Subscribe: RSS Twitter

Animal-Rights-Watch-ARW-7116

دیده بان حقوق حیوانات: سایت موسسه طبیعت گردان وابسته به شکارچی پیر مطلبی به قلم یک به ظاهر کارشناس طبیعت منتشر کرده است که خواندنش نه تنها خالی از لطف نیست، بلکه نشان دهنده میزان سواد گردانندگان و شناختشان از واژه کارشناس است. توضیحات سطح پایین نوشته شده توسط این شخص شباهت زیادی به داستان های سانسوری و روابط سانسوری تر شعرای قرن هفتم و هشتم هجری دارد. دلبری های این کارشناس و توصیفش از مرد سبیل کلفت و جذابش را بخوانید:

«درود بر شما

لطفا پیام مرا به جناب آقای محمد علی خان اینانلو برسانید:

محمد علی خان!

هیچ انسانی بری از خطا و اشتباه نمی باشد و همگان شاهدیم که در همین وادی بی سامان محیط زیست کهنه اوریال های کپه داغ محیط زیستی ما در عمل میش بره لارستان هم ازآب بدر نیامدند. ولی درباره این غوغای اخیر پیرامون شکار شما و یا حضرت خداوندگار اخوی در تپال به چند نکته باید توجه داشت:

محمد علی اینانلو به عنوان یک پیشرو در عرصه طبیعت و حیات وحش، خوب و یا بد، دین بزرگی بر همه ما دارد. محمدعلی خان هم بری از خطا نبوده و امامزاده نمی باشد ولی شخصیتی شناخته شده باید آنقدر زیرک باشد که در منطقه ای چون تپال در نزدیکی شهر شکار غیر مجاز نکند، شاهکوه به آن بزرگی و یا ارتفاعات تک افتاده جنوب سمنان با قوچ اوریال صحرایی جایی است که برای شکاردزدی آماده است.

اصلا گیریم محمد علی خان خونخوار و خوشتیپ شکار دزدی کرده آیا این انفجار خبری برای لاپوشانی پروژه های مخربی چون پالایشگاه در کنار میانکاله نمی باشد، آیا این هیاهوی بسیار برای لاپوشانی بودجه دلاری یوزپلنگ آسیایی نیست که معلوم نشد پول ها در کجا هزینه شده است؟

اینانلو خشن است، قد بلند است، سبیل کلفت است، محبوب دل خانم هاست، خار دیده کارمندان محیط زیست و ان جی او های کذایی است،…. همه اینها درست ولی این شخص همانند یکی از پیشتازان غرب وحشی و یا پایه گذاران مدنیت در استرالیای قرن نوزدهم می باشد. با همین هیکل و قوای و آن صدای مخملی اگر خودش را وقف سینما می نمود اکنون سوپراستارهایی چون گلزار را به راحتی پشت سر می نهاد.

اصلا ممدلی خان سبیلش را با چربی اطراف قلوه آهو تاب می دهد، هیچ دانشی از بوم شناسی نوین ندارد و یک شکارچی بی رحم است ولی آیا اینانلو بیشتر برای شناساندن محیط زیست کوشش نموده و یا آن فلان دکتر سرگین نگر فلان دانشگاه که در زیر گوشش پارک ملی گلستان و خجیر و سرخه حصار را به یغما بردند و مولانا هنوز به حرمسرای پر و پیمان خویش چسبیده است.

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

محمد علی خان!
زبانم تند و قلمم زبر است
ولی طبیعت ایران این را می طلبد نه مشتی دکتر سهمیه بی سواد که آنگونه که خودشان گفتند سه هزار نفر بدون کنکور وارد مقطع دکترا شدند، پس کجاست صدای اعتراض بزرگان فرضیه پرداز محیط زیست ایران بابت بی سوادان سهمیه ای

محمد علی خان!
درد این است

هیچکس، و منجمله شما، بدور از خطا نیست و داستان اخیر هیاهوی بسیار برای هیچ است.»

________________________

شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

 آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

 

۵ Comments

  1. ف م می‌گه:

    محبوب دل خانم ها!

  2. ناشناس می‌گه:

    دوستان این شکارچی پیر برخی حرف هایش کاملا درست هستش باید به حرف ۲ گروه گوش کرد و یه تنه پیش قاضی نرفتتتتتتتتتتتتتتتتتت

  3. وحشی بافقی می‌گه:

    دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید
    قصهٔ بی‌سر و سامانی من گوش کنید گفتگوی من و حیرانی من گوش کنید
    شرح این آتش جان‌سوز نگفتن تا کی
    سوختم؛ سوختم؛ این راز نهفتن تا کی
    روزگاری من و ممدلی خان ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم
    عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم بستهٔ سلسلهٔ سلسله‌مویی بودیم
    کس در آن سلسله غیر از من و دل، بند نبود
    یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
    نرگس غمزه‌زنش این‌همه بیمار نداشت سیبیل! پرشکنش هیچ گرفتار نداشت
    این‌همه مشتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود، ولی هیچ خریدار نداشت
    اول آن‌کس که خریدار شدش من بودم
    باعث گرمی بازار شدش من بودم

  4. بانوی آواز می‌گه:

    زیر درخت سنجد آدم دلش می لرزه
    همین لرزیدن دل به یک دنیا می ارزه
    دندون دندونم کن با دندون دون دونم کن
    دندون دندونم کن با دندون دون دونم کن دندون دندونم کن
    تو میخونه عشقت بیا و مهمونم کن

  5. دلبر می‌گه:

    دلبرم دلبر خانه خرابم کرد / دلبرم دلبر خانه خرابم کرد

    سبیل کلفتش دیده پر آبم کرد/ ممدلم ممدل خانه خرابم کرد

    دلبرم دلبر خانه خرابم کرد / ماهرخ رفتنش دیده پر آبم کرد

    به صدای مردونه تو اسیرم / به قد بلندت تو اسیرم

    خدا می دونه دلم از تو نگیرم / بیا دردت به جان عاشق تو

    بیا دردت به جان عاشق تو / نمیری تو به جای تو بمیرم

    گفتم میری شکار آروم می گیرم / گفتم میری شکار آروم می گیرم

    تموم شب غرش هاتو شمردم / چشمامو بستمو خواب تو دیدم

    رو لبام طعم کباباتو تو چشیدم / ممدلم ممدل خانه خرابم کرد

    ممدلم ممدل خانه خرابم کرد /ممدلم ممدل خانه خرابم کرد

Leave a Reply


© ۸۱۰ دیده بان حقوق حیوانات – ایران · Subscribe: RSS Twitter · Animal Rights Watch - IRAN