ماه گذشته، فرصتی دست داد تا به بهانهی حضور در یک کارگاه آموزشی برای جوامع محلی اطراف تالاب شور و شیرین و میناب به دیار مردم خونگرم و عزیز هرمزگان بروم. در جریان این سفر، با مردی آشنا شدم به نام حسین آقاخانی زنجانی، یک فعال محیط زیست و متخصص غواصی که چند سالی است در جزیره هنگام میکوشد تا هم به رونق گردشگری منطقه کمک کند و هم جذابیتهای طبیعی هنگام را به نحوی از گزند رفتارهای غیرمسئولانهی گردشگران درامان بدارد. از همین رو، تلاش میکند تا در کنار کسب و کار خود، به کاشت و مرمت مرجانها، پاکسازی سواحل هنگام از زباله و امداد و نجات برای حیوانات و پرندگان آسیبدیدهی منطقه هم بپردازد. ماجرایی که در این نوشتار میخواهم به شرح آن بپردازم، حاصل یکی از مشاهدات و تجربههای باورنکردنی حسین آقاخانی زنجانی است …

ماجرا برمیگردد به اواخر سال ۱۳۹۰، زمانی که حسین با وانت نیسان آبیرنگش – که یکی از معدود خودروهای موجود در جزیره است – مشغول عبور از جادهی ساحلی موسوم به قیر بوده که ناگهان با الاغی روبرو میشود که در وسط جاده نشسته و راه را بر او سد کرده بود! انگار میخواست به او چیزی بگوید … وی پس از پیاده شدن از خودرو، درمییابد که پای الاغ زخمی و متورم شده و قطعهای فلز در آن فرو رفته است؛ فلزی که متعلق به یک قوطی کنسرو باز شده است که ظاهراً توسط گردشگران پس از مصرف در جزیره رها شده بود. البته حسین هر چقدر تلاش میکند، نمیتواند الاغ زخمی را بگیرد و آن حیوان بخت برگشته، لنگان لنگان از محل میگریزد (گفتنی آنکه سالهاست این الاغها – که زمانی برای کارکردهای ترابری و حمل و نقل به جزیره وارد شده بودند – به حال خود رها شده و به صورتی نیمه وحشی به زندگی خود ادامه میدهند).

تا اینکه چند روز بعد به حسین اطلاع میدهند که الاغ زخمی خود را به محوطهی حیاط مدرسه جزیره رسانده … او نیز بلافاصله به محل میرود و همان طور که در تصاویر میبینید با کمک همکارانش، الاغ مجروح را گرفته و پس از بیرون آوردن تکههای باقیماندهی قوطی کنسرو و پانسمان پای مجروحش که متأسفانه از شدت جراحت کرم زده بود، او را به حال خود رها میکند …

این ماجرا میگذرد تا حدود یکماه بعد … وقتی که حسین مشغول کار در دفتر خود بود و ناگهان متوجه صداهایی در محوطهی بیرونی دفترش میشود … بله، صداها متعلق به همان الاغ بود که اینبار با چند همنوع دیگرش خود را به محل کار حسین رسانده بودند! چرا که آنها هم جملگی دچار همان بلا شده و پایشان از وجود قطعهای فلز دچار عفونت و درد شده بود و حالا آمده بودند به نزد انسانی که پیشتر برادریاش را برای الاغها ثابت کرده بود …

نتیجه گیری اخلاقی:
نخست: لابد خوانندگان وفادار این سطور، هنوز قصهی ۲۵ دی ماه ۱۳۹۲ را به یاد دارند؟ انگار همچنان آن درسها و شرمندگیها ادامه دارد! ندارد؟

دوم: هر چند از پرتابکنندگان قوطیهای کنسرو خالی در طبیعت ابراز انزجار میکنم و امیدوارم بازخوانی این روایت منجر شود تا خوانندگان عزیز این سطور هم، چنین کرده و اگر این قوطیها را در طبیعت یافتند، بلافاصله به جمعآوریشان اقدام کنند؛ اما انگار اگر آنها نبودند، اینک ما درنمییافتیم که زدن برچسب «نفهم» به الاغها تا چه اندازه نشان از نادانی خطابکنندگان دارد! نه؟
سوم: همان طور که بارها گفته و نوشتهام، این کمال بیانصافی و نامهربانی است که پستترین همنوعان انساننمای خویش را با القاب و صفتهایی حیوانی چون: گربه صفت، جغد شوم، کفتار پیر، خفاش شب، خرس نفهم، سگ پدر، گراز بلا، گورخر مصیبت و … خطاب کنیم. اگر میخواهیم «خشونت» را در جامعه مهار کنیم، شاید نخستین گامش آن باشد تا از آن نوع رفتارها و گفتارهایی که ناخودآگاه به ترویج خشونت با حیوانات – به ویژه در نزد کودکان – میانجامد، پرهیز کنیم.

و واپسین کلام آنکه
دوست دارم حسین آقاخانی زنجانی را، هموطن فرزانهای که بیمنت بخشی از وقت و سرمایهی خویش را نثار آن گروه از هموطنانمان میکند که هرگز نمیتوانند به او بگویند: دست مریزاد …
* پام/ مدیرکل آموزش ومشارکت های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست
دست مریزاد
عجیبه که همه الاغ ها درست از ساق پا با قوطی کنسرو زخمی شده اند آیا این بارفتارهای آنها تناسبی دارد یعنی مثلا مثل گربه ها که شاخه های نوک تیز درختان را بو می کشند و به آنها پوزه می زنند الاغها هم مثلا ساق پاهایشان را به اجسام برنده می سایند؟!
اگر عفونت انقدر شدید باشه که کرم زده باشه با بتادین درمان نمی شه باید قسمتهای فاسد شده گوشت حیوان لایه لایه برداشته بشه زخم ضدعفونی بشه پماد استریل ویتامین آ چشمی معجزه می کنه در جوش خوردن زخم و نباید زخم پانسمان باشه باید باز باشه چون آب می اندازد لیچ می افتد فقط باید تمیز نگه داشته بشه…
در مورد نفهمی الاغ ها به نظرم می رسه که الاغ ها اتفاقا یک سر و گردن از بقیه حیوانات بیشتر می فهمند چون اجازه سواستفاده زیاد نمی دهند و با لگد از خودشون ذفاع می کنند و اصولا الاغها و گربه ها خیلی استقلال رای دارند اجازه نمی دهند هیچکس براشون تصمیم بگیره اونا خودشون در هر حال تصمیم گیرنده اند احتمالا به همین دلیل آدمها حرصشون دراومده و گفتند حیوون نفهمه! چون اجازه تصمیم گیری رو از انسان سلب می کنه و هر جا دوست داشته باشه ابتکار عمل رو در دست می گیره… دقیقا به همین دلیل عاشق گربه ها هستم چون نمی شه گولشون زد و هر جا حوصله شون سر بره از پنجه های طلایی شون برای خراش دادن مزاحم استفاده می کنند…
در مورد الاغها خواندن مطلبی با عنوان ( هیچ الاغی در ایران شناسنامه ندارد )
در مجله پت پیام دامپزشکان سال اول شماره اول شهریور 90 پیشنهاد می شود.
در خواندن مطالب سایت استادم دکتر احمد نادعلیان
http://www.riverart.net/persian/
متوجه شدم در جزیره هرمز تعداد زیادی آهو و جبیر وجود داشته که دیگر اثری از آنها نیست بدبختانه.
چنین انسانهای شریفی مایه فخر و مباهات هر ایرانی هستند. این افراد احیا کننده تمدن کهن و غنی حیوان دوستی ایران باستان هستند.