Subscribe: RSS Twitter

دیده بان حقوق حیوانات:گروه مخالفین گونه گرایی با ارسال یادداشتی اقدام به پاسخ گویی به نوشته «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!» کرده اند که در زیر می خوانید:

چندی پیش توسط آقای سپهر سلیمی (فعال محیط زیست و حمایت از حیوانات) مطلبی با عنوان «دوستداران حیوانات، لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!» منتشر شد. از آنجایی که گروه «ایرانیان مخالف گونه گرایی» برای اعلام موجودیت خود اقدام به فعالیتهایی در زمینه ی مخالفت با خرید و فروش ماهی قرمز نموده است خود را ملزم می دانیم که نظر خود را پیرامون مطلب نگاشته شده توسط آقای سلیمی اعلام نماییم. بدیهی است که جدی شدن بحث در بین فعالین نشان از اهمیت موضوع برای دو طرف دارد.همانطور که آقای سلیمی نیز عنوان کردند اختلاف نظر کاملا طبیعی است و در پایان انتخاب به عهده ی خوانندگان.
در ابتدا لازم میدانم که براین نکته تاکید نمایم که بعد از مطرح شدن طرح تحریم خرید و فروش ماهی قرمز توسط گروه های حامی حقوق حیوانات (و نه صرفا حامی حیوانات) تمام این گروه ها همواره مخالفت خود را با شایعه ی بیماری زا بودن ماهی قرمز بیان کرده اند. همچنین این گروه ها با بیان صریح دلایل خود برای مخالفت با این صنعت همواره جهت گیری خود را از سایر گروه ها جدا کرده اند.

جو گل آلود قانونی و ماهی گیری رسانه های حیوان ستیز
در این مورد که بعضا رسانه هایی که خود در تبلیغ علیه حیوانات نقش داشته اند کاملا با جناب سلیمی موافق هستیم اما توجه به چند نکته را نیز لازم میدانیم :
۱_در هر خبر گزاری افرادی با تفکرات متفاوت مشغول به کار هستند که بعضی میتوانند مخالف و بعضی موافق حمایت از حیوانات باشند و نمی شود به دلیل درج چند مطلب یک خبر گزاری را موافق و یا مخالف حمایت از حیوانات دانست. حتی اگر فرض بر جعل عنوان حمایت از حیوانات توسط گروه های مذکور را فرض قرار دهیم باز هم غیر منطقی است که فعالین حمایت از حقوق حیوانات را مقصر رفتارهای نادرست دیگران در گذشته بدانیم.
بدیهی است که هر گروه با توجه به تفکرات خود اقداماتی را انجام میدهد. اگر گروهی با جعل عنوان حمایت از حیوانات (و احتمالا به قصد دیگری) اقدام به تبلیغ برای عدم خرید و فروش ماهی قرمز می نماید خود باید پاسخگوی این دروغگویی باشد و نه گروه های حمایت از حیوانات. حال آنکه خبرگزاری های مورد بحث گاها در رابطه با حمایت از حیوانات نیز مطلب درج کرده اند.
۲_همانطور که در ابتدا نیز ذکر شد گروه های حمایت از حقوق حیوانات خود جزو مخالفان شایعه ی بیماری زا بودن ماهی قرمز بودند و دور از انصاف است که سابقه ای ناروا به آنها نسبت داده شود.

همچنین در مبحث غیر ایرانی بودن ماهی قرمز هنوز مطالعات مشخصی انجام نگرفته و نمیتوان دقیقا مشخص کرد که آیا این رسمی باستانی است یا خیر اما دلیل شما برای بیان ایرانی بودن این سنت دارای ایراد است. برای مثال:
محل اختلاف بر روی باستانی بودن این رسم است و نه مرسوم بودن آن. مشخص است که رسم قرار دادن ماهی بر سفره ی هفت سین اکنون یکی از رسوم ایرانی است و طبیعتا ایرانی ها خود این را بهتر از هر چینی میدانند. در مطلب منتشر شده دلیلی منطقی برای بیان قدمت این رسم ارائه نشده و حتی صرفا به باستانی بودن آن هم اشاره ای نشده است بلکه تنها به عنوان رسمی مطرح شده است که در ایران کنونی مرسوم است.

مخالفت با صنعت ماهی قرمز = افزایش کشتار حیوانات شهری!

جناب سلیمی در مطلب نگاشته شده ی خود به ارتباط بین صحبت از تحریم خرید و فروش ماهی و افزایش کشتار حیوانات شهری اشاره کرده اند. همچنین در قسمتی از مقاله ی خود از این عنوان استفاده نموده اند : « طرح مبارزه با نگهداری سگ، کپی برابر اصل طرح مبارزه با ماهی قرمز است !»

بدون شک تمام فعالین عرصه ی حمایت از حیوانات و حمایت از حقوق حیوانات از سابقه ی تاریخی طرح مبارزه با حیوانات آگاهی دارند.
مدتهاست که طرح مبارزه با حیوانات شهری در دستور کار شهرداری ها قرار دارد و در تاریخ سیاه این طرح شاید پرونده ی سیاه شهرداری مشهد و جنایت پیمانکاران طرح در نزدیک به ۷ سال پیش یکی از موارد فراموش نشدنی باشد.
اگر بخواهیم تاریخ شروع این طرح را با آغاز فعالیتهای مخالفان خرید و فروش ماهی قرمز مقایسه نماییم به مواردی خلاف آن چیزی که آقای سلیمی مطرح کرده اند خواهیم رسید. همچنین آقای سلیمی در مطلب خود دلیلی برای برداشت اینچنین از موضع ارائه نکرده اند که این مسئله خود بر دشواری درک چگونگی این تاثیر پذیری می افزاید.
اما در رابطه با ارتباط مخالفت با خرید و فروش ماهی قرمز و افزایش کشتار حیوانات شهری نیز توجه به چند نکته ضروری است :
۱_در سالهای گذشته و قبل از شروع مخالفتها با خرید و فروش ماهی قرمز ، افزایش مبارزه با حیوانات شهری جزو دستاوردهای مثبت شهرداری ها به حساب می آمد و این نکته بدین معنی است که شهرداری ها با توجه به افزایش امکانات خود مبارزه با حیوانات شهری را نیز افزایش میدهند.
می توان اینطور نتیجه گرفت که یکی از دلایل افزایش کشتار حیوانات شهری افزایش امکانات شهرداریها است و با این منطق در آینده باید انتظار مقابله ی بیشتر شهرداری ها با این حیوانات را داشت (البته اگر حامیان حیوانات در جهت فرهنگ سازی در رابطه با حیوانات شهری باز هم اینگونه آهسته فعالیت نمایند)
۲_تمام گروه های حامی حیوانات دلیل مخالفت خود با صنعت ماهی قرمز را حمایت و مهربانی نسبت به سایر موجودات اعلام کرده اند و این مورد را در تمام مطالب درج شده توسط آنها میتوان یافت. حال چگونه میشود تبلیغ مهربانی برای ماهی قرمز ایجاد فرهنگ دشمنی با حیوانات را در بین مردم به همراه بیاورد؟
۳_خوشبختانه بحث نگرانی برای بیماری زا بودن ماهی قرمز در بسیاری از خانواده های ایرانی حل و یا فراموش شده است (تجربه نگهداری ماهی قرمز و عدم انتقال بیماری به خانواده ها ، رونق خرید و فروش ماهی قرمز و همچنین برخورد فعالین این گروه با مردم دلیلی بر این ادعاست) و این را شاید بتوان مدیون زحمات حامیان حیوانات ایران دانست. اما متاسفانه حل شدن (و یا حتی کم رنگ شدن) این بحث در ذهن مردم هیچ تاثیری بر روی نگرانی آنها نسبت به بیماری زا بودن حیوانات شهری نگذاشته است.

در قسمتی از مطلب مورد اشاره اینطور آمده است که:
« همچنین پیش از این در مطلبی گفته بودم فراری دادن ماهی قرمز از خانه ایرانیان می تواند زمینه ساز دوری بیش از پیش ایرانیان از حیوانات شود و این مساله در نهایت به حیوان ستیزی و طبیعت ستیزی منجر خواهد شد»

شاید گزاره ی مطرح شده را بتوان درست فرض کرد اما تنها در شرایطی که دلایل ارائه شده توسط گروه های حامی حیوانات مخالف صنعت تکثیر حیوانات نادیده گرفته شوند.
بدیهی است که وقتی به شخصی گفته می شود که ماهی قرمز را به دلیل جلوگیری از کشتار و وارد شدن رنج به این موجودات نباید خرید این حکم در ذهن او وارد خواهد شد که : «وارد کردن درد و رنج بی دلیل به موجودات ، بد است»
سوال اینجاست که این فرد چگونه میتواند از این تبلیغات اینطور برداشت کند که باید به حیوان ستیزی روی بیاورد؟
تنها جوابی که شاید برای پاسخ یه این سوال قانع کننده باشد این است که فرد هیچگونه تاثیری از تبلیغات ما در جهت مخالفت با این صنعت نگرفته است که در این شرایط بدون شک فرد از خرید ماهی قرمز خودداری نخواهد کرد.

لاک پشت ، سمندر و… جایگزین ماهی قرمز یا تنوع کالایی فروشندگان ماهی
نگارنده این متن خوب در خاطر دارد که در کودکی خودش در هنگام نوروز یکبار چند صدف و یک خرچنگ خریده بود.
این احتمالا خاطره ی مشترک بسیاری از ماست یا اگر هم بعضی از ما این موجودات را در کودکی نخریدیم حتما در خاطرمان هست که میشد انها را در کنار خیابانها و بین ماهیان قرمز نوروزی دید.
سمندر، لاک پشت ، مار آبی و… شاید توسط بعضی از افراد جایگزین ماهی قرمز شده  باشند اما در واقع جایگزینهایی برای ماهی قرمز عید نیستند.
این موجودات مانند ماهی قرمز توسط فروشندگان به بازار معرفی شده اند. فروشندگان که هدف درآمد بیشتر را در ذهن دارند این موجودات را وسیله ای خوب برای درآمد زایی میدانند.
متاسفانه از نحوه ی انتخاب اکثر خریداران این موجودات تازه معرفی شده به بازار اینگونه بر می آید که آنها به دلیل زیبایی و یا جذابیت این موجودات ، آنها را خریداری میکنند. اگر در هنگام خرید به این خریداران دقت نمایید اکثرا در کنار سمندر ، مار و… اقدام به خرید ماهی قرمز نیز میکنند.
البته برای آگاهی دقیق از دلایل خریداری شدن این موجودات به تحقیقات وسیع نیازمندیم که متاسفانه تابه حال به این موضوع اهمیتی داده نشده است.
اما تاثیر مخالفت برای خریداری ماهی قرمز و نقش آن در جایگزینی با موجودات دیگر را میتوان با توجه به نکات زیر تا حدودی مورد بررسی ذهنی قرار داد :
۱_ همانطور که در قسمتهای قبلی نوشتار ذکر شد نباید تاثیر تبلیغات و دلایل گروه های حامی حقوق حیوانات برای تحریم خرید و فروش ماهی قرمز را نادیده گرفت.
۲_تقریبا تمام گروه های حامی حیواناتی که سخن از تحریم خرید ماهی قرمز گفته اند در گذشته و حال ، خرید و فروش سمندر ، مار و… را نیز تحریم نموده اند و برای آن نیز تبلیغات زیادی را انجام داده اند.
با نگاهی اجمالی به  وبلاگها ، سایتها و تالار گفت و گوی های متعلق به این گروه ها مطالبی در رابطه با تحریم خرید و فروش سمندر ، مار و… را در کنار توصیه به تحریم خرید و فروش ماهی قرمز خواهید دید.

سیستم تکثیر و پرورش ماهیان نوروزی
همانطور که جناب سلیمی در نوشته ی خود اشاره کرده اند بیشترین تلفات در صنعت ماهی قرمز نوروزی مربوط به سیستم تکثیر این موجودات زیبا می باشد.
در ارتباط با راهکار ارائه شده توسط جناب سلیمی ذکر چند مورد ضروری به نظر می رسد:
۱_تولید ماهیان سالم به معنای جلوگیری از اعمال فشارهای روانی و جسمی به این موجودات در پروسه ی تولید نمی باشد.
۲_بر خلاف تصور جناب سلیمی تولید کنندگان ماهی قرمز تنها در چند استان متمرکز نیستند. بلکه تولید کنندگان خورد در بسیاری از شهرها و استانها مشغول به فعالیت می باشند که کار نظارت را بسیار سخت می نماید.
۳_برای نظارت بر سیستم تکثیر به منظور ایجاد شرایط مناسب برای این موجودات و همچنین رعایت حقوق حیوانات در این مراکز ما نیازمند قانون های تصویب شده ی حمایت از حیوانات هستیم که متاسفانه این موضوع با بازنگری تاریخی و تصمیمات گرفته شده در سطح کلان مدیریتی کشور در شرایط کنونی شبیه رویایی برای حامیان حیوانات در ایران است کما اینکه تصویب این قوانین هم به معنای تمام شدن درد و رنج این حیوانات در سیستم تکثیر و پرورش نمی باشد. شاید بتوان قوانین محدود کننده برای استفاده از حیوانات آزمایشگاهی در اروپا را شاهدی بر این ادعا دانست کما اینکه در ایران سیستم کنترلی بسیار ضعیفتر از اروپا نیز می باشد.
در کشوری که سازمان محیط زیست آن دعوت کننده ی سیرک حیوانات است
در کشوری که شیرهای باغ وحشش را تیر باران میکنند
در کشوری که حیات وحشش در حال غارت است
سخن گفتن از سیستم نظارت بر تولید کنندگان ماهی قرمز برای جلوگیری از وارد شدن درد و رنج به ماهیان قرمز بیشتر شبیه به رویا است.
و این بدون در نظر گرفتن امکان تاسیس مراکز غیر مجاز در سیستم ذکر شده توسط دوست عزیز جناب سلیمی می باشد.

اما خرید ماهیان سالم توسط مردم نیز به عنوان راه کار ارائه شده محل ایراداتی است که به چند مورد در زیر اشاره شده است :
۱_خرید ماهیان سالم تنها به ارائه ی ماهیان سالم منجر میشود. یعنی ماهیان آسیب دیده از مرحله ی توزیع کنار گذاشته میشوند و این به معنی مرگ این موجودات خواهد بود.
۲_تولید ماهیان سالم به معنای پایان درد و رنج این موجودات در چرخه ی تولید نیست.
۳_خرید ماهی سالم آکواریومی شاید یکی از دلایل زنده ماندن این موجودات باشد اما شرایط نگهداری از آن بسیار مهمتر است. بدون شک اکثریت افرادی که ماهی قرمز نوروزی را خریداری میکنند این شرایط را بوجود نخواهند آورد.
با توجه به موارد بالا این سوال به ذهن میرسد که :
آیا مسئله صرفا زنده ماندن این حیوانات است یا رعایت حقوق و البته جلوگیری از وارد شدن درد و رنج به این موجودات؟

و البته در این جایگاه از پرداختن به مقایسه ی انجام شده توسط دوست عزیز جناب سلیمی پرهیز نموده و تنها به ذکر یک نکته بسنده مینماییم :
« هموطنانمان باید بدانند همانطوریکه در موقع خرید هندوانه و سیب زمینی به شکل ظاهری جنس خریداری شده دقت می کنند ، در هنگام خرید ماهی نیز باید ماهی سالم بخرند.»
جناب سلیمی سخن از زندگی یک موجود است و درد و رنجی که در این رسم به آن وارد میشود و نه هدر رفتن سرمایه بر اثر خراب شدن و فاسد شدنش.

رسم ایرانی خرید ماهی قرمز = رسم اسپانیانی گاو بازی
خوانندگان خود بهتر میدانند که مقایسه ی مرگ و میر و رنج وارد شده در صنعت ماهی قرمز به این موجودات تا چه اندازه قابل قیاس با تلفات جاده ای است. اما ما به ذکر چند نکته قناعت میکنیم :
۱_هر انسان مختار است که به جاده ها برود یا نه اما هیچ ماهی قرمزی مختار نیست که تولید بشود یا نه
۲_بسیاری از تصادفات و سوانح رانندگی به دلیل بی احتیاطی رانندگان روی میدهند اما در صنعت ماهی قرمز…
۳_مسافران نوروزی برای سفر انتخابهای به جز استفاده از حمل و نقل جاده ای نیز دارند
و…

شاید مقایسه ی رسم خرید ماهی قرمز با رسم گاو بازی در اسپانیا و یا با رسم کشتار دلفین ها در دانمارک از مثال شما تا حدودی درست تر باشد.
اکثریت قریب به اتفاق ما حامیان حیوانات (چه طرفداران رفاه حیوانات و چه طرفداران حقوق حیوانات) با سنت گاو بازی در اسپانیا و کشتار دلفین ها در دانمارک مخالفیم. دلیل مخالفت ما درد و رنجی است که در مراحل این رسم ها به حیوانات وارد میشود.
حال چرا وقتی که مشابه همین رسوم ، اسم ایرانی به خود میگیرد مخالفت ما تبدیل به موافقت میشود ؟؟؟
آیا فرهنگ و رسوم غلط را نباید تغییر داد و یا با بیان این که این یک رسم و فرهنگ ملی است باید از کنار آنها گذشت ؟؟؟
اگر اینگونه باشد که ما هیچگونه حقی برای مخالفت با رسم گاو بازی در اسپانیا نخواهیم داشت.

آموزش مردم برای نگهداری از ماهی قرمز
تاکید بر آموزش مردم برای نگهداری از ماهی قرمز بسیار به جاست و بدون شک یکی از راه های کاهش درد و رنج ماهیان قرمزی که به خانه ها راه میابند همین آموزش است.
همه ما مشاهده کرده ایم که اکثریت گروه های مخالف خرید و فروش ماهیان قرمز در کنار تبلیغ برای تحریم ماهی قرمز نحوه ی نگهداری آن را نیز تبلیغ کرده اند.برای مثال به بروشور تهیه شده توسط همین گروه (ایرانیان مخالف گونه گرایی) مراجعه نمایید.
اما آیا آموزش میتواند راه نجاتی ماهی قرمز از درد و رنج و همچنین راهی برای جلوگیری از نقض حقوق این موجود زیبا توسط انسانها باشد ؟
برای رسیدن به پاسخ این سوال ، شاید توجه به موارد زیر سودمند باشد :
۱_بسیاری از ایرانیان توانایی ایجاد شرایط لازم را ندارند و از آن دسته که این توانایی را دارند عده ی بسیار کمی حاضر به تهیه این شرایط می باشند.
۲_استرس روانی یکی از علتهای مرگ ماهیان قرمز میباشد.
در کشوری که رانندگان آن کمربند ایمنی را به دلیل ترس از جریمه می بندند تعداد بسیار اندکی پیدا میشوند که بچه های خود را از ضربه زدن به تنگ ماهی قرمز و یا از ایجاد ضربه های فیزیکی به ماهیان منع کنند.
۳_در این چند سال تلاش زیادی کرده ایم که به مردممان بیاموزیم ماهی خود را در دریاچه ی پارکها رهاسازی کنند اما اکثریت این دریاچه ها و حوض ها هر ساله در فصل زمستان برای تمیز کردن و یا جلوگیری از یخ زدن خالی میشوند.
و…

ما توانایی خرید ماهی قرمز را داریم اما دلش را نداریم
دوست عزیز جناب سلیمی طرف سخن شما در نوشتار مذکور مجموعه ای از فعالین حمایت از حقوق حیوانات بودند.
اکثریت این دوستان توانایی خرید این موجود زیبا را دارند اما این توانایی در خرید را دلیلی بر ملزم بدونشان در خرید نمی بینند.
بگزارید اینگونه بگویم که این دوستان توانایی خرید ماهی قرمز را دارند اما چیز مهمتری را ندارند ؛ آنها تحمل دیدن درد کشیدن یک موجود زنده را ندارند.

______________________

پاسخ‌های کوتاه به پرسش‌های متداول درباره ماهی قرمز سفره هفت سین/ وبلاگ میهمان

ماهی قرمز در ایران ۸۰ ساله شد

با متخلفان خرید و فروش گونه های جانوری در استان همدان برخورد قانونی می شود

اولین مناظره مستقیم با موضوع ماهی قرمز سفره هفت سین برگزار خواهد شد

نقدی بر «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

 لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!/ وبلاگ میهمان

Leave a Reply


© ۱۴۰۱ دیده بان حقوق حیوانات – ایران · Subscribe: RSS Twitter · Animal Rights Watch - IRAN