دسته: در رسانه ها

  • نفت باز هم در پلدختر قربانی گرفت/ این بار پرندگان مهاجر گرفتار شدند!

    دیده بان حقوق حیوانات ایران :در حالی که بارها خبرگزاری مهر نسبت به معضل نشت نفت به چاههای کشاورزی و چشمه روستاهای حاشیه تلمبه خانه شهدای تنگ فنی هشدار داده بود اما این بار پرندگان مهاجر قربانی بی توجهی به وضعیت کنونی شدند.

    به گزارش خبرنگار مهر، در حادثه ای تاسف بار روز گذشته تعدادی از اردک های مهاجری که تالابهای پلدختر را برای کوچ پاییزه خود انتخاب کرده بودند پس از فرود در یکی از حوضچه های آب کشاورزی در نزدیکی تلمبه خانه شهدای تنگ فنی در نفت گیر افتادند و نتوانستند نجات پیدا کننداین در حالیست که پیش از این بارها خبرگزاری مهر در گزارشهای متعددی از وضعیت آلودگی نفتی در منطقه خبر داده و خواستار توجه مسئولان به این معضل شده بود.

    تلمبه خانه شهدای تنگ فنی یکی از استراتژیک ترین تلمبه خانه های نفت کشور است که نفت جنوب را به مرکز و شمال کشور پمپاژ می کند. این تلمبه خانه در زمان جنگ تحمیلی بارها مورد هجوم موشک ها و هواپیماهای دشمن قرار گرفته است.لودگی نفتی چاه آب کشاورزی روستای شهدای تنگ فنی تعدد حملات به این تلمبه خانه مهم و استراتژیک موجب ورود حجم زیادی نفت به درون خاک منطقه و نفوذ نفت به سفره های زیرزمینی شده است. این در حالیست که با گذشت سالها از پایان جنگ تحمیلی تلاش چندانی برای پاکسازی منطقه از آلودگی های نفتی در دستور کار قرار نگرفت تا بارها روستائیان ساکن در این منطقه از آلودگی آب شرب و کشاورزی خود انتقاد کنند.پیش از این خبرگزاری مهر در دهها گزارش خبری و تصویری از وضعیت حاکم بر این روستاها خبر داده بود ولی متاسفانه همچنان نفت در این منطقه قربانی می گیرد و این بار پرندگان مهاجر از همه جا بی خبر با فرود در یکی از این حوضچه های آب آغشته به نفت در روستای “گری باباخان” تلف شوند.

    مدیرکل محیط زیست استان لرستان در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: این پرندگان مهاجر به تالابهای پلدختر پس از فرود در یک حوضچه آب که برای مصارف کشاورزی درست شده بود گرفتار شدند و متاسفانه جان خود را از دست دادند.محمد حسین بازگیر تعداد این پرندگان را حدود 10 قطعه عنوان کرد و بیان داشت: متاسفانه بر روی آب این حوضچه کشاورزی مقدار زیادی نفت جمع شده بود که پرندگان مهاجر پس از فرود و گرفتار شدن در نفت به دلیل غلظت بالای نفت نتوانستند خود را نجات دهند.

    وی عمده این پرندگان را از نوع “اردک ارده ای” دانست و بیان داشت: متاسفانه علی رغم تلاش پرسنل و ماموران حفاظت محیط زیست شهرستان پلدختر تنها یکی دو قطعه از این پرنده های مهاجر نجات داده شدند.بازگیر با اشاره به نزدیکی این محل به تالابهای پلدختر، عنوان کرد: علت تلف شدن این پرندگان مهاجر آلودگی نفتی بوده که در این راستا پیگیری های قضایی در دستور کار قرار گرفته است.

    مدیر کل محیط زیست استان لرستان با بیان اینکه بارها موضوع آلودگی نفتی در منطقه را پیگیری کرده ایم، یادآور شد: این آلودگی ها در منطقه تلمبه خانه شهدای تنگ فنی سابقه دیرینه دارد و بخش زیادی از آن به زمان جنگ تحمیلی بر می گردد.

    بازگیر با تاکید بر اینکه تلمبه خانه تنگ فنی یکی از مهم ترین و حساس ترین تلمبه خانه های کشور است که در زمان جنگ بارها مورد حمله قرار گرفته است، عنوان کرد: در حال حاضر منابع آبهای زیرزمینی منطقه نیز دچار آلودگی شده اند.

    وی ادامه داد: گمانه هایی که در منطقه زده شده است نشان می دهد که در لایه های زیرین زمین نیز حجم زیادی از آلودگی وجود دارد.

    مدیر کل محیط زیست استان لرستان با اشاره به ارائه نتایج آزمایشهای صورت گرفته به شرکت نفت گفت: تاکنون شرکت نفت تنها مسکن های موقتی برای رفع آلودگی نفتی در منطقه را در دستور کار قرار داده که متاسفانه تاثیر چندانی نداشته است.

    بازگیر با تاکید بر اینکه آلودگی نفتی در منطقه بسیار وسیع است، یادآور شد: مطالعات زیادی برای رفع آلودگی نفتی انجام شده ولی هنوز نتیجه عملی گرفته نشده است.وی با تاکید بر اینکه آلودگیهای ایجاد شده بیشتر مربوط به گذشته است که همچنان در زمین باقی مانده است و افزود: با این وجود احتمال نشت تازه نفت از تاسیسات نفتی در منطقه و مخازن موجود نیز بعید به نظر نمی رسد.مدیر کل محیط زیست استان لرستان با تاکید بر اینکه این سازمان همواره مدعی آلودگی های ایجاد شده در منطقه بوده است، یادآور شد: بسیاری از شکایت های ما از شرکت نفت در این زمینه همچنان در مجاری قضایی در جریان است.

    بازگیر تصریح کرد: در مورد اخیر که منجر به تلف شدن تعدادی از پرندگان مهاجر به تالابهای پلدختر شد نیز موضوع در حال بررسی است و علیه مقصران اقامه دعوا خواهیم کرد.ی با تاکید بر بالا بردن سطح حفاظتی تالابهای پلدختر در فصل مهاجرت پرندگان، یادآور شد: در این راستا گروههای گشت و کنترل را افزایش داده ایم تا امنیت برای پرندگان مهاجر بالاتر رود.

  • ببر مادر و بچه خوکها…

    دیده بان حقوق حیوانات: در اتفاقی نادر در باغ وحشی در کالیفرنیا بچه خوکهایی که پوست ببر به تن کرده بودند ببر ماده‌ای را که به دلیل از دست دادن فرزندانش دچار افسردگی شده بود نجات دادند.

    به گزارش خبرنگار مهر، در اتفاقی نادر در یک باغ وحش در کالیفرنیا یک ماده ببر بچه هایی سه قلو به دنیا آورد که به دلیل برخی عوارض دوران بارداری بچه ببرها زودتر از موعد به دنیا آمدند و به دلیل جثه بسیار کوچکشان بلافاصله از دنیا رفتند.

    بر اساس این گزارش ببر مادر بعد از بهبودی از به دنیا آوردن بچه ها، ناگهان شروع به از دست دادن سلامتی خود کرد، هرچند که از لحاظ بدنی و فیزیکی سالم بود.

    دامپزشکان احساس کردند که از دست دادن بچه ها باعث افسردگی ماده ببر شده است و تصمیم گرفتند که بچه های یک ببر دیگر را به او بدهند تا وضعش بهتر شود.

    بعد از بررسی تعداد زیادی باغ وحش های دیگر، پی بردند که متآسفانه هیچ ببر نوزادی با سن مناسب وجود ندارد که به ببر مادر عزادار بدهند.

    دامپزشکان تصمیم گرفتند که کاری کنند که قبلاً در هیچ باغ وحشی انجام نشده بود و با توجه به اینکه گاهی اوقات یک نوع حیوان سرپرستی نوع دیگری حیوان را قبول می کند به دنبال نوزادن گونه ای دیگر پرداختند.

    تنها نوزادانی که سریع در دسترس بودند، بچه خوکهایی نوزادی بودند که در حال گرفته شدن از شیر مادر بودند بنابراین مسئولان باغ وحش و دامپزشکان بچه خوکها را در پوست ببر پیچیدند و در کنار ببر ماده قرار دادند .


     

  • درخواست پروانه شکار خرس از سوی اداره محیط زیست گیلان!

    دیده بان حقوق حیوانات: یک کارشناس محیط زیست گفت: در پی شکایت یکی از دامداران شهرستان ماسال اداره محیط زیست گیلان در اقدامی عجیب خواستار صدور پروانه شکار خرس از سوی سازمان محیط زیست شده است.

    کورش خزلی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: در پی شکایت یکی از دامداران روستای میانکوه از توابع شهرستان ماسال به دلیل حمله یک قلاده خرس به دامداری این فرد و تلف کردن یک رأس گاو وخسارت های دیگر مسئولان محیط زیست استان گیلان طی نامه ای که برای سازمان محیط زیست تهیه کرده اند خواستار صدور پروانه برای شکار این خرس شده‌اند.

    به گفته وی، این در حالیست که پیش از این مسئولان سازمان محیط زیست بارها اعلام کرده اند که مجوز شکار برای چنین جانورانی تحت هیچ شرایطی صادر نمی شود و با هرگونه شکار و صید اینگونه جانوران برخورد می شود.

    خزلی اظهار داشت: در استان گیلان مگر چند قلاده خرس وجود داد که با هر شکایت و پیش آمدی معدوم کردن و شکار این حیوان اولین راه حلی است که به ذهن مسئولان به ظاهر مدافع حیات وحش می رسد.

    به اعتقاد این کارشناس محیط زیست، چنین درخواستهایی نشان دهنده ضعف مدیریتی و فقدان دانش و دلسوزی مسئولان محیط زیست گیلان که خود باید حافظ و مدافع حیات وحش این استان باشند است. همچنین این اقدام حاکی از آن است که امکان صدور پروانه شکار برای حیواناتی مانند خرس در سازمان محیط زیست هست که خود جای تأمل دارد.

  • شكارچي غيرمجاز در منطقه حفاظت شده جاجرود دستگير شد

    دیده بان حقوق حیوانات: با تلاش محيط بانان پارك ملي خجير و سرخه حصار شكارچي غيرمجاز در منطقه حفاظت شده جاجرود دستگير شد محيط بانان پارك ملي خجير و سرخه حصار در حين انجام ماموريت و گشت و كنترل منطقه حفاظت شده جاجرود موفق به دستگيري 1 نفر شكارچي غيرمجازشدند.

    به گزارش روابط عمومي اداره كل حفاظت محيط زيست استان تهران، محيط بانان پارك ملي خجير و سرخه حصار در حين انجام ماموريت و گشت و كنترل منطقه حفاظت شده جاجرود موفق به دستگيري 1 نفر شكارچي غيرمجازشدند.
    گفتني است  از اين شكارچي لاشه 1 راس ميش وحشي كشف و ضبط شده و متهم جهت سير مراحل قانوني به مقامات قضايي تحويل شد.

  • دستگيري زانتياسواران گوسفند دزد!

    دیده بان حقوق حیوانات: سارقاني كه اقدام به ربودن گوسفندان در روستاهاي اراك مي‌كردند، دستگير شدند.

    به گزارش ايسنا ماموران انتظامي اراك روزگذشته از طريق تماس مركز فوريت‌هاي پليسي110 در جريان وقوع يك فقره سرقت قرار گرفتند.

    ماموران با حضور در صحنه حادثه دريافتند افرادي سوار بر يك دستگاه زانتيا براي سرقت گوسفنداني وارد اين روستا شده اما هنگامي كه با مقاومت مردم مواجه شدند با برجا گذاشتن خودروي سواري خود و پس از يك تعقيب و گريز به سمت كوه‌هاي اين روستا متواري شدند.

    با ثبت اين گزارش دو اكيپ از ماموران پليس براي دستگيري سارقان احشام راهي كوهستان شدند كه سرانجام پس از چندين ساعت جستجو يكي از سارقان دستگير شد.

    با دستگيري و انتقال اين سارق به مقر پليس وي به 9 فقره سرقت احشام به همدستي سه نفر ديگر اعتراف كرد.

    به گزارش ايسنا، تلاش ماموران براي يافتن سرنخي از سه سارق اين پرونده همچنان ادامه دارد.

  • کوه بافق؛ پناهگاه امن یوزپلنگ آسیایی/ تصویر

    به دنبال معرفی مناطق حفاظت شده و پناهگاه های حیات وحش استان یزد و بررسی ظرفیتهای گردشگری آن در خبرگزاری مهر، در این گزارش منطقه حفاظت شده کوه بافق معرفی خواهد شد.

    مجموعه ارتفاعات کوه بافق، آریز و دره انجیر به همراه دشتها و تپه ماهورهای بین آنها به دلیل دارا بودن زیستگاه های نسبتا بکر، چشم اندازهای زیبا و گونه های ارزشمند حیات وحش از شهریور سال 1367 بنا به پیشنهاد اداره کل محیط زیست استان یزد با وسعتی حدود 700 هزار هکتار در محدوده شهرستانهای بافق و اردکان به مدت پنج سال به طور رسمی به عنوان منطقه شکار ممنوع دره انجیر، آریز و باجگان اعلام شد و در سال 1372 ممنوعیت شکار در منطقه یاد شده تمدید شد.

    پس از آن در تاریخ 27 بهمن ماه سال 1375 و با تصویب شورای عالی محیط زیست، قسمتهایی از منطقه شکار ممنوع در شهرستان بافق با وسعت 88 هزار و 528 هکتار به علت برخورداری از وضعیت اکولوژیکی مناسب برای ادامه حیات گونه های ارزشمند جانوری و گیاهی مختلف رسما در زمره مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت از محیط زیست قرار گرفت و به عنوان منطقه حفاظت شده معرفی شد.

    شهر بافق در 110 کیلومتری جنوب شرق یزد و منطقه حفاظت شده کوه بافق در فاصله 10 کیلومتری شمال شرق شهر بافق واقع شده است.

    این منطقه رشته کوه بزرگی است که از “بیشه درب بهاباد” تا “کوه سنگ قصاب” واقع در دهانه “پنج درخت” مرز استان یزد با کرمان ادامه داشته و طول آن 70 کیلومتر است.

    با توجه به موقعیت جغرافیایی و طبیعی منطقه که به صورت رشته کوهی در جهت شمال غربی – جنوب شرقی کشیده شده است، بسیاری از راه های ارتباطی در دو سوی شمال شرقی و جنوب غربی منطقه با رسیدن به بخش کوهستانی قطع شده و به صورتی نیستند که دو سوی کوهستان را به هم متصل کنند که این امر نقطه قوتی برای حفاظت منطقه حسوب می شود.

    تنها یکی از راه های ارتباطی فرعی منطقه از دشت شیطور آغاز می‌ شود که پس از عبور از دکل مخابراتی به سمت شهر بافق ادامه می یابد.

    کوه بافق منطقه ای کوهستانی و دارای صخره های صعب العبور و بلند، تپه ماهورهای متعدد و پراکنده و دره های عمیق و پرشیب است.

    ارتفاعات منطقه در دو طرف به زیستگاه های دشتی با ویژگی های کاملا متفاوت مشرف می شوند و مرکز منطقه دارای بیشترین ارتفاع است و هرچه از مرکز به اطراف منطقه برویم، ارتفاع کم می شود.

    به طور کلی دامنهه تغییرات ارتفاعی منطقه بین هزار و 60 تا دو هزار و 860 متر است که بلندترین نقطه آن کوه باجگان در جنوب شرق منطقه و کمترین ارتفاع در شمال غرب و نزدیک معدن آهن بافق است.

    کوه های متعدد پناهگاه مناسبی برای گونه کل و بز در کوه بافق به شمار می رود

    ارتفاعات عمده منطقه شامل کوه بافق و کوه ریگو در شمال و شمال غرب، کوه نه سر در مرکز، کوه انارون و تاج کوه در جنوب و جنوب شرق منطقه که زیستگاه و پناهگاه مناسبی برای انواع گونه های کوه زی به ویژه کل و بز محسوب می شود.

    در نواحی غربی منطقه زیستگاه های دشتی با پراکنش گونه هایی نظیر جبیر وجود دارد که به دشت جبیری معروف است و از نواحی دشتی مشرق نیز می توان به دشت شیطور اشاره کرد که به همراه دره ها و تپه ماهورهای منتهی به ارتفاعات قلمرو یوزپلنگ آسیایی محسوب می شود.

    در یک نگاه کلی به لحاظ ساختار توپوگرافیک، منطقه دارای اشکال زیستگاهی دشتی، تپه ماهوری و کوهستانی است که شکل زیستگاهی کوهستانی غالب است.

    منطقه حفاظت شده کوه بافق، در ایران مرکزی قرار گرفته و دارای پیچیدگی های خاص خود است.

    سازندهای این منطقه از نظر سن تقریبا تمامی دورانهای زمین شناسی را شامل می شود که از کهن ترین تشکیلات منطقه می توان به تشکیلات پرکامبرین اشاره کرد.

    این منطقه از نظر خاک شناسی دارای خاکهای جوان است و تنها در برخی قسمتها کمی تحول یافته است.

    منطقه حفاظت شده کوه بافق فاقد رودخانه دائمی است و تنها در زمان بارندگی های شدید، رودخانه های فصلی و موقتی پر آب می شوند که پس از مدتی خشک شده و فقط مسیل رودخانه است که باقی می ماند.

    در این منطقه تعدادی چشمه طبیعی وجود دارد که مورد نیاز حیات وحش را تامین می کند که برخی از آنها دائمی بوده و دارای آب شیرین هستند.

    از جمله چشمه ها و منابع آبی و آب انبارهای مهم منطقه می توان به چشمه باراف، چشمه خری، آب موگردی، چشمه ماکو، چشمه گوشین، برونو، سنجدو، رود بیدون، آب انبارهای رجب دانشفر، دشت شیدی، کرینو، سارتو، مش مشو، سنگ قصاب، تلمبه بادی دشت شیطور، چاه نباتو و گزو اشاره کرد.

    تنها آبخوان متناسب برای برای تامین آب شرب، آبخوان دشت قطروم است که در جنوب غربی منطقه حفاظت شده کوه بافق قرار دارد.

    این منطقه رویشگاه های جنگی و مرتعی متنوعی از انواع رویشهای بخش کوهستانی ایرانی تورانی را به وجود آورده است.

    با توجه به تنوع عوامل اکولوژیکی حاکم، انواعی از گونه های گیاهی با ویژگیها و فرمهای مختلف شامل درختی و درختچه ای، بوته ای بالشتکی، شورپسند، گچ دوست، صخره دوست، شن دوست به همراه گونه های مرتعی خوشخوراک و گونه های دارویی در منطقه مشاهده می شود.

    مرغوبیت اراضی مرتعی منطقه، چرای دام را به عنوان یکی از تعارضات اصلی منطقه به دنبال داشته است.

    تاکنون 194 گونه گیاهی در منطقه حفاظت شده کوه بافق شناسایی شده که از این تعداد 24 گونه دارای ارزشهای حفاظتی ویژه هستند که تعداد 22 گونه آن در فهرست سرخ قرار دارند.

    دو ونه چنار نیز به خاطر وجود پایه کهنسال حائز ارزشهای حفاظتی ویژه درختان دیر زیست و گونه ارس به عنوان گونه با ارزش از رویشگاه های بازمانده به لیست افزوده شده اند.

    در این میان 16 گونه از جمله کلاه میرحسین، بادام عاجی، تنگرس، نازبیابانی، کاروان کش، هزار خار رگه مرکزی، هزار خار کویری، عروس سنگ، وشا، پونه، سگ دندان خاردار، شور یزدی، شنگ اسب کم گل و … از گونه های بومی این منطقه هستند.

    از سایر گونه های گیاهی منطقه نیز می توان به بنه، قیچ، درمنه، آویشن، خارشتر، بادام کوهی، انجیر کوهی، چوبک، اسکمبیل، گز، اشنان، تاغ و … اشاره کرد.

    کوه بافق؛ پناهگاه امن یوزپلنگ آسیایی

    منطقه حفاظت شده کوه بافق به دلیل وجود ویژگی های منحصر به فرد، پوشش گیاهی مناسب، وجود ارتفاعات، تپه ماهورها و دشتها و تعارضات اندک در برخی قسمتها، زیستگاه و مامن مناسبی برای زندگی انواع مختلفی از گونه های جانوری است.

    معاون محیط طبیعی اداره کل محیط زیست استان یزد در این زمینه اظهار داشت: بافق از نظر زیستگاهی شامل مجموعه ارتفاعاتی است که تامین کننده نیازهای حیاتی گونه های کوه زی به ویژه کل و بز، پلنگ، کبک و … است و دره های عمیق به همراه دامنه های ملایم، زیستگاه مناسبی را برای قوچ و میش و گونه ارزشمند و در معرض خطر یوزپلنگ آسیایی فراهم کرده است.

    حسن اکبری افزود: گرچه در برخی از بخشهای منطقه چرای دام از تعارضات عمده زیستگاه ها محسوب می شود اما در ارتفاعات به ویژه محدوده امن، دست نخوردگی زیستگاه و نبود تعارضات از ویژگی های ارزشمند این منطقه به شمار می رود.

    وی ادامه داد: همین دست نخوردگی و نیز شکل گیری جمعت نسبتا مناسبی از فون ها موجب افزایش مطلوبیت جمعیت یوزپلنگ در منطقه شده به گونه ای که تاکنون عکس و فیلم های متعددی از این گونه ارزشمند تهیه شده است.

    آمار دقیقی از جوندگان و خزندگان در منطقه حفاظت شده کوه بافق در دست نیست

    اکبری یادآور شد: متاسفانه در مورد جوندگان، خزندگان و زیستگاه های آنها در منطقه حفاظت شده کوه بافق اطلاعات ناچیزی در دسترس است اما دو گونه کبک و تیهو از جمله پرندگان غالب در این عرصه محسوب شده و زیستگاه های منطقه به دلیل دارا بودن چشمه، شرایط توپوگرافی، پوشش گیاهی و … برای حیات این دو گونه ارزشمند مطلوب هستند.

    وی عنوان کرد: همچنین پرندگان بیابانی نظیر زاغ بور، باقرقره و گاهی هوبره در این منطقه یافت می شود.

    اکبری بیان داشت: در مجموع در منطقه حفاظت شده کوه بافق، 20 گونه پستاندار، 44 گونه پرنده و 16 گونه خزنده شناسایی شده اند.

    وی افزود: در این منطقه 20 گونه پستاندار شناسایی شده که به شش راسته و هشت خانواده تعلق دارند که از این تعداد 12 گونه به عنوان اولویتهای حفاظتی در ایران و جهان معرفی شده اند.

    اکبری ادامه داد: زیستگاه پستانداران در منطقه حفاظت شده کوه بافق شامل کوهستانی صخره ای، تپه ماهور و کوهپایه دشتی، بیابانی و … است که از مهمترین و شاخص ترین پستانداران از تیپ کوهستانی منطقه کل و بز و پلنگ، زیستگاه تپه ماهوری – کوهپایه ای قوچ و میش و پلنگ، زیستگاه دشتی و بیابانی جبیر، کاراکال، روباه معمولی، گرگ و شغال را می توان نام برد.

    وی از دیگر گونه های پستاندار این منطقه به کفتار، خرگوش، تشی، خارپشت ایرانی، جرد ایرانی، پامسواکی بزرگ، ول حفار، دوپای کوچک، جربیل و … اشاره کرد.

    12 گونه پرنده کوه بافق در سطح ملی و بین المللی حمایت شده اند

    اکبری عنوان کرد: در مطنقه حفاظت شده بافق در مجموع 44 گونه پرنده شناسایی شده که از 22 خانواده و پرندگان حمایت شده در سطح ملی و بین المللی این ناحیه 12 گونه هستند.

    وی اظهار داشت: هوبره، سارگپه پابلند، عقابها، دال و دلیجه از پرندگان ارزشمندی هستند که در این زیستگاه یافت می شوند.

    اکبری از مهمترین و با ارزش ترین پرندگان زیستگاه های تپه ماهور و کوهستانی پرندگان خانواده باز، عقاب و لاشخور و خانواده شاهین ها نام برد و افزود: از دیگر پرندگان مهم این منطقه می توان به کبک، تیهو، شاه بوف، جغد کوچک، زاع نوک سرخ، کوکر شک سیاه، زنبورخوار معمولی، هدهد، کلاغ ابلق، دم جنبانک ابلق، چکاوک کاکلی، کمرکولی بزرگ و … اشاره کرد.

    لاک پشت مهمیزدار از گونه های حفاظتی کوه بافق

    وی ادامه داد: در منطقه حفاظت شده کوه بافق 16 گونه از خزندگان نیز شناسایی شده اند که شامل یک گونه لاکپشت و 9 گونه از مارمولکها و شش گونه از مارها هستند که از این تعداد یک گونه لاک پشت مهمیزدار و یک گونه بزمجه بیابانی در اولویت حفاظتی قرار دارند.

    اکبری یادآور شد: مارهای شناسایی شده در مطنقه نیز به دو خانواده تعلق دارند که سه گونه مار جعفری، مار شاخدار و کک مار سمی و خطرناک، گونه تیرمار از مارهای نیمه سمی و شتر مار شیرازی از مارهای غیرسمی منطقه هستند که زیستگاه تعدادی از آنها مناطق کوهستانی و تعدادی مناطق دشتی و استپی است.

    یکی از پارامترهای ارزشمند که بر ارزش مناطق حفاظت شده می افزاید، وجود چشم اندازهای طبیعی با ارزش در منطقه برای طبیعت گردی و تفرج گسترده است که این پدیده در جلب اکوتوریسم بسیار موثر خواهد بود.

    منطقه حفاظت شده کوه بافق با وجود اینکه در منطقه خشک و کویری استان یزد قرار دارد، درای چشم اندازهای زیبای کوهستانی و تپه ماهوری نظیر صخره های بلند و پرشیب مشرف بر دره های پیچیده و عمیق است.

    علاوه بر آن طیف ارتفاعی گسترده منطقه و وجود چشمه های متعدد، زمینه شکل گیری تفرجگاه های نسبتا ییلاقی را در منطقه موجب شده که مورد استقبال گردشگران محلی قرار گرفته است.

    به طور کلی قابلیتها و چشم اندازهای منطقه حفاظت شده کوه بافق به دلیل برخورداری از قابلیتهای متعدد می توان منطقه ای ویژه ای برای گردشگری طبیعی باشد اما تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.

    شاید با ورود بخش خصوصی به این حیطه، بتوان از این ظرفیت حیات وحش استان یزد به بهترین نحو استفاده کرد و صنعت نیمه جان گردشگری را در این مناطق جانی تازه بخشید.

    خبرگزاری مهر در گزارش های بعدی خود به معرفی دو منطقه دیگر پناهگاه حیات وحش دره انجیر پناهگاه حیات وحش بورئیه خاتم خواهد پرداخت.

  • پرندگان ایرانی را ببینید قبل از اینکه …

    دیده بان حقوق حیوانات: خبر کوتاه بود؛ «۳ آذر از سوی گروهی از کار‌شناسان و چند مجموعه مرتبط روز ملی پرنده‌نگری اعلام شده‌است.» خبر عجیبی که روی خروجی سایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار گرفت و فراخوانی بود برای علاقه مندان به پرنده نگری تا بتوانند در خانه هنرمندان (!) جمع شوند و به سخنرانی در این زمینه گوش دهند.

    همه ارکان ماجرا متزلزل به نظر می‌رسید اما گویا اتفاق مثبتی هم شروع شده است …

    به گزارش «تابناک»، اعلام «روز ملی پرنده نگری» در حالی صورت گرفت که در تقویم جهانی، روز هشتم ماه می‌(۱۸ اردیبهشت) «روز جهانی پرندگان» نام گذاری شده است و از سال گذشته قرار شد که در تقویم ملی کشورمان نیز هجدهم اردیبهشت، «روز ملی پرندگان» نام بگیرد. روزی که هنوز هم جای خالی‌اش به چشم می‌‌خورد.

    فیاضی، مسئول کمیته ملی طبیعت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در ارتباط با این موضوع به خبرگزاری ایرن گفت: «در بسیاری کشورهای اروپایی بیش از طرفداران فوتبال پرند‌ه‌نگر وجود دارد، درحالیکه تنها ۶۰۰ نوع پرنده در اروپاست، حال باید پرسید ایران با وجود ۵۱۷ گونه پرنده در کشور، چه سهمی از پرنده بینی را دارد؟»

    آماری جالب توجه از تعداد پرندگان شناسایی شده در محدوده جغرافیایی وطنمان که در برخی منابع تا ۵۲۳ نوع نیز گزارش شده است.

    شاید همین کافی باشد تا بحث‌های حاشیه‌ای را کنار گذاشته و به مناسبت روزی که ثبت ملی هم نشده، سری بزنیم به دنیای موجوداتی که برای قرن‌ها در دل بینندگان حسرت پرواز می‌کاشتند. نمونه‌هایی جالب از پرندگان که ساکن سرزمینمان هستند و شاید تا کنون اسمشان را نیز نشنیده باشید. این مطلب، فتح باب آشنایی با برخی از آنهاست:


    چکچک (چکچک کوهی)
    راسته گنجشگ – تیره توکا
    نام انگلیسی : Wheatear (Northern Wheatear)

    چطور پیدایش کنیم :

    اندازه چکچک کوهی 14.5 سانتیمتر است. پرنده نر در فصل زاد و ولد پشت خاکستری مایل به آبی ، ابروی پهن سفید ، پوشپرهای گوش و بالهای سیاه ( در پائیز قهوه‌ای رنگ ) دارد و سطح شکمی آن نخودی رنگ است. پرنده نر در فصل پاییز نخودی رنگ‌تر و پشت آن تقریبا قهوه‌ای می شود. پرنده ماده شبیه نر پائیزی‌ست.
    پرنده ای نا آرام و فعال است و در فضای باز مرتبا به این سو و آن سو می‌رود و دم گسترده خود را تکان می دهد یا بالا و پایین می‌کند.

    زیستگاه :

    علفزارها، چراگاه‌های کوهستانی، صخره‌های کوهستانی، بیابانها. در سوراخ‌ها و شکاف‌های توده‌های سنگ لانه می سازد.

    پراکندگی :

    چکچک کوهی پرنده‌ای است که تابستانها از پراکندگی نسبتا فراوانی برخوردار است و به صورت نیمه مهاجر در همه جای ایران دیده می‌شود .

    هـُدهُـد (شانه به سر، پوپک، هدهد)
    راسته سبزقبا – تیره هدهد
    نام انگلیسی: Hoopoe

    چطور پیدایش کنیم:

    اندازه هدهد ۲۵ تا ۲۹ سانتی متر است، طول بال‌هایش به ۴۴ تا ۴۸ سانتی متر می‌رسد. این پرنده سیاه و سفید و صورتی در واقع یکی از بی‌اشتباه‌ترین پرنده‌ها است مخصوصا پرواز نا‌منظم این پرنده بی‌نظیر است. می‌توان به آن عنوان یک پروانه غول پیکر را اعطا کرد.
    کاکل شانه مانند این پرنده بیشتر اوقات بسته است و بر روی زمین مانند سار حرکت می‌کند.
    هدهد ماده در انتهای بدنش غدد چربی بد بویی داراست که سبب می‌شود وقتی در لانه حضور دارد، برای محافظت، بوی بدی از لانه خارج شود و اکثر مردم بر این تصورند که بوی بد به علت مدفوع این حیوان است.
    هدهد پرنده‌ای است که بیشتر روی زمین و در فضای باز تغذیه می‌کند، پروازش کند و موجی‌ست، توام با باز و بسته کردن آهسته بالهاست.

    زیستگاه:

    در زمینه‌های باز و پر درخت، باغهای میوه و پارک‌ها دیده می‌شود. زمستان‌ها را در فضاهای باز‌تر و بوته‌زار می‌گذراند. در سوراخ درختان کهن و گاهی در خرابه‌ها آشیانه می‌سازد. آشیانه این پرنده در داخل سوراخی در دیوار و یا درختان است.

    پراکندگی:

    به طور کلی هدهد پرنده‌ای است که تابستان‌ها فراوان است و گاهی زمستان را در زمین‌های پست ناحیه دریای خزر می‌گذراند.

    باورهای مردم:

    داستان هدهد قاصد پیغمبر سلیمان در قرآن مشهور است که نامه پیغمبر سلیمان برده به مملکت سبأ برای «ملکه بلقیس».
    در منطق الطیر، نوشته عطار نیشابوری، هدهد به عنوان مرغی خردمند، راهبر دیگر مرغان به سوی سیمرغ می‌شود.
    در شعر کلاسیک چینی هدهد به عنوان نماد پیام آور آسمانی شناخته می‌شود، که خبر بهار را می‌آورد. در چین به خاطر زیبایی منحصر به فرد این پرنده آن را پرنده فرخنده‌ای می‌دانند.
    هدهد و خون آن در قرون وسطی باختری جزء ابزار جادو بوده است و برای پیشگویی استفاده می‌شده است.

    جی جاق
    راسته گنجشگ – تیره کلاغ
    نام انگلیسی: Jay

    چطور پیدایش کنیم :

    اندازه جی جاق ۳۴ سانتی‌متر است؛ نشانه‌های تشخیص این پرنده عبارت است از بدن قهوه‌ای مایل به صورتی، دم سیاه، لکه مشخص روی بال‌ها، راهراه عرضی آبی و سیاه پوشپرهای بال. پرهای سیاه و سفید تارک خود را به صورت کاکل بلند می‌کند. چشم‌هایش آبی کمرنگ است و پروازی سنگین آرام و مستقیم دارد که همراه با تکان‌های خاص بدن و بال‌ها همراه است، اغلب به صورت گله‌های کوچک و پرسر و صدا دیده می‌شود.
    در پرواز به واسطه پوشش آبی بال‌ها، لکه سفید روی بال و دم که در تضاد با رنگ شاهپرهای بال و دم قرار دارد، به آسانی شناخته می‌شود.
    سبیل سیاه و تارک سیاه یا خط خط سیاه؛ از مشخصات دیگر این پرنده است. روی تنه صورتی خاکستری با اثری از رنگ قهوه‌ای، پس گردنش قهوه‌ای تا تیره، زیر تنه صورتی خاکستری روشن و چانه و زیر دم سفید چرکی است.
    پرنده‌ای پر سر و صدا و خجالتی است.

    زیستگاه:

    جی جاق پرنده‌ای‌ست که به ندرت دور از درخت دیده می‌شود. معمولا در جنگل‌های دور دست لانه می‌سازد.
    در جنگل‌های سوزنی برگ، بلوط یا جنگل‌های مخلوط بسر می‌برد و در سوراخ درختان و لابلای شاخ و برگ درختان حاشیه جنگل‌ها آشیانه می‌سازد.

    پراکندگی:

    جی جاق از جمله پرندگانی‌ست که در گذشته نه چندان دور از پراکندگی فراوانی برخوردار بوده است و اما در حال حاضر اصلاع دقیق و مستندی از وضعیت تعداد و پراکندگی این پرنده بومی ایرانی در دست نیست.

    سسک سر دودی
    راسته گنجشگ – تیره سسک
    نام انگلیسی: Menetries «s Warbler

    چطور پیدایش کنیم:

    اندازه سسک سر دودی ۱۲ سانتی‌متر است. شبیه دیگر سسک ها، اما کوچک‌تر و با دمی کوتاه‌تر است.
    سسکی پر سر و صدا است ولی معمولا خود را از انظار پنهان نگاه می‌دارد. سطح پشتی قهوه‌ای مایل به خاکستری و دم گرد تقریبا سیاه با شاهپرهای کناری سفید و مشخص دارد.
    پیشانی، تارک و پوشپرهای گوش پرنده نر تقریبا سیاه و در پرنده ماده بیشتر قهوه‌ای است. این سیاهی تا حدود پس سر و جبه که به رنگ خاکستری مایل به قهوه‌ای است، امتداد دارد.
    در بال‌های خاکستری تیره رگه‌های شنی رنگ دیده می‌شود و سر شانه‌ها سیاه است.
    هر دو جنس سسک سردودی چشمانی به رنگ قرمز تیره با حلقه چشمی زرد دارند در پرنده ماده این رنگ صورتی است و پا‌ها قرمز گوشتی است.
    پرنده نر؛ در پر و بال تازه سبیل سفیدی دارد و پرنده ماده، زیر گلویش کاملا سفید است.
    پرنده‌ای‌ست پر جنب و جوش که اغلب در بین بوته‌های کوتاه پنهان می‌شود و غالبا دمش را به اطراف یا بالا و پایین تکان می‌دهد، در حال پرواز دم خود را بالا می‌گیرد.

    زیستگاه:

    بیشه‌ها و بوته‌زار‌ها (به ویژه درخت گز). اغلب در مناطق صخره‌ای و دره‌هایی که از آن‌ها رودخانه عبور می‌کند. در باغ‌ها دیده می‌شود. در قسمت پایین بوته‌ها و بین گیاهان درهم روئیده لانه می‌سازد.

    پراکندگی:

    به‌طور کلی تابستان‌ها از پراکندگی نسبتا فراوانی برخوردار است ولی ظاهرا تعداد کمی از آن‌ها زمستان را در سواحل جنوبی ایران می‌گذرانند.

    جغد شاخ دار (جغد گوش دراز)
    راسته جغد – تیره جغد
    نام انگلیسی: Long-eared Owl

    چطور پیدایش کنیم:

    اندازه جغد شاخدار (گوش دراز) ۳۵ سانتی‌متر است؛ تنها جغدی است، با اندازه متوسط که گوشپرهای درازی دارد.
    درحالت نشسته با واسطه گوشپرهای بلندش به آسانی قابل شناسایی است که البته گاهی اوقات هنگام استراحت گوشپر‌هایش را جمع می‌کند.
    سطح پشتی آن پر از لکه‌ها و خال‌های نخودی و قهوه‌ای مایل به خاکستری، و سطح شکمی آن نخودی رنگ با رگه‌های تیره وراه‌های عرضی ظریف است. از جغد جنگلی به وسیله سر زاویه‌دار، گوشپرهای بلند و بدن لاغر‌تر و چشم‌های زرد نارنجی (نه سیاه) مشخص می‌شود.
    زیر تنه اش خط دار و زیر بال‌ها نخودی با رگه‌های قهوه‌ای تیره است.
    در پرواز بال‌ها و دمش در مقایسه با جغد جنگلی بلند‌تر می‌نماید. بال‌زدنش پردامنه و پیچ و تاب دارد، و بر روی جبهه‌های هوا سر می‌خورد.
    تفاوتش با جغد جنگلی در هنگام پرواز است، که در این حالت، بال‌ها بلند‌تر و خم بال‌ها کمتر است. همچنین لکه تیره رنگی روی خم بال‌ها و قاعده شاهپر‌ها، به رنگ قهوه‌ای نارنجی دیده می‌شود.
    روز‌ها در انبوه شاخ و برگ درختان استراحت می‌کند یا به‌طور قائم و نزدیک به تنه درخت روی شاخه‌ها می‌نشیند. معمولا درخت‌های سوزنی برگ را انتخاب می‌کند.
    از پستانداران کوچک، پرندگان و حشرات تغذیه می‌کند و در بعضی نقاط هنگام پاییز یا زمستان، به صورت دسته‌های کوچکی گرد هم به استراحت می‌پرازند.

    پراکندگی:

    جغد شاخ دار (گوش دراز) از جمله پرندگانی‌ست که در گذشته زمستان‌ها از پراکندگی نسبتا فراوانی برخوردار بوده و احتمال آن می‌رفته که به تعداد خیلی کم در جنگل‌های شمال ایران زاد و ولد کند و اما در حال حاضر اطلاع دقیق و درستی از وضعیت زادآوری و پراکندگی آن در دست نیست.
    به صورت مهاجر در نواحی شمال شرق به سمت جنوب تا حدود مرکز فارس دیده شده است.

    سهره خاکی
    راسته گنجشگ – تیره سهره
    نام انگلیسی: Desert Finch

    چطور پیدایش کنیم:

    اندازه سهره خاکی تقریبا ۱۴ سانتی‌متر است؛ پروبالش یکدست قهوه‌ای خاکی کمرنگ است که در ناحیه شکم کمرنگ‌تر می‌باشد.
    منقاری مخروطی، کلفت و سیاه یا تقریبا سیاه دارد که از مشخصه‌های شناسایی این پرنده می‌باشد. سهره خاکی نر لکه‌ای در پشت منقارش دیده می‌شود که تا چشمانش امتداد دارد.
    شاهپرهای بالش سیاه است با حاشیه پهن سفید و یک لکه بزرگ صورتی رنگ روی پوش‌پر‌ها و شهپرهای ثانوی دارد.
    پا‌هایش سیاه است، دمش دو شاخه و سیاه رنگ و پره خارجی شاهپرهای بال آن سفید می‌باشد.
    سر، گلو و رو تنه خاکی و قسمت پایین سینه زیر تنه و زیر دم سفید است.
    دم در انتها قلبی شکل و سیاهرنگ و لبه خارجی شاهپر‌هایش سفید است.
    سهره خاکی ماده کمرنگ‌تر از پرنده نر است. پرنده‌ای است رام و زود انس می‌گیرد.

    زیستگاه:

    مناطق باز، زمین‌های زراعتی، کوهپایه‌ها با بوته‌ها و درخت‌های پراکنده. عموما در باغ‌ها و بوته‌های کنار جاده دیده می‌شود. روی درخت یا بوته لانه می‌سازد.

    پراکندگی:

    به‌طور کلی از پراکندگی نسبتا فراوانی برخوردار است.


    بالابان
    راسته شاهین – تیره شاهین
    نام انگلیسی: Saker Falcon

    چطور پیدایش کنیم:

    بالابان، ۴۷ تا ۵۵ سانتی‌متر طول و ۱۳۰۰-۷۰۰ گرم وزن دارد و بزرگ‌ترین شاهین است. گستردگی بال‌ها هم اندازه سارگپه ماده است و از دور شبیه لاچین، اما بزرگ‌تر و سنگین‌تر، دیده می‌شود. از لاچین، به واسطه تارک سفید و گاهی پس سر نخودی، بدون رگه‌ها و خال‌های پهلو‌ها، نوار‌های کمتر مشخص زیر تنه، سبیل کوتاه و نوار پشت چشم کمرنگ‌تر، متمایز می‌شود (توجه شود که زیرگونه milvipes که در شمال شرقی ایران به سر می‌برد، دارای تاج صورتی مایل به قرمز، نوار‌های تیره روتنه و روی دم خطدار، شبیه لاچین است).
    سایر زیرگونه‌های بالابان با روتنه خاکستری و خطوط تیره روی دم مشخص می‌شوند. پرنده جوان شباهت بسیاری با جوان‌های لاچین دارد، اما در حاشیه بیرونی پر‌های دم، خال‌های نخودی و نوار تیره پشت چشم کمتر واضح، دیده می‌شود و جثه‌اش نیز بزرگ‌تر است. پرنده‌ای بسیار جسور است و به حیوانات بزرگ‌تر از خود نیز حمله می‌کند. در نزد اعراب، به سبب استفاده در قوشبازی، بسیار مورد توجه است.

    زیستگاه:

    این پرنده در استپ‌های کم درخت، کوهپایه‌ها، کوهستان‌ها و نواحی نیمه بیابانی به سر برده و در شکاف صخره‌ها یا روی درختان آشیانه می‌سازد و گاهی نیز از آشیانه‌های قدیمی بهره برده و تولید مثل می‌کند. در ایران، زمستان‌ها فراوان است و به وفور در نواحی غربی کشور تولید مثل می‌کند. این پرنده از پستانداران کوچک (موش خرما) تغذیه می کند.

    تولید مثل و  پراکندگی:

    این پرنده در ماه‌های اردیبهشت – تیر، بین ۳ تا ۵ تخم می‌گذارد و ۳۰-۲۸ روز روی تخم‌ها می‌خوابد، دوران بلوغش ۴۵-۴۰ روز به طول می‌انجامد.
    در گذشته نه چندان دور بالابان در ایران فراوان بوده است و به نسبت معمول زادوولد می‌کرده است. اما در حال حاضر از جمله پرندگانی است که در معرض انقراض نسل قرار دارد؛ ضمناً مورد علاقه شدید قوشبازان برای شکار هوبره است، بنابراین، باید برای حفاظت از محل‌های تولید مثلش و همچنین صید آن اقدامات جدی تری صورت گیرد.

    کوکر شکم سفید (طلایی)
    راسته کبوتر – تیره باقرقره ییان
    نام انگلیسی :  Pin-tailed Sandgrouse

    طبق نظرات پرنده‌شناسان و نیز دوستداران طبیعت در رای گیری مجله پرنده‌شناسی خاورمیانه، «کوکر طلایی نر» (عکس بالا) زیبا‌ترین پرنده موجود در خاورمیانه شناخته شده‌است. به عبارتی؛ زیباترین پرنده ایران.

    کوکرها در ایران:

    تا سال های قبل از انقلاب، دشتهای ایران میزبان هفت نوع کوکر(کوکر بر وزن کوثر) بودند:
    1.کوکر شکم سفید  (طلایی) (Pin-tailed Sandgrouse )
    2. کوکر سبخی ( سبخ : شوره زار) یا کوکر شکم بلوطی  ( Chestnut-bellied Sandgrouse ) .
    3.کوکر راه‌راه  (Lichtenstein’s Sandgrouse)
    4. کوکر شکم سیاه (Black-bellied Sandgrouse)
    5. کوکر خالدار (Spotted Sandgrouse)
    6. کوکر گندمی (Coronated Sandgrouse)
    7.کوکر دم دراز (Pallas’s sandgrouse)

    در سالهای قبل و با بی توجهی و بی اهمیتی نسبت به حیات وحش و باز بودن دست مردم برای نابودی محیط زیست ایران، به تدریج از شمار کوکرهای سبخی (شکم بلوطی)  کاسته شد بطوری‌که بعد از سال 1361 تاکنون هیچ کوکر سبخی (شکم بلوطی) در جنوب ایران دیده نشده است. کوکر طلایی در حال حاضر تنها میهمانی است که هر بهار به ایران سر می‌زند، اما همین کوکر نیز که قبلا در گله هایی هشت هزارتایی به جنوب ایران مهاجرت می‌کرد، اکنون در دسته‌هایی صد تا دویست عددی دیده می‌شود. کوکر نر مجموعه‌ای هنرمندانه از درهم آمیختن رنگین کمانی از رنگهای سرخ زعفرانی-سرخ جگری – سبز یشمی – زرد طلایی – زرد آجری- قهوه‌ای روشن – سفید برفی و سیاه زاغی – خاکستری روشن و نیز نارنجی پررنگ است. نوع ماده آن نیز با سینه‌ای سفید و پشتی زرد رنگ همراه با خطوط راه‌راه سیاه و سفید و زرد آجری، زیبایی خاص و چشمگیر خودش را دارد. چشمان کوکر به قدری زیبا هستند که انسان از تماشای آن سیر نمی‌شود. کوکر همچنین جزو پرندگان پر صداست و چه به هنگام پرواز و چه در وقت دانه چینی و جفت‌گیری، با صدایی شبیه به غو غو کردن به نحو دلنشینی آواز می‌خواند  و روح دشت و آسمان را زنده نگه می‌دارد.

    در سال 1351 تمبری با طرح این پرنده زیبا منتشر شد.

    چطور پیدایش کنیم:

    اندازه کوکر شکم سفید 37 سانتی‌متر ( با احتساب پرهای بلند دم ) است.
    در حالت نشسته منطره کبک کمرنگی را دارد که چمباتمه زده است ولی به وسیله پرهای میانی دمش که نوک تیز و دراز هستند به آسانی تشخیص داده می‌شود . کوکر شکم سفید در پرواز ظاهرا بی گردن به نظر می‌آید و نشانه‌های دیگر تشخیص آن در این حالت عبارت است از بالهای دراز و نوک تیز، سفیدی شکم و سطح زیرین بالها. پوشپرهای بال بلوطی، تارک خاکستری ، صورت زرد نارنجی ، گلو و چانه سیاه و بالاخره نوار سینه‌ای پهن بلوطی رنگ دارد‌.
    کوکر شکم سفید ماده؛ سطح پشتی زردرنگ با راهراه عرضی ظریف به رنگ های سیاه ارغوانی دارد .گلو و سطح شکمی آن سفید است با دو یا سه نوار باریک سیاه در ناحیه سینه.
    کوکر شکم سفید نر؛ در زمستان به ماده شباهت پیدا می کند ولی راه‌راه ارغوانی سطح پشتی را ندارد‌، پرواز این پرنده سریع و شبیه پرواز سلیم طلایی است‌، اغلب به صورت گله های بزرگ دیده می‌شود که ضمن پرواز دسته‌های کوچکی از آنها جدا می‌شود‌.

    زیستگاه :

    در دشت های خشک و پر گرد و غبار‌، فلات‌های مرتفع و سنگلاخ و زمین‌های گلی خشک شده دیده می‌شود‌.
    روی زمین آشیانه می‌‌سازد و نکته جالب اینجاست کوکرهای طلایی نر و ماده، به نوبت روی تخم‌ها می‌خوابند.

    پراکندگی :

    کوکر شکم سفید از جمله پرندگان بومی ایران است که در ۱۵ سال گذشته از پراکندگی فراوانی برخوردار بوده است، اما در حال حاضر به رغم کاهش چشم‌گیر این پرنده، از وضعیت تعداد و پراکندگی آنها اطلاع دقیق و مستندی در دست نیست.

    کوکر شکم سفید (طلایی) در حال انقراض است!

    کوکر پرنده ای بسیار کم جرات است و با دیدن انسان به شدت وحشت می‌کند. به علاوه مثل گنجشک، به هیچ عنوان با قفس خو نمی‌گیرد و خانگی نمی‌شود. به همین دلیل اگر آنرا در قفس کنید، با دیدن اولین انسان آنچنان پر می‌زند و خود را به در و دیوار می‌کوبد تا خونین و مالین شود و بیافتد و بمیرد.

    در باور مردم:

    در افسانه های مردم لر و عرب هندیجان و روستاهای ماهشهر، حکایتهای بسیار زیبا و دلنشینی از کوکر ها وجود دارد. از آن جمله این اعتقاد محکم که کوکر ها شاه دارند!

    آخرین پرنده شناسایی شده در کشور

    این گونه پرنده که از خانواده پرستوهای دریائی می‌باشد، با نام لاتین Brown Noddy یا Common Noddy و نام علمی Anous stolidus به تازگی و در برنامه بررسی پرندگان جزایر خلیج فارس، در حوزه استان هرمزگان و در جزیره شیدور شناسایی و گزارش شد.

    با احتساب این گونه جدید، پرندگان ایران به ۵۲۳ گونه ارتقا یافت. پرندگانی که باید دیده شوند؛ چه توسط علاقه‌مندان و چه توسط مسئولین امر!

    برگرفته از: پرندگان ایران

  • گونه هاي شاخص پناهگاه حيات وحش بوروئيه خاتم سرشماري شد

    http://www.doe.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=f6fa83a1-4b3d-44ea-9dec-7ce2a86eb5d2

    گونه هاي شاخص پناهگاه حيات وحش بوروئيه خاتم سرشماري شد معاون طبيعي اداره كل حفاظت محيط زيست استان يزد خبر داد: گونه هاي شاخص پناهگاه حيات وحش بوروئيه خاتم به روش پياده روي و مشاهده مستقيم ،سرشماري پاييزه شد.

    به گزارش روابط عمومي حفاظت محيط زيست استان يزد، حسن اكبري گفت: بنا به گزارش اداره محيط زيست خاتم ،آبان ماه سال جاري گروهي متشكل از 10 اكيپ 2 نفره از محيط بانان منطقه و همياران محيط زيست ،گونه هاي شاخص پناهگاه حيات وحش بوروئيه خاتم را به روش پياده روي و مشاهده مستقيم ،سرشماري و در فرم هاي مخصوص ثبت نمودند.
    معاون محيط طبيعي اداره كل حفاظت محيط زيست استان يزد افزود : در مجموع حدود 60٪ از وسعت منطقه، تحت پوشش سرشماري قرار گرفت.
    وي خاطر نشان كرد: در اين برنامه علاوه برشمارش وحوش ، آثار و نمايه هاي حيات وحش نيز، ثبت و جمع آوري و براي اولين بار تمام مسيرهاي سرشماري و محلهاي مشاهده وحوش با دستگاه موقعيت ياب جغرافيايي ثبت شد.

  • عفوبهتر از قصاص است اگر نمک برزخم ما نپاشند/ دو گفتگو درباره محیط بان اعدامی

    راست محیط بان دنا، اسعد تقی زاده و چپ پدر مقتول

    دیده بان حقوق حیوانات: از او خواستیم (بهمن ایزدی فعال محیط زیست ورئیس هیئت مدیره کانون سبز فارس) تا پیش از ورود به بحث، ماجرای روز حادثه را از زبان خانواده رضایی برایمان بازگو کند، اما او معتقد بود، با توجه به اینکه حکم دادگاه صادر شده و دیوان عالی کشور نیز آن را تایید کرده و مراحل قضایی پرونده به اتمام رسیده است، سخن گفتن از اتفاقات آن روز چیزی را تغییر نمی‌دهد.

    از نظر او «در حال حاضر، مهم این است که ما جوانی را از دست داده‌ایم و اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاده و اینک بهتر است کمی جلوتر برویم و ریشه اصلی این دست حوادث را بیابیم و به این بیندیشیم چه کنیم که دیگر از این اتفاقات پیش نیاید.

    اگر کارشناسان و علاقمندان به طبیعت بخواهند منابع و مواهب ملی و ارزش‌های طبیعی ملی‌مان درست حفظ و پاسداری شود باید ریشه‌های این دست اتفاقات ناگوار را شناسایی کنند تا بتوانیم راهکارهای رفع این بحران‌ها و مشکلات را که در امر حفاظت محیط زیست‌مان داریم پیدا کنیم و در جهت کم شدن مشکلات قدم برداریم.» علل اصلی بروز این دست اتفاقات در حوزه‌های محیط طبیعی چیست؟ باید به بی‌راهه نرفت و وارد شاه‌راه شد. حمایت‌هایی که ما در قانون از محیطبانان داریم کافی نیست و قوانین روشنی وجود ندارد.

    برخی می‌گویند سازمان حفاظت محیط زیست که اسلحه را به محیط‌بان می‌دهد، اختیارات قانونی حمل و بکارگیری آن را نمی‌دهد و زمانی که کسی زخمی شود یا از بین برود مسوولیتش تا انتها به گردن محیط‌بان است ولی من می‌گویم چرا باید کار به جایی برسد که محیط‌بان اسلحه به روی شکارچی یا شکارچی، اسلحه به روی محیط‌بانی بکشد که دست از زن و فرزند و زندگی شسته و برای حفظ مواهب طبیعی این مملکت به مناطقی با شرایط سخت می‌رود و در ارتفاعات و مناطقی دور از آب و آبادی خدمت می‌کند. چرا باید این فاصله میان محیط‌بان و گروه‌های هدف ما وجود داشته باشد. این فاصله چرا به وجود آمده که در یک موقعیت بحرانی این دو دسته مانند دشمن یه یکدیگر سلاح می‌کشند. ما باید چطور این فاصله را از بین ببریم. من وقتی به روند مدیریت سیستم حفاظتی مناطق طبیعی در کشورمان نگاه می‌کنم احساس می‌کنم این مدیریت دنبال یک ایده و راهکارها و برنامه‌های راهبردی منظمی نیست که بتواند این نگاه را تقویت کند که همه ذی‌نفعان، گروه‌های هدف و محیطبانان با عشق و علاقه در کنار یکدیگر قرار بگیرند و فعالیت کنند.

    من در صحبت‌هایم از واژه شکاربان به جای محیط‌بان استفاده می‌کنم چون به این واژه بیشتر علاقه دارم. درست است که واژه محیط‌بان باعث می‌شود دیدگاه ما نسبت به وظایف آنها کمی بازتر و بزرگتر می‌شود و از شکار به یک زیست‌گاه و محیط می‌رود ولی واقعیت این است که عملکرد این افراد متاسفانه کمتر و محدودتر شده است. ما پنجاه سال است در امر حفاظت کار می‌کنیم در این سال‌ها چه کرده‌ایم و چه تحولات مثبتی ایجاد نمودیم. اگر از چهل سال گذشته به این سمت یک نگاه آماری نسبت به تنوع زیستی کشور داشته باشیم مخصوصا در پارک‌ها و مناطق استحفاظی که سازمان به صورت مستقیم مدیریتش را اعمال کرده هر چه جلوتر می‌رویم می‌بینیم تجهیزات و امکانات‌مان بیشتر شده اما راندمان کارمان پایین‌تر آمده. به اعتقاد من دلیلش این است که سازمان هیچ زمان نخواسته یک رابطه منطقی با گروه‌های هدف و مهمتر از همه با مردم کشور برقرار بکند و خلاء این ارتباط متاسفانه در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی سازمان همیشه وجود داشته. به نظر من سازمان محیط زیست به جای اینکه محیط‌بانان ما را متکی به سلاحی بکند که عملا کاربردی ندارد و تنها یک مسوولیت مضاعف فردی را به شکاربان تحمیل می‌کند، در امر مدیریت تجدیدنظری انجام می‌شد شاید امروز تعداد تلفات محیط‌بانانمان به صد و دوازده نفر نرسیده بود و حتی تعداد تلفات شکارچیان هم پایین‌تر بود.

    نکته اساسی این است که سازمان محیط زیست باید به محیط‌بانان و حتی گروهای هدف آموزش بدهد تا بتواند از پتانسیلی که در گروه‌های هدف وجود دارد برای امر حفاظت بهره ببرد. وقتی من از شکارچیان صحبت می‌کنم نگاهی منطقی به صنفی که آن را یک نوع ورزش می‌دانند و با یک استدلال و رفتارهای منطقی آن را پذیرفته‌اند، دارم. متاسفانه برخی افراد اصلا شکارچی نیستند و باید به جای شکارچی به آنها شکارکش گفت. آنها حتی نزد شکارچیان مطرود هستند. برای مثال ما می‌بینیم در ماه‌های اخیر در کوهای ونک سمیرم آقایی که می‌گوید من معلم هستم بی‌رحمانه دست به اسلحه می‌برد و یک خرس ماده را از پای در می‌آورد بعد با سنگ و چوب و لگد احساس قدرت می‌کند که فرزندان نالان و گریان و سوگوار خرس را هم به آن طرز وحشیانه بکشد که وقتی من فیلم را دیدم به خود لرزیدم و این همه شقاوت را باور نمی‌کردم. وقتی ریشه‌ای نگاه کنیم سازمان محیط زیست یکی از مقصران این وقایع است که کار فرهنگی نمی‌کند و آموزش را قبول ندارد و نخواسته واقعیت‌های موجود را ببیند و با مردم ارتباط برقرار کند. به همین دلیل است که هر روز امثال تقی‌زاده‌ها بیشتر می‌شود. در همین استان کهکیلویه همین حالا دو سه مامور دیگر داریم و معلوم نیست که دادگاه چه حکمی برای آنها بدهد. در منطقه فارس هم دو مورد این شرایط را دارند. آیا فکر نمی‌کنید در شرایطی که کسانی مثل آن شکارکش خرس را داریم، رسیدن به شرایطی که محیط‌بان و شکارچی با علاقه در کنار هم قرار بگیرند خیلی دور و آرمانی باشد؟ بله خیلی دور است چون ما کار فرهنگی و ریشه‌ای نکرده‌ایم.

    من اوایل انقلاب با توجه به اینکه از کودکی به کوه و طبیعت علاقه داشتم بسیار به طبیعت می‌رفتم البته آن زمان شکار به این صورت نبود و خیلی کمتر انجام می‌شد. یادم هست می‌گفتند منطقه قرق شاهنشاهی است و همین باعث می‌شد خیلی‌ها نزدیک آن قسمت‌ها هم نشوند به دلیل وجود همین فاصله ها در برنامه حفاظتی بین مدیران وقت سازمان محیط زیست و مردم، پس از انقلاب سال 57 برخی مردم به این قسمت ها و پارک‌ها و مناطق تنوع زیستی هجوم آوردند و آسیب های غیر قابل جبرانی به مناطق تحت حفاظت وارد آوردند و سازمان نتوانست نگاه منطقی به برنامه‌هایش داشته باشد و ارتباطی منطقی برای روش‌های ارتباط با مردم را برقرار کند. مردم فکر می‌کردند دارند به تشکیلات شاهنشاهی و اموال مربوط به رژیم صدمه می‌زنند و تمام پارک‌های قرق آن زمان را از بین بردند و این درک درست به آنها داده نشده بود که این محیط زیست متعلق به خودشان است. ما در آن زمان برای حفاظت از محیط خودمان گروهی علاقه‌مند را گرد آوردیم و در اوج حملات هر روز آنجا بودیم و میان درگیری‌ها و تیراندازی‌ها، اما کسی کشته نشد تا بلاخره منطقه امن شد. من بیشتر با دوربین عکاسی و… به کوه می‌رفتم ولی چند شکارچی متخلف داشتیم که چند بار تا مرز دستگیری‌شان هم رسید اما موفق شدند فرار کنند و نگران جمع کردن این چند نفر بودیم تا منطقه آرام شود. به این مساله فکر کردیم که اگر شکارکشان مشکل معیشتی داشته باشند و بخواهند با فروش شکار امرار معاش کنند چه؟ با مدیر کل وقت، آقای ده بزرگی صحبت کردم و گفتم بیایید آنها را به عنوان محیط‌بان استخدام کنیم. ابتدا ایشان نمی‌پذیرفت تا اینکه پس از چند ماه گفتند برنامه را اجرا کنیم. ما این پنج شکارچی متخلف را به پارک ملی بمو دعوت کردیم و گفتیم می‌خواهیم استخدامتان کنیم. سعی می‌کردم خودم را به آنها نزدیک کنم و کار توجیهی انجام می‌دادم و در نهایت دیدم آنها واقعا علاقه‌مند کوه و بیابان هستند و در رابطه با امر حفاظت آنقدر جدی و مسوولانه برخورد کردند که دو نفر از آنها که خدا رحمتشان کند در مقابله با شکارچیان جانشان را از دست دادند. این تجربه در خود سازمان بدست آمده پس می‌توان این را وسیع‌تر کرد و نگاه درست‌تری به واقعیت‌های جامعه داشت. البته فقط بحث فرهنگ نیست بحث رفتاری هم هست.

    وقتی سازمان حفاظت از محیط زیست، زیست‌گاه آهو را در پارک ملی برای ایجاد پالایشگاه می‌بخشد جایی که ما برای حفاظت از آن چه جان‌فشانی‌ها کردیم باعث می‌شود شکارچی هم بگوید اینها که اعتقادی به این مسائل ندارند من هم شکارم را می‌کنم و این نوع رفتارها چقدر محیط‌بانان را هم دلزده می‌کند. به نظر شما کارهایی که سازمان باید انجام دهد چیست؟ سازمان باید در رفتارش تجدیدنظر کند و صرفا متکی به سلاح نباشد و سعی کند با گروه‌های هدف یعنی شکارچیان ارتباط برقرار کند. من خودم با شکار و شکارچی ذاتا مخالف هستم و نمی‌توانم تحمل کنم یک نفر یک گنجشک را جلوی من بکشد. اما این ایده من است ولی اگر به صورت کلی به این قضیه نگاه کنیم می‌بینیم بخشی از جامعه به شکار یک نگاه جدی دارند و آن را یک تفریح یا ورزش می‌دانند. پس سازمان باید آنها را ببیند و این گروه‌های هدف را متشکل کند. مخصوصا در آبادی‌ها و شهر‌های هم‌جوار با پارک‌ها و مناطق زیستی با آنها ارتباط برقرار کرده و آنها را به صورت کانون متشکل کند. باید به آنها آموزش داد که چه گونه‌هایی در معرض نابودی هستند و فرهنگ‌سازی صورت گیرد. همین‌طور باید محیط‌بانان را نیز آموزش داد؛ نه فقط این آموزش که با متخلف چطور روبرو شوند، آموزش در مورد شناخت وظایف‌شان مهمتر است. به نظر من بحث آموزش و فرهنگ‌سازی و ایجاد ارتباط جدی سازمان با گروه‌های هدف و مردم باید در سرلوحه مدیریت حفاظت از محیط زیست قرار بگیرد تا در آینده به جایی برسیم که همه گروه‌های هدف و شکارچیان به عنوان محیط‌بان سازمان فعالیت کنند و شکارچی بداند بدون اینکه هزینه خاصی انجام بدهد سازمان هزینه می‌کند و محیط‌بانان هم شکار‌های او را محافظت می‌کنند و به موقع و در فصل مجاز طبق قانون و مقررات به شکار می‌رود.

    به دلیل عدم برنامه های فرهنگی و آموزشی سازمان مناطق حفاظتی ما که میلیاردها تومان برای امر حفاظت آن هزینه شده از بین می‌روند. در همین منطقه دنا خبر دارم از زمانی که حکم قصاص تقی‌زاده آمده محیط‌بانان دل و جرات اینکه دست به سلاح بگیرند و جلوی متخلف بایستند ندارند و روحیه‌شان را از دست داده‌اند و به شکلی کار را رها کرده‌اند و از آن طرف افراد سودجو به منطقه استحفاظی دنا حمله کرده و ضمن شکار تنوع زیستی آن منطقه، به اراضی مجاور آن هم دست‌اندازی می‌کنند. این اتفاقات در حال وقوع است و من نمی‌دانم تا چند وقت دیگر اثری از حیات وحش در منطقه دنا باشد یا نه؟ و خلاء وجود یک مدیریت قوی کاملا محسوس است.

    خانواده رضایی که تمایل به گفت‌وگو با رسانه‌ها ندارند در صحبت با شما مساله‌ای را مطرح نکردند که تمایل به انعکاس آن داشته باشند؟

    ایشان از سازمان گله داشتند و به نظر گله‌هاشان به جا بود. آقای رضایی می‌گفتند پسرم تازه سربازی‌اش تمام شده بود و برای گردشگری به کوه رفته بود. در بین راه یک گروه شکارچی محلی را می‌بینند که در بین آنها شکارچی به نام کرامت بود که سال‌ها سازمان به دنبال آن می‌گشته. آنها که شب قبل در کوه بودند و صبح روز حادثه مبادرت به شکار یک راس کل می کنند و بعدازظهر در راه به مجتبی بر می‌خورند و با او همراه می‌شوند. در این میان محیط‌بانان سر می‌رسند و درگیری ایجاد می‌شود و در میان این داستان، گلوله با مجتبی رضایی برخورد می‌کند. مجتبی بی‌گناه کشته شد. البته من فکر می‌کنم هیچ کس نمی‌خواسته او را بکشد اما نوع برخورد سازمان محیط‌زیست با خانواده رضایی آنها را به شدت دلزده کرده است و گفتند در روند دادگاه هیچ نوع رابطه منطقی با اتفاق پیش آمده برقرار نکردند وبا برخورد عمودی به این جریان موجب ایجاد فاصله شدند. متاسفانه سازمان به سراغ آنها نرفت که با خود آنها صحبت کند. ایشان به من گفت ‌ای کاش سازمان در روزهای اول کسی مثل شما فرستاده بود، شاید داستان به اینجا نمی‌کشید. سازمان نگاهش به این داستان عمودی و غیرمسوولانه بود و پرونده را رها کرده و موجب شد خانواده رضایی خودشان را در خلاء ببینند. آقای رضایی معتقد بودند موضوع عدم وجود آموزش مناسب سازمان باعث شده این حادثه رخ بدهد. خانواده رضایی تاکیدشان بر این است که واقعیت موجود را که پسرشان بی‌گناه و دست خالی بوده و تنها دوربین عکاسی همراه داشته که این حادثه به وجود آمده را به نظر همه برسانیم و مساله دیگری که بر آن تاکید داشتند این بود که بگوییم آموزش را در سرلوحه برنامه‌های سازمان قرار دهند و به این امر تاکید داشتند. آقای رضایی مردی فرهیخته و فرهنگی است و خودش بسیار علاقمند محیط زیست است و می‌گفت بیست سال پیش یک کبک را کشتم و بعد از آن سال‌ها عذاب وجدان داشتم و در زندگی ام غیر از آن هیچ جنبنده‌ای را نکشته ام. آقای رضایی از جمله فعالان زیست محیطی شهر یاسوج می باشد که با انجام فعالیت های زیست محیطی و برگزاری کارگاه های آموزش زیست محیطی کارنامه ای موفق دارد و بارها مورد تشویق مسئولین محلی قرار گرفته و ایشان تاکید می کنند که برای مدیریت حفاظت از مناطق طبیعی می بایست به جای تکیه بر سلاح به علم و آموزش تکیه داشته باشیم. ایشان با حال روحی نامناسبی که داشت گفت با توجه به اینکه مجتبی اسلحه نداشته و اتفاقی با آن گروه شکارچی همراه شده و در درگیری سهیم نبوده، نباید کشته می‌شد. آقای رضایی می‌گویند برای گرفتن حکم به هیچ کجا نرفته و هیچ کاری انجام نداده‌اند. دو بار به سازمان حفاظت محیط زیست به خاطر بی‌مهری‌هایی که در موردشان شده مراجعه کردند؛ یکبار در تهران و یکبار یاسوج که متاسفانه حتی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست یاسوج ایشان را نپذیرفتند در حالی که آنها باید نزد خانواده رضایی می‌آمدند و نمک به زخم آنها زده شد. اما من در زلال نگاه آقای اسماعیل رضایی شفافیت و مهربانی را دیدم که دلم را روشن کرد. ایشان حرف‌هایش را با بسم‌الله الرحمن الرحیم شروع می‌کند و این یعنی تاکید بر نام خدا و رحمانیت و رحیم بودنش و کسی که معتقد به این باور‌ها است و از کشتن یک کبک سال‌ها عذاب وجدان داشته و خوابش نمی‌برد من فکر نمی‌کنم بر قصاص تاکید کند و گمان می‌کنم بر گفته قرآن که عفو بهتر از قصاص است عمل کنند، هر چند که حق آن خانواده است که قصاص کند یا ببخشد.

    آیا آقای رضایی و تقی‌زاده نسبت فامیلی داشتند؟

    آنها نه فامیل، نه هم ایل، نه هم‌شهری بودند و نه یکدیگر را می‌شناختند. من از آقای رضایی هم پرسیدم که آیا آنها به هیچ کدام از این حالات یکدیگر را می‌شناختند؟ او گفت خیر. من گفتم :پس هیچ خصومتی هم میان آنها وجود نداشته. چرا اسد علی‌رغم منطقه حفاظتی خود به منطقه دنا رفته بود؟ آن روز ماموریتش در منطقه دیگری بوده که به او می‌گویند به دنا برود. مدیرکل وقت اداره حفاظت محیط زیست استان کهکلویه و بویر احمد آموزگار بوده و در زمینه محیط زیست آشنایی درستی نداشته به ریاست سازمان منصوب کردند. خانواده رضایی از وی نیز گله داشتند چون گویی او گفته بود کرامت (شکارکشی که سازمان به دنبالش بوده) را مرده و زنده هر طور شده از کوه پایین بیاورید. آن روز وقتی کرامت به کوه رفته، محلی‌ها خبر دادند که او برای شکار رفته و محیط‌بانان رفتند تا او را بگیرند و این حادثه رخ داد. خصوصیات منطقه حفاظت شده چیست؟ آیا در این مناطق تنها شکار ممنوع است و تفریح و تفرج آزاد است؟ در مناطق حفاظت شده و پارک ها گردشگری علمی،طبیعی،هنری و…آزاد است اما ورود به این مناطق با مجوز سازمان مربوطه میسر می باشد. برای حضور در برخی مناطق قطعا باید سازمان را مطلع کرد که در فلان روز مشخص و با چه تعداد مشخص به منطقه می‌روند. افرادی که در منطقه حضور می یابند باید بدون سلاح باشند.بنا براین تعرض به این گونه مناطق مانند بوته‌کنی،قطع اشجار ،تعرض به تنوع زیستی ،تعلیف و تیر اندازی ممنوع است و اکثرا در این سفر‌ها محیط‌بانان آنها را به عنوان راهنما همراهی می‌کنند. مناطق استحفاظی به جاهایی اطلاق می‌شود که قابلیت حفظ و نگهداری داشته باشد که دارای گونه های گیاهی و جانوری خاصی باشد و دارای تنوع زیستی حائز اهمیتی برای حفاظت که قطعا باید حفظ شود و بستگی به تعداد گونه‌ها، شدت حفاظت تغییر می‌کند. برای مثال یوزپلنگ مورد توجه ویژه‌ای قرار گرفته چون تعدادشان کم است و یوزپلنگ آسیایی فعلا تنها در ایران موجود است.

    آیا تمام این مناطق حصاربندی شده هستند یا امکان دارد کسی وارد محدوده شود، بی‌آنکه بداند منطقه حفاظتی است؟

    متاسفانه حفاظ خاصی ندارد مگر اینکه در بعضی پارک‌ها محیط خاصی را توری کشیده یا درب‌هایی برای آن گذاشته‌اند اما عمدتا شاخص های طبیعی مانند رودخانه ها،دره ها ،راس تپه ها و ارتفاعات،جاده ها و مناطق شاخص طبیعی حد مرز مناطق حفاظتی و پارک ها را مشخص می کند. البته تابلو‌هایی نیز در این محدوده‌ها نصب شده و مشخصه این مناطق است. کسانی که به این مناطق می‌روند اغلب محلی هستند و می‌دانند حد و حدود و مرز‌ها کجاست و این‌طور نیست که گردشگری در این مناطق زیاد باشد. گروه‌های هدف هم کاملا حدود مناطق استحفاظی را می‌شناسند. آسیب‌هایی که به نظر شما محیط‌بانان در حفظ محیط زیست با آن مواجه‌اند کدامند؟ مشکل عمده آنان مشکلات معیشتی است. کار آنها به گونه‌ای است که دوری از خانواده و ماموریت‌های طولانی در کوه و بیابان دارد و باید در شرایط سخت جبری و گرما و سرما‌های شدید آن را تحمل کنند و آنها تحمل می‌کنند تا محیط زیست ما را حفظ کنند. اما مشکل جدی که فراروی آنان است مشکلات معیشتی است و حقوق اندکی دریافت می‌کنند. با توجه به دشواری کار آنان باید نگاه جدی‌تری به مسائل معیشتی آنان داشت تا لااقل از این جهت تامین باشند و افراد مغرض نتوانند آنها را فریب دهند و به دنبال مطامع خودشان بکشانند. مشکل مهم دیگری که با آن مواجه‌اند عدم آموزش است. نه فقط آموزش‌هایی در بدو ورود، بلکه آموزش‌های میان دوره و موضوعی و تخصصی در حیطه محیط ضروری است. برای مثال در منطقه پرنده‌ای دیدیم پرسیدم این چیست و محیط‌بان آدرس اشتباه به من می‌داد. هما را در ارتفاعات زردکوه نشان دادم محیط‌بان نمی‌شناسد و می‌گوید دال است. پس مساله آموزش و معیشت مهمترین آسیب‌هایی است که محیط‌بانان با آن مواجه‌اند.

    آیا اختیارات محیط‌بانان کافی است؟ محیط‌بانان در حال حاضر با تکیه بر اسلحه کار می‌کنند و اگر مساله را از این زاویه بنگریم در حقیقت اختیاری ندارند. با توجه به اینکه در قانون حمل و بکارگیری سلاح و استفاده صحیح از سلاح برای محیط‌بانان به درستی مشخص نشده، این سردرگمی ایجاد کرده. کما اینکه چند وقت پیش محیط‌بانی به من می‌گفت من اکثرا خشاب در تفنگ نمی‌گذارم که در شرایط خاص غافل‌گیر نشوم و خودم را به دردسر بیندازم زیرا می‌دانم در صورت بروز اتفاق، حمایتی از من نمی‌شود. به نظر من خلاء حمایتی بسیار است. گفتگو با برادر محیط بان دنا ما نمی خواستیم موجب دلخوری شویم در بیست‌وششم مردادماه سال 1387، مجتبی وسایل لازم برای گردش کوتاهش در طبیعت، مانند دوربین و کتری و… را برداشته و راهی دنا می‌شود غافل از اینکه سرنوشت او را به جایی می‌برد که بازگشتی نیست. در میانه راه با کسانی هم‌سفر شد که اگر نشده بود شاید این اتفاق برای او نمی‌افتاد. از سویی دیگر یک نگهبان طبیعت آن روز به صورت اتفاقی در محدوده تحت حفاظت خودش نبوده و با بی‌سیم به منطقه دنا اعزام شده بود؛ جایی که مجتبی بسیار دوست می‌داشت. محیط‌بان به همراه پنج همکار دیگرش در حین انجام این وظیفه بود که ششصد متر دورتر پنج نفر را می‌بیند که به زعم او شکارچی غیر مجازند چون مسلح و در منطقه حفاظت شده بودند. محیط‌بان غافل بود از اینکه در میان آنها، عکاس جوانی به نام مجتبی است که مسلح نیست و برای تفریح به آن مکان آمده. فرمان ایست می‌دهد،درگیری آغاز می شود که در این میان تیر به مجتبی که مجرم نبوده و اسلحه‌ای نداشته اصابت می‌کند. اسد، محیط‌بان دنا او را بر دوش می‌گیرد تا به شهر و پزشکی برساند اما مجتبی دیگر دوام نیاورد و از دنیا رفت و حال سرنوشت و ادامه حیات اسد در دستان اولیای دم مجتبی است.

    با برادر اسد تقی‌‌زاده محیط‌بان دنا گفت‌وگو کردیم تا از ماجرا و نیز وضعیت او مطلع شویم.

    آیا زمان حادثه، اسد، ماموریت گشت‌زنی و مجوز حمل اسلحه در منطقه دنا را داشته؟

    نکته‌ای که در این مورد وجود داشته این است که ماموریت دولتی او برای مثال از پاسگاه a بوده و آنها به پاسگاه b رفتند و این از طریق مسوولین دست بالاترشان به صورت شفاهی و با بی‌سیم به آنها اطلاع داده شده بود و گفته می‌شود او حکم حضور در آن منطقه را در آن زمان نداشته و مساله مبهم، روشن شدن این مساله بوده که آیا حکم آنها در منطقه a تسری به منطقه b داشته یا نه؟ فردی که از طریق بی‌سیم، ماموریت آنها را تغییر داده بود در دادگاه هم این موضوع را بیان کرد؟ بله، اما از او پذیرفته نشد. در روز حادثه، اسد همراه چند محیط‌بان دیگر بود؟ پنج محیط‌بان بودند، سه نفر مسلح و دو نفر غیرمسلح بودند و در روز حادثه از دو تا از این سه اسلحه شلیک شده، یعنی قطعا از بیشتر از یک اسلحه شلیک شده صورت گرفته. اسد از منطقه تحت حفاظت خودش به پاسگاه مرکزی در سطح شهر می‌رود و به این دلیل هنگامی که با بی‌سیم ماموریت دیگر را به او اعلام کردند، اسلحه همراهش نبوده و فرصت نبوده به پاسگاه خودشان برود و اسلحه را در همان پاسگاه مرکزی تحویل می‌گیرد. اسد چند سال بود که محیط‌بانی می‌کرد؟ او تاکنون سیزده سال است که به عنوان محیط‌بان شناخته می‌شود. او پس از اینکه سه سال به صورت افتخاری کار کرد استخدام شد.

    اگر بدانید خانواده رضایی گفته‌های شما را می‌خوانند چه حرفی برای آنها دارید؟

    من دوست داشتم این مساله را بگویم که اگر به نقل از خانواده ما در سایت‌های خبری و رسانه‌ها مسائلی مطرح شده که موجب دلخوری ایشان شده است ما از انتشار آنها بی‌خبر بودیم. مثلا گفته‌اند ما درباره خانواده رضایی حرف‌هایی زده‌ایم و گفته‌ایم آنها لابی دارند و با دیوان عالی کانال برقرار کردند که حکم بگیرند و…. می‌خواهم به آنها بگویم من واقعا نمی‌دانم منشاء این اخبار و تبلیغات چه کسانی هستند و خانواده ما با شناخت غیرمستقیمی که از خانواده رضایی داریم می‌دانیم که آنان خانواده فرهنگی محترم و خوبی هستند و در طول این سه سال که این اتفاق رخ داد ما همیشه و همه جا از منش آنها تعریف کرده‌ایم. با توجه به اینکه مسائل قومیتی در منطقه ما به صورتی است که اگر این حادثه برای خانواده دیگری اتفاق افتاده بود شاید تبعات بیشتری داشت ولی آقای رضایی این مساله را کنترل کردند و اجازه درگیری‌های قومی و قبیله‌ای را ندادند و تنش‌ها با مدیریت ایشان کنترل شد. حرف‌هایی در مورد پسرشان زده شده و گفته‌اند او شکارچی غیرقانونی بوده اما اینطور نبوده و ما می‌دانیم او تنها با شکارچیان همراه شده بوده و در سابقه‌اش پرونده‌ای از این مسائل وجود نداشته اما برخی رسانه‌ها مساله را بد انعکاس داده‌اند. می‌خواهم به خانواده او بگویم ما هم مثل آقای رضایی ناراحتیم که شخصیت مجتبی را برعکس جلوه دادند و دوست داریم این برای ایشان روشن شود که حرف‌هایی که زده شده هیچ کدام از طرف خانواده ما نبوده و ما برای آنها احترام قائلیم. ما تنها اقدامی که انجام داده‌ایم این بوده که از طرق مختلف برای طلب عفو و بخشش از خانواده مرحوم اقدام کرده‌ایم. البته آقای رضایی گفته بودند تا حکم قطعی مشخص نشود نمی‌توانند تصمیمی بگیرند. ما واسطه‌هایی از اقوام خودشان، از کارمندان محیط زیست و… فرستادیم اما فضای مناسبی برای اینکه خودمان به حضور ایشان برویم فراهم نبود. اگر آنان از هر طریق حرف‌های ما را بشنوند می‌خواهم بدانند که ما واقعا برای آنها و حقشان احترام قائلیم. به ایشان می‌گویم این یک حادثه ناگوار بوده که هیچ عمدی در آن نبوده و ما هم از این حادثه ناراحتیم و اسد قطعا نمی‌خواسته شلیکش جان مجتبی را بگیرد و حتی سعی کرده بود با رساندن مجتبی به پایین کوه او را نجات دهد اما چون متاسفانه در شیب بوده و گلوله حالت شیب‌دار در ریه فرو رفته و نیز فاصله تا شهر طولانی، صعب‌العبور و کوهستانی بوده موفق نشده او را نجات دهد. من برادرم را می‌شناسم او بسیار رئوف و مهربان است و می‌دانم او هم از این حادثه ناراحت است و آن موقعیت هیجانی این حادثه را ایجاد کرده و حتما او در آن زمان از فاصله شصت متری تا مجتبی، خطا در تیراندازی داشته است.

    شما چقدر به رضایت خانواده رضایی امیدوارید؟

    با سابقه‌ای که از خانواده رضایی سراغ دارم امیدوار می‌شوم. من به یاد دارم وقتی سال 84-83 شهید گمنام به شهرمان آوردند از خانواده رضایی در آنجا حضور داشتند و مداحی می‌کردند و اشک می‌ریختند. من فکر می‌کنم آنها قلب رئوفی دارند و راضی نمی‌شوند به خاطر یک اشتباه سهوی یک خانواده دیگر هم داغدار شود. اسد تنها سی‌وپنج سال دارد و چندی پیش عقد کرده بود. او هنوز می‌تواند فرصت زیادی داشته باشد که مانند خانواده رضایی به این مملکت خدمت کند. ما می‌دانیم امروز خانواده رضایی صاحب حق هستند و فقط و فقط کرامت آنهاست که می‌تواند این مساله را حل کند. من رنج‌نامه آقای رضایی را به مقام رهبری خواندم و می‌دانم ایشان برای جمهوری اسلامی و نظام اهمیت قائل است و این را از فضای نامه‌شان هم می‌توان درک کرد و با توجه به عرق ملی شان قطعا رضایت ایشان در اینکه ماموران محیط زیست را امیدوار‌تر کند تا در مملکت خدمت کنند هم بسیار موثر است. در برخی خبرها آمده بود، اسد، مجتبی را به چهره یا نام یا از آشنایی قبلی یا خانوادگی می‌شناخته؟ به هیچ وجه، او از شهرستان دیگری بود. ما از شهرستان دنا هستیم و آنها از شهرستان بویراحمد. فاصله خانه‌هایمان زیاد است و این طور نبوده که در شهر ما باشد تا حتی او را به چهره بشناسد و اگر او را می‌شناخت حتما این حادثه غم‌انگیز رخ نمی‌داد. او در آن شرایط نمی‌دانسته که مجتبی از شکارچیان نیست چون او را نمی‌شناخته. البته ما عمو‌زاده‌هایی داریم که یک نسبت فامیلی دوری با خانواده آقای رضایی دارند ولی ما ایشان را هرگز ندیده بودیم و از نزدیک نمی‌شناختیم. البته من اسم آقای اسماعیل رضایی، پدر مجتبی را به جهت اینکه در نهضت سوادآموزی فعال بودند شنیده بودم و امیدوارم با سابقه فرهنگی که دارند درس دیگری هم به مردم بدهند و آن هم درس بزرگ بخشش است که از صفات خدا و مورد تحسین پروردگار است. با این درس همین‌طور که تا امروز در روابط قومیتی منطقه اثر مثبت گذاشتند، این بخشش را جاودانه کنند و این کارشان خدمت دیگری باشد از خدماتی که به ایران داشتند.

    مجله آسمان شماره 6

  • سمینار گربه سانان بیابان مرکزی ایران در آران و بیدگل برگزار می شود .

    دیده بان حقوق حیوانات ایران : اداره حفاظت محیط زیست شهرستان آران و بیدگل با همکاری پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، سازمان های مردمی و کارشناسان محیط زیست سمینار «گربه سانان بیابان مرکزی ایران» را در دانشگاه پیام نور این شهر برگزار خواهد کرد.

    به گزارش سبزپرس، در این سمینار که روز سه شنبه، هشتم آذرماه در دانشگاه پیام نور آران و بیدگل برگزار می شود، جمعی از کارشناسان و فعالان حوزه حفاظت از محیط زیست و حیات وحش کشور به ایراد سخنرانی می پردازند.
    در این سمینار «اللهیار دولتخواه» رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان آران و بیدگل به بیان اهداف برگزاری سمینار و اهیت آگاهی عمومی در زمینه حفاظت حیات وحش خواهد پرداخت، سپس «علیرضا جورابچیان» مدیر پروژه بین المللی حفاظت از یوز پلنگ آسیایی سخنرانی خود را با موضوع « ایران آخرین سنرگاه حفاظت از یوز آسیایی» ارائه خواهد داد.
    «میترا البرزی منش» مدیر عامل انجمن پایشگران محیط زیست ایران درباره «حفاظت از گربه سانان با پشتوانه مشارکت مردمی» سخنرانی خواهد کرد و «رجبعلی کارگر» کارشناس خبره پروژه ملی حفاظت از یوز پلنگ آسیایی از «نقش زیستگاه در حفاظت از گونه های در خطر انقراض» خواهد گفت.
    سخنران دیگر این سمینار «محمد عظیمی» سرپرست کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه شهید رجایی است که با موضوع «تنوع زیستی زندگی ما ست» به ایراد سخنرانی می پردازند و آخرین سخنران نیز «عبدالعظیم شکاری» مدیر عامل انجمن حافظان محیط زیست بادرود است که به معرفی گربه سانان بیابان مرکزی ایران می پردازد.
    در حاشیه این سمینار نیز نمایشگاهی از پوسترهای آموزشی زیست محیطی با حمایت اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان و همکاری کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه شهید رجایی تهران برگزار خواهد شد.
    همچنین نمایش مستندهای حیات وحش تولید شده در «انجمن یوزپلنگ ایرانی» نیز به نمایش گذاشته خواهد شد و «محمد جواد محسن پور» از تیم دوچرخه سواری بیابان مرکزی نیز درباره یک هزار و 700 کیلومتر رکابزنی در بیابان مرکزی گزارشی ارائه خواهد داد.
    این سمینار روز هشتم آذرماه در دانشگاه پیام نور آران و بیدگل برگزار خواهد شد و عموم علاقه مندان می توانند در این برنامه شرکت کنند.

  • ششمين كارگاه آموزش عملي شناسايي پرندگان و پرنده نگري برگزار شد

    دیده بان حقوق حیوانات: به گزارش روابط عمومي و امور رسانه، ششمين كارگاه آموزش عملي شناسايي پرندگان و پرنده نگري”با حضور كارشناسان محيط طبيعي ادارات كل حفاظت محيط زيست استانها از سراسر كشور ، كارشناسان دفتر تنوع زيستي ، حيات وحش و تعدادي نمايندگان سازمان هاي غير دولتي در آبان ماه سالجاري در استان مازندران برگزار شد.
    اين گزارش مي افزايد:مجموعه كارگاههاي آموزشي فوق با هدف ارتقاي مهارت كارشناسان ذيربط در زمينه شناسايي پرندگان ، آشنايي كارشناسان استان ها با اكوسيستم هاي متنوع در كشور، افزايش و روزآمد نمودن دانش پرنده شناسان ، آگاهي از روش هاي اجراي مطالعات پرندگان و ايجاد شبكه اي از پرنده شناسان كشور از سال 1388 در دستور كار دفتر تنوع زيستي و حيات وحش قرار گرفته و پنج كارگاه قبلي در استانهاي گلستان ، هرمزگان ، خراسان رضوي ، گيلان و خوزستان به اجرا در آمده است.
    گفتني است، در طول كارگاه آموزش هاي نظري پيرامون مطالعات راسته هاي پرندگان و تنوع زيستي به مدت دو روز ارائه شد و علاوه بر آن نحوه شناسايي پرندگان طي سه روز عمليات ميداني عملا آموزش داده شد. شركت كنندگان كه به تجهيزات پرنده نگري شامل دوربين چشمي و تلسكوپ مجهز بودند به شناسايي پرندگان و پرنده نگري در برخي سايت هاي مهم تجمع پرندگان از جمله پناهگاه حيات وحش ميانكاله، لپوي زاغمرز، تالاب بين المللي فريدونكنار ، لپوي زرين كلا و پناهگاه حيات وحش دشت ناز پرداختند.

  • عملیات نجات غاز خاکستری جوان!

    دیده بان حقوق حیوانات ایران : چند سال قبل فیلمی آمریکایی از تلویزیون پخش شد که دختر بچه ای به همراه پدر دانشمندش قرقاول های جوانی که مسیر مهاجرت را نمی دانستند و گم شده بودند را به وسیله یک هواپیمای تک سرنشین راهنمایی کرد. شاید فکر کنیم که چنین کارهایی فقط در خارج از ایران انجام می شود اما واقعیت چنین نیست!

    عملیات نجات غاز خاکستری جوان!

    به گزارش سبزپرس، همین چند روز قبل بود که خانواده «شیخ الاسلامی»، ساکن محله الهیه تهران مهمانی خاکستری داشتند!
    دقیقا همان روزی که پایتخت نشینان و بسیاری از اهالی شهرهای مختلف ایران از بارش برف سنگین در نیمه آبان ماه شگفت زده شده بودند، خانواده شیخ الاسلامی و همسایگانشان صبح یک روز برفی، با شنیدن صدای یک غاز خاکستری در حیاط خانه از خواب بیدار شدند.
    آنها نمی دانستند که این غاز جوان از کجا و چطور در حیات خانه آنها نشسته بود، اما مسلم این بود که غاز بخت برگشته از سرما و گرسنگی توانایی پرواز نداشت و اگر کسی به آن کمک نمی کرد، قطعاً آبان امسال، اولین و آخرین پاییزی بود که این غاز جوان می دید.

    هر ساله در اواسط پاییز مهاجرت پرندگان از سیبری به سمت جنوب آغاز می شود. البرز مرکزی، به خصوص تهران هم به عنوان یک معبر مهم برای پرندگان مهاجر محسوب می شود و در این فصل می توان از تماشای پرندگان مهاجری که تهران را برای زمستان گذرانی انتخاب کرده اند لذت برد.
    اگر کمی خوش شانس باشیم هم می توانیم پرندگانی را که تنها از تهران و کرج و شهرهای اطراف عبور می کنند و یا برای مدت کوتاهی در این شهرها به استراحت می پردازند تا برای ادامه راه تجدید قوا کنند، مشاهده کنیم.

    عملیات نجات غاز خاکستری جوان!

    حتی در شب های آرام، با نوری که از شهر به آسمان می رود، می توان دیدن دسته ای غاز که آرایش 8 مانندی دارند را در حال مهاجرت دید.
    بله! غاز جوان میهامان خانواده شیخ الاسلامی هم در هفته سوم آبان همزمان با موج بارندگی برف شهر تهران برای اولین بار داشت طعم مهاجرت به سمت جنوب را می چشد؛ اما احتمالا درست هنگامی که کوه های البرز را پشت سر گذاشته بود، در تهران با وضعیت جوی نا مناسب مواجه شده و از گروه خود جدا افتاده بود.
    خلاصه اینکه غاز جوان در حیاط یک منزل مسکونی در محله الهیه پناه گرفت و کمک اهالی منزل باعث شد تا از مرگ حتمی نجات پیدا کند.
    از یکی دو سال قبل، انجمنی به نام «انجمن ایران زمین» که فعالیت هایی در زمینه حفاظت محیط زیست و حیات وحش انجام می دهند، چند کارگاه آموزشی را برای اهالی چند محله در تهران برگزار کرده بودند که البته یکی از خانواده های شرکت کننده در این کارگاه ها، خانواده شیخ الاسلامی بودند.
    پس حدس زدن ادامه داستان کار سختی نیست. آنها می دانستند که اول باید غاز را به جایی امن و گرم منتقل کنند و فکری هم به حال شکم خالی حیوان زبان بسته کنند.
    بهترین کار تماس گرفتن با افرادی بود که تخصص لازم برای این کار را داشتند. پس اولین اقدام بعد از گرم نگه داشتن غاز و غذا دادن به آن، تماس با اعضای انجمن ایران زمین بود و انجمن هم با آقای «نبوی» مسئول حیات وحش پارک پردیسان تماس گرفت و به این ترتیب غاز به جای کباب شدن و یا مرگ، به پارک پردیسان منتقل شد و تحت معاینات دامپزشکی قرار گرفت.
    دامپزشکان پارک پردیسان گفتند که این غاز خاکستری، یک ساله است و چون تجربه کافی برای مهاجرت نداشته، از گروه جدا افتاده و اگر اهالی الهیه به آن کمک نمی کردند، حتما از بین می رفت.

    عملیات نجات غاز خاکستری جوان!
    حالا این غاز خاکستری چند روزی است که در پارک پردیسان تهران جا خوش کرده و اگر توانایی ادامه مسیر داشته باشد، تا چند روز دیگر تهران را ترک می کند تا مهاجرت خود را ادامه دهد.
    هیچ بعید نیست که در شرایط جوی تهران و بقیه شهرهای کشور، پرندگان جوان دیگری مثل این غاز جوان در مسیر مهاجرت دچار مشکل شوند. کافی است اگر با چنین پرندگانی برخورد کردید با انجمن های حمایت از حیات وحش و حیوانات تماس بگیرید.نام و نشان این انجمن ها را می تواند در اینترنت پیدا کنید. اگر هم نتوانستید انجمنی پیدا کنید، اداره حفاظت محیط زیست شهرتان بهترین جا برای تیمار این حیوانات است. شماره تلفن این اداره هم در 118 موجود است.

    عملیات نجات غاز خاکستری جوان!
    ____________________________________
    اخبار مرتبط :
  • این بار شکارچی به محیط‌بان شلیک کرد

    دیده بان حقوق حیوانات: يكي از مأمورين يگان حفاظت ايلام در جدال با شكارچيان متخلف زخمي شد غلامحسين كاظمي از زخمي شدن يكي از مأمورين يگان حفاظت ايلام در جدال با شكارچيان متخلف خبر داد.
    به گزارش روابط عمومي حفاظت محيط زيست ايلام،غلامحسين كاظمي مديركل حفاظت محيط زيست ايلام افزود: مأمورين يگان حفاظت محيط باني صالح آباد از توابع شهرستان مهران در حين گشت وكنترل در منطقه حفاظت شده ” كولك ” متوجه دو شكارچي متخلف شدند كه اقدام به شكار دو رأس ” كل و بز ” نمودند كه پس از تعقيب و گريزي طولاني در زيستگاه ” تنگ تاريكه ” آنها را دستگير كردند.
    مهندس غلامحسين كاظمي در ادامه گفت: در حين دستگيري،يكي از متخلفين  اقدام به فرار و تيراندازي به سوي مأمورين يگان حفاظت محيط زيست نمود كه متأسفانه در اثر اين تيراندازي، يكي از محيط بانان به نام “سيدعلي موسوي” از ناحيه كتف چپ مورد اصابت گلوله قرار گرفت كه جهت مداوا به بيمارستان حضرت امام خميني(ره) شهر ايلام انتقال داده شد و به حمدالله حال عمومي وي رضايت بخش گزارش شده است.
    مدير كل حفاظت محيط زيست ايلام در پايان اظهار داشت: فرد ضارب كه اقدام به تيراندازي به سوي يكي از محيط بانان نموده بود هم اينك متواري است واز سوي مأمورين نيروي انتظامي بخش صالح آباد تحت تعقيب مي باشد

  • حمله هزاران ماهی گوشتخوار به سواحل پر گردشگر برزیل

    دیده بان حقوق حیوانات: “خبرگزاری فارس: حمله هزاران ماهی گوشتخوار به سواحل پر گردشگر غرب برزیل، صنعت گردشگری این منطقه را تحت تاثیر قرار داد.”

    به گزارش خبرگزاری فارس،‌ به گفته مقامات استان «ماتو گروسو» برزیل، طی دو هفته گذشته بیش از 15 گردشگر توسط این ماهی‌ها که «پیرانا» نامیده می‌شوند مورد حمله قرار گرفته و مجروح شده‌اند.

    به گفته بخش مراقبت‌های ویژه مجموعه‌های گردشگری ساحلی در غرب برزیل، تاکنون هیچ یک از گردشگران کشته نشده‌اند تنها تعدادی انگشت‌های خود را از دست داده و عده‌ای دیگر از ناحیه پا جراحت‌ دیده‌اند.

    به گفته کارشناسان، پیراناها معمولا در رودخانه‌های نواحی بیرونی شهر دیده می‌شدند اما این گروه برای نخستین بار در سواحل داخل شهر به شناگران حمله ور شده‌اند.

    شهرداری منطقه «کاسرس» در استان «‌ماتو گروسو» به منظور مطلع ساختن گردشگران از وجود گروه پیراناها، اقدام به نصب پوسترهای بزرگ در نقاط مختلف شهر کرده است.

    پیراناها یا ماهی‌های گوشتخوار، از جمله حیوانات دریایی خطرناکی هستند که با حمله به شناگران در خطوط ساحلی حتی موجب مرگ آن‌ها نیز می‌شوند.

    دیده بان حقوق حیوانات: پیرانا ها از جمله ماهیان گوشتخوار آب شیرین  هستند که در رود آمازون و انشعابات آن زیست می کنند.
  • حمله خرس گرسنه به خانواده عشایر در آستارا

    دیده بان حقوق حیوانات ایران : سرپرست جهاد کشاورزی آستارا گفت: به دنبال بارش برف در مناطق جنگلی آستارا یک قلاده خرس وحشی برای تامین غذای خود به احشام یک خانواده عشایر در روستای لاتون حمله کرد.
    ایرج شیارکار با تشریح چگونگی ماجرای فداکاری سگ گله، اظهار داشت: به دنبال بارش برف سنگین در مناطق کوهستانی و جنگلی غرب آستارا برخی از حیوانات درنده برای تامین غذای خود به احشام روستاییان حمله کردند.وی افزود: روز گذشته یک قلاده خرس وحشی در منطقه روستایی لاتون در حین حمله به گوسفندان یک خانواده عشایر با مقاومت شدید سگ گله مواجه شد و در این لحظه تمام اعضای خانواده از نعره‌های وحشتناک این خرس عظیم‌الجثه به داخل چادر پناه بردند.
    این مسئول ادامه داد: سگ وفادار خانواده عشایری به نبرد خرس رفت و در یک درگیری نابرابر نهایتا خرس مذکور این سگ گله را که از سگ‌های قوی و تنومند منطقه بود با پنجه‌های خود از پای درآورد.وی با اشاره به غافلگیر شدن پنج خانواده عشایر روستایی در بارش زود هنگام برف بیان داشت: درگیری شدید خرس با این سگ گله و سروصدای شدید آن که در نهایت تبدیل به زوزه شده بود موجب جلب توجه 20 نفر از نیروهای امدادی هلال احمر، جهاد کشاورزی، فرمانداری و راه و ترابری آستارا شد و آنها به کمک این خانواده آمده و با تفنگ شکاری خرس مذکور را فراری دادند.

    شیارکار با بیان اینکه پیش از حضور نیروهای امدادی تعداد 13 نفر از روستاییان کانرود، مشند و شاغولا به کمک خانوارهای عشایر رفته بودند گفت: این روستاییان نیز به دلیل ارتفاع زیاد برف و سرمای شدید خود این روستاییان نیز دچار مشکل سدند.
    وی، با اشاره به ارتفاع دو تا سه متری برف در مناطق اطراف آبشار لاتون هرگونه شایعات تلف شدن صدها راس دام را در این مناطق تکذیب کرد و اظهار داشت: تعداد گوسفندانی که در این بارش بی‌سابقه و زودهنگام برف تلف شده‌اند کمتر از 10 رأس است که تمام آنها از دام‌های ضعیف گله بودند.

    سرپرست جهاد کشاورزی آستارا، تعداد گوسفندان نجات یافته توسط نیروهای امدادی و روستاییان منطقه را حدود 650 راس عنوان کرد و افزود: تمام این احشام و اعضای پنج خانوار عشایر پس از بازگشایی راه روستای مشند به شاغولا توسط ماموران راهداری آستارا از روستای شاغولا با 10 دستگاه وانت نیسان و در چند نوبت انتقال و نجات یافتند.وی از همکاری تمام نیروهای امدادی و از خودگذشتگی 13 نفر از روستاییان منطقه که با اسب و قاطر به کمک این چادرنشینان شتافته بودند قدردانی کرد.

    به گزارش فارس؛ طبق گفته اهالی روستاهای مذکور اجرای طرح خروج جنگل‌نشینان از مناطق جنگلی شهرستان آستارا در سال‌های اخیر موجب افزایش تعداد خرس‌های این منطقه شده است.

    _____________________

    اخبار مرتبط :

    نتیجه عکاسی از یک خرس قطبی/ تصویری

    حمله خرس زخمی به دو شکارچی

    حمله خرس خشمگین به ۳ روستا در سراب

  • اسرار جذابیت تالابهای چهارمحال بختیاری

    دیده بان حقوق حیوانات: کوچ پرندگان به تالابهای چهارمحال بختیاری که دارای اقلیم و طبیعت منحصر به فردی هستند، راز جذابیت این تالابهاست.

    به گزارش خبرنگار مهر، با شروع پاییز و درست زمانی که هوا کمی روبه سردی می گذارد، بسیاری از دوستداران طبیعت و علاقمندان پرندگان کوله بار خود را می بندند و با سفر به سواحل شمالی یا جنوبی کشور یا با رفتن به یکی از 252 تالاب ایران به نظاره مهاجرت پرندگان می نشینند.

    در این بین کسانی که اطلاعات گسترده تری درباره پرندگان دارند می دانند که گونه های مختلفی از پرندگان هم وجود دارند که بسیار کم نظیر هستند و در زیستگاههای ویژه ای در ایران زندگی می کنند و برای تماشای آنها اختصاصاً باید به تالابهای خاصی سفر کرد که تالابهای بی نظیر استان چهار محال و بختیاری از این دست هستند.

    افشین زارعی، فعال محیط زیست در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: منطقه چهار محال و بختیاری با در اختیار داشتن طبیعت زیبا و بکر، در فصول بهار، زمستان و تابستان، پذیرای پرندگان مهاجر بوده و بخش های عمده ای از رشته کوههای زاگرس در این استان واقع شده است که عاملی مهم در تنوع اقلیمی و به تبع آن تنوع زیستی کم نظیر این استان محسوب می شود.

    به گفته وی، در سطح استان چهار محال و بختیاری تالاب ها و آبگیر های متعددی وجود دارد که هریک میزبان تعداد زیادی از پرندگان می باشند که در این بین دو تالاب گندمان و چغاخور از مهمترین مناطق برای پرندگان مهاجر و زمستان گذران ایران محسوب می شود همچنین این دو تالاب جزیی از 105 منطقه مهم پرندگان (IBA) معرفی شده برای ایران هستند.

    زارعی اظهار داشت: در کنار این دو منطقه پر اهمیت تالاب سولقان نیز نقش مهمی در حفظ و بقای برخی از پرندگان زادآور و مهاجر بر عهده دارد در ادامه توضیح مختصری از سه تالاب فوق الذکر به همراه پرندگان شاخص¬شان آمده است.

    وی افزود: پرندگانی که در تالاب گندمان و اطراف آن می توان مشاهده کرد کشیم کوچک، حواصیل ارغوانی، بوتیمار کوچک، سنقر تالابی، سنقر گندم زار، اردک سرسبز، خوتکا ابرو سفید، آبچلیک پا سرخ کبک، چارخو (چنگر نوک سرخ)، پرستو (بادخورک معمولی)، زنبور خوار، چکاوک گندمزار، پیپت نوک دراز، سنگ چشم خاکستری کوچک هستند.

    زارعی یادآور شد: سارگپه پابلند، چکاوک آسمانی، زردپره سرسیاه، کشیم بزرگ، کشیم گردن سیاه، دارقاز (باکلان بزرگ)، حاجی لک لک، کفچه نوک، عقاب ماهیگیر، حواصیل خاکستری، پاشلک، کاکایی سرسیاه، پرستو دریایی تیره، سلیم طوقی کوچک، اردک ارده ای پرندگانی که در تالاب چغاخور و اطراف آن می توان مشاهده کرد هستند.

    به گفته این فعال محیط زیست، تالاب سولقان با احداث سد سولقان که با هدف تأمین آب مورد نیاز کشاورزی احداث شد، این تالاب به یک دریاچه دائمی تبدیل شد و در حال حاضر در کل سال میزبان طیف متنوعی از انواع پرندگان آبزی و کنارآبزی است کشیم گردن سیاه، خوتکا، اردک نوک پهن، اردک تاجدار، اردک سرحنایی، اردک بلوطی، دلیجه، خروس کولی دم سفید، گیلانشاه دم سیاه، آبچلیک دودی، پرستوی شکم سفید، سنگ چشم دم سرخ پرندگانی هستند که در تالاب سولقان و اطراف آن می توان مشاهده کرد.

    وی در ادامه گفت: پرندگانی که در پارک ملی و منطقه حفاظت شده تنگ صیاد مشاهده می شود شامل عقاب طلایی، سارگپه معمولی، کبک، تیهو، طرقه چکاوک، سینه سرخ ایرانی، چکچک پشت سفید، زردپره مزرعه، سار، کلاغ کوهی نوک سرخ، گنجشک سینه سیاه، چلچله کوهی، چکاوک شاخدار، دم سرخ معمولی، طرقه بنفش هستند.

    به گفته زارعی، پرندگانی که در منطقه حفاظت شده سبزکوه می توان مشاهده کرد سارگپه پا بلند، دلیجه معمولی، کبک دری، کبوتر جنگلی، مرغ حق، شبگرد معمولی، سنگ چشم دم سرخ، سنگ چشم سر حنایی، مگس گیر خالدار، چرخ ریسک بزرگ، کمرکولی کوچک، جی جاق، کلاغ کوهی نوک سرخ، چکچک کوهی، پری شاهرخ، زیرآبروک، زردپره مزرعه هستند.

    وی سنگ چشم سر حنایی، زیرآبروک، چکچک کوهی، طرقه آبی، سسک بیدی سبز، پری شاهرخ، جی جاق، مگس گیر خالدار، کوکو، دلیجه معمولی، زنبورخوار، دارکوب سر سرخ، سسک گلوسفید پرندگانی که در منطقه حفاظت شده هلن می توان مشاهده کرد معرفی کرد.

    به گفته این فعال محیط زیست پرندگانی که در منطقه حفاظت شده قیصری می توان مشاهده کرد فاخته (کبوتر جنگلی)، دارکوب سوری (دارکوب باغی)، سنگ چشم خاکستری کوچک، چرخ ریسک بزرگ، چکچک دشتی، مگس گیر راه هستند.

    زارعی گفت: پرندگانی که در منطقه حفاظت شده شیدا می توان مشاهده کرد عقاب طلایی دلیجه معمولی، کاکایی ارمنی، سینه سرخ ایرانی، چکچک پشت سفید، سسک درختی زیتونی، سسک دم پهن، کلاغ کوهی نوک سرخ، سار معمولی، گنجشک خاکی، سهره معمولی چکچک دمگاه سرخ هستند.

    به گفته وی، در سال 1387 از سوی سازمان حفاظت محیط زیست کبک دری به عنوان نماد جانوری استان چهار محال بختیاری معرفی شد.

  • سوم آذرماه به عنوان «روز ملی پرنده نگری» مشخص شد.

    دیده بان حقوق حیوانات ایران : جمعی از فعالان اکوتوریسم و محیط زیست کارگروه مردمی پرنده نگری تشکیل دادند. این کارگروه، با توجه به اقلیم ایران و تقویم مهاجرت پرندگان، روز سوم آذرماه را به عنوان «روز ملی پرنده نگری» در ایران مشخص کردند.


    به گزارش سبزپرس، اولین برنامه روز ملی پرنده نگری سوم آذرماه 1390 در خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد. این برنامه از ساعت 9 صبح تا 13 برپا است که شامل سخنرانی تعدادی از صاحب نظران و کارشناسان پرنده نگری است.
    استقرار دوربین های پرنده نگری، آموزش و راهنمایی شرکت کنندگان و علاقه مندان به پرنده نگری توسط کارشناسان در محوطه باز خانه هنرمندان نیز بخش جنبی این برنامه یک روزه است.
    این برنامه با مشارکت و حمایت معنوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برگزار می شود.
    سال گذشته در کمیته ملی طبیعت گردی، کارگروهی برای پرنده نگری و تعیین یک روز ملی تشکیل شده بود و این کارگروه، هفته اول آذرماه را با توجه به اقلیم ایران و زمان مهاجرت و زادآوری پرندگان در عرصه های طبیعی به عنوان روز ملی پرنده نگری مشخص کرده بود.
    با این حال و پس از گذشت بیش از یک سال از این تصمیم، بخش دولتی فعالیت های مربوط به این روز پیگیری نکرد و از همین رو جمعی از علاقه مندان و فعالان حوزه اکوتوریسم و محیط زیست تصمیم گرفتند تا به صورت خودجوش، کارگروهی مردمی برای پیگیری برنامه های این روز تشکیل دهند.
    این کارگروه متشکل از موسسه هایی چون «آوای طبیعت پایدار»، «میراث طبیعت پارسیان»، «تمدن زاگرس»، «طبیعت»، «آوای ارسباران»، «ایران زمین» و همچنین جمعی از کارشناسان و فعالان مستقل این حوزه است.

    ____________________

    اخبار مرتبط :

    مشاهده دو قطعه پرنده طاووسک در تالاب کانی برازان مهاباد

    مهمان های پاییزی سرزمین ما و ثروتی که همراه خود می آورند

    با شناسایی پرستوی دریایی قهوه ای در جزیره شیدور یک گونه جدید به پرندگان ایران افزوده شد

    جهانگردانی که نیاز به حمایت دارند

    به انگیزه روز جهانی پرندگان مهاجر(World Migratory Bird Day) جهانگردانی که نیاز به حمایت دارند

    کارگاه ملی پرنده شناسی و پرنده نگری در خوزستان برگزار شد

  • نجات دو روباه از استخر ذخيره آب در قم

    دیده بان حقوق حیوانات ایران : با تلاش محيط بانان استان قم دو روباه از درون استخر ذخيره آب در روستاي «وسف» قم از مرگ نجات پيدا كردند.


    به گزارش سبزپرس، بر اساس خبری كه اداره كل محيط زيست استان قم منتشر كرده است، يكي از اهالي روستاي «وسف» ماموران يگان حفاظت و محيط بانان  اداره كل حفاظت محيط زيست استان قم با استفاده از وسايل و تجهيزات لازم براي نجات جان اين روباه ها به محل وقوع حادثه رفته و كار عمليات نجات را آغاز كردند. در اين عمليات كه حدودا سه ساعت به طول انجاميد، ماموران موفق به خروج دو روباه از استخر ذخيره آب كه داراي عمقي نزديك به پازده متر بوده، شدند و پس از مراقبت هاي ويژه و حصول اطمينان از  وضعيت سلامتي، دو روباه  نجات يافته  را  در طبيعت رها سازي كردند.

    _____________________________________

    اخبار مرتبط :

    کمک آتش نشانان به روباه زخمی

    روباه، شیطان و دشمن آشکار شماست

     

  • تمساح‌ها گردشگران را از تایلند فراری دادند

    دیده بان حقوق حیوانات: بالا آمدن سطح آب در شهرهای سیل‌زده که به رها شدن تمساح‌ها و مارها انجامید، گردشگران را فراری داد و ساکنان بومی را مضطرب کرد.
    خبرگزاری فارس: تمساح‌ها گردشگران را از تایلند فراری دادند

    به گزارش خبرگزاری فارس،‌ با آب‌گرفتگی مزارع تایلند، تمساح‌‌ها و مارهای مناطق جنگلی مسیر تازه‌ای برای ورود به شهرها پیدا کرده‌اند که از نمونه‌های آن برخورد یک تاکسی با ماری 6.5 فوتی در خیابانی بود که به منطقه پرگردشگر «گرند پالاس» تایلند منتهی می‌شود.

    این برخورد که اخبار آن به سرعت در سراسر تایلند انتشار یافت، اضطرابی گسترده را در میان گردشگران به وجود آورد و موجب فرار گردشگران از این مناطق شد.

    تمساح‌ها و مارها تنها تهدید تایلند محسوب نمی‌شوند زیرا طبق اطلاعیه سازمان جهانی بهداشت، این کشور در معرض بیمارهایی قرار دارد که منشا آن‌ها آب است و به سرعت به قربانیانی که به پناهگاه‌های مشترک منتقل شده‌اند، سرایت خواهد کرد.

    سیل اخیر تایلند که در 50 سال گذشته بی‌سابقه بوده، بسیاری از شهرهای این کشور را به زیر آب برده و طبق آمارهای رسیده علاوه بر بی‌خانمان‌ شدن میلیون‌ها نفر، بیش از 400 نفر را نیز به کام مرگ کشانده است.

    به رغم صدور هشدارهای مسافرتی از سوی برخی کشورها علیه تایلند، این کشور از عادی بودن شرایط گردشگری در شهرهای جنوبی خود، همچون فوکت، خبر می‌دهد.

  • بازار پرنده فریدونکنار، سنتی ولی شرم آور/ وبلاگ میهمان

    دیده بان حقوق حیوانات: مجید اسکندری نگارنده سفر در طبیعت ایران با انتشار تصاویری دردناک از کشتار پرندگان مهاجر شمال ایران، نوشته:

    با شوقی غریزی هزاران کیلومتر بال می زند تا بدن نحیف او لقمه ای باشد برای سفره هایی بی برکت. شاید هم ما هنوز فلسفه شکار سنتی را نمی دانیم!. با تاسف عکسهایی ببینید از بازار فروش پرندگان مهاجر و غیره در خیابان اصلی شهر فریدونکنار. در بین این پرندگان بسیاری از گونه های نادر و حفاظت شده نیز دیده می شود:

    فريدونكنار

    بازار

    پرنده

    این گونه ای که در زیر می بینید خروس کولی Vanellus vanellus نام داره. در سالهای گذشته تعداد این گونه زیبا کاهش چشمگیری داشته:

    خروس كولي

    مرغابي

    fereydunkenar

    اردک سرحنایی:

    سرحنايي

    بازار پرنده

    خسته نباشید!

    پرنده فروشان

    چنگر:

    مازندران

    به مظلومیت این پرنده دقیق شوید:

    اردك سر سبز

    فکر نکنم هر کدام از این پرنده ها بیشتر از نیم کیلو گوشت خوردنی داشته باشن!..

    لقمه

    جالب تر از همه اینکه دکان و بساط این پرنده فروشی درست کنار تابلو سازمان محیط زیست واقع شده!!  منطقه تیراندازی ممنوع فریدونکنار!!:

    منطقه شكار ممنوع!

    birds

    دیدن بازار واقعا دردآور بود ولی به ابتکار یکی از دوستان به نام امیرحسین و همت بقیه از جمله حمید قرار شد که بچه ها پرنده های زنده رو بخرند و بریم یه جایی رها کنیم:

    fereydun kenar

    سوار ماشینشون کردیم و …

    iran bird

    یه چند تایی هم بغل امیر حسین خرسندی جا خوش کردن. البته تمام مسیر از نوازش ها و قربون صدقه رفتن امیر حسین لذت بردند!

    اردك سرحنايي

    این خانم چنگر هم خیلی زجر کشید چون پاهاش شکسته بود..:

    چنگر

    خروس كولي

    یکی از خروس کولی ها خیلی سرتق و شیطون بود. خیلی زود عادت کردیم بهش:

    سرتق

    آقای افشار  یا بهتر بگم سعید ریسمانچی افشار دستشون دردنکنه بانی این سفر بودند:

    افشار

    اردك

    آبزي

    بركه

    بهترین جا برای رهاسازی رو منطقه حفاظت شده میانکاله تشخیص دادیم:

    ميانكاله

    و پرندگان اسیر رو در بهشت پرندگان مهاجر آزاد کردیم. امیر حسین خرسندی بیشترین زحمت رو در این قضیه کشید. دستش همیشه پر برکت باشه:

    امير حسين خرسندي

    این هم منم که سهمی بجز تماشا و لذت بردن از حرکت زیبای دوستان نداشتم:

    اسكندري

    miankaleh

     _________________

    وبلاگ های میهمان:

    آقای محمدی زاده! آهوان ارسالی به قطر برای معالجه تب برفکی پس از درمان و انجام مطالعات ژنتیکی به کشور بازگشتند یا خیر؟/ وبلاگ میهمان

    پیشنهاد تغییر نام سازمان به بنگاه شادمانی و بازرگانی وحوش!/ وبلاگ میهمان

    این همه جان گرامی بستانیم که چه‌؟/ شعر استاد شهریار در حمایت از حقوق حیوانات و گیاهخواری/ وبلاگ میهمان

  • ماجرای سگ ۱۵ میلیونی فوتبالیست معروف

    دیده بان حقوق حیوانات ایران : در حالیکه مشکلات فرهنگی ورزش هر روز به شکل تازه ای نمود پیدا می کند و متاسفانه برخوردی جدی نیز با این ناهنجاری ها صورت نمی گیرد ، اخیرا پدیده سگ بازی [1] در میان برخی چهره های معروف ورزشی رواج پیدا کرده و تعدادی از این افراد که باید وقت خود را در جهت منافع تیم شان بگذارند سرگرم بازی با سگ های گران قیمت شان هستند و …


    به گزارش جهان، ماجرا وقتی جالب ترمی شود که می شنویم این افراد که در گذشته فقط در لباس، ماشین و ویلا و .. با هم رقابت و چشم و هم چشمی می کردند، حالا در سگ بازی [1] به رقابت با یکدیگر می پردازند.یکی از چهره های مطرح فوتبال ایران وعضو تیم ملی اخیرا با حضور در یک دامپزشکی در شرق تهران و در ازای خرید یک سگ نگهبان برای حفاظت از ویلای شخصی اش، حدود ۱۵ میلیون تومان پول خرج کرده است و …!

    باید منتظر ماند و دید بعد از ماجرای نگهداری سگ، دیگر چه پدیده ای در ورزش ما و در میان چهر های معروف این عرصه رواج پیدا می کند.

    ___________________________

    پی نوشت:

    [1] دیده بان حقوق حیوانات ایران : متاسفانه نگارنده این نوشته چندین جا از نوشته نامانوس سگ بازی استفاده کرده که در خور یک سایت خبری نیست. بر خود واجب می دانیم از آنجایی که کار دیده بان فرهنگی و آموزشی می باشد این جمله را به نگهداری سگ تغییر دهیم.

    سپاسگزاریم.

  • سقف صدور پروانه هاي شكار در استان اردبيل كاهش يافت

    دیده بان حقوق حیوانات: با هدف كاهش شكار وحوش سقف صدور پروانه هاي شكار در استان اردبيل كاهش يافت علي حميدي رزي، از كاهش 25 درصد صدور پروانه هاي شكار در سال 90 در مقايسه سال گذشته خبر داد .

    به گزارش روابط عمومي محيط زيست اردبيل، علي حميدي رزي مدير كل حفاظت محيط زيست استان اردبيل از كاهش 25 درصد صدور پروانه هاي شكار در سال 90 در مقايسه سال گذشته خبر داد .
    علي حميدي رزي گفت: اين اقدام در راستاي سياست هاي برنامه پنجم توسعه مبني بر كاهش تدريجي صدور پروانه هاي شكار و با هدف حفظ و افزايش وحوش در شكارگاههاي استان اردبيل صورت مي گيرد .
    وي بيان كرد : اين كاهش تا پايان برنامه پنجم توسعه به تناسب تعداد شكارچيان و حفظ و حراست از وحوش ادامه خواهد يافت .
    به گفته وي، امسال با هدف افزايش جمعيت وحوش منطقه صدو پروانه شكار براي افراد غير بومي استان ممنوع بوده و براي اين افراد نيز با حذف شكار در روز چهارشنبه پروانه تنها براي روزهاي پنج شنبه و جمعه صادر مي شود .
    حميدي شهرستان خلخال را به لحاظ داشتن مناطق حفاظت شده و شكار ممنوع و نيز از لحاظ منابع شكار يكي از مناطق منحصربه فرد استان اردبيل ذكر كرده و اظهار كرد : اين شهرستان زيستگاه انواع پرندگان شكاري ، كبك ، تيهو، بزكوهي است.

  • «پلنگ ایرانی» در ژورنال معتبر «علوم حیات آسیا»

    دیده بان حقوق حیوانات: ژورنال علمی «علوم حیات در آسیا» شمارۀ اخیر خود را به دو زیر گونه از پلنگ های آسیایی اختصاص داد.

    به گزارش سبزپرس، با توجه به اهمیت و وضعیت نگران کنندۀ اغلب زیرگونه های پلنگ در کشور های آسیایی، ژورنال علمی «علوم حیات در آسیا» شمارۀ اخیر خود را به بررسی وضعیت دو زیرگونه از پلنگ های آسیایی، پلنگ ایرانی (Panthera pardus saxicolor) و پلنگ هندوچینی (Panthera pardus delacouri) در کشور مالزی اختصاص داد.
    «آرزو صانعی»، پژوهشگر ایرانی گربه سانان بزرگ که تهیه کننده اصلی مقالات این شماره از ژورنال است به سبزپرس گفت: از حدود یک سال و نیم قبل برای تهیۀ این شمارۀ ویژه اقدام کردیم. من مقالاتی را در خصوص تحقیقات خود تهیه کرده بودم و ابتدا قرار بود به صورت کتابی به زبان انگلیسی توسط انتشارات یکی از دانشگاه های مالزی به چاپ برسد. اما با توجه به اعتبار بیشتر علمی ژورنال «علوم حیات آسیا» و دسترسی آسان تر مخاطبان از طریق اینترنت، تصمیم گرفتیم تا شماره ای ویژه از این ژورنال را به موضوع پلنگ های ایرانی و مالایی اختصاص دهیم.
    او ادامه داد: تمامی مقالات سال قبل به ژورنال مربوطه ارسال شدند که مراحل تصحیح بر اساس نظر اساتید و کارشناسان ممیز برای کل مجموعه حدود یک سال به طول انجامید.
    این شماره از ژورنال علوم حیات آسیا، شامل شش مقاله مجزا است که دو مقاله به پلنگ مالایی، سه مقاله به پلنگ ایرانی و یک مقاله به مقدمه ای در خصوص این دو زیرگونه و مطالعات مورد بحث اختصاص دارد.
    مقالات مرتبط با پلنگ مالایی به نحوه استفاده پلنگ از زیستگاه، شناسایی و اولویت بندی طعمه های بالقوه آن در منطقه و همچنین میزان در دسترس بودن طعمه های اصلی، تعیین میزان اثرگذاری گونه های طعمه شناسایی شده بر نحوه اشغال زیستگاه توسط پلنگ و اهمیت آنها در بقای پایدار گونه در منطقه مطالعاتی می پردازد.
    در دومین مقاله درباره پلنگ مالایی، متغیر های متعددی به عنوان عوامل تهدید بقای گونه در منطقه بررسی شده، میزان اثرگذاری هر یک از این عوامل بر نحوه استفاده گونه از زیستگاه به عنوان نمونه ای از جنگل های متعدد در حال تخریب، تقطیع و مواجه با مساله جنگل تراشی سریع و بی رویه مطالعه شده اند. در این مطالعات همچنین به اثرات حضور و ازدیاد گونه ای غیر بومی در رقابت برای طعمه یابی، از بین بردن امنیت زیستگاه و اشغال زیستگاه پرداخته شده است.

    اطلاعات چندانی از وضعیت «پلنگ مالایی» در دسترس نیست
    صانعی گفت: عموماً تصور بر این است که تراکم گربه سانان بزرگ (مانند پلنگ) در واحد سطح در جنگل های حاره ای کم است و این به دلیل تراکم کم طعمه در این جنگلها است. به همین دلیل میزان دسترسی به طعمه از مسایل اساسی برای حفاظت و بقای گربه سانان بزرگ در جنگل های حاره ای محسوب می شود.
    او ادامه داد: این در حالی است که مطالعات حاضر به شرایط ویژه ای در منطقه مطالعاتی اشاره دارد که تراکم پلنگ 28.35  فرد در هر 100 کیلومتر مربع است. این میزان، جزء بالاترین تراکمهای گزارش شده برای پلنگ در دنیا است.
    این پژوهشگر گربه سانان بزرگ خاطر نشان کرد: با در نظر گرفتن این نکته که هیچ اطلاعات دیگری از وضعیت پلنگ در مالزی در دست نیست و در عین حال جنگل تراشی و تخریب زیستگاه روند سریعی دارد، این مقالات با ارایه مدل سازی و بررسی شرایط زیستی گونه در منطقه ای به شدت آسیب پذیر، به عنوان مرجعی برای ارزیابی میزان و نوع اثر گذاری عوامل انسانی مختلف بر بقای گونه در زیستگاه های در حال تخریب خواهد بود.

    بررسی پراکنش، عوامل تهدید و رژیم غذایی «پلنگ ایرانی»
    صانعی همچنین گفت: مقالات مربوط به ایران نیز عمدتاً به ارایه مطالعات انجام شده در سال های پیش از 1385 می پردازد. این مقالات ضمن بررسی پراکنش، شرایط زیستی گونه و فاکتورهای زیستگاه پتانسیل پلنگ، به ارایه طیف متنوعی از اطلاعات مورد نیاز و پایه جهت نیازسنجی و انجام مطالعات منطقه ای، همچنین ارایه پیشنهاداتی در خصوص راهکارها و اولویتهای حفاظتی می پردازد.
    او درباره مقالات چاپ شده در ژورنال در مورد پلنگ ایرانی تصریح کرد: مقاله اول این مجموعه به بررسی پراکنش مناطق حضور پلنگ در ایران در دوره زمانی یاد شده و فاکتورهای آب و هوایی و زیستگاهی در این مناطق می پردازد.
    صانعی افزود: در مقاله دوم ضمن ارایه آنالیز رژیم غذایی پلنگ تحت قالب مطالعه موردی و با بررسی مطالعات پیشین سایر پژوهشگران در خصوص انتخاب طعمه توسط پلنگ، 9 گونه به عنوان طعمه های بالقوه پلنگ در ایران انتخاب شده اند. همچنین با ارایه نقشه پراکنش این گونه های طعمه در مناطق حضور پلنگ، به تعیین میزان همبستگی پراکنش پلنگ در سطح کشور با حضور این طعمه ها پرداخته شده است و گونه های طعمه مورد مطالعه از نظر اهمیتشان در حفاظت گونه در کشور، اولویت بندی شده اند.
    او گفت: مقاله سوم به بررسی عوامل تهدید پلنگ در سطح کشور، رتبه بندی مناطق زیستی آن با توجه به میزان خشکسالی در سالهای اخیر، عوامل تخریب و تقطیع زیستگاه های گونه می پردازد.
    صانعی خاطر نشان ساخت: مطالعات انجام شده در خصوص «مدلسازی مطلوبیت زیستگاه در پارک ملی کلاه قاضی» (امیدی و سایرین، 1388)، «ارزيابي زيستگاه پلنگ ايراني در پارک ملی توران» (مبرقع، پایان نامه کارشناسی ارشد)، «بررسی رژیم غذایی پلنگ در پارک ملی تندوره» (چلانی، پایان نامه کارشناسی) و «مطالعات در خصوص رژیم غذایی گونه در پارک ملی گلستان» (شاعربافی، پایان نامه کارشناسی ارشد) از دیگر مراجع مرتبط با موضوعات بررسی شده در مقالات ژورنال در خصوص پلنگ ایرانی هستند.
    این پژوهشگر گربه سانان در پایان تاکید کرد: همانطور که در سایر مقالات و همچنین در «شماره ویژه پلنگ ایرانی و مالایی» این ژورنال نیز بارها اشاره شده است، تمامی مطالعات انجام شده با همکاری و مساعدت تعداد زیادی از افراد محلی، محیطبانان و کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست در استان های مختلف بوده است که از ایشان سپاسگزارم. ضمن تقدیم این ویژه نامه به تمامی کسانیکه بقای این گونه دغدغه زندگیشان است، امیدوارم مطالعات انجام شده در هر دو کشور قدمی در راستای حفظ این گونه ارزشمند در محیط طبیعی آن باشد.

    پلنگ ایرانی و تهدیدهای رو به افزاش
    به گزارش سبزپرس، بیش از یک قرن پیش در ایران 10 گونه گربه سان وحشی وجود داشت که در حال حاضر دو گونه از این گربه سانان در طبیعت ایران منقرض شده اند.
    پلنگ ایرانی با نام علمی «Panthera pardus saxicolor» بعد از گونه های منقرض شده «ببر هیرکانی» و «شیر ایرانی» در حال حاضر بزرگترین گربه سان ایران است.
    «تخریب و تقطیع زیستگاه ها»، «کاهش جمعیت طعمه» و «جزیره ای شدن زیستگاه ها» و «شکار» برخی از مهمترین دلایل کاهش جمعیت این گونه گوشتخوار است.

    مقدمه این ویژه نامه را می توانید از اینجا دریافت کنید.

  • نجات عقاب طلایی از خطر مرگ

    دیده بان حقوق حیوانات:یک عقاب طلایی مصدوم از تصادف پس از درمان به طبیعت بازگشت.

    به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران،این پرنده که ازگونه‌های کمیاب و درخطر انقراض حیات وحش کشور محسوب می‌شود به دلیل برخورد با وسیله نقلیه عبوری، از ناحیه دو بال و پاها دچار مصدومیت شدید شده بود که پس از مراقبت ویژه 5 روزه نجات یافت و دوباره به طبیعت بازگردانده شد.

    عقاب طلایی و دیگر پرندگان شکاری کمیاب، میراث طبیعی و از ذخایر ژنتیکی و گردشگری ملی و بین المللی بوده که توسعه شناخت عمومی و همکاری‌های مردمی مؤثرترین و اساسی‌ترین راهکار حفاظت از آنهاست که گزارش‌های به موقع زیست‌محیطی به مراجع ذیصلاح در زمانهای اضطراری از اهمیت زیادی برخودار است.

    این خبرگزاری تصویر و اطلاعات دیگری در این زمینه منتشر نکرده است.

    ________________

    خبر مرتبط:

    دو بهله پرنده شکاری در پارک ملی گلستان رها سازی شدند

    تیمار عقاب طلایی در اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان

    بازگشت عقاب تیمار شده به آغوش طبیعت

    پرنده های شکاری مهمانان ناخوانده منزلی مسکونی در تهران

    عقاب طلایی در بوکان به دامان طبیعت بازگشت

    سه پرنده شکاری در قم به طبیعت بازگردانده شدند