دسته: در رسانه ها

  • ژیلا؛ زنی که سگ کشی در تبریز را متوقف کرد

    ژیلا؛ زنی که سگ کشی در تبریز را متوقف کرد

    Animal-Rights-Watch-ARW-7748

    دیده بان حقوق حیوانات: هنوز هم وقتی آن روز «وحشتناک» را به خاطر می‌آورد، بغض می‌کند و کلماتش بریده بریده می‌شوند. حالا سه سال از آن روز گذشته، همان روزی که سگ‌های بی پناه شهر تبریز را در معدوم‌گاه ملاقات کرد؛ سگ‌های گرسنه، رنجور و عاصی که در انتظار مرگ بودند.

    می‌گوید: «آن‌ها را از سراسر شهر جمع کرده بودند. حدود 200 یا 300 سگ بودند. خبری از بی‌هوشی و مرگ بدون درد نبود، با گلوله کار را تمام می‌کردند. بعضی از سگ‌ها را زنده زنده در آهک دفن می‌کردند.»

    به این‌جا که می‌رسد، نفس نفس می‌زند و می‌گوید: «دوست ندارم تصاویر آن روز را به خاطر بیاورم. مدت ها درگیر آن صحنه‌های وحشتناک بودم. چشم‌های معصوم حیوانات را به یاد می‌آوردم و دچار پریشانی می‌شدم.»

    به گزارش ایران وایر «ژیلا پورایرانی» و دوستانش از همان روزی که پا در معدوم‌گاه می‌گذارند، عهد می‌بندند که هر کاری از دست‌شان برمی‌آید برای سگ‌های شهرشان انجام دهند؛ سگ‌هایی که به جرم بی ‌پناهی، به ضرب گلوله کشته می‌شدند. حالا تلاش ها به ثمر نشسته و آن‌ها مسوولان استان آذربایجان شرقی را راضی کرده‌اند که سگ کشی را متوقف کنند.

    همین یک هفته پیش مدیر کل امور شهری استان به خبرگزاری مهر از توقف سگ کشی خبر داد و گفت: «از این به بعد سگ‌های ولگرد با سلاح بی‌هوش و به مراکز نگه‌داری مردم نهاد سپرده می‌شوند.»

    این خبر، حکایت سه سال تلاش و پی‌گیری بی وقفه ژیلا پورایرانی و همکارانش است:« شهرداری پروژه سگ کشی را به پیمان‌کاران سپرده بود. برای پیمان‌کاران صرف نمی‌کرد که داروی “کتامین” تهیه کنند و بعد از بی‌هوشی، حیوان را از بین ببرند. این بود که سراغ هر روشی می‌رفتند که حیوان را بکشند.»

    آن‌ها پس از دیدن معدوم‌گاه، کفش آهنی به پا می‌کنند و راه می‌افتند؛ رییس سازمان محیط زیست و شهردار تبریز را می‌بینند و ماجرا را شرح می‌دهند. همان وقت پیشنهاد ایجاد یک مرکز برای نگه‌داری و عقیم سازی سگ‌ها و گربه‌ها را مطرح می‌کنند اما هیچ نهادی حرف آن ها را جدی نمی‌گیرد. خودشان دست به کار می‌شوند: «از قبل هم سگ‌ها و گربه‌های زخمی و در سرما مانده را که پیدا می‌کردم با خود به خانه می‌بردم و بعد از درمان و رسیدگی، واگذارشان می‌کردم. اما بعد از این ماجرا، تصمیم گرفتیم خودمان مرکزی را‌ه اندازی کنیم.»

    اول از همه طلاها فروخته می‌شوند، سپس سراغ وام می‌روند و بعد هم با چند خیر صحبت می‌کنند؛ خیرهایی که تا به حال مخارج پناه‌گاه را تامین کرده‌اند: «یکی از خیرها زمین بزرگی در اختیارمان گذاشت که خودمان با کف سازی و دیوارکشی، آن را برای پناه‌گاه آماده کردیم و “پناه‌گاه حیوانات پردیس” راه‌اندازی شد.»

    وقتی پناه‌گاه آماده می‌شود، ژیلا برای اطلاع رسانی به سراغ فیس بوک می‌رود و صفحه‌ای به نام “پناه‌گاه حیوانات پردیس» افتتاح می‌کند. شماره تلفن خودش را روی صفحه می‌گذارد و از مردم تبریز می‌خواهد در صورت مشاهده حیوانات بی‌پناه، با او تماس بگیرند: «گاهی که دنبال حیوانات می‌رفتیم، آن ها را نوازش می‌کردیم و برای انتقال به پناه‌گاه، سوار ماشین می‌کردیم، بسیاری از مردم ما را مسخره‌ می‌کردند. با گوش‌های خودم می‌شنیدم که می‌گفتند این‌ها عقل‌شان را از دست داده‌اند، بی‌کارند و افتاده‌اند دنبال جمع کردن حیوانات. یک‌بار شیشه ماشینم را شکستند چون دوست نداشتند من به سگ‌ها و گربه‌ها غذا بدهم.»

    با این‌حال، او و دوستانش دست از تلاش برنداشتند: «باید ثابت می‌کردیم که به شکل عملی، پروسه نگه‌داری و عقیم‌سازی می‌تواند جایگزین کشتن حیوانات شود. بنابراین، از انجام هیچ‌کاری دریغ نکردیم.»

    ژیلا به طور مرتب عکس حیواناتی را که  به پناه‌گاه منتقل می‌شوند را در صفحه فیس‌ بوک قرار می‌دهد و شرح کوچکی برای عکس‌ها می‌نویسد. بیش‌تر حیوانات در روز اول انتقال، ضعیف و بیمار به نظر می‌رسند و چند روز بعد که عکس تازه‌ای از آن‌ها منتشر می‌شود، سرحال نشان می‎دهند و مشغول شیطنت.

    می پرسم عکس هایی که از آن‌ها منتشر می کنید، مثل عکس‌های قبل و بعد از عمل تبلیغات جراحی زیبایی می ماند! می‌خندد و می‌گوید: « همه حیوانات به محض ورود به پناه‌گاه، حمام داده می‌شوند. انگل زدایی می‌شوند و واکسن‌هاشان را دریافت می‌کنند. اگر هم دچار بیماری باشند، درمان آن‌ها آغاز می‌شود.»

    ژیلا فوق لیسانس پرستاری دارد و بعد از چند سال کار در بیمارستان‌ها، حالا تمام وقت خود را در پناه‌گاه می‌گذراند. کارهای ساده مثل سرم درمانی و یا پانسمان های کوچک را خودش انجام می‌دهد اما درمان بیماری‌ها به عهده دام‌پزشکانی است که حیوانات پناه‌گاه را بدون دریافت دستمزد، معاینه می‌کنند.

    پناه‌گاه پردیس شامل بخش‌های قرنطینه، مادران و توله‌ها، درمانگاه، شست‌وشو و چند آسایشگاه برای نگه‌داری حیوانات است که حالا تعدادشان به حدود ۴۰۰ قلاده رسیده است.

    روزها برای‌ آن ها در دو دیگ بزرگ غذا پخته می‌شود: «از کشتارگاه، پای مرغ، گردن و اسکلت می‌گیریم همراه برنج و ماکارونی برایشان پخته می‌شود.»

    با ذوق می‌گوید: «عاشق ماکارونی هستند.»

    روزهای جمعه، وقت ملاقات است و ورود برای حیوان دوستان به پناه‌گاه آزاد. بعضی برای سگ‌ها نان می آورند، برخی وسایل درمانی می‌گیرند و عده ای با توپ‌های کوچک بازی وارد می‌شوند: «دیدن سگ‌ها و گربهها برای مردم تاثیر مثبت روانی دارد و یک نوع فرهنگ‌سازی است. مردم مدام می‌ترسند توسط حیوانات بیمار شوند اما  خیلی‌ها وقتی من را می‌بینند که دائم با حیوانات هستم و مشکلی ندارم، نظرشان تغییر می‌کند.»

    پناه‌گاه برای سپردن سرپرستی سگ‌ها و گربه ها به علاقه‌مندان، شرایط خاصی دارد: «اول علاقه‌مندان فرم پر می‌کنند. بعد ما  باید شرایط آن‌ها را بسنجیم، محل نگه‌داری را ببینیم و مطمئن شویم که حیوان دوست هستند. بعد از پذیرش هم حق واگذاری به شخص دیگر را ندارند و در صورتی که شرایط نگه‌داری حیوان را نداشته باشند، می‌توانند آن را دوباره به پناه‌گاه برگردانند.»

    در روزهای اخیر که مسوولان استان همکاری با آن‌ها را پذیرفته‌اند، سرشان شلوغ تر شده است : « الان وقتی کسی با سامانه ۱۳۷ شهرداری تماس می‌گیرد و  خبر از سگ‌ها و گربه‌های بی صاحب می‌دهد، تلفن‌ به پناه‌گاه وصل می‌شود و ما دنبال آن‌ها می‌رویم.»
    این‌ها را با ذوق و شوق تعریف می‌کند و می‌افزاید: «واقعا به آرزویم رسیدم اما آرزوهای دیگری هم دارم، کاش دیگر هیچ‌وقت دُم هیچ گربه‌ای را نسوزانند، روی هیچ سگی آب‌جوش نریزند و هیچ حیوانی را با گلوله سوراخ سوراخ نکنند.»

    ژیلا نمی خواهد هرگز چنین روزهایی را ببینید، نمی خواهد به آن روز لعنتی برگردد.

  • تمساح سیستان و بلوچستان نماد یک تیم اصفهانی شد؛ گاندو نماد تیم فوتبال باشگاه ذوب آهن اصفهان

    تمساح سیستان و بلوچستان نماد یک تیم اصفهانی شد؛ گاندو نماد تیم فوتبال باشگاه ذوب آهن اصفهان

    Animal-Rights-Watch-ARW-7733

    دیده بان حقوق حیوانات: باشگاه فرهنگی ورزشی ذوب آهن اصفهان اقدام به طراحی نمادی برای تیم فوتبال این باشگاه کرده است که این نماد برگرفته از تمساح پوزه کوتاه (گاندو) است.

    به گزارش خبرگزاری مهر، تمساح پوزه کوتاه نمادی از مقاومت، سرسختی و جنگندگی است و یکی از گونه های جانوری در معرض خطر انقراض است.

    از این رو باشگاه ذوب آهن اصفهان در راستای رسالت خود در حمایت از محیط زیست، این گونه جانوری را به عنوان نماد این باشگاه انتخاب و اقدام به طراحی و ساخت نماد عروسکی خود با شکل گاندو کرده است.

    نماد عروسکی باشگاه ذوب آهن در اولین بازی خانگی تیم فوتبال این باشگاه در دومین هفته از رقابتهای لیگ برتر، رونمایی خواهد شد.

  • خانم ابتکار! این مطلب را بخوانید/ وقتی شکارچی وارد می شود و عکاس ممنوع!

    دیده بان حقوق حیوانات: حسن احمدی فرد در یادداشت روز روزنامه قدس نوشت:

    این مطلب، گفت و گو یا گزارش نیست. این مطلب گلایه مختصر یک خبرنگار عاشق محیط زیست است از یک مدیر. مدیری که به نظر می رسد، شناخت دقیقی از حوزه مأموریت خود ندارد و بدرستی نمی داند که «سختکوشی دلسوزانه» با «سختگیری مستبدانه»، دو مقوله متفاوت است.

    درخواست رسمی من برای بازدید تیم خبری روزنامه از پارک ملی گلستان، اوایل تیرماه به اداره کل محیط زیست گلستان ارسال شد. چند روز بعد از طریق دبیرخانه آن اداره کل مطلع شدم که دکتر اسماعیل مهاجر، مدیرکل محیط زیست گلستان با درخواستم موافقت کرده و نامه به پارک، ارجاع شده است. در روزهای بعد، چندین بار با معاونان پارک تلفنی گفت و گو کردم و برنامه ام را برای بازدید از مناطق جنوبی پارک و عکاسی احتمالی از حیات وحش بویژه «دال سیاه» شرح دادم. با انجام هماهنگی ها، چهارشنبه شب به همراه عکاسهای روزنامه خود را به پاسگاه سرمحیطبانی «رباط قره بیل» می رسانیم تا صبح پنج شنبه وارد منطقه بشویم. صبح پنج شنبه در حالی که منتظریم تا اتومبیل اداره برسد و همراه محیطبان ها وارد منطقه بشویم، معاون اداره خبر می دهد که ناچارم برنامه را با «یک مدیر محترم» هماهنگ کنم.

    «یک مدیر محترم» در گفت و گوی تلفنی، موافقت ضمنی اش را برای بازدید اعلام می کند، اما باز هم از اتومبیل خبری نمی شود. پارکهای ملی و شرایط خاص زیست محیطی شان هم به گونه ای نیست که هر بازدید کننده ای بتواند با خودروی خودش وارد پارک بشود. ساعتی را منتظر می مانیم، یکی از محیطبانها آماده می شود برای بازدید روزانه به پاسگاه «آلمه» برود، پیشنهاد می دهد که ما هم همراهش برویم. از خدا خواسته می پریم عقب پیکاپ و راهی می شود.

    نیمه های راه تلفن محیط بان زنگ می خورد و «مدیر محترم» که از راهی شدن ما مطلع شده، به محیطبان ها دستور می دهد نگذارند از دال سیاه عکس بگیریم. می پذیریم که اگر دال سیاهی دیدیم، دوربینمان را به سمتش نشانه نرویم. خدا را شکر حیات جانوری پارک آنقدر غنی هست که کسی از دال سیاه، یادش نمی آید. ساعتی بعد دوباره تلفن محیط بان زنگ می زند و این بار «مدیر محترم» می خواهد تا ما وجهی را بابت بازدید از پارک بپردازیم…

    به لطف همکاری صمیمانه محیطبانها، با دست پر از آلمه بر می گردیم. ذوق دیدن گله های فراوان کل و بز و قوچ و میش همه را به وجد آورده است. حالا، فرصتی فراهم است تا از نزدیک، این «مدیر محترم» را ببینیم و استدلالهایش را بشنویم…

    «مدیر محترم»، جوان است و تنومند. لباس سبزی به تن دارد و آستین هایش را تا بالای آرنج بالا زده است. شلوارش، بادی است؛ از آنهایی که 6 تا جیب دارد. یک کلت هم بسته به کمرش. هیبتش بیشتر از آنکه به اهالی سازمان محیط زیست بخورد، رنجرهای فیلمهای هالیوودی را به ذهن می آورد. بخشنامه را نشانمان می دهد و شروع می کند به خواندن:

    «… سازمان حفاظت محیط زیست مجاز است در قبال ارایه خدمات و تسهیلات برای بازدید، توقف و استفاده از موزه های تاریخ طبیعی، نمایشگاه ها و مناطق تحت اختیار سازمان، از دریافت کنندگان خدمات وجه دریافت نماید. بهای ورود به مناطق تحت حفاظت، به ازای هر دستگاه خودرو، 50 هزار ریال و به ازای هر سرنشین یا پیاده 10 هزار ریال است…»

    همین؟! همه دعوا سر مبلغی است که احتمالاً به زحمت به 10 هزار تومان می رسد؟ یعنی دریافت این مبلغ آن هم به این شیوه، حراج آبروی سازمان پرسابقه حفاظت محیط زیست نیست که محیط بان های آن به عشق حفظ سرمایه این کشور، در گرمای تابستان و سرمای زمستان در کوه و کویر و جنگل و بیابان، به خدمت مشغول هستند. گرفتن ورودیه آن هم در این سطح، چه کمکی به سازمان می تواند بکند؟

    چشمم به امضای پای بخشنامه می افتد: «محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهور». می پرسم این بخشنامه هنوز معتبر است؟ «مدیر محترم» می گوید: خود خانم ابتکار به من تأکید کرد که این پولها را بگیرم و به خزانه واریز کنم. ادامه می دهد که خانم ابتکار اطمینان داده که مبالغ گرفته شده در خود پارک هزینه خواهد شد.

    می گویم: ما این مبلغ را با کمال رضایت پرداخت خواهیم کرد، اما می خواهم بدانم چرا در روزهای قبل کسی از این بخشنامه حرفی به ما نزد. نکند همه ماجرا به این بر می گردد که ما به جای هماهنگی با شما با معاونان پارک هماهنگ کردیم.
    می گوید: خیر. معاونان از این بخشنامه خبر نداشته اند.

    می پرسم: رسانه ها که همیشه در خدمت سازمان محیط زیست بوده اند، از بخشنامه هایی از این دست، مستثنا نشده اند؟
    می گوید: اتفاقاً بخش عمده ای از مشکلات ما، به خاطر همین رسانه ای هاست که خیال می کنند دلسوز هستند اما در عمل به محیط زیست ضربه می کنند.

    یکی از عکاسها با تغیر می گوید: برادر من! اگر همین رسانه ها نبودند، حالا در همین بزرگراهی که چند سال است جلوی ساختش را گرفته ایم، مسابقات رالی جنگل برگزار می شد.

    عکاس دیگر می گوید: اینجا 57 سال است که پارک ملی شده، آن وقت در همین بروشور معرفی پارک که در تابلو زده اید، عکسهایی کار شده که کیفیتش افتضاح است. این، محصول نامهربانی با عکاسان و خبرنگارها نیست؟
    «مدیر محترم» می گوید: شلوغش نکنید. من طبق بخشنامه عمل می کنم.

    خبرنگار بغل دستی ام می زند به پهلوم که: از «مدیر محترم» بپرس آیا لباس پوشیدنش هم طبق بخشنامه است یا نه؟

  • باز هم گلستان آتش گرفت؛ این بار هم مسافران مقصرند

    دیده بان حقوق حیوانات: مسئول روابط عمومی پارک ملی گلستان گفت: پارک ملی گلستان در منطقه دو راهی دشت بر اثر بی‎احتیاطی مسافران دچار حریق شد.

    یحیی مرادی دقایقی پیش در گفت‎وگو با خبرنگار فارس در گرگان اظهار داشت: ابتدای منطقه دو راهی دشت از بعدازظهر امروز توسط عامل انسانی، طعمه حریق شد و بر اساس اعلام کارشناسان حدود پنج هکتار در آتش سوخت.

    وی با بیان اینکه تلاش بی‎وقفه و سرعت عمل نیروهای ستادی و مردمی منجر به مهار آتش‎سوزی در منطقه مذکور شده است، تصریح کرد: این آتش‎سوزی از ساعت سه بعدازظهر منطقه دو راهی دشت را فراگرفت و پس از حدود یک ساعت و نیم با همکاری نیروهای یگان حفاظت محیط‌زیست پارک ملی و ذخیره‎گاه زیست‎کره گلستان، هلال‎احمر، منابع طبیعی و مردم منطقه مهار شد.

    مسئول روابط عمومی پارک ملی گلستان با اشاره به اینکه این پنجمین آتش‎سوزی در پارک طی یک‌ماه گذشته بوده است، یادآور شد: در این مدت دو بار منطقه پیچ سلیمان کشته، یک‎بار منطقه دره گوشاد، یک‎بار منطقه ییلاق و یک‎بار منطقه دو راهی دشت طعمه حریق شده است.

    پارک ملی و ذخیره‎گاه زیست‎کره گلستان، نخستین پارک ملی ایران و خاورمیانه است که در ردیف 10 پارک اول جهان قرار دارد، این پارک با دارا بودن یک هشتم گیاهان، یک دوم پستانداران و یک سوم پرندگان کل ایران از ارزش اکوتوریسم بالایی برخوردار است.

    پارک ملی گلستان، بهشت گمشده ایران زمین در شرقی‌ترین نقطه استان بوده که با جاذبه‌های منحصر به فرد خود ‬پذیرای زائران حرم امام هشتم و مسافران نوروزی است.

    این پارک با وسعت 92 هزار هکتار، زیستگاه گونه‌های زیبایی از حیوانات مختلف از جمله گوزن، آهو، غزال، قوچ، میش، پلنگ و … است. وجود مناطق جنگلی و استپی، پارک‌های ملی و طبیعی، آبشارهای زیبا و منحصر به فرد طبیعی در این منطقه، خلقت بی‌نظیر و بی‌بدیل آفریدگار توانا را به رخ هر بیننده‌ای می‌کشاند.

    این پارک در ‪ 30‬ کیلومتری شرق شهر گالیکش از توابع شهرستان مینودشت و در 115 کیلومتری غرب بجنورد به عنوان گلوگاه استان گلستان به شمار می‌رود. عبور جاده بین‌المللی تهران ـ مشهد از میان این پارک سبب شده تا زائران امام هشتم و مسافران نوروزی ساعاتی هر چند کوتاه از استراحتگاه این پارک استفاده کنند.

    علاوه بر وجود یک هشتم گونه‌های گیاهی و یک سوم گونه‌های پرندگان، بیش از ‪ 50‬ درصد پستانداران کشور به دلیل برخورداری از منابع آبی متعدد نظیر چشمه‌ها، رودخانه‌ها، نهرها و آبشارهای متعدد در این پارک زندگی می‌کنند. در حال حاضر در این بوستان یک‌هزار و ‪ 350‬ گونه گیاهی، ‪ 302‬ گونه جانوری، هشت گونه ماهی و حشرات متنوع وجود دارد.

    در این پارک زیبا آبشارهای زیبایی وجود دارد که مسافران در کنار این آبشار ها به استراحت می‌پردازند.

  • روز جهانی محیط بان مبارک/ در جمع آوری اسامی و تصاویر شهدای محیط بان همراه شوید

    Animal-Rights-Watch-ARW-6326

    دیده بان حقوق حیوانات: امروز 31 ژوئیه مصادف با 9 امرداد به عنوان روز جهانی محیط بان یا World Ranger Day در کشورهای مختلف جشن گرفته می شود.

    با شرایطی که کمابیش همه از آن مطلعیم، شاید اگر هر 365 روز و چند ساعت و دقیقه و ثانیه هر سال را با نام محیط بانان جشن بگیریم کم باشد. در ایران روز تولد ضامن آهو در تقویم رسمی به عنوان روز محیط بان ثبت شده و مانند برخی مناسبات دیگر، این روز معادل جهانی نیز دارد. در این روز یاد محیط بانانی که حین انجام وظیفه زخمی شده یا جانشان را فدا کرده اند گرامی داشته می شود؛ همچنین از تلاش محیط بانان (و جنگل بانان و دریابانان) در محافظت از محیط به شکل های مختلف قدردانی می شود.

    به گزارش دیده بان حقوق حیوانات این روز برای اولین بار در سال 2007 و همزمان با پانزدهمین سالگرد تاسیس فدراسیون بین المللی محیط بانان (International Ranger Federation – IRF) جشن گرفته شد. گروه های 63 گانه عضو رسمی این فدراسیون، فعالیت های مختلفی را برای این روز پیشنهاد می کنند: از روشن کردن شمع و یک دقیقه فکر کردن به محیط بانانی که حین انجام وظیفه جان باخته اند تا کاشت یک درخت به عنوان ادای احترام به رنجرهای جهان و آموزش های عمومی و بحث و گفتگو و چانه زنی با مسوولان حکومت ها.

    برای آگاهی از فعالیت های این فدراسیون در روز جهانی رنجرها این لینک را ببینید: http://internationalrangers.org/celebrate-world-ranger-day/

    در ایران تا کنون به قول های مختلف 111، 113 یا 116 شهیدِ محیط بان، طبیعت را با خونشان رنگین کرده اند و تعداد بسیار بیشتری با زخمهایشان این رنگ را تازه نگه داشته اند. به منظور گرامیداشت این روز بر آن شدیم تا مجموعه ای از تصاویر و نام های شهدای محیط بان ایرانی جمع آوری کنیم اما در کمال تعجب در هیچ منبعی لیست کامل این عزیزان را نیافتیم. حتی اعداد اعلامی شهدا نیز چندان دقیق نیستند.

    اینک راهی و گامی جدید برای همگامی در انتظار است. از امروز قرار است تا این مجموعه عکس و اسامی را تهیه کنیم. از محیط بانان عزیز و مطلعانی که مشخصاتی از محیط بانان شهید و زخمی دارند می خواهیم در کامل شدن این لیست یاری رسانی کنند. این لیست از اینجا قابل دسترسی است: http://arw.ir/?p=50507

    رنجرها! روزتان مبارک و یاد شهدایتان گرامی!

    _________________

    روز محیط بان را تبریک نمی گوییم!

    روز محیط بان مبارک!

  • کبوترها، جان جوان 29 ساله را گرفتند!

    دیده بان حقوق حیوانات: جوان 29 ساله تفرشی که برای سرزدن به کبوترهای خود از تیر چراغ برق بالا رفته و سقوط کرده بود، جان خود را از دست داد.

    به گزارش جام جم، مرکز فوریت های 110 پلیس تفرش استان مرکزی وقوع یک فقره مرگ به علت خونریزی از ناحیه سر در کنار دیوار منزل متوفی در یکی از روستاهای اطراف این شهرستان را اعلام کرد و بلافاصله اکیپی از ماموران انتظامی برای بررسی دقیق حادثه در محل حاضر شدند.

    بررسی های اولیه نشان می داد که این جوان به علت سقوط از ارتفاع و برخورد سرش با سنگ دچار ضربه مغزی شده و فوت کرده است.

    سرگرد سیروس دالوند فرمانده انتظامی تفرش با اعلام این خبر، افزود: در تحقیقات صورت گرفته از خانواده و شاهدان حادثه مشخص شد که متوفی چند طوقه کبوتر بر روی بام منزل خود نگهداری می کند و برای سرکشی از آنان از تیر چراغ برق جلوی منزل بالا رفته که در اثر شوک برق ناشی از چراغ برق سقوط می کند.

    وی گفت: خانواده فرد حادثه دیده که در منزل حضور نداشتند با اطلاع همسایگان و شاهدان در صحنه حاضر و متوجه می شوند که جوان به علت ضربه مغزی و خونریزی جان خود را از دست داده است.

    فرمانده انتظامی تفرش افزود: پس از حضور یگان امدادی و تایید مرگ جوان به علت سقوط و ضربه مغزی جسد برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد.

  • قتل با اسلحه شکاری توسط نگهبان دامداري/ آیا تفنگداران صلاحیت نگهداری تفنگ دارند؟!

    Animal-Rights-Watch-ARW-Gun

    دیده بان حقوق حیوانات: مرد مسلحي که ادعا مي شود به قصد سرقت وارد يک دامداري در روستاي خوش هوا شده بود با شليک نگهبان دامداري به قتل رسيد.

    به گزارش خراسان، اوايل بامداد روز گذشته، همسايگان يک دامداري در روستاي خوش هوا با شنيدن فريادهاي نگهبان و صداي گلوله به داخل دامداري رفتند که با پيکر غرق به خون مردي حدود ۶۴ ساله روبه رو شدند.

    بدين ترتيب تلفن ۱۱۰ پليس به صدا درآمد و دقايقي بعد خودروهاي ماموران کلانتري خلق آباد، آژيرکشان در محل حادثه متوقف شدند و بدين ترتيب ماجراي جنايت مسلحانه به اطلاع قاضي ويژه قتل عمد رسيد.

    «قاضي موحدي راد» با صدور دستورات تلفني براي حفظ صحنه حادثه و در تاريکي شب عازم روستاي خوش هوا در اطراف مشهد شد. جسد مربوط به مردي بود که دستکش هاي صنعتي نيز در دست داشت و از طبقه دوم ساختمان نگهباني سقوط کرده بود. آثار گلوله بر پيشاني مقتول نشان مي داد که او با شليک از سلاح شکاري به قتل رسيده است.

    نگهبان دامداري که در محل حادثه حضور داشت در تشريح ماجرا به مقام قضايي گفت: از طبقه اول ساختمان نگهباني به عنوان انبار استفاده مي شود من در اتاقکي که بالاي ساختمان ساخته شده است درحال استراحت بودم و سلاح شکاري را هم که آماده شليک بود کنار خودم گذاشته بودم.

    وي افزود: به خاطر اين که طبقه دوم پله ندارد از نردبان چوبي براي رفتن به داخل اتاقک استفاده مي کنم. دقايقي قبل وقتي دراز کشيده بودم ناگهان مردي با لوله سلاح شيشه اتاقک را شکست و لوله آن را به طرف من گرفت بلافاصله من هم اسلحه شکاري را برداشتم و براي دفاع از خودم به سوي او شليک کردم که او روي زمين افتاد و من هم هراسان همسايگان را خبر کردم اما آن ها ۳نفر بودند که ۲نفر ديگرشان گريختند.

    اين گزارش حاکي است: در پي ادعاهاي متهم، تحقيقات ماموران انتظامي با نظارت قاضي موحدي راد درباره چگونگي ورود سارقان به داخل دامداري آغاز و مشخص شد که چند آجر در کنار ديوار پشت نگهباني روي هم گذاشته شده است آثار موجود بيانگر آن بود که افراد مورد ادعاي متهم از ديوار پشت وارد دامداري شده اند.

    اين درحالي بود که يک پوکه مشقي مربوط به سلاح کلاشينکف نيز در محل جنايت کشف شد. همچنين ادامه تحقيقات که با اظهارات ديگر اهالي همراه بود نشان داد که چند شب قبل نيز سارقاني به قصد سرقت احشام وارد يک دامداري ديگر شده اند و پس از بستن دست و پاي نگهبان آن دامداري، او را مورد ضرب و جرح نيز قرار داده اند.

    بنابراين گزارش، با پيداشدن سرنخ هايي در اين پرونده، در حالي تلاش ماموران براي کشف زواياي پنهان اين پرونده ادامه دارد که نگهبان مذکور به اتهام نگهداري سلاح غيرمجاز و با صدور دستوري از سوي قاضي ويژه قتل عمد، بازداشت شده  است.

    همچنين جسد مرد ۶۴ ساله درحالي براي تعيين علت دقيق مرگ به پزشکي قانوني انتقال يافت که برخي شاهدان از وجود يک خودرو وانت نيز در نزديکي محل حادثه خبر داده اند.

    ___________________________

    آیا تفنگ به دستان روانی سالم دارند؟/ قتل خواهر زاده با سلاح ساچمه زن

    لزوم نظارت حداقلی بر سلامت روان تفنگ به دستان/ قتل مادر با اسلحه شکاری

    قتل دخترخاله با اسلحه شکاری/ آیا تفنگداران صلاحیت نگهداری تفنگ دارند؟!

    شهادت مامور پلیس با اسلحه شکاری/ تفنگ به دستانی که قاتلند!

    باز هم جنایات تفنگ به دستان: قتل مزاحم همسر با اسلحه شکاری!

    اسلحه شکاری باز هم بانی قتل شد/ آیا سلامت روانی مالکان سلاح شکاری مورد تایید است؟!

    شلیک با اسلحه شکاری در میدان قائمشهر!

    وقتی شکارچی شکارچی می کشد/ اسلحه های شکاری مسبب جنایات

    رئیس پارک ملی دنا توسط شکارچیان به گلوله بسته شد

    قتلی دیگر با اسلحه شکاری/ آیا تمام تفنگ داران فعلی صلاحیت نگهداری و حمل سلاح دارند؟

    دستگیری یک شکارچی با سه اسلحه!

    جزییات جدید پرونده حمله به محیط بان/ احتمال فلج شدن دست قربانی

    شکارچیان شلیک‌کننده به محیط بان دستگیر شدند

    یادگار شکارچیان بر تن محیط بان/ تصویری +۲۱

    وقتی شکارچی شکارچی می کشد/ اسلحه های شکاری مسبب جنایات

    رئیس پارک ملی دنا توسط شکارچیان به گلوله بسته شد

    آیا تفنگ به دستان روانی سالم دارند؟/ قتل خواهر زاده با سلاح ساچمه زنی

    شلیک شکارچی به صورت محیط بان در مازندران/ شکارچی در زندان و محیط بان در بیمارستان

    در مزرعه ذرت رخ داد: قتل به دست شکارچی های جانی/ سلاح شکاری بلای جان حیوان و انسان

    اسلحه شکاری در دست مجنونین/ پدری با اسلحه شکاری دخترش‌ را کشت و خودکشی کرد!

    نشانه روی سلاح شکاری رو به محیط بانان: دو کشتارچی با تهدید اسلحه گریختند

    باز هم قتل نفس به دست شکارچیان: جنایت در باغ «پاراقشلاق»

    کشتی‌گیر متهم به قتل با اسلحه شکاری تسلیم شد

    متلاشی کردن جمجمه همسر با اسلحه شکاری

    قتل پسر معتاد به دست پدر با اسلحه شکاری

    ضرب و شتم محیط بان پارک ملی توسط شکارچیان/ ورود اراذل و اوباش به مناطق حفاظت شده

    قتل یک محیط بان دیگر به دست شکارچی/ محیط بان عبداله یاری در اثر تیراندازی شکارچیان متخلف به شهادت رسید

    جنایت تفنگ داران در آغاز سال: ۵۸ ساچمه در شکم محیط بان پارک ملی گلستان

    محیط بان: زندگی در هراس/ کشتارچیان محیط بانان را مسخره می کنند!

    روز محیط بان را تبریک نمی گوییم!

    اسلحه‌ای که مجوز دفاع از خود محیط‌ بان را ندارد

    یاوران طبیعت با نثار خون خود مردانه درخشیدند/ ادامه عکس العمل ها به رفتار کشتارچیان قاتل

    میرسنجری: یاری قربانی مدیریت غیر اصولی شکار شد/ شکارچی جانگیر است.

    جزئیات عملیات شبانه برای دستگیری قاتلان محیط‌بان

    دختر پنج ساله ایلامی با اسلحه شکاری مادرش را کشت

    مسئولیت عواقب صدور مجوز سلاح شکاری به عهده مسئولان است

    جزییات شهادت ۴ محیط بان در کردستان

    شهادت یک محیط بان دیگر، صابر الله داد

    شهادت محیط بان به دست شکارچی جانی

    شکار محیط بانان، جنایت تفنگداران

    دستگیری و هلاکت قاتلان یک محیط‌ بان

    مرگ شکارچی با اسلحه غیر مجاز

    هلاکت قاتل ۴ مامور منابع طبیعی

  • خطر انتقال ویروس شیرهای آلوده سیرک شیراز به گربه سانان/ سرطان خون شیرها قابل درمان نیست

    دیده بان حقوق حیوانات: یک دامپزشک با بیان اینکه ویروس سرطان خون شیرهای باغ وحش سیرک شیراز قابل انتقال به دیگر گربه سانان است، گفت: امکان از بین بردن کامل این بیماری وجود ندارد.

    امیر رضا عامری نایینی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به بیمار بودن شیرهای سیرک شیراز که در شهر های مختلف نمایش می دهند، افزود: ویروس سرطان خون گربه از طریق تماس طولانی مدت و نزدیك به هم گربه آلوده از طریق بزاق؛ ادرار یا دیگر ترشحات بدن به دیگر گربه ها انتقال پیدا می كند بنابراین گربه هایی كه از ظرف آب و غذا یا محل دفع مشترك استفاده می كنند، گربه هایی كه زیاد هم دیگر را می لیسند و گربه های جنگجو بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

    وی با اشاره به اینکه یک بار تماس و محدود گربه آلوده معمولا باعث انتقال بیماری به گربه سالم نمی شود اظهار داشت: گربه های عقیم نشده كه علاقه به گردش و ولگردی خارج از خانه دارند و همچنین خانه هایی كه در آن  تعداد زیادی گربه با هم در یك محل نگه داری می شوند مستعد ترین گروه ها برای ابتلا به Felv هستند.

    به گفته این دامپزشک حیوانات خانگی، این ویروس می تواند از طریق جفت به جنین انتقال پیدا كرده كه معمولا باعث سقط یا مرگ زود هنگام توله تازه متولد شده می شود .بعضی از توله ها جان سالم به درد می برند که رشد كرده اما در طول زندگی می توانند گاه و بی گاه مریض شوند.

    عامری تصریح کرد: این ویروس باعث ایجاد بد خیمی در سلولهای خون می شود به همین علت نامش را ویروس سرطان خون گذارده اند. اما این تنها یكی از اثراتی است كه ویروس در بدن گربه ایجاد می كند .یكی از مهمترین اثرات این ویروس تضعیف ایمنی و کاهش سیستم دفاعی بدن است، همین باعث می شود گربه به عفونتهای دیگر قارچی، انگلی، باكتریایی که اصطلاحا به آنها عفونتهای ثانویه می گویند، مبتلا شود. بیشتر گربه های آلوده به این ویروس هیچ گونه علامتی دال بر بیمار بودن از خود نشان نمی دهند که اصطلاحا می گویند ویروس در مرحله خفته یا خاموش قرار دارد. اما این حالت خفته بسته به هر گربه، از چند هفته تا چند سال طول می کشد و بعد آشکار می شود.

    این دامپزشک یاد آور شد: در این زمان علایم مهم بیماری معمولا به خاطر ضعف ایمنی ، كم خونی و در آخر بدخیمی های خون پدیدار می شوند. گربه های مبتلا می توانند دچار علایمی مثل از دست دان وزن، ضعف، تب، كم آبی، التهاب بینی همراه با ترشحات و گرفتگی ، التهاب چشم ، زخم در دهان ، بزرگ شدن غدد لنفاوی ،بیماریهای مزمن تنفسی، آبسه های زیر پوستی عود كننده، اسهال و بداشتهایی و كم خونی شوند. این ویروس با تخریب مغز استخوان و اختلال در تولید گلبولهای قرمز باعث كم خونی شدید و با اختلال در گلبولهای سفید موجب ضعیف شدن ایمنی بدن گربه می شود.

    به گفته وی، ویروس felv وقتی داخل بدن شود با در دست گرفتن و کنترل روند تكثیر سلولها به تکثیر خود می پردازد. بد خیمی های حاصل از felv هفته ها تا سالها بعد از عفونت در غدد لنفاوی و مغز استخوان به صورت مخفی باقی مانده و پدیدار نمی شود. این بدخیمی ها حتی می توانند در ریه، كلیه، كبد و روده نیز ایجاد شوند.

    عامری اظهار داشت: گربه های آلوده كه در مرحله خفته قرار دارند می توانند باعث انتقال بیماری به گربه سالم شوند و واكسن feLV را نباید به گربه های مبتلا تزریق کرد چرا كه این كار بی فایده است.

    به گفته این دامپزشک، این بیماری درمان قطعی ندارد و همچنین هیچ دارویی نیز وجود ندارد كه باعث پاك شدن بدن از این ویروس شود. به همین خاطر درمان باید معطوف به كنترل عفونتهای ثانویه یا بیماریهای همزمان دیگر شود.

    وی افزود: راه دیگر كنترل بیماری، افزایش توان دفاعی بدن توسط بعضی از داروهاست. درمانهای حمایتی با هدف جلوگیری از كم آب شدن به همراه تغذیه مناسب وبا كیفیت از دیگر راههای كنترل این ویروس در گربه آلوده است. به گربه های كم خون باید خون انتقال داد. همچنین گربه های مبتلا به بدخیمی می بایست تحت شیمی درمانی قرار بگیرند.با تمام این اوصاف احتمال برگشت مجدد علایم وجود دارد و هیچ كدام از این درمانها باعث خلاص شدن گربه از شر این ویروس نمی شود.

  • نجات یک عدد دلیجه توسط شهروند دوستدار محیط زیست/ تصویر

    http://multimedia.mehrnews.com/Original/1392/05/09/IMG13233730.jpg
    دیده بان حقوق حیوانات: رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان دماوند از تحویل يك عدد پرنده شكاري از نوع دليجه توسط شهروند دوستدار محیط زیست به اداره حفاظت محيط زيست این شهرستان خبر داد.

    به گزارش خبرگزاری مهر، عیاس میرزاکریمی با اعلام این خبر گفت: صبح امروز يك عدد دلیجه آسیب دیده كه در يكي از روستاهای اطراف شهرستان پیدا شده بود توسط يكي از شهروندان دوستدار محیط زیست  به ماموران یگان حفاظت محیط زیست شهرستان دماوند تحویل داده شد.

    وی با اشاره به اینکه این شهروند، پرنده را جهت مداوا به دامپزشكي منتقل نموده بود افزود: این پرنده پس از تیمار و حصول اطمينان از سلامت پرنده در طبیعت رهاسازی خواهد شد.

    ميرزاكريمي ضمن قدردانی از اين شهروند اظهار داشت: شهروندان در صورت مشاهده چنين مواردي موضوع را سریعا به اداره حفاظت محیط زیست شهرستان دماوند و يا پاسگاههاي محيط باني اطلاع دهند.

  • شیرهای سیرک شیراز سرطان خون دارند؛ ارائه گزارش بیماری شیرها به سازمان محیط زیست/ تصویری

    http://multimedia.mehrnews.com/Original/1393/02/15/IMG13011709.jpg
    دیده بان حقوق حیوانات: یک دامپزشک حیات وحش اعلام کرد: شیرهای سیرک شیراز که چندی پیش به دلیل شرایط بد نگهداری در سیرک قشم خبر ساز شدند به سرطان خون که ویروسی قابل انتقال به سایر گربه سانان است مبتلا هستند.

    دکتر ایمان معماریان در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: تابستان سال 1390 به دستور دفتر شکار وصید سازمان محیط زیست ایران برای بیهوش کردن و خونگیری از یک شیر نر در مجموعه باغ وحش و سیرک شیراز که ادعا شده بود شیر ایرانی است، برای انجام آزمایشات و مشخص شدن صحت این ادعا از باغ وحش شیراز بازدید شد و تحت بیهوشی از حیوان خونگیری به عمل آمد.

    به گفته وی، علاوه بر نمونه برداری برای  انجام آزمایشات ژنتیکی از SNAP Combo FeLV Ag/FIV Antibody Test Kit نیز استفاده شد که در مورد بیماری ویروسی سرطان خون  FeLV نتیجه تست مثبت بود و گزارشات در همان زمان به سازمان محیط زیست ارائه شد.

    معماریان اظهار داشت: سال 1391 جهت انجام معاینات و بیهوش کردن پلنگ ایرانی زنده گیری شده و باز گرداندنش به طبیعت بار دیگر از سوی باغ وحش شیراز بعد از انجام معاینات و بیهوشی بر روی پلنگ درخواست شد تا از دو شیر آفریقایی ماده باغ وحش شیراز هم خونگیری انجام شود و پس ازخونگیری به عمل آمده تحت بیهوشی، بار دیگر SNAP Combo FeLV Ag/FIV Antibody Test Kit نشان از مثبت بودن بیماری ویروسی سرطان خون داشت.

    دامپزشک حیات وحش تصریح کرد: آزمایشات انجام شده مشابه بر روی 3 شیر ماده آفریقایی خریداری شده از باغ وحش شیراز توسط باغ وحش ساری نیز نشان از مثبت بودن بیماری ویروسی FeLV سرطان خون  داشت که یکی از شیرهای ماده باغ وحش ساری به علت کم خونی شدید و آلودگی هم زمان به Hemotrophic Mycoplasmosis (Haemobartonellosis) تلف شد.

    معماریان یاد آور شد: سایر علائم بالینی مشهود در شیرهای باغ وحش شیراز شامل Severity of Cachexia یا  زخمهای شدید قرنیه و Keratitis Superficialis Choronica یا تورم شدید شکم و آسیت بود که می تواند نشانگر بیماریهای دیگری همچون Fip باشد که لزوم کنترل و آنجام آزمایشات بیشتر را مشخص می سازد.

    وی افزود: ویروس لوسمی گربه (نوعی سرطان خون) یا به اصطلاح ویروس سرطان خون گربه در سال 1964 در اسكاتلند شناخته شد این ویروس از خانواده رترو ویروس هم خانواده عامل ایدز گربه ها و در ایران نیز شیوع دارد.

    به گزارش مهر، دست اند کاران سیرک قشم که چندی پیش به دلیل شرایط بد نگهداری شیرها در قفس خبر ساز شدند و سازمان محیط زیست وعده تعطیلی سیرک آنها  را داد همین دست اندر کاران سیرک شیراز هستند که گفته می شود مجوز فعالیت در کرج را نیز از سازمان محیط زیست گرفته اند.

  • آتش سوزی در پارک ملی کرخه؛ خطری محل زیست گوزن زرد تهدید نمی کند

    دیده بان حقوق حیوانات: پارک ملی کرخه در شمال استان خوزستان روز سه شنبه دچار آتش سوزی شد.

    رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان شوش در محل حادثه به خبرنگار ایرنا گفت: این آتش سوزی حوالی ساعت 12 و سی دقیقه امروز در پارک ملی کرخه به وقوع پیوست.

    ˈ فیروز حاجی کلی ˈ افزود:به علت گستردگی آتش از نیروهای آتش نشانی شهرهای مختلف استان خوزستان برای مهار آتش در خواست کمک شده است.

    وی اظهار داشـت:به دلیل وجود جنگل و بیشه زار و ناهمواری زمین تردد کامیون های آتش نشانی برای مهار آتش در محل به سختی امکانپذپر بوده لذا برای مهار آتش نیاز به بالگرد می باشد.

    رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان شوش با بیان اینکه بخشی از پارک ملی کرخه محل زیست گوزن زرد ایرانی می باشد گفت:محل زیست گوزن زرد ایمن بوده و خطری گوزن های زرد مستقر در منطقه حفاظت شده پارک ملی کرخه را تهدید نمی کند.

    گزارش خبرنگار ایرنا از محل آتش سوزی در پاسگاه حلوه حاکی است دود ناشی از آتش سوزی سطح وسعیی از منطقه را پوشانده است.

    به دنبال وقوع آتش سوزی علاوه بر نیروهای امدادی ، فرماندار ، بخشدار ، کارکنان اداره منابع طبیعی و سایر دستگاههای اجرایی شهرستان شوش در محل حضور یافته اند.

  • عکس شرم‌آور از یک شکارچی‌‌ تفریحی! «لطفاً این عکس را به اشتراک بگذارید»/ تصویری

    عکس شرم‌آور از یک شکارچی‌‌ تفریحی! «لطفاً این عکس را به اشتراک بگذارید»/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7708

    دیده بان حقوق حیوانات: اتفاقاتی که به تازگی درباره استیون اسپیلبرگ در فیس بوک رخ داد و موجی علیه «استیون اسپیلبرگ»، کارگردان برجسته دهه‌های اخیر سینما ایجاد کرد، این پرسش را پیش آورد که در عصر ارتباطات و دوران شکل‌‌گیری دهکده جهانی در رویارویی با ظرفیت بالقوه‌ای که می‌تواند یک خبر ولو دروغ را به حرکتی عظیم مبدل سازد، چگونه باید هشیار بود؟

    به گزارش «تابناک»، ‌به نقل از ایندیپندنت و یوس ای تودی، استیون اسپیلبرگ چهره ناشناخته‌ای برای مردم دنیا نیست و بسیاری از فیلم‌های او از جمعه پارک ژوراسیک حجم عظیمی از مخاطبان جهانی را داشته؛ اما هنوز بسیاری از مردم دنیا، این کارگردان مطرح سینمای آمریکا را نمی‌شناسند و به تازگی با او به عنوان یک شکارچی غیرقانونی که گونه نادر جانوری را شکار کرده و در کنار لاشه حیوات عکس یادگاری انداخته، آشنا شده‌اند!

    ماجرا از آنجا آغاز شد که «جی برنسکامب»، یکی از تصاویر پشت صحنه فیلم «پارک ژوراسیک» محصول ۱۹۹۳ را در صفحه فیس‌بوکش منتشر کرده و زیر آن به شوخی متنی علیه اسپیلبرگ نوشت که بسیار جدی گرفته شد و یک حرکت عظیم ‌در پی داشت! برنسکامب برای این عکس نوشت: «عکس شرم‌آور از شکارچی‌‌ که برای تفریح یک «تریسراتوپس» را کشته و با خوشحالی با این حیوان عکس هم می‌گیرد. لطفاً این عکس را به اشتراک بگذارید تا جهانیان نام این مرد منفور را بشناسند».

    اسپلبرگ شکارچی دایناسوری که جماعتی او را محکوم کردند!

    اما در اتفاقی باورنکردنی، نوشته برنسکامب جدی گرفته شده و در مدت زمانی نه چندان طولانی این عکس بیش از ۳۳ هزار بار در فیس‌بوک به اشتراک گذاشته شد و هزاران پیام ‌داشت که بخش اعظمی از نظردهندگان، ‌این کار استیون اسپیلبرگ را محکوم ‌کردند و مدلی که اسپیلبرگ با آن عکس گرفته بود را همچون کرگدنی کمیاب متصور شدند که یک شکارچی پس از قتل این گونه نادر و ضربه محکم به محیط زیست، از آنچه کرده خوشحال است!

    واکنش‌ها نسبت به انقراض نسل یک دایناسور‌ ۶۶ میلیون ساله آنقدر سنگین بود که برای هر ناظری تکان دهنده می‌نمود. یکی از کاربران با هزاران لایک در پستش‌، تأکید کرده بود، جنایتی که اسپیلبرگ انجام داده، هیچ فرقی با جنایتی که شخصی به خانه شما می‌آید و انجام می‌دهد، ندارد و در واقع به همین سرعت، این کارگردان صاحب نام به یکی از بدمن‌های فیلم‌هایش بدل شد! البته واکنش‌ها نسبت به آسیب زدن به گونه‌های جانوری و گیاهی در معرض انقراض طبیعی است؛ اما وقتی این گونه میلیون‌ها سال پیش منقرض شده باشد، دیگر اوضاع طبیعی نیست!

    یکی از کابران فیس‌بوک از استیون پرسیده: «چرا این حیوان نادر را کشتی؟» و دیگری نوشته: «نمی‌دانستم اسپیلبرگ شکارچی دایناسور است!». یکی دیگر از کاربران فیس‌بوک در زیر این عکس که ظاهراً مدل حیوان بازسازی شده کنار اسپیلبرگ در آن خیلی طبیعی به نظر می‌رسد، نوشته: «این استیون اسپیلبرگ است، کارگردان فیلم پارک ژوراسیک!» و دیگری در پاسخ نوشته ‌است که «برایم مهم نیست او چه کسی‌است. نباید آن حیوان را می‌کشت‌» و برخی دیگر با ابراز انزجار از اسپیلبرگ، تأکید کرده‌اند دیگر هیچ‌وقت فیلم‌هایش را ‌نخواهند دید!

    اسپلبرگ شکارچی دایناسوری که جماعتی او را محکوم کردند!

    «جی برنسکامب» پس از آنکه دریافت نمی‌تواند موج به راه افتاده را فرو بنشاند و مردم باور کرده‌اند که واقعاً اسپیلبرگ این غول مهربان را ـ که ۶۶ میلیون سال پیش نابود شده ـ شکار کرده، به شوخی‌اش ادامه داد و با انتشار تصویری از فیلم «آرواره‌ها»، ساخته ۱۹۷۵ که استیون اسپیبلبرگ در پشت صحنه بر روی مدل کوسه استفاده شده در این فیلم سوار شده، ابعاد دیگری از جنایات این شکارچی دایناسور را برای جماعت فاقد اطلاعات عمومیِ حداقلی آشکار نماید!

    ‌«جی برنسکامب» زیر این عکس نوشته‌ است: «لطفاً به شناسایی این قاتل بی‌رحم کوسه‌ها که ‌‌غیرقانونی حیوان می‌کشد، کمک کنید. کوسه‌ها برای اکو‌سیستم ضروری هستند و منطقه حفاظت شده آن‌ها در سواحل کالیفرنیاست. اگر از محل یا هویت این فرد اطلاع دارید، هرچه زود‌تر مقامات را در جریان گذارید‌» و طبیعتاً جماعتی که شکار یک دایناسور را باور می‌کنند، ماجرای کوسه را به سرعت باور می‌کنند و بعید نیست تا پای شکایت از اسپیلبرگ به واسطه جنایت‌های ضدمحیط زیستی‌اش نیز رفته باشند!

    کریگ فرگوسن، کمدین اسکاتلندی مشهور در هالیوود گفته است: «تو نمی‌توانی از یک نفر برای خودت قهرمان بسازی، تنها به دلیل چیزهایی که درباره او در اینترنت خوانده‌ای. اینترنت منبع اطلاعات نیست، بلکه منبع دروغ (اطلاعات اشتباه) است» اما در دنیای کنونی چگونه می‌توان این حقیقت را به یک باور عمومی بدل کرد که به هر اطلاعاتی برای تحلیل و تنظیم رفتارشان بسنده نکنند؟

  • بازگشت مرگبار خشکسالی به هامون/ تصویری

    بازگشت مرگبار خشکسالی به هامون/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات:هامون که پس از ۱۸ سال خشکسالی با ورود آب هیرمند آباد شده بود، مدتی است بدلیل عدم ورود آب و شدت وزش بادهای ۱۲۰ روزه ، کم آب و خشک شده است. این وضعیت صدها پرنده این دریاچه را با خطر تلف شدن وسیع روبرو کرده است. / عکس : حامد غلامی

  • تار عنکبوت، زره دفاعی سربازان آینده!

    دیده بان حقوق حیوانات: نوعی بسیار مستحکم از تارعنکبوت‌ که یکی از سخت‌ترین نسوج طبیعی شناخته‌شده در جهان به‌شمار می‌رود، در آینده جایگزین جلیقه‌های ضدگلوله در میدان‌های جنگ خواهد شد.

    براساس گزارش همشهری آنلاین به نقل از ديسكاوري، تار عنكبوت بسيار سبك و قابل انعطاف است و قدرت استحكام آن از فولاد نيز بيشتر است. كاربردهاي بالقوه اين ماده طبيعي را مي‌توان در صنايع مختلفي مشاهده‌كرد، از نخ جراحي گرفته تا لباس‌هاي محافظ جنگي. اما چالش‌انگيز‌ترين مانع در اين صنعت،‌توليد انبوه و ذخيره‌سازي تارعنكبوت است تا بتوان محصولات آن را تجاري سازي كرده و در اختيار مصرف‌كننده قرار داد.

    لابراتوار كرگ بيوكرفت در ميشيگان آمريكا يكي از مراكزي است كه با دست‌ورزي ژنتيكي كرم‌هاي ابريشم از آنها توليد مي‌كند و تاكنون از اين ماده تنها براي توليد دستكش‌هايي مقاوم استفاده كرده‌است، اما اميدوار است در آينده توليداتش را در زمينه تجهيزات جنگي افزايش دهد.

    به گفته كيم تامپسون مدير لابراتوار كرگ بيوكرفت تار عنكبوت از ويژگي طبيعي كشساني و جذب انرژي شكار برخوردار است و درصورتي كه روي وزن حشره، سرعت آن و وسعت تاري كه شكار در آن به دام افتاده محاسبات رياضي صورت گيرد، مقياسي باورنكردني از استحكام-وزن به دست خواهد‌آمد.

    به گفته دانشمندان تار عنكبوت به‌ويژه در توليد جليقه‌هاي ضد‌گلوله پيشرفته كاربردي خواهند‌بود و مي‌توان از آنها براي توليد لباس‌هاي محافظي فراتر از آنچه اكنون در ميدان‌هاي جنگ مورد استفاده قرار دارند، استفاده‌كرد.

    به گفته تامپسون كه 10 سال است درحال مطالعه روي تارهاي عنكبوت و قابليت‌هاي آنها به‌سر مي‌برد، مطالعاتي كه پيش از اين انجام شده‌اند،‌ همگي دچار كمبود بوده‌اند. براي مثال در تحقيقي كه در آن با كمك شير بز ميزان توليد تار عنكبوت افزايش پيدا مي‌كند، گزينه‌اي كليدي جا افتاده است: تكرارپذيري. در مقابل اكر بتوان تار عنكبوت را با كمك مهندسي ژنتيكي كرم‌هاي ابريشم بهبود بخشيد، نسل‌هاي بعدي آنها نيز به توليد تارهاي مستحكم ادامه خواهند‌داد.

    براي انجام اين تغييرات ژنتيكي، دانشمندان در توالي ژنتيكي عنكبوت پروتئيني كه منجر به توليد تار عنكبوت‌شده را مشخص كرده و آن را ارتقا مي‌دهند و به صورت شيميايي كدگذاري مي‌كنند تا از كليد خاموش‌و‌روشن زيستي برخوردار شود. زماني كه كرم ابريشم به مرحله‌اي خاص از رشد خود مي‌رسد، پروتئين روشن شده و كرم آماده تنيدن تار خواهد‌شد.

    زماني كه اين تكنيك به توليد انبوه برسد، توليد هر كيلوگرم تار عنكبوت 150 دلار هزينه دربر خواهد داشت، درحالي كه هزينه توليد هر كيلوگرم تار عنكبوت در تكنيكي ديگر كه در آن از باكتري اي‌كولاي استفاده مي‌شود، 130 هزار دلار است.

    به گفته تامپسون هنوز مشخص نيست ارتش‌ها چه زماني استفاده از اين ماده مقاوم و طبيعي را براي توليد جليقه‌هاي ضدگلوله آغاز كنند، اما تا پيش از آن زمان توليد زيرپوش‌هايي از جنس تار عنكبوت براي سربازان آغاز خواهد شد. اين نوع زيرپوش‌ها به دليل استحكام بالايي كه دارند، مي‌توانند در شرايط دشوار و پرخطر از بدن سربازان محافظت كنند. با اين‌همه دانشمندان اميدوارند به تدريج لباس رزم سربازان به لباس‌هايي از جنس تار عنكبوت ارتقا يافته تبديل شود، زيرا اين ماده از قابليت‌هاي بالستيكي بسيار گسترده‌اي برخوردار است.

  • متوقف کردن یکی متوقف کردن همه است، پوسترهای زیبای کمپین WWF بر علیه قاچاق حیات وحش/ تصویری

    متوقف کردن یکی متوقف کردن همه است، پوسترهای زیبای کمپین WWF بر علیه قاچاق حیات وحش/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: بنیاد جهانی طبیعت اعلام کرده که میزان جنایات حیطه حیات وحش به حدی گسترش یافته که در 50 سال گذشته سابقه نداشته است. این جنایت ها در حال حاضر یمهم ترین چالش حفاظت از سه گونه دوست داشتنی ترین و معروف حیوانات در معرض خطر انقراض یعنی فیل ها، کرگدن ها و ببر ها است.

    برای دیدن پوستر در ابعاد بزرگ روی تصاویر کلیک کنید.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7622

    Animal-Rights-Watch-ARW-7623

    Animal-Rights-Watch-ARW-7621

  • فرانس 24: ایران، بهشت حیوانات قاچاق

    فرانس 24: ایران، بهشت حیوانات قاچاق

    Animal-Rights-Watch-ARW-7526

    دیده بان حقوق حیوانات: هر بار که نامی از قاچاق حیوانات وحشی و کمیاب به گوش می‌خورد، ناخودآگاه بسیاری از ایرانی‌ها به یاد قاچاق گسترده حیوانات به خصوص پرندگان شکاری کمیاب ایرانی به شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس می‌افتند.

    به گزارش ایسنا، فرانس 24 ادامه داد: با اینکه این مساله واقعیتی تلخ است اما این فقط نیمی از واقعیت تلخ قاچاق حیوانات در ایران است. ایران خود نیز یکی از قطب‌های جذب حیوانات قاچاق، کمیاب و حتی حیوانات در حال انقراض از سرتاسر دنیا به خصوص از آفریقا و آمریکای جنوبی است.

    فقط کافی است که در اینترنت جست‌وجوی کوتاهی کنید؛ با صدها سایت، صفحه و وبلاگ با آدرس و شماره تلفن برای یافتن تقریبا بسیاری از حیواناتی که اسمشان را شنیده و نشنیده باشید رو‌به‌رو می‌شوید. این در حالی است که طبق قوانین ایران و کنوانسیون‌های بین‌المللی‌ای که ایران به آنها متعهد شده است، ورود و خرید و فروش بسیاری از گونه‌های حیوانات به صورت رسمی و مسلما به صورت قاچاق، ممنوع است.

    اما به گفته ناظران ما در ایران و کارشناسان، عملا نظارت چندانی بر این بازار بزرگ که به قولی پس از مواد مخدر و قاچاق انسان یکی از بزرگ‌ترین تجارت‌های غیرقانونی بین‌المللی است، صورت نمی‌گیرد.

    شهرداری تهران در اقدامی دست به ساخت مرکزی برای فروش قانونی پرندگان تزئینی زده است اما حالا در اطراف این مرکز، واسطه‌ها تقریبا هر حیوانی را به فروش می‌رسانند؛ از عقاب و شاهین که خرید فروش آنها کاملا ممنوع است گرفته تا انواع و اقسام سگ‌ها و حیوانات عجیب و غریب دیگر.

    در ایران هم مانند همه کشورهای دنیا بازار حیوانات خانگی یا «پت» به دو دسته تقسیم می‌شود؛ حیوانات خانگی معمولی و اگزوتیک. حالا چند سالی است که بازار حیوانات خانگی اگزوتیک در ایران بسیار داغ شده است. یکی از دلایل آن، مساله مد و خاص بودن است. مثلا داشتن یک ایگوانای سبز شاید برای بسیاری حالا جذاب‌تر از داشتن یک سگ شیانلو باشد.

    بازار حیوانات اگزوتیک هم دو مبداء دارد؛ یکی طبیعت خود ایران و دیگری کشورهای خارجی که با توجه به گونه‌های مختلفی که در بازار زیرزمینی و آنلاین ایران دیده می‌شود، منبع اکثر آنها از آفریقا و آمریکای مرکزی و جنوبی است. در این میان نه مردم و خریداران، نه قاچاقچی‌ها و نه مسئولان توجهی به حفظ حیات وحش و به خصوص گونه‌های در حال انقراض ندارند و می‌توان بسیاری از گونه‌های در حال انقراض را در تهران یافت و خرید.

    الان بازار میمون رزوس و ماکاک در کنار بسیاری از حیوانات اگزوتیک دیگر حسابی داغ است یا مثلا یافتن شیر و یا توله شیر در تهران بسیار کار راحتی است یا کروکودیل. در ایران شما اگر پول داشته باشید تقریبا حیوانی نیست که نتوان به آن دست پیدا کرد، البته قاچاقچی‌های حیوانات گاهی در کارشان غلو می‌کنند ولی تقریبا با پول، همه چیز حل است. توله شیر، توله خرس حتی، از سه تا چهار میلیون تومان پیدا می‌شود تا ۱۵ الی ۲۰ میلیون تومان.

    با نگاهی به سایت‌ها، وبلاگ‌ها و صفحات فیسبوک می‌توان حیوانات زیادی اعم از کمیاب و در حال انقراض را با قیمت‌های مختلف یافت؛ از چینچیلا گرفته تا مار پیتون و شیر و کروکودیل … .

  • ملخ غول‌پیکر در جام‌جهانی!/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: تیم‌های فوتبال برزیل و کلمبیا در مرحله یک‌چهارم نهایی جام‌جهانی به مصاف هم رفتند که سلسائو با نتیجه دو بر یک پیروز شد. در این دیدار تنها گل کلمبیا را رودریگز از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا 6 گله شود و همچنان آقای گل جام لقب بگیرد.

    به گزارش فارس، پس از گلزنی این مهاجم ارزشمند، اتفاق عجیبی رخ داد که سوژه اصلی رسانه‌ها شد.

    ملخ غول‌پیکر روی بازوی آقای گل جام‌جهانی!

    هنگامی که این مهاجم گلزنی کرد و به شادی پس از گل پرداخت یک ملخ بزرگ و غول‌پیکر روی بازوی راست رودریگز ظاهر شد و به نوعی تعجب همه را برانگیخت.

    این اتفاق بیش از دو کارته شدن سیلوا کاپیتان برزیل، گل دیدنی داوید لوئیس و مصدومیت نیمار مورد توجه قرار گرفت.

    ملخ غول‌پیکر روی بازوی آقای گل جام‌جهانی!

    ملخ غول‌پیکر روی بازوی آقای گل جام‌جهانی!

  • ابهام‌هایی بیشتر در قوچ‌فروشی آن موسسه‌/ وبلاگ میهمان

    ابهام‌هایی بیشتر در قوچ‌فروشی آن موسسه‌/ وبلاگ میهمان

    Animal-Rights-Watch-ARW-7410

    دیده بان حقوق حیوانات/ سام خسروی فرد*: انتشار دو مقاله‌ در ایران‌وایر (ا و ۲) سبب شد موسسه‌ حیات‌وحش میراث پارسیان واکنش نشان دهد و در جوابیه‌ای که در وب‌سایتش منتشر کرد بنویسد در فروش پروانه شکار قوچ‌های کمیاب لارستان دست داشته است (۳).

    گرچه پاسخ‌گویی این موسسه اقدامی ستودنی است اما نمی‌توان از جوابیه آن به سهولت گذشت. زیرا باوجود آن که این پاسخ مُهر تاییدی است به آنچه در دو مقاله قبلی مطرح شده بود، ابهام‌های جدیدی را به همراه آورد. به عبارت دیگر، آن بنگاه با سربلندی اعتراف کرد که در فروش پروانه شکار قوچ لارستان همکاری داشته است. با این حال، به اصلی‌ترین سوال آن دو مقاله و پرسش افکار عمومی (که اثر آن را می‌توان در شبکه‌های اجتماعی هم دید) پاسخی درخور و قانع‌کننده نداده است: چرا موسسه‌ای که اهدافش حفاظتی است در حراج پروانه شکارِ قوچی دست دارد که بر اساس تقسیم‌بندی مهمترین مرجع‌بین‌المللی یعنی IUCN به عنوان جانوری آسیب‌پذیر ((Vulnerable و تهدید شده (Threatened) معرفی شده است؟ علاوه بر بی‌پاسخ ماندن این سوال، موارد دیگری نیز در جوابیه آن بنگاه مطرح شده که نیاز به تعمق بیشتری دارد. آنچه در پی‌ می‌آید پرتوافکنی به ابهام‌های جدید در جوابیه‌ موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان است تا شاید پرداختن و یافتن پاسخ برای آنها در سایه شفاف‌سازی بتواند راه حفاظت را هموار کند.

    ۱- جوابیه چنین آغاز می‌شود:‌ «در پی برخی گفت‌وگوها در چند روز اخیر پیرامون فعالیت‌های موسسه حیات وحش میراث پارسیان، این موسسه برخود لازم دانست تا برای حفظ احترام کارشناسان و متخصصان همکار در پروژه‌ حفاظت از قوچ لارستان توضیحاتی دراین باره ارائه کند.» معنی دیگر این مقدمه آن است که موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان نه برای روشنگری، نه برای احترام به افکار عمومی و نه برای پاسخگویی به سوالات طرفداران خود و دوستداران حیات‌وحش بلکه صرفا برای حفظ احترام به «همکاران پروژه قوچ لارستان» جوابی را منتشر کرده است. نادیده‌ گرفتن خواست مردم و افکار عمومی در همین دو خط هویداست. بدین ترتیب می‌توان از آن بنگاه سوال کرد که با این رویکرد مردم‌گریز چگونه می‌توان از مشارکت مردم برای حفاظت حیات‌وحش بهره جست؟ می‌توان از این نکته فروگذشت که بر اساس روال متعارف پاسخ باید در رسانه‌ای منتشر شود که به موضوع پرداخته است. آن بنگاه اما، با نادیده گرفتن این واقعیت که دو مقاله در این ارتباط نوشته شده و در چند وب‌سایت نیز بازتاب‌ داشته است آن را «برخی گفت‌وگوها» می‌نامد و بدین ترتیب بار دیگر اطلاعاتی غیردقیق به مخاطبانش می‌دهد.

    ۲- شکی نیست که گزارش بررسی سریع وضعیت قوچ لارستان همان است که در جوابیه آمده یعنی «نخستین بررسی وضعیت [زیر] گونه‌ در خطر انقراض قوچ لارستان در ایران». با نگاهی به صفحه اول آن گزارش نام چهار تشکل و سازمان قید شده است که عبارتند از: بنیاد حیات‌وحش پارسیان (ثبت شده در آمریکا)، انجمن طرح سرزمین، انجمن محیط‌بان، و سازمان محیط‌زیست. اگر موسسه قوچ‌های وحشی (آن چنان که در جوابیه آمده) جزو حمایت‌کنندگانِ مالی آن مطالعه بوده چرا علامت تجاری و نام آن در کنار چهار سازمان و تشکل فوق‌الذکر (چه در نسخه فارسی و چه در نسخه انگلیسی) وجود ندارد؟
    به علاوه، در گزارشی که بر علمی بودن آن تاکید می‌شود ضمن باز کردن فضا برای صدور پروانه شکار آمده است:«مثل روش مشارکت با مردم محلی در ایجاد قرق اختصاصی برای “قوچ مارخور” در پاکستان باید به عنوان روش‌های قابل اتکا به هر یک توجه کرد و ممنوعیت شکار را تنها ابزار حفاظتی ندانست». آنچه منظور نویسنده بوده کل‌مارخور (Capra falconeri) است. زیرا گونه‌ای به اسم قوچ مارخور وجود ندارد. در گزارشی که بر علمی بودن آن تاکید می‌شود چنین اشتباهی را چگونه می‌توان توجیه کرد؟

    ۳- در این جوابیه آمده است: «… موسسه با اعتقاد به استفاده از ابزار شکار محدود و مدیریت شده تروفه ـبه عنوان یکی از روش‌های مرسوم تامین هزینه‌های سنگین حفاظت‌ـ ‌مذاکراتی را برای کاهش تعداد پروانه سالانه‌ قوچ لارستان به ترتیبی که در سال‌های گذشته انجام می‌شد و رساندن آن به حداکثر دو پروانه با بهای بالا، به جای چندین پروانه به بهای پایین، آغاز کرده است و موفق شده تا موافقت مسولان سازمان حفاظت محیط‌زیست را با فروش دو پروانه شکار در کشورهای خارجی با قیمت بالا و با همکاری موسسه قوچ‌های وحشی جلب نماید. بدیهی است که سازمان در این کار، پروانه مازاد صادر نکرده است بلکه تعداد آن را به تنها دو تروفه کاهش داده است. مراحل حراج پروانه‌ها توسط خود موسسات خارجی صورت می‌گیرد.» این بخش از جوابیه دست کم پنج سوال ایجاد می‌کند که اگر خبرنگاران مستقل و بی‌غرض آن را خوانده باشند بی‌تردید برای یافتن جواب آنها تلاش خواهند کرد.
    نخست) در گزارش بررسی سریع وضعیت قوچ لارستان (به عنوان تنها منبع علمی و مطالعاتی این زیرگونه) نه تنها نسبت جنسی و سنی جمعیت قوچ‌های لارستان تعیین نشده (شاید به این دلیل که از دامنه مطالعه خارج بوده) که در آن به طور مشخص آمده است باید آنالیز جمعیت قابل برداشت صورت پذیرد. حال سوال این است که تعداد دو راس قوچ لارستانِ در معرض تهدید (Threatened) بر مبنای کدام مطالعه و بررسی تعیین شده است؟
    دوم) اسرافیل شفیع‌زاده که عکسی از او در گزارش موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان کنار قوچ لارستان شکار شده‌ای درج شده در مناظره شکار (۴) از فروش سه پروانه شکار قوچ لارستان پرده برمی‌دارد. صرف نظر از این که ارتباط این فعال توریسم شکار با موسسه چیست، کدامیک از این دو ادعا صحیح است؟ دو یا سه پروانه قوچ لارستان؟ آیا دو پروانه به موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان تعلق گرفته و سومی به موسسه‌ای دیگر؟ آیا فروش پروانه شکار با قیمت بالا (حراجی به مبلغ ۱۰۰ هزار دلار) با همکاری موسسه قوچ‌های وحشی انحصاری کردن پروانه شکار نیست؟
    سوم) چرا موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان به جای متقاعد کردن سازمان محیط‌زیست برای صادر نکردن پروانه شکارِ جانوری در معرض تهدید در شرایطی که امکان همکاری جامعه محلی و بهره‌مندی آنان وجود ندارد صرفا تلاش کرده است که تعداد پروانه‌های شکار آن کاهش یابد؟
    پنجم) آیا نمی‌شد در این مرحله (تا فراهم آمدن زیرساخت‌های لازم) هزینه‌های حفاظت و تکثیر قوچ‌های کم‌ياب لارستان از طریق دیگری به دست می‌آمد؟ (اخبار منتشر شده نشان می‌دهد، آن بنگاه تا کنون دو حراج آثار هنری راه انداخته و مبلغ قابل توجهی نیز از این راه به دست آورده است. فروش آثار پرویز تناولی از آن جمله است).

    ششم) آیا زیرساخت‌های لازم برای حفاظت، مهیا شده و تنها با فروش پروانه‌های شکار هزینه‌های سنگین حافظت تامین می‌شود؟

    ۴- در جوابیه آمده است: «مطابق توافق موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان [ثبت شده در ایران]، موسسه حیات‌وحش پارسیان [ثبت شده در آمریکا] و موسسه قوچ‌های وحشی با سازمان حفاظت محیط‌زیست، درآمد حاصل از فروش این پروانه صرف حفاظت از ذخیره‌گاه مذکور توسط گروه مدیریتی و اجرایی محلی خواهد شد. سازوکار هزینه این درآمد نیز، خارج از سازوکار دولتی و از طریق تاسیس یک صندوق محلی توسط حاشیه‌نشینان ذخیره‌گاه مذکور و با نظارت سازمان حفاظت‌محیط زیست خواهد بود.» سوال اینجاست که چرا چنین توافق‌نامه‌ای به اطلاع عموم نرسیده است؟ آیا این کارِ پنهانی، انحصاری کردن و مونوپلی فروش پروانه‌های شکار جانوران در خطر انقراض نیست؟

    ۵- جوابیه می‌افزاید: «در حال حاضر، یک خریدار خارجی تمایل خود را برای خرید این پروانه مشروط بر استفاده در حفاظت اعلام کرده است. با این حال به دلیل آن که هنوز مذاکرات برای معرفی ذخیره‌گاه (مطابق قوانین مربوط به قرق‌های اختصاصی) و همچنین تشکیل صندوق محلی به نتیجه‌ نهایی نرسیده است فرایند فروش پروانه تکمیل نشده و هنوز مبلغی جا به جا نشده است. از طرفی موسسه، هیچ گونه دخالت و منفعتی در درآمد حاصل از فروش و اجرای برنامه شکار نخواهد داشت.» نکته‌ای که آن بنگاه اشاره نمی‌کند این است که در فصل بهار، شکار انجام نمی‌شود. بنابراین می‌توان زنده بودن آن قوچ کم‌یاب لارستان را عجالتا مدیون فصل دانست. در عین حال سندی هم برای ادعای مطرح شده منتشر نمی‌کند. به علاوه، اگر آن بنگاه به کار خود اعتقاد راسخ دارد چرا موضوع را از روز نخست به طرفداران حیات‌وحش و دوستداران خود از طریق وب‌سایت و یا آن رپرتاژ آگهی در ایرنا (۵) اطلاع نداد؟

    ۶- بر اساس جوابیه، «کارشناسان موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان به لزوم ایجاد الگوی پایدار در استفاده از ابزارهای متداول حفاظت اعتقاد دارند. قابل پیش‌بینی است که هر روش نا‌آشنا با بازخورد‌های مثبت و منفی روبه‌رو خواهد بود. استفاده از شکار تروفه در حفاظت موضوعی است که علی‌رغم موفقیت در موارد قابل استناد و تایید جهانی، همواره مورد انتقاد بوده و خواهد بود.»
    آن بنگاه البته اشاره نمی‌کند که بحث شکار تروفه مطرح نیست. بلکه بحث شکار «تروفه در معرض تهدید» مورد نظر است. در متن «اصول شکار تروفه به عنوان ابزاری تشویقی برای حفاظت» که توسط IUCN در آگوست سال ۲۰۱۲ انتشار یافته (۶)، به شکار تروفه اشاره شده است که: «نوعی استفاده از حیات‌وحش است. اگر به درستی مدیریت شود ممکن است با ایجاد درآمد و انگیزه‌های اقتصادی بتواند به دستیابی اهداف حفاظتی و نیز معیشت محلی کمک کند. اما در صورت مدیریت ضعیف به دست آوردن آن منافع با شکست مواجه می‌شود. گرچه انواع گونه‌ها (بسیاری از آنها که جمعیت قابلی دارند) به عنوان تروفه شکار می‌شوند، برخی از گونه‌های در معرض تهدید نیز ممکن است در رده شکار تروفه به منظور استراتژی‌های حفاظت مکانی خاص به شمار آیند. یوزپلنگ و کرگدن سیاه در آفریقا جنوبی، کل مارخور در پاکستان از آن جمله‌اند. همه این گونه‌ها در ضمیمه یک کنوانسیون سایتس هستند (۷).» وقتی مرجعی معتبر چون IUCN با ۶۶ سال قدمت چنین با احتیاط از شکار تروفه و مدیریت مناطق سخن می‌گوید و به نقش مخرب آن در صورت مدیریت غلط اشاره می‌کند، چگونه موسسه تازه تاسیس حیات‌وحش میراث پارسیان می‌تواند تضمین کند اجرای پروژه شکار- حفاظت در ایران و به خصوص در ارتباط با قوچ کمیاب لارستان با موفقیت رو‌به‌رو خواهد شد؟

    ۷ – در بخشی از جوابیه آمده است: «موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان مطابق با اساسنامه خود حفاظت پایدار و تلاش در جهت آن را تنها هدف خود می‌داند و شکار محدود و مدیریت شده را به عنوان یکی از ابزارهای حفاظت می‌شناسد؛ شکاری که منافع جامعه محلی را تضمین و هزینه‌های حفاظت زیستگاه‌ها را تامین کند.» تا پیش از این به همکاری در فروش شکار با موسسات خارجی و حتی شکار محدود و مدیریت شده نه در اساسنامه آن بنگاه اشاره شده بود و نه در وب‌سایتش. آیا این، رویکرد جدید موسسه پارسیان است؟ یا این که از ابتدا هدف غایی، فعالیت در حوزه شکار بوده و پروژه‌های حفاظتی نیز برای دستیابی به هدف نهایی اجرایی شده است؟ چه رویکرد عوض شده و چه از ابتدا هدف، فعالیت در حوزه شکار بوده باشد، چرا هیچ‌وقت چنان اهدافی برای اطلاع عموم منتشر نشده بود؟

    موافقت یا مخالفت با شکار یا مدیریت و حفاظت مناطق با کمک مردم بحث دیگری است. اینجا سخن از همدستی و همکاری موسسه‌ای حفاظت‌گراست در فروش قوچی در معرض تهدید. آیا بعد از این می‌توان به سازمان‌های مردم‌نهاد اعتماد کرد که صادقانه و شفاف فعالیت می‌کنند و آن پس و پشت، خرید و فروش جانوران وحشی (به خصوص جانوران در حال انقراض) در جریان نیست؟ پاسخ درست، منطقی و علمی به سوال‌های مطرح شده در این مقاله می‌تواند در رفع فضای بدبینی و بی‌اعتمادی موثر باشد. تلاش برای مسکوت ماندن موضوع پیش‌آمده شاید چهره‌ای کریه نه تنها از موسسه‌ حیات‌وحش میراث پارسیان (که خدمات شایانی در حوزه حفاظت انجام داده) به نمایش بگذارد که وجهه سایر تشکل‌های زیست‌محیطی را نیز ممکن است خدشه‌دار ‌کند.

    پی‌نوشت: نام موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان بر روی بروشورهای دو گونه تازه خریداری شده ببر بنگال و کانگروی قرمز در باغ‌وحش تهران این سوال را برای برخی از فعالان حامی حیوانات به وجود آورده که آیا این موسسه در نقل و انتقال این گونه‌ها به باغ‌وحش تهران نیز نقش دارد یا نه؟

    _______________________
    ۱- پول از شما، قوچ از آنان (لینک)
    ۲- تاملی در قوچ‌فروشی آن موسسه (لینک)
    ۳- جوابیه موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان (لینک)
    ۴- مناظره شکار (لینک)
    ۵- رپرتاژ آگهی ایرنا (لینک)
    ۶- دستورالعمل IUCN برای شکار تروفه (لینک)

    ۷- عین متن دستورالعمل IUCN:

    “Trophy hunting is a form of wildlife use that, when well-managed, may assist in furthering conservation objectives by creating the revenue and economic incentives for the management and conservation of the target species and its habitat, as well as supporting local livelihoods. However, if poorly managed, it can fail to deliver these benefits. Although a wide variety of species (many of which are both common and secure) are hunted for trophies, some species that are rare or threatened may be included in trophy hunting as part of site-specific conservation strategies. Examples include Cheetah Acinonyx jubatus and Black Rhinoceros in southern Africa, and Straight-Horned Markhor Capra falconeri megaceros in the Torghar Valley of Pakistan, all of which are species listed on Appendix I of CITES.”

    * آتش نوشت

    ___________________

    یک تردید آزار دهنده؛ آیا مجوز شکار یوزپلنگ هم صادر شده یا می شود؟!/ وبلاگ میهمان

    قوچ کشی در پروژه‌ی حفاظت از قوچ لارستان/ توضیح مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان

    تاملی در قوچ‌فروشی آن موسسه/ وبلاگ میهمان

    پول از شما قوچ از آنان؛ حفظ حیات با کشتار/ وبلاگ میهمان

  • خبرهای خوش برای تک شاخ کمیاب

    دیده بان حقوق حیوانات: پاکسازی یک منطقه حفاظت‌شده گونه‌های در معرض خطر موسوم به «فو سیتون» در لائوس از تله‌ها به نجات «سائولا»ها و کمک به احیا جمعیت آنها منجر شده است.

    به گزارش ایسنا «الکس مک‌ویلیام»، معاون برنامه انجمن حفاظت از حیات وحش لائوس با کمک تیم همکارانش از اکتبر 2012 میلادی تا مارس 2014 میلادی موفق به پاکسازی منطقه حفاظت شده «فو سیتون» از 7800 تله سیمی شده است.

    الکس در گزارشی در این رابطه اعلام کرد: از گذشته تاکنون جدی‌ترین تهدید برای سائولاها شکار غیرقانونی با استفاده از ده‌ها هزار تله بوده است. شکارچیان در آن واحد، صدها تله را در یک مسیر چند صدمتری برپا می‌کنند که این تله‌ها هر جانوری را به دام می‌اندازند.

    وی افزود: پاکسازی منطقه از این تله‌ها اقدام بسیار مهم در فراهم کردن فرصت برای حفظ نسل این جانوران است.

    «سائولا» تک شاخ نادر و اسرارآمیزی است که برای نخستین بار در سال 1992 میلادی توسط محققان مشاهده و ثبت شد. این پستاندار تک شاخ و کمیاب آسیایی از آن زمان به بعد تنها در موارد معدودی توسط کارشناسان محیط زیست مشاهده شد که یکی از آخرین موارد آن به سال 2010 میلادی در منطقه «فو سیتون» برمی‌گردد. جانورشناسان پیش‌بینی می‌کنند تنها چند صد سائولا در حیات وحش باقیمانده باشند.

    به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه رسمی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، برنامه نجات سائولاها به دولت‌ها و جوامع محلی کمک می‌کند تا ضمن بهبود مدیریت منطقه حفاظت شده «فو سیتون» یک منطقه انحصاری نیز برای احیای سائولاها احداث شود. این برنامه همچنین به منظور حصول اطمینان از کاهش شکار سائولاها، 14 جنگل‌بان را به خدمت گرفته تا نسبت به حفاظت مدبرانه از منطقه حفاظت شده «فو سیتون» اقدام کنند.

  • درجه حفاظتی 16 منطقه محیط زیستی ارتقا می‌یابد

    دیده بان حقوق حیوانات: مدیرکل دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه در حال حاضر 10.3 درصد از مساحت کشور جزو مناطق تحت حفاظت است، گفت: امسال 16 منطقه برای ارتقای سطح حفاظتی پیشنهاد شده که تاکنون پاسخی از سازمان جنگل‌ها دریافت نشده است.

    فرهنگ قصریانی افزود: پس از کنفرانس ریو در سال 1992 میلادی، سطح مناطق 4 گانه تحت حفاظت از 6 به 10.3 درصد از مساحت کشور رسیده است که با توجه به برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته قرار است سطح مناطق تحت حفاظت به 14 درصد برسد.

    به گزارش ایسنا وی ادامه داد: تمرکز دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق بر ارتقای کیفی مناطق تحت حفاظت است و در این راستا به دنبال به روز کردن طرح‌های مدیریتی و ورود به فاز اجرایی آن خواهیم بود. همچنین در این راستا در اغلب مناطق کشور از جمله سمنان و گیلان کارگاه‌هایی با همکاری استان‌ها برگزار کردیم.

    قصریانی در خصوص مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست اظهار کرد: در حال حاضر 274 منطقه تحت حفاظت به وسعت 101 میلیون و 700 هزار هکتار شامل 29 پارک ملی، 35 اثر طبیعی و ملی، 44 پناهگاه حیات‌وحش و 166 منطقه حفاظت شده در کشور وجود دارد.

    مدیرکل دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه امسال بیش از 16 منطقه جهت ارتقای سطح حفاظت پیشنهاد شده است، گفت: معمولا هر ساله مناطقی شکار ممنوع که پتانسیل ارتقا دارند پس از بازدید و تایید کارشناسان برای ارتقای سطح حفاظتی معرفی می‌شوند تا از سوی سازمان جنگل‌ها و وزارت صنعت، معدن و تجارت مورد موافقت قرار گیرند که تاکنون برای مناطق پیشنهاد شده پاسخی از سازمان جنگل‌ها دریافت نشده است.

  • دستگيري شکارچي در بزرگراه!

    دیده بان حقوق حیوانات: رييس کلانتري 154چيتگر از دستگيري شکارچي غيرمجاز در بزرگراه تهران خبرداد.

    به گزارش ابتکار، سرگرد سيد عبدالله حسيني وي در تشريح اين خبرگفت: در ساعت 3:30 بامداد روز 29 خرداد ماه امسال، عوامل عمليات اين يگان حين گشت زني در آدرس جاده مخصوص به يک دستگاه خودرو 206 که در کنار يک دستگاه ال 90 توقف کرده و در حال گفت‌وگو بودند مشکوک شدند.

    وي افزود: راننده ال 90 به محض ديدن خودرو اين يگان از محل متواري و طي عمليات پليسي خودرو 206 متوقف و راننده آن که خود را “قادر”معرفي کرد؛ دستگير و در بازرسي بدني از وي يک عدد کلت کمري بادي cp 99 و يک عدد جلد اسلحه زير بغلي و يک دستگاه بي سيم موتورولا و در بازرسي خودرو يک عدد کيف حاوي( يک عدد انبر قيچي آهن بر، دستکش، يک سري آچار رينگ، پيچ گوشتي و يک عدد دوربين شکاري که برروي اسلحه نصب ميگردد و يک جلد کتاب دايرةالمعارف که وسط (صفحات)آن به شکل اسلحه کلت براي جاسازي کلت خالي شده بود) کشف شد.

    حسيني افزود: متهم براي تحقيقات بيشتر به کلانتري دلالت داده شد و در بازجويي‌هاي پليسي از متهم مشخص شد وي از شکارچيان غير مجاز است که در اين خصوص پرونده‌اي تشکيل و متهم جهت سير مراحل قانوني به مقام قضايي ارجاع شد.

  • نماد جانوری اصفهان؛ قوچ و میش، گونه آسیب پذیر در فهرست جهانی

    http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/3-4-1393/IMAGE635392956386197265.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: اصفهان، تنها با پل های تاریخی و گنبدهای فیروزه ای در بین ملت ها شناخته نمی شود. میراث طبیعی و تنوع زیستی اصفهان نیز آوازه ای جهانی دارند و در این میان، “قوچ و میش اصفهان” یکی از گنجینه های ژنی تنوع زیستی اصفهان است که در فهرست IUCN در ردیف گونه های آسیب پذیر معرفی شده است.

    قوچ و میش اصفهان به عنوان یکی از گونه های نادر جانوری ایران و گونه جانوری شاخص استان اصفهان، در لیست قرمز IUCN به عنوان یک گونه آسیب پذیر معرفی شده است.

    به گزارش CHN شاهین سپنتا، دامپزشک و موسس انجمن حمایت از حیوانات اصفهان با اشاره به اهمیت قوچ و میش اصفهان به عنوان یکی از گونه های جانوری منحصر به فرد کشور گفت: «قوچ و میش اصفهانی که در همه مجامع علمی جهان به نام شهر تاریخی اصفهان شناخته می شود طبق اعلام اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در فهرست گونه های آسیب پذیر (VU: Vulnerable) قرار دارد، این در حالی است که این زیرگونه جانوری می تواند به عنوان نماد جانوری اصفهان شناخته شود تا با توجه شرایط خاصی که دارد، تلاش بیشتری برای حفاظت از آن انجام شود.»
    قوچ و میش اصفهان با نام علمی  Ovis orientalis isphahanica  از راسته جفت سمان و تیره گاوسانان است که دارای ویژگی های یگانه ژنتیکی است. زیستگاه این زیرگونه خاص در فلات مرکزی ایران در مناطق تپه ماهوری و کوهپایه های استان اصفهان به ویژه پارک ملی و پناهگاه حیات وحش قمشلو، پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی و پناهگاه حیات وحش موته در شمال استان اصفهان است.
    بارزترین ویژگی های ظاهری قوچ اصفهان، خمیدگی شاخ ها به سوی گردن، لکه سفید زینی شکل برکمر، تیره تر بودن رنگ بدن نسبت به قوچ های نواحی دیگر ایران، روشن تر بودن رنگ دست و پا و پوزه نسبت به بقیه اندام هاست.
    قوچ و میش اصفهان زندگی گروهی دارد و معمولا میش‌ها، بره‌ها و نرهای جوان با هم و مسن تر های گله در کنار هم هستند. قوچ و میش در اواسط آذرماه جفت گزینی می کنند و میش ها در اواخر اردیبهشت و اوایل خردادماه در محلی امن زایمان می کنند و اغلب دو بره به دنیا می آورند.
    سپنتا، اهمیت دادن به قوچ و میش اصفهان به عنوان نماد جانوری این استان را ضروری دانست و با اشاره به سابقه انتخاب حیوانات به عنوان نماد در بین فرهنگ های مختلف گفت: «جانوران در فرهنگ ملل مختلف از دیرباز نمادهای آیینی و یا نشانه ای باورها و بن مایه های فرهنگ نیاکان و نماد هویت قومی یا ملی بودند و در طول تاریخ کارکردهای اجتماعی یافته اند و در برانگیختن حس مشترک و همبستگی ملی نقش موثر داشته اند. از این روی در بسیاری از کشورها از حیوانات به عنوان نماد ملی و یا نشانه احزاب و گروه های سیاسی استفاده می شود که برای نمونه می توان از شیر و شاهین در ایران، خروس در فرانسه و پرتغال، سگ آبی در کانادا، الاغ و فیل در آمریکا، شیر در انگلیس، خرس در روسیه، کانگورو در استرالیا، عقاب در آمریکا و مصر، پاندا در چین، و خرس قهوه ای در فنلاند نام برد.»
    عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حیوانات اصفهان، انتخاب نماد جانوری برای استان های مختلف کشور را یک حرکت نمادین اما تاثیر گذار دانست و گفت: «با در نظر گرفتن همه شاخص های زیست محیطی و توجه به اقلیم و سوابق تاریخی و ارزش های ژنتیکی گونه های منحصر به فرد آسیب پذیر و ضرورت حفظ آنها، در برخی از استان ها یگ گونه جانوری به عنوان شاخص یا نماد جانوری استان انتخاب شده که برای نمونه می توان از این موارد نام برد: آهو به عنوان نماد استان خراسان رضوی، پلنگ نماد استان گلستان، کبک دری نماد استان چهارمحال و بختیاری، خرس سیاه نماد استان هرمزگان، خرس قهوه‌ای نماد استان کهکیلویه و بویراحمد، فُک نماد استان گیلان، گور ایرانی نماد استان فارس، گوزن زرد نماد استان خوزستان، تمساح پوزه‌ کوتاه مردابی ایرانی یا گاندو نماد استان سیستان و بلوچستان، ماهی قزل‌آلای خال قرمز نماد استان تهران، قوچ و میش ارمنی نماد استان همدان، افعی شاخ‌دار نماد استان خراسان جنوبی، سنجاب ایرانی نماد استان ایلام، شوکا نماد استان کرمانشاه، پازن نماد استان مرکزی، مرکزی پازن، یوز آسیایی نماد استان سمنان، مرال نماد استان مازندران، قرقاول نماد استان اردبیل، سیاه خروس نماد استان آذربایجان شرقی، میش مرغ نماد استان آذربایجان غربی، لک لک سفید نماد استان زنجان، هما نماد استان قزوین، شاهین نماد استان قم، زاغ بور نماد استان کرمان، هوبره نماد استان یزد، لاک پشت پوزه عقابی نماد استان بوشهر، سمندر آتشین نماد استان کردستان، سمندر لرستانی نماد استان لرستان و قوچ و میش اوریال نماد استان خراسان شمالی .»
    سپنتا افزود: « از همه مراکز علمی، سازمان های زیست محیطی، چهره های مذهبی، علمی، فرهنگی، هنری و حتی ورزشی، رسانه ها و مسئولان توقع می رود تا هریک به شیوه خود در معرفی نمادهای جانوری استان ها تلاش کنند تا حساسیت عموم جامعه نسبت به حفظ گنجینه های ژنتیکی کشور افزون شود.»
    عضو تشکل زیست محیطی اصفهان با اشاره به آسیب هایی که قوچ و میش اصفهان را تهدید می کند، گفت: «تاخت و تاز شکارچی ها و شکار بامجوز و بدون مجوز یکی از مهم ترین عواملی است که قوچ و میش اصفهانی را به عنوان یک زیر گونه آسیب پذیر در لیست قرمز معرفی کرده است و طبق مطالعات انجام شده، چرای بیش از حد دام، تصرف و تغییر کاربری اراضی، فعالیت نیروهای نظامی در داخل منطقه و عبور کنار گذر غربی اصفهان و شهرک های صنعتی واقع در شمال و شرق پناهگاه حیات وحش قمشلو از مهمترین عوامل تهدید زیستگاهی برای این گونه منحصر به فرد به شمار می آید . پس امیدواریم با توجه بیش از پیش مردم و مسئولان زمانی فرا رسد که هیچ گونه جانوری از کشورمان در لیست خطر IUCN قرار نداشته باشد.»
    اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست (IUCN)، فراگیرترین مرجع بررسی وضعیت بقای گونه‌های جانوری زنده در جهان است که فهرستی از وضعیّت گونه‌های منقرض شده، در معرض انقراض ، در معرض خطر، آسیب‌پذیر، در شرف تهدید، و یا دارای کمترین نگرانی را بر پایه معیارهای دقیق در مناطق مختلف جهان منتشر می کند. هدف از تهیه این فهرست، آگاه کردن مردم و مسئولان کشورها از وضعیت جانوران و جلب کمک جامعه جهانی در جلوگیری از منقرض شدن گونه‌هاست.
  • یوزپلنگ مد شد!/ تصویری

    یوزپلنگ مد شد!/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: از 4 طرح مانتوی باشگاهی بانوان در خانه مد رونمایی شد. در یکی از این مانتوها صورت یوزپلنگ در میان پرچم سه رنگ کشور نقش شده است.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7593

  • حشراتی با صورت انسان در بدن/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: روزنامه دیلی میل تصاویر دیدنی از حشراتی را منتشر کرده است که لکه ها و خطوط طبیعی روی بدن این حیوانات شبیه صورت انسان است.

    به گزارش ایرنا از دیلی میل، حشرات این خانواده از نظر ظاهری شباهت زیادی به حشرات خانواده Pentatomidae دارند.

    خانواده Pentatomidae خانواده نسبتاً بزرگی است که بدن آنها سپر مانند و شاخک های آنها پنج مفصلی است. این حشرات اکثرا از شیره نباتات استفاده می کنند.

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655524.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655525.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655527.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655526.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655528.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655529.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655531.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655530.jpg

    http://img7.irna.ir/1393/13930208/81140877/81140877-5655532.jpg