب صنعت قاچاق حیاتوحش را حمایت میکنند.»
علاوهبر هزینههای نظافت، تهیه خوراک و نگهداری پرندگان، صاحبان باغهای پرندگان برای جذاب شدن هرچه بیشتر این مراکز هزینه زیادی میکنند و تنها تهیه بلیت از سوی مردم پاسخگوی این هزینهها نیست. اللهقلی در اینباره معتقد است: «باغهای پرندگان به دنبال بلیت و بازدید نیستند و این فعالیت مخفی فروش پرندگان است که بخش بزرگی از این هزینهها را تامین میکند. چنانچه پیشتر انتشار تصاویری از باغ پرندگان اصفهان از فروش این حیوانات به بازدیدکنندگان خبر میداد.»
محمدعلی اللهقلی باغهای پرندگان را به «نمایشگاه و فروشگاه پرندگان وحشی و کمیاب» تشبیه کرده و میگوید: «این تخلفات به صورت پنهان و آشکار در حال وقوع است و اینجا جای دولت خالی است.
سازمان محیطزیست حتی این الزام را برای کارشناسان حیاتوحش و گارد محیطزیست فراهم نکرده است که آمار دقیقی از این مراکز تهیه کنند و اجازه ندهند متخلفان هر طور که خواستند رفتار کنند.» بازار فریدونکنار که در سالهای اخیر بهعنوان محل خرید و فروش پرندگان مهاجر زنده و کشته شده پناهگاههای شمال کشور شناختهشده، یکی از اصلیترین محلهای فروش این پرندگان است. آنها پرندگان وحشی را از صیادان میخرند و به قیمتی گرانتر میفروشند. آنطور که اللهقلی میگوید تا چند سال پیش که مساله نسلکشی فریدونکنار تا این اندازه حساس نبود، خود فروشندگان این پرندگان با افتخار میگفتند که «ما باغ پرندگان تهران و اصفهان را ساختیم». این فعال حقوق حیوانات اجرای قانون را در جلوگیری تخلفات در این زمینه دخیل میداند و میگوید: «متاسفانه در رابطه با حیوانات، در همه جای ایران مشکل ضعف اجرایی قانون داریم و در این مورد مشکل عدم اجرای قانون.»
هیچ کجا خانه نمیشود
اما آنچه بیش از مساله قاچاق، فعالیت باغ پرندگان را زیر سوال میبرد، شرایط غیراستاندارد نگهداری از پرندگان است که شباهتی به زیستگاه اصلی این حیوانات ندارد.
محمدعلی اللهقلی در تشریح مشکلات ناشی از نگهداری این حیوانات در باغها به تغذیه نادرست آنها اشاره میکند که پایانی جز سوءتغذیه ندارد: «عقابها و شاهینها که پیش از اسارت در زیستگاه اصلی خود با فهرست غذایی متنوعی روبهرو هستند با جایگرفتن پشت حصارها، تنها پوست و ضایعات مرغ نصیبشان میشود و پرندگان آبزی و کنارآبزی، خیلی که خوششانس باشند، با گندم سیر میشوند.»
جز انگل و سوءتغذیه، تمامی پرندگان در اسارت عارضهای شبیه میخچه در پای خود دارند؛ زخمهایی بین فلسهای کف پا که درمان هم ندارد. این فعال حقوق حیوانات دلیل وجود این بیماری را اینطور توضیح میدهد: «بعضی پرندگان نمیتوانند ساعتها روی پای خود بایستند.
مثل عقابها که در طول 24 ساعت حداقل 10 ساعت باید پرواز کنند و اگر مدام بنشینند به مرور میخچه میگیرند. به علاوه پرندگانی مثل مرغابی و غاز وحشی که در زیستگاه اصلی خود در بستری پوشیده از گل یا گیاهان تالابی زندگی میکردند، وقتی مدت زیادی روی سیمان یا سنگ قرار میگیرد به این عارضه دچار میشوند.»
از طرف دیگر کمتر خبری از تولیدمثل در باغهای پرندگان میشنویم چراکه شرایطزیستی نامناسب، قدرت زادآوری را از آنها میگیرد.
جالب است که با این وجود یکی از صاحبان باغ پرندگان تهران مدعی است که تمام پرندههایش را در اسارت پرورش داده؛ ادعایی که امکانپذیر نیست و کارشناسان حیاتوحش نیز معتقدند حتی طوطی که پرندهای اهلی است در اسارت زادآوری نمیکند، بنابراین پرندگان وحشی نیز توان زادآوری نخواهند داشت. با وجود تغذیه نادرست، عدم تحرک و بیماریهای ناشی از آن، عجیب نیست که پرندگان اسیر، دور از خانه عمری کوتاه دارند.
اندام کوچک پرندگان پشت خبرهای دیگر گم میشود. پلنگها دیده میشوند اما پرندگان کمتر. در این میان پرندگان حفاظت شده و در معرض خطر انقراض نیز بیتوجه به اهمیت ویژه آنها در چرخه محیطزیست در شرایط غیراستاندارد باغهای پرندگان در اسارتند. آنطور که محمدعلی اللهقلی، پرندهنگر و کارشناس حیات وحش میگوید این شکل از اسارت تنها در کشورهای جهان سوم مرسوم است: «صید میکنیم تا به مردم نمایش دهیم در حالی که این شکل از آموزش از اساس غلط است. سازمان محیطزیست به این مساله بیتوجه است اما کافی است قانون سختتر بشود تا صنعت خرید و فروش پرندگان که امروز اساسیترین مشکلات این باغهاست دچار ناامنی شود.»