دیده بان حقوق حیوانات ایران: تشکر ویژه ماهی های اروپایی از قانونگزاران پارلمان اروپا! اعضای حزب سبز پس از تصویب قانونی درباره حفاظت از منابع دریایی با به دست گرفتن پلاکاردهایی با زبان های مختلف از جانب ماهیان و آبزیان از نمایندگان پارلمان تشکر کردند.
دسته: آخرین خبرها
-
نخستین جانور روی خشکی ۶۳۵,۰۰۰,۰۰۰ سال پیش پدیدار شد.
دیده بان حقوق حیوانات ایران: یک پژوهشگر ادعا میکند که فسیلهای بسیار قدیمی ناحیه ادیاکارا که تاکنون میشد مربوط به جانوران دریایی بسیاربسیار ابتداییهستند، مربوط به موجودات دریایی نبودند بلکه متعلق به گلسنگهای خشکیزی بودند.

به گزارش خبر آنلاین، در مقالهای که در این هفته در نیچر منتشر شده است، ادعا شده که برخی از فسیلهای ناشناخته که تصور میشد مربوط به مخلوقات دریایی بسیار باستانی باشند، در حقیقت گلسنگهای خشکیزی بودند. اما دیگر دیرین شناسان، به کلی این نظریه را که توسط گرگوری رتالاک؛ زمین شناسی از دانشگاه ایوجین اورگان؛ ارائه شده، رد میکنند. مقاله او نه تنها یک بازتعریف کامل از این فسیلها به دست میدهد، بلکه ادعا میکند که حیات 65 میلیون سال پیش از زمانی که تاکنون پژوهشگران تصور میکردند به خشکی راهیافته است.
به نقل از نیچر، طبیعت فسیلهای ادیاکارا (با سن تقریبی 635 تا 542 میلیون سال پیش) موجب بحثهای زیادی در بین دیرینهشناسان شده است. بسیاری بر این گمانند که این فسیلها نشان دهنده نخستین جانوران پرسلولی هستند که در اقیانوسها پیدا شدند؛ 10 میلیون سال بعد از این موجودات گروههای پیچیدهتری از جانوران پیدا شدند که نسل آنها به گروههای اصلی جانوران امروز مثل بندپایان، نرمتنان و مهرهداران میرسید.
ولی رتالاک رسوبات ادیاکارا در جنوب استرالیا را نه به عنوان رسوبات اقیانوسی بلکه به عنوان رسوبات خشکی تصور میکند و از این رو ادعا میکند این سنگوارههای بسیار قدیمی نه تنها نخستین جانوران پرسلولی نیستند، بلکه اصلا مربوط به جانوران دریایی نمیشوند و در حقیقت سنگواره گلسنگ یا چیزی مشابه آن هستند و نشاندهنده نخستین موجودات زنده خشکیزی هستند.
رتالاک از دهه 1990/1370 در حال بسط این نظریه بوده است؛ نظریهای که به موجب آن فسیلهایی همچون دیکینسونیای چند تکهای پنکیک مانند و اسپریگینای کرم مانند جانور نبودند، بلکه گلسنگ یا کپکهای مخاطی بودند.
تازهترین ادعای رتالاک از این موضوع حکایت دارد که رسوبات ناحیه ادیاکارا از خاکهای روی خشکی به وجود آمده نه رسوبات قعر اقیانوس. رتالاک در کنار ارائه شواهد دیگری برای فرضیه خود، چنین استدلال میکند که رنگ قرمز سنگ و الگوی آب و هوا نشان دهنده این است که این رسوبات در محیطهای خشک تشکیل شده بودند نه در دریاها.
رتالاک در این فرضیه دیکینسونیا و اسپرینگینا را به عنوان گلسنگ درنظر میگیرد و بیان میکند که آثار مرتبط با کرمهای ادیاکارا در حقیقت نشان دهنده رشد کپک مخاطی میباشند. کپکهای مخاطی جاندارانی با ظاهر کپک مانند هستند که به صورت تودهای سلولی و به آهستگی حرکت میکنند و امروزه میتوان آنها را روی چوبهای جنگلی در حال پوسیدن پیدا کرد. به گفته رتالاک، او به جای بستر دریا یک محیط خشک شبیه به دشتهای قطبی پوشیده از گلسنگ را میبیند که؛ با جانداران بزرگ خود نشان دهنده «تنوع زیستی بیشتری به نسبت اقیانوسها» در آن زمان بودند.دیدگاههای پیشین
دیگر متخصصان ادیاکارا، استقبال گرمی از مقاله رتالاک نکردهاند. جیمز گهلینگ (یک دیرینه شناس در موزه استرالیای جنوبی در آدلاید است) میگوید: «من و همکارانم از این که در تمام ده سال گذشته از ما خواسته شده که کارهای او را بررسی کنیم کاملا خسته شدهایم».
گای ناربون که دیرینهشناسی در دانشگاه کوینز کینگستون انتراریو است میگوید که این مقاله جدید، چیزی بیشتر از خلاصهای از «دیدگاههای قدیمی» رتالاک در برندارد.
او میافزاید: «اکثر ما پدیرفتهایم که فرضیه گلسنگ رتالاک یک فکر ابتکاری بوده و ایدههایش را با دید منتقدانه آزمایش کردیم، اما به سرعت آشکار شد که توضیحات سادهتری برای شاخصههایی که رتالاک آنها را معتبر میدانست، وجود دارد و اغلب ما به سراغ تفسیرهای محتملتر رفتیم».
مقاله جدید گهلینگ را هم متقاعد نکرده و میگوید: «رتالاک حتی یک مدرک هم ارائه نداده که در تضاد با تفسیر سنتی لایههای رسوبی باشد و باعث شود منشا این سنگها را به هر چیزی جز دریا مرتبط کنیم».
او و ناربون در پاسخ به استدلال رتالاک این توجیه را مطرح کردند که رنگ قرمز سنگ و الگوی آب و هوا که رتالاک به عنوان مدرک جدید ارائه میکند، میتواند به آسانی و تنها مربوط به خاستگاه دریایی آن دانسته شود.آثار و خراشها
ناربون میگوید: «رویکردهای چندگانه ته نشتی و زمین شناسی به وسیله چندین آزمایشگاه مستقل در سراسر جهان، تقریبا به طور متفق القول، یک خاستگاه دریایی برای سنگوارههای ادیاکارا را تایید میکنند».
از نظر گهلینگ تعداد بسیار کم آثار جانوران در ته نشستهای موج دار ادیاکارا نیز فرضیه خشکی را رد میکند. او میگوید که دیکینسونیا جانوری بوده که احتمالا با پلاکوزوئنهای امروزی (سادهترین جانوران چند سلولی امروزی که در دریا زندگی میکنند) همخانواده بوده است. پلاکوزوئنهای امروزی هر جایی که هستند مواد آلی زیر خود را مصرف میکند و سپس تا مکان بعدی روی بستر دریا میخزد، این حرکت شیارهایی را به جای میگذارد.
ولی این اظهار نظرها تاثیری بر رتالاک ندارد و میگوید: «من انتظار این جنجال را داشتم»، و میافزاید که انتظار دارد که «همان روند معمول احساسات انسان در سوگواریها که با انکار آغاز میشود و سپس به گریه و بعد پذیرش واقعیت میانجامد» در مورد این تغییر در این ایده قدیمی هم صادق باشد. -
زیباترین صحنه ایی که یک عکاس شکار می کند.
دیده بان حقوق حیوانات ایران: بیل توئت، عکاس نشنالجئوگرافیک به غاری در گولکوندا فورت رفته بود تا از خفاشهای آنجا عکس بگیرد و پس از گرفتن سه عکس متوالی با فلاش، این چشمانداز زیبا را از صدها خفاشی که به او خیره شده بودند، ثبت کرد.

به گزارش خبر آنلاین، خفاشها پرجمعیتترین گروه پستانداران هستند و کمتر تغییری در تعداد آنها تاثیر بزرگی بر اکوسیستم منطقه محل سکونت آنها میگذارد. اغلب خفاشها در شب فعالیت میکنند و روزها در نواحی تاریک مانند غار استراحت میکنند.
پدیدهای که در اینجا مشاهده میکنید، بازتاب نور از انتهای چشمان خفاشهاست که کمی با پدیدهای که معمولا به قرمزشدن چشمها در عکسهای شبانگاهی متفاوت است. وقتی نور محیط خیلی کم باشد، مردمک چشمها گشوده میشود تا بتوانیم در نور کم هم اجسام را تشخیص دهیم. در چنین شرایطی وقتی فلاش زده میشود، نور شدیدی وارد چشم شده و فضای تاریک داخل را روشن میکند. در انتهای چشم، شبکیه قرار دارد که پوشیده از مویرگهاست و به همین دلیل سرخرنگ است. نور بازتابشده از چشم به دوربین میرسد و چشم را سرخرنگ نشان میدهد.
همانطور که شبهنگام شیشه پنجره اتاق به یک آینه تبدیل میشود، چشمان حیوانات هم در تاریکی با تابیدن اندکی نور، برق میزند. دلیل این پدیده این است که در اغلب حیوانات، مردمک چشم بسیار بسیار بزرگ میشود تا حیوان بتواند در تاریکی به راحتی ببیند و فضای تاریک بسیار بیشتری از داخل چشم نمایان میشود، طوری که اثر بازتاب نور از اثر عبور نور به داخل بیشتر میشود و نور بازتاب میشود.
برای مشاهده عکس بزرگ از نشنالجئوگرافیک، اینجا را کلیک کنید. -
پرندگان مهاجر میهمان سفره خالی زایندهرود.
دیده بان حقوق حیوانات: روزی زاینده رود، پر آبترین رودخانه فلات مرکزی ایران میزبان پرندگانی بود که از فرسنگها دورتر به این کشور مهاجرت میکردند تا زمستان را سپری کنند، اما امسال پس از هفت ماه خشکی به نظر میرسد این رود زیبا دیگر در خواب نیست، به کما رفته و میزبانی از میهمان برایش امکانپذیر نیست.
به گزارش ایسنا- منطقه اصفهان، اردک سرسبز، خوتکا، کاکایی و کاکایی سر سیاه امسال هم همانند سالهای گذشته به اصفهان آمدند به امید پرواز بر فراز زایندهرود اما سرگردان شدند و حالا دل به گودالهای کوچکی بستهاند که تنها آب این رودخانه است!
بررسی 22 سایت آبی استان اصفهان در سال گذشته با وجود جاری بودن آب در زاینده رود حاکی از کاهش 30 درصدی جمعیت پرندگان نسبت به مشابه آن در سال 1389بوده است و امسال درحالیکه پرجمعیتترین سایت آبی استان از خشکی رنج میبرد باید منتظر اعلام کاهش چشمگیر تعداد پرندگان استان بود.
به گفته مریم امیدی، کارشناس ارشد اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان با خشک شدن زایندهرود در چند سال گذشته بسیاری از پرندگان سایتهای آبی دیگر استان مانند تصفیهخانهها، دریاچههای فصلی و سدهای خاکی دیگر را برای اقامت در استان انتخاب کردهاند و برخی نیز دیگر به استان اصفهان سفر نمیکنند.
وی با بیان اینکه امسال به طور حتم کاهش چشمگیری در شمار پرندگان مهاجر به اصفهان وجود خواهد داشت، گفت: پرندگان با تجربه، مسیر مهاجرت خود را به طور کلی تغییر دادهاند، اما تعدادی دیگر در مسیر مهاجرت به واسطه تجربه کمتر همچنان از اصفهان عبور میکنند.
گودالهای آب، زاینده رود پرندگان مهاجر
کارشناس ارشد اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان با بیان اینکه امسال پرندگان برای استراحت قسمتهایی از رودخانه که دارای اندکی آب است را انتخاب کردهاند، اما خشکی و کمبود آب شرایط زندگی را برای آنها سخت کرده است، ادامه داد: تهیه دانه و غذا توسط دوستداران محیط زیست یکی از راههای کمک به این پرندگان است.
امیدی با اشاره به اینکه ادامه خشکی زایندهرود قطعا تاثیر نامطلوبی بر روی تعداد پرندگان و تنوع آنها در استان خواهد گذاشت، اضافه کرد: زاینده رود پرجمعیتترین سایت آبی استان از نظر تعداد پرنده به شمار میآمد اما خشکی این رودخانه فراوانی پرندگان را کاهش میدهد و پیدا شدن لاشه چندین پرنده شاهدی بر این ادعا است.
وی با بیان اینکه خشک شدن رودخانه تنها در زمستان بر جمعیت پرندگان تاثیر نامطلوب ندارد بلکه آثار منفی آن در بهار و تابستان افزایش مییابد، خاطر نشان کرد: بهار و تابستان فصل جوجه آوری است و پرندگان به آبزیان برای تغذیه احتیاج دارند و محدودیت در منابع غذایی بر نرخ زادآوری آنها تاثیر منفی دارد.
این کارشناس ارشد اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان با بیان اینکه پرندگان، شاخص تنوع زیستی هستند و جمعیت و گستردگی فراوانی این جانوران روند نزولی یا بهبود زیست محیطی یک منطقه را نشان میدهد، تصریح کرد: کاهش ناگهانی تعداد پرندگان بر اثر مواردی مانند آلودگی و خشکی زایندهرود بیانگر وضعیت نامناسب تنوع زیستی استان است.
به گزارش ایسنا، امسال اصفهانیها دیگر پروازهای دسته جمعی کاکاییها را بر فراز آسمان شهر نمیبینند، زیرا پرندگان به خوبی درک میکنند که شهر گنبدهای فیروزهای برای نشان دادن زیباییهایش رودخانهای پرآب کم دارد، اصفهان بی زایندهرود زیبا نیست.
-
اولین موجودی که غذایش را هورت میکشید!/ تصاویر
دیده بان حقوق حیوانات ایران: کروکودیلها همیشه به عنوان فسیلهای زنده عصر دایناسورها تصور شدهاند. اما همیشه هم این طور نبوده است. برای مثال در۱۵۰ میلیون سال پیش، مکانیسم غذاخوردن کروکودیلها بیشتر به نهنگهای قاتل شبیه بود.
به گزارش خبر آنلاین، گروهی بینالمللی از دیرینهشناسان به رهبری دکتر مارک یانگ از دانشگاه ادینبورو، روی سنگواره دو گونه منقرض شده کروکودیل به نام Dakosaurus maximus و Plesiosuchus manselii تحقیق میکنند. آخرین نتایج تحقیقات آنها در شماره اخیر مجله تخصصی Plos One منتشر شده است.
به نقل از فیزورگ، این دو کروکودیل بزرگترین شکارگران ساکن آبهای کم عمق 150 میلیون سال پیش انگلیس بودند. سنگواره آنها در دو شهر دورست و کمبریجشیر پیدا شده است. تیم دیرینهشناسان پس از بازسازی سهبعدی جمجمهها آنها را با جمجمه خزندگان و پستانداران امروزی مقایسه کردند. گرچه ظاهر این دو جمجمه مثل همه خزندگان دیگر به نظر میرسید، اما بررسیها نشان دادند مکانیسم خوردن آنها شبیه به نهنگهای قاتل امروزی بوده است. نهنگهای قاتل، بزرگترین عضو خانواده دلفینها هستند و به خاطر رفتار شکاردستهجمعی (که معمولاً گوساله نهنگهای دیگر یا شیرهای دریایی بالغ را شکار میکنند) به گرگهای دریا مشهور شدهاند.
در اقیانوس اطلس شمالی دو نوع نهنگ قاتل وجود دارد. یکی از آنها که هیکل درشتتری دارد (2 متر از دیگری بزرگتر است) دندانهای مخروطی سادهای دارد، اما نوع کوچکتر دندانهایی با سطوح تراشخورده دارد. حالا کروکودیلهای دریازی کشف شده دندانهایی دقیقاً مشابه این نهنگ قاتل امروزی دارند. این که دو موجود، یکی از تبار خزندگان و یکی از تبار پستانداران با اختلاف زمانی 150 میلیون ساله، طی فرگشت دارای ساختارهایی مشابه شدهاند، نمونهای بارز از فرگشت همگراست. در فرگشت همگرا یک ویژگی در موجوداتی که خویشاوندی نزدیک ندارند، به صورت جداگانه ولی کاملاً مشابه فرگشت مییابد، زیرا شیوه زندگی و نیازهای آنها مشابه یکدیگر بودهاست.اولین موجودی که غذایش را هورت میکشید
بررسی این پژوهشگران روی ویژگیهای جمجمه و آرواره داکوسورِس نشان داد این کروکودیل مثل دلفینهای امروزی (از جمله نهنگ قاتل) طعمهاش را درسته به درون دهان میمکیده است. در میان کروکودیلها این نخستین نمونهای است که چنین شیوه تغذیهای نشان میدهد.
داکوسورِس و پلزیوسوکِس جزو گروهی متنوع و پرشمار از کروکودیلهای دریازی موسوم به خانواده متریورینکیدها (Metriorhynchidae) بودند. این خانواده منقرضشده از کروکودیلها آنقدر در آب زندگی کردهبودند که مثل دلفینها و نیز مثل گروههای دیگری از خزندگان باستانی دریازی، ظاهری ماهیمانند، دستوپایی بالهمانند و دمهایی شبیه دم کوسه پیدا کردهبودند. اما درون خود این خانواده نیز تنوع فراوانی از اندازه، ریخت و مکانیسمهای تغذیه فرگشت یافته بود.
این بررسیها به روشنی نشان میدهد کروکودیلها فسیلهای زنده نیستند. آنها میلیونها سال است که با موفقیت در کنامهای بومشناختی مختلف زیستهاند، فرگشتیافتهاند، متنوع شدهاند و بسیاری از انواع هیجانانگیز آنها منقرض شدهاند. تازه این کروکودیلهای دریازی قسمتی از تنوع جالب کروکودیلهای باستانی بودهاند. کروکودیلهایی خشکیزی با دندانهایی شبیه گربهها، کروکودیلهایی با شیوه دویدن شبیه سگ و حتی کروکودیلهایی گیاهخوار در تاریخ این سیاره فرگشتیافته و ما سنگوارههای آنها را پس از میلیونها سال پیدا کردهایم. پیشنهاد میکنیم برای مطالعه بیشتر به فصل هشتم «فرهنگنامه دایناسورهای ایران و جهان» مراجعه کنید تا با انواع عجیب و غریبی از این کروکودیلها باستانی روبهرو شوید.
آوردگاه شکارچیان
یکی از سؤالاتی که ذهن دانشمندان را همیشه درگیر میکرده، این است که چهطور در یک ناحیه جغرافیایی چندین گونه از شکارگران بزرگ در نزدیکی هم زندگی میکردهاند، بدون این که در رقابت با هم مدام مجبور به جنگیدن با یکدیگر شوند. بررسی دانشمندان روی این کروکودیلها به پاسخ این سؤال هم کمک بزرگی میکند: رمز زندگی این همه شکارگر بزرگ در کنار همدیگر تنوع در شیوه تغذیه بودهاست. آنها از موجودات مختلف و به شیوههای مختلف و احتمالاً در ساعات متفاوت شبانهروز و حتی در نقاط مختلف دریا تغذیه میکردهاند، بنابراین دلیلی برای جنگ و خونریزی نداشتهاند. -
نامگذاری گونههای جدید گیاهی و جانوری به حفاظت از آنها کمک میکند.
دیده بان حقوق حیوانات : بسیاری از کارشناسان حیاتوحش معتقدند که اکثر گونههای گیاهی و جانوری جهان را میتوان تا پیش از اینکه نسل آنها منقرض شود، نامگذاری کرد.به گزارش سرویس «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این کارشناسان در مقاله جدیدی که در مجله ساینس به چاپ رسیده یادآور شدند که دستیابی به این هدف میتواند تا پایان قرن حاضر محقق شود.
آنها میگویند هر چند در حال حاضر خطر انقراض نسل این گونهها وجود دارد، اما سرعت این روند کمتر از آن است که در گذشته تصور میشد.کارشناسان حفاظت از حیاتوحش و محیط زیست تاکید دارند که کشف و نامگذاری مناسب گونههای گیاهی و جانوری در سراسر جهان اگرچه به اندکی وقت و تلاش بیشتر نیازمند است، اما در عوض تاثیر حیاتی در حفظ بقای این گونه و جلوگیری از انقراض نسل آنها دارد.
به گزارش بیبیسی، دکتر «مارک کاستلو»، استادیار دانشگاه اوکلند در این باره میگوید: نامگذاری یک گونه درواقع، شناختی رسمی از وجود آن ایجاد کرده و در عین حال امکان حفاظت از آن گونه را تسهیل میکند.
بر اساس این گزارش در حال حاضر حدود 1.5 میلیون گونه در سراسر جهان وجود دارند که نامگذاری شدهاند. طبق تخمینهای دکتر کاستلو و دستیارانش تعداد کلی گونههای گیاهی و جانوری روی سیاره زمین بین دو تا هشت میلیون گونه است.
-
عشق من، قورباغه/ داستان
دیده بان حقوق حیوانات ایران/ محمدحزبائی زاده: عشق من به قورباغه امروزی نیست. من از کودکی علاقه عجیبی به این موجود مرموز داشتم. شکل و شمایلش، سکون و سکوتش، جهیدن و آواز خواندنش، رنگ و رویش جذبم میکرد. داستان من واین دوزیست البته مثل خیلی عشقهای زمینی دیگر کش و قوس داشته و فراز و فرود. از همین جا بگویم گسترش فرهنگ مردم خاور دورهیچ دخلی به داستان من با این دوزیست دوست داشتنی ندارد. عشق آنها بیشتر به تحریک شامه و ذائقه و بعد شکم و سد جوع ختم میشود اما من را یک حس عجیب به آن پیوند میدهد که بعدها، وقتی بزرگتر شدم، فهمیدم میشود آن را ارضای حس زیبایی شناسی نامید.
چینیها مثل خیلیها این دوست را برای خوردن میخواهند. شاید در زبان و ادبیات چینی هزاران هزار بیت و قصیده در وصف قورباغه وجود داشته باشد و بعضی از این اشعار در نوع خود در لطافت و ظرافت شاهکار باشند اما من فکر میکنم دوستی نباید به خوردن منتهی شود. ای بسا باید ازفرهنگستان زبان فارسی کمک گرفت تا تدبیری بیاندیشد، بخشنامهای بدهد که دیگراز بکار بردن این دو واژه با هم احتراز شود. از این به بعد مردم بگویند “تمایل دارم فلان چیز را بخورم”. حتی کسانی که از به کار بردن کلمات غیر فارسی ابا دارند بگویند”من به خوردن بهمان چیز کشش، گرایش یا نیاز دارم”. بگذریم، عشق و دوست داشتن با هوس خوردن یک جا جمع نمیشود. به همین دلیل من هم از کتاب پرفروش و پرسروصدای”قورباغهات را قورت بده” هیچ وقت خوشم نیامد و نخواندم.
عشق ساکنان آبگیر غدیر
من اما قورباغه را دوست داشتم بی هیچ هوس و طمعی. فصل زمستان با چندتا از دوستان در آبگیر بزرگ “غدیر” که بین فرودگاه اهوازو کوّاخه (بعداً زویه و بعدها کوی آزادی) پرآب میشد، بی ملاحظه سرما، به آب میزدیم و به دنیای شگفت انگیز قورباغهها سفر میکردیم. در میان بوتهها نوارهایی میدیدیم با هزاران گردی تیره. با گذشت زمان این زنجیرهها پاره میشد و موجوداتی ریز و زنده از آنها رها میشدند؛ عینهو ماهی دم داشتند و توی آب میلغزیدند. اول با خوشحالی گمان میکردیم واقعاً ماهیاند اما معلوم میشد اینها “بقلول” اند و نوزاد قورباغه. توی چله زمستان ساعتها توی غدیر پرسه میزدیم و به تماشای این موجودات شگفت انگیز میپرداختیم.
شاید اگر ترس ازقبرستان گوشه غدیر نبود این جستجو تا غروب ادامه پیدا میکرد اما با تاریک شدن هوا دیگر کسی دل نداشت در آن جا بماند، هم وحشت از قبرستان بود هم ترس از تنبیه خانوادهها. همه فکر میکردند این قطعه از زمین “مسکون” است یعنی جایگاه موجودات مرموز و ترسناک. بعضی هم فکر میکردند این شهر براثر یک بلای آسمانی نابود شده. زمینی که وجب به وجبش سفال پیدا میشد و خبر از وجود شهری یا منطقهای باستانی و تاریخی میداد. واینها همه و همه زیر جاده شرکت ملی حفاری، کوی عابدی، شهرک سازمان نظام مهندسی و اخیراً کارگاه مترو مدفون شد.مخالف بزرگ
مادرم به شدت از عشق من به قورباغه متنفر بود. آخر این عشق نزدیک بود کار دستم بدهد. یک بارکیف مدرسهام را پر از قورباغه ریز و درشت کردم وبا خودم سرکلاس بردم. معلم غرق درس دادن بود که آنچه نباید میشد،شد. درکیفم باز مانده بود واین دوستان نازنین هم از غفلتم استفاده کردند و کف کلاس راه افتادند. کف کلاس شده بود کنار برکه وسط جنگل. خانم معلم زیبا و مهربان ما که اتفاقاً من را خیلی دوست داشت یا من این طورخیال میکردم، با جیغ و داد از کلاس زد بیرون. رفت توی دفتر نشست و گفت “جای من دیگه توی این کلاس نیس”. از این کارم به شدت عصبانی شد. کار بیخ پیدا کرد و قرار شد از مدرسه اخراجم کنند.
در جمع قماربازان
من مسئله را از خانوادهام پنهان کردم و به جای رفتن به مدرسه، به غدیر میرفتم. گاهی به تماشای گروه قماربازان مینشستم که گوشت رانشان را با کوبیدنهای پیاپی سرخ میکردند بلکه قابهای استخوانی به میلشان روی زمین بنشینند و چند اسکناس چرک و چروک دو، پنج و ده تومانی را از آن خود کنند. صدای این گروه همیشه بلند بود و تنها فریاد شادی یک بازیکن فوتبال که گلی را به هدف میرساند، گاه وبی گاه برآنها چیره میشد. قماربازها معمولاً کارگران ساده و روز مزدی بودند که در مناطق مجاور به کار بنایی مشغول بودند؛ کارگه(کورش یا کوی ملت بعدی و…) اینها در روزهای تعطیل دستمزد ناچیزشان را این طور دود هوا میکردند. گروهی هم با پول کمتر، با فنگ (تیله)، قاب گوسفند و حتی گردو قمار میکردند. من اما از همه آنها کناره میجستم و به آبگیر میزدم ودر دنیای شگفت انگیز دوزیستها غرق میشدم.
پایان فرار
فرار من از مدرسه اما چندان دوام نیاورد و ماجرای رژه قورباغهها به گوش خانوادهام رسید. قرار شد ماجرا با ابراز پشیمانی و عذر خواهی( البته مادرم به نمایندگی از من انجام داد) رفع و رجوع شود.
مادرم به یک دلیل دیگراز قورباغه بدش میآمد. یک بار زمستان چنان باران سیل آسایی آمد که سقف یکی از دو اتاق گلی ما ریخت. در همین وانفسا مادرم فهمید که من چند قورباغه توی یک دلّه حلبی، در گوشهای از حیاط درندشت خانه نگه داشتهام. بعد از این که سقف اتاق جر خورد، راز من هم برملا شد. مادرم با لحنی سرشار از ملامت گفت: “مگه نمیدونی قورباغه بارون میاره؟ زود این لعنتو از خونه بنداز بیرون.” دلم نیامد آن دلّه را دور بیندازم. این پا و آن پا کردم بلکه حواسشان درگیر تعمیر سقف بشود. مادرم که تعللم را دید، مهلتم نداد و دست به کار شد. برای دفع به قول خودش “بلیه” از پسر همسایهمان کمک گرفت. پسری که تا آخر از چشمم افتاد چون دیدم با میل وعلاقه دله را برداشت و برد. حرف و استدلال مادرم عجیب بود؛ آمیزهای از درستی و نادرستی. آنچه او میگفت ملغمهای بود از یک یافته شبه علمی و باوری عامیانه که قورباغه میتواند از بارش باران خبردهد. کسانی که با انواع صداهای این موجود آبگیرنشین آشنا هستند، میتوانند پیشاپییش از آمدن باران با خبر بشوند. و از همان زمان من با این تناقض دست به گریبان بودم؛ آیا کسی که ازچیزی خبر میدهد مقصر است؟ خروس بی محل است وباید سربرید یا دور انداخت؟ بدتر این که چرخش روزگار زندگیام را باهمین حرفه گره زد؛ روزنامه نگاری و کار خبر.رنگ و بوی دیگر
با این همه من دوستانم را رها نکردم.عشق شان در دلم ماند. این عشق در کلاس علوم دوره راهنمایی حسابی به کمکم آمد. معلم جوان و پرانرژی علوم برای آشنایی بیشترما با اعضای بدن دوزیستان، تشریح بدن قورباغه را در برنامه درسی گنجاند. بچه ننههای مناطق زیتون کارمندی جرأت نداشتند به قورباغه نزدیک بشوند چه رسد به اینکه بخواهند بگیرند و تشریح کنند. و من این کار را کردم.
البته در ابتدا به سختی تن به این کار دادم و بعد هم قاعده “الضرورات، تبیح المحذورات” به کمکم آمد. امروزه هم به این منش میگویند عمل گرایی. من عمل گرا شده بودم و دوستانم را سلاخی میکردم. انکار نباید کرد، شاید همین کار موجب شد عشقم به قورباغه رنگ و بوی دیگری بگیرد. از آن سال به بعد دیگر بوی زُهم و لزجی بدن این موجود لغزنده، چندان جذبم نمیکرد هیچ، حتی آزارم میداد. از بویش گذشتم و رنگ و رویش را چسبیدم.زگیل عشق
البته دوری جستن من از لمس قورباغه، دلیل دیگری هم داشت. در همان زمان چند زگیل روی دست چپم سبز شد. همه در و همسایهها متفق و یک صدا گفتند که ریشه این سرطان خوش خیم لمس قورباغه است. و همین گروه بازنسخه پیچیدند که مبتلا به این مصیبت باید به مدت یک هفته، هنگام غروب، رو به آفتاب بایستد و همزمان با خواندن وردی، بر زگیل جارو بکشد. عشق آدم را به چه کارها وامیدارد.
همه دستورات نسخه پیچان را یک به یک به جا آوردم. زگیل درشت بود و خشک، که گاه و بی گاه با کمترین تماس باتماس با گوشه لباسم، خون از آن جاری میشد. باید از شرش خلاص میشدم، هرچند هدیه معشوق بود. وعجیب این که خلاص شدم. البته با نسخههای مشابه دیگر. همه هشدار میدادند باید از لمس قورباغه حذر کرد.بازمانده عشق
از لمس گذشتم اما هنوز طیف رنگ سبز و قهوهای، تیره و روشن بدن این نرم تن اسیرم میکرد. زمان میگذشت وعشقم رنگ عوض میکرد، انتزاعی میشد. هنوز حالت دهان قورباغه جذبم میکرد؛ چیزی میان خنده ولبخند در آن میدیدم. خنده یک پیر که حکمت، صبر و حوصله را چاشنی شادی میکند. آن حالت چشمان بسته که خبر از شب بیداری طولانی میدهد یا باز وقتی مادر بزرگی به روی نوهاش میخندد و چشمانش را تنگ میکند. اتفاقاً با یکی از همکلاسیهای دوره دبیرستان به طرز عجیبی عیاق شده بودم بی آن که دلیلش را بدانم. بعدها متوجه شدم عامل این کشش چیزی نبود جز چشمان این همکلاسی. چشمانش درست مثل چشمان قورباغه بود؛ خمار، نیمه باز و بیرون زده.
سمفونی رسیدن
به دانشگاه که رفتم ارتباطم با این موجودات نازنین کمتر و کمرنگتر شد. این بار صدای آنها نقش آفرینی میکرد و پررنگتر شد. وقتی هر چند ماه یک باربه قصد دیدار خانواده از تبریز راه میافتادم، نیمههای شب به اهواز میرسیدم. دوره جنگ بود و تاریکی بی پایان که به نام خاموشی برشهر چنگ انداخته بود. تردد ماشین در آن ساعات هم به حداقل میرسید. گاهی مجبور میشدم از پلیس راه اندیمشک تا خانه را پیاده گزکنم. اما در دل آن تاریکی کشنده، دوستان همیشگی من، ساکنان غدیر، خبر از پایان سفر و رسیدن به خانه میدادند. زیر لب از محمود درویش میخواندم:
اگر کسی جز خویشتن بودم… راه را برمیگزیدم…چرا که نه تو سربازگشت داری و نه من
دستی به گیتار بزن
تا دست به تن ناشناختهها بکشیم
برآن افقی که دل از دل مسافران میرباید
اگر کسی جز خویشتن بودم… بر این راه
با گیتار میگفتم:
مرا نواختن بر زهی دیگر بیاموز
خانه دور است و راه…راهی که ما را به خانه میرساند
زیباتر است…سرود قورباغهها که پیوسته و یک دست، هر چه تاریکی و سکوت بود را میشکست، به من خبر از رسیدن میداد. میخواندند که دقایقی دیگر تا رسیدن به آسایش مطلق، سریدن به رختخواب نرم و گرم بیشتر نمانده است. مژده آرامش میدادند. حالا دیگر صدا پیوند دهنده ما شده بود.
آخرین پیوندها
و روزگار سپری شد و من برای خودم زندگی با متن و حاشیه تدارک دیدم. مثل خیلی از مردم توی یک آپارتمان روزگار میگذرانم که حتی صدای بوق و آواز ماشین رهگذران از شیشههای دوجدارهاش نمیگذرد چه رسد به آواز قورباغهها.من که به دلایلی دچار بازنشستگی خیلی خیلی پیش از موعد شدم و خانه نشین، همیشه به جای این که گوش به زنگ باشم، در طول شبانه روز منتظر صدای “قوق قوق” گوشی موبایلم هستم، آخر زنگ پیامک گوشی موبایلم صدای قورباغه است. یعنی کسی از من یادی کرده است، حتی اگر به اشتباه صفحهای خالی فرستاده باشد. این را قورباغه میگوید.
______________________________________________________________
وحشی ترین؛ آیا شنیدن این ترانه را تاب می آورید؟/ شعر
چشمان سرخ، زبان حال موش های آزمایشگاهی/ شعر
-
کشف دهها هزار ماهی مرده در سواحل جنوبی کارولینا
دیده بان حقوق حیوانات: مقامات محیط زیستی ایالت کارولینای آمریکا در بیانیه جدیدی اعلام کردند: لاشههای هزاران ماهی مرده تا فاصله 2.5 کیلومتری از حاشیه ساحلی جنوبی این ایالت پیدا شدهاند و طی یک هفته این دومین بار است که چنین اتفاقی در همین منطقه ساحلی رخ میدهد.به گزارش سرویس «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مایکل فانینگ، رییس پلیس جزیره «پائولیز» در این باره اظهار داشت: تا کنون لاشه حدود 30 تا 40 هزار ماهی مرده در امتداد خط ساحلی منطقه «دی بوردیو» تا جزیره پائولیز، شهری در حاشیه ساحلی اقیانوس اطلس در ایالت کارولینا، پیدا شدهاند و پیش بینی میشود که تعداد آنها از این هم بیشتر شود.
به گزارش ان بی سی، فانینگ افزود: اواخر هفته گذشته نیز لاشه صدها هزار ماهی کوچک دیگر در منطقه ساحلی نزدیک «ماسونبرو» کشف شد.مقامات «دپارتمان کنترل سلامت و محیط زیست» و «دپارتمان منابع طبیعی» ایالات متحده از این مناطق بازدید کرده و از آب دریا نمونه برداری کردهاند تا علت مرگ ماهیها را کشف کنند.
از سوی دیگر گروهی از کارشناسان امور دریایی اظهار داشتهاند که علت مرگ ماهیها ناشی از افت شدید اکسیژن آب یا به اصطلاح «هیپوکسی» به معنای «کم اکسیژنی» است.
-
لغو عضویت رئیس هئیت مدیره جامعه دامپزشكي حیوانات کوچک توسط وزارت كشور دكتر سيد جاويد آل داوود كنار گذاشته شد.
دیده بان حقوق حیوانات ایران: سید جاوید آل داوود رئیس هئیت مدیره جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک طی چند روز گذشته با حکم شفاهی وزارت کشور از عضویت دوباره در این جامعه منع شد.

به گزارش سبز پرس ، دکتر سید جاوید آل داود عضو هیأت علمی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، که بارها در رسانه ها به موضوع حساسیت برانگیز نجاست سگها و اثبات نشدگی آن پرداخته بود، هم اكنون رئیس هیأت مدیره انجمن حمایت از حیوانات بوده و به تازگی در صدد قانونمند کردن نگهداری از حیوانات کوچک بود .
وی ضمن تایید خبر برکناری اجباری از عضویت در جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک به خبرنگار ما گفت: متاسفانه کمیسیون ماده 10 وزارت کشور عنوان کرده که صلاحیت من برای عضویت در جامعه دامپزشکی رد شده است و بنابراین بنده دیگر در این جامعه اجازه عضویت نخواهم داشت.
رئیس هیئت مدیره جامعه دامپزشکی همچنین با بیان اینکه تا کنون دلیل محکم و پاسخ مشخصی مبنی بر چرایی اخذ این تصمیم به من ارائه نشده گفت: گویا این نظر نماینده يكي از دستگاههاي امنيتي در کمیسیون وزارت کشور بوده است.
سید جاوید آل داوود همچنین افزود: کمیسیون ماده 10 وزارت کشور علی رغم در خواستهای مکرر من حاضر به انتشار نامه برکناری کتبی و ارائه ادله روشن نشده و به همان توضیحات شفاهی اکتفا کردهاند.
وی با بیان اینکه نامه اعتراض آمیزی نسبت به این تصمیم را به کمسیون وزارت کشور ارسال کرده است گفت: تا کنون مراجع ذی ربط به نامه من پاسخ مشخصی نداده و اساسا آن را نادیده گرفته اند و تنها در یک نامه چند خطی دستور دادهاند تا هر چه زودتر فردی را به جای خود منصوب کنم.
وی که از اعضای اولیه جامعه و شورای موسس جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک است در ادامه ضمن غیر منطقی خواندن این اقدام ناگهانی و کنار گذاشتن یکی از قدیمیترین اعضای جامعه بعد از ده سال فعالیت گفت: عضویت در مجامع صنفی جزو حقوق اجتماعی هر فرد است و حذف عضویت هر یک از شهروندان از مجامع صنفی مصداق بارز محرومیت از حقوق اجتماعی است.
این عضو هیئت علمی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه تاکنون به انحای مختلف در زندگی حرفهای خود شاهد چالش هایی شبیه به اتفاق اخیر بوده است گفت: در دانشگاه با مسائل متعددی دست و پنجه نرم میکنم و در گذشته نیز دفتر انجمن مردم نهاد (NGO) حمایت از حیوانات که من رئیس هیئت مدیره آن هستم به دستور شهرداری پلمپ یا مثلا صلاحیت من در کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی دوره دهم رد شده بود و … اما علی رغم سابقه اینطور مسائل در کارنامه کاری من، دستور برکناری از جایی که خودم از اعضای هئیت موسس آن بوده ام از همه عجیب تر است.
با این حال نماینده ایران در جامعه جهانی دام کوچک سابقه و ریشه این برکناری را در سوتفاهمهای ایدولوژیک و نیز حضور در رسانه ها خواند و تصریح کرد نکته مغفول دلیل حضور من است و لازم به ذکر است که حضور من بنا بر اظهار نظر در رشته تخصصی و بنا به ضرورت در زمینه دامپزشکی و نه سیاسی بوده است.
وی در همین راستا افزود با توجه به اولویت حفظ جامعه دامپزشکان، من پیش از هر درگیری و مقاومتی بنا بر خواسته نامه کتبی وزارت کشور، یکی از اعضای علی البدل را به جای خود معرفی کردهام تا بقای جامعه با خطر مواجه نشده و وقفهای در کار حرفهای دوستانمان به وجود نیاید.
آل داوود ضمن اشاره به یک بند از اساسنامه جامعه که این اجازه را به اعضا میدهد تا از خارج از مجموعه فردی را به عنوان مدیر عامل انتخاب کنند گفت: به رغم پیشنهاد اعضای جامعه در این خصوص عملی کردن بند مذکور برآنم که مدیرعامل شدن من دوباره برای جامعه مشکل آفرین خواهد بود بنابراین فعلا از پذیرش این سمت خودداری کرده ام.
وی اما در پایان ابراز امیدواری کرد که بتواند در کنار جامعه به عنوان مشاور و همراه حضور فعال داشته باشد. -
بانمکترین موجود روی زمین که بسیار هم سمی است
دیده بان حقوق حیوانات ایران: محققان با بررسی تصاویر موجود و چهره گونههای متفاوتی از لوریس تنبل که در موزه نگهداری میشود، موفق به کشف گونه جدیدی از آن شدهاند. این گونه نیز میتواند زهر مهلکی تولید کند و با گاز گرفتن شکارچیان آنها را از پا درآورد.
به گزارش خبرآنلاین، اطلاعات چندانی در مورد لوریس تنبل و گونههای مختلف آن که بومی جنوب و جنوبشرقی آسیا است، وجود ندارد. این نخستیان حرکات کندی دارند و اغلب در شب به فعالیت میپردازند، همین موضوع باعث شده یکی از گونههای جدید آنها از گونههای پیشین تفکیک نشده و تاکنون ناشناخته باقی بماند. این گونه جدید نیز برای محافظت از خود و فرزندانش در برابر شکارچیان سمی را ترشح میکند که کشنده است.
به نقل از نشنال جئوگرافیک، محققان موفق شدهاند با بررسی تصاویر و چهره گونههای متفاوت لوریس تنبل که در موزه نگهداری میشود، گونه کاملا جدیدی از این نخستی را کشف کنند. این لوریس با نام علمی Nycticebus Kayan به دو گونه N. bancanus و N. borneanus در فهرست لوریسهای تنبل اضافه میشود که جدیدا و در آخرین فهرست مجله American Journal of Primatology طبقهبندی شدهاند. پیش از این فکر میشد که دو لوریس N. bancanus و N. borneanus زیرگونههایی از گونه N. menagensis باشند. لوریس N. kayan که به خاطر زندگی در اطراف رودخانهای به همین نام در ناحیه بورنئو نامگذاری شده است، گونه کاملا جدیدی برای جانورشناسان به شمار میرود.
راشل موندز از دانشگاه میسوری در کلمبیا که روی شناسایی این گونه تازه تحقیق کرده، میگوید: «طرحهای زیر چشم این گونه منحصربهفرد است و تا پایین صورت کشیده شده، چنین مشخصهای در هیچ یک از نمونههای دیگر که پیش از این شناسایی شدهاند، دیده نمیشود».
موندز که همراه با محققانی از دانشگاه ایلینویز و آکسفورد بروکز بر روی این گونه کار کرده، میگوید: «این گونه از لوریس تنبل نیز مانند تمامی نمونههایی که پیش از این شناخته شدهاند، میتواند زهر ترشح کند. اگر این حیوان با دندانهای آلوده به زهر خود فرد یا حیوانی را گاز بگیرد، به سادگی میتواند او را از پا دربیاورد».
لوریس تنبل یکی از معدود پستاندارانی است که میتوانند زهر ترشح کنند. غدههای تولید زهر در زیر بغل حیوان قرار گرفته و او میتواند با دست کشیدن به آنها به این سلاح کشنده دست پیدا کند. او دندانهای پیش خود را به این سم آغشته میکند و هنگامی که احساس خطر کند از آن برای گاز گرفتن شکارچی استفاده خواهد کرد. این سم میتواند باعث شوک حساسیتی و حتی مرگ شود.
محققان میگویند این حیوان احتمالا برای شکار نیز از این سم استفاده میکند. علاوه بر این حیوان ماده هنگامی که میخواهد فرزندان کوچک خود را برای جستجوی غذا ترک کند، آنها را برای اینکه از حمله شکارچیان در امان بمانند به این سم آغشته میکند.
با این حال قاچاق این حیوان دوستداشتنی و علاقه به نگهداری از آن به عنوان حیوان خانگی گونههای متعددی از لوریس تنبل را در معرض خطر انقراض قرار داده است. نگهداری از این حیوانات در شرایط نامناسب یا کشیدن دندانهای پیش آنها توسط قاچاقچیان باعث از بین رفتن تعدادی از این حیوانات پس از صید شدن میشود. محققان امیدوارند با شناخت بهتر این گونهها بتوانند شرایط زیستمحیطی بهتری را برای لوریس تنبل فراهم کنند. -
پدیده تغییرات جوی جنگلهای آمریکایی را به طور جدی تهدید میکند.
دیده بان حقوق حیوانات: کارشناسان مطالعات جوی آمریکا در گزارش جدیدی هشدار دادند: تاثیر پدیده گرمایش جهانی بر افزایش آتشسوزیهای طبیعی، هجوم حشرات و نیز افزایش سیلابها و خشکسالیها، موجب تغییر و تحولات وسیع و جدی در امر مدیریت جنگلها در این کشور شده است.
به گزارش سرویس«محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گزارش فوق بعنوان بخشی از تحقیق “ارزیابی ملی جوی” در این کشور ارائه شده و بعنوان نقشه راهی برای مدیریت جنگلها ملی در سرتاسر این کشور طی سالهای آتی مورد بهرهبرداری قرار خواهد گرفت. خبرگزاری رویترز اعلام کرد: در این گزارش پیشبینی شده است که با ادامه روند فعلی، مناطق جنگلی که در این کشور طعمه حریق طبیعی میشوند تا 25 سال آینده حداقل دو برابر خواهد شد و همچنین هجوم حشرات هر سال بیش از آتشسوزیهای طبیعی، اراضی وسیعتری را دربر خواهد گرفت.
این کارشناسان در مرکز خدمات جنگلداری آمریکا خاطر نشان کرد: پدیده تغییرات جوی، انگیزه اولیه برای مدیریت جنگلهای ملی در آمریکا است چون تهدیدی جدی برای قابلیت این منابع طبیعی در امر ذخیرهسازی کربن، تامین آب سالم و حفاظت از زیستگاههای حیات وحش محسوب میشود.
-
درازترین گربه جهان درگذشت! /تصویر
دیده بان حقوق حیوانات ایران: درازترین گربه جهان به دلیل ابتلا به بیماری سرطان تلف شد.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان،«استووی» که عنوان درازترین گربه جهان را در کتاب رکوردهای گینس داشت به دلیل ابتلا به بیماری سرطان تلف شد.
درازای «استووی» از نوک بینی تا انتهای دمش در حدود 1.23 متر بود و در سال 2010 میلادی توانست به این رکورد دست پیدا کند. مالک درازترین گربه جهان گفت: «استووی» مدت یک سال بود که به بیماری سرطان مبتلا شده و هنگام تلف شدنش هشت سال داشت.
_____________________________________________________________
هیولای خانگی به نام روپرت؛ تصویر بزرگترین گربه خانگی جهان
-
رهایی توله سگ گرفتار در خودرو سواری توسط آتش نشانان.
دیده بان حقوق حیوانات: توله سگی که در میان قطعات زیرین یک خودروسواری گیر کرده بود توسط آتش نشانان سالم نجات داده شد.به گزارش پایگاه خبری 125، مالک خودرو سواری با شنیدن صدای ناله جانوری از قسمت زیرین وسیله نقلیه اش، با سامانه 125 آتش نشانی تماس گرفت که بیدرنگ ستاد فرماندهی آتش نشانی زنگ ایستگاه 57 را ساعت 20:25 شب گذشته به صدا درآورد.

آتش نشانان بلافاصله بسوی آدرس اعلام شده واقع در تهرانپارس، خیابان استخر خیابان 244 حرکت کردند.علی قدیمی فرمانده آتش نشانان اعزامی دراین باره گفت: پس از بررسی خودرو سواری مشخص شد که توله سگی در کنار یکی از چرخ های آن گیر کرده و قادر به خروج از این مخمصه نیست.
وی افزود: آتش نشانان با استفاده از جک هیدرولیک خودرو را بلند کرده و پس از باز کردن چرخ آن، سرانجام این توله سگ را سالم از میان دیسک و ترمز خارج کردند.________________________________________________________________________
نجات شتر جشنواره کوچ عشایری از میان چوب های شکسته کامیون
شکار طاووس در آجودانیه تهران/ تصویر
محیط زیست کم اهمیت است، وقتی محیط زیست تلفن سه رقمی ندارد/ جای خالی ۱۱۰ محیط زیست
پیدا شدن بچه آهو در تهران/ تصویر
فرود پرنده شکاری در حیاط منزل
پرنده تیز پرواز در دستان آتش نشانان
به دام انداختن قرقی در منزل مسکونی/ تصویری
نجات جغد مصدوم ازچنگال کلاغ ها در میدان سلماس
این بار بچه تمساح در خیابان های تهران/ تصویری
-
اروپاییها عامل انقراض ببرهای تاسمانی بودهاند.
دیده بان حقوق حیوانات: کارشناسان حیات وحش در دانشگاه آدلاید در بررسیهای اخیر خود دریافتهاند که انسانها عامل انقراض ببر تاسمانی، شکارچی نمادین بومی استرالیا، بودهاند.
به گزارش سرویس «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در حالی که برخی از کارشناسان معتقدند که بیماری، موجب انقراض نسل این حیوانات بومی استرالیا بوده اما مطالعات جدید نشان میدهد که در واقع انسانها این سرنوشت شوم را برای ببرهای تاسمانی رقم زدهاند.
تعداد زیادی از این حیوانات پیش از استقرار اروپاییها در سال 1803 در جزیره تاسمانی، در سرتاسر این جزیره زندگی میکردند. اما پس از آن، ببرهای تاسمانی آنقدر شکار شدند تا نسل آنها منقرض شد و آخرین بازمانده آنها نیز در سال 1933 میلادی در حیات وحش به دام افتاد و در باغ وحش مرد.به گزارش یونایتدپرس، این در حالی است که بسیاری از مردم براساس یک باور غلط عمومی تصور میکنند فاکتور شکار به تنهایی نمیتواند عامل انقراض این گونه بوده باشد و احتمالا شیوع یک بیماری ناشناخته، کل جمعیت این حیوانات را از این جزیره ناپدید کرده است.
توماس پروس، کارشناس دانشگاه آدلاید با تهیه یک «متامدل» یا شبکهای از الگوهای گونههای مرتبط، تاثیر حضور اروپاییها بر جمعیت ببرهای تاسمانی در این جزیره را ارزیابی کردند.آنها دریافتند: حضور اروپایی در این منطقه و شکار بیرویه ببرها توسط این افراد برای انقراض نسل این حیوانات کافی بوده است.
-
جان باختن تعداد زیادی خوک قبل از رسیدن به کشتارگاه/ تصویر
دیده بان حقوق حیوانات ایران: تصادف یک کامیون حمل خوک به کشتارگاه در آلمان.
-
حفاظت از پلنگ ایرانی نیازمند همیاری ملی است .
دیده بان حقوق حیوانات: مدیر عامل موسسه تخصصی مطالعات پلنگ آسیایی و مدیر پروژه “نیازسنجی و بررسی اولویتهای حفاظتی پلنگ ایرانی در راستای حفاظت از جمعیت دوام پذیر در ایران” اظهار داشت: طی مطالعات اخیر فرضیه ارایه شده مبنی بر آنکه جمعیت پلنگ ایرانی در حال تفکیک شدن به دو زیرجمعیت شمالی و جنوبی است تایید شده و برای حفاظت از پلنگ ایرانی در کشور نیاز مبرم به همیاری ملی وجود دارد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه خراسان شمالی، آرزو صانعی گفت: در دو سال اخیر مطالعاتی در خصوص بررسی وضعیت پلنگ در کشور توسط این موسسه انجام شد که متولی آن دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست بود و ادارات کل محیط زیست استان های کشور در تهیه داده های مطالعاتی مربوطه همکاری داشته اند.
وی افزود: در این مطالعات، نقشه مناطق حضور گونه جانوری پلنگ در سطح کشور تهیه و پس از تکمیل نقشه پراکنش محل های حضور گونه، مقایسه شد و فرضیه ای مبنی بر آنکه جمعیت پلنگ در ایران در حال تفکیک شدن به دو زیر جمعیت جدا افتاده از هم است، ارائه شد.
صانعی ادامه داد: به علت اهمیت این موضوع و اینکه جدایی زیرجمعیت های یک گونه در واقع سبب سرعت بخشیدن به روند انقراض آن گونه می شود، موسسه تخصصی مطالعات پلنگ آسیایی ضمن همکاری و مشارکت دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست، مطالعات جدیدی طراحی کرد و مورد حمایت برنامه کمک های کوچک تسهیلات محیط زیست جهانی سازمان ملل متحد و ادارات کل محیط زیست استان های خراسان شمالی، بوشهر، گلستان و آذربایجان غربی قرار گرفت.
وی اظهار داشت: این طرح که در مرحله اولیه برای مدت 14 ماه تعیین شده است دارای اهداف متنوعی در خصوص تعیین اولویت های حفاظتی گونه، ایجاد نخستین مرکز ثبت مشاهده های پلنگ ایرانی به صورت اینترنتی و نیازسنجی در خصوص امکانات، تجهیزات و نیروهای مهارتی ادارات کل محیط زیست استان ها در ارتباط با موارد خاص کار با گونه های گوشتخوار بزرگ جثه (مانند موارد مربوط به بیهوشی و بیماری ها) است.
مدیر عامل موسسه مطالعات تخصصی پلنگ آسیایی بیان کرد : در پی اجرای طرح مزبور، کارگاه های آموزشی – مهارتی منطقه ای با در نظر گرفتن پنج منطقه با توجه به شباهت های شرایط اقلیمی، آب و هوایی و زیستگاهی استان های همسایه تعریف شد و این کارگاه ها در آذر و دی ماه سال جاری با شرکت کارشناسان و نمایندگان گربه سانان ادارات کل محیط زیست استان های کشور و افراد محلی به عنوان حامیان و حافظان اصلی حیات وحش در مناطق، برگزار شد.
وی تصریح کرد: در پایان برگزاری کارگاه های آموزشی – مهارتی منطقه ای پلنگ ایرانی، پس از کنار هم گذاشتن نقشه های تهیه شده از زیستگاه های پلنگ در کشور، نقشه پراکنش زیستگاه های پتانسیل گونه در کل کشور تهیه شد که فرضیه ارایه شده مبنی بر آنکه جمعیت پلنگ در ایران در حال تفکیک شدن به دو زیر جمعیت شمالی و جنوبی از منطقه شمال غرب ایران است را تایید می کند.
صانعی با اشاره به اینکه اگرچه موضوع جدایی زیرجمعیت ها فرایندی زمان بر است و به دلیل اینکه احتمالا این روند نیز از دهه های قبل در حال انجام بوده است ادامه داد: اما به نظر می رسد با سرعت یافتن روند توسعه در سال های اخیر این روند نیز تسریع شده و اکنون به وضعیت بحرانی رسیده است.
وی افزود: در سال های گذشته چنین اطلاعاتی از وضعیت پلنگ در کشور موجود نبود اما امروز ایران جزو معدود کشورهای موجود در دنیا و به ویژه در خاور میانه است که با توجه به وسعت آن، تنوع بالای گونه های زیستی و اکوسیستم های متنوع دارای مطالعات در وسعت کشوری و با رویکرد مدیریتی و حفاظتی در خصوص پلنگ ایرانی شامل یک بار تخمین جمعیت پلنگ در کشور، دو بار تهیه نقشه پراکنش نقاط حضور پلنگ در سطح ملی و یک بار تهیه نقشه زیستگاه های پتانسیل گونه در کل کشور و مطالعات متعدد منطقه ای در خصوص این گونه است.
مدیرعامل موسسه تخصصی مطالعات پلنگ آسیایی اظهار کرد: در پی نتایج حاصل از این تحقیقات، یکایک زیستگاه های پلنگ در مناطق شمال غرب ایران دارای اهمیت حیاتی برای بقای این گونه در کشور و متعاقب آن در خاورمیانه است.
وی گفت: بدیهی است نمی توان روند توسعه در کشور را متوقف کرد، اما این روند می تواند به گونه ای صورت گیرد که ارتباط بیولوژیکی زیستگاه های گونه از بین نرود و زیستگاه های پلنگ که زیستگاه طیف وسیعی از سایر گونه های در معرض خطر نیز هست بویژه در منطقه شمال غرب کشور، حفظ شود و بزرگترین گربه سان ایران و تنها بازمانده جنس “پانترا “در کشور که به عنوان میراث ملی ما به شمار می رود در زیستگاه های طبیعی و واقعی خودش، حفظ و باقی بماند.
-
بحران تجارت غیرقانونی شاخ کرگدن به اوج رسید گزارش تکان دهنده IUCN از کشتار بیرحمانه کرگدنها در 20 سال اخیر
دیده بان حقوق حیوانات: اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) و سازمان نظارت بر تجارت حیات وحش (TRAFFIC) در گزارش مشترکی هشدار دادند: رشد فزاینده شکار غیرقانونی و قاچاق شاخ کرگدن به طور جدی و نگران کنندهای تلاشهای بین المللی برای حفظ این گونه را ناکام گذاشته و شانس بقای این حیوانات را به شدت کاهش داده است.
به گزارش ایسنا، در این گزارش وضعیت حفاظت از کرگدنها و تجارت شاخ گونههای آفریقایی و آسیایی این پستانداران ارزیابی شده است.بنابرگزارش پایگاه اطلاع رسانی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، تام میلیکن، کارشناس حفاظت از کرگدنها در شبکه نظارت بر تجارت حیات وحش (TRAFFIC) در این باره خاطر نشان ساخت: یافتههای اخیر که در این گزارش منتشر شده واقعا تکان دهنده و وحشتناک است.
وی اضافه کرد: امروز ما شاهد آن هستیم که بحران شکار غیرمجاز کرگدنها و تجارت غیرقانونی شاخ آنها طی 20 سال اخیر به نقطه اوج خود رسیده و تهدیدی جدی برای تمام تلاشهایی است که در این سالها در جهت حفظ این گونههای ارزشمند انجام گرفته است.
این کارشناس حیات وحش تصریح کرد: شرایط فعلی کشتار ظالمانه کرگدنها بویژه در قاره آفریقا وخیمتر است و بیتردید این حیوانات هماکنون با بحران جدی مواجه هستند.
بر اساس گزارش جدید، تا ابتدای سال 2011 میلادی 20 هزار و 165 کرگدن سفید با نام علمی Ceratotherium Simum و 4880 کرگدن سیاه با نام علمی Diceros bicurnis در آفریقا وجود داشتند اما بین سالهای 2006 تا ماه سپتامبر 2012 میلادی، حداقل 1997 کرگدن به طور قاچاقی شکار شدند و از سال 2009 میلادی تاکنون، بیش از 4000 شاخ کرگدن به طور غیرقانونی و قاچاقی از آفریقا صادر شده که با توجه به آمار فوق، تقریبا 92 درصد از این محمولهها از کرگدنهایی بدست آمدهاند که شکارچیان آنها را برای بدست آوردن شاخهایشان سلاخی کردهاند.
در ادامه این گزارش آمده است، کشور آفریقای جنوبی که زیستگاه 83 درصد از جمعیت کرگدنهای آفریقایی و 73 درصد از کل جمعیت کرگدنها در حیات وحش جهان است، منبع اصلی تجارت غیرقانونی شاخ کرگدن محسوب میشود.
طبق آمار رسمی آفریقای جنوبی که در ژانویه سال جدید میلادی (2013) منتشر شده، در سال 2012 در این کشور 668 کرگدن کشتار شدهاند.
در ادامه این گزارش آمده است: تجارت غیرقانونی شاخ کرگدن عمدتا توسط باندهای خلافکار و سازمان یافته با تشکیلات و پشتوانه مالی قوی صورت میگیرد که اعضای اصلی آنها آسیاییهای ساکن آفریقا هستند. شبکههای گسترده این قاچاقچیان و تبهکاران اغلب شکارچیان قلابی از جمله افراد تبعه ویتنام، خلافکاران تایلندی و شکارچیانی از کشورهای چک و لهستان را اجیر میکنند تا در آفریقای جنوبی برای شکار غیرقانونی کرگدن و تهیه شاخ این حیوانات اقدام کنند.
در آسیا نیز هر چند اقدامات فعالان حفاظت از حیات وحش در نپال و هند منجر به افزایش جمعیت گونه کرگدنهای تک شاخ بزرگ شده اما وضعیت در اندونزی و مالزی هم چنان وخیم است و دو گونه از نادرترین انواع کرگدنها شامل کرگدن سوماترایی و کرگدن جاوان به شدت در معرض خطر انقراض هستند.
این گزارش با هدف ارائه در شانزدهمین نشست کنفرانس شرکای کنوانسیون تجارت بینالمللی گونههای کمیاب (CITES) تهیه و منتشر شده است. این نشست که در ماه مارس 2013 میلادی در پایتخت تایلند برگزار خواهد شد به بررسی بحران جهانی تجارت شاخ کرگدن خواهد پرداخت.
-
گیلانشاه خالدار رو به انقراض
دیده بان حقوق حیوانات: کارشناس ارشد محیط زیست گیلان گفت: گیلانشاه خالدار از پرندگان در خطر انقراض جهانی است و هماکنون در طبقه بحرانی قرار دارد.«عباس عاشوری» در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه گیلانشاه خالدار از تیره آبچلیکان است، گفت: این پرنده 36-41 سانتیمتر طول دارد و شبیه به گیلانشاه ابرو سفید است اما با اندازه کوچکتر. اندازهی این گیلانشاه کوچکتر و باریکتر و با خمیدگی کمتر از گیلانشاه ابرو سفید است.
وی گفت: گیلانشاه خالدار از پرندگان در معرض خطر انقراض ایران است که در صورت مشاهده باید از شکارش به شدت جلوگیری شود.کارشناس ارشد محیط زیست گیلان خاطرنشان کرد: گیلانشاه خالدار در نواحی باتلاقی، سواحل گلی و شنی دریا با پوشش علفی و ساحل دریاچههای آب شیرین زیست میکند و از پرندگان کمیاب ایران است.
عاشوری با بیان این مطلب که گزارش معتبری بر مشاهده اینگونه در استان گیلان وجود ندارد و مدتهاست که در ایران دیده نشده است، تصریح کرد: این پرنده در صورت مهاجرت به استان احتمالاً به صورت مهاجر عبوری مشاهده میشود.وی گفت: پاهای گیلانشاه خالدار، سیاه است و سفیدی دمگاهش که شبیه به مثلث است از سفیدی دمگاه گیلانشاه ابرو سفید کمتر است.
کارشناس ارشد محیط زیست گیلان یادآور شد: گیلانشاه خالدار در پرواز به وسیله سطح شکمی و دمگاه سفید، دم کمرنگ و تضاد بین شاهپرهای اولیه با شاهپرهای ثانویه راه راه مشخص میشود.
-
روش جالب جنین کوسه برای در امان ماندن از شر شکارچیان .
دیده بان حقوق حیوانات ایران: از آنجاییکه کوسههای بامبو بر خلاف دیگر انواع گونه خود تخمگذار هستند، جنینهای آنها برای در امان ماندن از خورده شدن توسط شکارچیان راهحل جالبی دارند. آنها میتوانند میدان بیوالکتریکی جانور مهاجم را تشخیص دهند و …
به گزارش خبر آنلاین، زمانیکه بچه کوسهها با یک شکارچی روبهرو میشوند، نفس خود را حبس کرده و بیحرکت میمانند؛ اما ظاهرا آنها این کار را حتی پیش از آنکه به دنیا بیایند انجام میدهند و به نقل از نیوساینتیست، بر خلاف اغلب کوسهها که زندهزا هستند؛ کوسههای بامبو تخم میگذارند. در نتیجه، جنین کوسههای در حال رشد آسیبپذیری بیشتری در مقابل خورده شدن دارند. اما بیحرکت ماندن میتواند راه خوبی برای فرار از جلب توجه شکارچیان گرسنه باشد. تحقیقات جدید نشان میدهد که جنین این کوسهها میتواند میدانهای بیوالکتریکی بدن شکارچیانی را که به آنها نزدیک میشوند تشخیص دهد. زمانیکه آنها این میدانها را شناسایی میکنند، با متوقف ساختن حرکات آبششهای خود بیحرکت باقی میمانند . به گفته محققان این یافته بدین معناست که حتی در مراحل اولیه، جنین کوسهها میتواند خطر را تشخیص دهد و به صورت غریزی از آن اجتناب میکند.
-
80 درصد صخرههای مرجانی در آبهای ساحلی چین نابود شدهاند/
دیده بان حقوق حیوانات:کارشناسان زیست محیطی در یک مطالعه جدید دریافتند که بخش اعظمی از صخرههای مرجانی در سواحل چین از بین رفتهاند و این صخرهها تقریبا در معرض نابودی کامل هستند.
به گزارش ایسنا، بسیاری از مطالعات زیستمحیطی تاکنون نشان داده است که صخرههای مرجانی در سراسر جهان تحت محاصره عوامل تهدیدکننده متعدد هستند و اکنون نیز گروهی از کارشناسان استرالیایی و چینی به آمار نگران کنندهای درباره این موجودات زنده آبزی در آبهای نزدیک سواحل چین دست یافتهاند.
کارشناسان در مطالعات جدید دریافتهاند: این صخرههای مرجانی انبوه که زمانی منطقه قابل توجهی از آبهای سواحل این قسمت از آسیا را میپوشاندند، ظرف 30 سال گذشته، 80 درصد از حجم آنها تحلیل رفته است.
به گزارش لایوسانیس، مطالعات بیولوژیک روی دریای جنوب چین و آبهای ساحلی این کشور نشان داد که نابودی صخرههای مرجانی زنده در این نواحی بویژه طی 10 تا 15 سال گذشته، تصویری اندوهبار و تلخ از کاهش، تخریب و تحلیل رفتن این صخرهها آشکار ساخته است.
این کارشناسان فاکتورهایی چون آلودگی، صید بیرویه و نیز ساختوساز و فعالیتهای گسترده انسانی در مناطق ساحلی را عامل اصلی نابودی صخرههای مرجانی در این آبها دانستهاند.
-
پس از آمازون، جنگل کنگو بزرگترین جنگل بارانی جهان است.
دیده بان حقوق حیوانات: جنگلهای بارانی و پوششهای گیاهی انبوه و متراکم، غنیترین زیستگاههای طبیعی بر روی زمین و اکوسیستمهای حیاتی هستند که از قلمروهای جانوری و گیاهی حمایت می کنند و گونههای مختلف جانداران وابستگی متقابل حساسی به این اکوسیستمها دارند.
به گزارش ایسنا، جنگلهای جهان در حال حاضر به طور جدی در معرض خطر تخریب و نابودی هستند و افرادی که با این زیستگاهها در ارتباط اند موظفند که بیشتر مراقبت باشند این منابع طبیعی حیاتی باشند و به آنها آسیب نرسانند.سایت اینترنتی «وورد ریویوئر» در یک گزارش جدید فهرست 10 مورد از بزرگترین جنگلهای بارانی و انبوه جهان را ارائه کرده که عبارتند از:
جنگلهای بارانی معتدل در کرانه شمال غربی اقیانوس آرام؛
این جنگلها شامل بخشهایی از پوشش گیاهی ایالات متحده و جنوب غربی کانادا میشوند. مهمترین ویژگی این جنگلها، حجم زیاد بارندگی و هوای معتدل است و البته به دلیل بارندگی زیاد، این جنگلها کاملا مرطوب هستند. مرزهای این اکوسیستم طبیعی از سوی صندوق جهانی حیات وحش تعیین شده است.
از آنجا که این جنگل در حاشیه اقیانوس آرام واقع شده، زیستگاه ترکیبی از انواع مختلف گونههای جانوری جنگلی و اقیانوسی است. از مهمترین چالشهایی که این پوشش جنگلی امروزه با آن مواجه است، قطع کردن انبوهی از درختان جنگلی و فروش چوبهای آنها است که این امر گروههای فعال محیط زیست را به شدت نگران کرده است.
پدیده جنگل زدایی یا تخریب جنگلها یکی از عوامل اصلی و موثر در تشدید پدیده گرمایش جهانی است که این روزها از مهمترین معضلات و موضوعات مورد بحث در جوامع حامی محیط زیست به شمار میآید.
مناطق حفاظت شده جنگلی سینهاراجا؛
این منطقه حفاظت شده جنگلی در واقع به یک پارک ملی در سریلانکا تبدیل شده است. این جنگل به لحاظ بینالمللی بسیار حائز اهمیت است و بعنوان میراث طبیعی جهانی از سوی یونسکو برگزیده شده است.از آنجا که پوشش گیاهی و حجم درختان در این منطقه بسیار زیاد، انبوه و متراکم است، مشاهده حیاتوحش آن، چندان کار سادهای نیست. این پارک ملی در حال حاضر زیستگاه انواع فیلها، پلنگها و سایر حیوانات وحشی است.
جنگلهای مهآلود و شگفتانگیز سانتا النا؛
این جنگل انبوه در کاستاریکا، با عنوان بهشت روی زمین و سرزمین جنگلهای ابری شهرت دارد. ارتفاع ابرها در این منطقه واقعا پایینتر از حد معمول هستند و این چهره متفاوت، جنگل مهآلود سانتا النا را زیبا و در عین حال خوفانگیز کرده است.این ابرهای کم ارتفاع از سوی دیگر رطوبت دائمی را در اختیار پوشش گیاهی این منطقه قرار میدهند به طوری که پوشش گیاهی این جنگل به طور چشمگیر و شگفتانگیز رشد میکند و تکثیر میشود.
پارک ملی کینابالو؛
این منطقه حفاظت شده طبیعی به «تاما کینابالو» نیز شهرت دارد. «کینابالو» اولین پارک ملی مالزی است که در سال 1964 تاسیس شد. همچنین این پارک ملی اولین میراث جهانی مالزی محسوب میشود.«پارک ملی کینابالو» یک منطقه بیولوژیک بسیار مهم و زیستگاه بیش از 4500 گونه متنوع گیاهی و جانوری از جمله 100 گونه مختلف از پستانداران است.
جنگل ملی تونگاس؛
تونگاس در منطقه جنوب شرقی آلاسکا در واقع بزرگترین جنگل ملی ایالات متحده و مساحت آن 17 میلیون آکر است. این جنگل عظیم و کمنظیر، زیستگاه گونههای گیاهی و جانوری کمیاب و در معرض خطر است.
جنگلهای بارانی آسیای جنوب شرقی؛
متاسفانه این جنگلها در حال حاضر به اندازه گذشته متراکم نیستند بخش عمدهای از پوشش گیاهی خود را از دست دادهاند. در سالهای اخیر منطقه قابل ملاحظهای از وسعت این جنگل بارانی، تخریب شده و یا به اصطلاح گرفتار پدیده جنگلزدایی شده است.تداوم این پدیده از نگرانیهای اصلی فعالان محیط زیست در این منطقه است. بیشتر مناطق این جنگل بارانی، عاری از پوشش گیاهی شدهاند. به هر حال این منطقه جنگلی هنوز زیستگاه بسیاری از پرندگان، پستانداران، دوزیستان و خزندگان بسیار نادراست که بیتردید پدیده جنگلزدایی حیات این گونهها را نیز به خطر انداخته است.تصور میشود که در گذشته جنگلهای جنوب شرق آسیا متنوعترین تنوع زیستی را در کل جهان داشتهاند اما متاسفانه اکنون دیگر این ویژگی منحصر به فرد را از دست دادهاند. این تنوع زیستی به حدی بوده که برای مثال در یک هکتار از این جنگل، حداقل 200 گونه درخت مختلف وجود داشته است.
جنگلهای بارانی داینتری؛
«داینتری» یکی از جنگلهای بارانی استوایی است که در سواحل شمال شرق ایالت «کویینزلند» در استرالیا واقع است. مساحت این جنگل حدود 2600 کیلومتر مربع برآورد شده است.قسمتهایی از این جنگل نیز بعنوان «پارک ملی داینتری» مشخص شده است و بخشهایی از زمینهای آن نیز در اختیار مالکان خصوصی است.این جنگل در عین حال زیستگاه برخی از قدیمیترین گونههای گیاهی بر روی زمین نظیر Psilopsida و Lysopsdia است و از این جهت یکی از مهمترین مناطق جنگلی جهان به حساب میآید.
جنگل بارانی معتدل والدیویان؛
این جنگل استثنایی، مساحتی حدود 248هزار و 100 کیلومتر مربع را دربرمیگیرد و شامل بخشهایی از کشورهای شیلی و آرژانتین میشود.وجود درختان Angiosperm، بامبوها و درختان مخروطی و همچنین مناطقی از نوار باریک ساحلی، صفحات یخی، یخچالها و همچنین یک دره مرکزی از مشخصههای اصلی این جنگل معتدل است.دمای هوا در این جنگلها به دلیل بارندگیهای سنگین، معمولا مرطوب و هوای آن اغلب بسیار مهآلود است. اکوسیستم این جنگل استثنایی توسط گروههای مختلف فعالان محیط زیست تحت مراقبت و حفاظت است.
جنگل بارانی کنگو؛
این جنگل در آفریقای مرکزی واقع است و گفته میشود که دومین جنگل بارانی بزرگ در کل جهان است. همچنین یکی از طویلترین رودخانه های جهان از دل این جنگل عبور میکند. این جنگل بارانی بخش اعظمی از شمال کنگو را دربرمیگیرد.شکار بی رویه در این منطقه، نسل بسیاری از گونههای مختلف جانوری بومی این جنگل را تهدید میکند اما خود جنگل در شرایط بسیار امنی است. بعلاوه جنگل کنگو تنها زیستگاه شامپانزههای کوتوله است و البته بسیاری دیگر از گونههای جانوری استثنایی و کم نظیر در این جنگل انبوه زندگی میکنند.
آمازون؛
جنگل آمازون، بزرگترین جنگل دنیا است و وسیعترین بخش طبیعت آمازون در آمریکای جنوبی را دربرمیگیرد. وسعت این جنگل حدود 1.7 میلیارد آکر است.بخشهای از این جنگل بین کشورهای برزیل، پرو، کلمبیا، ونزوئلا، آکوادور، بولیوی، گویانا، سورینام و گویانامی فرانسوی مشترک است اما بیشترین مساحت آن در برزیل واقع است که حدود 60 درصد از کل وسعت این جنگل را شامل میشود.
جنگلها حامی و ضامن بقای بیش از پنج میلیون گونه متنوع گیاهی و جانوری در دنیا هستند و حتی در حال حاضر از شمار زیادی از گونههایی که هنوز کشف نشدهاند، حفاظت میکنند.

جنگلهای بارانی معتدل در کرانه شمال غربی اقیانوس آرام

مناطق حفاظت شده جنگلی سینهاراجا

جنگلهای مهآلود و شگفتانگیز سانتا النا

پارک ملی کینابالو

جنگل ملی تونگاس

جنگلهای بارانی آسیای جنوب شرقی

جنگلهای بارانی داینتری

جنگل بارانی معتدل والدیویان

جنگل بارانی کنگو

جنگل آمازون
-
رهاسازی هزاران قطعه ماهی در تالاب شادگان
دیده بان حقوق حیوانات:به مناسبت روز جهانی تالابها، هزاران قطعه ماهی در تالاب بینالمللی شادگان رها شد.به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خوزستان- همچنین، امروز سه پروژه عمرانی با حضور رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور در تالاب شادگان به بهرهبرداری رسید.مسجد تالاب شادگان، مرکز ویژه بازدیدکنندگان تالاب بینالمللی شادگان و مرکز صنایع دستی تالاب در حاشیه بازدید محمدجواد محمدیزاده، رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، به بهرهبرداری رسید.
-
گونزو؛ سگ نابینا/تصویر
دیده بان حقوق حیوانات ایران: گونزو(سمت راست) به هنگام تولد دچار یک بیماری مادرزادی بوده و از دو چشم نابینا است از همان زمان تا کنون گونزو با طنابی به برادرش شیرو متصل است و زندگی خود را با راهنمایی های او سپری می کند.به گزارش زیست نیوز، صاحب این سگ ها در مصاحبه با بی بی سی می گوید: از رفتار شیرو و احتیاطی که او در هنگام دویدن و یا غذا خوردن انجام می دهد براحتی می توان درک کرد که سگ از ناتوانی برادرش مطلع است و همواره از گونزو حمایت می کند.
-
بیش از ٥٠٠٠ قوی مهاجر در خطر كمبود غذا.
دیده بان حقوق حیوانات ایران: محمد علي اله قلي*: امسال هم در ادامه زمستانهای ٣ سال گذشته قوهای مهاجر برای چهارمین سال به منطقه فریدونکنار و سرخرود مازندران آمدند البته با ٢ تفاوت عمده، یک اینکه امسال قو ها یک ماه زودتر به این منطقه مهاجرت کردند و دوم اینکه بر خلاف سالهای قبل که به مرور به جمعیتشان اضافه میشد اینبار یکباره بیش از ٣٠٠٠ بال قو در شالیزارهای منطقه فرود آمدند و سپس در کمتر از یک هفته این جمعیت به بیش از ٥٠٠٠ بال از ٣ گونه قوی فریادکش، گنگ و کوچک رسید که این پدیده، صحنه شگفت انگیز و در عین حال نگران کننده ای را در این منطقه پدید آورده است و احتمال میرود که در آینده نزدیک جمعیت های بیشتری نیز به جمعیت فعلی اضافه شوند.

به گزارش سبز پرس، شالیزارها زیستگاه طبیعی این پرندگان نیستند و به احتمال بسیار زیاد این قوها به دلیل ناامنی و حضور دائمی شکارچیان در زیستگاه هائی طبیعی مانند تالاب بين المللي و پناهگاه حيات وحش میانکاله وادار به ترک آنجا و انتخاب این شالیزارها برای زمستان گذرانی شده اند و طبیعتا این شالیزارها ظرفیت تأمین غذا برای قوها را نخواهند داشت.
این درحالی است که کل این منطقه از مازندران به شدت برای قوها و سایر پرندگان مهاجر به دلیل حضور صیادان بی شمار محلی که عمدتا به وسیله تورهای هوائی پرندگان مهاجر را شکار می کنند ناامن است.قوها برای سال چهارم این محدوده کوچک (شالیزارهای روستا وزراء محله واقع در شهر سرخرود حدفاصل بین محمودآباد و بابلسر) را برای زمستان گذرانی انتخاب کرده اند که قطعا دلایلی به جز امنیت این منطقه کوچک و تغذیه نسبتا مناسب که در ٣ سال گذشته هم به شکل دستی برایشان انجام شده، موجب این انتخاب برای زمستان گذرانی شان نشده است.
درحال حاضر شالیزارهای منطقه سرخرود مملو از قوهای سرمازده و گرسنه است اما فقط بخش کوچکی از شالیزارهای این منطقه امنیت لازم را برای حضور قو ها دارند و آن شالیزارها واقع در روستای وزراء محله اند .
همانند گذشته سعی بر این است که این امنیت در کنار تامین غذا برای قو ها در این منطقه حفظ شود و به این ترتیب قو ها نیاز به جابجایی از این محدوده امن و پرواز به سایر نقاط را نداشته باشند. منطقه سرخرود که محل تمرکز اصلی قوها میباشد از نظر مدیریت مناطق زیر نظر اداره محیط زیست محمودآباد است.
این اداره در حال حاضر به جز مدیر اداره فقط ٢ نفر کارمند دیگر دارد که هر ٢ نفر به همراه مدیرشان به شکل شبانه روزی حتی روزهای جمعه برای حفظ قوها در تلاش هستند و این در نوع خود در مقایسه با عملکرد سایر ادارات محیط زیست در سراسر ایران کم سابقه است.گفتنی است مساحت حوزه استحفاظی این اداره با سه نفر کارمند بیش از ٥٠٠ هزار هکتار است.متاسفانه با وجود همه تلاش ها به دلیل جمعیت بالای این پرندگان و پرواز دسته هائی از آنها به اطراف برای جستجو غذا گزارش هائی از شکار قو ها وجود دارد و تاکنون تعدادی از آنها به اشکال مختلف شکار شده اند و البته تعدادی از متخلفین نیز توسط مأمورین شناسایی و دستگیر شده اند .
در تغذيه قوهاي گرسنه ما را ياري كنيد
تمامی هزینه های حضور افراد داوطلب که به جهت حفظ این پرندگان فعالیت می کنند به عهده خود این افراد می باشد و همه کمک های شما صرفا برای خرید غلات هزینه خواهد شد. در صورت تمایل هر یک از افراد علاقمند به اطلاع از روند کار فاکتورهای خرید غلات همواره آماده ارایه خواهند بود.
همچنین شما میتوانید خودتان به منطقه سفر کرده و اقدام به خرید ذرت یا گندم کنید و سپس با هماهنگی کیسه ها را در انباری که در روستای وزراء محله سرخرود، نزدیک محل قو ها توسط یکی از دوستان به هدف نگه داری دانه ها قبل از پخش در اختیار ما قرار داده شده است بگذارید و همزمان با ما در پخش دانه ها که معمولا عصر هر روز(در صورت وجود غذا) بعد از غروب آفتاب میباشد همراه باشید.
نحوه پخش به این شکل است که ابتدا درون قایقی که به همین منظور تهیه شده است میزان حداکثر ٦٠٠ کیلوگرم ذرت و گندم پر می شود و سپس ٢ نفر این قایق را در داخل شالیزارهول داده و یک یا ٢ نفر دیگر به وسیله سطل دانه ها را پخش می کنند. این عمل در هر غروب تا اتمام پخش حداقل ١٢٠٠ کیلوگرم ادامه خواهد داشت .
قطعا این غذا دادن دستی تا زمانی که قوها به زیستگاه های جوجه آورییشان باز گردند جان صدها بال از آنها را نجات می دهد و علاوه برقوها، تعداد نه چندان کمی از سایر انواع اردک ها و غازهای وحشی نیز در کنار قوها از این دانه ها تغذیه خواهند کرد و طبعا کمتر شکار خواهند شد.
سال گذشته تنها باقیمانده نژاد غربی “درنای سیبری” که یک درنای بزرگ نر است و چند سالیست که تنها برای زمستان گذرانی به این منطقه می اید نیز ١٥ روز آخر زمستان را تماما در بین قو ها که سال قبل در حدود ٣٥٠٠ بال بودند گذراند.از دوستان علاقه مند به حفظ طبیعت و حیات وحش تقاضا میشود مانند سالهای گذشته برای خرید ذرت و گندم، به جهت غذا رسانی و حفظ قو ها در این محدوده امن و جلوگیری از پخش شدن بیشتر قوها “هرچند ناچیز” به ما یاری رسانند. عكس هاي بالا، دومين عكس روزهای نخست حضور قوها در اواسط دیماه سال ١٣٩١ را نشان مي دهد. قو ها در این عکس در حال تغذیه از برنجی هستند که بعد از برداشت شالیزار در مرداد ماه مجددا رویش کرده و به حال خود رها شده اند.
قوها ظرف مدت کوتاهی تمامی این برنج ها را خورده و عرصه شالیزارها را خالی از هرگونه گیاه و بوته وغذائی کرده اند و به اصطلاح مردم محلی دراین زمان شالیزارها آب تخت می شوند.
به این معنی که سطح شالیزارها مانند سطح دریا” مبدل به یک پهنه آبی یک دست شده است که عکس اول بالا که ازهمان مکان مدتی بعد ثبت شده است این تغییر به وضوح قابل مشاهده است. این همان زمانیست که باید با پخش غذا به شکل مستمر قوها را در این محل امن، در کنار ماموران محیط زیست و به دور از دسترس فرصت طلبان نگاه داریم
در عكس هاي زير مهدي گلي- محيطبان- و محمد علي اله قلي در حال تخليه ذرت در قايق براي قوها هستند .

گرسنگي جان قوها را تهديد مي كند
قوها در این زمان هیچ منبع غذائی دیگری در اختیار ندارند و در صورت ادامه گرسنگی علاوه بر پراکنده شدن دسته های این پرندگان به مناطق ناامن اطراف بر شمار قو های ضعیف که به مرور توانائی پرواز خود را از دست میدهند نیز به سرعت افزوده خواهد شد. خوشبختانه به دلیل غذا رسانی به موقع تاکنون تعداد بسیار کمی از قوها ضعیف یا بیمار شده اند و آمار تلفات تا این لحظه بسیار کم بوده است.
سال گذشته تا پایان زمان حضور قوها در این محدوده در کل ١٥ تن ذرت و گندم به منظور تغذیه دستی این پرندگان برای آنها تأمین و در این زمین ها پخش شد که این مقدار امسال تا تاریخ ١٥ بهمن ماه ١٣٩١ که حداقل یک ماه دیگر تا پایان فصل زمستان گذرانی این پرندگان زمان باقی مانده است ١٤ تن از همین غلات بوده است .
عمده این ١٤ تن به همت دوستداران واقعی و راستین طبیعت این مرز و بوم که صرفا در کلام علاقمند به حفظ طبیعت نیستند وهمچنین یاری اداره حفاظت محیط زیست استان مازندران و شهرداری محترم سرخرود تامین شده است اما به قطع تا پایان فصل سرما به میزان بسیار بیشتری از این مقدار برای این تعداد قو نیاز خواهد بود.



اميد است همگی علاقه مندان واقعی طبیعت ایران بنا بر وظیفه انسانی وتعهدی که نسبت به حفظ طبیعت در وجود خود احساس می کنند شرایط بحرانی و حساس این پرندگان با شکوه را درک کرده و به یاری آنان همت گمارند.
در حال حاضر *بیش ازهر زمانی* با توجه به اینکه جمعیت قو ها نسبت به ظرفیت زیستگاه فعلی شان بسیار زیاد میباشد و غذای کافی برای این جمعیت در دسترسشان نیست، یاری رسانی شما برای بقا این پرندگان زیبا اقدام بسیار شایسته ای خواهد بود .
شماره کارت : 8716 0905 3372 6104
شماره حساب : 895 252 83 44
بانک ملت شعبه : 65235شماره کارت : 5311 7004 5310 6273
شماره حساب : 14 81 250 380 000
بانک تجارت شعبه : 362
قیمت هر تن ذرت بین ٧٥٠ تا ٧٧٠ هزار تومان و قیمت هر تن گندم در حدود ٦٠٠ تا٦١٠ هزار تومان متغیر میباشد.
یادمان باشد آنها در جهنمی که انسانها برایشان ساخته اند، فقط من و شما را دارند. . .
به امید دیدارتانمحمدعلی الله قلی
73 15 177 0912______________________________________________________________________
هزار قوی مهاجر امسال وارد مازندران شدند.
قوهای مهاجر در سرخ رود/ تصویری
حمایت گروههای محیط زیستی از پرندگان مهاجر/ تصویری
فرود ۳۰۰۰ قو در سرخرود مازندران





















