دسته: در رسانه ها

  • باد شکم گاوها موجب انفجار در طويله شد!

    Animal-Rights-Watch-ARW-7140

    دیده بان حقوق حیوانات: گاز متاني که از شکم گاوهاي شيرده خارج مي‌شود، موجب انفجار در طويله‌اي در آلمان شد.

    پليس شهر رسدورف آلمان بعد از بررسي طويله آسيب ديده اين خبر را اعلام کرد.سقف اين طويله آسيب ديده و يکي از گاوها هم دچار جراحت شده است.
    از قرار 90 گاوي که در اين طويله بودند، آنقدر باد شکمشان را از دهان و مقعد بيرون دادند که فضاي طويله از گاز متان انباشته شد.
    رويترز از گزارش پليس نقل کرده که جريان الکتريسيته موجب انفجار مي‌شود که با “شعله‌هاي آتش” همراه بوده است.مسئولان بعد از حادثه طويله را بررسي کرده‌اند تا براي جلوگيري از وقوع حوادث مشابه ميزان گاز آنجا را بسنجند.
    برخي از بررسي‌ها نشان مي‌دهد هر گاوي در روز 500 ليتر گاز متان از بدنش خارج مي‌شود. اين گاز از گازهاي گلخانه‌اي است.پيشتر گاوها به عنوان مهمترين عامل حيواني توليد کليک گازهاي گلخانه‌اي معرفي شده بودند.

  • مشاهده دو توله خرس سیاه بلوچی در رودان/ تصویر

    Animal-Rights-Watch-ARW-7157

    دیده بان حقوق حیوانات: باور کنید یا نه، هیچ آماری از این گونه منحصر به فرد در دست نیست و حتی تخمین جمعیت خرس سیاه کشورمان نیز مربوط به چندین و چند سال پیش است تا جایی که به نظر می‌رسید عمر این گونه ارزشمند و زیبا در کشورمان رو به اتمام باشد اما مشاهده دو توله آن می‌تواند بارقه‌های امید را پر رنگ کرده و آغازگر تلاشی برای حفظ آن باشد.

    به گزارش «تابناک»، در روزگاری که آمار کشتار بی رحمانه برخی گونه‌های نادر حیات وحش کشورمان نگرانی‌های زیادی پدید آورده و موجی از یاس و نومیدی به همراه داشته، شنیدن خبر مشاهده دو توله خرس سیاه بلوچی در هرمزگان و واکنش مسئولانه باغبانی که از این دو توله ضرر و زیان دیده، بی شک یکی از خوش ترین خبرهایی‌ست که می‌توان شنید.

    به گزارش دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران، این دو توله خرس حدود سه هفته است که با ورود به باغی در روستای برنطین از توابع شهرستان رودان (استان هرمزگان) از میوه‌های این باغ تغذیه می‌کنند و مسئولان محیط زیست منطقه زمان از وجودشان آگاهی یافتند که باغدار مسئول مراتب را به اطلاع ایشان رساند.

    در پی اطلاع صاحب باغ به اداره محیط زیست شهرستان رودان، کنترل توله ها برای جلوگیری از وارد آمدن آسیب احتمالی و جست‌وجوی کوه های اطراف برای یافتن ردی از خرس مادر آغاز شده که البته بی نتیجه بوده است.

    ریاضی فر، معاون فنی اداره کل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان در این باره گفت: حدود سه هفته است که این دو توله خرس سیاه هر شب وارد یک باغ مرکبات در قلب روستای برنطین شده و از پرتقال‌های باغ تغذیه می‌کنند. خوشبختانه صاحب باغ با وجود آسیب زیاد به محصولاتش بسیار مسئولانه عمل کرده و آسیبی به خرس ها وارد نکرده و مراتب را گزارش داده است.

    ریاضی فر افزود: اثری از خرس مادر وجود ندارد و با وجود جست‌وجوی گسترده در کوه های اطراف روستا توسط محیط بانان، هیچ ردی نیز از مادر توله ها بدست نیامده است.

    وی گفت: توله خرس‌ها هیچ ترسی از انسان ندارند و به راحتی می‌توان به آنها نزدیک شد. حتی چند روز قبل پس از ورود شبانه به این باغ و تغذیه از درختان، صبح روز بعد از باغ خارج نشدند و تمام روز را بالای یکی از درختان نخل داخل باغ خوابیدند.

    هم اکنون تیم تخصصی دامپزشکی از تهران برای بررسی موضوع و زنده‌گیری توله خرس‌ها عازم  رودان شده و قرار است عملیات زنده‌گیری توله خرس‌ها انجام شود تا در مورد وضعیت آنها تصمیم گیری شود.

    گفتنی است خرس سیاه آسیایی یکی از گونه‌های آسیب‌پذیر در جهان است که پراکندگی زیرگونه بلوچی آن، محدود به پاکستان و جنوب شرقی ایران در سه استان هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان است و زیرگونه‌ای به شدت در معرض خطر انقراض به شمار می‌آید.

    این گونه به دلیل دارا بودن دندان‌های نیش دار مخصوص (کارناسیل) به راسته گوشت خواران تعلق دارد، اما در طبیعت موجودی همه چیز خوار است و به لحاظ جثه از خرس قهوه‌ای کوچک‌تر و رنگ عمومی بدن آن سیاه و لکه‌ای سفید رنگ به شکل هفت روی سینه دارد.

    زیستگاه خرس سیاه در ایران تاکنون از جنوب نیکشهر تا سرباز در استان سیستان و بلوچستان، قسمت‌هایی از بشاگرد در استان هرمزگان و بخش‌هایی از استان کرمان از جمله پناهگاه حیات وحش زریاب در شهرستان بم گزارش شده است.

    از بین رفتن زیستگاه های جنگلی خرس سیاه بر اثر خشکسالی، گسترش اراضی کشاورزی به ویژه باغات و قطع درختان برای استفاده به عنوان سوخت و دیگر مصارف، چرای دام اهلی و فشار آن بر زیستگاه‌های خرس، منجر به افزایش تقابل مردم محلی و خرس سیاه شده است؛ به نحوی که تخریب کندوهای عسل، تخریب محصولات باغی، حمله به دام و حتی حمله به انسان‌ها توسط خرس سیاه افزایش یافته و در نتیجه تعداد زیادی از خرس‌ها به خصوص توله های آنها توسط مردم بومی اسیر و کشته می‌شوند.

    خرس سیاه آسیایی هم اکنون در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN RED LIST) در طبقه در آستانه انقراض (CR) قرار دارد و هیچ آمار مشخصی از تعداد اندک باقیمانده جمعیت این گونه در کشور در دست نیست.

  • برای «یوز» کاری کردیم که برزیلی ها برای «آرمادیلو»‌ نکردند

    Animal-Rights-Watch-ARW-7156

    دیده بان حقوق حیوانات: «اگر حال یوز خوب باشد، یعنی حال طمعه‌های یوز، علفخوارانی چون آهو، جبیر، قوچ، میش و… هم خوب است و اگر حال آهوها و میش‌ها خوب باشد، یعنی چمن‌زارها و مراتعی آباد هنوز در این سرزمین وجود دارد و وجود مراتعی آباد، خود نشانه‌ای از کیفیت درخور منابع آب و خاک این سرزمین خواهد بود؛ شناسه‌ای که مهم‌ترین دلیل ماندگاری کیفیت زیست در سرزمین برای انسان‌هایی است که ایرانی خطاب می‌شوند و آب و خاک‌شان را بسیار دوست دارند.»

    به گزارش «تابناک»، بعد از کشت و کشتاری که چندین پلنگ ایرانی را از زیسب بوم پهناور ایران حذف کرد، حالا ظاهرا نوبت اخبار خوب رسیده است؛ اخباری که البته درباره پلنگ نیست اما بی شک تبعات مثبت آن هم نصیب پلنگ خواهد شد و هم بسیاری دیگر از گونه‌های حیات وحش مظلوم کشورمان.

    پس از کش و قوس هایی که ماجرای درج نماد یوز روی پیراهن ملی پوشان به همراه داشت، روز گذشته رسما از پیراهن هایی که قرار است ملی پوشان در جام جهانی برزیل بر تن کنند رونمایی شد تا همگان از دیدن تصویر یوز روی پیراهن شگفت زده شوند؛ یک سری خط و خطوط تیره -که ظاهرا در پی انتقادات صورت گرفته قرار است تیره تر هم بشوند- که در پس شان پیامی بزرگ و البته جهانی نهفته است.

    برای «یوز» کاری کردیم که برزیلی ها برای «آرمادیلو»‌ نکردند

    از 24 مرداد که آرش نورآقایی پیشنهاد درج تصویر این گونه در خطر انقراض را به برخی دوستانش داد و محمد درویش، فعال محیط زیست آن روزها و یکی از مدیران فعلی سازمان حفاظت محیط زیست پی ماجرا را گرفت، کمتر از شش ماه می‌گذرد اما همکاری بی نظیر شکل گرفته میان افراد، مسئولان و چند نهاد مختلف موجب شده که این ایده به مرحله اجرا رسیده و اتفاقی جهانی رقم بخورد.

    از این رو می‌گوییم اتفاقی جهانی که برای نخستین بار در جام جهانی فوتبال، قرار است یکی از تیم های راه یافته به بازی ها حامل نمادی از طبیعت بوده و حتی این نماد را با خود به میدان نبرد ببرد؛ یعنی یوز ایرانی نخستین جانداری خواهد بود که از طریق مستطیل سبز فوتبال به جهانیان معرفی خواهد شد و پیام حفاظت از محیط زیست را به شکلی جهانی مخابره خواهد کرد.

    برای نخستین بار تصویر یک گونه منحصر به فرد روی پیراهن یکی از تیم های حاضر در جام جهانی درج می‌شود تا هم امید به بقای آن گونه با جلب توجه عموم افزایش بیابد و هم به نوعی درد کهنه کره خاکی مان بازگویی شود و هیچ بعید نیست از دوره های بعدی جام جهانی، دیگر کشورها خواهان پا گذاشتن جای پای کشورمان  شده و سعی کنند گونه های در خطر انقراض کشورشان را به شیوه ایرانی معرفی و حراست کنند.

    البته نماد سازی از گونه‌های در خطر انقراض در مسابقات و تورنمت های ورزشی امری مسبوق به سابقه است؛ همان گونه که چینی ها پاندای زیبایشان را به عنوان نماد مسابقات المپیک برگزیده بودند اما درج نقش یوز روی لباس ملی پوشان کجا و ساخت عروسک در حاشیه برگزاری مسابقات کجا.

    برای «یوز» کاری کردیم که برزیلی ها برای «آرمادیلو»‌ نکردند

    ماجرا زمانی جالب توجه تر می‌شود که بدانیم فولکو (Fuleco)، نماد مسابقات جام جهانی برزیل نیز در حقیقت پاسداشت یک گونه در خطر انقراض این کشور است؛ عروسکی به شکل و شمایل «آرمادیلو»، پستاندار زره دار و زیبای آمازونی که میلیون‌ها سال در چرخه طبیعت زیسته و اکنون در خطر انقراض قرار دارد.

    آنچه از قیاس نوع معرفی یوز ایرانی و آرمادیلوی برزیلی به دست می‌آید، اتفاقی جالب توجه است؛ ما برای یوز ایرانی، آخرین بازمانده یوز آسیایی و تیزپاترین جاندار کره خاکی سنگ تمام گذاشته‌ایم و کاری کرده‌ایم که چه بسا دوست داران برزیلی آرمادیلو به ذهنشان هم خطور نکرده باشد و با دیدن ملی پوشان کشورمان حسرت بخورند.

    فارغ از شکل اجرا، درج تصویر یوز روی پیراهن ملی پوشان به این دلیل محقق شد که همه با هم همدل شدند و در مسیر اجرای آن تمام تلاششان را به خرج دادند، از کارگروهی که به این منظور ذیل پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي شکل گرفت و کماکان با قدرت به کار خود مشغول است و طرح‌های جانبی معرفی یوز در جام جهانی را پیگیری می‌کند تا سازمان محیط زیست، فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و خلاصه هر کسی که می‌توانست در این زمینه همراهی کند.

    همدلی شکل گرفته بین مسئولان اتفاقی کم نظیر است که به خودی خود می‌تواند قابل تقدیر باشد اما به نظر می‌رسد که اتفاق رخ داده بزرگ تر از این حرف‌ها باشد؛ هنوز تایید فیفا برای درج تصویر یوز روی پیراهن ها اعلام نشده، شور و شوق این اتفاق برخی از استادیوم های فوتبال و مدارس را در بر گرفت و جالب اینکه در موج بزرگ رقم خورده، کمتر رد پای رسانه‌ها، به ویژه رسانه‌های تاثیر گذار ورزشی و امثال برنامه نود به چشم می‌خورد!

    اینجاست که اگر به دنبال چرایی فراگیر شدن حمایت از درج تصویر یوز روی لباس ملی پوشان باشیم، چه بسا بتوانیم راز همدلی را کشف کرده و به واسطه یوز، راه موفقیت در دیگر عرصه ها کشف نماییم.

    ________________________

    رونمایی از پیراهن یوزپلنگی تیم ملی فوتبال ایران/ تصویری

  • هشدار محیط زیست تهران نسبت به یخ‌زدگی حیوانات در باغ‌وحش و باغ پرندگان

    Animal-Rights-Watch-ARW-7122

    دیده بان حقوق حیوانات: رئیس اداره محیط زیست شهر تهران نسبت به کاهش دما طی امروز و فردا و بروز مشکلات احتمالی در محل‌های نگهداری حیوانات در پایتخت هشدار داد.
    خبرگزاری فارس: هشدار محیط زیست تهران نسبت به یخ‌زدگی حیوانات در باغ‌وحش و باغ پرندگان

    به گزارش خبرگزاری فارس،‌ حمید راحتی رئیس اداره محیط زیست شهر تهران نسبت به کاهش دما طی امروز و فردا و بروز مشکلات احتمالی در محل‌های نگهداری حیوانات در پایتخت هشدار داد.

    رئیس اداره محیط زیست شهر تهران  افزود: با توجه به پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی کشور مبنی بر نفوذ جریانات سرد شمالی، کاهش قابل ملاحظه دما را در هفته پیش‌رو در شهر تهران و به تبع آن در محل‌های نگهداری وحوش شاهد خواهیم بود.

    وی با اشاره به اینکه در این خصوص نامه‌ای برای مدیریت باغ وحش ارم، باغ پرندگان تهران و موزه طبیعت و حیات وحش دارآباد ارسال شده است، تصریح کرد: بر این اساس هشدار دادیم تا نسبت به تأمین گرمایش واحدهای مذکور تدابیر و اقدامات لازم صورت گیرد تا از صدمات و تلفات احتمالی ناشی از سرما و یخبندان و یخ‌زدگی احتمالی حیات وحش جلوگیری شود.

    پیش از این به دلیل سرمای هوا در باغ وحش شیراز و بی‌توجهی مسئولان مربوطه تعداد زیادی پرونده در این باغ وحش تلف شدند.

  • نمایشگاه “بازگشت پرندگان” در خانه هنرمندان آغاز به کار کرد

    نمایشگاه “بازگشت پرندگان” در خانه هنرمندان آغاز به کار کرد

    Animal-Rights-Watch-ARW-7135

    دیده بان حقوق حیوانات: با حضور اهالى هنر و فعالان محيط زيست نمایشگاه “بازگشت پرندگان” در خانه هنرمندان آغاز به کار کرد.
    نمایشگاه تصويرسازى بازگشت پرندگان عصر جمعه 11 بهمن ماه در سالن نامی خانه هنرمندان آغاز به کار کرد.
    به گزارش روابط عمومی گروه هنری پیله بهشت، نمایشگاه بازگشت پرندگان عصر جمعه 11 بهمن ماه با حضور سیدمجید مجابی معاون حقوقی و امور مجلس سازمان محیط زیست، مجید ملانوروزی مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد، پرویز کلانتری، سیدهادی منبتی مدیرعامل موسسه تصویر شهر، بهروز نشان مدیر فرهنگی هنری جزیره اروند، مجید فدایی، سیدکمال طباطبایی، فاطمه رادپور، امیر عبدالحسینی، محمد حمزه اى، مانی صادقی و جمعی از هنرمندان و علاقمندان در سالن نامی خانه هنرمندان گشايش يافت.
    بنابراین گزارش، نمایشگاه بازگشت پرندگان مشتمل بر 43  اثر از 28 گونه از پرندگان مهاجر است که توسط 25 هنرمند تصویرگر در داخل و خارج از کشور در نخستین دوره تصویرسازی محیط زیست، به تصویر کشیده شده است.
    هما رستمی مدیرگروه هنری پیله بهشت درباره برگزاری این نمایشگاه گفت: نمایشگاه بازگشت پرندگان برای نخستین بار به کوشش گروه هنری پیله بهشت در خانه هنرمندان ایران برگزار شده است. آثار هنرمندان این گروه با هدف تقویت جایگاه طبیعت در عرصه هنر، پیوند هنر و طبیعت از دریچه ای نو و ثبت گونه های مختلف پرندگان توسط هنرمندان شکل گرفته است. این گروه در اولین قدم خود توانسته است با برگزاری کارگاه های آموزشی و تور پرنده نگری برای تصویرگران به تعاملی دو سویه میان هنر تصویرگری و حفاظت از منابع طبیعی و جانوری دست یابد و چه افتخاری از این بالاتر که بتواند در جهت آشتی و آشنایی هر چه بیشتر مردم با محیط زیست کشورمان گامی برداشته شود.
    وی همچنین گفت: آنچه که این نمایشگاه را از دیگر نمایشگاه های همسان متمایز می سازد، نگاهی نو و خلاقانه به مقوله پرنده نگری از دریچه تصویرسازی می باشد. در واقع آثار خلق شده نتیجه ای است از حضور هنرمندان تصویرساز در منطقه و مشاهده پرندگان در زیستگاه طبیعی خود.
    رستمی در پایان اظهار داشت: امیدواریم که بتوانیم با ادامه این مسیر و خلق آثاری این چنینی توسط هنرمندان دلسوز، ادای دینی کرده باشیم به محیط زیست کشور عزیزمان.
    این نمایشگاه که توسط گروه هنری پیله بهشت و با حمایت انجمن فرهنگى هنرى تصویرگران،خانه هنرمندان ایران، شهرداری تهران و سازمان آگهی های روزنامه ایران برگزار برپا شده است، آثاری از هنرمندان: مهشید دارابی، هما رستمی شاهواری، سمائه شریفی، مرضیه صادقی، نازنین عباسی، سبا عربشاهی، ریحانه علیخانی، مرجان قائمی، آرزو قلی زاده، افروز قلی زاده، زهرا کیقبادی، گلرخ محتاج الفضل، مینا محیطیان، لیدا معتمد، رضا مکتبی، فائزه مهدوی حاجی، سارا نارستان، نسیم نوروزی، طیبه برنجی، عبداله حاجی وند، بنفشه حسن زاده، فاطمه رادپور، نیلوفر صداقت، میترا صداقت و مسعود مجاوری آگاه به نمایش گذاشته شده است.
    نمایشگاه بازگشت پرندگان تا ٢٠ بهمن ماه هر روز از ساعت 12 الی 21 در سالن نامی خانه هنرمندان واقع در خیابان طالقانی، خیابان ایرانشهر، باغ هنر پذیرای علاقمندان و بازدیدکنندگان می باشد

     Animal-Rights-Watch-ARW-7136 Animal-Rights-Watch-ARW-7137 Animal-Rights-Watch-ARW-7138 Animal-Rights-Watch-ARW-7139

  • قصابی سگ‎های دست آموز برای اثبات جنگاوری کودکان در روسیه

    http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/2-3-1392/IMAGE635049981995820493.png

    قصابی سگ‎های دست آموز برای اثبات جنگاوری کودکان در روسیه

    با بررسی انبوهی استخوان سگ که دریک سایت باستانی روسیه کشف شد، باستان شناسان اعلام کردند که این اسکلت‎ها مربوط به اجرای یک مراسم باستانی درروسیه‎است که طبق آن کودکان با قربانی کردن حیوانات محبوب خود، مبدل به جنگجو می‎شدند.
    به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی باکشف انبوهی استخوان متعلق به دست کم 51 سگ و7 گرگ، که دریک سایت عصر برنز در منطقه ولگای روسیه بدست آمد، نوعی مراسم آیینی عجیب دیگر در فرهنگ‎های باستانی جهان کشف شد.

    تیم باستان شناسان به سرپرستی” دورکاس براون”و” دیوید آنتونی” که ابتدا از کشف این همه‌استخوان حیوانی متعجب شده بودند ، سرانجام دریافتند که این حیوانات همگی در جریان یک مراسم آیینی ذبح شده‌اند.
    براون و آنتونی معتقدند که دراین مراسم پسران ناگزیر به کشتن سگ خود بوده‎اند. و سن سگ‎های مرده که اغلب بین 7 تا 12 سال بوده، نشان می‎دهد که سگ‎های قربانی، از بدو تولد با این پسران همراه ودوست بوده‎اند

    این یافته‎ها نشان داده‎است که پسران جوان در روسیه عصر برنز، طبق آموزه‎های سنتی کهن، علاوه بر این که باید روش مبارزه و نبرد را می‎آموختند، برای تبدیل شدن به یک جنگنده بالغ، ناگزیر بودند طبق مناسک خاصی دست به قربانی کردن سگه‎ایی بزنند که از کودکی رفیق وهمراه آن‎ها بوده است .

    طبق همین گزارش بررسی‎های انجام شده در محوطه باستانی یاد شده در ولگا وآثار بدست آمده نشان می‎دهد که آن حیوانات که همگی در ماههای سرد زمستانی مرده‎اند، طبق آثار به جا مانده از تسمه‎هایی بر روی دندان‎هایشان روشن می شود که حیوانات اهلی و خانگی بوده‎اند.  همچنین شواهد نشان داده است که سگ‎های ذبح شده، قبل ازدفن پوست کنده شده و اعضای بدنشان قطع شده و سپس با یک تبر تکه تکه شده و سوزانده شده است.

    آنتونی یکی از باستان شناسان فعال دراین محوطه گفت:«شواهد حاکی از آن است که کار قصابی این حیوانات به گونه‎ای کاملا دقیق و با استانداردهایی مشخص صورت گرفته‎است. به طوری که تمام اسکلت‎ها به سه تکه مشخص تقسیم شده و جمجمه سگ‎ها نیز به قطعاتی با اشکال و ابعاد هندسی، دراندازه‎های یک اینج یا نزدیک به آن قطعه قطعه شده‎است.»

    وی و همکارش که هردو در کالج “هارتویک” در نیویورک فعالیت دارند،با هم توافق دارند که نحوه برش‎های دقیق واستاندارد و نیزاشکال هندسی درقصابی کردن و برش استخوان سگ‎ها نشان می‎دهد که این عمل نوعی تشریفات آیینی بوده‎است.

    این نظریه که توسط باستان شناسان دیگر در دانشگاه نیویورک تایید شده حاکی از آن است که الگوی قصابی کردن این حیوانات تماما از روش‏های قصابی که در سراسر دوران پیشاز تاریخ در اروپا ودیگر نقاط جهان برای قصابی سگ‎ها رواج داشته و اغلب برای مصرف گوشت سگ برای غذا مصرف می‎شده، تفاوت کامل دارد.

    این باستان شناسان همچنین در جستجو برای کشف سرنخی از این مراسم آیینی، بررسی‎های گسترده‎ای را در اسطوره‎ها ، روایات داستانی و آوازها و نسخه‎های کهن تاریخی مربوط به منطقه اوراسیا مرتبط با زبآنهای هند و اروپایی آغاز کردند.

    طبق این بررسی‎ها روشن شد که بسیاری از کسانی که به زبآنهای هند واروپایی تکلم می‎کرده‎اند از طریق متون نیایشی که توسط قبایل هند واروپایی درهند، احتمالا در 1400 پیش از میلاد نوشته شده، متونی درباره سگ‎ها و ارتباط آن برای ورود به دنیای مردگان نیز از خود به جای گذاشته اند.

    طبق این تحقیقات روشن شد که دراین متون نیز مواردی هست که نشان می‎ دهد نوعی مراسم آیینی برای ورودپسران نوجوان به گروه جوانان و جنگجویان وجود داشته‎ است.

    براساس این متون باستانی طی آیین‎های خاصی، پسران درسن هشت سالگی طبق آیین مشخصی نخست شستشو شده و سپس موی سرشان تراشیده شده و سپس پوست حیوانی را نیز برتن می‎کردند. هشت سال بعد در اواسط زمستان طبق مراسمی  دیگر به گونه‎ای نمادین، آماده سفر به دنیای مردگان می‎ شدند.

    تحقیقات نشان داد که این جوانان خانه و خانواده خود را ترک کرده و بدن خود را به رنگ سیاه آغشته و با پوست سگی بر تن به دسته و گروه جنگجویان می پیوستند.

    براون و آنتونی معتقدند که دراین مراسم پسران ناگزیر به کشتن سگ خود بوده‎اند. و سن سگ‎های مرده که اغلب بین 7 تا 12 سال بوده، نشان می‎دهد که سگ‎های قربانی، از بدو تولد با این پسران همراه ودوست بوده‎اند.

    نتیجه گیری بروان این است که این مراسم درواقع نوعی کارکرد روانی داشته‎است تا یک کودک بیگناه با کشتن سگ وفادار خود مبدل به یک مرد بی رحم شود که قادر است انسانی را هم بکشد.

    گزارش یادآور شده است که این موضوع به ویژه در روان شناسی نظامی نیز نشان داده شده که اصولا گذار روانی فرد از یک غیر نظامی به یک سربازجنگچو، دورانی  سخت ودشوار است که درواقع نوعی آموزش فرد وآماده سازی او برای کشتن انسانی دیگراست.

  • تیغ‌های جوجه‌ تیغی در سر یک زن/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: 200 خار جوجه تیغی در سر یک زن 52 ساله برزیلی به یک‌باره رشد کرد.

    به گزارش فارس، هفته گذشته روزنامه گلوبو خبری در ارتباط با خانمی که روی سر وی تیغ هایی رشد کرده‌اند نوشت: یک زن 52 ساله برزیلی اهل جنوب ریودوژانیرو درحالی که سگ را به گردش برده بود متوجه رشد چیزی در سرخود می‌شود بعد احساس درد شدیدی می‌کند.

    حدود 200 خار در سر وی رشد کرده بود.

    این زن وقتی به بیمارستان مراجعه می‌کند دکترها بدون بیهوشی تیغ ها را از سروی خارج می‌کنند.

    تیغ‌های جوجه‌ تیغی در سر یک زن+تصاویر
    تیغ‌های جوجه‌ تیغی در سر یک زن+تصاویرتیغ‌های جوجه‌ تیغی در سر یک زن+تصاویر

  • توزیع بیش از چهار هزار کیلوگرم ذرت جهت تغذیه قوهای مهاجر سرخرود

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1392/10/29/333896_714.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: توزیع بیش از چهار هزار کیلوگرم ذرت جهت تغذیه قوهای مهاجر سرخرود

    مراسمی با حضور دکتر شادمان مدیرکل اموراجتماعی استانداری مازندران،فرماندار محمودآباد، بخشدار سرخرود، شهردادر سرخرود، اعضاءشورای شهر، اعضای سازمان مردم نهاد آسان و کارکنان اداره حفاظت محیط زیست شهرستان محمودآباد در تالاب سرخرود برگزار شد.

    در این مراسم بیش از چهار هزار کیلوگرم ذرت جهت تغذیه قوهای مهاجر به تالاب سرخرود که با مساعدت مدیرکل امور اجتماعی استانداری مازندران صورت پذیرفت، توزیع شد.

    در ادامه مراسم مسئولین به بیان دیدگاههای خود در خصوص اهمیت نگهداری و تامین غذای قوها و توجه به امر گردشگری در این منطقه پرداختند.

  • عاملان اتلاف یک شغال در خواف دستگیر شدند

    عاملان اتلاف یک شغال در خواف دستگیر شدند

    Animal-Rights-Watch-ARW-7134

    دیده بان حقوق حیوانات: مسئول حفاظت محیط زیست خواف از دستگیری عاملان اتلاف یک قلاده شغال دراین شهرستان خبر داد. به گزارش اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی، عباس طاهریان در تفسیر خبر فوق افزود:در پی گشت و کنترل مأموران یگان حفاظت محیط زیست خواف در عرصه های طبیعی شهرستان و در محلی به نام جنگل تاغی نشتیفان به چهار دستگاه موتور سیکلت مشکوک برخوردند که به سرعت از محل متواری شدند .
    وی افزود: در بررسی محل حضور آنها یک قلاده شغال مشاهده شد که به سختی نفس می کشید و توان حرکت کردن نداشت .
    طاهریان ادامه داد: با روشن شدن موضوع و به امید نجات حیوان یاد شده مأموران آن را به خودروی خود منتقل و سریعاً مسیر حرکت موتورسواران را شناسایی و خود را به ورودی احتمالی آنها به شهر نشتیفان رساندند و پس از دقایقی موفق به دستگیری یکی از متخلفان شدند .
    طاهریان افزود : با انتقال متهم به ادارۀ حفاظت محیط زیست و بازجویی، نامبرده صراحتاً به جرم خود اعتراف و ضمن اشاره به تعقیب و آزار حیوان برای تفریح و سرگرمی، سایر همدستان خود را نیز معرفی نمود .
    مسئول حفاظت محیط زیست خواف با تأسف از موضوع گفت : عده ای بدون توجه به اهمیت حفظ اکوسیستم و اکولوژی و تنوع زیستی منطقه و صرفاً با هدف تفریح و گاها مطامع شخصی به جان حیات وحش افتاده و برای نابودی آن تلاش می کنند.
    متأسفانه حیوان یاد شده نیز به دلیل تعقیب طولانی قبل از هرگونه تلاش از سوی دامپزشکان تلف گردید.
    طاهریان خاطرنشان ساخت: دراین خصوص پروندۀ تخلفی تشکیل و به مراجع قضایی ارجاع گردید.

    (ضمن تشکر از تذکر دوستان عزیز، تصویر مطلب فوق به دلیل اشکال در آرشیو تصاویر پس از انتشار اصلاح شده است./ تحریریه)

  • بررسی افزایش جرایم شکار و صید در سازمان محیط زیست

    http://www.doe.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=92ac1a09-0499-4782-befa-12d691a3487c

    دیده بان حقوق حیوانات: معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست از آغاز بررسی جرایم شکار و صید در دفتر حفاظت این معاونت با حضور متخصصان حقوقی و طبیعی خبر داد.

    دکتر احمد علی کیخا در گفتگو با خبرنگار مهر  افزود: با توجه به روند افزایشی کشتار و شکار غیر مجاز حیات وحش در کشور در دفتر حفاظت و شکار و صید سازمان محیط زیست بررسی چگونگی افزایش جرایم آغاز شده است.

    به گفته وی، در این رابطه دکتر ابتکار نیز دستور داده اند که با جدیت افزایش جرایم پیگیری شود.

    کیخا اظهار داشت: اما اگر بخواهیم کاری علمی و کارشناسی انجام دهیم که همه جوانب در نظر گرفته شود این پروسه زمان بر است.

    معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست تصریح کرد:  بررسیهای کارشناسانه مشخص خواهد کرد که به عنوان مثال برای کشتار غیر مجاز گونه ای ارزشمند مانند پلنگ 5 میلیون تومان و یا 50 میلیون تومان جریمه با در نظر گرفتن مسائل زیست محیطی و اجتماعی مناسب است.

    وی افزود: همچنین در این بررسیها مادی و یا تعزیری بودن جرایم برای شکار و صید گونه های مختلف تعین می شود.

    کیخا در پاسخ به اینکه بسیاری از نمایندگان مجلس به ویژه اعضای فراکسیون محیط زیست با افزایش جرایم و صید موافق هستند و حتی از کم بودن میزان آن انتقاد می کنند بنابراین  سازمان محیط زیست سریعتر می تواند افزایش جرایم را پیگیری کند گفت:  اینکه تعدادی از نمایندگان موضوعی را مطرح می کنند دلیل بر موافقت مجلس نیست از سوی دیگر اگر نمایندگان بر این باورند حتما لازم نیست دولت لایحه دهد که تصویب کنند بلکه آنها خود می توانند طرح افزایش جرایم شکار و صید را به هیات رییسه دهند تا در مورد آن تصمیم گیری شود.

    به معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست،به طور کلی افزایش جرایم شکار و صید چه از سوی دولت و چه از سوی مجلس پیگیر ی شود مسئله ای نیست که به سرعت بتوان آن را جمع بندی کرد و نیاز مند بررسیهای همه جانبه و زمان بر است.

  • بازگشت کانگوروی معروف به تلویزیون

    بازگشت کانگوروی معروف به تلویزیون

    Animal-Rights-Watch-ARW-7130

    دیده بان حقوق حیوانات: سریال «اسکیپی» یکی از مجموعه‌های نوستالژیک تلویزیون از هشتم بهمن ماه روی آنتن شبکه تماشا می‌رود.

    به گزارش خبرگزاری مهر، «اسکیپی» ویژه کودکان ساخته شده بود. قهرمان اصلی داستان هم یک کانگوروی باهوش بود که کارهای جالبی می‌کرد.

    کارتون «اسکیپی» داستان کانگورویی به نام اسکیپی و پسری به نام سانی است.

    «اسکیپی» که یکی از شناخته ‌شده‌ترین محصولات فرهنگی استرالیاست، از 1965 تا 1968 در قالب سه فصل و مجموعا 91 اپیزود 30 دقیقه‌ای ساخته شد و در 128 کشور از جمله ایران روی آنتن رفت.

  • پیشگامی جامعه مدنی برای نجات محیط‌زیست

    دیده بان حقوق حیوانات/ عسل عباسیان*: اهل فرهنگ و هنر و «ابتکار» گردهم آمدند
    پنجمین‌روز از دومین ماه زمستان، محملی به همت امضاکنندگان فراخوان «بار دیگر سرزمینی که دوست می‌داریم» و با حمایت معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست در محل همایش‌های این سازمان واقع در «پارک پردیسان» تهران تشکیل شد تا اهالی دولت تدبیر و امید، با کمک مردم و اهالی فرهنگ و هنر این‌بار برای نجات محیط‌زیست، تدبیری جدی‌تر بیندیشند. حضور اهالی سازمان‌های مردم‌نهاد نظیر کانون انسان پاک، زمین پاک در این جلسه پررنگ بود. آنها پلاکاردها و پوسترهایی منقش به شعارهایی همچون «مجازات نقدی برای کشتار حیوانات در حال انقراض کافی نیست»، «صدور پروانه شکار را متوقف کنید»، «شکارچی قاتل است چه با مجوز چه بی‌مجوز» و… در دست داشتند تا بلکه صدایشان را به گوش وزرا برسانند اما وزرا انگار فرصت نداشتند تا در این جلسه حضور یابند و نمایندگان خودشان را فرستاده بودند. در کنار اهالی سازمان‌های مردم‌نهاد، هنرمندانی چون فرزانه طاهری، فاطمه راکعی، امیرشهاب رضویان، پگاه آهنگرانی و… هم آمده بودند تا نگرانی خودشان را نسبت به وضعیت موجود ابراز کنند. در ابتدای این مراسم «نورالدین زرین‌کلک»، پیشکسوت هنرهای نمایشی پشت تریبون رفت و بحث را چنین آغاز کرد: «زمانی که به من گفتند در این مراسم دعوتید با خودم گفتم چرا من؟  تنها کاری که به ذهنم رسید این بود که با نوه هشت‌ساله‌ام مشورت کنم. همیشه برای کارهای سخت با او مشورت می‌کنم. به او گفتم هوا که اینقدر کثیف است و تو دایم مریضی حالا با این وضع چه باید کرد؟ راه‌حل اولی که او ارایه کرد این بود: این برج‌ها و دکل‌های مخابرات که برای پخش پارازیت هستند بردارند و روی هرکدام هزارتا پنکه برقی روشن کنند و همه هوای کثیف را به بیرون شهر بفرستند… .» «فریدون مجلسی»، نفر دومی بود که پشت تریبون رفت و چنین گفت: «چندسال پیش براون واشنگتن کتابی نوشت که معتبرترین کتابی بود که تا آن روز در حوزه محیط‌زیست نوشته شده بود. با شتاب آن را ترجمه کردم و به انتشارات روزنامه «اطلاعات» دادم که با قیمت پایین به فروش برسد تا بلکه در ایران هم مانند جاهای دیگر جهان از آن استقبال شود، اما نشد.»
    سومین‌نفری که پشت تریبون رفت «مهدی رحمانیان» بود. مدیرمسوول همین روزنامه‌ای که در دست دارید. او به نمایندگی از اصحاب رسانه دغدغه‌های خود را چنین عنوان کرد: «مساله محیط‌زیست متاسفانه هنوز دغدغه‌ای ملی نیست که اگر بود این‌همه معضل نداشتیم. بنابراین گام اول برای رفع معضل محیط‌زیست، ایجاد عزم و اراده ملی است. تا عزم ملی شکل نگیرد اتفاقی نمی‌افتد. برای ایجاد این عزم نیازمند بازنگری در شورایعالی محیط‌زیست هستیم. نقش «ان‌جی‌او»‌ها در این شورا نادیده گرفته شده.

    *روزنامه شرق

  • آلودگی ویروسی قوهای سرخرود/ احتمال انتقال ویروس به انسان

    دیده بان حقوق حیوانات: عضو انجمن حمایت از حیوانات از آلودگی ویروسی قوهای تلف شده در سرخرود خبر داد و گفت: احتمال انتقال این ویروس به انسان وجود دارد و محیط بانان منطقه باید آموزشهای لازم را ببینند.

    نرگس روحانی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: بازدیدهای مکرر انجمن حمایت از حیوانات از قوهای مهاجر منطقه سرخرود نشان می دهد تعدادی از قوهای تلف شده در این منطقه به نوعی ویروس آلوده هستند.

    به گفته وی، برای تعیین نوع ویروس از لاشه قوهای تلف شده در منطقه نمونه برداری و به دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران انتقال داده شد و بر اساس نظر متخصصان و اعضای هیئت علمی این دانشکده آلودگی قوها به ویروس قطعی است.

    تعیین نوع ویروس توسط آزمایشگاه سازمان دامپزشکی تا پایان هفته

    روحانی اظهار داشت: تعیین نوع این ویروس منوط به بررسیهای تکمیلی آزمایشگاه سازمان داپزشکی است که قرار است تا پایان این هفته توسط این آزمایشگاه اعلام شود.

    ویروس قطعا آنفلوانزای مرغی نیست

    عضو انجمن حمایت از حیوانات تصریح کرد: بر اساس بررسیهای انجمن حواشی این منطقه تا شعاع حدود 5 کیلومتری هیچ مرغداری وجود ندارد و بر اساس آزمایشهای ابتدایی سازمان دامپزشکی این ویروس از نوع آنفلوانزای مرغی نیست.

    ویروس از نوع ویروسهای مشترک بین انسان و دام است

    وی افزود: بررسیهای مقدماتی نشان می دهد که این ویروس حتما از نوع ویروسهای مشترک بین انسان و حیوان است بنابراین احتمال انتقال آن به انسان وجود دارد.

    روحانی با بیان اینکه قوها به ویژه قوهای جوان از پرندگان بسیار حساس نسبت به ویروسها هستند احتمال اپیدمی شدن این ویروس را در بین سایر پرندگان منطقه مانند مرغابی سانان، غازها و درناها ضعیف دانست و گفت: البته بازهم تا زمان مشخص شدن نوع دقیق ویروس چیزی معلوم نیست و امکان دارد این ویروس از نوعی باشد که سایر پرندگان را نیز درگیر کند. اما تا کنون این آلودگی در میان سایر پرندگان منطقه دیده نشده است.

    تلفات قوهای سرخرود بر اثر کمبود غذا نیست/احتمالا ویروس عامل تلفات

    عضو انجمن حمایت از حیوانات تصریح کرد: سالهای گذشته همواره شامل تلفات گسترده قوهای مهاجر در این منطقه بودیم اما هرگز از قوهای تلف شده نمونه برداری نشده بود و تصور می شد که این قوها در اثر کمبود غذا و یا بیماریهای انگلی که در میان پرندگان رایج است تلف می شدند. اما امسال برای نخستین بار نمونه بردای، کالبدشکافی و آزمایش نمونه ها توسط دامپزشکی در حال انجام است.

    وی یاد آور شد: با توجه به نمونه برداری از لاشه های تلف شده این قوها از ذخیره چربی مناسبی برخوردارند بنابراین مشکلی از نظر تغذیه نداشته اندو این نشان می دهد که تمهیدات انجمن حمایت از پرندگان مهاجر برای نیاز های تغذیه ای این پرندگان مناسب بوده و علت تلفات کمبود غذا نیست.

    سازمان محیط زیست آموزش محیط بانان و معدوم کردن لاشههای آلوده را در دستور کار قرار دهد

    روحانی با بیان اینکه بسیاری از ان جی او ها و حتی سازمان محیط زیست از این موضوع و اصولا از بیماری های پاتوژنی حیواناتبی اطلاعند اظهار داشت: با توجه به قابل انتقال بودن این ویروس به انسان بایستی سازمان محیط زیست آموزش های لازم به محیط بانان منطقه و همچنین جمع اوری و معدوم کردن بهداشتی لاشه های آلوده را هر چه سریعتر در دستور کار قرار دهد.

    عضو انجمن حمایت از حیوانات تأکید کرد البته انجمن تا جایی که توانسته به محیط بانان منطقه در این خصوص اطلاع رسانی کرده و آموزش های لازم را داده است.

    شکارچیان دستکم به خاطر سلامتی خودشان از شکار این پرندگان دست بردارند

    وی در ادامه گفت: همچنین با توجه به قابل انتقال بودن این آلودگی از حیوان به انسان و از نظر اینکه در اطراف منطقه سرخرود مجامع انساننی و روستاهای بسیاری وجود دارد شکارچیان غیر مجاز و سدجویان باید بدانند که با تماس با این گون احتمال ابتلا به ویروس مذکور که هنوز مشخص نیست چقدر م یتواند برای انسالن خطرناک باشد وجود دارد بنابراین شکارچیان به خاطر خودشان هم که شده از شکار این پرندگان دست بکشند.

    روحانی در خصوص علت ابتلا به این الودگی گفت: به هرحال این قوها مسیر طولانی از سیبری تا کشورمان را پیموده اند و معلوم نیست سر راهشان به چه عوامل آلودگی ارتباط داشته اند .

    عضو انجمن حمایت از حیوانات در پایان از مسئولان سازمان محیط زیست درخواست کرد هرچه سریعتر به این موضوع رسیدگی کنند.

  • شکارچی پیر به وقت عذرخواهی نیز پر مدعاست!

    شکارچی پیر به وقت عذرخواهی نیز پر مدعاست!

    دیده بان حقوق حیوانات: پس از انتشار جوابیه دکتر فاضل در برابر گستاخی های کشتارچی پیر، محمد علی اینانلو با نادیده گرفتن انزجار عمومی از شکار، مدعی شد شهادت 113 محیط بان را پیش بینی کرده بوده! این متن از سایت موسسه طبیعت منتشر شده است.

    «در جواب دکتر اصغر فاضل – محمد علی اینانلو
    با مردم نباشیم ، شکست می خوریم
    جناب آقای دکتر فاضل

    جواب شما را خواندم ابتدا اجازه بدهید عرض کنم که اگر مقامی از مقامات بودید این جواب را نمی نوشتم چون حمل بر مسائلی می شد که در شخصیت من نیست ، دوم اینکه “شجاعت” از بزرگترین فضائلی است که خداوند به انسان عطا فرموده است و بخش مهمی از این فضیلت “عذر خواهی” است بنابراین بی هیچ مداهنه ای از شما عذر خواهی می کنم، نمیدانستم که شما در جبهه و رزمنده بوده اید ، کسانیکه با بذل سخاوتمندانه جان، سلامت و بخشی از زندگیشان موجب سربلندی وطن شده اند بی هیچ عذرو بهانه ای عزیز من و مورد احترام من هستند ، با تمام وجود عذر می خواهم اما این عذر خواهی مانع از این نیست که همچنان مخالف عقاید شما درباره طبیعت ایران باشم ، ای کاش زمانیکه شما معاون محیط زیست بودید بیشتر با هم آشنا می شدیم، آنگاه می توانستم بخشی از رفتار شما را در مقام معاونت محیط زیست اصلاح کنم ، حتما نتیجه غیر از این میشد که هست، اما جانشین شما ، آقای دکتر “کیخا” شخصیتی منطقی است، هر چند که کماکان از نظر مقامات سازمان محیط زیست مطرودم  اما همچنان بنا بر مسوولیت رسانه ای سعی در اصلاح رفتار برخی مقامات سازمان دارم خانم ابتکار کماکان گرفتار هوای آلوده اند اما برخی مقامات بی تجربه سازمان مشغول کوک کردن ساز ناسازی هستند که از بیست سال پیش آغاز و منجر به کشته شدن یکصدو سیزده محیط بان و تعداد زیادی “شکارچی” شده اند که آن ها هم فرزندان همین کشور اند ، در پی کشته شدن گوزن زرد پردیسان یکی از مقامات محیط زیست که اتفاقا سابقه دوستی هم داریم در تلویزیون گفتاری گفتند که شباهت به اعلان جنگ داشت . در پی این اتفاق مطلبی نوشتم با عنوان “بوی خون می آید” در این مطلب که در سایت www.tabiat.ir  آمده است گفتم که این اعلان جنگ، اعلان جنگی نابرابر و در نهایت به زیان حیات وحش، محیط بانان ، جوانان ایران و به زیان سازمان حفاظت محیط زیست خواهد بود، در این مطلب توصیه کردم که این اعلان جنگ
    را پس بگیرید و از در دوستی و مسالمت وارد شوید چرا که چاره ای غیر از این ندارید، روزنامه اعتماد نیز می تواند این مطلب را به عنوان یک هشدار تاریخی چاپ کند، مطلب اول را حدود بیست سال پیش با عنوان “امکان اجرای قانون ” نوشتم و پیش بینی کردم تصمیم های ناپخته سازمان محیط زیست به زیان محیط زیست خواهد بود، گوش نکردند و نتیجه شهادت یکصدو سیزده محیط بان، کشته شدن عده ای از جوانان کشور به نام شکارچی و تعداد زیادی محکوم به دیه و اعدام شد، حال نیز با پیش بینی آینده در ابتدای بهمن ماه نود و دو به عنوان یک هشدار تاریخی می گویم که با شخصیت های با تجربه ، با آن هایی که عمرشان را چه به عنوان محیط بان ، چه به عنوان شکارچی و یا طبیعت مردان گذرانده اند مشورت کنید، درست، منطقی و به دور از احساسات عمل کنید و گرنه در آینده باز هم شاهد کشتن و کشته شدن خواهید بود، آنچه که در بیابان می گذرد لزوما آنی نیست که در پردیسان  اندیشیده می شود.
    آقای دکتر فاضل، ضمن احترام باز هم عرض می کنم که شما در جبهه بوده اید، خون دیده اید ، مورد احترام من و تمام ملت ایران هستید اما بدانید آن چیزی که در بیابان ، در کوه و جنگل و در جای جای کشور گسترده ما، در میان ایلات و عشایر، صدها باور و اعتقاد و رسم و رسوم می گذرد هزاران نقطه و نکته ظریف دارد، می بایست برای حفاظت طبیعت ایران تمامی این ظرائف را دانست ، رعایت کرد و به اجرا در آورد وگرنه همانگونه که تاریخ طولانی کشور ما ثابت کرده است تمامی حرکاتی که بدون مشارکت مردم و با فرمایش از بالا انجام  می گیرد محکوم به شکست است، سازمان محیط زیست می بایست صد در صد مردمی باشد ، با مردم حرف بزند و از مردم استمداد جوید و بداند که اگر با مردم نباشد شکست  می خورد چنانکه در تمامی این سال ها شکست خورده است و باز هم بداند منظور از “مردم” لزوما تنها کسانی نیستند که در سایت ها کامنت های احساساتی می گذارند مردم در دورترین نقاط بلوچستان و کرمان و یزد و سمنان زندگی می کنند، اگر بخواهند حیات وحش میماند و اگر نخواهد نه.»

    ______________________________

    حساسیت شکارچی خون ریز به بوی خون!/ پرده برداری شکارچی پیر از خوی ددمنشانه کشتن برای انتقام

    پاسخ دکتر فاضل به گستاخی های شکارچی پیر/ دشنه شکارچی و مدرسه دخترانه من!

    پاسخ گستاخانه شکارچی پیر به دکتر فاضل/ ما داریم اخته می‌شویم!

    خودبزرگ بینی شکارچی پیر با بیان نمایشی اقدامات خیر احتمالی/ استفاده از کارهای خیر به عنوان چماق!

    دلبری یک کارشناس از مرد سبیل کلفت و خشن!

    شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

    می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

    دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

     آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

    اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

  • ادعای حمله «موش‌های گوشتخوار» به یک روستا/ گزارشی جوگیرانه از خورده شدن گوسفندان توسط جربیل!

    دیده بان حقوق حیوانات: جلسه کارگروه مدیریت بحران فیروزه برای بررسی ابعاد حمله موش‌های جربیل به روستای نجف‌آباد در شهرستان فیروزه تشکیل شد.

    به گزارش خبرگزاری فارس از نیشابور، محمدرضا حاجی‌زاده صبح امروز در جلسه کارگروه مدیریت بحران که با حضور معاون مدیریت بحران استانداری خراسان رضوی، بخشدار، دهیار و شورای روستای نجف‌آباد در محل فرمانداری فیروزه برگزار شد، اظهار کرد: چند سال است که مردم روستای 170 خانواری نجف‌آباد با حضور میهمانان مزاحم آسایش و آرامش خود را از دست داده‌اند و هر روز شاهد خبر حمله موش‌ها به یکی از منازل روستاییان هستیم.

    وی افزود: با توجه به ابعاد بسیار زیاد حمله این موش‌ها به مردم که آسایش و آرامش را از مردم گرفته است باید سریعاً با همکاری همه دستگاه‌های دولتی اقدامات کوتاه‌مدت و بلندمدت برای از بین‌ بردن این جوندگان مزاحم آغاز شود.

    حاجی‌زاده ادامه داد: کشتار موش‌ها توسط مردم و اهالی روستا با تأمین هزینه برای خرید و توزیع سموم کم‌خطر برای انسان، لوله‌گذاری قنات روستا، بهسازی اماکن دامی، تخریب بافت قدیمی و بهسازی فاضلاب‌های روستا، جمع‌آوری کودهای دامی از سطح روستا و ساخت انبارهای مواد غذایی محکم برای دام‌ها از جمله این اقدامات است.

    وی در بیان ابعاد جدیدی از خسارت موش‌ها گفت: مردم این روستا چند خانه را به دلیل حضور موش‌ها تخلیه کرده‌اند.

    حاجی‌زاده با بیان اینکه در آخرین حمله، موش‌ها گلوی گوسفندی را جویده‌اند، افزود: این موش به انسان و حیوان رحم نمی‌کند و باید سریعاً آرامش را به روستا برگردانیم.

    وی در خصوص جابه‌جایی روستا نیز گفت: این موضوع با توجه به بار مالی سنگین آن زمانی صورت می‌گیرد که اقدامات اولیه جواب ندهد که در این خصوص نیز تصمیم‌گیری خواهد شد.

    معاون مدیرکل بحران استانداری خراسان رضوی نیز در ادامه این جلسه گفت: در خصوص از بین بردن موش‌ها گروه‌های مختلفی اعلام آمادگی کردند که با ابتکار شیوه‌های جدید اقدام به این کار می‌کنند.

    کاظم عطاری اظهار کرد: استانداری خراسان رضوی و دستگاه‌های استانی آماده همه گونه همکاری در خصوص از بین بردن موش‌های مهاجم به روستای نجف‌آباد هستند و به دلیل اینکه تاکنون تجربه‌ای در این خصوص در استان نداشتیم باید با همفکری بهترین راهکار را پیدا کنیم.

    گفتنی است؛ موش جربیل که با حمله‌های خود زندگی را برای مردم روستای نجف‌آباد سخت و غیرممکن کرده است از 4 سال پیش در پی وقوع یک سیل به روستا مهاجرت کرده و با زاد و ولد زیاد جمعیت آن افزایش یافته و به حالت انزجار درآمده است.

    این موش در سر راه خود همه چیز را از بین می‌برد و به هیچ‌ چیز و هیچ‌کس رحم نمی‌کند.

    موش جربیل اگر غذا پیدا نکند با خوردن هم‌نوع خود تغذیه می‌کند.

  • نجات معجزه‌آسای دختربچه به کمک حیوانات ولگرد

    نجات معجزه‌آسای دختربچه به کمک حیوانات ولگرد

    Animal-Rights-Watch-ARW-1847

    دیده بان حقوق حیوانات: دختر چهار ساله‌ای که یک شب در بیابان و خرابه های جنوب کرمان سرگردان بود پس از 14 کیلومتر پیاده روی در حالی در خرابه ای پیدا شد که حیوانات در اطراف این خرابه با ایجاد سرو صدا امدادگران را متوجه مکان حضور این دختر بچه کردند.

    به گزارش مهر، تعطیلات آخر هفته گذشته یک خانواده از اهالی بخش هور در شهرستان فاریاب در جنوب استان کرمان بر اثر بی احتیاطی دختر بچه چهار ساله خود را گم کردند در ساعات ابتدایی این خانواده و مردم روستا به جستجوی کودک پرداختند و با گذشتن چندین ساعت از گم شدن دختر بچه و نا امید شدن از یافتن کودک مراتب را به هلال احمر شهرستان کهنوج و دستگاههای مربوطه اطلاع دادند.

    اما با وجود همکاری نیروهای مردمی و امدادگران و نیروی انتظامی اثری از کودک یافت نشد، عملیات نجات کودک در طول شب نیز ادامه یافت و امدادگران روستاها و مناطقی را که امکان وجود کودک در آنها بود مورد بررسی قرار گرفت.

    با این وجود همچنان در طول شب نیز اثری از این دختر بچه یافت نشد، از سوی دیگر دختربچه که پس از سهل انگاری والدینش در دشتهای غیر مسکونی تنها مانده بود و خود را تنها در بیابان می دید در بیابان شروع به جستجوی پدر و مادرش می کند.

    14 کیلومتر پیاده روی در بیابانی مملو از حیوانات وحشی

    کودک در نهایت در کمال تعجب در تاریکی شب 14 کیلومتر را در بیابان طی می کند و  سرانجام به دلیل خستگی فراوان و درحالیکه هیچ گونه آب و خوراکی نیز به همراه نداشته است در خرابه به استراحت می پردازند.

    این درحالی است که بیابانهای اطراف بخش هور در شهرستان فاریاب یکی از مناطق محل زیست گراز های وحشی، گرگ و سگهای ولگرد و کفتار است.

    پس از گذشت نیمه شب امدادگران که دایره تجسس خود را گسترده تر کرده بودند متوجه تجمع سگهای ولگرد و زوزه آنها برای جلب توجه می شوند.

    پس از اینکه امدادگران به خرابه های نزدیک یکی از روستای مجاور نزدیک می شوند متوجه حضور کودک در خرابه ها می شوند که از خستگی به حالت نیمه بی هوش در آمده است.

    حیوانات با سر و صدا دادن مردم را متوجه کودک کردند

    نکته جالب توجه اینکه حیوانات هیچ گونه تلاشی برای صدمه زدن به کودک نکرده بودند و در مقابل با رفتار خود سعی کرده اند امدادگران را از محل حضور کودک گم شده آگاه کنند.

    رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان کهنوج در خصوص عملیات امداد برای نجات این کودک می گوید: خبر گم شدن این کودک به اطلاع هلال احمر رسید و در همان ساعات ابتدایی اکیپی متشکل از امدادگران هلال احمر برای پیدا کردن این دختر بچه تشکیل شد.

    صدیقه سالارکیا ادامه داد: در ابتدا مناطق اطراف محل گم شدن کودک جستجو و احتمالات مختلف در دستور کار قرار گرفت اما شواهدی دال بر بروز حادثه برای کودک یافت نشد و در مراحل بعد گستره جغرافیایی محل جستجو افزایش یافت.

    وی گفت: کودک پس از غفلت والدین گم شده بود و این احتمال می رفت که دختر بچه برای پیدا کردن والدین اقدام به جستجو کرده باشد اما به دلیل عدم آشنایی کودک با بخش هور و محل گم شدنش الگوی مشخصی برای حرکت مسیر کودک متصور نبود.

    کودک کیلومترها راه را در شب طی می کند و به خرابه می رسد

    سالارکیا افزود: اکیپ جستجو شامل پنج نفر از پرسنل و امدادگران هلال احمر بودند که با آغاز شب و تاریکی هوا نیز عملیات جستجو را دنبال کردند و درنهایت 14 کیلومتر دور تر از محل گم شدن کودک در یک مخروبه در زندگی روستای مجاور دختر بچه را در حالی که از تشنگی و گرسنگی دچار ضعف شده بود را پیدا کردند.

    وی نحوه پیدا کردن کودک را بسیار عجیب و از الطاف خداوند نسبت به این کودک اعلام کرد و گفت: مردم این منطقه پس از گذشت یک روز از گم شدن کودک متوجه حضور سگهای ولگرد در اطراف این مخروبه می شوند و پس از حضور امدادگران و مردم در اطراف مخروبه کودک پیدا می شود.

    وی گفت: حیوانات صدمه ای به کودک نرسانده بودند و با ایجاد سر و صدا مردم را متوجه حضور کودک نیمه بی هوش کرده بودند.

    وی از مردم خواست در صورت حضور در طبیعت و دشتهای استان به شدت مراقب کودکان و افراد سالمند باشند.

    هم اکنون حال عمومی کودک پس از مراقبتهای اولیه پزشکی مطلوب گزارش شده است.

  • باشگاه ملوان سفیر حمایت از پرندگان تالاب انزلی شد

    دیده بان حقوق حیوانات: تیم فوتبال باشگاه ملوان بندرانزلی با امضای تفاهمنامه ای بین مدیرعامل این باشگاه و مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان گیلان به عنوان حامی و سفیر حفاظت از قو و پرندگان مهاجر اعلام شد. 

    به گزارش ایرنا، محمدرضا برجی مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان گیلان در مراسمی که به همین منظور عصر امروز (دوشنبه) در شهرستان بندرانزلی برگزار شد، اظهار داشت: با توجه به انتخاب قوی سپید به عنوان نماد تیم فوتبال ملوان بندرانزلی و پا گرفتن این باشگاه در کنار تالاب بندرانزلی به عنوان بهشت پرندگان مهاجر، تصمیم به استفاده از این تیم محبوب به عنوان سفیر حمایت از قو و سایر پرندگان را گرفتیم.

    برجی با اشاره به اینکه از نظر علم زیست شناسی، برخی گونه ها حکم چتر حفاظتی برای سایر گونه ها را دارند، اظهار کرد: پرنده زیبا، باوفا و باوقار قو در اصل نماد یا پرچم حمایت از سایر پرندگان و کل عرصه تالاب شهرستان بندرانزلی است.

    وی با بیان اینکه قو از پرندگانی است که پس از مرگ زوجش تا پایان عمر همسر دیگری انتخاب نکرده و به تنهایی بسر می برد، از مردم خواست از شکار این گونه حفاظت شده و سایر گونه ها مانند درنا، قرقاول، مرغابی، خودکا، چنگر و … خودداری کرده و این پرندگان زیبا را برای نسل های آینده حفظ کنند.

    وی خاطرنشان کرد: روابط اکولو‍ژیکی بین انسان و طبیعت، جدایی ناپذیر است و انسان در سیر تکاملی خود با اقتباس از طبیعت دستاوردهایی بسیاری داشته است.

    برجی افزود: نماد قو، نیروی دریایی و فوتبال بنای خوبی برای حرکت های حمایتی از طبیعت، پرندگان، تالاب و زیست مندان آن است.

    مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان گیلان با گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم سیروس قایقران و ابراز احترام برای پیشکسوتان باشگاه ملوان بندرانزلی متعهد شد با توجه به حمایت ملوان از تالاب و پرندگان، در سال های آینده از اعتبارات احیای تالاب برای امور فرهنگی ملوان هزینه خواهد شد.

    فرماندار شهرستان بندرانزلی و رییس هیات مدیره باشگاه ملوان نیز در این مراسم با اشاره به اینکه قوی سپید از القاب اصلی تیم ملوان است، از امضای تفاهمنامه حمایت ملوان از قو، تالاب بندرانزلی و پرندگان ابراز خشنودی کرد.

    سعادتمند داوودی خاطرنشان کرد: امیدواریم این حرکت، اقدامی برای حفاظت، حراست و ایفای نقش تیم ملوان به عنوان سفیران حفاظت از این پرنده زیبا و سایر پرندگان زیبای شهرستان بندرانزلی و استان گیلان باشد.

    وی خاطرنشان کرد: قو، یکی از زیباترین و بزرگترین پرندگانی است که تالاب بندرانزلی حدود نیمی از سال را میزبان آن است.

    وی با اشاره به اینکه برخی افراد به صورت ناجوانمردانه اقدام به شکار این پرنده حفاظت شده و سایر پرندگان می کنند، ابراز امیدواری کرد، با همکاری و تلاش ملوان، هوادارانش و همه مردم و دوستداران طبیعت و نسل های آینده نیز شاهد مهاجرت قو و دیگر پرندگان زیبا به تالاب بندرانزلی باشند.

    داوودی متذکر شد، به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره باشگاه ملوان آمادگی این باشگاه را برای مشارکت در تمامی برنامه های حفاظت از این پرنده و سایر اجزای محیط زیست اعلام می داریم.

    در پایان این مراسم، پیراهن شماره 9 سیروس قایقران و لوگوی تیم فوتبال ملوان بندرانزلی به صورت نمادین به مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان گیلان اهداء شد و از سوی وی نیز نمادی از پرنده زیبای قو به ناخدا غلامی مدیرعامل باشگاه ملوان بندرانزلی هدیه داده شد.

    در این مراسم، جمعی از پیشکسوتان باشگاه ملوان بندرانزلی از جمله بهمن صالح نیا، غدیر بحری، محمود پیشگاه هادیان، رییس اداره ورزش و جوانان، رییس هیات فوتبال و جمع دیگری از مسوولان شهرستان و باشگاه و اصحاب رسانه شهرستان بندرانزلی حضور داشتند.

  • پلنگ‌ها اصولگرا هستند یا اصلاح‌طلب؟!

    دیده بان حقوق حیوانات/مجید ابهری*: پیام نهفته در این حرکت ربطی به مسائل سیاسی نداشته و از سوی هنجارشکن‌ها و قانون‌گریزهایی است که بی‌توجه به مقررات حاکم بر جامعه فقط به دلخواه خود حرکت کرده و ضوابط و معیارها را نادیده می‌گیرند. کشتار حیوانات در فصل‌های مختلف از سوی شکارچیان شبیه بریدن قاچاق درختان در جنگل‌ها از سوی بعضی از افراد سودجو و فرصت‌طلب است.

    به گزارش خبرآنلاین سلیقه‌های سیاسی و دیدگاه‌های مرتبط با آنها ممکن است در هر حرکت گروهی، اجتماعی و اقتصادی موثر باشند اما قطعا در مسیر قرار گرفتن آسیب‌های اجتماعی و بروز مشکلات اختصاصی و عمومی نمی‌توانند مانع و پیشگیری کننده باشند.

    وقتی در جامعه قرار است اتفاقی بیفتد و حادثه‌ای به وقوع بپیوندد، توجهی به دیدگاه‌های سیاسی نداشته و همه را در مسیر خود مورد آزار قرار می‌دهد مثلا زلزله، سیل و حوادثی از این قبیل هنگام اتفاق، سلیقه های سیاسی را مورد ارزیابی قرار نمی دهند و برای همه به طور یکسان آسیب‌ساز هستند.

    حوادث اخیر واقعا مایه تعجب و تاسف است یعنی همین کشتار حیوانات زبان‌بسته و بیگناه مثل پلنگ‌ها که هیچوقت سابقه نداشته در یک مقطع زمانی این تعداد حیوان کشته شوند. در این میان، ممکن است تصور شود این اتفاق‌ها و کشتار گوزن زرد کمیاب ایرانی در پارک پردیسان (مرکز قرار گرفتن سازمان محیط زیست) به علت انتصاب یک فرد اصلاح‌طلب به عنوان رییس این سازمان است و این که این حرکت از سوی اصولگراها انجام شده تا اصلاح‌طلبان را بدنام کنند. تصوری که قطعا درست نیست.

    تفسیرهای بی‌اساس و پایه ممکن است ذهن افراد جامعه را به انحراف بکشد. پلنگ‌ها و گوزن نه اصلاح‌طلب بودند و نه اصولگرا بلکه عضو جامعه حیوانات و در حال انقراض هستند که برای جامعه زیستی و چرخه طبیعی اینگونه رخدادها مصیبت تلقی می‌شود و از تصور دور است که افرادی این قربانیان بیگناه را فدای مصالح گروه‌های سیاسی کنند.

    باید توجه داشت که پیام نهفته در این حرکت ربطی به مسائل سیاسی نداشته و از سوی هنجارشکن‌ها و قانون‌گریزهایی است که بی‌توجه به مقررات حاکم بر جامعه فقط به دلخواه خود حرکت کرده و ضوابط و معیارها را نادیده می‌گیرند. کشتار حیوانات در فصل‌های مختلف از سوی شکارچیان شبیه بریدن قاچاق درختان در جنگل‌ها از سوی بعضی از افراد سودجو و فرصت‌طلب است.

    همه ما باید توجه داشته باشیم که گروه‌گرایی سیاسی به نفع هیچکس نبوده بلکه به زیان اعضای گروه‌های سیاسی و درنهایت مردم جامعه است. در مقابل آن وحدت و همدلی در مقابل آُسیب‌هایی که منافع ملی و وحدت سیاسی جامعه را نشانه رفته است می‌تواند پاسخ به موقع و دندان‌شکنی برای قانون‌گریزانی باشد که هر فرصت را به نفع اهداف فردی و گروهی خود مصادره می‌کنند.

    نخبگان اجتماعی و سیاسی باید در اینگونه مواقع افکار عمومی را به سوی وحدت و همدلی دعوت کنند و اجازه ندهند سلیقه‌های متفاوت سیاسی باعث قضاوت‌های بی‌اساس و دور از منطق شود. مبادا عقاید گروهی و منافع سیاسی باعث دور افتادن از عزم ملی در مقابله، پیشگیری و کنترل آسیب‌ها شده و باعث شود به خاطر زیان به یک گروه سیاسی، به منافع یک ملت بی‌توجهی شود.

    مانند آسیب‌های اجتماعی ازجمله اعتیاد که گروه‌بندی خاصی نمی‌شناسد و فرزندان همه ما را در معرض آسیب و خطر قرار می‌دهد، مسائل محیط زیستی هم همینطورند و همه را درگیر می‌کنند. هوای آلوده تهران و آسیب‌هایی که به محیط زیست وارد می‌شود نه اصلاح‌طلب می‌شناسد و نه اصولگرا. فرزندان همه ما در مقابل این ضایعه اجتماعی و عمومی قرار گرفته‌اند و به طور یکسان در معرض آسیب هستند.

    در این میان، نقش اساسی رسانه‌ها در آموزش آحاد جامعه را نباید نادیده گرفت. نهادهای متولی فرهنگی در کنار رسانه‌ها از دوران کودکی و حتی مهدکودک‌ها باید آموزش دوری از خشونت و رعایت منافع اجتماعی را در دستور کار خود قرار داده و با یک حرکت مداوم، موضوع آموزش و اطلاع‌رسانی را به عنوان یک وظیفه اصلی خود قلمداد کرده و خشونت‌آفرینی و خشونت‌‍زایی را به عنوان یک ضد ارزش به آنها معرفی کنند. در این صورت است که می‌توانیم پله‌های تکامل و ترقی را به سوی تعالی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و سیاسی طی کنیم. این را بدانیم که آموزش و اطلاع‌رسانی، اصلی‌ترین ابزار برای پیشگیری، مقابله و کنترل در تمام ابعاد رفتاری هستند.

    * آسیب شناس اجتماعی

  • “زندان‌وحشی” به نام “کاسیت”/ ‌من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید…

    http://media.isna.ir/content/26642.jpg/4

    دیده بان حقوق حیوانات/ سمیرا عزیزی*: دارم عذاب می‎کشم و در خود می‎سوزم. تحمل این زندگی زجرآور برایم غیرممکن شده هر لحظه بیش‎تر و بیش‎تر در دستان بی‎رحم سرنوشت اسیر می‎شوم. صبح رهایی پس کی خواهد رسید؟ کی؟

    تا کی باید سنگینی سایه سیاه سرنوشت را به دوش کشم؟ این قفس تنگ چشمان حریصش را از من بر نمی‎دارد نفسم در گلو حبس شده… این کابوس هر روز و شبم کی به پایان خواهد رسید؟ بی‎اعتنایی آزارم می‎دهد، نمی‎دانم این قفس چه زمانی خواهد شکست؟

    زندگی هر لحظه‎اش عذابی است بی‎انتها که شاید کم‎تر کسی از ته دل خود حس کند. می‎دانم اینکه چشم امید به کسی داشته باشم که درکم کند غیرممکن است. این تنهایی و این قفسی که برگ برگ زندگی‎ام را در خود گرفته… خیلی آزاردهنده است.

    به گزارش ایسنا باغ‎وحش کاسیت نخستین باغ‎وحش استان است که در مجتمع تفریحی – تحقیقاتی خرم‌آباد قرار دارد که از لحاظ فضای کافی جهت نگه‎داری حیوانات مشکل دارد. نبود خط تلفن ثابت در این منطقه، دوربین مداربسته و کمبود نیرو جهت محافظت از این باغ‎وحش از دیگر مشکلات موجود در آن است. این باغ وحش طی سه ساله گذشته در لرستان ایجاد شده است. وضعیت این مکان به‎گونه‎ایست که حیوانات در 21 قفس نگ‎داری می‌شوند.

    یک کارشناس حیات‎وحش در این‎باره به خبرنگار ایسنا گفت: باغ‎وحش به مجموعه‎ای اطلاق می‎شود که دارای امکانات ویژه‎ای جهت نگه‎داری و نمایش جانوران وحشی(بومی و غیربومی) و اهلی است که حیوانات در داخل یک محدوده با وسعتی متناسب با تعداد حیوان و مطابق با نوع گونه و زیستگاه طبیعی آن به طور جداگانه برای مطالعات زیست‎محیطی و بازدید عمومی نگهداری می‎شوند.

    محسن امیری اضافه کرد: این مجموعه دارای بخش‎های قرنطینه، بهداشتی و درمانی(ویژه حیوانات مجموعه)، رفاهی، تأسیسات، فضای سبز و سازه‎های مصنوعی است که حیوانات با استفاده از قفس، فنس، خندق، دریاچه ‌یا حفاظ الکتریکی از سایر قسمت‎ها جدا می‎شوند.

    وی ادامه داد: محل مراکز نباید مخل بهداشت، آسایش و ایمنی عمومی‌ یا موجب بروز خسارت به طبیعت و آلوده شدن آب‎های عمومی، همچنین ایجاد خطر بیماری یا تضعیف نژاد برای حیوانات و آبزیان باشد.

    ‌امیری تصریح کرد: مواد غذایی مورد نیاز جانوران موجود در مراکز باید به تناسب وضع طبیعی هر یک از آنها با رعایت مقررات سازمان طبق دستورالعمل سازمان دامپزشکی کاملاً سالم و کافی باشد. در صورت ذبح‌ یا استفاده از سایر حیوانات به عنوان غذای گوشت‎خواران، تأییدیه دامپزشکی مبنی بر سالم بودن حیوان ضروری است. جانوران موجود در مراکز باید به طور ماهیانه از نظر انگل‏‌ها و سایر امراض توسط دامپزشک، مورد آزمایش قرار گرفته و تحت مراقبت‎های بهداشتی و درمانی باشند.

    امیری یادآور شد: در طراحی مراکز باید نکاتی از جمله توجه به رفتارشناسی، نیازهای بوم شناسی و زیستگاه طبیعی حیوان در هنگام طراحی مرکز(بازسازی زیستگاه طبیعی حیوان و نمایش جانور مربوطه در زیستگاه مشابه) رعایت شود. باید بیشترین مصالح طبیعی را در موقع ساخت فضاهای نگهداری متناسب با زیستگاه طبیعی گونه مانند نرده‎های چوبی، آلاچیق‎های پوشالی، آغل و آبشخور با نمای سنگی، صخره‎ای و ساخت تپه‎های مصنوعی به شکل صخره به خصوص برای علفخواران وحشی، برکه آبگیر و غیره، همچنین استفاده از رنگ‎های متناسب با محیط را به کار برد.

    وی بیان کرد: انجام اقدامات حفاظتی جهت جداسازی گونه‎ها از بازدیدکنندگان به نحو مناسب و با توجه به نوع گونه با اولویت ایجاد خندق‎های حفاظتی، حفاظ الکتریکی، نرده، توری، شیشه و… باید اجرا شود و فاصله ایمنی بازدیدکنندگان تا فضای نگهداری حیوان حداقل به فاصله یک متر با استفاده از گیاهان پایه کوتاه، ایجاد خندق، نهر و جوی آب، نرده و… رعایت شود.

    امیری گفت: همچنین رعایت فضای زیستی کافی و نسبت جنسی مناسب برای گونه‎ها به منظور جلوگیری از استرس و رفتارهای استرئوتایپ از دیگر اقدامات بوده و تابلوهای راهنمای مصور و رنگی مناسب جهت اطلاع‎رسانی(شامل مواردی از قبیل نام حیوان، محل زیست مانند قاره، زیستگاه، بوم‎شناسی و…، نوع غذا، عادات مخصوص و …) باید نصب شود.

    این کارشناس حیات‎وحش در مورد فضای نگه‎داری جانوران افزود: رفتارهای بیولوژیک، تغذیه، نیازهای بوم‎شناسی و زیستگاه اصلی حیوان می‎بایست در طراحی فضاهای نگه‎داری جانوران مورد توجه قرار گیرد، به عنوان مثال حیوانی مانند پازن حیوانی صخره‎زی است و طبیعت حیوان حکم می‎کند که در محیطی پر شیب و صخره‎ای به سر برد، همچنین میزان جابجایی حیوان در شبانه‎روز بسیار اندک است، پس برای چنین حیوانی فضای اندکی کافی است.

    او ادامه داد: در صورتی‎که برای موجودی مانند یوزپلنگ که در دشت زندگی می‎کند و روزانه جابجایی زیادی دارد، لااقل فضایی به طول 300 متر برای یک قلاده آن ممکن است، اندک باشد. برای حیوانات کوچک‎تر که احتیاج به مراقبت بیش‎تری دارند، به منظور آسانی دید بازدیدکنندگان، باید ساختمان‎های ویژه‎ای طراحی شود.

    امیری اظهار کرد: همچنین بعضی از جانوران در حیات‎وحش به تنهایی زندگی می‎کنند(مانند ببر)، در صورتی‎که اکثر علف‎خواران در گله زندگی می‎کنند. در کل فضای مورد نیاز برای حیوانات، نزدیک به نیمی از فضای یک باغ‎وحش را تشکیل می‎دهد و در این فضاها می‎بایست تهویه مناسب، نور طبیعی و مطلوب(البته متناسب با طبیعت حیوان) در نظر گرفته شود.

    این محقق حیات‎وحش خاطرنشان کرد: فضای محل نگهداری حیوانات یا کاملاً به شکل یک قفس طراحی می‎شود و یا به صورت فضایی که فقط دور تا دور آن به وسیله نرده، فنس یا توری محصور شده است، ساخته می‎شود که این نوع جایگاه برای نگهداری حیواناتی نظیر زرافه، فیل، کل و بز، قوچ و میش، گورخر، خرس و… مطلوب است.

    وی افزود: در شکل اخیر استفاده از خندق، آبگیر‌یا فضای سبز به جای فنس یا توری به زیبایی مجموعه کمک می‎کند. در چنین حالتی با توجه به نبودن سقف، بهتر است در قسمتی از زمین سایه‎بان ‌یا اتاقکی متناسب با تعداد حیوانات ساخته شود و اگر حیواناتی مانند خرس یا گوشت‎خواران در آن نگهداری می‎شوند، باید در آن از بیرون محوطه باز و بسته شود تا در هنگامی‎که نیاز به تمیز کردن محوطه وجود دارد با راهنمایی حیوانات به داخل اتاقک این کار به راحتی میسر شود. معمولاً جنس قفس‎ها فلزی بوده و مسقف که باید عاری از هرگونه مواد خطرناک مانند خرده شیشه، میخ، اشیای نوک تیز و حتی گیاهان سمی باشد. فاصله بین نرده‎های یک قفس باید به اندازه‎ای باشد که سر حیوان از بین آنها عبور نکند و از طرفی پوشاندن نرده‎ها توسط توری دارای چشمه‎های ریز منجر به افزایش ایمنی قفس‎ها می‎شود.

    این محقق حیات‎وحش افزود: هر قفس نیز باید دارای دریچه‎ای باشد که بیرون از آن قابل کنترل بوده تا هنگام تمیز کردن قفس از طریق آن حیوان به فضای دیگری هدایت شود. این فضا می‎تواند بین چند قفس، مشترک باشد، البته همان‎طور که ذکر شد این‎گونه طراحی برای حیوانات گوشت‎خوار بسیار مناسب است.

    مدیرکل دامپزشکی لرستان در رابطه با باغ‎وحش کاسیت گفت: هم‎اکنون در باغ‎وحش استان 27 گونه از حیوانات وجود دارد و تعداد آنها نیز 240 عدد است که متأسفانه بارها اعلام کردیم با توجه به تعریف باغ‎وحش، این مکان تمام استانداردهای لازم را ندارد و متأسفانه در حال حاضر یک “زندان وحش” است که نیاز به گسترش دارد. در صورت اختصاص زمین از سوی محیط زیست ‌یا منابع طبیعی به این باغ‎وحش این کار صورت خواهد گرفت.

    جواد گودرزی بیان کرد: تا جایی که توانستیم در قسمت‎هایی از جمله بخش کل و بز، گوزن و آهو استانداردها رعایت شده و تا حدی مطلوب است اما سایر بخش‎ها را باید اصلاح کرد.

    وی اضافه کرد: فضای نگهداری هر حیوان باید بدون وجود میله و درون محفظه‎هایی از جنس شیشه سکوریت باشد و محوطه نیز بازتر باشد، در ضمن می‎بایست حیوانات گوشتخوار و گیاهخوار از هم جدا شوند. همچنین حیواناتی چون شیر، گرگ و میمون که به صورت گله‎ای زندگی می‎کنند، فضای خیلی زیادی را می‎خواهند که فوق‎العاده هزینه‎بر است.

    او یادآور شد: قبلاً باغ‎وحش در اختیار دانشگاه علوم‎پزشکی بوده و روی آنها کار تحقیقاتی صورت می‎گرفت، اما استاندار سابق مسئولیت نگهداری را به دامپزشکی سپرد و ما را تنها دستگاهی که می‎تواند متولی این کار باشد، صلاح دانست، این در حالیست که شخصاً درخواستی در این زمینه ندادیم.

    گودرزی تصریح کرد: دامپزشکی حاضر است سرپرستی این مجموعه را به هر سازمان یا دستگاهی چون شهرداری و استانداری که توانایی این کار را دارد، واگذار کند، چراکه قدرت مالی آن محدود بوده و نمی‎توانیم بیش‎تر از این به آنها برسیم. البته در بحث‎های کارشناسی و بهداشتی از نظر تغذیه و نگهداری هر هفته با اعزام کارشناس آمادگی همکاری را با مجموعه دارند.

    ‌مدیرکل دامپزشکی ‌استان در مورد توله شیرهای به دنیا آمده اخیر در این باغ‎وحش ادامه داد: روی این توله شیرها برنامه‎ریزی کردیم و برای توسعه گونه‌ها معاوضه با گونه‎های دیگر را پیش‌بینی کرده‌ایم و گونه‎هایی را که در مجموعه نداریم را از سایر باغ‎وحش‎های استان‎ها وارد می‎کنیم.

    وی خاطرنشان کرد: به طور مثال چند وقت پیش در ازای یک شیر از اراک چند رأس مارال، دو رأس قوچ، دو قلاده گرگ را وارد مجموعه خود کردیم.

    گودرزی تأکید کرد: در حال حاضر 11 قلاده شیر در باغ‎وحش داریم که هزینه نگهداری این حیوانات خیلی بالا و سرسام‎آور است.

    مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان نیز به ایسنا گفت: نظارت بر حیات‎وحش و نگه‎داری وحوش، مسئولیت سازمان است و ما در روش نگهداری، مکان و تغذیه آنها باید دخالت کنیم.

    محمدحسین بازگیر ادامه داد: البته کلیت کار نگهداری توسط متولی حاضر به سازمان محیط زیست ربطی ندارد، اما کارشناسان حاضر دامپزشکی استان در این راستا خیلی خوب کار می‎کنند.

    وی اضافه کرد: فضای نگهداشتن بعضی گونه‎ها مطلوب بوده، اما بعضی از آنها نیاز به بازنگری و اصلاح دارند و استانداردهایی باید در آن منظور شود.

    مهندس بازگیر در بحث اختصاص زمین برای توسعه فضای این باغ‎وحش تصریح کرد: البته حوزه‎های استحفاظی‎ این اداره در اشترانکوه و سفیدکوه بوده و زمینی نزدیک باغ‎وحش برای در اختیار قرار دادن آن ندارد.

    مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری لرستان در خصوص زمین مورد نیاز باغ‎وحش کاسیت، گفت: جهت توسعه این باغ‎وحش، این سازمان حاضر است هر مقدار زمین که مورد نیاز دامپزشکی بوده را در اختیار آنها قرار دهد.

    مهرداد بهاروندی ادامه داد: هر زمان دامپزشکی درخواست دهد، طرح کارشناسی می‎شود و با این سازمان تا جایی که مانع قانونی وجود نداشته باشد، همکاری کامل خواهد شد.

     * خبرنگار ایسنا/ لرستان

  • خرس ایرانیِ ارتش لهستان/ تصویری

    خرس ایرانیِ ارتش لهستان/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7125

    دیده بان حقوق حیوانات: وُیتک (به لهستانی: Wojtek) یک خرس قهوه‌ای ایرانی بود که در ارتش لهستان به خدمت مشغول گردید و در نبرد مونت کازینو شرکت نمود. وی در سال ۱۹۴۲ میلادی توسط پسر بچه‌ای در نزدیکی همدان در ایران پیدا شد و در ازای تنها ۲ قوطی کنسرو گوشت به سربازان لهستانی که در اطراف شهر مستقر شده بودند فروخته شد[نیازمند منبع]. وی مورد توجه سربازان قرار گرفت و پس از مدتی به عنوان سمبل خوش‌یمنی در کلیه واحدهای مستقر در آن حوالی شناخته شد و بهمین روی ویتک بطور رسمی به عضویت گروهان ۲۲ پشتیبانی توپخانه ارتش لهستان درآمد. ویتک بهمراه ارتش به عراق، سوریه، فلسطین، و جنوب ایتالیا رهسپار شد.

    نام ویتک از زبان اسلاوی باستان گرفته شده و به معنای «کسی که جنگ را دوست دارد» یا «جنگجوی خندان» است. غذای ویتک میوه، عسل، شربت و مارمالاد بود و جایزه او آبجو بود که نوشیدنی مورد علاقه وی بشمار می‌آمد. او همچنین سیگار کشیدن و خوردن سیگار را هم دوست داشت. از آنجا که ویتک سرباز رسمی ارتش لهستان بود در چادر بهمراه سربازان میخوابید و یا در جعبه چوبی مخصوصی که مختص به وی بود. جابجایی او نیز بوسیله کامیونهای بارکش انجام می‌گرفت. او در نبرد مونت کازینو با حمل جعبه‌های مهمات به کمک همرزمانش می‌پرداخت و گفته می‌شود که هیچگاه سبب افتادن جعبه‌ای نگردید. فرماندهی ارتش به‌دنبال اطلاع از محبوبیت ویتک، تصویر خرسی که حامل یک گلوله توپ جنگی بود را به عنوان نماد گروهان ۲۲ توپخانه ارتش لهستان برگزید.

    پس از پایان جنگ جهانی دوم، تعدادی از سربازان این واحد و ویتک به اسکاتلند منتقل شده و در روستای هوتون مستقر شدند. خیلی زود ویتک نظر مردم محلی و مطبوعات را بخود جلب نمود. پس از ترک خاک اسکاتلند توسط سربازان لهستانی، ویتک در ۱۵ نوامبر ۱۹۴۷ به باغ وحش ادینبرا سپرده شد. او باقی عمر خود را آنجا گذراند جایی که روزنامه نگاران و همرزمانش که گاهی برای او سیگار پرتاب می‌کردند، به ملاقات وی می‌‌آمدند. ویتک در دسامبر ۱۹۶۳ درگذشت در حالیکه ۲۵۰ کیلوگرم وزن و ۱۸۰ سانتیمتر قد داشت.

    توجه مطبوعات به وی بر محبوبیت او افزود و وی چندین بار مهمان بی‌بی‌سی شد. از میان نشان‌های گرامی‌داشت وی، می‌توان به لوح نشان او در موزه سلطنتی جنگ و موزه جنگ کاناداییان در اتاوا اشاره نمود. گفته می‌شود که پرنس چارلز در هنگام بازدید از موزه سلطتنی به همراه دو پسرش، از راهنما خواسته‌است که داستان ویتک را بازگو نکند چرا که هر سه آنها او را می‌شناسند.

    برای دیدن تصاویر بیشتر اینجا را ببینید.

    http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/ab/Wojtek_the_bear.jpg?uselang=fa

    وویتک و سرباز لهستانی

    http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/f/f1/Polish_22_Transport_Artillery_Company_watch_as_one_of_their_comrades_play_wrestles_with_Wojtek_their_mascot_bear_during_their_service_in_the_Middle_East..jpg?uselang=fa

    ویتک در تمرینات نظامی هم شرکت کرده و با همرزمانش کشتی می‌گرفت.

    http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/06/Wojtek_soldier_bear.png?uselang=fa

    ویتک در حال حمل توپ برای توپخانه. نشانی که بر روی خودروهای گروهان ۲۲ پشتیبان توپخانه ارتش لهستان نقش بسته بود.

    http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/8/81/Polish_Soldier_in_Iran_wojtek.jpeg

    وویتک و سرباز لهستانی در ایران 1942

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/persia/wojtek-1.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/persia/wojtek-2.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/persia/wojtek-3.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/persia/wojtek-5.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/egypt/wojtek-2.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/egypt/wojtek-3.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/scotland/wojtek-2.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/italy/wojtek-9.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/italy/wojtek-10.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/italy/wojtek-11.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/italy/wojtek-12.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/italy/wojtek-14.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/scotland/wojtek-17.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/scotland/wojtek-1.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/scotland/wojtek-19.jpg

    http://www.wojtekfilm.com/large/photos/galleria/themes/classic/images/scotland/wojtek-8.jpg

    منبع: ویکیپدیا

  • مردم درک نکردند، حزب الاغ عراق منحل شد

    دیده بان حقوق حیوانات: دبیرکل حزب سیاسی الاغ عراق اعلام کرد به علت فرهنگ پایین مردمی که قدر الاغ ها را نمی دانند و فلسفه استفاده از نام این موجود سختکوش و مفید را درک نمی کنند، حزب را منحل می کند.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، عمر کلول که در سال 2005 حزب الاغ را به طور رسمی و قانونی در منطقه سلیمانیه عراق تاسیس کرد، دیروز تصمیم به انحلال این حزب گرفت.
    وی معتقد است برخی از مردم فرهنگ پایینی دارند و درک نمی کنند که علت نامگذاری الاغ، سختکوشی این حیوان و بردباری و مفید بودن اوست.

    کلول افزود الاغ ها هنوز هم نقش زیادی در راحتی زندگی مردم مناطق کوهستانی دارند و در زمان حکومت صدام، همین موجودات پرتلاش بودند که سلاح و مهمات برای پیشمرگها می بردند و حتی مقام ها و مسئولان را در کوهستان جابجا می کردند.

    وی با انتقاد از برخی مردم عادی که نام حزب را مسخره می کنند، اضافه کرد: متاسفانه حتی سیاستمداران و اعضای حزب های دیگر نیز برخورد مناسبی در این مدت نداشتند و به عمد، اعضای حزب ما را الاغ صدا می زدند. مثلا وقتی می خواستند وابستگی حزبی کسی را در گردهمایی ها بپرسند، به قصد مسخره کردن می گفتند، تو الاغی؟! در حالی که همین حیوان در مبارزه با رژیم صدام همراه و یاور پیشمرگان بود و بیشتر از برخی ها در جنگ با صدام و کمک به مردم نقش داشته است.

    عمر کلول تصریح کرد: برخی از مردم و احزاب، نه تنها قدر موجودی را که به آن مدیون هستند نمی دانند و به آن احترام نمی گذارند، بلکه به اعضای حزب ما و کسانی که برای این حیوان زحمتکش احترام قائلند نیز توهین می کنند.

    عمر کلول دبیرکل حزب الاغ

    وی تصریح کرد: من در سال 2012 مبلغ دو میلیون دینار کمک مالی دولت که شامل همه احزاب می شد را نپذیرفتم، چون در آن زمان نیازی به آن پول نداشتیم و بر اساس مرام حزب، صادقانه رفتار کردم. اما اکنون به علت اذیت شدن خانواده ام از دست مردم مسخره گر، حزب را منحل میکنم، ولی قصد دارم یک انجمن حمایت از الاغ تاسیس کنم.

    حزب الاغ

    عمر کلول، ابتدا تندیسی از الاغ را در باغ عمومی نالی نصب کرد و سپس در بهار سال 2012 موفق شد مجوز نصب مجسمه الاغ و نماد حزبش را در پارک آزادی سلیمانیه کسب کند و از آن پس این مجسمه تبدیل به یکی از جذابیت های پارک شد و بازدیدکنندگان علاقه داشتند کنار آن عکس یادگاری بگیرند.

    مردم درک نکردند، حزب الاغ عراق منحل شد

    * این مجسمه ای است که در باغ نالی نصب شد، اما افراد ناشناس روی پیشانی مجسمه رنگ پاشیدند. در آن زمان بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی سلیمانیه، از جمله آری بابان، هنرمند مطرح کرد،  این اقدام بی ادبانه افراد ناشناس را تروریسم فکری و فرهنگی توصیف کرده و خواهان حفاظت از مجسمه شدند.

    * بر اساس مرامنامه حزب الاغ، اعضا تازه وارد، لقب کره الاغ می گرفتند و در مراحل و مراتب بعدی، به ترتیب القاب الاغ، الاغ بزرگ، صاحب نعل، پالاندار بزرگ و در نهایت الاغ اعظم را دریافت می کردند.

    مردم درک نکردند، حزب الاغ عراق منحل شد

    همچنین مقر مرکزی حزب «خان» نام دارد که در زبان کردی به محل نگهداری الاغ گفته می شود. دفاتر فرعی نیز «اسطبل» نام دارند و پاتوق ها «آخور» نامیده می شود. اعضای حزب نیز یکدیگر را الاغ صدا می زنند. البته با نهایت احترام و بدون قصد استهزا. درست مثل حزب کمونیست که به همدیگر «رفیق» می گویند.

  • پاسخ دکتر فاضل به گستاخی های شکارچی پیر/ دشنه شكارچي و مدرسه دخترانه من!

    دیده بان حقوق حیوانات/ اصغر محمدي فاضل*:

    1- در جايي از درام مشهور شكسپير، هملت به نامزدش اوفليا مي‌گويد: «بودن يا نبودن، مساله اين است!». حالا در موضوع شكار در ايران هم بايد نوشت: «كشتن يا نكشتن، مساله اين است!». آيا اين همه نشانه از به سراشيبي افتادن تنوع زيستي كفايت نمي‌كند تا شكارچي‌ها تفنگ‌ها را بر زمين بگذارند، دست‌شان را از روي ماشه‌ها بردارند، دشنه‌ها را غلاف كنند و به جايش دوربين عكاسي دست بگيرند؟

    2- محمدعلي اينانلو كه بخشي از موهايش را در مستند‌سازي محيط زيست و گردشگري سفيد كرده، به تازگي «گرفتار ماجرايي شده كه علاقه‌مندان محيط‌زيست را دل‌نگران و آزرده‌خاطر كرد. درباره صحت و سقم اين ماجرا اطلاعات دست اولي ندارم و آنچه شنيده‌ام اخبار ضد و نقيضي است كه بعضا» قابل اعتنا نيست. اما قلبا آرزو مي‌كنم نه خبر واقعيت داشته باشد و نه ايشان و نه دوستان و بستگان و سرايدار او در اين شكار دخيل بوده باشند. شايد هركدام از ما هم جاي ايشان بوديم از برخوردها و قضاوت‌هاي عجولانه و غيرمنصفانه دنياي مجازي دل چركين مي‌شديم ولي ادبيات فردي كه مي‌گويد شكار را كنار گذاشته، هيچ نشاني از تقبيح اين اقدام نداشته و حتي ملت ايران و مردم شاهرود را به پس دادن «لوح شاهرودي افتخاري و لوح «محيط باني افتخاري» خود» تهديد مي‌كند. همان ملتي كه ايشان با استناد به جمله‌يي از «هرودوت» باور دارد كه حالا فقط «فرش نفيس» دارند و از «شرافت» خالي‌شده‌اند!

    3- البته من نه وكيل ملت ايرانم و نه از اهالي شاهرود اما همزماني اين هجمه با تاختن ايشان به همفكران من در مخالفت با شكار جالب است كه مي‌فرمايند: «شما با اين احساسات لطيف بايد مدير مدرسه دخترانه بشويد. محيط زيستي كه محيط‌بانش ماهي يك‌بار هم پوتين از پا در نمي‌آورد به درد شما نمي‌خورد. طبيعت با وجود همه زيبايي‌ها بسيار خشن و خطرناك است و مديريتش مردانگي مي‌خواهد، آدم‌هاي اخته‌يي مثل من نمي‌توانند طبيعت را حفظ كنند. متاسفانه ما داريم با مختصر مقرري‌ ماهانه اخته مي‌‌شويم و موجود اخته هرگز نمي‌تواند در روند طبيعت موثر باشد چه منفي چه مثبت».

    4- بارها شنيده‌ايم كه برخي وقتي هرچه خزنده و پرنده و چرنده بود را در طول اين سال‌ها كشتند حالا وقتي با دشت خالي مواجه مي‌شوند تيرهاي باقيمانده‌شان را نثار هر جنبنده زبان بسته ذي‌حركتي مي‌كنند! ديده‌ايد كه با پلنگ كشته‌شده و بچه خرس مثله شده در حال جان كندن و جنين آهو عكس يادگاري مي‌گيرند. درك خشم شكارچياني كه نمي‌توانند زيبايي‌هاي طبيعت را بدون دشنه و خون و گلوله و دود كباب ببينند سخت نيست. نتيجه سال‌ها خدمت در عرصه محيط زيست و زندگي، مطالعه و كار در مناطق حفاظت‌شده جهان و نه صرفا ديدن فيلم‌هاي راز بقا و اطلاع از وضعيت مناطق تحت حفاظت و گونه‌هاي جانوري در حال انقراض كشور بود كه سال‌هاست پيگير طرح‌هايي چون «آتش بس» و محدود كردن شكار بوده‌ام. كشتن و سوزاندن پلنگ‌ها كه اين روزها مسلسل‌وار اخبارش مي‌رسد، نشان مي‌دهد راه را خطا نرفته بودم.

    5- البته با آقاي اينانلو كاملا موافقم كه «طبيعت با وجود همه زيبايي‌ها بسيار خشن و خطرناك است» چون بيش از ايشان خون ديده‌ام. نمي‌دانم چند شكار -پيش از توبه‌اش- حلال كرده؟ ولي بيش از آنها جنازه عزيزترين فرزندان اين ملت را كه دوشادوش هم جنگيده‌ايم، جمع كرده‌ام و بسيار پوتين‌هايي كه پا در آن جامانده. آن هم نه در جنگي يكسويه، در جنگ واقعي و در جبهه‌يي كه طرف مقابل به جاي شاخ، مسلسل داشت و تانك و گاز خردل كه اصلا بوي كباب نمي‌دهد. «مردانگي» را هم مي‌شناسم؛ البته نه با «ليبل» سبيل‌هاي خوش‌فرم و اسلحه‌هاي براق با جلدهاي چرمي. فقط دشنه را نمي‌شناسم. خصوصا كه براي نمايش شجاعت‌ و جسارت‌ در جنگي نابرابر در قصابي جانداران بي‌دفاع و بي‌زبان به كار گرفته ‌شود.

    6- در دو سال گذشته كه با كج سليقگي مطلق نمايشگاه بين‌المللي محيط زيست را با نمايشگاه شكار آلوده كردند، نه تنها با اجراي اين رويه به‌شدت مخالفت كردم بلكه در افتتاحيه و اختتاميه نمايشگاهي كه بوي باروت مي‌داد شركت نكردم (كه البته مورد عتاب قرار گرفتم) . اما همين ايستادگي موجب شكل گرفتن جرياني شد كه جوانه‌هايش را مي‌بينيم. نيازي به همه‌پرسي نيست، هزاران نفر به اين باور رسيده‌اند كه حيات وحش ايران به واسطه همين گشاده دستي‌ها و كباب كردن‌ها و شليك كردن‌ها و دشنه بر گلوي جانداران كشيدن‌ها، تهي شده است. شايد به همين دليل آقاي اينانلو اظهار مي‌دارند: «آدم‌هاي اخته‌يي مثل من نمي‌توانند طبيعت را حفظ كنند». اما برخلاف امثال ايشان، مخالفان شكار نه تنها «اخته» نشده‌اند بلكه تكثير مي‌شوند و گسترش علايق طبيعت گرايانه، عكاسي از حيات وحش، افزايش نهادها و انجمن‌هاي مردمي حمايت از حيوانات و تجمع عليه شكار نشان مي‌دهد كه مردم ايران علاوه بر «فرش‌هاي نفيس»، هنوز شريف، محترم و نگران آينده طبيعت كشورشان هستند.

    7- جا دارد از محبت ايشان به معلمي مثل من كه «روح لطيفي» دارد و مي‌تواند چنان مورد اعتماد قرار بگيرد كه مديريت دبيرستان دختران‌شان را به او بسپارند قدرداني كنم كه بي‌ترديد اسباب سربلندي است. كجاي تاريخ مردان قسي‌القلب ستايش مي‌شوند؟ من پيامبر شكارچي نمي‌شناسم. تنها امام مدفون در اين سرزمين «ضامن آهو» بوده نه شكارچي آهو! شايد به همين دليل از دل همين دبيرستان‌هاي دخترانه كه به آن اشاره‌كرده‌اند نسلي فارغ‌التحصيل شده كه پرچمدار حفاظت محيط‌زيست (و مخالف شكار) هستند. به كار بردن اين ادبيات زن ستيزانه شايسته كسي نيست كه –يك سويه- تريبون رسانه ملي را در دست داشته و مدعي است براي محيط زيست «فرهنگ»‌سازي كرده است. موفقيت‌ها هيچگاه تنهايي به دست نيامده‌اند و هركه خود را در قامت يك «ابر انسان» ببيند بي‌ترديد دچار توهم و غرور است.

    8- اتفاقاتي از اين دست تلخ است و آموزنده. چهره‌هايي كه بردوش مردم مي‌ايستند و مشهور مي‌شوند اگر نتوانند با مخاطبان ارتباطي دو سويه برقرار كنند و از «مونولوگ» به «ديالوگ» مهاجرت كنند ممكن است در كسري از زمان همه آنچه به سال‌ها بافته‌اند را رشته كنند و دوست را دشمن. خطر خشمگينانه فشردن قلم كمتر از چكاندن ماشه نيست. آينه شكستن خطاست. اميدوارم اخبار منتشره اين روزها با صداقت و صراحت تكذيب شوند و اينانلو دوباره مثل قبل با صدايي خش‌دار، محيط زيست ايران و زيبايي‌هايش را براي مردمي كه سال‌هاست از صداي گلوله، بوي باروت و خونريزي خسته شده‌اند نمايش دهد. «اينانلو»يي كه طبيعت را حفظ كند و روزي از خدا بگيرد و قيد مختصر مقرري‌ ماهانه‌يي كه اخته مي‌كند را بزند و در روند طبيعت موثر باشد، آن‌هم از نوع مثبت آن!

    *عضو هيات علمي دانشگاه محيط زيست/ اعتماد

    ______________________________

    پاسخ گستاخانه شکارچی پیر به دکتر فاضل/ ما داریم اخته می‌شویم!

    خودبزرگ بینی شکارچی پیر با بیان نمایشی اقدامات خیر احتمالی/ استفاده از کارهای خیر به عنوان چماق!

    دلبری یک کارشناس از مرد سبیل کلفت و خشن!

    شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

    می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

    دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

     آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

    اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

  • خراسان شمالی: تقدیر از 4 دامدار میاندشتی حافظ یوز/ تصویری

    خراسان شمالی: تقدیر از 4 دامدار میاندشتی حافظ یوز/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7123

    دیده بان حقوق حیوانات: از  4 نفر از دامداران و روستائیان حاشیه شمالی و شرقی میاندشت جاجرم که در حفاظت از یوزپلنگ نقش بسزایی داشتند تقدیر شد.

    روز جمعه مورخ 4/11/1392 با حضور مهندس آبسالان مدیر کل حفاظت محیط زیست استان، هومن جوکار مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی کشور،تشکل های زیست محیطی و علاقه مندان استان خراسان شمالی،مراسمی جهت تقدیر از آقایان اخوان،رضائیان،ثباتیان و نوروزیان که در ماههای اخیر،با مشاهده یوزپلنگ آسیایی،مراتب را به همکاران محیط زیست اطلاع و موفق به تصویربرداری از آنها شده بودند،در مسجد روستای چهل دختران برگزار و به آنان با اهداء لوح و جوایز تقدیر شد.

    در این مراسم به نقش مردمان روستایی در حفاظت از یوزپلنگ آسیایی به عنوان حافظان اصلی این حیوان نادر و رو به انقراض تاًکید شد.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7124