دسته: حیوانات در خطر انقراض

  • قوچ کشی در پروژه‌ی حفاظت از قوچ لارستان/ توضیح مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان

    دیده بان حقوق حیوانات: موسسه حیات وحش میراث پارسیان با انتشار متنی در سایت اینترنتی این موسسه به برخی ابهامات در رابطه با قوچ کشی برای حفاظت از حیات وحش به این شکل پاسخ داد:

    «در پی برخی گفت و گوها در چند روز اخیر پیرامون فعالیت‌های مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان، این مؤسسه برخود لازم دانست تا برای حفظ احترام کارشناسان و متخصصان همکار در پروژه‌ی حفاظت از قوچ لارستان توضیحاتی دراین باره ارائه کند.

    پروژه‌ی حفاظت از قوچ لارستان نیز همانند سایر پروژه‌های این مؤسسه بر پایه‌ی پژوهش کارشناسان متخصص در این حوزه تعریف شده است و مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان در سال ۱۳۹۰ (سومین سال تأسیس)، وظیفه‌ی انجام

    یک پیمایش سریع با کمک مالی مؤسسه Persian Wildlife Foundation۱ و همچنین مؤسسه قوچ های وحشی  Wild Sheep Foundation را با همکاری سه گروه از کارشناسان قید شده در گزارش فاز اول پروژه به عهده داشته است. لازم به ذکر است که این پژوهش نخستین بررسی وضعیت گونه‌ی در خطر انقراض قوچ لارستان در ایران بود که نتیجه آن تخمین جمعیت حدود ۱۲۰۰ رأسی (۷۰۰ راس در مناطق حفاظت شده و ۵۰۰ راس در مناطق آزاد) این گونه در ایران بود۲.

    یکی از ‍پیشنهادهای کارشناسی ارائه شده در این گزارش، تعریف یک ذخیره‌گاه امن با مشارکت مردم محلی برای این گونه است که مؤسسه هم اکنون برای پیشبرد پروژه حفاظت از قوچ لارستان، و تعریف یک ذخیره‌گاه برای این گونه مشغول تکمیل اطلاعات منطقه از طریق مکاتبه با اداره کل محیط زیست استان هرمزگان و همچنین معرفی یک کارشناس محلی با هدف شناسایی ذخیره‌گاه مورد نظر و تشکیل گروه محلی متولی این ذخیره‌گاه است.

    هم زمان، مؤسسه با اعتقاد به استفاده از ابزار شکار محدود و مدیریت شده تروفه ـ به عنوان یکی از روش های مرسوم تأمین هزینه های سنگین حفاظت ـ مذاکراتی را برای کاهش تعداد پروانه سالانه‌ی قوچ لارستان به ترتیبی که در سال‌های گذشته انجام می‌شد و رساندن آن به حداکثر دو پروانه با بهای بالا، به جای چندین پروانه به بهای پایین، آغاز کرده است و موفق شده تا موافقت مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست را با فروش دو پروانه شکار در کشورهای خارجی با قیمت بالا و با همکاری مؤسسه قوچ‌های وحشی جلب نماید. بدیهی است که سازمان در این کار، پروانه مازاد صادر نکرده است بلکه تعداد آن را به تنها دو تروفه کاهش داده است. مراحل حراج پروانه‌ها توسط خود موسسات خارجی صورت می‌گیرد. علاوه بر این، مطابق توافق مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان، مؤسسه حیات وحش پارسیان و مؤسسه قوچ‌های وحشی با سازمان حفاظت محیط زیست، درآمد حاصل از فروش این پروانه صرف حفاظت از ذخیره‌گاه مذکور توسط گروه مدیریتی و اجرایی محلی خواهد شد. سازوکار هزینه این درآمد نیز، خارج از سازوکار دولتی و از طریق تأسیس یک صندوق محلی توسط حاشیه نشینان ذخیره‌گاه مذکور و با نظارت سازمان حفاظت محیط زیست خواهد بود.

    در حال حاضر، یک خریدار خارجی تمایل خود را برای خرید این پروانه مشروط بر استفاده در حفاظت اعلام کرده است. با این حال به دلیل آنکه هنوز مذاکرات برای معرفی ذخیره‌گاه (مطابق قوانین مربوط به قرق‌های اختصاصی) و همچنین تشکیل صندوق محلی به نتیجه‌ی نهایی نرسیده است، فرایند فروش پروانه تکمیل نشده و هنوز مبلغی جا به جا نشده است.  از طرفی مؤسسه، هیچ گونه دخالت و منفعتی در درآمد حاصل از فروش  و اجرای برنامه شکار نخواهد داشت.

    لازم به ذکر است که این رقم، تنها قیمت پروانه شکار برای حفاظت از گونه است و هزینه‌های خدمات جانبی (مانند حمل و نقل، اقامت و راهنمایی شکار) در این قیمت منظور نشده است و ناگقته پیداست که این خدمات جانبی توسط آژانس‌های ارائه دهنده خدمات شکار عرضه می‌شود و ارتباطی با قیمت فروش پروانه ندارد.

    با این وجود، از آنجا که تمامی این فعالیت‌ها و اقدامات هنوز در مرحله مذاکره و گفت‌وگو است و اقدامی عملی انجام نشده است، (همانند هر پروژه دیگری) مؤسسه اقدام به انتشار عمومی مراحل این پروژه نکرده است. توضیحات بالا نیز تنها در جهت رفع ابهامات مطرح شده در چند روز اخیر ارائه شد.

    کارشناسان مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان به لزوم ایجاد الگوی پایدار در استفاده از ابزارهای متداول حفاظت اعتقاد دارند. قابل پیش بینی است که هر روش نا‌آشنا با بازخورد‌های مثبت و منفی روبه‌رو خواهد بود. استفاده از شکار تروفه در حفاظت موضوعی است که علی رغم موفقیت در موارد قابل استناد و تایید جهانی، همواره مورد انتقاد بوده و خواهد بود.

    مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان مطابق با اساسنامه خود حفاظت پایدار و تلاش در جهت آن را تنها هدف خود می‌داند و شکار محدود و مدیریت شده را به عنوان یکی از ابزارهای حفاظت می‌شناسد؛ شکاری که منافع جامعه محلی را تضمین و هزینه‌های حفاظت زیستگاه‌ها را تامین کند.

     ۱. این مؤسسه در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) در آمریکا توسط تنها یکی از پایه‌گذاران مؤسسه‌ی حیات وحش میراث پارسیان به ثبت رسیده است و این دو نهاد هویتی کاملاً مستقل از هم دارند.

    ۲. منطقه‌ی تحت پژوهش مهندس دره‌‌شوری غربی‌ترین محدوده‌ی پراکندگی قوچ لارستان بوده که جمعیت ذکر شده از جانب ایشان همین محدوده را شامل می‌شود و بیانگر مجموعه نتایج پژوهش که به وسیله‌ی دو گروه دیگر نیز انجام شد نیست.»

    ________________________

    تاملی در قوچ‌فروشی آن موسسه/ وبلاگ میهمان

    پول از شما قوچ از آنان؛ حفظ حیات با کشتار/ وبلاگ میهمان

  • پول از شما قوچ از آنان؛ حفظ حیات با کشتار/ وبلاگ میهمان

    پول از شما قوچ از آنان؛ حفظ حیات با کشتار/ وبلاگ میهمان

    Animal-Rights-Watch-ARW-7404برای دیدن تصویر بزرگ روی آن کلیک کنید.

    دیده بان حقوق حیوانات/ سام خسروی فرد*: موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان، بنیادی نوپاست که بر اساس اطلاعات وب‌سایتش در مدتی کوتاه تلاش‌های بسیاری در حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش ایران انجام داده است. به عنوان مثال مشارکت در راه‌اندازی سمپوزیمی در لندن با محوریت محیطزیست ایران و یا کمک مالی۱۰۰ هزار دلاری به فاز دوم پروژه حفاظت از یوز‌آسیایی. اما در کنار چنین فعالیت‌هایی به شکار فروشی و توسعه شکار تفریحی هم می‌پردازد.

    این موسسه که در اردیبهشت ۱۳۹۱ ثبت شده خواهری دارد که با نامی مشابه است در آمریکا به ثبت رسیده‌است. افراد کلیدی و مدیران هر دو موسسه کم‌وبیش مشترکند. این بنگاه غیرانتفاعی ایرانی-آمریکایی در اقدامی شگفت‌انگیز با بنیاد قوچ‌های وحشی (Wild Sheep Foundation)، همکاری کرده تا یک راس قوچ لارستان را به مبلغ ۱۰۰ هزار دلار به مزایده گذاشته شود. قوچ لارستان، زیرگونه‌ای آسیب‌پذیر و در خطر است که برخی آن را کوچکترین قوچ جهان می‌دانند.

    وقتی در زمستان سال ۱۳۹۰، یعنی حدود شش ماه قبل از ثبت رسمی موسسه میراث حیات‌وحش پارسیان در ایران گزارش بررسی قوچ لارستان منتشر شد کمتر کسی می‌توانست پیش‌بینی و باور کند که تنها دو سال بعد نام این بنگاه را که در جای‌جای وب‌سایتش از حفاظت سخن گفته در کنار تبلیغ پروانه شکار قوچ لارستان ببیند. به عبارت دیگر گزارشی تدوین شد به‌نام حفاظت و پژوهش اما به کام شکار و شکارچیان فرنگی. در گزارشی که این موسسه درباره وضعیت قوچ‌های در حال انقراض لارستان در ایران منتشر کرده آمده است ۷۰۰ راس از آنها در زیستگاه‌های حفاظت شده و ۵۰۰ راس در مناطق آزاد وجود زندگی می‌کنند. این گزارش فاقد روش‌شناسی مشخص است و البته نام بیژن فرهنگ دره‌شوری را به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان بر پیشانی خود دارد. در گفت‌وگویی تلفنی با این اکولوژیست معتبر ایران، مشخص شد کارهای میدانی گزارش را او انجام داده و برآوردش از جمعیت قوچ لارستان در مناطقی که مورد بررسی قرار داده در خوش‌بینانه‌ترین حالت ۲۵۰ راس است.

    موسسه میراث حیات‌وحش پارسیان (Persian Wildlife Heritage Foundation) را در ایران و خواهر دوقلویش به نام بنیاد حیات‌وحش پارسیان (Persian Wildlife Foundation) را در آمریکا ثبت کرده‌اند. در وب‌سایت هر دو عنوان شده که چرخ اقتصادی آنها بر پایه کمک‌های مردمی و اعانه می‌گردد. وب‌سایت بنیاد حیات‌وحش پارسیان، رنگ و لعاب و تنوع صفحات خواهر ایرانی را ندارد و صفحاتش دیر به دیر به روز می‌شود.

    موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان، یا همان خواهر ایرانی، خود را در وب‌سایتش چنین توصیف می‌کند: «برای کمک به حفظ طبیعت و حیات وحش ایران و جلوگیرى از نابودى جانوران این کشور و زیستگاه‌هاى آنها، که به دلیل رشد جمعیت و توسعه محدوده‌هاى فعالیت انسانى بسیار آسیب‌پذیر شده‌اند، تشکیل شده است. ما بر این باوریم که پیشبرد اهداف حفاظتى جز از طریق همکارى مردم با مسولان امکان‌پذیر نیست. مردم به عنوان میراث‌داران این طبیعت کهن در نگه‌دارى از آن و تحویل بی‌کم و کاستش به نسل‌های آینده مسولند. به همین ترتیب، مسولان نیز وظیفه دارند تا از این میراث پرارزش به درستى امانت‌دارى کنند.» بر اساس آنچه در وب‌سایت این بنگاه آمده، هدف و ماموریت اعضای آن گسترش آگاهى‌هاى عمومى درباره ضرورت پاسدارى از طبیعت و حیات‌وحش ایران و ترویج ارزش‌های این میراث کم نظیر از یک سو و تعریف و اجراى طرح هاى علمى و سنجیده براى کمک به حفظ گونه‌هاى در معرض خطر و زیستگاه‌هاى شکننده حیات‌وحش است. ‌پیش از اجراى هر گونه طرحى پژوهش‌هاى دقیق صورت مى‌گیرد و عواملى که مسبب اصلى به خطر انداختن بقاى گونه‌های پرارزش این سرزمین است مشخص مى‌شود.»

    در هیچ‌یک از صفحات وب‌سایت این بنگاه از فعالیت در حوزه شکار سخنی به میان نیامده است. با این حال شماری از بنیانگذاران این موسسه شکارچیان شناخته شده و صاحبان شرکت‌های سافاری و شکار هستند. به علاوه، هومن جوکار، مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و یکی از مدیران ارشد موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان بر لزوم اجرای طرح شکار پایدار تاکید کرده است. جوکار حدود حدود سه ماه پیش از تبلیغ فروش پروانه شکار ۱۰۰ هزار دلاری قوچ لارستان درباره ترویج شکار پایدار داد سخن داده است. به گزارش پایگاه دیده‌بان محیط‌زیست و حیات‌وحش ایران، جوکار ۱۳ مهرماه سال گذشته در همایش یوز آسیایی گفته است: «در فاز دوم پروژه حفاظت از یوز آسیایی، مدل مشارکتی دنبال می‌شود تا بتوانیم محصولات حفاظت را در اختیار مردم قرار دهیم که در سه سایت مختلف با رویکرد توسعه اکوتوریسم، چرای دام پایدار و اصولی و شکار پایدار اجرا می شود.» حمایت مدیر پروژه یوز از شکار پایدار برخی را متعجب کرد. اما اینک می‌توان دریافت که چرا یکی از مدیران موسسه‌ای که به فاز دوم پروژه یوز ۱۰۰ هزار دلار کمک کرده، در پی استقرار شکار به اصطلاح پایدار است.

    به نظر می‌رسد آنچه جوکار و شرکا در موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان دنبال می‌کنند همان مدلی است که سال‌ها پیش در کشورهای توسعه یافته و به ویژه آمریکا با موفقیت به اجرا درآمد. تجربه‌ای که پیش از انقلاب نیز در ایران پایه‌گذاری شد اما خیلی زود شکست خورد. شرکت‌های سافاری و شکار، مجالی برای بهره‌برداری و منتفع شدن مردم محلی باقی نگذاشتند و سود سرشار ناشی از شکار توریستی به جیب سهام‌داران آن شرکت‌ها سرازیر می‌شد. بدین‌ترتیب چندان دور از ذهن نیست که همان چرخه معیوب باز تولید شود.

    به دلیل روابطی که مدیران و اعضای موسسه میراث حیات‌وحش پارسیان با هنرمندان، دانشگاهیان و افراد ذی‌نفوذ دارد چهره‌ای موجه از خود ارائه کرده است. اما حضور کم‌رنگ این موسسه در رسانه‌ها، هر دلیلی که داشته باشد، نشانه‌ای است از عدم شفافیت در عملکرد آن. گرچه این موسسه می‌گوید با آگاه‌سازی مردم قصد دارد طبیعت را حفاظت کند اما در عرصه اطلاع‌رسانی عمومی کمتر ظاهر می‌شود. به عنوان مثال، این بنگاه با همکاری بنیاد میراث ایران سمپوزیمی در لندن برگزار کرد که کمتر بازتابی در رسانه‌های داخلی داشت و تنها بی‌بی‌سی فارسی، رادیو زمانه و کیهان لندن آن را پوشش دادند. بدین‌ترتیب چگونه می‌توان باور کرد که قصد و هدف‌ این تشکیلات آگاه‌سازی مردم و کمک گرفتن از میراث‌داران واقعی طبیعت ایران است؟

    از آنجایی که موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان خود را پاسخ‌گو و شفاف معرفی می‌کند، انجمن‌های حمایت از حیوانات و طرفداران محیط‌زیست شاید بتوانند ضمن تماس با این بنگاه نو‌پا از دلایل همکاری در فروش پروانه شکار پرده‌برداری کنند. تا پیش از آن همکاری در فروش پروانه ۱۰۰ هزار دلاری شکار قوچ لارستان، این زیرگونه در معرض انقراض، توسط موسسه‌ای که مدعی حفاظت، پژوهش و بهسازی مناطق تخریب‌شده است را می‌توان به مثابه بر ملا شدن اهداف پنهان بنیانگذارن آن ارزیابی کرد، اهدافی که خلاصه اش می‌شود: به نام حفاظت به کام شکار.

     آیا بعد از این می‌توان به تشکل‌های محیط‌زیستی اعتماد کرد؟ یا باید آنها را در ردیف شرکت‌های سافاری و شکار قرار داد؟

    * آتش‌نوشت
    ___________________________________

    چگونه سایه انقراض بر سر گونه‌های نادر ایرانی گسترده‌تر می‌شود؟ (۲)/ وقتی محافظان محیط زیست، مدافع «شکار» از نوع «تروفه» می‌شوند!

    انتقاد یک تورگردان حیوان کشی: شکار ضامن بقای حیوانات در خطر انقراض است!/ طرح ادعاهای واهی در رسانه ها برای پول خون حیوانات

    تمدید فاز جدید پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی / اجرای مدل مشارکت مردم در حفاظت از زیستگاه های یوزپلنگ آسیایی

    چرا تروفه؟/ توجیهاتی برای کشتن ارزشمندترین نمونه های جانوری

    کارتون: خودت خوشت میاد؟/ ۲- شکار تروفه

    مناظره با موضوع شکار و صید: دفاع از شکار نقض حقوق حیوانات است

     

  • آغاز مهاجرت فصلی گورهای بهرام گور/ آب و علوفه گورخرها تامین است

    http://multimedia.mehrnews.com/Original/1393/02/21/IMG00351449.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: با آغاز شدن فصل گرما، مهاجرت فصلی گورخرهای منطقه حفاظت شده بهرام گور استان فارس نیز آغاز شده و محیط زیست نیز برای تامین امنیت زیستگاه این گورخها اقدام به آبرسانی به منطقه و تامین علوفه مورد نیاز آنها نیز کرده است.

    به گزارش مهر، منطقه حفاظت شده بهرام گور در شرق استان فارس و شمال شرقی شهرستان نی ریز قرار دارد و وسعت این منطقه 40 هزار و 800 هکتار و ارتفاع بلندترین نقطه آن دو هزار و 787 متر بوده و دارای آب و هوای گرم و خشک و بارندگی حدود 200 میلی متر در سال است.

    این محدوده از سال 1351 با عنوان منطقه حفاظت شده “بهرام گور” تحت مدیریت اداره کل حفاظت محیط زیست فارس قرار گرفته است.

    بهرام گور تنها منطقه ای در کشور به شمار می رود که جمعیت قابل ملاحظه و پویایی از گورخر ایرانی را که بر اساس سرشماری سال گذشته 330 راس بوده را در خود جای داده است.

    کاراکال، زاغ بور، هوبره، جبیر و… ازجمله زیستمندان بهرام گور به شمار می روند.

    از چندی قبل مهاجرت گورخر از منطقه حفاظت شده بهرام گور در شهرستان نی ریز به سمت استانهای کرمان و یزد آغاز شده است.

    یک کارشناس حوزه محیط زیست در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: گور خر از جمله حیوانات است که در مناطق دشتی زندگی می کند.

    علمدار علمداری بیان کرد: در فصل بهار به دنبال گرم شدن هوا در این مناطق مهاجرت گور خبر برای تهیه علوفه و آب آغاز شده و بیشتر به سمت استانهای همجوار می روند.

    وی با بیان اینکه خشکسالی باعث شده که حیات وحش در این منطقه با کمبود علوفه مواجه باشند، گفت: برخی از گونه های حیات وحش این منطقه قادر هستند خودشان را با شرایط وفق بدهند اما به رغم اینکه علوفه خریداری شده و در بهرام گور نیز توزیع می شود اما گورخرها برای تامین علوفه تازه به اراضی کشاورزی و باغات اطراف منطقه می روند.

    علمداری با اشاره به اینکه گورخر دو نوع مهاجرت دارد که یکی از این مهاجرتها به صورت روزانه و دیگری به صورت فصلی است، گفت: از چند روز قبل مهاجرت اين گونه در شهرستان ني ريز به سمت استانهاي يزد و كرمان آغاز شده است.

    این کارشناس حوزه محیط زیست ادامه داد: معمولا زمانی که گورخر برای تامین علوفه و آب مورد نیاز با مشکل روبه رو شود از منطقه مهاجرت کرده و به استان های همجوار پناه می برد.

    وی همچنین ناامن شدن زیستگاه را از دیگر دلایل مهاجرت گورخر دانست و بیان کرد: گورخر از جمله گونه هایی از حیات وحش است که با میزان کم باران و پوشش گیاهی بسیار کم قادر به زندگی است بیشتر از یک نوع گیاه به نام قیچ تغذیه می کند که این گیاه از جمله گیاهان کویری است.

    علمداری با بیان اینکه گورخرها بهرام گور با مشکل تغذیه ای حاد روبه رو نیستند، بیان کرد: مهمترین پارامتر مهاجرت گورخرها به ناامن شدن منطقه و حضور شکارچیان مربوط می شود و زمانیکه تردد انسانی زیاد باشد فضا ناامن و آنها منطقه را ترک می کنند.

    این کارشناس حوزه محیط زیست با اشاره به اختصاص اعتبارات استانی برای حل مشکلات این گونه ها بیان کرد: طی چند سال گذشته با هدایت آب از چشمه های بالایی بهرام گور به منطقه، هم شرایط تامین آب گونه ها تامین شده و هم زمینه ایجاد علوفه های تازه و منابع غذایی متنوع نیز به وجود آمده است.

    وی با اشاره به اینکه مهاجرت گورخرها مشکلاتی را برای آنها به وجود آورده، اظهار داشت: بعضا شاهد برخورد کامیون با این گونه ها که قصد مهاجرت از منطقه را داشته هستیم که در این خصوص باید تدابیر لازم اتخاذ شود.

    علمداری با بیان اینکه مهاجرت فصلی گورخرها به احتمال زیاد جنبه تولید مثل دارد، افزود: مهاجرت فصلی گورخرها در مسیر شمال به سمت استان یزد، در مسیر شرق به سمت شهربابک در کرمان، در مسیر جنوب به سمت حاجی آباد هرمزگان و سیرجان است.

    علمداری گفت: البته برای آنکه از تلف شدن گورخرها در محدوده غرب جلوگیری شود آبشخورهایی در مسیر آنها به سمت غرب ایجاد شده که تا حدودی از به خطر افتادن حیات این گونه جلوگیری می شود.

  • کشف و رهاسازی 4 سنجاب از متخلفان در استان قم

    دیده بان حقوق حیوانات: تعدادی سنجاب از متخلفان در سطح شهر مقدس قم کشف، ضبط و پس از تیمار در طبیعت رهاسازی شدند.

    به گزارش روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست استان قم، طی عملیات گشت و کنترل واحدهای فروش پرندگان در سطح شهر قم توسط کارشناسان حیات وحش و یگان حفاظت، 4 عدد سنجاب از متخلفان کشف و ضبط شد.

    بر اساس این گزارش، این تعداد سنجاب پس از رسیدگی و تیمار در اداره کل حفاظت محیط زیست استان قم به ماموران محیط زیست استان لرستان تحویل شد تا در زیستگاه اصلی آنها رهاسازی شوند.

    در همین راستا یک متخلف دستگیر و جهت رسیدگی پرونده تخلفات به مراجع قضایی معرفی شده است. طبق مصوبه شورای عالی محیط زیست، جریمه یک بطانه سنجاب معادل 3 میلیون و 500 هزار ریال می باشد.

    گفتنی است سنجاب ایرانی جثه‌ای متوسط، دمی بلند‌ و پشمالو دارد که از نصف طول بدن بلندتر است و موهای پشت به رنگ خاکستری متمایل به قهوه‌ای و زیر بدن زردرنگ است.

    به طور کلی هرچه از نواحی شمالی جنگل‌های زاگرس به طرف جنوب پیش برویم از رنگ حنایی دم کاسته می‌شود، به طوری که در قسمت‌های جنوبی، ممکن است رنگ به زرد نخودی تغییر یابد.

    زیستگاه سنجاب ایرانی جنگل‌های بلوط زاگرس و در میان درختان بلند و کهنسال بلوط بوده واز دانه، میوه، جوانه، برگ، پوست درختان، و احتمالاً از تخم و جوجه پرندگان تغذیه می‌کند.

  • برنامه جدید برای حفاظت از فیل‌های آسیایی

    برنامه جدید برای حفاظت از فیل‌های آسیایی

    Animal-Rights-Watch-ARW-7335

    دیده بان حقوق حیوانات: فیل‌های آسیایی که زمانی در بسیاری از نقاط هند دیده می‌شدند اکنون از سوی دولت این کشور و اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) در فهرست گونه‌های در معرض خطر قرار گرفته‌اند.

    به گزارش سرویس «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از جمله عوامل موثر در کاهش جمعیت فیل‌های آسیایی در پنج زیستگاه اصلی آنها، افزایش سریع جمعیت انسان‌ها است که بر کاهش وسعت زیستگاه‌های طبیعی فیل‌ها تاثیر سوء گذاشته است. افزایش حضور انسان در زیستگاه فیل‌ها منجر به افزایش حوادث و درگیری‌ها بین انسان‌ها و این پستانداران بزرگ‌جثه شد که از آن جمله می‌توان به شکار فیل‌ها و افزایش غیرمعمول تصادفات ریلی اشاره کرد. افزایش تصادفات ریلی برای فیل‌ها به دنبال تصمیم دولت هند مبنی بر توسعه حمل و نقل ریلی و افزایش تردد قطارها آن هم از میان زیستگاه‌های طبیعی این علفخواران رخ داده است.

    با توجه به افزایش این مشکلات، «شبکه روز زمین در هند» (EDN-India) با هدف نجات جمعیت فیل‌های آسیایی از خطر انقراض، برنامه سه ساله‌ای را تدوین کرده است که شامل موارد ذیل است:

    – اقامه دعوی عمومی علیه دولت هند برای توقف فعالیت‌های توسعه راه‌آهن

    – راه‌اندازی جنبش سراسری هند، راه‌اندازی جنبش شهروندان برای برچیدن خطوط راه‌آهن از زیستگاه فیل‌ها و حفاظت از کرگدن‌ها و ببرها

    – همراه کردن جوامع محلی و صاحبان سرمایه در یکی از مهمترین زیستگاه‌های فیل‌های آسیایی طی یک برنامه آزمایشی یک ساله برای توسعه و پیاده‌سازی برنامه جامع حفاظتی

    – تنظیم و اجرای یک مرامنامه اخلاقی در میان سرمایه‌داران و جوامع محلی

    به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه رسمی روز جهانی زمین (ارث‌دی)، شبکه روز زمین همچنین نسبت به ارائه خدمات پزشکی به جوامع محلی که در این برنامه شرکت دارند، اقدام خواهد کرد.

  • توضیحات مدیر کل سابق محیط زیست گیلان در مورد فروش یک قلاده خرس

    توضیحات مدیر کل سابق محیط زیست گیلان در مورد فروش یک قلاده خرس

    Animal-Rights-Watch-ARW-7339
    دیده بان حقوق حیوانات: مدیر کل سابق محیط زیست استان گیلان در مورد خبر فروش غیر قانونی یک قلاده خرس به باغ وحش خصوصی توضیحاتی ارائه کرده است.

    به گزارش خبرگزاری مهر، در توضیحات امیر عبدوس مديركل سابق محيط زيست استان گيلان آمده است: تبادل آن دسته ازگونه های حیات وحش که به دلایل مختلف امکان رهاسازی در طبیعت ندارند، با کسب اجازه و هماهنگی سازمان حفاظت محیط زیست و بر اساس بند ح ماده 6 قانون شکار و صید مجاز است و همانگونه كه از نامه مندرج در خبر آن خبرگزاري استنباط مي شود، هرگز فروش حيوان از سوی اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان در زمان مدیریت اينجانب صورت نگرفته و مدیرکل تنها به عنوان واسطه کسب مجوز انتقال گونه با نظارت سازمان، براي انتقال خرس به باغ وحش بابلسر اقدام نموده است.

    از سوي ديگر آنچه در خبر آمده است كه “در سال گذشته دو قلاده خرس نر و ماده تحویل باغ ماهرو گردیده است”  نیز کذب است و این فقط یک قلاده توله خرس بوده که دو سال پیش تحویل این باغ شده و اين همان خرسی است که با هماهنگی سازمان به باغ وحش بابلسر منتقل شده است.

    بابت اطلاع خبرنگار محترم آن خبرگزاري و مخاطبان ارجمند آن، همچنين تاكيد مي كنم هرکس کوچکترین اطلاعی پیرامون حیات وحش داشته باشد ، می داند خرس هایی که به هر دلیل نزد انسانها و در شرایط اسارت نگهداری می شوند، امکان بازگشت مجدد به محیط طبیعی را نخواهند داشت که علل رفتاری این پدیده کاملا واضح ولي در حوصله موضوع نیست.

    در مورد خرس ماده موجود در باغ ماهان نیز این خرس پیش از مسئولیت بنده در گیلان تحویل این باغ شده بود که در بدو تحویل نیز دچار معلولیت از ناحیه دست بوده و چنین حیوانی نيز امکان بازگشت به محیط طبیعی را نداشته است.”

    ______________________

    فروش غیرقانونی یک توله خرس به باغ وحش خصوصی/ اسناد

    اسارت خرس قهوه ای در قفس یک متری؛ شرایط رقت بار نگهداری پستانداران در باغ پرندگان ماهان رشت/ تصویری

    سرنوشتی بدتر از قفس یک متری برای توله خرس گیلانی؛ توضیحات مهم دیده بان حقوق حیوانات در رابطه با دفاعیه جالب توجه اداره کل محیط زیست گیلان از مالک باغ پرندگان رشت/ تصاویری دیگر

     

  • احتمال بازگشت کابوس «میاز» به کرخه

    دیده بان حقوق حیوانات:۱۵ خرداد ۹۲، کشف لاشه گوزنی که نیمی از سر آن خورده شده بود آغاز کابوسی بود که گوزن های زرد ایرانی را، که در پارک ملی کرخه به دور هر مزاحم و شکارچی زندگی می کردند، تا سر حد انقراض پیش برد. عامل این کابوس مرگبار طغیان جمعیت یک مگس و علت مرگ گوزن ها بیماری میازیس بود. مگس میاز به تنهایی توانست حداقل ۳۰ گوزن را در کمتر از طول تابستان تلف کند.

    اگرچه بسیاری از کارشناسان شرایط جوی و بارندگی های بی موقع در اواخر بهار سال گذشته و خنک شدن هوا در منطقه کرخه خوزستان را عامل طغیان جمعیت مگس میاز می دانند اما یک کارشناس ارشد محیط زیست معتقد است امکان بازگشت مگس میاز وجود دارد و باید هشیار بود.
    «فرشاد اسکندری»، کار‌شناس ارشد محیط زیست که از ابتدا در جریان مرگ و میر گوزن ها زرد ناشی از بیماری میازیس بوده و در منطقه کرخه حضور فعال داشته است در مورد وضعیت این بیماری به ایلنا می گوید: تلفات مگس میاز در میان گوزن زرد ایرانی در پارک ملی کرخه نخستین بار در ۱۵ خرداد ۹۲ مشاهده شد و ما اولین لاشه گوزن را در این زمان مشاهده کردیم. در هنگام حمله مگس میاز به گوزن زرد ظاهر این حیوان کاملا مشخص می‌کند که وضعیت به چه صورت است و عاملی که این گوزن را به این شکل درآورده یک انگل و یا عفونت و یا بیماری داخلی نیست و عامل خارجی است.
    وی ادامه می دهد: چون اولین گوزنی که ما پیدا کردیم تقریبا نیمی از سر آن خورده شده بود. با توجه به اینکه این گوزن در پارک ملی کرخه خوزستان در مجاورت پاسگاه «هلوه» در فضای محصور شده با فنس به مساحت ۲۰۰هکتار نگه داری می‌شود بنابراین این موجود دشمنی ندارد که آنرا به این وضعیت در آورد. از همین رو با مشاهده اولین لاشه گوزن، دامپزشکی که در منطقه وجود داشت با مشاهده علایم برای اولین بار نظریه حمله مگس میاز را مطرح کرد. تقریبا سه روز بعد گروهی از کار‌شناسان محیط زیست به محل رفتند وپس از آن به طور قطع مشخص شد که مگس میاز عامل به وجود آمدن وضعیت موجود است.
    اسکندری افزود: پس از آنکه مشخص شد چه بر سر گوزن‌های زرد آمده، گشت‌های کارکنان محیط زیست در منطقه برای بررسی وضعیت سایر گوزن‌ها آغاز شد به طوری که در یک روز لاشه هشت گوزن پیدا شد. البته باید توجه داشت که به دلیل شرایط خاص محیطی پارک ملی کرخه که به صورت بیشه زار است میدان دید بسیار محدود می شود به طوری که شما حتی نمی‌توانید فاصله ۵۰ متری خود را به درستی ببینید و این هم به خاطر وجود درختان گز در هم رفته در این نوع جنگل‌هاست و هم اینکه گوزن زرد از نظر رفتاری حیوانی بسیار گوشه گیر است.
    به گفته وی پس از آن تمام پرسنل محیط زیست خوزستان بسیج شدند ودر دوالی سه روز اول تور‌هایی را در مساحت زیاد پهن کردند ونیرو‌ها دراین مساحت زیاد اصطلاحا جرگه کردند به این معنی که گوزن‌ها را به سمت تور‌ها رم دادند تا بتوانیم آن‌ها را زنده گیری کنیم.
    این کارشناس ارشد محیط زیست با بیان اینکه در اولین تلاش توانستیم گوزن ماده‌ای را زنده گیری کنیم که یک گوش آن در اثر حمله مگس میاز به طور کامل خورده شده و قسمتی از چشم آن نیز در حال خورده شدن بود اظهار داشت: مکانیزم عمل این مگس به این صورت است که این حشره در داخل زخمهای باز تخم ریزی می‌کند وچون یک پارازیت اجباری است طعمه آن همین بافت زنده است و تخمهای این مگس هنگامی که به لارو تبدیل می‌شود از این بافت زنده تغذیه می‌کند و تغذیه از این بافت‌ها موجب نابودی اندام‌ها و از پای درآمدن تدریجی حیوان می‌شود.
    وی با بیان اینکه نجات حیوانی که مورد حمله مگس میاز قرار می‌گیرد کار پیچیده‌ای نیست گفت: نجات این جانور به شیوه فیزیکی انجام می‌شود به این معنا که پس از زنده گیری این حیوان دارویی به وی تزریق می‌شود که باعث بیرون زدن کرم‌ها از زخم حیوان می‌شود وسپس تک تک این کرم‌ها با پنس از داخل زخم بیرون کشیده می‌شود اما مشکل اینجا بود که زنده گیری این گوزن بسیار مشکل است چون هم پارک ملی کرخه وسیع است و هم گوزن زرد حیوانی بسیار گوشه گیر، شب گرد مخفی کار و بسیار باهوش است.
    اسکندری خاطر نشان کرد: در هر صورت تمام این عوامل باعث شد تا تلفات گوزن زرد بالا برود. در مجموع ما بین ۱۳ تا ۱۴ راس گوزن را زنده گیری کردیم که ۲ تا ۳ راس آن به علت شدت جراحات تلف شدند.شدت جراحات در برخی از این حیوانات به حدی بود که برای مثال در یک گوساله گوزن محل زخمی که در ناحیه گردن آن قرار داشت به حدی عمیق بود که نای حیوان بیرون زده بود. یا در نمونه دیگر، گوزن دیگری گوشش چنان خورده شده بود که عمق زخم تا مغز حیوان را سوراخ کرده بود.در برخی موارد نیز پوست سر گوزن‌ها به طور کامل خورده شده بود.
    وی با بیان اینکه فرصت ما برای نجات گوزن‌ها کم بود اظهارداشت: از وقتی که مگس میاز در بدن گوزن‌ها تخم گذاری می‌کند تا زمان تلف شدن آن نهایتا یک هفته طول می‌کشد. مگس میاز در واقع یک عامل ثانویه است.درواقع به نظر می‌رسد که این مگس در زخم‌هایی تخم ریزی می‌کند که حاصل گزش کنه است. درمنطقه کرخه به علت گرمی هوا “کنه” تا حد زیادی بر روی بدن حیوانات وجود دارد و از آن‌ها تغذیه می‌کند. پس از تغذیه کنه زخمهایی به جا می‌ماند که این زخمهای کوچک بهترین مکان برای تخم ریزی مگس میاز است. این زخم‌ها بیشتر در منطقه گوش چشم ایجاد می‌شود اما باید دانست که غیر از کنه بروز برخی از این زخم‌ها اجتناب ناپذیر است برای مثال گوزن های نر در فصلی که با ریزش شاخ مواجه می‌شوند وشاخ‌هایشان می‌افتد جای شاخ‌ها دچار خارش شده وگوزن شاخ‌هایش را به درخت و یا سنگ‌ها می‌مالد که باعث ایجاد زخم در این محل‌ها می‌شود با توجه به اینکه این مگس در بافت سالم تخم ریزی نمی‌کند و بیشتر تلفات از ناحیه گوش و چشم است می‌توان مطمئن بود که کنه در پیدایش این وضعیت عامل اولیه و مگس عامل ثانویه است.
    وی در مورد دلایل طغیان مگس میاز نیز گفت: شخصا در این مورد اطلاعی ندارم اما طبق اطلاعاتی که در مطالعات مقدماتی که برای نجات گوزن‌ها داشتیم، به دست آمد گفته می‌شود که یکبار دیگر در سال ۷۴ نیز این واقعه اتفاق افتاده است و جمعیت مگس میاز طغیان کرده است. یکی از دلایل آن تغییرات آب و هوایی است چون در سال ۹۲ یک بارندگی شدید در خرداد ماه اتفاق افتاد و اواخر اردیبهشت ماه نیز بارانهای سیل آسا موجب طغیان رود کرخه شد و بسیاری از مسائل را سبب شد. این باران عجیب و غریب در فصلی نامناسب رخ داد و مردم و مسولان محلی معتقدند این باران و خنک ماندن هوا ناشی از بارش‌ها و رطوبت بالا عامل طغیان جمعیت این مگس‌هاست البته برخی کم شدن آب کرخه و خشک شدن بسیاری از زمینهای اطراف رودخانه را زمینه فعالیت مگسهای میاز می‌دانند.
    این کارشناس با بیان اینکه کمابیش دامداران محلی نیز با مگس میاز مواجه هستند گفت: در زمانی که با طغیان مگس میاز روبرو شدیم چند نفر از گله داران محلی نیز با این مشکل مواجه بودند اما دامداران مانند گاومیش داران چون هر روز دام‌هایشان را مشاهده می‌کنند به محض مشاهده زخم محل زخم را با گازویئل شستشو داده و کرم‌ها که امکان تنفس ندارند از محل زخم بیرون زده وبه صورت دستی خارج می‌شوند.
    اسکندری در مورد آمار نهایی تلفات حاصل از مگس میاز نیز اظهار داشت: به علت سخت بودن رصد کامل گوزن‌ها تعداد تلفات بسیار سخت و مشکل است چون تنها راه ما برای پیدا کردن جسد‌ها به خاطر بوی تعفن لاشه آن‌ها بود و بسیاری از لاشه‌ها چون در محلهای دور از دسترس بودند اثری از آن‌ها پیدا نمی‌شد ولی در عین حال طبق آخرین سرشماری در سال ۹۱ بین ۷۰ تا ۸۰ رای گوزن زرد در پارک ملی کرخه وجود داشته است. حال اگر فرض کنیم ۲۰راس گوساله در سال ۹۲ از طریق زاد و ولد به تعداد آن‌ها اضافه شود شاید تا قبل از حمله مگس میاز در حالت خوشبینانه، ۱۰۰راس گوزن وجود داشته باشد البته هنوز به طور کم و اندک گوزن در منطقه دیده می‌شود و میتوان امیدوار بود با وجود ۷ یا ۸ گوزنی که در مرحله زنده گیری نجات یافتند حداکثر بیش از ۲۰ تا ۳۰ راس گوزن در منطقه باقی نمانده باشد.
    وی با هشدار مبنی بر اینکه امکان بازگشت مگس میاز وجود دارد گفت: در حال حاضر منتظر گرم شدن هوا هستیم و همه در آماده باش هستند و گوزن‌ها به طور مرتب با دوربین رصد می‌شوند تا در صورت مشاهده سریعا اقدام کنیم.
    وی در مورد موارد مشابه از این دست نیز گفت: در یک مقاله خواندم که مورد مشابهی در لیبی اتفاق افتاده و در آنجا نیز اقدام موثری انجام نشده از ان به عنوان فاجعه نامبرده شده بود.مطمئن باشید اگر در منطقه‌ای غیر از منطقه کرخه این اتفاق می‌افتاد و تمام پرسنل بسیج نمی‌شدند مسلما تلفات از این بیشتر بود.
    این کارشناس ارشد محیط زیست در مورد راه های پیشگیری از بروز طغیان مگس میاز نیز گفت: برخی حشره‌شناسان گفته‌اند که می‌توان جمعیت مگس میاز را با تله کنترل کرد ولی این نیز کارایی صد در صد ندارد و امیدواریم تغییرات آب و هوایی به گونه‌ای رقم بخورد که مگس میاز حداقل قدرت زاد و ولد را در منطقه داشته باشد.
  • کشف لاشه یک پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان/ تصویری

    کشف لاشه یک پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات:عصر روز (۱۳۹۳/۲/۲) نیروهای یگان محیط زیست پارک ملی گلستان حین گشت زنی با لاشه یک پلنگ ایرانی در محدوده ای به نام دره زاولی برخوردند.

    به گزارش «تابناک»، به نقل از دیده‌بان محیط زیست و حیات وحش ایران، مدیر روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان در این باره گفت: لاشه که متعلق به یک پلنگ نر جوان است، در فاصله‌ای اندک از جاده آسیایی در حالی دیده شده که اجزای بدن پلنگ توسط حیوانات لاشه خوار خورده شده؛ اما اسکلت پلنگ به غیر از دست‌ها کاملا سالم است.

    احمد دباغیان افزود: بر پایه بررسی‌های اولیه صورت گرفته، با توجه به فاصله کم مکان دیده شدن لاشه با جاده به احتمال زیاد پلنگ پس از برخورد با خودروهای عبوری آسیب دیده و پس از پیمودن مسافتی تلف شده است.

    البته احتمال مرگ این نر جوان بر اثر درگیری با نرهای بزرگ‌تر برای تعیین قلمرو نیز وجود دارد.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7329

    اسکلت این پلنگ برای انجام تحقیقات تکمیلی به اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان منتقل شده است.

    در ۱۳۹۲/۱۲/۲۵ نیز لاشه نیمه خورده یک پلنگ ایرانی بالغ در پارک ملی گلستان و در مکانی نزدیک به جاده میانگذر این پارک دیده شد.

    کشف لاشه یک پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان

    عبور جاده آسیایی از قلب پارک ملی گلستان باعث شده است، شمار بسیاری از گونه‌های جانوری ارزشمند از جمله پلنگ، خرس قهوه‌ای، مرال و … در چند سال گذشته بر اثر برخورد با خودروهای عبوری در این جاده از بین رفته‌اند و تعداد بسیاری نیز زخمی شده و پس از مدتی در بخش‌های دیگری از پارک تلف شده‌اند و کسی متوجه آنها نشده است.

  • کشته شدن یکی از خرس های سیاه رودان در هرمزگان

    کشته شدن یکی از خرس های سیاه رودان در هرمزگان

    Animal-Rights-Watch-ARW-7157

    دیده بان حقوق حیوانات: یک خرس سیاه بلوچی در شهرستان رودان توسط افراد ناشناسی کشته شد.

    به گزارش «تابناک»، لاشه این خرس در آغاز هفته جاری در حاشیه باغ های روستای برنطین از توبع شهرستان رودان در نزدیکی محلی کشف شده است که بهمن ماه گذشته دو توله خرس سیاه در آن محل وارد یک باغ مرکبات شده بوده اند.

    لاشه این خرس سیاه درحالی کشف شده که توسط حیوانات لاشه خوار خورده شده است و به احتمال فراوان متعلق به یکی از دو توله خرسی است که بهمن ماه ۱۳۹۲ درون یک باغ دیده و سپس ناپدید شدند.

    خرس سیاه بلوچی یک گام به انقراض نزدیک شد

    همچنین دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران افزود: با وجود اهمیت حذف این گونه نادر و در معرض انقراض، پس از گذشت حدود یک هفته از کشف لاشه این خرس سیاه آسیایی، تاکنون اداره کل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان هیچ واکنشی به این موضوع نشان نداده است.

    خرس سیاه آسیایی هم اکنون در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN RED LIST) در طبقه در آستانه انقراض (CR) است و هیچ آمار مشخصی از تعداد اندک باقی مانده جمعیت این گونه در کشور در دست نیست.

    _____________________

    مشاهده دو توله خرس سیاه بلوچی در رودان/ تصویر

    تلاش برای زنده گیری دو توله خرس سیاه در جنوب کشور

  • کاهش جمعیت فک خزر نگران کننده است

    http://multimedia.mehrnews.com/Original/1393/02/03/IMG11551257.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست کشور درباره کشند قرمز خلیج فارس و نابودی مرجانهای دریایی گفت: جابجایی مرجانها به زیستگاههای مصنوعی سبب شد تا از دست دادن مرجانها به صد درصد نرسد و نیمی از آنان را نجات دهیم که این از دستاوردهای این جابجایی است.

    پروین فرشچی در گفتگو با خبرنگار مهر در ساری، درباره کشند قرمز خلیج فارس از تشکیل کمیته ملی در این زمینه خبر داد و گفت: این کمیته در آخر ماه جلسه ملی خواهیم داشت و از همه دست اندارکاران خواستیم تا نقشه راه این معضل را استخراج کنند و یک جلسه آموزشی نیز در پایان این نشست خواهیم داشت.

    فرشچی درباره برنامه برای احیا و نجات مرجانهای دریایی یادآور شد: مرجانها بر اثر توسعه فعالیتهای کشتیرانی و لایروبی مجبور شدیم برای اینکه آنها را نجات دهیم از جایی به جای دیگر منتقل کنیم.

    وی با بیان اینکه ادعا نمی کنیم که 100 درصد کلنی های مرجانها در زیستگاههای مصنوعی خود، کلنی تشکیل دهند ولی همینکه نیمی از 18 هزار قطعه مرجانها بتوانند بصورت یک کلنی ثابت نگه دارند، باعث افتخار است.

    معاون محط زیست دریایی محیط زیست زیست کشور در زمینه فک خزر گفت: غیر از کشور ما  در سایر کشورها، سهمی برای صید فک خزری وجود دارد و سالهای متمادی سعی کردیم علل ریشه ای مسئله را درک کنیم و با کشورها برای نجات فکها وارد گفتگو شویم.

    کاهش چشمگیر جمعیت فک خزری

    به گفته فرشچی، جمعیت فکهای خزری از یک میلیون به 110 هزار قلاه کاهش یافته است و این کاهش عجیب و نگران کننده است واز آنجاییکه فک تنها پستاندار دریای خزر است، باید آن را حفظ کرد.

    معاون محیط زیست کشور گفت: توانستیم تاحدودی توجه کشورهای حاشیه خزر را جلب کنیم تا سهم صید صادر نشود و دلایل مرگ و میر فکها در این کشورها متفاوت است.

    پروین فرشچی افزود: در ایران به دلیل رقابتی که برخی ماهیگیران فکر می کنند فک در صید با آنها دارد اگر در تورشان گیر کند، اقدام به کشتن می کنند و جمعیت فک های خزر در ایران نیز زیاد نیست.

    وی با بیان اینکه جمعیت فکهای خزری در قزاقستان بیشتر است، یادآور شد: در این کشورها برای گرفتن پوست، تجارت روغن و … اقدام به صید می کنند.

    راه اندازی مرکز امداد و نجات فک خزر

    فرشچی با اشاره به راه اندازی مرکز امداد و نجات فک خزر در ساحل استان گلستان گفت: تا آنجاییکه توانستیم از مسئولان این مرکز حمایت شده است.

    معاون محیط زیست کشور با تاکید بر تعامل بین استانهای ساحلی در مسائل مربوط به محیط زیست گفت: ارتباط بین استانهای ساحلی خلیج فارس و خزر باید تقویت شود و از تجریبات خلیج فارس می توان در دریای خزر استفاده کرد.

    وی اظهار داشت: در داخل کشور تبادل تجربه در استانهای ساحلی از جنوب به شمال یا بالعکس نداریم.

    فرشچی همچنین درباره اینکه برخی ها تصور می کنند، محیط زیست عامل ایست توسعه به شمار می رود، بیان داشت: اگر محیط زیست واقعا محیط ایست بود می توانستیم از قدرت خود استفاده کرده و جلوی برخی فعالیتهای مخرب زیست محیطی بگیریم.

    وی اظهار داشت: فعالیتهای مختلفی را در کشور داریم که مبرا و مجزا از ارزیابی زیست محیطی شدند و ارزیابی زیست محیطی یک وسیله و ابزار است و آرزو داریم که بتوانیم جلوی بسیاری از فعالیتهای مخرب زیست محیطی را مانند قاچاق سوخت و یا … بگیریم.

    فرشچی عنوان کرد: برنامه توسعه استانها باید مشخص شود تا بر اساس برنامه ریزی، روی آمایش سرزمین توجه شود و همه استانها بر اساس آن کار کنند.

    وی درباره آلودگی های دریای خزر گفت: اگر قرار باشد هر کس بدون اینکه تخصص لازم داشته باشد راجع به آلودگیها صحبت کند وضع خیلی بدی خواهیم داشت.

    معاون محیط زیست دریایی محیط زیست کشور درباره شناگاههای استان گفت: این مناطق از نظر میکروبی پایش می شوند و نهایتا تا قبل از فصل شنا این اطلاعات به دست ما می رسد تا مردم با خیال راحت از آن استفاده کنند.

    وی یادآور شد:  استانداردهای تخلیه فاضلاب داریم و استانداردهایی که در چند سال گذشته در سازمان تهیه شدند تا زمانیکه از سوی هیئت دولت تصویب نشوند نمی توانیم ابلاغ کنیم.

  • سکونتگاه سمندر امپراتور به زیرآب می‌رود/ باحداث سد لیرو در بکرترین مناطق زاگرس

    http://arw.ir/wp-content/uploads/2013/02/Animal-Rights-Watch-ARW-1-1329.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: سد لیرو که قرار است بر سرشاخه‌های دز ساخته شود، چند ده هزار درخت از رویشگاه‌های جنگلی بکر زاگرس که زیستگاه گونه‌های نادر و در حال انقراض جانوری هم هست را به زیر آب خواهد برد اما وزارت نیرو برای اجرای ارزیابی‌های زیست‌محیطی کوچک‌ترین اقدامی نکرده است.

    به گزارش «اعتماد» این سد درست در نقطه تلاقی سه استان لرستان، خوزستان و چهارمحال و بختیاری احداث خواهد شد. پیش‌تر گفته شده بود عمده نیروگاه و مخزن سد در بخش بشارت از شهرستان الیگودرز استان لرستان خواهد بود اما آن گونه که دفتر تقسیمات کشوری وزارت کشور اعلام کرده مختصات اعلامی نقطه مورد اشاره در حوزه سرزمینی استان چهارمحال وبختیاری قرار گرفته و تمامی جاده‌های ارتباطی و دسترسی، تونل‌های انحراف آب و تجهیزات کارگاهی این سد نیز در محدوده تقسیمات کشوری این استان قرار دارد.

    آن گونه که هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی، به «اعتماد» می‌گوید: محل احداث سد، چه در استان لرستان و چه در استان چهارمحال و بختیاری، بخشی از بکرترین رویشگاه‌های جنگلی زاگرس است که علاوه بر خود سد، احداث جاده‌های دسترسی و تجهیز کارگاه سد نیز خسارات بسیاری به این منطقه وارد خواهد کرد.

    دکتر سعید یوسف‌پور، مدیرکل محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری نیز در این باره می‌گوید: گونه‌های جانوری متنوعی همچون خرس قهوه‌یی، پلنگ، کل و بز، تشی، روباه و… در منطقه زندگی می‌کنند و در بازدید تازه مسوولان محیط زیست از منطقه، حضور سمندر لرستانی که در معرض خطر انقراض و از گونه اندمیک خاص زاگرس است نیز تایید شده و از آن عکس هم گرفته‌اند.

    به این ترتیب با آبگیری سد لیرو زیستگاه گونه ارزشمندی که «امپراتور» نام گرفته و با عنوان علمی Neurergus kaiseri در میان گونه‌های «به‌شدت در معرض خطر» فهرست قرمز IUCN قرار دارد، به زیر آب خواهد رفت. پلنگ ایرانی نیز دیگرگونه در معرض خطر همین منطقه است و تازه مطالعات خاصی در مورد اینکه جمعیت خرس قهوه‌یی، خفاش‌ها، جوندگان و… چقدر است انجام نشده تا بتوان با اطمینان خاصی در مورد وضعیت آنها صحبت کرد.

    با این حال آن گونه که مدیرکل محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری می‌گوید : هیچ گونه سابقه پیگیری خاصی برای ارزیابی زیست‌محیطی نه در استان لرستان و نه در استان چهارمحال و بختیاری از سوی وزارت نیرو انجام نشده است. اداره کل محیط زیست استان چهارمحال وبختیاری در روزهای آغازین سال 1393 طی نامه‌یی به وزارت نیرو نوشته که شرکت توسعه منابع آب باید نسبت به اجرای بند الف ماده 192 قانون برنامه پنجم توسعه مصوب 1390 اقدام کند.

    در این قانون آمده که به‌منظور کاهش عوامل آلوده‌کننده و مخرب محیط زیست کلیه واحدهای بزرگ تولیدی، صنعتی، عمرانی، خدماتی و زیربنایی موظفند طرح‌ها و پروژه‌های بزرگ تولیدی، خدماتی و عمرانی خود را پیش از اجرا و در مرحله انجام مطالعات امکان‌سنجی و مکان‌یابی براساس ضوابط مصوب شورای عالی حفاظت محیط زیست مورد ارزیابی اثرات زیست محیطی قراردهند و رعایت نتیجه ارزیابی‌ها توسط مجریان طرح‌ها و پروژه‌ها الزامی است.

    ده‌ها هزار درخت از میان می‌رود

    سد لیرو یکی از پنج سد در دست احداث در استان چهارمحال و بختیاری است که با آب‌گیری آنها ده‌ها هزار درخت از جنگل‌های زاگرس نابود می‌شود و تنها مخزن این سدها حدود ?? هزار هکتار از بهترین رویشگاه‌های جنگلی زاگرس را پوشش می‌دهد.

    یوسف‌پور معتقد است که هنوز نمی‌توان اطلاعات دقیقی داد که چه میزان یا چه سطحی از پوشش جنگلی یا چندهزار اصله درخت به زیر آب خواهد رفت یا مثلا تونل‌های انحراف آب، سطوح خاکبرداری و نخاله‌های ساختمانی سد به چه شکل خواهد بود. به اعتقاد او باید به طور کلی در سیاست‌های سدسازی در منطقه زاگرس و به ویژه استان چهارمحال و بختیاری بازنگری کرد چرا که این وضعیت عملا بیش از 10 درصد رویشگاه‌های جنگلی زاگرس را به زیر آب خواهد برد.

    به گزارش «اعتماد» پیش‌تر عیدی، معاون امور عمرانی استاندار چهار محال و بختیاری با بیان اینکه به زودی عملیات اجرایی «این طرح ملی» آغاز می‌شود اعلام کرده بود که در مسیر ارتباطی اجرای این سد جاده‌یی به طول 25 کیلومتر وجود دارد که با هماهنگی اداره کل راه و شهرسازی استان چهار محال و بختیاری آسفالت خواهد شد. مشاهدات اداره محیط زیست شهرستان کوهرنگ این موضوع را تایید کرده و نشان می‌دهد که جاده مزون که یک جاده دسترسی محلی و خاکی بود هم‌اکنون شن‌ریزی شده و به زودی آسفالت خواهد شد بدون اینکه هیچ گونه مجوز زیست‌محیطی در این باره صادر شده باشد.

    هومان خاکپور خسارات دیگری را نیز به نابودی جنگل‌های بکر زاگرس اضافه می‌کند: «رود دز یکی از سرشاخه‌های کارون است و آب آن باید به کارون برسد و بنابراین درواقع احداث سد روی دز نادیده گرفتن حقابه خود کارون است و رعایت نکردن حقابه باعث به هم خوردن شرایط اکولوژیک رودخانه کارون بزرگ می‌شود. افزون بر این سد در منطقه‌یی احداث می‌شود که دارای تبخیر بسیار بالایی است و بخش زیادی از آب پشت سد نیز تبخیر خواهد شد.»

    همه اینها در شرایطی رخ می‌دهد که حالا هر ساله مناطق گسترده‌یی از کشور با پدیده ریزگردها دست و پنجه نرم می‌کند اما رویشگاه‌های جنگلی زاگرس و منابع آبی خوزستان و چهارمحال و بختیاری که به مثابه فیلتری برای این ریزگردها عمل می‌کردند، روز به روز با چالش‌های تازه روبه‌رو می‌شوند. حالا در منطقه‌یی از زاگرس که آنقدر بکر است که حتی سکونتگاهی روستایی نیز در آن شکل نگرفته و مسوولان محیط زیست در اسفندماه گذشته به دلیل پوشش گسترده برف در منطقه نتوانسته بودند از آن بازدید کاملی داشته باشند، دو کانکس غریبه دیده می‌شود. کانکس‌هایی که محل استقرار مهندسانی است که آمده‌اند برای گمانه‌زنی و نمونه‌برداری، اما نتیجه هرچه باشد، وقتی در بودجه سال 1393 ردیفی برای سد لیرو در نظر گرفته شده است، پروژه باید، دیر یا زود، به هر شکل ممکن، اجرا شود؛ هر اندازه که منطقه بکر و خسارت‌ها بزرگ باشد.

  • نجات گوزن زرد ایرانی از خطر انقراض؛ اعتبار 6میلیاردی برای پیشگیری از بیماری میاز

    http://www.doe.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=ffa8899c-0bec-4597-aac5-fbb83dbf7066

    دیده بان حقوق حیوانات: تیرماه سال گذشته بود که خبر مرگ 31 گوزن زرد ایرانی به علت هجوم بیماری مگس میاز، دوستداران محیط زیست را غصه‌دار و نگران انقراض این گونه کرد اما امروز خبر از اختصاص اعتبار به پیشگیری از این بیماری می‌رسد که بسیار امیدوار‌کننده است.

    به گزارش روزنامه ایران : سید مجید خرازیان مقدم مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست از اختصاص 600میلیون تومان برای پیشگیری از ابتلای گوزن زرد ایرانی به بیماری میاز خبر داد و گفت: گونه نادر گوزن زرد ایرانی، سال گذشته به دلیل هجوم نوعی مگس به نام «میاز» به سایت حفاظت شده پارک ملی کرخه، در معرض خطر قرار داشت که امسال از هجوم این مگس‌ها پیشگیری خواهد شد. به گفته وی مگس میاز با نیش زدن گوزن‌ها نوعی کرم را به بافت پوستی آن‌ها منتقل می‌کند و این کرم در مدت کوتاهی به تمام بدن گوزن سرایت کرده و حیوان را از پا در می‌آورد. زمان دوام گوزن‌ها در برابر نیش مگس میاز تنها ۳ تا ۷ روز است.

    مقدم افزود: تاکنون 300 میلیون تومان از این مبلغ به استان خوزستان اختصاص داده شده است.

    کارشناسان، بارندگی‌های شدید اردیبهشت ماه سال گذشته را ‌علت اصلی شیوع مگس میاز در منطقه حفاظت شده کرخه اعلام کردند.

    این بارندگی‌ها موجب بالا رفتن رطوبت شد و زمینه را برای تکثیر مگس میاز فراهم کرد. این مگس به رنگ زرد حساس است و چون گوزن زرد ایرانی پوستی زرد دارد به سرعت روی آن می‌نشیند. مقدم اظهار کرد: دام‌های اهلی هم در معرض خطر هستند اما تلفات آن‌ها فقط ضرر و زیان اقتصادی دارد در حالی که از بین رفتن گوزن زرد، چرخه محیط زیست را به خطر می‌اندازد.

  • مشاهده همزمان 4 پلنگ ایرانی در پارک ملی بمو/ تصویری

    مشاهده همزمان 4 پلنگ ایرانی در پارک ملی بمو/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: مدیر پارک ملی بمو از مشاهده همزمان 4 پلنگ ایرانی در پارک ملی بمو خبر داد.

    قاسم قائدی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: در رخدادی نادر هفته گذشته محیط بانان پارک ملی بمو در استان فارس حین گشت و کنترل در ارتفاعات این پارک چهار پلنگ ایرانی را بصورت همزمان مشاهده و موفق شدند از یکی از توله پلنگ ها تصویربرداری کنند.

     یکی از ۴ پلنگ ایرانی مشاهده شده در پارک ملی بمو که توسط محیط بانان تصویربرداری شد

    Animal-Rights-Watch-ARW-7327

    مدیر پارک ملی بمو اظهار داشت: روز چهارشنبه به همراه پنج نفر از محیط بانان حین گشت و کنترل در ارتفاعات پارک در ساعت ۶٫۱۵ از فاصله بسیار نزدیک حدودا ۵۰ متری ۳ قلاده پلنگ شامل یک پلنگ ماده و دو توله اش و در فاصله حدودا صد متری از آنها یک پلنگ نر را مشاهده کردیم.

    قائدی تصریح کرد: پلنگ ها که متوجه حضور محیط بانان شده بودند به آرامی پراکنده و در لابلای بوته ها استتار شدند با این حال از یکی از توله ها تصویربرداری شد.

  • میش مرغ همچنان در لیست قرمز/ مشاهده 21 قطعه از پرنده نادر در بوکان

    دیده بان حقوق حیوانات: میش مرغ جزو پرندگان نادر و آسیب‌ پذیر بوده که از نظر جهانی، جمعیت آن رو به کاهش است و در حال حاضر در لیست سرخ اتحادیه بین‌الملی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی قرار گرفته، شهرستان بوکان آخرین پناهگاه این گونه با ارزش در کشور است.

    به گزارش خبرنگار مهر، این پرنده در سالهای اخیر به دلیل محدود شدن زیستگاههای طبیعی، شکار بی رویه و اختلال در مناطق زیست و تخمگذاری آن در معرض خطر انقراض بوده و به همین دلیل هم اکنون در فهرست سرخ اتحادیه بین المللی حفاظت از جمعیت و منابع طبیعی جهان قرار گرفته است.

    در دهه های گذشته غرب و شمالغرب ایران از جمله استانهای آذربایجان غربی و شرقی، کردستان، کرمانشاه و همدان زیستگاه این پرنده با ارزش بوده است اما شکار بی‌رویه، تخریب زیستگاه، تبدیل زمین‌های دیمی به آبی (مکانیزه شدن کشاورزی) باعث کاهش بی‌رویه نسل این گونه در دهه‌های اخیر شده است.

    از عمده‌ ترین زیستگاه‌های میش مرغ در ایران می‌توان به دشت‌های اطراف بوکان (دشت سوتاو حمامیان، دشت اینگیجه و آلبلاغ، دشت قازلیان و دشت سه‌کانیان) اشاره کرد که بیشترین جمعیت تولید مثل‌ کننده و زمستان گذران میش‌مرغ در ایران را در خود جای داده‌اند.

    میش مرغ یکی از بزرگترین پرندگان ایران است که با طول بدن یک متر و وزن بیش از 15 کیلوگرم از نظر شکل و جثه شباهت زیادی به بوقلمون دارد، دشت سوتاو روستای حمامیان این شهرستان اخیرا از طرف اداره کل محیط زیست آذربایجان غربی به عنوان پناهگاه میش مرغ و منطقه شکار ممنوع اعلام شده است.

    بهار فصل لانه گزینی میش مرغ/21 قطعه از این پرنده نادر در بوکان مشاهده شد

    این پرنده زیبا همه ساله با شروع فصل بهار در این پناهگاه لانه گزینی کرده و ضمن تعیین قلمرو برای خود اقدام به جفتگیری و سپس تخمگذاری می کند.

    رئیس اداره حفاظت محیط زیست بوکان صبح دوشنبه در گفتگوی خبری گفت: 21 قطعه از پرنده نادر و در خطر انقراض میش مرغ در در پناهگاه حیات وحش دشت سوتاو حمامیان این شهرستان مشاهده و سرشماری شدند.

    محمد احمدی با اشاره به آغاز زاد و ولد این پرنده در آذربایجان غربی اظهار داشت: همزمان با فصل بهار و شروع فصل زاد و ولد در حیات وحش، این پرنده کمیاب و نادر نیز در پناهگاه حیات وحش دشت سوتاو اقدام به لانه گزینی کرد.

    وی گفت: این پرنده زیبا همه ساله با شروع فصل بهار در این پناهگاه لانه گزینی کرده و ضمن تعیین قلمرو برای خود اقدام به جفتگیری و سپس تخمگذاری می کند.

    احمدی افزود: این پرنده زیبا که هم اکنون در سطح کشور تنها در این پناهگاه دیده شده و اقدام به زاد و ولد می کند در این لانه ها دو تا سه عدد تخم می گذارد و بعد از حدود 26 روز جوجه ها از تخم سر بیرون می آورند.

    وی اضافه کرد: با توجه به اینکه این پرنده در سالهای اخیر به شدت با کاهش جمعیت روبه رو بوده اداره حفاظت محیط زیست بوکان ضمن اطلاع رسانی لازم از مردم تقاضای همکاری و تردد نکردن افراد متفرقه در این زیستگاهها را کرده است.

    احمدی یادآور شد: فراهم کردن شرایط محیطی و زیستی لازم از جمله امنیت مورد نیاز برای زیست این پرنده موجب شده تا این شهرستان هم اکنون به مهمترین محل زیست میش مرغ در کشور مبدل شود.

    راه اندازی نخستین مرکز تحقیقات و مطالعات میش مرغ کشور در بوکان

    معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی با اشاره به راه‌اندازی مرکز تحقیقات میش مرغ کشور در بوکان گفت: اين مركز در زميني به مساحت دو هكتار در بوکان با هدف حفاظت، احیاء و تکثیر مصنوعی از این گونه نادر و در حال انقرض احداث شده است.

    حمید رعنا قد در گفتگو با خبرنگار مهر ایجاد این مركز مطالعاتی را اقدامی اساسی برای نجات این پرنده عنوان کرد و افزود: در این ایستگاه علاوه بر انجام مطالعات زیستی میش‌مرغ، دانشجویان محیط زیست و منابع طبیعی در ارتباط با چگونگی حفاظت از گونه‌های كمیاب و در حال انقراض حیات وحش آموزش می‌بینند.

    وی تجهیز و سازماندهی گارد اجرایی حفاظت محیط زیست بوکان، تلاش برای همکاری بیشتر کشاورزان، روستاییان و نهادهای مدنی و مردمی در حفاظت و مراقبت از گونه مربوطه، تلاش برای همکاری با سازمان ها و نهادهای ملی و بین المللی در جهت استفاده از تجارب سایر کشورها برای جلو گیری از انقراض حتمی آن در ایران را از دیگر اقدامات حفاظت محیط زیست در صیانت و حفاظت از میش مرغ برشمرد.

    هشدار جدی در خصوص کاهش جمعیت میش مرغ

    رعنا قد با هشدار و تاکید بر اینکه شرایط نامناسب زیستگاهی و امنیتی باعث شده که امروزه جمعیت این گونه در معرض انقراض جهانی قرار گیرد و از جمعیت آن با گذشت زمان کاسته شود افزود: علاوه بر ایران پراکندگی جهانی میش مرغ از شبه‌جزیره ایبری در اسپانیا شروع و تا شرق چین در آسیا ادامه می‌یابد.

    وی اضافه کرد: جمعیت میش‌مرغ در جهان بین 32 هزار و 300 تا 42 هزار و 600 قطعه تخمین زده می‌شود که بیشترین آمار مربوط به کشورهای اسپانیا، روسیه، اکراین، ترکیه و مجارستان می‌باشد این در حالی است که بیش از نیمی از جمعیت  دنیا در اسپانیا زندگی می کنند.

    رعنا قد در خصوص نحوه و شرایط زیستگاه این پرنده نادر اظهارداشت: میش مرغ بیشتر در دشت‌های باز، استپ‌های مرتعی، کشت زارها، مزارع دیمی و بدون درخت به ‌سر برده و در روی زمین آشیانه می‌سازد.

    وی عنوان کرد: یکی از خصوصیات بارز این پرنده نشستن برروی زمین است که این ویژگی یکی از مشخصه‌های زندگی در زمین‌های وسیع و بدون درخت است که به پرنده این امکان را می‌دهد که از دور خطر را تشخیص داده و عکس‌العمل مناسب نشان دهد. علاوه بر دشت‌های باز و زمین‌های مسطح، میش مرغ را گاهی می‌توان برروی تپه‌های ماهوری اطراف زیستگاه مشاهده کرد.

    رعنا قد یاد آور شد:میش مرغ پرنده‌ای تقریبا همه چیز خوار است که بیشتر از گیاهان (ساقه گیاهان،دانه غلات،جوانه‌های مرتعی،یونجه و …)،حشرات، مارمولک‌ها، ملخ‌ها و سنجاقک‌ها تغذیه می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بیشترین ساعات تغذیه در اوایل و اواخر روز (صبح و غروب) است و بقیه روز را به استراحت و پاییدن منطقه می ‌پردازد.

  • خبر بد برای زنبورهای بومی اروپا

    دیده بان حقوق حیوانات: نتایج مطالعات جدید نشان داد که 24 درصد از گونه‌های «خَرزنبور»های اروپایی در معرض خطر انقراض هستند.

    به گزارش ایسنا، در این مطالعه تمامی 68 گونه خرزنبورهای بومی اروپا مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این مطالعه بخشی از برنامه بررسی وضعیت زندگی حشرات گرده افشان اروپا (STEP) و فهرست قرمز اروپایی حشرات گرده افشان بوده که هر دو از سوی «کمیسیون اروپایی» بنیان‌گذاری شده‌اند. نتایج این مطالعه در فهرست قرمز گونه‌های در معرض تهدید IUCN ‌نیز گنجانده می‌شود.

    خرزنبورها نظیر سایر حشرات گرده افشان در تامین امنیت محصولات غذایی نقشی حیاتی ایفا می‌کنند. آنها باعث تولیدمثل گیاهان و بهبود تولید محصولات کشاورزی نظیر گوجه فرنگی، فلفل و سایر انواع میوه‌ها، سبزیجات و غلات تشکیل دهنده رژیم غذایی ما می‌شوند. در اروپا از مجموع پنج گرده افشان اصلی دانه‌ها،‌ سه حشره را خرزنبورها تشکیل می‌دهند. این حشره همراه با سایر گرده افشانان، سالانه بیش از 22 میلیارد یورو به کشاورزی اروپا کمک می‌کنند.

    به نقل از پایگاه اطلاع رسانی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)، بنابراین مطالعه، جمعیت 46 درصد از گونه‌های خرزنبورهای اروپایی کاهش یافته، 29 درصد ثابت مانده و 13 درصد نیز در حال افزایش است. مهمترین تهدیدها برای جمعیت خرزنبورها شامل تغییرات جوی، تشدید فعالیت‌های کشاورزی و تغییر زمین‌های کشاورزی هستند.

  • کشتار سالانه ۳۰ هزار فیل در تجارتی غیرقانونی

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360169_560.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: تجارت غیرقانونی عاج فیل در سال‌های اخیر بسیار گسترش پیدا کرده و منجر به افزایش کشتار آنها شده است.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از سی‌ان‌ان، قاچاقچیان عاج فیل در کشورهایی همانند جمهوری کنگو به صورت غیرقانونی به شکار فیل می‌پردازند.

    چین بزرگترین خریدار عاج فیل است و افزایش شمار جمعیت طبقه متوسط در چین سبب شده تقاضا برای عاج فیل که مصارف خوراکی و درمانی دارد افزایش یابد.

    آمریکا پس از چین، دومین بازار بزرگ عاج فیل در جهان است. ارزش تجارت عاج فیل در جهان سالانه حدود 10 میلیارد دلار است.

    چین در سال‌های اخیر حضور خود را در کشورهای آفریقایی افزایش داده است؛ با این اوصاف، طبیعی است که چین بتواند خودش نیز شبکه تامین غیرقانونی عاج فیل را در آفریقا گسترش بدهد.

    سالانه حدود 30 هزار فیل در آفریقا به کشتار می‌روند تا این نیاز فزاینده به عاج فیل برآورده شود.

    فعالان محیط زیست درباره ادامه این روند به شدت هشدار داده‌اند. آنها تاکید دارند دولت‌ها باید برای مقابله با شکارچیان غیرقانونی فیل وارد عمل شوند.

  • رونمایی از بزرگترین مجسمه یوز ایرانی در اردکان/ تصویری

    رونمایی از بزرگترین مجسمه یوز ایرانی در اردکان/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7294

    دیده بان حقوق حیوانات: از بزرگ ترین مجسمه یوز کشور در اردکان رونمایی شد.

    یوز  کلمه ای فارسی است که از دیرباز برای معرفی این حیوان به کار برده میشده است و بن مضارع فعل یوزیدن می باشد که به معنی جستن است و از آنجا که بین این جانور و پلنگ شباهتی وجود دارد آن را یوزپلنگ نیز می گویند. با توجه به اینکه زیرگونه آسیایی یوز فقط در کشور ایران یافت می شود بنا براین به آن یوز ایرانی گفته اند. یوز حیوانی با رنگی زرد لکه های سیاه توپر و دو خط اشک سیاه، اندام کشیده ،جمجمه کوچک،قفسه سینه کم پهنا ولی عمیق و از خانواده گربه سانان است. طول بدن یوز به 112 تا 135 سانتی متر می رسد و طول دم آن نیز 64  تا84 سانتی متر است. وزن آنها بین 30 تا 54 کیلو گرم متغیر است. در اواخر دهه 50 و اوایل دهه شصت تصور بعضی از کارشناسان این بود که آخرین قلاده های  یوز آسیایی در ایران نیز از بین رفته است اما با اولین مشاهدات این حیوان در منطقه “خارتوران” امید به بودن و ماندگار شدن یوز در ایران قدرت گرفت.

    در حال حاضر طبق آخرین براوردهای انجام شده، جمعیت این حیوان حدود 70 قلاده می باشد و پس از پلنگ آمور، دومین گربه سان بزرگ در حال انقراض می باشد که این تعداد در مناطق تحت مدیریت دره انجیر و سیاه کوه اردکان، کوه بافق، میاندشت خراسان، نایبندان طبس، کویر مرکزی، توران سمنان، راور کرمان، کالمند مهریز و عباس آباد نائین زیست می کنند که با توجه به اینکه این حیوان در طول سال جابه جایی های زیادی را انجام میدهد و شهرستان اردکان در میان اکثر زیستگاه های اصلی یوز واقع شده است گفتن اینکه این شهرستان زیستگاه 60 درصد یوزهای ایرانی در جهان می باشد سخن نا به جایی نیست. جالب آنکه تقریبا بیشترین عکس و فیلم از یوزهای ایرانی در پناهگاه حیات وحش دره انجیر شهرستان اردکان به دست آمده و همچنین یکی از زیباترین تصاویر از یوز در فاصله چند سانتی متری از سیاه کوه اردکان توسط محیط بانان اردکانی گرفته شده است. جا دارد در این جا تلاش شود تا با فرهنگ سازی جلوی تخریب زیستگاه یوز توسط عوامل مختلف و شکار بی رویه طعمه های آن تلاش شود تا حد امکان از انقراض نسل این زیبای کویر جلوگیری به عمل آید.

    منبع: انجمن دوستداران محیط زیست اردکان

  • دیوان عالی بین‌المللی: ژاپن باید به شکار بی‌رویه نهنگ پایان دهد

    http://media.isna.ir/content/0%2C%2C17353788_303%2C00.jpg/4

    دیده بان حقوق حیوانات: دادگاه لاهه حکم کرد که شکار نهنگ توسط ژاپن در خدمت پژوهش‌های علمی نیست و باید پایان یابد.

    به گزارش سرویس «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در حالی که دولت ژاپن تایید کرده که گوشت نهنگ در این کشور بسیار محبوب و گران است، سازمان‌های زیست‌محیطی بارها علیه ژاپن برای صید بی‌رویه این آبزیان بزرگ‌جثه اعتراض کرده‌اند.

    دیوان عالی بین‌المللی در لاهه با تصویب حکمی ژاپن را از شکار بی‌رویه‌ نهنگ در قطب جنوب منع کرد. ژاپن تاکنون به بهانه‌ آزمایش‌های علمی به شکار نهنگ می‌پرداخته و برای شرکت‌های ماهیگیری مجوز شکار نهنگ صادر کرده است. بر اساس حکم دیوان عالی، این مجوزها بازپس گرفته می‌شوند و ژاپن دیگر حق صدور مجوز در این زمینه را ندارد.

    کمیسیون بین‌المللی شکار نهنگ در سال 1986 میلادی شکار این حیوان آبزی را ممنوع کرد و تنها شرکت‌هایی مجاز به شکار نهنگ هستند که برای موسسه‌های پژوهشی صید می‌کنند.

    به گفته‌ «پیتر تومکا»، قاضی ارشد دیوان بین‌المللی لاهه، شرکت‌های ژاپنی از این روزنه‌ حقوقی برای شکار نهنگ در جنوب اقیانوس آرام سوء‌استفاده کرد‌ه‌اند.

    حکم دادگاه وابسته به سازمان ملل قطعی و لازم‌الاجرا است و امکان دادخواهی در دادگاه تجدیدنظر وجود ندارد.

    استرالیا و نیوزیلند از ژاپن به دیوان عالی بین‌المللی شکایت کرده بودند زیرا این دو کشور معتقدند که ژاپن زیر لوای تحقیقات علمی از شکار نهنگ بهره‌ اقتصادی می‌برد و گوشتی که باید در اختیار پژوهشگران قرار گیرد، به اشکال گوناگون روانه بازار می‌شود.

    قاضی تومکا گفت که دیوان بین‌المللی لاهه پس از تحقیقات گسترده به این نتیجه رسیده است که شکارچیان دریایی ژاپن در 9 سال گذشته نزدیک به 3600 قطعه نهنگ شکار کرده‌اند در حالی که شمار اندکی از آنها برای پژوهش‌های علمی به‌ کار ‌رفته‌اند.

    دولت ژاپن اعلام کرد که به حکم 16 قاضی دادگاه بین‌المللی عمل می‌کند و از این پس از شکار این پستانداران غول‌پیکر دریایی جلوگیری خواهد کرد.

    دولت ژاپن بی‌پرده گفته است که گوشت نهنگ در میان ژاپنی‌ها بسیار محبوب است و به قیمت گزاف به‌ فروش می‌رسد.

    در سال‌های اخیر گرو‌ه‌های طرفدار محیط زیست بارها از طریق انجام عملیات‌های خطرناک، مانع شکار نهنگ و دلفین توسط صیادان ژاپنی‌شده‌اند. در ماه فوریه سال جاری میلادی (2014) یک لنج سازمان محیط زیستی «سی شپرد» (چوپان دریا) هنگام عملیاتی با کشتی‌ شکاری غول‌پیکر ژاپنی برخورد کرد.

    به گزارش دویچه‌وله، «سی شپرد» از حکم دیوان عالی بین‌المللی علیه ژاپن استقبال و ابراز امیدواری کرد که با این اقدام جلوی انقراض نسل نهنگ‌ در آب‌های قطب جنوب گرفته ‌شود.

  • تابش: نگذاریم یوزآسیایی به سرنوشت شیر ایران و ببر مازندران دچار شود

    http://media.isna.ir/content/tabesh.jpg/4

    دیده بان حقوق حیوانات: رئیس فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس شورای اسلامی با تاکید براینکه وضعیت تخریب طبیعت و محیط زیست در استانهایی نظیر یزد که از اقلیم گرم و خشک و شکننده برخوردارند، دقت و مراقبت بیشتری می‌طلبد، افزود: ما در این استان با بحرانهایی مواجهیم که اگر به مدد عقل و تدبیر و بهره‌گیری از علم و فناوری، از هم اکنون با آنها مقابله نکنیم، فردا خیلی دیر است.

     به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)،‌ به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، محمدرضا تابش، در مراسم رونمایی از تندیس بزرگترین یوزآسیایی در اردکان یزد با بیان اینکه اهتمام به محیط زیست از وظایف حاکمیتها و از مولفه های مورد سنجش در ارزیابی حکمرانی مطلوب است، گفت: شاید بی توجهی به محیط زیست و طبیعت در فرایند صنعتی شدن و در گذر از دوران سنت به مدرنیته، باعث شده است امروز با مخاطرات جدی در این عرصه روبرو باشیم.

    وی هشدار داد: تخریب در عرصه منابع طبیعی آنقدر جدی است که پایداری تمدن ایرانی را مورد تهدید قرار داده است.

    رئیس فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس شورای اسلامی با تاکید براینکه وضعیت تخریب طبیعت و محیط زیست در استانهایی نظیر یزد که از اقلیم گرم و خشک و شکننده برخوردارند، دقت و مراقبت بیشتری می طلبد، افزود: ما در این استان با بحرانهایی مواجهیم که اگر به مدد عقل و تدبیر و بهره گیری از علم و فناوری، از هم اکنون با آنها مقابله نکنیم، فردا خیلی دیر است.

    تابش با اشاره به برخی معضلات زیست محیطی استان نظیر آلودگی هوا در دشت یزد- اردکان که اغلب صنایع در آن مستقرند، دفع غیربهداشتی زباله ها و پساب فاضلابها، کمبود منابع آب حتی برای شرب، مساله ریزگردها، از بین رفتن گونه های نادر جانوری و گیاهی و در کل تنوع زیستی، خواستار جدیت مردم و مسوولان برای حل آنها شد .

    عضو شورای عالی محیط زیست کشور در عیم حال، اقدام نمادین در ساخت مجسمه یوزآسیایی را که در زمره گونه های در حال انقراض جانوری است و تنها تعداد اندکی از آنها در استان یزد وجود دارد، ارزنده و در خور تقدیر توصیف کرد.

    تابش با اشاره به زیستگاه یوزپلنگ آسیایی یا ایرانی در سطح کشور گفت: زیستگاه این جانور در استان یزد نیز در پارک ملی سیاهکوه و پناهگاه حیات وحش دره انجیر اردکان، کویر بافق و منطقه حفاظت شده کالمند بهادران مهریز قرار دارد که مستلزم توجه ویژه و فوری بخصوص برای تامین امنیت، غذا و آب بعنوان سه فاکتور مهم تداوم حیات این گونه جانوری نادر است.

    وی همچنین با اشاره مناطق حفاظت شده شهرستان اردکان گفت: یکی از زیستگاه های مهم این جانور که پارک ملی سیاه کوه است، مورد بی توجهی محض قرار گرفته و حتی برای تامین امکانات و تجهیزات اولیه منطقه اقدام اساسی انجام نشده است .

    عضو شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور با انتقاد از این موضوع، خواستار توجه جدی برای رفع مشکلات پارک ملی سیاه کوه و انتقال دفتر سرمحیط بانی پارک به اردکان و همچنین آغاز عملیات اجرایی احداث مرکز تحقیقات محیط زیست اردکان شد.

    تندیس یوز آسیاسی به طول هفت و ارتفاع چهار متر در میدانˈچادرملویˈ اردکان نصب شده است. شهرستان اردکان در 60 کیلومتری شمال غرب یزد واقع است.

  • افشای کشتن یک پلنگ بالغ در فیسبوک و سکوت دشمن انگارانه!

    دیده بان حقوق حیوانات: اگر روزی فکر می‌کردیم که انتشار اخبار کشتار بی رحمانه گونه‌های مختلف حیات وحش می‌تواند اندکی در بهبود اوضاع کمک کند، امروز چنین نیست؛ نه اینکه نومید شده باشیم، بلکه به نظر می‌رسد قبح کشتار اینقدر شکسته که هیچ شکارچی بی آنکه با شکارِ بی جانش عکس بگیرد، حاضر نیست محل را ترک کند!

    به گزارش «تابناک»، طی روزهای گذشته عکسی در شبکه اجتماعی فیسبوک منتشر شده که حکایت از کشته شدن یک قلاده پلنگ بالغ در ناحیه‌ای جنگلی دارد و البته زمان دقیق گرفتن آن معلوم نیست. عکسی که کاربران دنیای مجازی آن را سند کشته شدن پانزدهمین پلنگ ایرانی در سال جاری می‌دانند و با این مضمون آن را بازانتشار می‌دهد و دست به دست می‌کنند.

    آنگونه که در معرفی این عکس آمده، عکس مربوط به امسال است و در منطقه درازکلای بابل تهیه شده و شکارچی حاضر در آن که این پلنگ درشت جثه را به نشانه افتخار(!) به دوش گرفته، تحت تعقیب قرار دارد اما نه زمان عکس را می‌توان تائید کرد، نه مکان آن به سادگی قابل صحه گذاری است و به طریق اولی تر، نه تحت تعقیب بودن شکارچی (که معلوم نیست عکاس است یا کسی که پلنگه بی جان را به گرده کرفته و یا حتی شخصی دیگر که عکسش با لاشه بزرگترین گربه سان بوم ایران منتشر نشده؟!) ادعایی قابل پذیرش به نظر می‌رسد.

    جدای این ابهامات که چه بسا در سایه اقدامات پلیسی و تخصصی قابل رفع شدن باشند، ابهام بزرگتر ماجرا آنجاست که برخی بر این باورند که به فرض تازه بودن این عکس، یعنی پانزدهمین پلنگ از جمعیت کوچک باقیمانده از این گونه منحصر به فرد در کشورمان کم شده حال آنکه این گونه نیست و اتفاقی بودن کشف برخی پلنگ کشی ها (برای مثال اینجا)، کمترین دلیل برای اثبات این مدعاست که تنها بخشی از کشتار این گونه به رسانه راه می‌یابد.

    اگر به این موارد ناگفته، کشف گاه و بی گاه پوست پلنگ در خانه برخی شکارچیان تحت تعقیب (اینجا) و یا کشف بدن تاکسی درمی شده این گونه در مبادی خروجی کشور (اینجا) را اضافه کنیم و از گم شدن لاشه (اینجا)، آتش زدن آن (اینجا) و موارد دیگر را صرف نظر نماییم، آمار رسمی و سندیت یافته به قدری زیاد خواهد شد مایوس مان خواهد کرد.

    این در حالی است که به رغم این همه آمار و ارقام دهشتناک و نومید کننده، مسئولان سازمان محیط زیست تا کنون تنها کاری که کرده‌‌اند، برگزاری یکی دو نشست بی فایده (تداوم پلنگ کشیِ سبوعانه “بی‌فایده” بودن نشست ها را به ذهن متبادر می‌کند!) و گاه دشمن انگاری در این زمینه بوده است بس؛ گویی آماری که به دستشان می‌رسد اینقدر شوک آور بوده که قدرت واکنش را از ایشان گرفته است!

    نه اینکه واکنشی رخ نداده باشد؛ خیر! واکنش‌هایی رخ داده که چه بسا بهتر بود رخ نمی‌داد چراکه سکوت در مقابل کشتار بی رحمانه گونه‌هایی که در خطر انقراض قرار دارند زمانی شکسته شده که مسئولان سازمان مدعی شده‌اند دست هایی در پس این کشتار قرار دارد که قصد زمین زدن ایشان را دارند؛ دست هایی که نمی‌دانیم چرا صورت خود را از دید ماموران قانون پنهان نمی‌کنند!

    عجیب اینکه مسئولان برای اثبات مدعای خود، کشتن گوزن اسیر در پردیسان از اتوبان را مثال می‌آورند ولی یادشان می‌رود از سنجاب کشی در پارک چیتگر یادی کنند که عمق بی خردی چند نوجوان را می شد در آن دید و نقضی بود بر توطئه مخالفان در کشتن گوزن پردیسان. از کشتن برخی گونه ها به شکلی که دیده شوند یاد می‌کنند اما نمی‌گویند چرا برخی مدیرانشان سعی دارند که این کشتارهای رسانه‌ای نشوند (اینجا) و… .

    از هفت سال قبل که این سیاهه به روز رسانی نشده تا کنون، اینقدر پلنگ ایرانی کشته شده که مطمئن نباشیم وضعیت امروز آن شباهتی به این نمودار دارد یا خیر؟

    از هفت سال قبل که این سیاهه به روز رسانی نشده تا کنون، اینقدر پلنگ ایرانی کشته شده که مطمئن نباشیم وضعیت امروز آن شباهتی به این نمودار دارد یا خیر؟

    با این تفاسیر بد نیست که رو به ایشان کرده و در مقام متقاضی از ایشان درخواست هایی مطرح کنیم؛ درخواست‌های که نمی‌دانیم در حد مقدوراتشان هست یا نه اما بگذارید مطرح شان کنیم تا شاید خوانده شده و ویرایش شده‌ی یکی‌شان، نسخه کارگری برای بهبود لاغری حیات وحش کشور باشد که روز به روز استخوانش بیشتر از قبل از زیر پوست هویدا می‌شود؛

    چه اشکال دارد مسئولان محیط زیستی به سرکشی مناطق حفاظت شده بروند و در این گردش چند تن از مسئولان را هم با خود ببرند؟ امثال آن نماینده بزرگوار مجلس که انتخاب خرس به عنوان نماد دیارش را توهین به خود و همشهریانش قلمداد کرده بود و نطق آتشینی ایراد کرده بود که بیا و ببین!

    چه بدی دارد که مسئولان دوربین به دست گرفته و عزیمت به مناطق جنگی، کویری، کوهستانی و… را در دستور کار قرار داده و ماهی یکبار توریست طبیعت شوند؟ آیا از این بهتر مشوقی برای دوربین دست گرفتن و درک اوضاع نابسامان حیات وحش کشور سراغ دارید؟ برای نشان دادن وخامت اوضاع به نهادهایی که باید به یاری بشتابند اما درک درستی از مساله برایشان حاصل نیامده، چطور؟

    ایراد این کار چیست که وقتی شنیدیم در فلان شهرستان یک گونه بی نظیر را کشته اند، به همراه جمعی از محیط بانان به آن خطه سفر کرده و تلاش کنیم با تدابیر تشویقی و تنبیهی مثل تقدیر از شکارچیانی که خطا در کارنامه شان ثبت نشده و یا لغو مجوز شکار در آن ناحیه و یا حتی همراهی با دستگاه قضا و نیروی انتظامی در قالب اهدای پاداش به کسانی که اطلاعاتی درباره خاطیان دارند، اثری در ذهن مردمان آن دیار بگذاریم که شمار همیاران محیط زیست در آنجا بیشتر از پیش کند؟

    چه اشکالی دارد اگر موافقم رسانه‌ای شدن کشتار گونه‌های نادر حیات وحش کشور هستیم، کنتوری برای آمار این کشتار در جایی مثل سایت محیط زیست نصب کنیم تا هم همه بدانند اوضاع خراب است و شما کاری از دستتان ساخته نیست و هم روزی که قرار ته مانده این گونه ها کاملا منقرض شوند، کسی متعرضتان نشود که چگونه این اتفاق رخ داد، در حایل که شما ساکت بودید و حتی آمار نمی‌دادید؟!

  • سال 92؛ سال شوم پلنگ

    http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/14-10-1392/IMAGE635245316875494579.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: کشتار و فلج شدن 14 پلنگ در سال 92 گزارش شد. حتی با این فرض که همه آن چه در کشتار پلنگ های ایرانی رفته همین تعداد 14 مورد گزارش شده باشد، تنها می توان گفت هیهات. در کنار موارد کشتار پلنگ، موردی نیز از کشتن یک یوزپلنگ آسیایی گزارش شده و البته نمی‌توان از کنار موارد متعدد کشتار روباه و کفتار و کاراکال و قوچ و میش وحشی و پرندگان مهاجر و بومی هم به این آسانی گذشت.

    به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی می گویند تنها 110 هزار قوچ و میش وحشی در کل پهنای ایران باقی مانده است. این تعداد اندک قرار است غذای گربه سانانی باشند که تعداد زیادی از‌  آن‌ها باقی نمانده است. کم شدن غذا هم پای شکار شدن یوز و پلنگ را به مرز انقراض می راند و البته که شکارچیان در شکار با اسلحه هم سنگ تمام گذاشته اند. مهم ترین جانوری که در سال 92 هدف سلاح های گرم شکارچیان قرار گرفت، پلنگ بود.
    پلنگانی که دیگر نمی دوند
    لاشه آخرین پلنگ ناقص شده بود. سر و دم و دست راستش را بریده و توی استخر آب انداخته بودند. پیش از این هم لاشه تاکسیدرمی شده یک پلنگ در مرز پیرانشهر کشف شده بود. پلنگ را در شمال ایران زده بودند. ماده پلنگی در تایباد به ضرب چوب و سنگ کشته شده بود. این ماجرا در ماه آذر رخ داد و به فاصله یک روز از آن گزارش کشتار پلنگی در بافق منتشر شده بود. پلنگ های قبلی در استهبان، خرم آباد کشته شده بودند. باقی موارد هم کم و بیش از این دست هستند با این حال ماجرای البرز، ماجرای دیگری است؛ تنها کشته شدن نیست، سال ها درد است و رنج و بعدها قطع نخاع پلنگی که در هنگام مرگ صد کیلوگرم وزن داشت. کشتار این همه پلنگ تنها در چند ماه، ماجرای پلنگ ها را به مجلس کشاند هرچند این مجلسی شدن آوردی برای پلنگ ها نداشت.
    البرز، پلنگی بدون پا
    بدن رنجور البرز را میانه های دی ماه سرنشینان خودروهای عبوری دیدند. بدنی که 50 گلوله ساچمه در آن بود و آخرین گلوله به دلیل آسیب رساندن به نخاع هر دو پای جانور را فلج کرده بود. یکی از دست های البرز هم به دلیل ماندن در تله شکارچیان از مچ قطع شده بود. تیم درمان به این نتیجه رسیدند که باید البرز را از درد و رنج خلاص کرد. این پایان زندگی یکی از بزرگ ترین گربه سانان حال حاضر ایران بود. در نهایت پس از گذشت حدود یک ماه از شناسایی و دستگیری عاملان کشتار البرز طی رای صادره از دادگاه عمومی بخش خرم آباد تنکابن، متهم ردیف اول پرونده به تحمل 182 روز زندان محکوم شد.
    اما البرز تنها پلنگی نبود که بابت ضرب و شتم انسانی به شدت آسیب دیده بود. لورا پلنگ دیگری بود که در لرستان با گلوله مجروح شده بود و در نهایت زیر تیغ جراحان رفت. آخرین خبرها از لورا حاکی از آن است که حیوان هنوز نمی تواند روی دو پای عقب بایستد.
    هفت روباه را کشتند و برای عبرت نمایش دادند
    پلنگ ها مهم هستند. مردم پلنگ ها را می بینند هم از این که گربه سان اند هم که با شکوه و جذاب اند و البته که تعدادشان خیلی خیلی کم شده است. سگ سان ها اما چندان اقبالی ندارند به خصوص که روباه باشند و هم مشهور باشند به رندی و هم که دم زیبایی داشته باشند و خیلی ها خیال بکنند این دم برایشان خوش شانسی می آورد.
    چندی پیش موردی گزارش شد از روباهی که در بردسیر کرمان کشته شده بود. شکارچیان دم حیوان را بریده بودند به این بهانه که برایشان شانس بیاورد. روباه مرده اما شانسی نداشت برای زندگی. از این موارد بسیارند اما موردی که بسیار تکان دهنده بود، از حاشیه اصفهان گزارش شد.
    ماجرا از این قرار بود که افرادی ناشناس 7 روباه را با شلیک گلوله کشته و پس از بریدن دم آنها، اجساد این حیوانات را شبانه در حاشیه جاده در کنار هم ردیف کرده بودند تا رهگذران، صبح روز بعد آن ها را ببینند. این رخداد البته به فاصله کمی پس از برگزاری یک تجمع و یک همایش در اعتراض به کشتار گونه های جانوری توسط دوستداران طبیعت، اتفاق افتاده بود.
    یوزپلنگ هم در امان نماند
    مدت زمان زیادی است در مورد نزدیک به انقراض بودن یوزپلنگ آسیایی اطلاع رسانی می شود. اما گویا فعالیت ها چندان کارساز نبوده و در میان کشته شدگان سال 92 یک مورد یوز نیز گزارش شده است.
    ماجرا از این قرار بود که نیروهای یگان محیط زیست شهرستان چناران با همراهی مأموران پلیس اطلاعات و امنیت، وارد منزل یک شکارچی متخلف شده و در جریان بازرسی تعداد قابل توجهی حیوان تاکسیدرمی از انواع گونه های حیات وحش کمیاب و درمعرض انقراض کشف و ضبط کردند. یک تخته پوست متعلق به یک قلاده یوزپلنگ آسیایی که بوسیله شلیک گلوله شکار شده است، همین جا کشف شد.
    در میان لاشه های  تاکسیدرمی شده آهو، مرال، قوچ وحشی، گربه جنگلی، کل وحشی، یازده قطعه کبک، تیهو، تشی، قوی فریادکش، قرقاول و پیغو نیز کشف و ضبط شد.
    پرندگان مهاجر با بال های خونین
    بازار پرندگان فریدون کنار امسال هم به مدد شکارچیان پر رونق بود. پرندگان بومی و مهاجر هیچ کدام از دم تفنگ صیادان جان به در نبردند تا ایران میزبانی خوب برای مهاجران سرزمین های سرد شمالی نباشد.
    سالی بدیمن
    سال 92 سال بدیمنی برای گربه سانان ایران بود. می گویند حفاظت از پلنگ ایرانی باید جزو مطالبات از رییس جمهوری باشد و از طرفی پای مجلس به ماجرای پلنگ ها کشیده شده است. باید سال 92 همه آن چه در چنته حیات وحش ایران مانده را به سال 93 تحویل دهد تا ببینیم آیا راهکاری برای نجات حیات وحش به خصوص گربه سانان ایران اندیشیده خواهد شد یا در انتهای سال 93 هم ناگزیر خواهیم بود بنویسیم سالی که بد یمن بود؟
  • کشف و ضبط 300 سمندر لرستانی و لاک پشت در تهران/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران از کشف و ضبط حدود 300 سمندر لرستانی و لاکپشت در طی هفته گذشته تنها در دو بازار میوه و تره بار استان تهران خبر داد.

    اسماعیل میرانزاده در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: نیروهای یگان حفاظت محیط زیست استان تهران در حین گشت و کنترل سطح شهر تهران به منظور  برخورد با مراکز غیر مجاز خرید و فروش جانوران وحشی بخصوص گونه هایی که در ایام نزدیک به سال نو توسط تعداد معدودی از افراد متخلف جهت فروش عرضه می شود روز سه شنبه هفته گذشته در محل میدان میوه وتره بار حکیمیه به یک مورد عرضه تعدادی خزنده شامل مار آبی،  سمندر لرستانی، لاکپشت گوش قرمز برخورد کردند.

    به گفته وی، همچنین روز جمعه هفته گذشته  وارد بازار میوه و تره بار آزادگان  شده و به بازرسی اینمحل پرداختند و در جریان جستجوی این مکان به تعدادی فروشنده غیرقانونی گونه های جانوری کمیاب برخورده و جهت برخورد قانونی با متخلفین وارد عمل شدند.

    میرانزاده اظهار داشت: فروشندگان غیرقانونی پس مشاهده ماموران با  ایجاد سر و صدا و اغتشاش، از ازدحام جمعیت مردم سوء استفاده کرده و پس از ایجاد درگیری فیزیکی با نیروهای محیط زیست از محل گریختند اما محیط بانان تمام  گونه های جانوری موجود را توقیف و طی هماهنگی قبلی با کلینیک حیات وحش پردیسان به این مکان منتقل کردند.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران تصریح کرد: گونه های کشف و ضبط شده از بازار میوه و تره بار آزادگان  شامل 30 عدد سمندر لرستانی (گونه نادر و در معرض انقراض)، 100 عدد مار آبی، 10 عدد سوسمار، 5 عدد لاسرتا (مارمولک) و 150 عدد لاک پشت بوده است.

    وی افزود: متاسفانه یک عدد سمندر لرستانی به دلیل شرایط نامناسب نگهداری توسط متخلفین تلف و یک سمندر نیز دچار پارگی از ناحیه شکم و دم شده و شرایط تعدادی از گونه ها نیز نامناسب گزارش شده است.

    میرانزاده یادآور شد: ماموران محیط زیست در بازار میوه و تره بار حکیمیه نیز پس از آنکه فروشنده متخلف از محل متواری شد،  80 عدد لاکپشت، 10 حلقه مار و  10 عدد سمندر لرستانی ضبط و  به این اداره کل محیط زیست استان تهران منتقل کردند.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران اظهار داشت: با توجه به نزدیک شدن به ایام نوروز و افزایش صید و خرید و فروش غیرقانونی گونه های جانوری، کلینیک تخصصی حیات وحش پردیسان مکان های ویژه ای برای گونه های کشف شده از متخلفین تعبیه کرده تا بصورت موقت از این حیوانات در شرایط مناسب نگهداری کند.

    به گفته وی، تمام آبزیان  کشف شده از گونه های بومی کشور بوده و با توجه به اینکه شرایط فراهم شده در کلینیک حیات وحش پردیسان صرفا جهت نگهداری موقت این گونه ها تعبیه شده، ضروری است گونه های سالم بلافاصله تحت شرایط مناسب به استان های مربوطه انتقال یافته و بلافاصله در زیستگاه اصلی خود رهاسازی شوند.

    میرانزاده تصریح کرد: متاسفانه تعدادی از گونه های کشف شده طی چند روز اخیر مثل لاک پشت گوش قرمز جزو گونه های غیربومی هستند که از خارج از کشور برای فروش و نگهداری به عنوان حیوان خانگی به کشور وارد شده اند.این گونه ها پس از مدتی نگهداری در منازل پس از پایان ایام نوروز توسط مردم در عرصه های طبیعی از جمله رودخانه ها و آبگیرها رها می شوند. این حیوانات گونه های مهاجم بوده و پس از سازگاری با طبیعت منطقه رهاسازی شده به رقابت با گونه های بومی پرداخته و بسیاری از آنان را ازبین می برند.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران از مردم درخواست کرد:  از خرید هرگونه حیوان وحشی و غیرخانگی از جمله سمندر، لاک پشت، مار و غیره و رهاسازی این حیوانات در طبیعت خودداری کرده و در صورت مشاهده خرید و فروش این گونه ها مراتب را به ادارات محیط زیست محل زندگی خود گزارش کنند.

  • فروش گونه های ممنوعه در بازار نوروزی را گزارش کنید/ برای ششمین سال متوالی دوشادوش هم برای کمک به سمندر لرستانی

    فروش گونه های ممنوعه در بازار نوروزی را گزارش کنید/ برای ششمین سال متوالی دوشادوش هم برای کمک به سمندر لرستانی

    Animal-Rights-Watch-ARW-Public-Awareness-Campaign-106

    دیده بان حقوق حیوانات: با توجه به نزدیکی به پایان سال فروش گونه در خطر انقراض سمندر لرستانی آغاز شده است.

    جهت مقابله با این تجارت غیر قانونی و مضر به حال جانداران هرگونه فروش انبوه سمندر لرستانی (و کردستانی)، انواع مار (آبی و غیر آبی)، لاک پشت (برکه ای و غیر) را همراه با آدرس دقیق فروشنده از طریق ایمیل گزارش کنید.

    Animal-Rights-Watch-ARW-Public-Awareness-Campaign-105

    پس از اعلام مبلغ جدید ضرر و زیان ۲۰۰ هزار تومانی در نظر گرفته شده برای سمندر لرستانی، امسال آمار فروش این دوزیست منحصر به فرد کاهش قابل توجهی داشته است، با این حال هنوز هم گزارش هایی از فروش قاچاق سمندر وجود دارد.

    با توجه به جذابیت ظاهری و رفتاری این حیوان، امکان نگهداری آن توسط افراد ناآگاه زیاد است. در صورت آشنایی با چنین افرادی، برای بازگرداندن این جانور به طبیعت با برخوردی متین وی را توجیه کنید.

    در دو سال گذشته و در چهارمین و پنجمین سال پیاپی، جمعا فروش بیش از 970 سمندر گزارش شد که منجر به ضبط نزدیک به 600 عدد از آنها شد.

    دیده بان حقوق حیوانات

    یگان امداد و نجات

    http://static.arw.ir/wp-content/uploads/2010/10/ARW.png

  • شکارچی و پلنگ پانزدهم در سال پلنگ/ تصویر

    شکارچی و پلنگ پانزدهم در سال پلنگ/ تصویر

    Animal-Rights-Watch-ARW-7250

    دیده بان حقوق حیوانات:یک پلنگ دیگر به دست شکارچیان از پای در آمد.

    به گزارش دیده بان حقوق حیوانات گفته می شود این پلنگ امسال در منطقه درازکلای بابل کنار شکار شد.
    اگر چنین باشد این پانزدهمین پلنگ در سال جاری است که خبر مرگ آن رسانه ای شده است. شاید همین تعداد و یا بیش از آن، پلنگ هایی وجود داشته باشند که خبر شکار یا مرگشان هیچ گاه عمومی نشده باشد.