دسته: تهدید زیستگاه

  • چه کسی آخرین پلنگ ایرانی را خواهد کشت؟!

    1419668793183_179201_811.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: به تابلوی ” محل عبور حیوانات وحشی” توجه نکنید. پای خود را روی پدال گاز خودرو بیشتر فشار بدهید، شاید افتخار کشتن آخرین پلنگ ایرانی در جاده پارک ملی گلستان نصیب شما شد!

    توله پلنگ‌ها از مادر جدا شدند و به فاصله چند روز آنها هم مردند. وای ما با حیات‌وحش‌مان چه کردیم؟ دیگر پلنگی نداریم که به بچه‌های مدرسه معرفی کنیم و بگوییم این حیوانات روزگاری در این جغرافیا که به شکل گربه است، حق حیات داشتند. می‌گویند یکی از این پلنگ‌ها را بعد از کشتن و کلی عکس انداختن با لاشه آن، تاکسیدرمی شده در موزه‌ای نگهداری می‌کنند…

    حالا باید بچه‌های مدرسه را ببریم تا در موزه، با صورتک پلنگ آشنا شوند… ایکاش به تابلوی آهسته‌تر، “محل عبور حیوانات وحشی” توجه می‌کردیم.

    به گزارش ایسنا، جاده پارک ملی گلستان، قتلگاه حیوانات وحشی شده است. حیواناتی که نسل بعضی از آنها رو به انقراض است.

    زمانی جنگل گلستان، مسکن نیمی از پستانداران ایران و بهترین گونه‌های نادر و ارزشمند حیات وحش جهان بود. 45 سال پیش، جاده‌ای مال‌رو در میان جنگل وجود داشت که ساکنین بومی اطراف جنگل از آن برای تردد بین شهر و روستا استفاده می‌کردند و همزیستی مسالمت‌آمیزی میان مردمان بومی مناطق و حیات وحش وجود داشت.

    با توسعه تدریجی صنعت و شهرنشینی در ایران، این جاده به صورت موقت برای اتصال مناطق شمالی به خراسان توسعه یافت و تردد انسان‌ها با خودروهایشان از این جاده افزایش یافت. حال این جاده به قتلگاه حیات وحش تبدیل شده است، مرگی که با رنج فرا می‌رسد.

    پلنگ‌ها، مرال‌ها، خرس‌ها و گربه‌های وحشی که بیشتر شب‌ها برای تامین غذا حرکت می‌کنند، بی‌خبر از تجاوز انسان‌ها به محل زندگی‌شان در هنگام عبور از جاده و مواجهه با نور خودروها، شوکه می‌شوند و می‌ایستند. برخی در برخورد با خودروها، در جا تلف می‌شوند و برخی دیگر همچون پلنگ‌، جسم نیمه جان خود را به وسط جنگل می‌کشانند و پس از تحمل رنج فراوان تلف می‌شوند. حالا دیگر توله پلنگ‌های ماده پلنگ تلف شده، آواره و از بین رفته‌اند.

    دیگر جنگل گلستان محل امنی برای زندگی حیات وحش نیست و به گفته‌ی سازمان محیط زیست، طی سال 86 تا 93 ، 27 درصد پلنگ‌های ایران در جاده‌ها تلف شده‌اند که 83 درصد آن در جاده پارک ملی گلستان اتفاق افتاده است. به گفته مدیر پارک، تعداد تلفات حیوانات در جاده پارک نسبت به سال گذشته به علت افزایش تردد مسافران از این جاده، 52 درصد افزایش داشته است.

    مدیر پارک معتقد است، تنها راه حفظ و نجات حیات وحش ارزشمند این جنگل، خروج جاده از میان پارک است، اما از آنجا که ساخت جاده جایگزین زمان‌بر است و به اعتبار زیادی نیاز دارد لازم است اقدامات فوری همچون نصب گارد ریل، فنس‌کشی، نصب تابلوهای هشداردهنده بیشتر و توزیع بروشور برای آگاهی رانندگان در طول 55 کیلومتر طول جاده پارک و نقاط حادثه‌خیز آن انجام شود تا در مقطع کنونی از تلفات بیشتر حیوانات این جنگل جلوگیری شود.

    به گفته‌ی مدیر پارک، طرحی برای ساخت بزرگراه یا آزادراه به منظور ایجاد جاده جایگزین از سال 82 مطرح شده است اما مشخص نیست تا زمان بهره‌برداری از این طرح چند پلنگ، مرال، خرس و حیوانات در معرض انقراض دیگر قرار است قربانی خودخواهی انسان‌ها شوند.

    افزایش 52 درصدی تلف شدن حیوانات در جاده پارک ملی گلستان

    جواد سلیاری، مدیرعامل پارک ملی گلستان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) با بیان این‌که پارک ملی گلستان زیستگاه بهترین گونه پلنگ ایرانی است، اظهار کرد: طی چند روز گذشته یک قلاده پلنگ در برخورد با خودرو در جاده پارک ملی گلستان از ناحیه پای عقب، زیر فک، پشت پاها و پنجه‌ها آسیب دیده و در نهایت در محدوده چشمه جانلر که تا جاده 300 متر فاصله داشته، تلف شده است. این پلنگ، ماده بوده و سه سال سن داشته و می‌توانسته در سال آینده زادآوری داشته باشد. یک ماده پلنگ نیز در بهار امسال در اثر برخورد با خودرو در جاده پارک ملی گلستان تلف شد. بررسی‌ها نشان داد که این ماده پلنگ دو توله داشته که احتمالا توله‌های آن نیز در نبود مادر از بین رفته‌اند. در بهار و اسفند سال گذشته نیز 2 پلنگ در جاده پارک ملی گلستان تلف شده بودند.

    وی تصریح کرد: در سال گذشته 143 مورد تلف شدن حیوان در پارک ملی گلستان، گزارش و ثبت شده است. در میان ممکن است حیواناتی در برخورد با خودروها آسیب ببینند و بعد از چند روز بر اثر آسیب وارده در میان جنگل تلف شوند که آمار آنها در دست نیست.

    سلیاری ادامه داد: در 9 ماهه امسال 218 مورد تلف شدن حیوان در جاده پارک ثبت شده است که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 52 درصد افزایش نشان می‌دهد. این افزایش تلفات به دلیل افزایش عبور گردشگران و مسافران از این جاده بوده است.

    وی خاطرنشان کرد: با شمارشی که با دوربین تله‌ای صورت گرفته 35 قلاده پلنگ در پارک ملی گلستان مشاهده شده است.

    سلیاری با اشاره به این‌که طرح خروج جاده از میان پارک ملی گلستان در دست پیگیری است و خانم ابتکار، رییس سازمان محیط زیست نیز با این طرح موافق است، تصریح کرد: در ارزیابی سال 87 تا 89 در زمان دولت پیشین، ساخت جاده تحت عنوان بزرگراه یا آزادراه با عنوان گزینه شمالی مطرح شد. در صورت بهره‌برداری از این پروژه، جاده‌ای از میان پارک ملی گلستان عبور نخواهد کرد. این طرح در دولت گذشته مسکوت ماند تا این‌که در دولت جدید جلساتی برای این موضوع برگزار شد و در نهایت تصمیم گرفته شد که آزادراه به عنوان جاده جایگزین ساخته شود، در این صورت جاده از دوراهی کلاله به سمت گلی داغ و در نهایت آشخانه ساخته می‌شود. با ساخت این جاده، پارک ملی گلستان دور زده می‌شود و دیگر جاده از میان پارک عبور نخواهد کرد.

    مدیر پارک ملی گلستان تاکید کرد: بهترین گزینه برای حفظ حیات وحش پارک ملی گلستان، خروج جاده از میان پارک و ایجاد مسیر جایگزین برای این جاده است، اما از آنجا که این اقدام بسیار پرهزینه و زمان‌بر است، تصمیم گرفته‌ایم تا زمان اجرایی شدن طرح خروج جاده از پارک، زیرگذرها و روگذرهایی برای عبور حیات وحش از میان جاده ایجاد کنیم.

    وی ادامه داد: در یکی از کشورهای اروپایی روگذرهایی یا به عبارتی پل‌های هوایی سازگار با محیط زیست برای عبور حیوانات از میان جاده ایجاد کرده‌اند. این روگذرها به گونه‌ای ساخته شده‌اند که حیوان برای عبور از آن احساس ترس نکند و با این اوصاف مشاهده شده است که حیوانات از وسط کریدور ایجاد شده عبور کرده‌اند، زیرا حیوانات در انتخاب محل عبور بسیار حساسند، البته ساخت این روگذرها در پارک ملی گلستان با رعایت استانداردهای جهانی، هزینه دارد.

    سلیاری، محدودکردن عبور حیوان از میان جاده را از دیگر راهکارهای اندیشیده شده برای حفظ حیات وحش پارک ملی گلستان، عنوان و تصریح کرد: ناچاریم جاده را با شرایط موجود مدیریت کنیم. باید دو طرف جاده فنس‌کشی شود تا حیوانات به محلی که خطر کمتری برایشان دارد هدایت شوند. از سوی دیگر تصمیم گرفته شده است تا تابلوهای بیشتری در طول جاده برای آگاهی رانندگان نصب شود. علاوه بر این باید سرعت‌گیرهای بیشتری در طول مسیر ایجاد شود. هم‌چنین قرار است آبراهه‌های بیشتر و زیرگذرهایی در طول مسیر برای عبور حیوانات از میان جاده ایجاد شود.

    وی بیان کرد: برخی رانندگانی که از میان این جاده عبور می‌کنند به سرعت مجاز برای عبور از میان پارک دقت نمی‌کنند. رانندگان باید با سرعت حدود 30 کیلومتر در ساعت رانندگی کنند و می‌توانند در هنگام مواجه شدن با حیوانات سرعت خود را کنترل کنند و مانع از تلف شدن حیوانات شوند. حیوانات در هنگام مشاهده نور چراغ خودروها توقف می‌کنند که این امر باعث تلف شدن‌شان می‌شود. برخی حیوانات همچون گربه‌های وحشی، سمورها، پلنگ‌ها، خرس‌ها و مرال شوکا بیشتر در هنگام شب حرکت می‌کنند.

    سلیاری یادآور شد: جاده‌ای که از میان پارک ملی گلستان عبور می‌کند حدود 55 کیلومتر طول دارد که در طول 30 کیلومتر آن پارک در دو طرف جاده قرار دارد و در 25 کیلومتر باقیمانده از یک طرف جاده به پارک جنگلی گلستان منتهی می‌شود.

    وی اظهار کرد: از محل دریافت بودجه سال 94 تلاش می‌شود گاردریل در محدوده 25 کیلومتر جاده پارک نصب شود، علاوه بر آن تابلوهای هشداردهنده بیشتری در طول جاده نصب خواهد شد. علاوه بر موارد ذکر شده قرار است کارهای آموزشی برای آگاهی رانندگان و گردشگران به منظور حفظ گونه‌های ارزشمند گیاهی و جانوری انجام شود. به عنوان مثال بروشورهایی بین رانندگان در ورودی و خروجی پارک توزیع می‌شود.

    مدیر پارک ملی گلستان اضافه کرد: در پی آتش‌سوزی‌های صورت گرفته در پارک ملی گلستان، قرارگاه نیروهای واکنش سریع از شهریور تا اواخر مهر برای نظارت بیشتر بر پارک و جلوگیری از بروز آتش‌سوزی تشکیل شد. در پی این اقدام، 35 مورد آتش سوزی پیش از گسترده شدن آتش اطفاء شد. البته فعالیت این قرارگاه تا زمان دریافت بودجه برای تداوم فعالیت متوقف شده است. با رسیدن بودجه جدید، این قرارگاه فعالیت خود را از سرمی‌گیرد و کارهای آموزشی و کنترل پارک به منظور جلوگیری از بروز آتش سوزی از سر گرفته می‌شود.

    مسافران، سرعت خودرویشان را هنگام عبور از جاده پارک گلستان کنترل نمی‌کنند

    سیدمجتبی حسینی، معاون پایش اداره کل محیط زیست گلستان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: در محل پلیس راه تنگه‌راه از زمان وقوع آتش سوزی در پارک ملی گلستان، بروشورهایی برای آگاهی رانندگان به منظور کنترل سرعت و چگونگی مواجهه با حیواناتی که از این جاده عبور می‌کنند، توزیع شده است.

    وی ادامه داد: اداره کل محیط زیست استان با همکاری راه و شهرسازی براساس تفاهم‌نامه موجود مبادرت به نصب یک سری تابلوهای هشدار دهنده کردند. هم اینک در حال جانمایی نقاط حادثه‌خیز برای نصب این تابلوها هستیم. هم‌چنین با همکاری پلیس راه تلاش می‌شود تا نظارت بر خودروها برای کنترل سرعت‌شان بیشتر شود.

    معاون اداره کل محیط زیست گلستان یادآور شد: نقاط حادثه‌خیز جاده پارک ملی گلستان که محل عبور حیوانات است کاملا مشخص و شناسایی شده است ولی متاسفانه مسافرانی که از این جاده عبور می‌کنند سرعت خودروهایشان را کنترل نمی‌کنند و باعث تلف شدن حیوانات ارزشمند این پارک می‌شوند.

    حسینی خاطرنشان کرد:‌ نصب دوربین‌های مدار بسته برای پایش حیات وحش و شناسایی نقاط دچار آتش‌سوزی در سال آینده پیگیری می‌شود. با نصب این دوربین‌ها حضور مدیریت بحران در سریع‌ترین زمان برای اطفاء آتش سوزی‌ها امکان پذیر می‌شود.

    وی بیان کرد: طرح خروج جاده از میان پارک ملی گلستان در سال 82 به تصویب هیات وزیران رسید و قرار شد جاده‌ جایگزین، جانمایی و ساخته شود. به همین منظور دولت یازدهم درصدد تامین اعتبار برای اجرای این مصوبه که کاری زمان براست، برآمده است. با خروج این جاده از پارک، جاده کنونی به عنوان جاده‌ای اکوتوریستی معرفی خواهد شد و بنابراین مسافران با نظارت بیشتر از این جاده عبور خواهند کرد. علاوه بر آن عبور ماشین‌های سنگین از این جاده محدود می‌شود. اگر جاده جدید جایگزین جاده کنونی شود حیوانات کمتری تلف می‌شوند.

    حسینی تصریح کرد: جاده کنونی از قدیم برای تردد مردمان بومی و دسترسی مردم به استان خراسان ایجاد شده بود. عرض این جاده در آن زمان 11.60 متر بوده و جاده‌ای بین شهری و روستایی محسوب می‌شده است. از ابتدای ساخت این جاده نیز بنا بود این جاده به صورت موقت ایجاد شود و خروج جاده از میان پارک در آغاز ایجاد این جاده، مورد توجه محیط زیست و راه و شهرسازی وقت بوده است.

    وی اظهار کرد: ساخت جاده جایگزین اعتبارات بالایی نیاز دارد. با ساخت بزرگراه به عنوان جاده جایگزین شاهد خروج جاده از میان پارک خواهیم بود. برای تحقق این امر باید بودجه بیشتری به راه و شهرسازی داده شود. امیدوارم دولت با تامین اعتبار مورد نیاز برای ساخت بزرگراه، اجرای این پروژه که سال‌هاست، مطالعاتش انجام شده و وارد فاز اجرایی شده است به مرحله تکمیل شدن برساند.

    آزادراه، جایگزین جاده پارک گلستان خواهد شد

    علی بخش رستمی، مدیرکل راه و شهرسازی استان گلستان با بیان این‌که جاده پارک ملی گلستان نزدیک به یک قرن است که از میان جنگل عبور می‌کند، افزود: جاده پارک ملی گلستان جاده‌ای است که شمال غرب و شمال شرق کشور را به هم متصل می‌کند و جاده‌ای موقتی نیست.

    وی ادامه داد: امروزه حفاظت از پارک ملی گلستان برای حفظ حیات وحش آن، حائز اهمیت شده است، به همین دلیل توجه به این جاده که از میان پارک ملی گلستان عبور می‌کند در دستور کار وزارت راه و شهرسازی و محیط زیست قرار گرفته است. به همین منظور ساخت مسیر جایگزینی برای آن‌که جاده از میان جنگل عبور نکند، مطرح شده است.

    رستمی خاطرنشان کرد: مطالعات تغییر مسیر بزرگراه در حال ساخت (جایگزین مسیر جنگل) در دستور کار وزارتخانه قرار گرفت. مطالعات مسیر توسط مشاور طرح انجام شد که به دلیل ناپایدار بودن مسیر بررسی شده و هزینه بالای اجرا با عنوان مسیر قابل قبول پذیرفته نشد و به همین خاطر آزادراه شمالی استان گلستان موسوم به آزادراه نوکنده به آشخانه در دستور کار قرار گرفت.

    وی با بیان این‌که مدیران ذیربط و نمایندگان مردم استان گلستان در مجلس به شدت به دنبال ایجاد کریدور شرق به غرب با عنوان آزادراه هستند، ادامه داد: دولت جدید با پیگیری مدیران استان پذیرفت که ساخت بزرگراه به آزادراه تبدیل شود. این طرح برای طی شدن روند اجرایی آن به وزارتخانه ارسال شد و با نظر مساعد وزیر راه و شهرسازی طی مکاتبه‌ای با سازمان مدیریت کشور درخواست اخذ مجوز کمیسیون ماده 215 به منظور پایدار شدن طرح بررسی شده داده شد. امیدواریم با بررسی و تایید آزادراه ذکر شده، پروژه پایدار شده و مجوز اجرا و تامین منابع آن اخذ شود تا پس از اخذ نظرها در کمیسیون ماده 215، وزارتخانه ردیف اعتباری دریافت کند و در نهایت این طرح تصویب شود و پروژه به مرحله اجرایی شدن برسد.

    رستمی تصریح کرد: این آزادراه از شمال نوکنده آغاز و در نهایت پس از طی کردن مسیر از شمال شهرهای بندرگز، بندر ترکمن، آق‌قلا، گنبد و کلاله به منطقه آشخانه می‌رسد. با بهره‌برداری از این آزادراه، ترافیک عبوری از مازندران به سمت خراسان هدایت می‌شود.

    وی افزود: در سال 1375 طرح ساخت بزرگراه بهشهر – قوچان تعریف شد و قرار شد چهار استان مازندران، گلستان، خراسان شمالی و خراسان رضوی را تحت پوشش قرار دهد. بخشی از این پروژه، هم اینک در استان گلستان تا قبل از جنگل در حال اجراست و با ادامه آن بعد از جنگل، در حوزه استحفاضی خراسان شمالی در دست اجراست. حدود 30 کیلومتر از این بزرگراه از حوزه جنگل گلستان عبور می‌کرد که در نهایت عملیات ساخت این بخش جاده متوقف شد.

    به گزارش ایسنا، 35 پلنگ پارک ملی گلستان در انتظارند فرمان ایست داده شود، تا غریبه‌ها از زیستگاه‌شان بیرون بروند؛ منتظرند، رئیس سازمان محیط زیست، فرمان بدهد. وقت تنگ است، اگر دیر بجنبیم، فرزند‌ان‌ ما باید پلنگ ایرانی را تاکسی‌درمی شده در موزه‌ها مشاهده کنند.

  • گردشگران قطب جنوب تهدیدی برای پنگوئن ها

    5-852.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: سفر به قطب جنوب ممکن است رویای هر کسی نباشد اما تعداد گردشگرانی که برای این سفر استثنایی ثبت‌نام می‌کنند رو به افزایش است.

    به گزارش ایسنا اگرچه گردشگران اشتیاق بسیاری برای گشت و گذار و تماشای مناظر منحصر به فرد این منطقه سرد و پوشیده از یخ و برف و مشاهده پنگوئن‌های بومی قطبی دارند اما کارشناسان حیات وحش نسبت به خطر انتقال بیماری‌های عفونی به این حیوانات به واسطه تماس نزدیکتر با انسان‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند.

    کارشناسان حیات وحش و متخصصان سلامت معتقدند که سیستم ایمنی بدن پنگوئن‌ها و بسیاری از گونه‌های جانوری بومی قطب جنوب توان کمتری برای مقابله با عوامل و میکروب‌های بیماری‌زایی را دارند که در سایر نقاط جهان شایع هستند چرا که این حیوانات مدت زیادی از سایر جانداران در مناطق دیگر دنیا جدا و ایزوله بوده‌اند و مدت‌های مدید ملاقات‌کنندگان محدودی داشته‌اند.

    به گزارش ایسنا به نقل از سایت شبکه اخبار محیط زیست، بنابر آمار انجمن بین المللی اپراتورهای تور قطب جنوب، تنها در فصل گردشگری این منطقه در سال 2013 تا 2014 میلادی 37 هزار گردشگرِ قطب جنوب، این سفر ماجراجویانه را انجام داده‌اند و تعداد آنها در مقایسه با آمار دو دهه گذشته که 8000 گردشگر بوده، رشد قابل توجهی داشته است.

    «ورای گریمالدی» از متخصصان دانشگاه «اوتاگو» در نیوزیلند دراین‌باره تاکید کرد که رشد صنعت گردشگری قطب جنوب و افزایش تحقیقات در این منطقه بدون پیامد نخواهد بود و در میان سایر پیامدهای منفی احتمالی، پنگوئن‌ها از جمله گونه‌های آسیب‌پذیر در برابر بیماری‌های عفونی هستند و بنابراین سلامت آنها در تماس بیشتر با انسان‌ها تهدید خواهد شد.

  • تدبیر برای محیط زیست و امید برای زر اندوزان!

    Animal-Rights-Watch-ARW-AbbasMohammadi

    دیده بان حقوق حیوانات: عباس محمدی*: تاریخ، آکنده از پرونده‌سازی برای کسان و جای‌ها است، با هدف غارت و تملک… .

    واژه‌ی “تدبیر” در ادب فارسی، معنایی پیچیده دارد و مانند  “خرد” یا عقل که هم مورد ستایش است و هم  بسیاری اوقات عارفان ما را از آن برحذر می‌دارند، گاه معنایی نیرنگ‌آمیز را به ذهن می‌آورد. اندیشیدن به پایان کاری برای سود شخصی خویش، یا چاره‌اندیشی با هدف تنبیه کردن رقیب، و به زبان امروزی، نقشه ریختن برای کسی … از جمله مفهوم‌هایی هستند که از “تدبیر کردن” به ذهن می‌آیند. یکی از موردهای مشهور این معنا را آن‌جا می‌نوان دید که ابوالفضل بیهقی با قلم سحر انگیزش حکایت بر دار کردن حسنک را می‌نویسد. حسنک، وزیری بود با کفایت و محبوب و مردم‌دار که با پرونده‌سازی بوسهل زوزنی که «مردی امام‌زاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، اما شرارتی… در طبع وی موکد»، مصادره‌ی اموال و کشته شد. بیهقی، این ماجرای توطئه‌آمیز را با شوری سوزناک بیان کرده است: «… آن روز و آن شب تدبیر بر دار کردن حسنک پیش گرفتند و دو پیک راست کردند، با جامه‌ی پیکان، که از بغداد آمده‌اند و نامه‌ی خلیفه آورده‌اند که حسنک قرمطی را بر دار باید کرد و به سنگ بباید کشت».

     این فراز پر ارج تاریخی- ادبی، همچون بسیاری از دیگر نوشتارهای ارزشمند، نه فقط ناظر بر یک رویداد خاص، بلکه شاهدی است بر واقعیتی تکرار شونده. امروز بیاییم و در این جمله‌ی کوتاه و پر معنا، به جای “حسنک” بگذاریم: آشوراده،  به جای “قرمطی” بگذاریم: جایگاه شغالان و ماران، و به جای “نامه‌ی خلیفه” بگذاریم: مصوبه! به نظر می‌رسد که در قضیه‌ی آشوراده نیز (با توجه به سخنان اخیر فردی که گویا سرمایه‌گذار جزیره است) عده‌ای با چشم طمع داشتن بر آن مال، نخست پرونده‌سازی کرده‌اند، سپس صحنه سازی، و آن گاه با اطلاق صفتی بر صاحب مال، خونش را مباح ساخته‌اند. شغال و مار (خلاصه شده‌ی حیات وحش) که در اعتقادهای کهن انسانی، موذی یا خطرناک به شمار می‌رفته‌اند، به گفته‌ی سرمایه‌گذار محترم باید از جزیره‌ی آشوراده  بیرون رانده شوند تا آن جا که «چیز ارزشمندی ندارد… مانند کیش… آباد شود»(1)! خلاصه‌ آن که یک “برنامه‌ی عمل” جانانه (به گفته‌ی خانم ابتکار، ناشی شده از برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه) تدبیر شده است تا این 12-10 درصد از خاک کشور را هم که ظاهرا حفاظت شده‌ هستند، به کف “با کفایت” سرمایه‌داران بسپارند و دل‌ این عزیزان را به حاتم‌بخشی از محل سرمایه‌های ملی، بیش از پیش امیدوار گردانند.

    چنین است تفسیر بعضی‌ اشخاص از شعارهای زیبای دولت، و چنین است که تاجیک، مدیر کل مناطق نمونه و زیرساخت‌های گردشگری سازمان میراث فرهنگی گفته است: «تدبیر فعلی سازمان به طور قطع در نظر گرفتن ملاحظات زیست‌محیطی و تناسب و تطبیق طرح‌های گردشگری با محیط زیست جزیره است»(2). جالب توجه است که سازمانی که توان انجام وظیفه‌های خود در حفظ شایسته‌ی آثار تاریخی کشور را ندارد و در چند سال گذشته، سکوی پرشی بوده برای وام‌گیرندگان کلان با اختلاس‌‌های تاریخی‌شان، اکنون می‌خواهد تدبیر کند برای حفظ محیط زیست تنها جزیره‌ی ایرانی دریای خزر!

    سال‌ها است که مسوولان دولتی، از لزوم “فرهنگ‌سازی” برای اصلاح نگرش عموم مردم  به مقوله‌ی محیط زیست سخن می‌گویند. اینک پیدا است که بسیاری از مدیران ارشد کشور، و مشاوران نزدیک و مغزهای اقتصادی ایشان، بیشتر به اصلاح نیاز دارند! دست‌کم حدود پنجاه سال است که الگوواره (پارادایم) محیطزیست، در فرهنگ انسان‌های فرهیخته و بیشتر مردم کوچه و بازار جا افتاده است.  در این جهان، دیگر حیات وحش نه تنها بی‌ارزش قلمداد نمی‌گردد، بلکه سالم بودن آن پیش‌شرط یا نشانگر زندگی سالم انسان شمرده می‌شود. اما این نکته‌های روشن، گویا در ذهن شماری از مدیران ما جایگاهی ندارد؛ آنان همچنان، با گورخر(3) و بلوط(4) و تالاب و جزیره‌ی نامسکون با پوشش گیاهی طبیعی، و مار و شغال دشمنی می‌کنند.

    و تنها باید گفت دریغا دریغ که دو سازمان “متولی” مقوله‌های میراث فرهنگی و محیط زیست، یعنی دو چیزی که فقط باید حفاظت شوند، تفاهم‌نامه‌ای امضا کرده‌اند برای زیر و زبر کردن یک گنجینه‌ی ملی. با این نگرش، بعید نیست که فردا و پس فردا، همین سازمان‌ها، برای “ایجاد اشتغال و توسعه‌ی اقتصادی” رای به تغییر کاربری کاخ سعد آباد و میدان نقش جهان و تخت جمشید و کوه دماوند هم بدهند، چنان که برای بسیاری از میراث‌های طبیعی و تاریخی کم‌تر معروف داده‌اند… !

    پی‌نوشت

    1)  روزنامه‌ی شرق 11/10/1393

    2) روزنامه‌ی همشهری 9/10/93

    3) استاندار فارس در دولت پیشین گفته بود که سیصد راس گورخر مصیبتی برای منطقه‌ی نیریز و مانع بهره‌برداری از معادن شده‌اند (خبرگزاری مهر، 3/2/1392).

    4) مشاور اقتصادی و سرمایه‌گذاری استاندار در دولت کنونی، در انتقاد از سازمان حفاظت محیط زیست گفته است: «برخی برای حمایت از چند درخت بلوط، شمشیر خود را روبه روی مسوولان استان قرار داده اند و مانع اجرای طرح‌های اقتصادی و ورود سرمایه‌گذاران خارجی به استان می‌شوند که این مایه‌ی تاسف است» (تارنمای عصر ایلام، 30/10/93)

    * وبلاگ

  • وضعیت زندگی شترهای سمنان با کمبود باران در این استان

    دیده بان حقوق حیوانات: چند سالی است که میزان بارش نزولات جوی در آسمان سمنان کاهش یافته و این کاهش سالانه بارندگی و خشکسالی‌های پی در پی سبب شده این استان با بحران آب و متعاقب آن معضلات و مشکلات دیگری مواجه شود. در حقیقت محدودیت منابع آبی و کاهش سطح سفره‌های زیرزمینی، ترک‌های عمیقی بر لبان تشنه کویر سمنان ایجاد کرده است. کاهش سطح آب چاه‌ها تا عمق 250 متری، فقر مراتع و… تنها گوشه‌ای از تبعات بحران آب در این استان کویری است.

    به گزارش ایسنا، خشکسالی بیش از هر قشر دیگری زندگی دامداران و کشاورزان که جمعیت مولد جامعه‌اند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در حقیقت سود و زیان کشاورزان و باغداران به همین قطره‌های نیامده باران وابسته است و هر چقدر باران رحمت بیشتری ببارد محصول بیشتری در راه است. از طرفی زندگی دام‌های کشاورزان و دامداران هم مستقیم و غیرمستقیم به این قندیل‌های باران وابسته است. باران که کمتر بیاید، دام‌ها ضعیف‌تر می‌شوند و شیر و گوشت کمتری می‌دهند، علوفه کمتر می‌روید و از این‌رو دامداران باید هزینه بیشتری برای خرید علوفه کنند. چون تغذیه دام‌ها به‌ویژه در بهار و تابستان به همین علوفه‌ها و گیاهان خودرو بیابان وابسته است و البته باید کاهش ارزش غذایی علوفه بر اثر عدم سیراب شدن ریشه‌های گیاه از آب و خاک را هم باید به اینها اضافه کرد که هر کدام هزینه‌های دیگری به کشاورزان و دامداران تحمیل می‌کند.

    به هر روی، امروز فقر مراتع در استان سمنان و به‌ویژه در شرق استان سمنان تا آنجاست که شترها به شترخوری افتاده‌اند و از پوست و پشم و موی شتران گله تغذیه می‌کنند و آنگونه که کارشناسان و مسئولان می‌گویند این پدیده نیز هزینه‌های دیگری بر دوش نحیف دامداران می‌گذارد.

    شترهای شرق استان سمنان سوءتغذیه دارند

    مدیرکل دامپزشکی استان سمنان معتقد است: شترهای شرق استان با سوءتغذیه مواجه اند. «محمد سعیدی»، اظهار کرد: جمعیت شترها در استان سمنان بالغ بر 12 هزار نفر بوده که 4000 نفر از این شترها که یک سوم کل جمعیت شترهای استان است در منطقه بیارجمند(رضاآباد و خارتوران) هستند. سعیدی با بیان اینکه جمعیت شترها از لحاظ تغذیه، وابستگی زیادی به مراتع دارند، افزود: متأسفانه مراتع استان به‌ویژه مراتع شرق استان و مناطقی نظیر خارتوران و رضاآباد به‌علت خشکسالی‌های مداوم، به شدت فقیر شده‌اند و همین امر به سوءتغذیه در جمعیت شترها و دامهای این منطقه منجر شده است بطوری‌که گاه این دام‌ها از ریشه‌ی گیاهان سمی و گیاهانی که ارزش غذایی چندانی ندارند، استفاده می‌کنند.

    وی با بیان اینکه به علت فقر مراتع، در دوره چرای تابستانه، مواد معدنی و ویتامین‌های مورد نیاز بدن دام‌ها تأمین نشده است، خاطرنشان کرد: این کمبود مواد معدنی و ویتامین‌ها سبب ایجاد ضعف در سیستم ایمنی شترها و متعاقب آن بروز بیماری‌هایی نظیر «پیکا» و «گنده‌خواری» در آنها شده است. مدیرکل دامپزشکی استان سمنان گفت: در برخی از شترهای منطقه بیارجمند گله‌ها از پشم‌های یکدیگر تغذیه می‌کنند که گاه به‌ واسطه‌ی کندن پشم‌های یکدیگر زخم‌های جلدی و عفونت‌های پوستی در این شترها ظاهر شده است.
    مدیرکل دامپزشکی استان سمنان، آثار خشکسالی بر روی گله‌های شتر در مشرق این استان را سنگین خواند و با بیان اینکه خشکسالی و وضعیت نامطلوب مراتع استان سمنان شترها را نیز به جان هم انداخته است، گفت: کمبود علوفه و سوءتغذیه شتران را به خوردن پشم یکدیگر و استفاده از مواد زائد کشانده است تا با خوردن پشم همدیگر نیاز بدن خود به مواد آلی را تأمین کنند.
    دکتر سعیدی با اشاره به وابستگی شدید شتر به مراتع گفت: دامداران در این منطقه در خصوص جیره‌ی غذایی شتران و تعلیف‌دستی آنها کمتر توجه داشته‌اند و این امر از اواخر تابستان موجب نرسیدن مواد غذایی مناسب به شتران شده است.
    این دامپزشک با اشاره به مشکل نرسیدن مواد عالی به شتران گفت: این امر سبب بروز عوارضی نظیر پشم‌ریزی و لخت شدن شتران شده و گله‌های شتر برای برطرف کردن نیازهای غذایی خود به مواد زائر و یا خوردن پشم هم روی بیاورند.
    وی در پاسخ به این پرسش که آیا خوردن پشم در میان جمعیت شتران امری مرسوم است به خبرنگار ایسنا گفت: خیر این امر به هیچ عنوان مرسوم نبوده و تنها احساس گرسنگی و ضعف مفرط سبب این عمل می‌شود هر چند این عمل نیز تأثیری در کاهش ضعف آنان ندارد و نه تنها مواد مورد نیاز بدن آنان از این طریق تأمین نمی‌شود بلکه گاه برخی شترها نیز به‌علت عدم هضم این جسم خارجی در بدن به مشکلات گوارشی و سوءهاضمه دچار می‌شوند که سبب تلف شدن حیوان نیز می‌شود.
    دکتر سعیدی با بیان اینکه در فصل زمستان مصرف انرژی و سوخت و ساز نیز در بدن این دام‌ها افزایش می‌یابد، افزود: در این فصل، کمبود علوفه و ضعف و لاغری در این دام‌ها نیز بیشتر نمود می‌یابد و از این‌رو باید در این راستا امور دام جهاد کشاورزی استان با اختصاص دادن علوفه و یا اعتباراتی خاص در این زمینه به دامداران کمک کند.
    مدیرکل دامپزشکی استان همچنین با بیان اینکه بهره‌برداران نیز ضرورت دارد در این موقعیت، خود بحران را مدیریت کنند، خاطرنشان کرد: دولت و وزارت جهاد کشاورزی باید در برنامه‌ریزی کلان خود در بخش دامپروری از طریق اختصاص علوفه و یا اعتبارات ویژه به کمک دامداران به‌ویژه در مناطقی نظیر شرق استان سمنان بشتابند.
    وی در خصوص اقدامات دامپزشکی استان در این خصوص به خبرنگار ایسنا گفت: هم‌اکنون رایزنی‌هایی برای دریافت اعتبار برای خرید مواد معدنی و مکمل‌های ضروری مورد نیاز بدن این دام‌ها انجام شده و قول اختصاص این اعتبارات نیز اخذ شده است.
    این دامپزشک با بیان اینکه مکمل‌های غذایی باید به مرور و براساس برنامه در جیره‌ی غذایی شتران منطقه قرار گیرد، گفت: دادن مکمل‌های غذایی به شترها نیز نمی‌تواند در کوتاه مدت مشکل آنها را برطرف کند و از این‌رو باید برای جلوگیری از بیماری‌های ویروسی، میکروبی و تقویت سیستم ایمنی بدن آنها این مهم با برنامه انجام شود.

    «فقر موادمعدنی» شترها را به خوردن پشم یکدیگر وا می‌دارد

    هم‌چنین «مصطفی شاه‌حسینی» معاون بهبود تولیدات دامی جهاد کشاورزی استان سمنان نیز معتقد است: شترها بعلت فقر مواد معدنی نسبت به خوردن پشم یکدیگر اقدام می‌کنند. شاه‌حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی سمنان، از توزیع علوفه جو برای دام‌های سبک و سنگین در میان دامداران این استان خبر داد.
    وی با اشاره به وقوع خشکسالی‌های متداولی در استان به فقر مراتع در این استان اشاره و خاطرنشان کرد: جهاد کشاورزی بمنظور کمک به بهره‌برداران و دامداران استان به‌صورت مدت‌دار از طریق شرکت پشتیبانی امور دام وابسته به جهاد کشاورزی علوفه جو را به قیمت مصوب دولتی و کمتر از نرخ آزاد در اختیار دامداران قرار داده است.
    وی در پاسخ به پرسشی در خصوص چرایی تغدیه برخی شتران دامداران بیارجمندی از پشم یکدیگر، گفت: در صورت صحت این موضوع شترها بعلت کمبود و فقر مواد معدنی اقدام به خوردن پشم یکدیگر کرده‌اند.

    شترداران شترهای پروار خود را به مراتع نفرستند
    شاه‌حسینی اظهار کرد: هم‌اکنون از سوی سازمان جهاد کشاورزی و اداره‌کل دامپزشکی استان پیشنهادی برای اخذ اعتبار از محل اعتبارات خشکسالی به کمیته بحران استان ارائه شده است که در صورت تأیید و تصویب آن، با توجه به فقر مراتع، مواد معدنی مورد نیاز دام‌های سبک و سنگین تهیه و در اختیار دامداران استان سمنان قرار می‌گیرد.
    وی همچنین به شترداران نیز توصیه کرد: برای جلوگیری از عدم خسارت زیاد به مراتع حداقل از ورود شترهای پروار خود به مراتع جلوگیری کنند و به صورت دستی به آنها علوفه بدهند تا فشار و خسارت کمتری به مرتع وارد شود. به هر روی چشم کشاورزان و دامداران بویژه در کویر تشنه، همیشه به آسمان پرستاره‌اش است و گوشش منتظر موسیقی بارش قطرات باران بر پوسته خشک زمین است.

    … و اما «باران که نیاید» چشم دامداران و کشاورزان به همت مسئولان است تا از درایت خود مرهمی بسازند بر زخم‌های آنها به‌ویژه کشاورزان کویر که همواره روزهای بیشتری چشم به این آسمان خدا دوخته‌اند.

  • خشکسالی آرامش را از زیستگاه‌های شنگ گرفته است/ آلودگی شنگ‌ها را به عقب‌نشینی واداشته است

    http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/9/19/2805932_970.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: به گزارشخبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران شنگ‌ها حیوانات نیمه آبزی هستند که در بسیاری از زیستگاه‌های آب شیرین یا نواحی ساحلی زندگی می‌کنند آنها از جمله پستاندارانی هستند که پراکندگی بسیار وسیعی دارند ولی می توان آنها را در اطراف رودخانه‌ها، دریاچه‌ها، نهرها، استخرهای پرورش ماهی، تالاب‌ها، غارها، شالیزارهای برنج، سواحل سنگی و کانال‌های آبی پیدا کرد.

    براساس این گزارش شنگ‌ها به دلیل گستردگی پراکنش در تمام نقاط دنیا به جز قطب جنوب و استرالیا زندگی می‌کنند، شنگ در ایران نیز وجود دارد و محل‌های سکونت آنها تالاب پریشان و تالاب شادمان در خوزستان است.

    این حیوان به عنوان گونه پرچم و شاخص در تالاب پریشان مورد مطالعه قرار گرفته است، بقای شنگ‌ها به حفظ سایر گونه‌های جانوری و گیاهی تالاب پریشان کمک می‌کند.

    حامد مشیری کارشناس محیط زیست با اشاره به اینکه شنگ معمولی در اکثر اکوسیستم‌های آبی ایران اعم از رودخانه، تالاب و آب پشت سدها زندگی می‌کند، گفت: اگر چه این گونه دارای پراکنش وسیعی است ولی با تهیداتی روبروست بطوریکه شرایط زیستگاهی شنگ محدودتر شده و خشکسالی و کاهش منابع آبی زیستگاه‌های این جانور را تهدید می‌کند، کشتار شنگها از طرف استخرداران و پرورش دهندگان ماهی نیز از دیگر عوامل تهدید این گونه ارزشمند است.

    وی افزود: باتوجه به اینکه شنگها وابسته به منابع آبی بوده و در رأس هرم غذایی هستند حضور یا عدم حضور آنها معیار پایش شرایط آبی است و نشان دهنده تخریب زیستگاه آنها به دلیل خشکسالی یا آلودگی است.
    سوزاندن نی و توسعه زمین‌ها و فعالیت‌های کشاورزی در نواحی رودخانه‌ای و دریاچه‌ها سبب از بین رفتن زیستگاه‌ها و کاهش جمعیت شنگها شده است.

    رفتار نادرست انسانها بیشتر ازسایر عوامل شنگ‌ها را تهدید می‌کند آلودگی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها به دلیل استفاده انواع آفت‌کش‌ها موجب از بین رفتن منابع غذایی (بسیاری از ماهیان) شده است ساخت و سازهای جاده‌ای و تخریب سواحل به منظور برداشت شن و ماسه، احداث سدها و کاهش کیفیت آب، تنش در محل زیست این حیوان، تخریب درختان و گیاهان بلند و به دام افتادن شنگ در تور ماهیگیران شکار بی‌رویه و غیرمجاز از مهترین عوامل کاهش جمعیت این‌گونه ارزشمند حیات وحش است.

    گفتنی است شنگ‌ها متعلق به 30 میلیون سال پیش هستند. ابتدایی‌ترین تصاویری که از شنگ به دست آمده در محدوده‌ای از اسکاندیناوی و حدود 3000 سال پیش است.

  • تعلیق یک پروژه بزرگ نفتی به علت خطر زیستی

    دیده بان حقوق حیوانات: یک پروژه بزرگ نفتی به دلیل در معرض خطر بودن ماهی‌های خاویاری و نهنگ‌ها در رودخانه سنت لارنس به حالت تعلیق درآمد.

    به گزارش فارس، در کانادا یک پروژه بزرگ نفتی به دلیل در معرض خطر بودن ماهی‌های خاویار در رودخانه «سَن لوران» به حالت تعلیق درآمد؛ ماهی‌های خاویار و نهنگ‌ها به دلیل مواد شیمیایی مختلف و مضر به فلزات سنگین و آلودگی آب و سروصداهای ترافیک دریایی که توسط موتور قایق‌ها بوجود می‌آید در معرض خطر هستند.
    COSEPAC کمیته حیات وحش در کانادا گفت: ما تصمیم داریم برای تجزیه و تحلیل و ارزیابی اثرات بالقوه آن در پروژه انرژی شرق و بررسی تمام گزینه‌های قابل دوام برای آینده، کار را در این منطقه متوقف کنیم.
  • دفن آبشـار آتشگاه در آب

    دیده بان حقوق حیوانات/ مسعود ب‍ُربُر*: سد خرسان ۳ در استان چهارمحال و‌بختیاری و دنا، کارون را تهدید می‌کند، جنگل‌های بلوط زاگرس و زیست‌مندانش را زیر آب می‌برد، ۱۰۰۰ معیشت محلی را حذف می‌کند و مجوزهای قانونی لازم برای ساخت را نیز ندارد اما عملیات اجرایی آن آغاز شده است. هنوز گزارش ارزیابی زیست محیطی این سد تأیید نشده است اما می‌گویند حالا که این همه هزینه کرده‌ایم سازمان محیط زیست باید مجوز بدهد!

    به گزارش «قانون»کارون بزرگ به عنوان تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران، که از سرشاخه‌های زردکوه بختیاری و دنا سرچشمه  می‌گیرد و به خلیج‌فارس می‌رسد حال و روز خوشی ندارد و سد خرسان ۳ که تنها یکی از ۲۵ سد پرونده سرشاخه‌های کارون در زاگرس است نیز هیچ یک از ملاحظات زیست محیطی از جمله حق‌آبه طبیعی رودخانه را رعایت نمی‌کند.
    بر اساس اطلاعات وزارت نیرو سد خرسان ۳ قرار است نهایتاً به تولید ۲۷۵ مگاوات برق برسد در حالی که ظرفیت ذخیره و نگهداری ۵ سدی که تا کنون برای تولید برق روی کارون ساخته شده است به ۱۴ میلیارد مترمکعب می‌رسد و این یعنی همین تعداد سد در شرایط نرمال و با رعایت حق‌آبه زیستی  رودخانه می‌توانند حتی بیش از تمامي‌آورد رودخانه را ذخیره و انرژی برق‌آبی  تولید کنند. از این گذشته در شرایط خشکسالی حاضر، میانگین آب ذخیره‌شده در سدهای موجود حدود ۱۱ میلیارد مترمکعب است و تولید برق آنها به شدت کاهش پیدا کرده است.
    آن‌گونه که یک کارشناس اداره منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری به قانون می‌گوید سد، مطالعات ارزیابی زیست محیطی دارد اما این ارزیابی تأیید نشده است. آن‌گونه که هومان خاکپور می‌گوید نکته آنجاست که این طرح پنج سال است که اجرا می‌شود بدون اینکه گزارش ارزیابی زیست محیطی آن تأیید شده باشد. به گفته او علی‌رغم اینکه سازمان حفاظت از محیط زیست بارها به وزارت نیرو تأکید کرده که طرح را متوقف کنند جاده‌های دسترسی و تونل انحراف ساخته شده و تأسیسات در محل مستقر شده‌اند.
    کارگروه بررسی گزارش ارزیابی سد سه گزینه پیش رو دارد که پروژه را اصلاح، تأیید یا رد کند اما سؤال آنجاست که اگر این کارگروه مشاور را قانع کند که طرح قابل توجیه نیست این همه هزینه که صرف شده است چه می‌شود؟ خاکپور در این باره به «قانون» می‌گوید: «وقتی که شورای عالی حفاظت از محیط زیست، با ریاست عالی‌ترین مقام اجرایی کشور یعنی شخص رئیس جمهور تصویب کرده است که بحث ارزیابی، لاینفک پروژه‌های عمرانی است و باید قبل از امکان سنجی و مکان سنجی انجام شود چرا یک دستگاه دولتی خود این قانون را بی توجه به همه اخطارها زیر پا می‌گذارد؟ نهاد متولی صادرکننده مجوز را نیز به سمتی می‌برد که به خاطر حفظ اعتبار دستگاه و هزینه‌هایی که انجام شده است این پروژه را مجوز بدهد.»
    آن‌گونه که در نامه سرگشاده جمعی از تشکل‌های زیست محیطی سراسر کشور آمده است این سد بیش از ۲۴۰۰ هکتار از جنگل‌ها و بوته‌زارهای منطقه زاگرس را زیر آب برده و هزاران ذخیره نادر جنگلی از گونه‌های بلوط ایرانی، بنه و بادام وحشی را در خط مرزی منطقه حفاظت‌شده دنا نابود می‌کند.
    به گفته خاکپور در محاسبات ارزش‌گذاری اقتصادی این سد، تنها به ارزش حال و مستقیم منابع و اراضی بسنده شده  است درصورتی که ارزش‌های زیستگاهی، خدمات زیستی جنگل‌ها و پوشش گیاهی، حفاظت خاک، ترسیب کربن  و محاسبه ارزش تغییر نرخ تولید در پایین دست سد نادیده گرفته شده است. هزینه‌هایی که بسیار فراتر از هزینه صرف تملک و احداث سد و سازه‌های آن خواهد بود و بی‌گمان با در نظر گرفتن این موضوع، ساخت این سد از دیدگاه اقتصادی نیز توجیه نخواهد داشت.
    علاوه بر ۲۶ اثر تاریخی و طبیعی از جمله آبشار آتشگاه که طولانی‌ترین آبشار ایران و یک ظرفیت گردشگری بی‌مانند به شمار می‌رود، بر اساس مطالعات انجام شده و مکاتباتی که بین سازمان حفاظت از محیط زیست و وزارت نیرو رد و بدل شده است  ۲۴ آبادی با بیش از ۸۰۰ خانوار به زیر آب خواهد رفت و بیش از ۱۰۰۰ معیشت را از میان خواهد برد که مسائل و تبعات اجتماعی خاص خود را به دنبال خواهد داشت و این جدای از هزینه جا به جایی، اِسکان مجدد و تهیه فرصت‌های شغلی جایگزین برای این افراد است.
    علاوه بر این شرایط طبیعی خود رودخانه کارون نیز مهیای این مهمان ناخوانده نیست. میانگین آورد سالانه رودخانه کارون به ۱۴میلیارد مترمکعب رسیده است و این میزان در شرایط کنونی تا ۹ میلیارد مترمکعب هم کاهش یافته است. در حالی که حق‌آبه زیستی رودخانه برابر با دبی پایه ۲۲۰ مترمکعب بر ثانیه در اهواز است، این میزان در شرایط خشکسالی شدید به کمتر از ۶۰ مترمکعب بر ثانیه نیز رسیده است. موضوعی که افزون بر آلودگی شدید و کیفیت بسیار پایین، باعث شده رودخانه قادر به حفظ تعادل جریان اکوسیستمي‌در دهانه خلیج فارس و جلوگیری  از ورود آب شور به داخل اروندرود و بهمن‌شیر هم نباشد و با برگشت آب شور خلیج فارس به نخلستان‌های اروندکنار یک میلیون نفر نخل در منطقه را به نابودی کشانده و روند نفوذ آب شور به لایه‌های زیرزمینی را نیز به شکل نگران‌کننده‌ای شدت بخشیده است.
    با این همه باید دید دولتی که شعار حفاظت از محیط زیست را در منشور انتخاباتی خود جای داده است قادر خواهد بود جلوی تخلف یکی از نهادهای زیرمجموعه خود علیه محیط زیست را بگیرد یا  سد خرسان ۳ هم چالش دیگری خواهد بود که به پرونده‌های دیگری همچون واگذاری جزیره آشوراده و تونل‌های انتقال آب خواهد پیوست.

    * قانون

  • نامه سرگشاده سد خِرسان ۳ روی میز رییس‌جمهور

    دیده بان حقوق حیوانات: جمعی از سازمان‌های غیردولتی محیط زیستی کشور در نامه سرگشاده‌ای خطاب به رییس‌جمهور روحانی خواستار توقف ساخت غیرقانونی و فاقد مجوز سد خرسان ۳ بر روی یکه از مهم‌ترین سرشاخه‌های کارون بزرگ در استان‌های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه شده‌اند. خرسان ۳ یکی از سه سد زنجیره‌ای و پلکانی هدف‌گذاری شده بر روی رودخانه خرسان است که اضافه بر نابودی بیش از ۲۴۰۰ هکتار از جنگل‌های بلوط و بوته‌زارهای زاگرس که بخشی از منطقه حفاظت‌شده دنا را هم شامل می‌شود، حیات کارون را نیز به مخاطره می‌اندازد. رونوشت این نامه به معصومه ابتکار معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور برای «تقدیر از پافشاری بر اجرای قانون و انجام ارزیابی و عدم صدور مجوز» و همچنین به حمید چیت‌چیان وزیر نیرو برای «استحضار و دستور توقف ساخت غیرقانونی این سد» داده‌شده است.

         متن کامل این نامه که به امضای بیش از ۵۰ سازمان غیردولتی محیط زیستی از سراسر کشور رسیده است، در زیر با شما خوانندگان گرامی طبیعت بختیاری به اشتراک گذاشته می‌شود:

    به نام هستی‌بخش

    سرور ارجمند جناب آقای دکتر حسن روحانی؛ رییس‌جمهور محبوب
    با سلام و احترام
    کارون بزرگ به‌عنوان تنها رودخانه‌ی قابل کشتیرانی در ایران، از سرشاخه‌های زردکوه بختیاری و دنا سرچشمه می‌گیرد و پس از پیوستنِ رودخانه دز با عبور از کهن زادبوم‌های دیار خوزستان که نخستین خاستگاه‌های تمدن بشری بودند درنهایت به خلیج‌فارس ملحق می‌شود. کارونی که به باور بسیاری تاریخ‌شناسان بیگانه و خودی، جلگه‌هایش گهواره تمدن جهان هستند و آوازهای مردم بختیاری و لر و خوزی و عرب در لابه‌لای موج‌های خروشانش سُر می‌خورند و مردمانش مدافعان خط نخست ایران‌زمین بودند و هستند، این روزها حال خوشی ندارد.

         آقای رییس‌جمهور؛ سد خرسان (۳) یکی از ۲۵ سد در پرونده سرشاخه‌های کارون در زاگرس است که تنها به بهانه تولید ۲۷۵ مگاوات برق بدون اخذ مجوزهای قانونی ارزیابی اثرات زیست‌محیطی و اقتصادی اجتماعی، عملیات اجرایی آن بر روی رودخانه خرسان در استان چهارمحال و بختیاری آغازشده و با نادیده گرفتن قوانین و ملاحظات علمی و محیط‌زیستی اضافه بر گسترش خسارت‌های زیست‌محیطی و هدر رفت سرمایه‌ها، قانون‌گریزی را در جامعه ترویج می‌کند. این سد بیش از ۲۴۰۰ هکتار از جنگل‌ها و بوته‌زارهای منطقه زاگرس را زیرآب برده و هزاران ذخیره نادر جنگلی از گونه‌های بلوط ایرانی، بنه و بادام وحشی را در خط مرزی منطقه حفاظت‌شده دنا نابود می‌کند.

         اگر از بعد اقتصادی به احداث این سد نگاه کنیم و بر بنیاد معیار تحلیل سود و زیان، آن را ارزیابی کنیم به‌خوبی مشهود است که؛ در محاسبات ارزش‌گذاری اقتصادی این سد، تنها به ارزش حال و مستقیم منابع و اراضی بسنده شده است درصورتی‌که ارزش‌های زیستگاهی، خدمات زیستی جنگل‌ها و پوشش گیاهی، حفاظت خاک، ترسیب کربن و محاسبه ارزش تغییر نرخ تولید در پایین‌دست سد نادیده گرفته‌شده است؛ این درحالی‌است که اگر خدمات زیستی منطقه، ارزش‌گذاری و هزینه جایگزینی این خدمات هم محاسبه شود این هزینه‌ها بسیار فراتر از هزینه تملک و احداث سد و سازه‌های آن بوده و احداث این سد فاقد توجیه اقتصادی و زیست‌محیطی خواهد بود.

         آقای رییس‌جمهور؛ با احداث سد خرسان تعداد ۲۴ آبادی با بیش از ۸۰۰ خانوار به زیرآب رفته و بیش از ۱۰۰۰ معیشت در حوزه زراعت و باغداری، دامداری، پرورش زنبورعسل و آبزی‌پروری از بین خواهد رفت. صرفه‌نظر از هویت‌های فرهنگی، تعداد ۲۶ اثر تاریخی باستانی و طبیعی متأثر از احداث این سد خواهند شد که آتشگاه به‌عنوان طولانی‌ترین آبشار کشور یکی از این آثار ارزشمند و مزیت‌های منحصربه‌فرد طبیعی اقتصادی منطقه است. هزینه جابه‌جایی و اسکان مجدد این خانوارها و هزینه‌های جایگزینی این فرصت‌های شغلی بسیار بالاتر از هزینه‌هایی است که بابت تملک آن‌ها پرداخت می‌شود ولی متأسفانه توجه صرف به تملک و خرید مستقیم اراضی، معضلات اجتماعی زیادی را هم برای مردم روستاهای جابه‌جاشونده و هم برای جوامع محلی و شهری پذیرنده ایجاد خواهد کرد.

         آقای رییس‌جمهور؛ از نگاه تخصصی و مدیریت خردمندانه منابع آبی کشور هم، احداث این سد فاقد توجیه فنی، اقتصادی و توسعه پایدار است؛ میانگین آورد سالانه رودخانه کارون به کمتر از ۱۴ میلیارد مترمکعب و در شرایط حداقلی حاضر، به کمتر از ۹ میلیارد مترمکعب رسیده است. در حال حاضر ظرفیت ذخیره و نگهداری تعداد ۵ سد موجود و احداث‌شده بر روی کارون برابر ۱۴ میلیارد مترمکعب است که در شرایط نرمال و رعایت حق‌آبه زیستی رودخانه با دبی پایه ۲۲۰ مترمکعب بر ثانیه در اهواز می‌توانند حتی بیش از تمامی آورد رودخانه را ذخیره و انرژی برق‌آبی تولید کنند و دیگر نیازی به احداث سدهای جدید نیست.

         گفتنی است؛ در شرایط خشک‌سالی حاضر، میانگین آب ذخیره‌شده در سدهای موجود حدود ۱۱ میلیارد مترمکعب است که تولید برق آن‌ها به‌شدت کاهش پیداکرده است. میزان آب رهاشده در رودخانه کارون – تحت عنوان حق‌آبه زیستی – در شهر اهواز در شرایط خشک‌سالی شدید به کمتر از ۶۰ مترمکعب بر ثانیه نیز رسیده است که اضافه بر آلودگی شدید و کیفیت بسیار پایین، قادر به حفظ تعادل جریان اکوسیستمی در دهانه خلیج‌فارس و جلوگیری از ورود آب‌شور به داخل اروندرود و بهمن‌شیر نبوده و متأسفانه با برگشت آب‌شور، یک‌میلیون نفر نخل در منطقه را به نابودی کشانده و به شکل نگران‌کننده‌ای روند نفوذ آب‌شور به لایه‌های زیرزمینی را شدت بخشیده است.

         ازاین‌رو؛ ما سازمان‌های غیردولتی محیط‌زیستی کشور ضمن قدردانی از رویکرد دولت تدبیر و امید در حوزه محیط‌زیست و مدیریت خردمندانه منابع آبی، از حضرت‌عالی درخواست داریم به لحاظ خسارت‌های زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از اجرای این سد و غیرقانونی بودن آن به لحاظ نداشتن مجوزهای قانونی ارزیابی اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی و اقتصادی، دستور فرمایید ساخت این سد متوقف گردیده و به‌جای هدر رفت سرمایه‌های کشور، با بهره‌گیری هوشمندانه از دیگر ظرفیت‌های طبیعی موجود در منطقه، تولید انرژی‌های بادی در اولویت قرار گیرند.

    رونوشت:

    ۱- سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار معاون محترم رییس‌جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور برای تقدیر از پافشاری بر اجرای قانون و انجام ارزیابی و عدم صدور مجوز
    ۲- جناب آقای مهندس حمید چیت‌چیان وزیر محترم نیرو برای استحضار و دستور توقف ساخت غیرقانونی این سد

    با تقدیم احترام مجدد؛
    سازمان‌های غیردولتی محیط‌زیستی کشور

    دبیرخانه گروه هم‌اندیشی تالابی کشور، انجمن محیط‌زیستی تسنیم چهارمحال و بختیاری، تشکل زیست‌محیطی وحدت سبز چهارمحال و بختیاری، انجمن دوستداران طبیعت بروجن، تشکل زیست‌محیطی حافظان طبیعت شهرکرد، مؤسسه سبز کاران بالان، انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان، انجمن ارزیابی محیط‌زیست ایران، انجمن حیات ایران، انجمن جوانان حافظ زمین (دامون)، انجمن پایشگران حامی محیط‌زیست (پاما)، انجمن حمایت از حیوانات، انجمن دنیای سالم، انجمن حامیان سیاره‌ی سبز، انجمن حامیان طبیعت چرو (جوانه) روانسر، انجمن دوستداران طبیعت فریدون‌شهر، انجمن زیست‌بان، انجمن ژین و ژینگه زاگرس، انجمن سبز چیا مریوان، انجمن طرفدارن توسعه انزلی، انجمن کوهنوردان ایران، انجمن همیاران زیست سبز، انجمن هیلو جنبش علفزار کرمانشاه، انجمن یاران سبز ژینگه کرمانشاه، انجمن یوزپلنگ ایرانی، بنیاد حرمت حیات، بنیاد درخت و کودک، تشکل زیست‌محیطی کاریزه سنندج، جامعه همیاران منابع طبیعی و آبخیزداری استان مرکزی، جمعیت حفظ و احیاء محیط کوهستان (پراو)، جمعیت دیده‌بان میانکاله، دیده‌بان حقوق حیوانات، دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران، شبکه محیط‌زیستی استان کرمانشاه، کانون سبز فارس، گروه کوهنوردان گیاهخوار ایران، گروه بچه‌های آب، مرکز توسعه سازمان‌های غیردولتی محیط‌زیستی ایران، موسسه توسعه پایدار و محیط‌زیست، مؤسسه ۱۳ فروردین کازرون، مؤسسه حلقه سبز زمین، مؤسسه طلوع سبز، مؤسسه فرهنگی و اجتماعی و زیست‌محیطی کیمیای سبز، کانون طبیعت گردی سیروان، انجمن نسیم سراب اناهیتا کنگاور، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اصفهان، جمعیت حمایت از منابع طبیعی و محیط زیست (پیام سبز)، انجمن حافظان محیط زیست بادرود، جمعیت دوستداران طبیعت نجف‌آباد.

    روی عکس کلیک کنید تا بزرگتر ببینیدhttp://www.tabiatbakhtiari.com/wp-content/uploads/2014/12/khersan2.jpg

  • در ماجرای تیلاپیا وقتی دم خروس پیدا است چطور قسم‌ها را قبول کنیم؟!/ وبلاگ میهمان

    http://www.tabiatbakhtiari.com/wp-content/uploads/2014/12/IMG%D8%AA%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%A7.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات/ هومان خاکپور*: در پی اعتراض دبیرخانه گروه هم‌اندیشی تالاب‌ها به ماجرای ورود غیر کارشناسی و خطر آمیز ماهی تیلاپیا به اکوسیستم‌های آبی کشور، دکتر حسن صالحی رئیس سازمان شیلات کشور در واکنشی کمی تند به دفاع از برنامه‌های سازمان تحت امرش برای واردکردن این‌گونه مهاجم و غیربومی کرده و ضمن اصرار بر عملی کردن تصمیمات‌‌شان، با اتکا بر دانش همکاران‌شان در سازمان شیلات قسم خوردند که هیچ اتفاقی برای اکوسیستم‌های آبی کشور و زیستمندانش نخواهد افتاد!

         نگارنده بسیار خوشحال است که در چند روز گذشته تماس‌ها و ایمیل‌هایی از طرف کارشناسان و متخصصان مستقل موافق و مخالف در حوزه شیلات و ماهی‌شناسی کشور دریافت کرده که حاوی مطالب و پژوهش‌های ارزنده‌ای بودند که حکایت از راه درستی دارند که پای در آن نهاده‌ایم.

         سازمان شیلات در توجیه و دلایل مصمم بودنش به این ورود خطرناک می‌گوید؛ در دنیا کارهای علمی و تحقیقاتی بسیار زیادی در خصوص ماهی تیلاپیا صورت گرفته است و به دلیل ارزش پروتئینی بالا و هزینه‌های تولید پایین، می‌تواند جایگزین بسیار خوبی برای اقشار ضعیف و کم‌درآمد جامعه به‌عنوان منبع پروتئینی بالا باشد؛ و همان‌طور که کشورهای پیشرفته دنیا مثل امریکا هم مدعی هستند، می‌توانیم با استفاده از دانش فنی تیلاپیای ابر نر تولید کنیم که کروموزوم‌های آن همگی YY باشند و تمامی ماهی‌های موجود در مزرعه نر شوند و حتی اگر ماده‌ای نیز در میان آن‌ها باشد به دلیل تراکم بسیار بالا امکان تولیدمثل نداشته باشد و با نظارت دقیق سازمان‌های نظارتی و تعهد بالای تولیدکنندگان از خروج احتمالی این‌گونه و ورود به اکوسیستم‌های آبی کشور جلوگیری می‌کنیم!

         جان کلام اینکه طراحان و ایده پردازان این طرح مدعی هستند که می‌خواهند با یک مدیریت علمی، متعهد و آگاهانه و در نظر گرفتن تمام جوانب اقدام به تولید ماهی تیلاپیا در سامانه‌های فوق متراکم کنند تا اضافه بر افزایش بهره‌وری آب‌های لب‌شور مناطق کویری، با ایجاد اشتغال مولد و امنیت غذایی از خروج ارز از کشور جلوگیری کرده و ماهی تیلاپیای تولیدشده توسط خودمان را باقیمت بسیار مناسب به دست مردم برسانند.

         تجربه‌ها نشان داده است که در کشور ما عموماً به نتایج کوتاه‌مدت دوران مدیریت‌ها توجه می‌شود، مثلاً در همین حوزه شیلات درصدد هستیم که سرانه مصرف ماهی در کشور بالا برود ولو اینکه آمار صید میگو، کیلکا و ماهی خاویاری رشد چند ۱۰۰ درصدی داشته باشد و حتی در سال‌های آینده مجبور باشیم تنها شاهد یک نمونه تاکسیدرمی شده آن‌ها در موزه‌ها باشیم، آمار مجوزهای تولید آبزیان سر به آسمان بساید ولو ۵ درصد آن‌ها هم به نتیجه نرسد، یک گونه به صنعت آبزی‌پروری کشور معرفی شود بدون اینکه ملاحظات زیست‌محیطی و خطرات نابودکننده آن را در نظر بگیریم و برای ضمانت‌های اجرایی تدابیر کنترلی آن به شرایط اجتماعی فرهنگی و بضاعت نهادهای نظارتی کشور توجه کنیم!

         در حیرتم باوجود تجارب تلخی مانند کپور و حتی قزل‌آلا که نتوانسته‌ایم توانمندی دستگاه‌های نظارتی و متولی را برای اعمال نظارت جامع و کاملی روی مزارع‌شان ثابت کنیم! نمی‌دانم چگونه به خودمان اجازه می‌دهیم که بی‌محابا از عواقب خطرناک آن، چنین ادعاهای بزرگی را در کنترل مزارع پرورش تیلاپیا مطرح کنیم؟!

         آیا بهتر نیست برای اثبات این ادعای توانمندی‌مان، پرورش گونه‌های بومی خلیج‌فارس مثل صبیتی، شانک، حلوا سفید، سوکلا، شوریده و… را که از ماهیان ممتاز و دارای ارزش تغذیه‌ای و تجاری بالا در جهان هستند را در شمار اولویت‌های توسعه‌ای‌مان در حوزه آبزی‌پروری قرار دهیم که هم تا حدودی در انحصار کشور ایران است و هم فرار آن‌ها نه‌تنها موجب نگرانی نیست بلکه مایه مسرت هم خواهد بود.

    * دیده بان طبیعت بختیاری

  • بیانیه‌ی جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد زیست‌محیطی در اعتراض به اجرای طرح گردشگری در جزیره‌ی آشوراده

    دیده بان حقوق حیوانات:83 تشکل زیست محیطی در بیانیه ای به اجرای طرح گردشگری در جزیره‌ی آشوراده اعتراض کردند.

    متن کامل این بیانیه به این قرار است:

    تفاهم‌نامه‌اي که میان سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان ميراث فرهنگي، صنایع دستی و گردشگري براي تبديل عرصه‌ی مفید جزیره‌ی آشوراده به گردشگري امضا شد معنایی جز تغییر کاربری این جزیره ندارد. ما سازمان‌های مردم‌نهادِ فعال در حوزه‌ی محیط‌زیست، در کنار شماری از انجمن‌های دیگر، خواهانِ لغو تفاهم‌نامه‌ی یادشده هستیم؛ چرا که:

    1- به موجب ماده‌های يك و شش قانون حفاظت و بهسازي محيط‌زيست، وظيفه‌ی سازمان حفاظت محيط زيست حفاظت، پيشگيري و ممانعت از هر نوع آلودگي و اقدام مخربي است كه منجر به از بين رفتن تعادل اكولوژيك طبيعت مي‌شود. هم‌چنان‌که به موجب ماده‌ی ١٦ همان قانون، این سازمان قائم‌مقام قانوني دولت در مناطق چهارگانه است و نه تنها حق واگذاري مناطق را نداشته، بلکه حق واگذاري مديريت منطقه به قصد تغيير كاربري را هم بدون اخذ موافقت سازمان جنگل‌ها و مراتع ندارد. از این رو، تفاهم‌نامه‌ي یادشده غيرقانوني است.

    2- به موجب قانون الحاق ايران به كنوانسيون تنوع زيستي مصوبه سال ١٣٧5 مجلس شوراي اسلامي و قانون الحاق ایران به کنوانسیون رامسر، دولت ايران متعهد به حفظ تنوع زيستي و شبكه‌ی مناطق حفاظت‌شده‌ی كشور و حفظ تالاب‌های بین‌المللی کشورمان شده است. از این رو، موافقت با هر گونه اقدامی که باعث فروپاشی تمامیت اکولوژیکی در مناطق تحت حفاظت محیط‌زیست شود منجر به خدشه‌دار شدن اعتبار دولت ايران نزد مجامع بين‌المللي ــ از جمله يونسكو، اتحاديه‌ی بین‌المللی حفاظت از طبیعت، كنوانسيون رامسر، كنوانسيون حفاظت از تنوع زيستي و حتا کنوانسیون محیط زیست دریای مازندران ــ مي‌شود.

    3- هيچ يك از ما مخالف بوم‌گردي (اکوتوریسم پایدار) آشوراده نيستیم، اما آنچه موجب نگرانی شده موافقت سازمان محیط‌زیست با اجرای طرحی است که در اسم طبیعت‌گردی است اما در واقع گردشگری تجاری است. گردشگري در طبيعت فقط يك اصل مهم دارد و آن هم جلوگيري از هر گونه تخريبي است. گردشگري مبتني بر اصول توسعه‌ی پايدار، حفظ طبيعت و ساختارهاي جوامع بومي و اصيل است. دولت بايد مدافع مردم بومي باشد و با پ‍شتیبانی و آموزش آنها بستر توسعه‌ی پايدار و گردشگري سازگار با بوم‌سازگان یگانه و منحصر به فرد منطقه را سر و سامان بدهد. از این رو، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري مكلف است با همكاري دیگر دستگاه‌هاي مسؤول نسبت به توسعه‌ی زيرساخت‌هاي لازم براي فعاليت‌هاي همخوان با اکوسیستم آشوراده در مراكز جمعيتي حاشيه‌ی منطقه از جمله بندر تركمن، بندر گز، بهشهر، نكا و… اقدام كند و برنامه‌ی تفصيلي گردشگری منطقه با تكيه بر زيرساخت‌هاي علمی، تخصصی ومحلی سازگار با زیست بوم در مراكز جمعيتي یادشده صورت گيرد.

    4- سواحل جزيره‌ی كوچك آشوراده، که به عنوان بخش مهمي از پناهگاه حيات‌وحش ميانكاله دروازه‌ی ورود به این ذخيره‌گاه ارزشمند زيستكره در جنوب شرق دریای مازندران است، جزو معدود زیستگاه‌های فک خزری، محل تخم‌گذاري مهم‌ترین ماهيان خاوياري دنیا و امن‌ترين زيستگاه پرندگان برای زادآوري و تنها بازمانده‌ی جنگل‌ها و بيشه‌زارهاي جلگه‌اي ايران در ساحل دریای مازندران است. از این رو، گشودن بحث گردشگری تجاری و انبوه در این منطقه، با ویژگی‌ها و پیشینه‌ی تلخی که از آن در دیگر سواحل دریای مازندران سراغ داریم، اشتباهی ویرانگر و بازگشت‌ناپذیر است.

    با احترام

    انجمن‌های:

    1. جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط‌زیست
    2. جمعيت داوطلبان سبز، جمعیت حفظ و احیای محیط کوهستان (پراو)
    3. جمعیت دوستداران محیط‌زیست زیست‌بان،
    4. دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران،
    5. دیده‌بان حقوق حیوانات،
    6. دیده‌بان کوهستان (دکا)،
    7. بنیاد حرمت حیات،
    8. موسسه‌ی توسعه‌ی پایدار و محیط‌زیست،
    9. شبکه‌ی محیط‌زیستی استان کرمانشاه،
    10. مرکز توسعه‌ی سازمان‌های غیر دولتی محیط‌زیستی ایران،
    11. جامعه‌ی همیارن استان مرکزی،
    12. انجمن کوهنوردان ایران،
    13. انجمن ارزیابی محیط زیست ایران،
    14. انجمن حمایت از حیوانات،
    15. انجمن زنان طرفدار توسعه‌ی پایدار محیط‌زیست،
    16. انجمن حفظ محیط کوهستان،
    17. انجمن پیشگامان خورشید استهبان،
    18. انجمن کوهنوردان گیاهخوار ایران،
    19. انجمن مهرگان (فارس)،
    20. انجمن انسان و زمین،
    21. انجمن دوستداران ميراث فرهنگي هوتو (مازندران)،
    22. انجمن طلوع سبز،
    23. انجمن دوستداران یادمان‌های ماندگار (قزوین)،
    24. انجمن سبز لاوان،
    25. انجمن سیاره‌ی سبز،
    26. انجمن مهرگان پرتو پژوه (کرمان)،
    27. انجمن محیط‌زیستی تسنیم،
    28. انجمن حاميان سبز لرستان،
    29. انجمن یاران سبز ژینگه،
    30. انجمن یه‌له‌ور (روانسر)،
    31. انجمن کیمیای سبز،
    32. انجمن دوستداران محیط‌زیست طالقان (دشتبان)،
    33. انجمن بوم آب و آفتاب (خوزستان)،
    34. انجمن ياوران محيط‌زيست سيمره،
    35. گروه حمایت از حیوانات دماوند،
    36. تیم گردشگری و محیط‌زیست سیاهکل و دیلمان،
    37. کانون آینده‌نگری ایران،
    38. كانون پارس فرهنگ اليگودرز،
    39. خانه‌ی عصر باستان،
    40. موسسه‌ی طبیعت‌پژوهان زیما،
    41. کارگروه محیط‌زیست فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی
    42. رفتگران طبیعت ایران
    43. كانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط زيست ايران
    44. گروه هر ایرانی یک زیستبان
    45. کانون آینده نگری ایران
    46. انجمن مهرورزان زمین پاک ساری
    47. انجمن دوست داران دماوند کوه
    48. انجمن یاوران زمین بابل
    49. جمعیت زنان مبارزه با آلودگی قائم شهر
    50. جمعیت زنان مبارزه با آلودگی
    51. کانون طبیعت و سلامت قائمشهر
    52. کانون حفاظت از محیط زیست سفیر دانشگاه بابلسر
    53. انجمن مهرگان طبیعت نکا
    54. ساکنین حرم سبز فردوس بابل
    55. انجمن حمایت از حیوانات بابلسر
    56. دوستداران محیط زیست بابلسر
    57. انجمن کوهنوردان بابل
    58. انحمن کوهنوردان قائمشهر
    59. انجمن کوهنوردان ساری
    60. انجمن کوهنوردان آمل
    61. توسعه دیار سبز
    62. انجمن قوهای مهاجر سرخرود
    63. انجمن پویندگان افق سبز بابل
    64. دوستداران میانکاله
    65. انجمن دوستداران سبززاغمرز
    66. همیاران طبیعت اسبو کلا
    67. انجمن فرزندان زمین پاک داربکلاه
    68. توسعه پایدار قائمشهر
    69. انجمن پژوهندگان سبز بابل
    70. محیط زیست آسان ساری
    71. انجمن حمایت از قو های مهاجر محمود آباد
    72. رفتگران طبیعت مازندران
    73. کانون ساحل سبز مازندران
    74. انجمن گردشگری ورزشی جالوس
    75. جعمیت نگاه سبز رامسر
    76. انجمن توانمدسازی پارسیان قائمشهر
    77. کانون تامتان دوراندیش آمل
    78. کانون اندیشه و جسم تنکابن
    79. انجمن لارکوه لاریجان
    80. کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران
    81. موسسه فرهنگ و توسعه پایدار ایرانیان
    82. موسسه یاوران سرزمین آریا