برچسب: رکسانا سرابندی

  • چرا انسان همچنان بر روی حیوانات آزمایش می کند؟ نوشتار دوم/ فیلم

    چرا انسان همچنان بر روی حیوانات آزمایش می کند؟ نوشتار دوم/ فیلم

    Animal-Rights-Watch-ARW-Sarabandi

    دیده بان حقوق حیوانات / رکسانا سرابندی*: شاید بتوان بقراط را نوعی پایه گذار پزشکی مبتنی بر شواهد (EBM: Evidence Based Medicine) دانست. این در حالیست که EBM یک روش مطالعاتی جدید محسوب می شود که بر اساس آن ما نیاز به اتخاذ تصمیمات قاطع پزشکی مبتنی بر تحلیل دقیق و تحقیقات انسان محور داریم. با این وجود موافقان آزمایش و پژوهش های حیوان محور با دلایل متعددی اقدام به مخالفت در حوزه های مختلف علوم نوین جایگزین می کنند.

    در این خصوص لارنس آلتمن – نویسنده پزشکی نیویورک تایمز – چنین می گوید:

    ”فقدان تحقیقات انسانی اخلاقی به پرورش تصورات غلط و افسانه هایی درباره ی شیوه انجام این تحقیقات منجر شد و در عموم این اعتقاد اشتباه را پروراند که کلیه تحقیقات باید بر روی حیوانات انجام شوند؛ این حال، این نهایتاً انسان ها خواهند بود که باید تحت مطالعه قرار بگیرند. خیزش از مطالعات حیوانی به سوی مطالعات انسانی همواره یک اقدام سترگ خواهد بود.”

    Animal-Rights-Watch-ARW-8581jpg

    قطعاً نتایج حاصل از تحقیق و پژوهش بر روی مدل های حیوانی اگرچه توانسته اند به ادعای موافقان جان انسان های زیادی را در نجات دهند، اما در مقابل انسان های بسیاری هم به دلیل استفاده از داروهایی که بر اساس نتایج نادرست آزمایشات حیوان محور تولید شده اند، جان خود را از دست داده اند و یا متحمل ضرر های جبران ناپذیری شده اند. برای مثال استفاده از MABs (آنتی بادی های مونوکلونال) موش برای ساخت آنتی بادی های مونوکلونال که به ادعای دانشمندان در آن زمان یگانه راه درمان اکثر بیماری ها از جمله عفونت های ویروسی و باکتریایی و سرطان ها، بوده اند اما حاصل پیدایش عارضه جدیدی در انسان بنام HAMA (آنتی بادی های انسانی ضد موش) بود، عارضه ای که منجر به تورم مفاصل، ناراحتی های کلیوی، ضایعه ی پوستی و … می گردید و یا HRT (درمان با هورمون های مصنوعی در فقدان هورمون های اصلی) در زنان یائسه که بر طبق پیش بینی مدل های حیوانی باید نقطه عطفی در زندگی این زنان می شد، اما ارمغانی جز افزایش ریسک ابتلا به سکته مغزی و حملات قلبی در آنها نداشت.

    مسلماً پژوهش های حیوان محور در کشف مکانیسم اثر مولکول های شیمیایی که در بدن مورد استفاده قرار می گیرند، نقش عمده ای را ایفا نموده اند. اما با وجود تشابه ویژگی های اساسی شیمیایی بین گونه ها، داروهایی که براساس این مکانیسم های یکسان ساخته شده بودند از نتایج و تاثیرات یکسان در بین گونه ها حکایت نمی کردند. برای مثال داروی حاصل از سروتونین که پس از سال ها تحقیق و آزمایش موفق بر روی سگ و دیگر گونه های حیوانی با نام سوماتریپتان برای درمان بیماران میگرنی مورد استفاده قرار گرفت، منجر به بروز علائمی مثل درد شدید در ناحیه سینه، حمله قلبی و در موارد زیادی مرگ افراد مصرف کننده شد.

    علت تمام اینها را می توان در یک جمله خلاصه کرد: تفاوت های ناچیز بین گونه ای! تفاوت هایی که حتی در بین افراد یک گونه هم وجود دارد. برای مثال محتوای ژنوم انسان در 99.9 درصد کاملاً شبیه است و تنها وجود 0.1 درصد اختلاف است که حدود سه میلیون تفاوت را در کدهای DNA وRNA ایجاد می کند؛ پدیده ای که ما آن را با نام پلی مورفیسم ژنتیکی می شناسیم. به عبارت ساده تر، این میزان ناچیز تفاوت در ژنوم، عامل حدود 90 درصد تفاوت میان انسان هاست.

    شاید به خاطر مواردی از این دست است که در حال حاضر از هر 100 داروی تایید شده در مطالعات فاز پیش بالینی، 90 دارو در کارآزمایی های بالینی رد می شود. در حقیقت یکی از علل عمده حذف حدود 40 درصد از ترکیبات دارویی جدید در فاز بالینی نامناسب بودن میزان جذب و متابولیسم دارو در بدن افراد است، برای حل این مشکل امروزه تعدادی از صنایع داروسازی از روش Microdosing استفاده می کنند که در این روش خواص فارماکودینامیک (اثر دارو بر بدن) و فارماکوکینتیک (اثر بدن بر دارو) داروها را با کمترین دز ممکن که حتی سبب بروز پاسخ درمانی و یا سمی نمی شوند در بدن انسان مورد آزمایش قرار می دهند. این روش علاوه بر این که از ایمنی بالایی برخوردار است سبب کاهش پروسه تولید و هزینه های مرتبط با آن می شود.

    Animal-Rights-Watch-ARW-8582jpg

    می گویند رنسانس در علم پزشکی از زمان Andreas Vesalius (پایه گذار آناتومی انسانی) آغاز شده است. به گونه ای که اقدامات شجاعانه ی این پزشک بلژیکی انقلابی در علم پزشکی ایجاد کرده است و پس از گذشت چند سده از فعالیت های وی، همگان او و دست آوردهایش را تحسین می کنند.

    دیری نمی پاید که انسان های بی شماری از ثمربخش بودن و ارجحیت روش هایی مثل ژنومیکس و … نسبت به آزمایش روی مدل های حیوانی، در علوم پزشکی و درمانی آگاه خواهند شد و یقین می یابند که این روش ها باید به زودی جای روش های منسوخ را خواهد گرفت. صحبت های بنیانگذار ژنومیکس ایالات متحده، مهر تاییدی بر این باور نوپاست. Chun می گوید:

    ”در آینده وقتی فردی متولد می شود ژنوم وی اسکن، آنالیز و ذخیره سازی می گردد. این اطلاعات بعد ها بازبینی خواهد شد. هزینه های درمانی در سایه اقدامات پیشگیرانه ای که با توجه به اطلاعات ژنتیکی شما انجام می شود، کاهش خواهد یافت. تکوین داروها کم هزینه تر خواهد بود و این داروها بسیار بهتر از داروهای کنونی اثر خواهد داشت. آنچه که پزشکی بر پایه ژنومیکس برای ما به تصویر می کشد، این قابلیت است که بتوانیم دارو ها را طوری طراحی کنیم که تنها بر روی سلول های عامل بیماری اثر کنند و کمترین عارضه جانبی را به همراه داشته باشند. مردم به ویزیت پزشکی کمتری نیازمند خواهند شد، سالمتر خواهند بود، بیشتر عمر می کنند و کیفیت زندگی بالاتری خواهند داشت.”

    Animal-Rights-Watch-ARW-8584

    مدافعان آزمایش روی مدل های حیوانی در دفاع از عقیده خود از جملات غالباً مشترک و یکسانی استفاده می کنند که می توان کلید واژه هایی هم برای گفته هایشان متصور شد؛ مانند: حداقل تعداد ممکن، آزمایشات ضروری، رعایت شرایط مطلوب، پیشرفت در دانش بشری و رعایت حقوق حیوانات.

    در شرح این کلید واژه ها می توان چنین گفت:

    این گروه از افراد از اجرای اصولی و نظارت مستمر نهادهای مربوطه بر روند آزمایشات سخن می گویند و اطمینان دارند که قوانین وضع شده در حفظ حقوق حیوانات آزمایشگاهی کافی اند. آنها مصرانه معتقدند که از حداقل تعداد حیوانات استفاده می شود و از طرفی با اشاره به قوانین موجود و تلاش های محدودی که در جهت رفاه حیوانات و نه حقوق آنها صورت پذیرفته است سعی در توجیه مخالفان عقاید خود دارند. شاید این دسته از افراد از آمار تقریبی حدود 100 تا 150 میلیون حیوانی که سالانه با روش های شکنجه آور و دردناک مورد آزمایش قرار می گیرند اطلاعی ندارند و یا هنگامی که از انسانی بودن و بی خطر بودن این آزمایشات صحبت می کنند به آمار بالای مرگ و میر و کشتار این حیوانات که طیف وسیعی از گونه های حیوانی را هم شامل می شوند، توجهی ندارند.

    نمونه هایی از آزمایش بر روی مدل های حیوانی شامل مواردی از قبیل بیهوش کردن سگ توسط دانشجویان، وارد کردن سوند درون عروق و قلب برای اندازه گیری فشار و حجم خون، تجویز دارو و مشاهده اثر آن و تشریح می باشد که قطعاً از هیچ یک از فاکتور های ذکر شده تبعیت نمی کنند؛ زیرا نه تنها برای ضرورت صورت نمی گیرد بلکه هرساله و با حداکثر تعداد ممکن از حیوانات در نقاط مختلف دنیا به منظوری نامعین انجام می شود. آمارها حاکی از اینست که تعداد کمی از این حیوانات در نهایت زنده می مانند!

    این در حالی است که انسان امروز به خوبی می داند که آنچه از آزمایشات و پژوهش های حیوان محور عایدش می شود تنها اطلاعات متغیر، کم ارزش و در بسیاری از موارد اثبات شده ای است که فرسنگ ها با مفهوم دانش فاصله دارد. اما هنوز هم عده ی کثیری از موافقان با وجود احاطه کامل بر تفاوت معنایی دو واژه دانش و اطلاعات، کماکان به نام علم هر جنایتی را در این خصوص توجیه پذیر می دانند.

    با تمام این تفاسیر مدت هاست که باور موافقان آزمایشات حیوانی به دلایل مختلف به چالش کشیده شده و که در کنار آن تلاش های بسیاری برای تغییر شرایط موجود صورت پذیرفته است.

    برای مثال هیچ کدام از 10 دانشکده پزشکی برتر ایالات متحده دیگر از سگ برای آموزش استفاده نمی کنند و یا در کمتر از یک دهه، آموزش با مدل های حیوانی در 91 دانشکده از مجموع 129 دانشکده پزشکی بریتانیا حذف شده است.

    همچنین در این میان روش های مختلفی مثل Agarose , EpiOcular, Humane Keratinocyte ,Transepithelial Passage Assay در آزمایش سمیت جایگزین بافت های حیوانی شده اند و در کنار همه ی این ها روزانه قوانین کار با حیوانات مورد آزمایش سختگیرانه تر و انسانی تر می شود (اگرچه که باز هم در نتیجه تاثیر چندانی ندارد) اما حقیقت آن است که تمام این ها در جهان در حال وقوع است.

    Animal-Rights-Watch-ARW-8583

    حال پرسش اینجاست که به راستی در دانشکده ها و مراکز آموزشی مرتبط با علوم زیستی و پزشکی ایران چه می گذرد؟

    در پاسخ باید گفت که علی رغم وجود ده ها جایگزین نوین و کارآمد آموزشی از قبیل فیلم ها، نرم افزارهای گوناگون از جمله شبیه ساز ها، مانکن های آموزشی، ماکت ها و سایر روش های نو نظیر فیکس کردن اجساد، کماکان به منظور آموزش، در تمامی دانشکده های ایران از روش های منسوخ و کهنه ی آزمایش روی گونه های حیوانی و زنده شکافی آن ها استفاده می شود. در این میان، آزمایشات غیر ضروری و تکراری که در روند برخی پایان نامه ها یا پژوهش ها صورت می پذیرد که حتی گاهی کمترین سطح حقوق حیوانات در طی مراحل اجرایی آنها رعایت نمی شود، خود معضل دیگری است که هر ساله جان حیوانات زیادی را می گیرد و البته با توجه به نتایج حاصله و کیفیت آن ها، اغلب می توان نتیجه گرفت که موجب اتلاف بودجه نیز می گردد.

    تعجب آور است که آمار رسمی اعلام شده ای از تعداد حیوانات مورد استفاده در ایران در دسترس نیست! البته هم اکنون به همت گروه IAVA (ایرانیان مخالف آزمایش روی حیوانات) این روند به سوی تغییر و بهبود رفته است. این گروه که نماینده ی ملی شبکه بین المللی آموزش با شفقت (اینترنیش) است، از سال 1388 فعالیت خود را با هدف اصلاح روند فعلی آموزش و پژوهش در علوم پزشکی و دامپزشکی کشور آغاز نمود و در این راستا اقدام به شرکت در همایش ها و کنگره های مرتبط، ترجمه کتاب های تخصصی، تهیه و توزیع مقالات و بروشورها، معرفی نرم افزارها و ابزار ها و تکنیک های جایگزین و روزآمد آموزشی کرده اند.

    اگرچه که در دانشکده های پزشکی و دامپزشکی کشور، همانند دانشکده ایالتی ایلینوی، آزمایشگاه مجازی برای نمایش تصاویر دو بعدی بصورت سه بعدی و به دنبال آن انجام مطالعات بالینی مجازی وجود ندارد و با وجود آن که در کشور ما همانند دانشگاه معتبر جان هاپکینز، فعالیت های گسترده و نوینی در زمینه ابداع، تولید، معرفی جایگزین های آموزشی وانتشار اخبار و اطلاعات مرتبط به حوزه های مختلف آلترناتیوها، آن هم در یک سایت کاملا تخصصی بنام altweb، صورت نمی گیرد، با این وجود فعالیت های امید بخشی هم اکنون در این زمینه در حال انجام است؛ برای مثال دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران به همت فعالین IAVA به تازگی اقدام به دریافت اجساد اهدا شده ی 3 سگ برای استفاده در آموزش آناتومی و تشریح سگ سانان نموده است و یا در تعدادی از دانشکده ها کارگروه های دانشجویی حمایت از حقوق حیوانات شکل گرفته است که به طور مدون اقدام به ترویج فرهنگ حیوان دوستی و اخلاق کار با حیوانات کرده اند.

    دانشجویان زیادی امروزه با اطلاع از وجود رابطه مستقیم میان سرطان های حلق، ریه و مجاری بینی با فرمالدهید که ماده اصلی فیکس کردن حیوانات است، خواستار استفاده از روش های نوین فیکس کردن مانند پلاستینیشن، تکنیک های جدیدتر فیکس کردن اجساد (نظیر تکنیک دکتر کومار دانشگاه تافتز یا پروفسور النادی دانشگاه قاهره) و یا جایگزینی نرم افزارهای آناتومی (نظیر برنامه های آناتومی مجازی سگ و آناتومی مجازی دانشگاه کولورادو) به جای روش های کلاسیک و ناکارآمد آموزشی هستند.

    دیگر وقت آن رسیده تا بپذیریم که رویکرد استفاده از مدل های حیوانی چه در آموزش و چه در پژوهش در موارد زیادی با خطا و اشتباهات و آثار جبران ناپذیری همراه است. باید عینک بدبینی خود را کنارزده و نقش پررنگ ژنومیکس و دانش نوپای پروتوژنومیکس را در پیشرفت و اعتلای دانش بشری باور کنیم. باید به نقش قدرتمند فارماکوژنومیکس در بازگرداندن شماری از داروهای جمع آوری شده از بازار دارویی به عرصه مصرف دوباره، ایمان آورد و این نوید را به بسیاری از مصرف کنندگان داروهای مذبور داد که به زودی بر اساس محتوای ژنوم افراد، داروهای مختلف تجویز خواهند شد و دیگر دلیلی ندارد که آنها به دلیل بروز مشکل در عده ای اندک از افراد به خاطر مصرف دارویی خاص در فاز بالینی، از مصرف همان دارو با وجود سازگاری کامل محروم شوند!

    زمان آن رسیده که از مقاومت کردن در برابر جانشین سازی دانش بیوانفورماتیک و دست آوردهای حاصل از آن مانند ANN (شبکه اعصاب مصنوعی) حذر نماییم.

    به گفته اریک هافر: “برای قدیمی ها، پدیده های جدید معمولا بد هستند” اما بد نیست که به خاطر داشته باشیم که تمام پروسه ی تولید انسولین انسانی، واکسن هپاتیت B، هورمون رشد انسانی، فاکتورهای انعقادی و … مشترکاً حاصل تحقیقات آزمایشگاهی انسان محور بوده است و یادآوری این مسئله می تواند انگیزه ای باشد تا از تغییر اهداف و وسایل رسیدن به آن ها هراس نداشته باشیم تا بتوانیم گامی نو در شروع رنسانسی دیگر برداریم وآغازگر تغییری باشیم که اثرات آن نوید بخش بهبود وضعیت درمانی جامعه خواهد بود.

    با برداشت و اقتباس از «کتاب به جای آزمایش روی حیوان»

    * دانشجوی دامپزشکی، فعال حقوق حیوانات، عضو گروه «ایرانیان مخالف آزمایش روی حیوانات» و منتخب تقدیر شده نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴

    _______________________________

    چرا انسان همچنان بر روی حیوانات آزمایش می کند؟!

    به مناسبت روز دامپزشکی: به رنج حیوانات عادت نخواهیم کرد؛ دلنوشته یک دانشجوی دامپزشکی حامی حقوق حیوانات

    بیانیه روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات/ اعلام منتخبان نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴

  • به مناسبت روز دامپزشکی: به رنج حیوانات عادت نخواهیم کرد؛ دلنوشته یک دانشجوی دامپزشکی حامی حقوق حیوانات

    به مناسبت روز دامپزشکی: به رنج حیوانات عادت نخواهیم کرد؛ دلنوشته یک دانشجوی دامپزشکی حامی حقوق حیوانات

    Animal-Rights-Watch-ARW-8555

    دیده بان حقوق حیوانات/ رکسانا سرابندی*: در راهرو سالن تشریح که قدم می زنم بوی فرمالین خاطرات ماه های اول دانشگاه را برایم زنده می کند. این بوی تند و بی رحم هنوز هم برایم مثل آخرین لحظات فیکس کردن حیوانات در این سالن سرد، زننده و نفرت انگیز است.

    هنوز هم آخرین نگاه های آن سگ مزرعه را که به بهای ناچیز به دانشکده فروخته شده بود به یاد دارم، هنوز هم نتوانسته ام آن بزغاله سیاه کوچک را که از شدت درد و شوک ناشی از بریدن شاهرگش ناله می کرد را از یاد ببرم. گاهی فکر می کنم که شاید اگر می توانست می گفت که تا چه حد از روپوش سفید ما وحشت دارد، شاید لازم بود که من هم می گفتم که چقدر از این سپیدی دلهره آور و شرایط موجود بی زارم، اما هیچ کس حرفی نزد، هیچ کس کاری نکرد، فقط نگاه کردیم، عده ای به بیچارگیش می خندیدند، عده ای با بی تفاوتی به سرخی خونش چشم دوخته بودند و عده ای هم مثل من بارها و بارها لب هایشان را گزیدند و دردرون خود، به حال تمام حیواناتی که قربانی روش های کهنه ی علم آموزی ما می شدند، اشک ریختند.

    دو سال اول دانشگاه من با بغض، دلهره و استرس دیدن هزاران باره ی چشمان ترسان و نا امید حیواناتی که از بخت بد برای کمک به ترویج علم انتخاب و قربانی می شدند؛ گذشت.

    فرمالین را نفس کشیدیم و سکوت کردیم، پذیرفتیم، ازیاد بردیم و عادت کردیم به سردرد های ناخوانده بعد از کار با لاشه های موجوداتی که روزی پر از عشق و امید به زندگی بودند اما اکنون، حتی با وجود فرمالینی که در رگ هایشان وجود داشت، گندیده اند.

    عادت کردیم که دیگر این سوال تکراری را نپرسیم که چرا می کشیم؟ که چرا نابود می کنیم؟ وقتی که صدها روش جایگزین دیگر وجود دارد.عادت کردیم که عادت کنیم به هر چیزی که با ارزش های انسانیمان هم سو نیست.

    اکثر ما امیدوار بودیم که با پایان یافتن کلاس های آناتومی، تمامی این اتفاق ها به پایان برسد، اما اشتباه می کردیم، تمام این صحنه ها را دیده بودیم تا کم کم وجدانمان به خواب رود، تا نادیده بگیریم، قوی باشیم و احساس نکنیم درد و رنجی را که رت های آزمایشگاهی هنگام بریدن دم و گوشهایشان حس می کنند.

    ساعت های مدیدی را در سالن های تشریح گذرانده بودیم تا وقتی بی دلیل و برای تکرار چندین باره ی یک آزمایش با نتیجه مشخص مجبور می شدیم این اسیران سپیدِ چشم سرخ را در محفظه های بزرگ اتر خفه کنیم با آرامش اسکالپل را به خط میانی شکمشان فشار دهیم و نترسیم از مشاهده ی ارگان هایی که سانت به سانتش را نه تنها ما، بلکه امثال ما هزاران بار دیده بودند. باید آزمایش می کردیم، باید می دیدیم تا مبادا چیزی از آنچه در سیلابس درسیمان تعریف شده، از قلم بیوفتد.

    وضع در مزارع پرورش و نگهداری دام ها بهتر از آنچه در سالن تشریح و آزمایشگاه ها تجربه کرده بودیم نبود. آنجا یاد گرفتیم تا بپذیریم که دام ها دارایی شخصی ما هستند، آنها به دنیا میایند تا در خدمت ما باشند، آنها برای ما پرورش میابند! آنجا آموختیم که اگربا دامی که به بیماری سختی که نیازمند صرف وقت و هزینه بسیار برای درمان بود، مواجه شدیم و تشخیص بر این بود که درمان به طور قطعی جواب نخواهد داد، تنها به یک را متوسل شویم، کشتارگاه!!

    من آموختم که در دامپزشکی مانند پزشکی برای نجات جان بیمارم تا لحظه ی آخر نباید بجنگم چون حتی اگر به کشتارگاه هم فرستاده شود باز هم برای هم نوعانم مفید خواهد بود. من آموختم پیش از آنکه دامپزشک باشم باید در جهت منافع انسانی عمل کنم!

    گاهی به فشار ناشی از انقباضات عضلات خلفی دام بر روی ساعدم که در واکنش به دردی بود که می کشید، فکر می کنم و از خودم می پرسم هیچ روش دیگری برای تشخیص آبستنی در یک دام  ماده وجود ندارد که دیگر مجبور نباشد چنین دردی را در هر آبستنی تحمل کند؟

    این درست از آن دست سوالاتیست که بارها و بارها در ذهن خیلی از ما می گذرد اما کمتر تلاشی برای یافتن پاسخش صورت می گیرد، شاید چون عادت کردیم که عادت کنیم به آنچه هست، هرچند که بد، زشت و یا دردآور باشد.

    اما خیلی از ما هنوز هم امیدواریم به آنچه که تغییرمی نامندش. هنوز هم برای ایجاد این تغییر تلاش می کنیم.

    ما باور نکردیم که برای کمک به حیوانات باید 6 سال و یا حتی بیشتر تعداد کثیری از آنها را قربانی کنیم. باور نکردیم که بهترین روش درآموزش جراحی انجام آن بر روی حیوان سالم  است وقتی که در حال حاضر 154 دانشگاه از 159 تای آنها در ایالات متحده، به جای جراحی های آسیب رسان روی حیوان سالم، از Alternative ها و روش های جایگزین استفاده می کنند.

    خیلی از ما نتوانستیم بپذیریم که کشتن بهترین راه فیکس کردن حیوانات برای آموختن آناتومیست، وقتی که در بسیاری از دانشکده های برتر دامپزشکی  از پلاستینه کردن و یا فیکس کردن اجساد اهدایی استفاده می شود.

    ما نتوانستیم عادت کنیم به آزمایش تکراری مشاهده ی اثر دارو های مختلف با دوز متغییر بر روی دام ها که نتایج آنها سالهاست که مشخص شده و تکرار آنها جز گذراندن ساعت های تعیین شده در آزمایشگاه حاصلی ندارد آنهم وقتی که نرم افزار های فارماکولوژی در بسیاری از کشور ها جایگزین این روش ها شده است.

    هرگز برای خیلی از ما کشتن رت ها عادی نمی شود، حتی اگر باور عموم بر این باشد که آنها موجوداتی بی ارزش با توان تولید مثلی بالا و دوره ی بلوغ کوتاه هستند و برای این تکثیر می شوند که عمرشان فدای تحقیق و پژوهش های عمدتاً تکراری شود.

    اگر هزاران بار دیگر هم به خیلی از ما ها بگویند که درمان عفونت سینوسی ناشی از شاخ بری غلط، هزینه بر،وقت گیر وبی نتیجه است بازهم تسلیم نخواهیم شد و به درمانمان ادامه خواهیم داد.

    شاید به خاطر تمام آن دامپزشکانی که هنوز هم زیر بار هیچ نوع جراحی زیبایی در پت ها ویاعقیم سازی های بی دلیل و غیر اصولی نمی روند است که، خیلی از ما هنوز هم به تغییر امیدواریم.

    ما خیلی وقت است که دیگر به کشتن عادت نمی کنیم و دیگر روش های قدیمی و منسوخ را نمی پذیریم.

    ما اینجاییم تا برای تغییر و بهبود شرایط تمام حیوان هایی که گاهی امیدی جز ما برای درمان شدن ندارند، تلاش کنیم.

    ما برای تغییر تلاش می کنیم، حتی اگر ده ها، 14 مهر دیگر هم از پس هم بگذرند چون ما آنقدر به تغییر امیدواریم که در انتظارآن 14 مهری هستیم که وقتی رسید، دیگر روپوش سپید ما، دلهره ای در نگاه هیچ بی زبانی ایجاد نکند.

    * دانشجوی دامپزشکی، فعال حقوق حیوانات، عضو گروه «ایرانیان مخالف آزمایش روی حیوانات» و منتخب تقدیر شده نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴