Subscribe: RSS Twitter

Animal-Rights-Watch-ARW-Sarabandi

دیده بان حقوق حیوانات/ رکسانا سرابندی*: بیش از دو قرن از آن روزی که توماس هنری هاکسلی، جانور شناس انگلیسی تشریح حیوانات را بهترین روش تدریس مفاهیم زیست شناسی می دانست، گذشته است اما هنوز هم تشریح حیوانات، بخصوص حیوانات آزمایشگاهی جزء لاینفک دروس رشته های پزشکی ، دامپزشکی و یا امثال آنهاست.
با وجود آنکه دو سده از قرن ۱۹ ام گذشته اما کماکان پیروان و دوستداران تفکر جالینوس، پدر آزمایش روی حیوانات، معتقدند که هر آنچه برای وی مفید و مطلوب بوده است قطعاً ما را هم به سمت و سویی نیک هدایت خواهد کرد.
از آن زمان که تنها را شناخت و درک ساختار بدن و ارگان ها تشریح سایر پستانداران بوده است، مدت مدیدی می گذرد که طی این همه سال با پیشرفت علم و تکنولوژی، بی فایده ترین راه برای دانستن دانشی که در گذشته بطور کامل تبیین شده، همین آزمایش و تشریح بر روی حیوانات است زیرا امروزه دیگر شناخت ماکروسکوپیک اندام ها و یا محل قرار گیری آنها دغدغه ی دانش پزشکی نیست آن هم در زمانیکه همه چیز در سطح ملکولی و درون سلولی بررسی می شود اما سوال اینجاست که چرا در قرن حاضر هنوز هم روش های منسوخی مثل آزمایش های طولانی مدت بر روی موش ها، میمون ها و یا تکرار هزاران باره ی تشریح روی پستاندارانی مثل سگ ها، انواع نشخوارکنندگان و تک سمی ها همچنان بصورت گسترده در مراکز علمی و تحقیقاتی، موسسات آموزش عالی و در صنایع داروسازی ادامه دارد؟
چرا با وجود تعداد زیاد نرم افزارها و فیلم های آموزشی که ساختار بدن انسان را با تکنیک های تصویر برداری پیشرفته ای مثل CT اسکن و MRI به خوبی در اختیار دانش پژوهان قرار می دهند هنوز هم در بسیاری از مدارس و حتی مراکز آموزش عالی از تشریح قورباغه برای یادگیری آناتومی و سازوکار بدن استفاده می شود؟ آیا تفاوت های فاحش در زیست شناسی بدن قورباغه با انسان مثل تفاوت در ساختار بافتی، سیستم گردش خون و ساختار متفاوت قلب ( وجود قلب سه حفره ای) کافی نیست تا بدانیم که این روش جز آزار و شکنجه ی یک موجود منفعت دیگری ندارد؟ حتی این تفاوت ها از مرز تفاوت های ماکروسکوپیک نیز گذشته و به جزییات عملکردی ارگانل ها و سلول ها میرسد، برای مثال یک قورباغه می تواند در صورت آسیب به عصب بیناییش تنها در مدت چند هفته عصب آسیب دیده را بازسازی کند و یا حتی می تواند از طریق پوستش نیز تنفس کند-که توانایی انجام هیچ کدام از اینها در انسان وجود ندارد- با این وجود متاسفانه نیمی از موارد تشریح آموزشی حیوانات بر روی قورباغه انجام می گیرد که این موضوع باعث آسیب به طبیعت هم می شود زیرا هیچ کدام از این قورباغه ها پرورشی نبوده و همه ی آنها از طبیعت گرفته می شوند که این خود موجب برهم خوردن تعادل زیست بوم ها و به وجود آمدن مشکلات عدیده ای مثل افزایش جمعیت حشرات، گسترش بیماری های منتقله از  حشرات و حتی تخریب مزارع می شود.

مواردی از این دست بسیار زیاد است با این وجود چه چیز تاکنون مانع توقف آزمایش روی حیوانات شده است؟
جواب آن تنها از چند کلمه تشکیل شده است؛ کلماتی مثل: تجارت، منفعت مالی، آسان و به صرفه بودن، ترفیع شغلی و یا علمی و کسب شهرت و مقام. بله، به همین سادگی! این کلمات به ظاهر آرام آنقدر قدرتمند هستند که باعث شده اند هر ساله بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون حیوان در سکوت خبری و با رضایت متولیان امر و حتی اهالی علم با روش های دردناک و غیر انسانی در شکنجه گاه هایی بنام آزمایشگاه مورد صد ها آزمایش که عمدتاً یا تکراری اند و یا هیچ سودی برای سلامت بشر و پیشرفت علم ندارند ،قرار بگیرند. برای درک بهتر این موارد می توان علت آزمایش های بی رویه روی حیوانات را در ۳ حوزه ی مهم انستیتو های تحقیقاتی ، مراکز آکادمیک و شرکت های سازنده مواد دارویی بررسی کرد:

۱٫    مراکز دانشگاهی: آنچه در ابتدای امر در این مراکز به چشم می خورد تبانی میان تامین کننده های هزینه های پژوهشی با این مراکز است. نمی توان به سادگی این موضوع را که آزمایش روی حیوانات یک روش آسان و قطعی برای کسب رتبه و اعتبار علمی دانشگاهیان است ،نادیده گرفت مهمتر آنکه این روش ها تضمین کننده ی دریافت بودجه های کلان پژوهشی برای محققین این پروژه هاست.
۲٫    مراکز علمی تحقیقاتی: تعداد زیادی از موافقان آزمایش روی حیوانات در این گروه جای می گیرند. این افراد معتقدند که این آزمایشات نقش مهمی در حفاظت از سلامت انسان ها دارد اما حقیقت امر اینست که به خوبی از بی نتیجه  و وقت گیر بودن آزمایشات و داده های حاصل از آن اطلاع دارند. بسیاری از این دانشمندان به دلایل زیادی حاضر به پذیرش این موضوع که آزمایشات حیوانی موجب عقب گرد در علم و بدست آمدن نتایج غلط بسیار در جامعه می شود، نیستند.
۳٫    شرکت های داروسازی: کفه ی موافقان آزمایش روی حیوانات توسط این ابر دانشمندان تاجر روز به روز سنگین تر می شود! هیچ چیز به اندازه ی آزمایش روی حیوانات برای این شرکت ها دارای صرفه ی اقتصادی نیست برای اثبات این حرف به آنچه در ژورنال Drug Discovery and Development  آمده است اشاره می کنم : “عمده هزینه هایی که شرکت های دارویی متحمل می شوند صرف کارآزمایی بالینی و بازاریابی می شود و مبلغی که صرف کشف اولیه و روند توسعه ی دارو می شود تنها در حدود ۵- ۲ درصد مجموع هزینه ها را به خود اختصاص می دهد.”

Animal-Rights-Watch-ARW-8561

قطعاً بر کسی پوشیده نیست که کشف و توسعه ی دارو حاصل آزمایشات مداوم و بی رحمانه با دز های غیر معمول و بررسی نتایج حاصل از آن در حیوانات آزمایشگاهی است.
آزمایش های حیوانی برای این گروه نه تنها سود آور است بلکه نوعی امنیت قضایی برای آنها ایجاد می کند، به این معنا که اگر داروی کشف شده در کارآزمایی بالینی و حتی در مراحل بعدی که عرضه به بازار مصرف است دارای عوارض جانبی بیشتر و یا عوارضی غیر از آنچه احتمالش را می دادند باشد، می توانند با تکیه و استناد بر نتایج حاصل از آزمایشات متعدد روی حیوانات از پاسخگویی به شکایات و یا پرداخت جریمه های گزاف سرباز زنند اما اینکه اهالی علم چگونه می توانند با وجود دانستن این موضوع که آزمایشات حیوانی منجر به نتایج غلط بسیار و وقوع عوارض جبران ناپذیر در مصرف عمومی می شود باز هم به فریب دادن افکار عمومی می پردازند خود جای سوال دارد! آیا سود اقتصادی دلیل موجهی برای از بین بردن و شکنجه ی طولانی مدت میلیون ها حیوان است؟ در مورد انسان ها چطور، منفعت مالی توجیه مناسبی برای تحمیل عوارض گسترده ی دارویی و هزینه مراقبت های بهداشتی پس از آن به مردم است؟ مدافعان آزمایش های حیوانی در توجیه این موضوع که در سال ۱۹۹۴ واکنش های ناخواسته ی دارویی چهارمین علت عمده مرگ و میر در ایالات متحده بوده است چه خواهند گفت؟

Animal-Rights-Watch-ARW-8563
تعمیم نتایج آزمایش بر روی مدل های حیوانی تا چه حد در جوامع انسانی کارامد است؟َ
آزمایش روی حیوانات حدود ۲۰۰ سال است که به بهانه های مختلف بصورت گسترده انجام می شود اما نتایج این آزمایشات تا چه حد قابل تعمیم به انسان هاست؟ برای یافتن پاسخ این سوال می توان نگاه کوچکی بر مفهوم شباهت های ژنومی داشت.
برطبق نظریه ی گونه زایی داروین تمامی گونه ها از یک نیای مشترک در روند تکامل مشتق شده اند به عبارتی در تمامی گونه ها اجزای تشکیل دهنده ی DNA  یکسان است و از طرفی تقریباً ریشه ی اکثر بیماری ها در ژن هایی نهفته شده که واحد ساختاریشان  DNA است ، همین چند جمله کافی است تا ما را به یکی از دو گروه موافقان و یا مخالفان آزمایش روی حیوانات ملحق کند.
بر طبق اعتقاد موافقان همین شباهت بالای ژنتیکی در ژنوم انسان و سایر حیوانات-برای مثال این شباهت در ژنوم انسان و شامپانزه ۹۹٫۴ درصد و بین ژنوم انسان و موش ۹۷٫۵ درصد است- دلیل موجهی برای شبیه دانستن عملکرد سلول های بدن انسان با آنهاست پس بر طبق این فرض انواع آزمایش بر روی حیوانات را برای دست یابی به پیشرفت در دانش پزشکی، مجاز می دانند اما علارغم این همه شباهت تفاوت های فاحشی در عملکرد ژن ها وجود دارد که دانشمندان علت آنرا نقش غالب ژن های تنظیم کننده بر ژن های ساختاری در گونه های مختلف می دانند، برای مثال نقض در یک ژن در انسان منجر به تومور چشمی در کودکان می شود ولی نقض در همان ژن منجر به سرطان مغز در موش ها می گردد.
به عبارتی تفاوت میان انسان و شامپانزه و یا موش-همه ی گونه ها- تنها به ساختار DNA بر نمی گردد  بلکه به نحوه ی تنظیم بیان ژن ها وابسته است.
در کتاب «به جای آزمایش روی حیوان» در خصوص بی ارزش بودن مدل های حیوانی چنین آمده است:
“تفاوت بسیار اندک در توالی و تنظیم ژن می تواند منجر به تفاوت های عمیق زیستی، فیزیولوژیک و دست یابی میان گونه ها می شود، این پایه ای ترین دلیل است که توضیح می دهد چرا مدل های حیوانی از مد افتاده وحتی خطرناک هستند. از آنجا که ارگانیسم های زنده سیستم پیچیده ای هستند و ارتباط آنها با هم بصورت غیر خطی است تسریع دادن نتایج آزمایش بین گونه ها ذاتاً غیر قابل پیش بینی است”

Animal-Rights-Watch-ARW-8562
آزمایش روی حیوانات تا چه حد به نفع خود آنهاست؟
برخی از افردی که مخالف کشتن سالانه ی میلیون ها حیوان برای آزمایشات و منافع انسانی هستند مقهور حربه ی عجیبی می شوند تحت این عنوان که آزمایش بر روی حیوانات در نهایت به نفع سایر گونه های حیوانی است! در این مواقع این افراد، به چهره ی مظلوم یک سگ دوست داشتنی و یا شیطنت توام یا لطافت یک گربه در کنار صاحبانشان فکر می کنند و نارضایتی سطحی خود را از شرایط موجود با گفتن جمله ای مثل: چاره ای نیست باید تعدادی از آنها برای داشتن زندگی بهتر سایر هم نوعانشان قربانی شوند، ابراز می کنند و سعی می کنند تمام آنچه را که بر سر حیوانات در آزمایشگاه ها می آید به کلی از یاد ببرند بلکه وجدانشان آرام بگیرد اما حقیقت بر خلاف آن چیزیست که تصور می کنیم.
خوش بینانه ترین حالت مستلزم پذیرفتن امر محالی مثل این موضوع است که نهاد های سلامت و عوامل دخیل در آن حاضر شده اند میلیاردها دلار را صرف تحقیق و پژوهش برای بهبود سطح سلامت حیوانات کنند اما با وجود این هم نمی توان باور کرد که آزمایش روی حیوانات به نفع خودشان است:
۱٫    اکثرمدل های حیوانی جاندارانی هستند که در ژنومشان تغییر ایجاد شده است و با همتایان خود هم تفاوت های بسیاری حتی در سطح سلولی دارند.
۲٫    اکثراین آزمایشات با دزبالایی از داروی مورد نظر در کوتاه ترین بازه ی زمانی به حیوان خورانده می شود که این موجب واکنش های فیزیولوژیک و پاتولوژیک شدید در آنها می گردد که این روش کاملاً متفاوت با روش های درمانی در حوزه ی دامپزشکی است. شاید این تفاوت به وسعت تخریب بدن با خمپاره در قیاس با آسیبی که ویروس سرماخوردگی به بدن وارد می کند، باشد.
۳٫    شرایط حیوانات مورد آزمایش در روند تهیه و کشف یک داروی جدید متفاوت با حیواناتیست که توسط دامپزشک درمان می شوند.
۴٫    در نهایت آنکه نتایج بیشتر مطالعات حیوانی به نام همان شرکت و یا واحد تحقیقاتی بصورت کاملاً انحصاری ثبت می شود و دسترسی سایر افراد نظیر دامپزشکان به این داده ها تقریباً غیر ممکن است.

Animal-Rights-Watch-ARW-8564
اما اگر هیچ کدام از دلایل ذکر شده در نقض ادعای مطرح شده وجود نداشت، آیا باز هم آسیب رساندن و کشتن یک حیوان برای نجات احتمالی حیوانی دیگر توجیه انسانی خواهد داشت؟
تعمیم این مورد به جوامع انسانی چگونه است؟ اگر گزینه آزمایش و کشتن انسان ها وجود دارد چرا در سالن های تشریح دانشکده های پزشکی از اجساد انسان های که به دلایلی مرده اند استفاده می شود؟
چرا با وجود آنکه بیش از ربع قرن از ابداع روش فیکس کردن اجساد حیوانات مرده توسط دکتر کومار گذشته است، هنوز هم سالن های تشریح با روح های سرگردان و مضطرب حیواناتی که بر خلاف میلشان برای علم آموزی کشته شده اند، پر می شود؟
چرا هنوز هم برای بررسی نوع خاصی از یک عارضه یا بیماری به جای بررسی آن در حیواناتی که این عارضه را دارند-برای مثال قطع نخاع شده اند- حیوان سالم دیگری را با روش های درد آور به همان عارضه دچار می کنند؟
هزاران چرای دیگر هست که منصفانه و عاقلانه بودن آزمایشات روی مدل های حیوانی را زیر سوال می برد.
در قرن ۲۱ام، در عصر شکوفایی علم و دانش کمترین نیاز ممکن را به مدل های حیوانی داریم چه در حوزه ی فعالیت برای سلامت انسان ها و چه در حوزه ی آموزش و پژوهش برروی حیوانات! امروزه به کمک روش های جایگزین می توانیم بیماری ها را در سطح ژن ها بررسی کنیم و با روش هایی نظیر ژنومیکس، پرتومیکس و … تا حد زیادی از آزمایش بر روی حیوانات بی نیاز شده ایم پس دلیل این همه وفاداری به روش های کهنه و منسوخ را نمی توان جز در جاه طلبی و منفعت طلبی بسیار صاحبان امر، تبلیغات دروغین و اثر گذاری غلط آنها بر باور مردم دانست!!

با برداشت و اقتباس از کتاب «به جای آزمایش روی حیوان»

* دانشجوی دامپزشکی، فعال حقوق حیوانات، عضو گروه «ایرانیان مخالف آزمایش روی حیوانات» و منتخب تقدیر شده نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴

_______________________________

به مناسبت روز دامپزشکی: به رنج حیوانات عادت نخواهیم کرد؛ دلنوشته یک دانشجوی دامپزشکی حامی حقوق حیوانات

بیانیه روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات/ اعلام منتخبان نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴

۱۲ Comments

  1. Ahmad rashki می‌گه:

    با سلام
    خدا قوت. مطالب شما کاملا به جا و آموزنده است. انشاا.. مراکز علمی کشور با الهام از روش های تحقیقاتی جدید و رعایت حقوق حیوانات گام های مهمی بردارند. تلاش شما دانشجویان دلسوز می تواند در جهت معرفی تکنولوژی جدید جایگزینی بسیار موثر باشد.
    موفق باشید

  2. دکتر داوری می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید
    مطالب شما بسیار جای تفکر و تعمق دارد و می تواند تلنگری بر جامعه گسترده دامپزشکی جهت اصلاح روشهای تحقیقی باشد. امید است با فعالیت و نوآوری شما دانشجویان با انگیزه، این امر در آینده ای نزدیک محقق گردد.
    با آرزوی توفیق روز افزون

  3. محمد براري می‌گه:

    مطالب شما بسیار عالی بود خانم دکتر.امیدوار هستم که با تلاش شما و دیکر همکاران در این عرضه شاهد بهبود وضعیت کنونی بشیم.واقعا آزمایش های بی دلیل روی حیوانات در تناقض با اخلاق و رفتار و انسانیت هست.موفق باشید

  4. مهران (پزشک) می‌گه:

    باسلام
    سرکار خانم سرابندی ضمن تشکر از مقاله شما که زاویه علمی در راستای حمایت از حقوق حیوانات را انتخاب نموده است. بنده علاقه ای به خواندن و یا پاسخ دادن به مطالب اینچنینی ندارم اما یکی از دوستان طی ایمیلی خواستار این بودند که نظرم را نسبت به این نوشتار بنویسم.
    قبل از هرچیز باید بگویم بنده استاد دانشگاه علوم پزشکی و در چهلمین سال سابقه کار در این کسوت می باشم. پزشکی عمومی، تخصص و دوره پست دکترای خود را در انگلستان و کانادا بصورت پیوسته گذرانیده و به روند آموزش در دانشگاه های علوم پزشکی داخل و خارج از کشورکاملا واقفم. ضمن رعایت ادب با توجه به رشته حضرتعالی که زیرمجموعه وزارت علوم بوده به استحضار می رسانم آنچه در وزارت علوم ورشته دامپزشکی، فیزیولوژی دام، تعذیه دام و هکذا در خصوص کار یا حیوانات آزمایشگاهی می دانند، انجام میدهند و در حال روی دادن است مطلقا با سازو کارهای علمی همخوانی ندارد! به عنوان مثال در دانشگاه های تابعه وزارت علوم مثلا رشته فیزیولوژی دام در مقطع تحصیلات تکمیلی به کرات به دانشگاه هایی مجوز فعالیت داده اند که حتی یک دکترا در رشته مذکور نداشته اند! در حالیکه رشته پزشکی فیزیولوژی انسانی تنها در شرایطی که تمام آزمایشگاه های مرتبط وجود داشته باشد و در گروه فیزیولوژی دانشگاه مذکور حداقل دو دانشیار رشته فیزیولوژی وجود داشته باشند اخذ رشته ارشد امکان پذیر است. این مثالی بود تا بخوانید حدیثی کامل از این مجمل…لذا بر شما خرده ای نیست که یکسره تحقیقات پزشکی، فارماکولوژی، ژنتیکی و …را بی فایده بخوانید. چون حقیقتا تحقیقیاتی که در ایران در دانشگاه های وزارت علوم در این حوزه ها و با استفاده از حیوانات آزمایشگاهی انجام می شود نه همه بلکه اکثرا فاقد توجیه علمی هستند.
    در خصوص این مطلب که تشریح حیوانات جز لاینفک رشته های پزشکی است این مدعا مطلقا صحت ندارد! از سال ۱۵۱۴ میلادی که وسالیوس علم تشریح انسان را بنا نهاد این عقیده را جا انداخت که؛ شناخت آناتومی بدن انسان فقط با تشریح ساختارهای بدن ممکن است و این روش را را به یادگیری آناتومی از روی بدن حیوانات (اشتباهی که سیزده قرن پیش از آن توسط رومیان و یونانیان پایه گذاری شده بود) ترجیح می داد. از اینرو در هیچ دانشگاه علوم پزشکی کشور از زمان بدو تاسیس در سالهای دهه ۳۰ تا کنون تشریح حیوانات برنامه درسی نبوذه و نیست.
    اما در رشته های وزارت علوم و حتی آموزش و پرورش معمول است که کاملا غلط و در موارد بسیاری ضرورتی نست. مثلا در کتاب جنین شناسی که جهت دبیران زیست شناسی تدریس می شود ساختار جنسی-تولید مثلی تمام حیوانات و جانداران بدیع نظیر توتیای دریایی و…توضیح داده شده بجز انسان! از اینروست که معلمان زیست شناسی تربیت یافته در این سیستم آگاهی های اولیه از یک سیکل جنسی زنانه نیز ندارند! که این مشکل به تدوین طرح درسها ی این سازمانها بر می گردد.
    از سالهای ۱۹۷۰ همزمان با فعالیت های گسترده خانم Ingrid Newkirk و نگارش کتابهای مختلف نظیر Making Kind choices و یا Simple Acts of Kindness to Help Animals in Trouble وتاسیس بزرگترین انجمن حمایت از حقوق حیوانات PETA و برگزاری گردهمایی های اعتراض آمیز در سراسر دنیا، بحث اخلاق در کار با حیوانات آزمایشگاهی وارد حوزه جدید و با رویکرد پاسخگویی به اذعان عموم شد. هرچند قبل از تولد ایشان بحث اخلاق کار با حیوانات آزمایشگاهی شدیدا در دستور کار بوده و دو دانشمند معزز Russell and Burch که حقیر افتخار کسب معرفت از کلاس های درس هر دو عزیز را داشتم اصل ۳R را بنانهادند که مبنای آن:Replace،Refine and Reduce است یعنی در درجه اول تحقیقات روی حیوان با تحقیقات سطح یک و دو یعنی مواد شیمیایی و یا تحقیقات سلولیIN VITRO و یا بی مهرگان جایگزین شود اگر این امکان وجود نداشت (در بسیاری از تحقیقات وجود دارد) از حیوان آزمایشگاهی پستاندار استفاده شود سپس اصل دوم پایش و اصلاح متدلوژی تحقیق را در حدی که کمترین رنج و آزار مورد توجه حیوان قرار گیرد و سومین اصل استفاده از حداقل حیوان ممکن است . این اصل در تمام انیستیتو های معتبر داخلی و خارجی بشدت رعایت می شود. سپس بیانیه های مهم هلسینکی انجام شد که منجر به مدون نمودن اصول اخلاقی کار با نمونه های انسانی و حیوانی در تحقیقات پزشکی شد. هم اکنون تمام تحقیقات حوزه حیوانی و انسانی می بایست توسط کمیته اخلاق بررسی، مصوب و سپس اجرا شوند این امر به حدی مهم و غیر قابل اغماض است که کثرت ژورنال های معتبر دنیا کد اخلاق و بخش Principle and guide in use and care of animal را به عنوان بخشهای لاینفک مقاله می خواهند.یک خونگیری ساده، تزریق، گاواژ و…دارای پروتکل هایی است که تماما جنبه های اخلاقی در آن رعایت شده است و حال بی دانشی ما از آن پروتکل ها دلیلی بر این نمی شود که ما اصل کار را زیر سوال ببریم. در حرفه پزشکی اخلاق به وجدان پزشک واگذار شده است حال اگر بگوییم چه کس رعایت می کند یا نه این به وجدان و توان فرد بستگی دارد اما این موارد به درستی پیش بینی شده و اجرا شده و می شود.
    متاسفانه عوام که غالبا جوانان بیکار و بی دانش هستند بدنبال مسئله ای برای ابراز وجود هستند. برای مثال در سال ۲۰۱۲ شاهد تحسن تعدادی عوام بی دانش در کشور مالزی بودیم که خواستار متوقف شدن هر گونه کار در آزمایگاه های این کشور بر روی حیوانات آزمایشگاهی بودیم و در سال های ۲۰۰۴، ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ در کشور ایالات متحده دانشمندان حوزه تحقیقات بر روی حیوانات آزمایشگاهی مورد ترور قرار گرفته وحتی یک آزمایشگاه مهم در یکی از ایالات به آتش کشیده شد. همه اینها منجر به صدور بیانیه ای از سوی American Societies for Experimental Biology در مارس ۲۰۱۴ شد که عنوان گردید:The Threat of Extremism to Medical Research: Best Practices to Mitigate Risk through Preparation and Communication که بی دانشی را مسبب ایجاد این فعالیتهای افراطی دانشته است. موضوع سلامت انسان ها مهمترین موضوع در جهان هستی است . نباید آنرا دستمایه پتیشن ها و کمپین ها و امثالهم نماییم. افرادی که با حیوانات آزمایشگاهی کار می کنند از جمله افراد درجه یک جامعه هستند و این اطمینان وجود دارد که اصول اخلاقی موجود و مورد اجراست که مهمترین ضمانت اجرایی آن اساس نامه های انیستیتو ها و وجدان محققین است.
    بحث تحقیقات سلولی و مولکولی به عنوان جایگزین تحقیقات حیوانات آزمایشگاهی مطلقا صحیح نیست. بسیار ترکیبات موثر تا کنون شناخته شده اند که در سلول IN VITRO جواب داده اما در IN VIVO جواب نداده اند و حتی بعضا در IN VIVO سبب مرگ شده اند. پروسه Safety evaluation در بحث Drug delivery موضوع آنقدر با اهمیتی است که FDA برای به تایید رساندن یک دارو آنچنان پروسه های سنگینی را مطرح نموده است که بعضا انجام آنها چند ده میلیون دلار و حتی میلیارد دلار هزینه بر است و مسلما این هزینه بسیار بیشتر از آن هزینه ای است که صرف کشف یک دارو شده است وزمانی که سخن از سلامت انسانهاست این هزینه ها توجیه پذیر است. داروی ضد سرطان تاکسول که مشتق گیاهی است تا زمانی که به شکل کنونی در آمده تمام این پروسه ها را از محیط IN VITRO،INVIVO کلینیکال و ….گذرانیده است. از اینروست که مجوز مصرف جهانی دارد. در حالیکه داروی تگرتول در زمان تایید پروسه کامل ارزیابی را طی ننمود و این باعث شد اکنون هزاران کودک دچار نقص مادرزادی در دنیا با رنج و محنت زندگی کنند. امروزه استفاده از حیوانات برای تست های اقلام آرایشی زنانه بیشترین انتقادها را از آن خود دارد که کما بیش من نیز موافقم اما در پزشکی و سلامت اهمیت موضوع ضرورت انجام آنها را ایجاب می کند.
    جوان ارجمند سخنان مرا به عنوان یک ندای مخالف نینگارید. نوشتار شما شایسته ستایش است اما شما احاطه به موضوع آنچه بایسته است ندارید. موضوع بهداشت و سلامت مهمترین مبحث جامعه است نباید موضوع خودنمایی ها و ارائه افاضات شود. ما می توانیم با گزارش تخلفات اخلاقی در هر انیستیتوی که شاهد آن هستیم این مشکل را برطرف کنیم . این بهتر از آن است که یکسره تمام کارها را بی مقدار، بی ارزش و پوچ تلقی کنیم.
    در نتیجه گیری اینطور می توان نگاشت که استفاده از حیوانات آزمایشگاهی در پروسه تحقیقات پزشکی اجتناب ناپذیر است و تاکنون هیچ جایگزین بهتری که همتای آن کارآیی داشته باشد یافت نشده است. اما می توان برخی مطالعات تکراری، کم ارزش و یا با مدل های اشتباه را اصلاح، بازبینی و یا صرف نظر نمود.

    در پایان جمله ای که به دانشجویان ومحققین همواره می گویم را اینجا نیز اشاره می کنم: حقوق انسانها و حیوانات برابر است اما رفاه حیوانات آزمایشگاهی بر رفاه انسانی در تحقیقات ارجحیت دارد
    Animal Rights VS. Animal Welfare,
    Animals and man shared equal right –personhood for animal
    but in animal welfare Man has an obligation to protect the welfare of animals

  5. کوشان مهران می‌گه:

    باسلام
    سرکار خانم سرابندی ضمن تشکر از مقاله شما که زاویه علمی در راستای حمایت از حقوق حیوانات را انتخاب نموده است. بنده علاقه ای به خواندن و یا پاسخ دادن به مطالب اینچنینی ندارم اما یکی از دوستان طی ایمیلی خواستار این بودند که نظرم را نسبت به این نوشتار بنویسم.
    قبل از هرچیز باید بگویم بنده استاد دانشگاه علوم پزشکی و در چهلمین سال سابقه کار در این کسوت می باشم. پزشکی عمومی، تخصص و دوره پست دکترای خود را در انگلستان و کانادا بصورت پیوسته گذرانیده و به روند آموزش در دانشگاه های علوم پزشکی داخل و خارج از کشورکاملا واقفم. ضمن رعایت ادب با توجه به رشته حضرتعالی که زیرمجموعه وزارت علوم بوده به استحضار می رسانم آنچه در وزارت علوم ورشته دامپزشکی، فیزیولوژی دام، تعذیه دام و هکذا در خصوص کار یا حیوانات آزمایشگاهی می دانند، انجام میدهند و در حال روی دادن است مطلقا با سازو کارهای علمی همخوانی ندارد! به عنوان مثال در دانشگاه های تابعه وزارت علوم مثلا رشته فیزیولوژی دام در مقطع تحصیلات تکمیلی به کرات به دانشگاه هایی مجوز فعالیت داده اند که حتی یک دکترا در رشته مذکور نداشته اند! در حالیکه رشته پزشکی فیزیولوژی انسانی تنها در شرایطی که تمام آزمایشگاه های مرتبط وجود داشته باشد و در گروه فیزیولوژی دانشگاه مذکور حداقل دو دانشیار رشته فیزیولوژی وجود داشته باشند اخذ رشته ارشد امکان پذیر است. این مثالی بود تا بخوانید حدیثی کامل از این مجمل…لذا بر شما خرده ای نیست که یکسره تحقیقات پزشکی، فارماکولوژی، ژنتیکی و …را بی فایده بخوانید. چون حقیقتا تحقیقیاتی که در ایران در دانشگاه های وزارت علوم در این حوزه ها و با استفاده از حیوانات آزمایشگاهی انجام می شود نه همه بلکه اکثرا فاقد توجیه علمی هستند.
    در خصوص این مطلب که تشریح حیوانات جز لاینفک رشته های پزشکی است این مدعا مطلقا صحت ندارد! از سال ۱۵۱۴ میلادی که وسالیوس علم تشریح انسان را بنا نهاد این عقیده را جا انداخت که؛ شناخت آناتومی بدن انسان فقط با تشریح ساختارهای بدن ممکن است و این روش را را به یادگیری آناتومی از روی بدن حیوانات (اشتباهی که سیزده قرن پیش از آن توسط رومیان و یونانیان پایه گذاری شده بود) ترجیح می داد. از اینرو در هیچ دانشگاه علوم پزشکی کشور از زمان بدو تاسیس در سالهای دهه ۳۰ تا کنون تشریح حیوانات برنامه درسی نبوذه و نیست.
    اما در رشته های وزارت علوم و حتی آموزش و پرورش معمول است که کاملا غلط و در موارد بسیاری ضرورتی نست. مثلا در کتاب جنین شناسی که جهت دبیران زیست شناسی تدریس می شود ساختار جنسی-تولید مثلی تمام حیوانات و جانداران بدیع نظیر توتیای دریایی و…توضیح داده شده بجز انسان! از اینروست که معلمان زیست شناسی تربیت یافته در این سیستم آگاهی های اولیه از یک سیکل جنسی زنانه نیز ندارند! که این مشکل به تدوین طرح درسها ی این سازمانها بر می گردد.
    از سالهای ۱۹۷۰ همزمان با فعالیت های گسترده خانم Ingrid Newkirk و نگارش کتابهای مختلف نظیر Making Kind choices و یا Simple Acts of Kindness to Help Animals in Trouble وتاسیس بزرگترین انجمن حمایت از حقوق حیوانات PETA و برگزاری گردهمایی های اعتراض آمیز در سراسر دنیا، بحث اخلاق در کار با حیوانات آزمایشگاهی وارد حوزه جدید و با رویکرد پاسخگویی به اذعان عموم شد. هرچند قبل از تولد ایشان بحث اخلاق کار با حیوانات آزمایشگاهی شدیدا در دستور کار بوده و دو دانشمند معزز Russell and Burch که حقیر افتخار کسب معرفت از کلاس های درس هر دو عزیز را داشتم اصل ۳R را بنانهادند که مبنای آن:Replace،Refine and Reduce است یعنی در درجه اول تحقیقات روی حیوان با تحقیقات سطح یک و دو یعنی مواد شیمیایی و یا تحقیقات سلولیIN VITRO و یا بی مهرگان جایگزین شود اگر این امکان وجود نداشت (در بسیاری از تحقیقات وجود دارد) از حیوان آزمایشگاهی پستاندار استفاده شود سپس اصل دوم پایش و اصلاح متدلوژی تحقیق را در حدی که کمترین رنج و آزار مورد توجه حیوان قرار گیرد و سومین اصل استفاده از حداقل حیوان ممکن است . این اصل در تمام انیستیتو های معتبر داخلی و خارجی بشدت رعایت می شود. سپس بیانیه های مهم هلسینکی انجام شد که منجر به مدون نمودن اصول اخلاقی کار با نمونه های انسانی و حیوانی در تحقیقات پزشکی شد. هم اکنون تمام تحقیقات حوزه حیوانی و انسانی می بایست توسط کمیته اخلاق بررسی، مصوب و سپس اجرا شوند این امر به حدی مهم و غیر قابل اغماض است که کثرت ژورنال های معتبر دنیا کد اخلاق و بخش Principle and guide in use and care of animal را به عنوان بخشهای لاینفک مقاله می خواهند.یک خونگیری ساده، تزریق، گاواژ و…دارای پروتکل هایی است که تماما جنبه های اخلاقی در آن رعایت شده است و حال بی دانشی ما از آن پروتکل ها دلیلی بر این نمی شود که ما اصل کار را زیر سوال ببریم. در حرفه پزشکی اخلاق به وجدان پزشک واگذار شده است حال اگر بگوییم چه کس رعایت می کند یا نه این به وجدان و توان فرد بستگی دارد اما این موارد به درستی پیش بینی شده و اجرا شده و می شود.
    متاسفانه عوام که غالبا جوانان بیکار و بی دانش هستند بدنبال مسئله ای برای ابراز وجود هستند. برای مثال در سال ۲۰۱۲ شاهد تحسن تعدادی عوام بی دانش در کشور مالزی بودیم که خواستار متوقف شدن هر گونه کار در آزمایگاه های این کشور بر روی حیوانات آزمایشگاهی بودیم و در سال های ۲۰۰۴، ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ در کشور ایالات متحده دانشمندان حوزه تحقیقات بر روی حیوانات آزمایشگاهی مورد ترور قرار گرفته وحتی یک آزمایشگاه مهم در یکی از ایالات به آتش کشیده شد. همه اینها منجر به صدور بیانیه ای از سوی American Societies for Experimental Biology در مارس ۲۰۱۴ شد که عنوان گردید:The Threat of Extremism to Medical Research: Best Practices to Mitigate Risk through Preparation and Communication که بی دانشی را مسبب ایجاد این فعالیتهای افراطی دانشته است. موضوع سلامت انسان ها مهمترین موضوع در جهان هستی است . نباید آنرا دستمایه پتیشن ها و کمپین ها و امثالهم نماییم. افرادی که با حیوانات آزمایشگاهی کار می کنند از جمله افراد درجه یک جامعه هستند و این اطمینان وجود دارد که اصول اخلاقی موجود و مورد اجراست که مهمترین ضمانت اجرایی آن اساس نامه های انیستیتو ها و وجدان محققین است.
    بحث تحقیقات سلولی و مولکولی به عنوان جایگزین تحقیقات حیوانات آزمایشگاهی مطلقا صحیح نیست. بسیار ترکیبات موثر تا کنون شناخته شده اند که در سلول IN VITRO جواب داده اما در IN VIVO جواب نداده اند و حتی بعضا در IN VIVO سبب مرگ شده اند. پروسه Safety evaluation در بحث Drug delivery موضوع آنقدر با اهمیتی است که FDA برای به تایید رساندن یک دارو آنچنان پروسه های سنگینی را مطرح نموده است که بعضا انجام آنها چند ده میلیون دلار و حتی میلیارد دلار هزینه بر است و مسلما این هزینه بسیار بیشتر از آن هزینه ای است که صرف کشف یک دارو شده است وزمانی که سخن از سلامت انسانهاست این هزینه ها توجیه پذیر است. داروی ضد سرطان تاکسول که مشتق گیاهی است تا زمانی که به شکل کنونی در آمده تمام این پروسه ها را از محیط IN VITRO،INVIVO کلینیکال و ….گذرانیده است. از اینروست که مجوز مصرف جهانی دارد. در حالیکه داروی تگرتول در زمان تایید پروسه کامل ارزیابی را طی ننمود و این باعث شد اکنون هزاران کودک دچار نقص مادرزادی در دنیا با رنج و محنت زندگی کنند. امروزه استفاده از حیوانات برای تست های اقلام آرایشی زنانه بیشترین انتقادها را از آن خود دارد که کما بیش من نیز موافقم اما در پزشکی و سلامت اهمیت موضوع ضرورت انجام آنها را ایجاب می کند.
    جوان ارجمند سخنان مرا به عنوان یک ندای مخالف نینگارید. نوشتار شما شایسته ستایش است اما شما احاطه به موضوع آنچه بایسته است ندارید. موضوع بهداشت و سلامت مهمترین مبحث جامعه است نباید موضوع خودنمایی ها و ارائه افاضات شود. ما می توانیم با گزارش تخلفات اخلاقی در هر انیستیتوی که شاهد آن هستیم این مشکل را برطرف کنیم . این بهتر از آن است که یکسره تمام کارها را بی مقدار، بی ارزش و پوچ تلقی کنیم.
    در نتیجه گیری اینطور می توان نگاشت که استفاده از حیوانات آزمایشگاهی در پروسه تحقیقات پزشکی اجتناب ناپذیر است و تاکنون هیچ جایگزین بهتری که همتای آن کارآیی داشته باشد یافت نشده است. اما می توان برخی مطالعات تکراری، کم ارزش و یا با مدل های اشتباه را اصلاح، بازبینی و یا صرف نظر نمود.

    در پایان جمله ای که به دانشجویان ومحققین همواره می گویم را اینجا نیز اشاره می کنم: حقوق انسانها و حیوانات برابر است اما رفاه حیوانات آزمایشگاهی بر رفاه انسانی در تحقیقات ارجحیت دارد
    Animal Rights VS. Animal Welfare,
    Animals and man shared equal right –personhood for animal
    but in animal welfare Man has an obligation to protect the welfare of animals

    • روشنایی می‌گه:

      بنظر میرسد که نویسنده محترم اطلاعی از غیرقابل تعمیم بودن نتایج حاصل از انجام animal experimentation به انسان ها ندارند.
      ایشان و علاقمندان به این بحث را به مطالعه کتاب (( به جای آزمایش روی حیوان)) از انتشارات دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات (شماره مرکز پخش ۴۴۸۶۵۱۱۱ )ارجاع می دهم.
      پس از مطالعه این کتاب آماده به بحث در این خصوص در فضای مجازی و یا جلسه حضوری می باشیم.
      گروه مخالفان آزمایش روی حیوانات
      دکتر روشنایی

  6. کوشان مهران می‌گه:

    درود به همگی

    برای من همواره این پرسش مطرح بوده که با پیشرفت هایی که در پزشکی ورشته های مرتبط با آن انجام گرفته است آیا امکان دست کشیدن از تشریح گونه های جانوری وجود دارد ویا خیر.

    بدین منظور دوستی گرامی وپزشکی طبیعت دوست پس از ارسال این گزارش پاسخی کافی و وافی برای من فرستادند که دریغم آمد دیگر خوانندگان از آن بی بهره بمانند.

    پیشنهاد می نمایم دیگر خوانندگان که دستی در پزشکی دارند نیز دیدگاه های خویش را درباره لزوم تشریح جانوران برای مقاصد گوناگون به دیده بان گرامی ارسال فرمایند.

    بجای مرده باد و زنده باد و اشک ریختن های دروغین و کف زدن های فریبنده بیاییم و با همبرپایه دانش و تجربه گفتگو نماییم.

  7. حمید در جواب مهران کوشان ! می‌گه:

    جناب آقای مهران کوشان عزیز
    من باید بگویم که واقعا برای خودم و حتی دانشجویان شما بخاطر داشتن اینچنین استادی متاسفم که در کشوری زندگی می کنم که انسانهایی همچون شما که به اصطلاح نام دکتر را متاسفانه یدک میکشید ،وجود دارد.
    با یک روانشناسی ساده میتوان از ابتدای حرفهایتان فهمید که شما هم در طول زندگی خود همانند بسیاری از جوانان از آندسته انسانهایی بوده و متأسفانه هستید که از مدرک و تخصص جز نام آن و به رخ کشیدن انسانهای دیگر در پی چیز دیگری نبوده و نیستید.انسانهای بی سوادی که تنها افتخارشان گرفتن مدرک از خارج از کشور و … می باشد.واضح و مبرهن است که فردی که اینچنین رویکردی در طول زندگی خود داشته است هرگونه فعالیت یا انتشار مقاله را صرفا و صرفا به خودنمایی جوانان منتسب کرده و هیچگونه انگیزه ی دیگری در آن نمی بیند،حتی اگر آن متون برگرفته و اقتباس از کتابهای چند صد صفحه ای که ذکر شده باشد که می تواند از جهاتی برای افراد تنبلی مثل شما که حاضر به خواندن آنها نیستید مفید باشد!
    بنده ی حقیر شک دارم که این متن را حتی خوانده باشید و مستقیما به قسمت نظرات آمده باشید.برای همه ی ایرانیان متاسفم که انسان کم سوادی مثل شما که بجای نوشتن تحصن،تحسن!می نویسد دست به قلم برده و نوشته های دیگران را نقد مینماید و متأسفانههمه را به کیش خود انگاریده و کم سواد و در رویای شهرت خطاب می نماید.
    دوست عزیز ،بنده هم در انتها نتیجه گیری می نمایم و پیشنهاد می نمایم بهتر است ابتدا روی علم و سواد خود کار کنید( نه صرفا به مدرکتان از خارج از کشور بسنده کنید ) و بعد از آن در فکر نقد کار دیگران باشید.ثانیا هنگام نقد یک متن تنبلی را کنار گذاشته و متن را کامل بخوانید.ثالثا متونی که برگرفته از کتابهای معتبر می باشد را صرفا به پای اقتباس کننده ی آن نگذاشته و به خود اجازه ندهید صرفا بدلیل داشتن مدرک ! حتی از خارج از کشور آنرا ردنمایید.
    و در آخر این نکته را در ذهن داشته باشید هنوز هم انسان هایی وجود دارند که وجدانشان بیدار است و با تمام وجود در جهت احقاق حقوق دیگران و حتی حیوانات که از نظر جنابعالی بی ارزش هستند قدم بر می دارند هر چند انسانهایی نظیر شما آنرا خودنمایی و رسیدن به شهرت تعبیر می کنند!
    امیدوارم سایت وزین دیده بان بدون سانسور مطالب بنده را که میتواند حرف دل خیلی ها باشد را منتشر نماید.
    با تشکر

    • کوشان مهران می‌گه:

      حمید گرامی و آکنده از احساسات پاک ومعصومانه

      درود

      من پزشک نیستم و این پرسش برای خود من نیز مطرح شده بود که با توجه به پیشرفت های گسترده در دانش پزشکی آیا هنوز هم باید از جانوران برای انجام آزمایش استفاده نمود ویا خیر.

      برای همین این متن را برای یک دوست گرامی پزشک ارسال نمودم و ایشان نیز پاسخی مفصل را برای من فرستادند که اکنون مشاهده می فرمایید.

      امیدوارم دیگر پزشکان نیز دیدگاه خویش را در این مورد مهم ارسال نمایند.

  8. شیلا می‌گه:

    واقعا یکی از بهترین مقاله هایی بود که تا حالا خونده بودم.خیلی ممنونم از گرداورندگان این مقاله.

  9. آمیتیس می‌گه:

    با سلام مرسی بابت مطلب جامع و کاملتون

  10. ali می‌گه:

    از این همه ظلم در حق حیوانات مظلوم خیلی متاسفم و کاری هم از دستم بر نمیآید

Leave a Reply


© ۸۳۷۱ دیده بان حقوق حیوانات – ایران · Subscribe: RSS Twitter · Animal Rights Watch - IRAN