شعر : یغما گلرویی – موزیک : حسین فاضل – بک وکال : سارا ناینی
میکس و مستر : حمیدرضا الله یاری

دیده بان حقوق حیوانات: به گزارش روابط عمومیگروه هنرى پیله بهشت ، این گروه با انتشار فراخوان از تصویرگران دوست دار محیط زیست دعوت به عمل میآورد تا در نخستین پیوند هنر و محیط زیست با محوریت پرنده نگری مشارکت کنند.
هدف از برگزاری این رویداد فرهنگی هنرى ، تقویت جایگاه طبیعت در عرصه هنر، پیوند هنر و طبیعت از دریچه ای جدید و ثبت گونههای مختلف پرندگان توسط هنرمندان اعلام شده است.
هیات داوران پس از بررسی آثار ارسالی از ۲۰ تصویرگر برتر برای حضور در کارگاههای آموزشی تخصصى تئورى و عملى پرنده نگرى در نظر گرفته شده که به صورت رایگان میباشد دعوت به عمل میآورد که پس از گذران این کارگاهها و حضور در مناطق طبیعی، آثار خود را خلق کنند که این آثار در نمایشگاه به معرض تماشای علاقه مندان قرار میگیرد.
متقاضیان علاقه مند تا ششم مهرماه فرصت دارند چهار قطعه از نمونه آثار خود را به منظور داوری و پذیرش از طریق ایمیل به آدرس info@cpart.ir ارسال نمایند.
موضوع و تکنیک نمونه آثار ارسالی آزاد میباشد. ارسال رزومه و مشخصات هنرمندان (نام، نام خانوادگی،آدرس پستی و الکترونیکی و شماره تماس) الزامیاست. بررسی کیفیت آثار خلق شده برای شرکت در نمایشگاه به عهده هیات انتخاب میباشد و نسبت به پذیرش و یا عدم پذیرش مختار است.
این فراخوان فقط براى تصویرگران است.
لازم به ذکر است که آثار خلق شده از سوی هنرمندان منتخب ، یازدهم بهمن ماه در خانه هنرمندان ایران به مدت ده روز به نمایش در میآید.
این رویداد توسط گروه هنرى پیله بهشت و با حمایت انجمن فرهنگى هنرى تصویرگران، خانه هنرمندان ایران، شهرداری تهران و سازمان آگهیهای روزنامه ایران برگزار میشود.
علاقمندان براى دریافت اطلاعات بیشتر مى توانند به www.cpart.ir مراجعه کنند.
دیده بان حقوق حیوانات: تعارض میان انسان و حیات وحش یکی از اساسی ترین تهدیدها برای بسیاری از گونه ها به شمار می رود و از این روی مورد توجه بسیاری از زیست شناسان حفاظت قرار گرفته است. در این میان تعارض خرس و انسان می تواند به دلایل مختلفی بوجود آید. مطالعاتی که این تعارضات را مورد بررسی قرار می دهند، می تواند از بار مالی فرایند حفاظت بکاهد و امنیت خرس ها را تضمین می کند. به همین دلیل جناب آقای مهندس “علی ترک قشقایی” مطالعه ای در زمینه “رژیم غذایی فصلی و تعارضات خرس قهوه ای در زاگرس مرکزی” انجام داده اند که نتایج آن را در بخش اول سمینار برای حضار ارائه خواهند داد.
در بخش دوم جناب آقای دکتر “محمد رضا رحمانی” ارائه ای در زمینه ی مرجانهای ایران با موضوع “مروری بر مرجانهای ایران با تأکید بر جنس آکروپورا” خواهند داشت. در منابع علمی تپه های مرجانی به عنوان نخستین اکوسیستم های پرتولید و غنی دنیا شناخته می شوند و حیات 25% از آبزیان کل دریاها به آنها بستگی دارند. ایران در میان 27 کشور دنیا دارای رتبه نوزدهم در دارا بودن این منابع با ارزش است که به واسطه ارزشهای بسیار بالای مرجان ها شناخت و حفاظت از آنها امری بسیار ضروری به نظر می رسد.
این سمینار در تاریخ 25 شهریور ماه 1392، روز دوشنبه در محل سالن اجتماعات انتشارات فنی ایران برگزار خواهد شد.
از علاقمندان تقاضا می شود با شماره تلفن 88005926 در ساعت اداری تماس گرفته و حضور خود را اطلاع دهند.

دیده بان حقوق حیوانات: با پخش خبر زنده گیری یک قلاده توله خرس در شهرستان مرند توسط نیروهای آتش نشانی ، کارشناسان محیط زیست خبر را تکذیب کردند.
به گزارش روابط عمومی اداره کل محیط زیست آذربایجان شرقی ، مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی در پاسخ به سوالات و تماس های مکرر خبرنگاران در خصوص مشاهده یک قلاده توله خرس در خیابان های شهرستان مرند که از شبکه استانی صدا و سیما منعکس شده بود اظهار داشت؛ در قبل از ظهر روز سه شنبه ماموران آتش نشانی در پی تماس تلفنی مردم ، یک قلاده سگ سیاه رنگ را زنده گیری کرد ه و به دلیل دم کوتاه و گوش های بریده توله سگ ، اشتباها حیوان را توله خرس تشخیص داده و قبل از اخذ نظر کارشناسان محیط زیست شهرستان یا استان، جهت انعکاس عملکرد آتش نشانی موضوع را به رسانه ملی منعکس نموده اند .
مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی ضمن تشکر از همکاری و حضور فعال ماموران آتش نشانی در زنده گیری حیات وحش محدوده شهرها، با تاکید بر لزوم اخذ نظر کارشناسان محیط زیست در موارد مشابه قبل از هرگونه انعکاس خبری ؛ از ماموران آتش نشانی، خبرنگاران و دست اندرکاران رسانه تصویری خواست صحت اخبار مربوط به محیط زیست استان را از اداره روابط عمومی محیط زیست استعلام نمایند.

دیده بان حقوق حیوانات: بچه خرسی در مرند که بعد از ظهر امروز در یکی از محلههای شهر مرند در حال گشتزنی و بازی بود توسط مردم به آتشنشانی اطلاع داده میشود و ماموران به محل مراجعه کرده و این بچه خرس را برای بازگشت به دامن حیات وحش به اداره محیط زیست مرند تحویل میدهند.
به گزارش فارس محمد حمایتطلب مدیر عامل آتشنشانی مرند در این باره گفت: پس از اعلام از سوی مردم اکیپ امدادگران آتشنشانی در عرض 15 دقیقه توانستند این بچه خرس را گرفته و تحویل اداره محیط زیست مرند دهند.
رئیس اداره محیط زیست مرند نیز گفت: با توجه به اینکه محلی برای نگهداری و تشخیص نژاد در این شهرستان نبود این بچه خرس برای اقدامات قانونی به محیط زیست استان تحویل داده شد.
این بچه خرس دارای شماره و کد در گردن بود.
خبرنگار دیده بان پیگیر به دست آوردن اطلاعات تصویری از این حیوان است.
دیده بان حقوق حیوانات: کاروان نمایش انجمن یوزپلنگ ایرانی در ادامه فعالیتهای خود، نماهنگی با موضوع پلنگ ایرانی تولید نموده است. این نماهنگ با نام «اینجا به بعدش دیگه با آدماست …» به مناسبت 20 شهریور ماه، روز ملی «مبارزه با خشونت علیه حیوانات»، در اختیار مخاطبان قرار میگیرد تا پیامآور سرنوشت در تهدید پلنگ ایرانی باشد.
به گزارش سایت انجمن یوزپلنگ ایرانی بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده، به طور متوسط هر هفته یک پلنگ در ایران به دست انسان کشته میشود. این رقم خبر از وضعیت دشوار و آینده نامعلوم این گونه باشکوه میدهد. در نماهنگ «اینجا به بعدش دیگه با آدماست …» سعی شده است، با زبان شعر، موسیقی و تصویر، مخاطبان علاوه بر آشنایی با ویژگیهای زیستی پلنگ ایرانی، با عوامل تهدید کننده نسل آن نیز آشنا شوند و به نقش انسان در تهدید یا حفاظت از این گونه ارزشمند کشورمان فکر کنند.
روز ملی «مبارزه با خشونت علیه حیوانات» یادآور روزی است که برای اولین بار خبر کشتار چند خرس قهوهای در اطراف شهر سمیرم منتشر شد. به پیشنهاد پایگاه خبری دیده بان حقوق حیوانات و حمایت دیگر تشکلهای زیست محیطی و فرهنگی، 20 شهریور ماه هر سال برای جلب توجه ایرانیان به مسئله خشونت علیه حیوانات گرامی داشته میشود. انجمن یوزپلنگ ایرانی نیز در محدوده فعالیتهای خود در زمینه حیات وحش، بر خود واجب میداند در زمینه بهبود تعارضات موجود میان انسان و حیات وحش تلاش نماید.
انجمن یوزپلنگ ایرانی، آموزش را در کنار حفاظت اجرايي و پژوهش، یکی از ارکان حفاظت از حیات وحش میداند. به همین خاطر در طول تاریخ فعالیتهای آموزشی خود، سعی نموده است استفاده از شیوههای آموزشی جذاب و موثر را در دستور کار خود قرار دهد. این نماهنگ نیز یکی از دستاوردهای چنین نگاهی به مسئله آموزش و اطلاع رسانی است.
علاقمندان میتوانند نماهنگ «اینجا به بعدش دیگه با آدماست …» را در کانالهای اشتراک ویدئوی انجمن در فضای مجازی مشاهده نمایند. همچنین در آیندهای نزدیک نماهنگ مذکور در قالب یکی از بخشهای مولتی مدیای «پلنگ ایرانی» که توسط گروه ابزارهای آموزشی انجمن در حال تولید است، منتشر شده و به صورت یک سیدی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.






دیده بان حقوق حیوانات/ وجيهه تيموري*: از محاسن زندگي در عصر ارتباطات يكي هم اين است كه تصاوير سلاخي توله خرسهاي قهوهاي، کشتار وحشيانه يک الاغ با پتک و يا خبر پوست كردن يوزپلنگي باردار در گوشه و كنار كشورمان، مخفي نمانده و رسانهاي شده است. همه ما نيز از ديدن و شنيدن اين خبرها ناراحت شدهايم و حتي متعجبانه و ناباورانه چند روزي هم پيگير عقوبت كار بودهايم و بعد هم آن اتفاقها را لابلاي روزانههاي خبري ديگر گذاشتهايم و با فراموشي از كنار آن گذشتهايم.
آن چه مسلم است، اين كه گمان نميرود كسي از ديدن گربهاي كه دمش را با قيچي بريدهاند يا موشي كه آتشش زدهاند يا كلاغي پرسوخته كه از سيم برق آويزان شده است و سگي كه با گرسنگي و تشنگي دادن، جانش را گرفتهاند، ناراحت نشود و يا حتي زبان به اعتراض نگشايد. قطعاً هيچروان انساني و سالمي، اين كارها را تأييد يا ترويج نميكند، اما معلوم نيست جه ميشود كه وقتي فيلمها و صحنههاي حيات وحش و راز بقا و مناظر طبيعي جهان، از جمله جذابترين برنامهها براي عموم سليقهها در بيشتر جوامع به حساب ميآيد، آنگاه خود طبيعت و محيط زيست گياهي و جانوري آن، پيوسته از حضور بشر و دخالتها و اقدامات وي آسيب ميبيند و نابود ميشود و حتي در جوامع مدعي اخلاق و انسانيت نيز، طبيعت، امنيت ندارد.
حيوان آزاري، بدون شك از مصاديق بداخلاقيهاي اجتماعي است كه متأسفانه در جامعه ما نيز وجود دارد و اگر چه بي توجهي مسئولان امر و نبود قوانين محكم و زيرساختهاي فرهنگي مناسب، حاشيه امني براي حيوانآزاران فراهم آورده، اما وظيفه هريك از ما است تا براي تأمين امنيت اخلاقي و حقوقي خودمان و اطرافيانمان، نسبت به هر نوع دگرآزاري و شيوع آن و از اين ميان، انواع حيوان آزاريها، حساس باشيم و از هراقدامي كه نقش بازدارنده دارد، كوتاهي نكنيم.
حيوان آزاري ممنوع!
يكي از علائم هشداردهنده شناسايي اختلالات رواني در انسانها، شكنجه و كشتار حيوانات در كودكي و نوجواني است. رفتاري كه به آن ( Zoo sadism) جنون حيوان آزاري و به عبارت ديگر، لذت بردن از تماشاي درد وشكنجه حيوانات ميگويند.
يكي از ويژگيهايي كه در پروندههاي جنايتكاران و قاتلان زنجيرهاي پس از بازجوييهاي پيدرپي قيد شده، موارد بسياري از سابقه بيرحمي و كشتار حيوانات در سنين نوجواني است كه اين قبيل رفتارها متأسفانه محدود به حيوان آزاري نبوده و با مرور زمان، شامل انسانها نيز شده است.
دكتر آلبرت شوايتزر انسانشناس معروف ميگويد: 90 درصد از جنايتكاران در كودكي از شكنجه دادن و كشتن حيوانات لذت ميبردند كه اين موضوع در فايلهاي قتلهاي زنجيرهاي به وسيله پليس فدرال آمريكا FBI نيز تاييد شده است. پژوهش و تحقيقات بسيار در اين زمينه جامعهشناسان، قانونگذاران و دادگاهها را متقاعد كرده است كه اعمال بيرحمي به حيوانات در كودكي بايد با جديت توسط والدين مورد بررسي قرار گيرد و برطرف شود. زيرا اين اعمال ميتواند نشانههاي اوليه بيماري دگر آزاري يا ساديسم باشد و يكي از دلايل اصلي گذراندن قانون حمايت از حيوانات در كشورهاي پيشرفته نيز همين مسأله است كه طبق آن، شخص خاطي – چه نوجوان و چه بزرگسال – حتي در صورت لگد زدن به سگ يا گربه، محاكمه ميشود.
شخصيتهاي ضد اجتماعي
دكتر فربد فدايي- روانپزشك و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، در خصوص منشاء رواني تمايلات حيوان آزاري در برخي از افراد ميگويد: يكي از وجوه رواني شخصيتهاي ضداجتماعي كه اكثريت مجرمان و جانيان از جمله اين اشخاص هستند، اين است كه در دوران كودكي نسبت به جانوران بيرحم بودهاند و اين ازجمله معيارهايي است كه در «اختلال سلوك» در كودكان و نوجوانان اهميت زيادي دارد.
اختلال سلوك در كودكان، معادل با اختلال شخصيت ضداجتماعي در بزرگسالان است و ديده شده است كه اكثريت مجرمان، در دوران كودكي، جانوران را آزار دادهاند. براي نمونه در چند سال اخير، فاجعه قتلهاي زنجيرهاي كودكان در پاكدشت را ميتوان نام برد كه شخصي معروف به ممدبيجه، نزديك به 20 پسر بچه را مورد آزارهاي جسمي و روحي قرار داد و پس از آن نيز با زدن سنگ به سرشان، آنها را به قتل رساند. اين شخص در بازجوييهاي به عمل آمده گفته بود كه جناياتش را از دوران كودكي و نوجواني با آزار دادن قورباغهها شروع كرده بود. بعدها كه بزرگتر شد نيز، سموم مختلف و از جمله، استريكنين را از خيابان ناصرخسرو ميخريده و به قورباغهها تزريق ميكرده و از ديدن زجر آنها لذت ميبرده است و يا سگهاي ولگرد را با طناب به چوبي ميبسته و سپس با سنگ آن قدر به آنها ضربه ميزده كه به صورت رقت آميزي ميمردند! نتيجه كار وي در بزرگسالي نيز همان جناياتي شد كه ديديم!
دكتر فدايي ادامه ميدهد: متأسفانه تعداد موارد آزار جانوران وحشي و اهلي كه در كشور ما و ساير نقاط جهان اتفاق ميافتد، زياد است و جاي بسي شگفتي است كه با وجود اين همه فجايع كه به دست انسان انجام ميشود، باز هم طبيعت را وحشي ميناميم، زيرا هيچ جانوري در طبيعت، بيدليل به موجود ديگر حمله نميكند و هم نوع خود را به قتل نميرساند!
بي رحمي نشانه ضعف دروني است
دكتر فدايي، شخصيتهاي حيوان آزاري كه توانايي سلاخي خرسي ماده و دو تولهاش را دارند يا با پتك زدن بر سر الاغي درمانده، از زجر ديدن آن ابراز شادماني ميكنند، شخصيتهايي با احساس ضعف شديد دروني ميداند و ميگويد: اين افراد ضداجتماعي، تنها به وسيله آزار دادن و كشتن موجودات ديگر احساس قدرت ميكنند و حد اعلاي اين وضعيت در جانياني است كه بدن قرباني خود را پس از قتل تكه تكه ميكنند و يا با تن بي جان جسد، رابطه جنسي برقرار مينمايند؛ زيرا اين افراد ضعيف فقط در برابر يك فرد درمانده و فاقد حيات، احساس توانايي و برتري و قدرت ميكنند.
والدين هشيار باشند
دكتر فربد فدايي سپس به والدين نسبت به مشاهده اين نوع رفتارها در فرزندانشان هشدار ميدهد و تأكيد ميكند: بي رحمي نسبت به جانوران بايد پدر و مادر و ساير اطرافيان را نسبت به ساير رفتارهاي خطرناك و خشن در كودك نگران سازد و اين كودكان بايد مورد تشخيص و درمان روانپزشكي قرار گيرند زيرا «اختلال سلوك» در كودكان در مواردي كه به موقع تشخيص دادهشود، درمانپذير است، اما اگر اين كودكان به حال خودشان رها و بزرگ شوند، در 50 درصد موارد، شخصيتهايي ضداجتماعي و قانون شكن و مجرم خواهندشد!
دكتر فدايي، راهكار مؤثر و پيشگيرنده و بسيار ضروري در اين زمينه را ارتقاي «آموزش» افراد جامعه ميداند و معتقد است: بايد از همان خردسالي، مهرباني با جانوران اعم از وحشي و اهلي را به كودكان بياموزيم و مثالها و داستانهايي كه از مهرباني و رفتار بزرگان و شخصيتهاي ديني، با حيوانات وجود دارد، به دفعات براي همگان بازگو كنيم تا بدين لحاظ نيز افراد، از آزار و خشونت با حيوانات پرهيز كنند.
وي آنگاه برخي از اين داستانها را مثال ميزند و ميگويد: پيامبر اكرم(ص) قصد وضو گرفتن داشت كه گربهاي نزديك شد و از ظرفي كه حضرت ميخواست با آن وضو بگيرد، شروع به نوشيدن كرد. آنحضرت صبر كرد تا گربه سيراب شود و سپس با باقيمانده آن آب، وضو گرفت.
روايت ديگري هم هست كه رسول خدا نشسته بود و گربهاي نزديك شد و بر دامن قباي آنحضرت آرام گرفت و خوابيد. زماني كه حضرت خواست برخيزد و برود، آن قسمت از قبا را كه گربه بر روي آن آرميده بود، با خنجر بريد تا خواب حيوان آشفته نشود و بيدار نگردد!
دكتر فدايي معتقد است: اين گونه داستانها و بسياري نمونههاي ديگر، اهميت مهرباني با جانوران را، هم از نظر اخلاقي و هم از نظر حفظ محيط زيست، بر ما روشن ميكند.
به هرحال نميتوانيم انتظار داشته باشيم مردم نسبت به يكديگر مهربان باشند، در حاليكه نسبت به جانوران بي رحمي به خرج ميدهند؛ اين دو با يكديگر سازگار نيست!
شهر بدون خشونت!
در دفتر روزنامه هستم و منتظر دختر خانم جواني كه موضوع حيوان آزاري و حمايت از حيوانات بي پناه را پيشتر از من و به صورت تجربي، پيگيري كرده است تا بيايد و با هم گفتوگو كنيم. خيلي سريع و با ذوق خودش را ميرساند.
«سمانه تنها»، پس از معرفي خودش ميگويد: راستش اوائل چيز زيادي ازحيوانات و حقوق آنها نميدانستم و فقط آنها را دوست داشتم و كمي هم از مهرباني با حيوانات در فرهنگ عمومي برخي كشورهاي ديگر خوانده بودم، ولي فكر نميكردم كه در ايران يا در شهرخودمان هم ميشود براي حيوانات بي پناه كاري كرد و با اين كار، محيط زيست را ايمن و سالم ساخت.
وي ادامه ميدهد: از طريق شبكههاي اجتماعي با اين فعاليتها و حاميان حيوانات خياباني و بيسرپناه آشنا شدم و فهميدم كه:
– لزومي ندارد حيوان خانگي داشته باشيم، ولي اگر حيوان مريض يا آسيب ديدهاي در خيابان ديديم يا شاهد حيوان آزاري بوديم، نبايد بيتفاوت باشيم و ميتوانيم به حيوان كمك كنيم! چراكه، خيليها هستند كه براي حيوانات خياباني، پناهگاه درست كردهاند.
همچنين دامپزشكاني هستند كه خدمات درماني را به رايگان و يا با هزينههاي بسيار كم، براي حيوانات خياباني و بي پناه ارائه ميدهند.
اما هنوز يك سؤال اساسي در ذهنم هست و اين كه گيريم كلاغ و كبوتر و گربه و هر حيوان خياباني ديگري كه مصدوم يا بيمار است به كمك ما درمان شد و سالم در خيابان رهايش كرديم. بعدش چه ميشود؟ وقتي بسياري از بستگان ما به خانه ما نميآيند، چون در خانه، پرنده داريم، چگونه توقع داشته باشيم كه در خيابانها و پاركهاي شهرمان، دوستي و مهرباني با حيوانات را شاهد باشيم و كسي به آنها آسيب نرساند؟
فرهنگ عمومي با حيوانات، مهربان نيست
وقتي در پارك ايرانشهر كه ساختمان خانه هنرمندان در آنجاست و انتظار ميرود محيطي فرهنگي باشد، گربهاي يافت شده بود كه شكمش را با سنگ پر كرده و دماغش را بريده بودند و حيوان بيچاره را با ابن وضع رها كرده بودند، ميتوانيم نتيجه بگيريم كه متاسفانه جنون حيوان آزاري در برخي از افراد جامعه وجود دارد و ما بايد نگران شيوع اين نوع بداخلاقيها و رفتارها باشيم.
سمانه، با بيان اين حيوان آزاري، ادامه ميدهد: كاشكي كساني به جاي اعتراض به حضور حيوانات در خيابانها، به آلودگي هوا، به آلودگي جويهاي آب و به آلودگي سطلهاي زباله اعتراض ميكردند. افرادي كه حتي حاضر نيستد، كيسههاي آشغال را در سطلهاي بزرگ زباله بياندازند و جلوي خانه خودشان و كنار باغجه يا جوي آب و حتي كنار همان سطل زباله مياندازند و همه جا را كثيف ميكنند، قطعا از اين كه با طعمه گذاري درون جويها، آب نيز مسموم ميشود و پرندگان و گربهها و ساير حيوانات نيز به جاي موشها ميميرند، غافلند و از شهرداري براي اين آلودگيها گلهمند نميشوند!
يا اينكه، مردم چطور جوجه و خرگوش رنگ كرده را براي بچههايشان ميخرند و هر نوع بدرفتاري كودك خود را با آن حيوان ميبينند و نميگويند كه حيوان بيماري منتقل ميكند و آزار دادن حيوانات نيز گناهي بزرگ است؛ اما اگر كسي حيوان خانگي را در خياباني بچرخاند يا از رستوراني بخواهد باقيمانده غذاها را براي حيوانات كنار بگذارد، آن وقت اعتراض ميكنند كه اينكارها بيماري و آلودگي در جامعه منتشر ميكند و نادرست است؟
وي همچنين ميگويد: بروشورها و پوسترهاي زيادي تهيه و بين مردم محلات دور و نزديك پخش كردهايم تا بگوييم با چه كارهاي سادهاي ميتوانند به سالم سازي محيط زيست كمك كنند.
مثلا در زمستان گربهها زير چرخهاي خودروها ميخوابند و بسياري افراد ماشينشان را روشن ميكنند و گربهها را زير چرخ ميگيرند. براي مردم توضيح دادهايم كه به اين نكته توجه كنند. چرا كه هيچ انسان سالمي از ديدن بدن پاره شده و زخمي يك حيوان در وسط خيابان، خوشحال نميشود و دلش نميخواهد كه مسبب چنين اتفاقي باشد. اگر حيوان بميرد يا حتي با همان وضع بماند نيز، منشاء آلودگيهاي بسيار ميشود. حال آن كه اين اتفاق قابل پيشگيري است.
گفتگوي ما با چند نمونه بروشوري كه نشانم ميدهد و بعضي حيوان آزاريهاي ديگري كه تعريف ميكند، به درازا ميكشد و وقتي با هم خداحافظي ميكنيم، تصميم دارم از حاميان اين حيوانات بي پناه، بيشتربنويسم، شايد كساني باشند كه سهمي از سفرههايشان را با مهرباني و عشق، روزي مخلوقات بي زبان خداوند كنند!
خانههاي به دور از طبيعت
ژاله فتورهچي- حامي حقوق حيوانات است و در گفتوگو از اوضاع اجتماعي اين روزها و رفتار با حيوانات ميگويد: مدتها پيش از اين با همسر غير ايراني ام در خارج از كشور زندگي ميكردم و فعال حقوق حيوانات بودم. تا اين كه قرار شد نمايندگاني از انجمنهاي مختلف حامي حيوانات، به كشورهاي آسيايي و از جمله خاورميانه اعزام كنند و در خصوص رفتار مردم كشورهاي مختلف در اين مناطق با حيوانات، تحقيق ميداني انجام دهند. متأسفانه نتايج اين پژوهش نشان داد مردم ايران در اين ميان، يكي از بدترين رفتارها را با حيوانات شهري و حيوانات خارج از شهر دارند! پس از آن، اعضاي انجمن از من خواستند به عنوان يك ايراني براي مدتي به ايران بيايم و در كشور خودم، فعاليتهاي فرهنگي انجام دهم. من نيز به ايران آمدم و از آن زمان تا به حال، براي حمايت از حيوانات بي پناه با نوشتن مقاله و وبلاگ نويسي و گفتمان در پاركها و محيطهاي عمومي، فعاليت ميكنم. در واقع كار و زندگي خوب و راحتي را كه داشتم، رها كردم و براي اين مسأله و به قصد مدت كوتاهي به ايران آمدم، ولي بيش از 25 سال است كه در اينجا ماندگار شدهام.
شايد حرفهاي مرا افراد هم سن و سال من كه بالاي 40 سال دارند، بيشتر بفهمند و تفاوت رفتاري نسلهاي چند دهه اخير با حيوانات، به چشم ما بيشتر بيايد! چرا كه در قديم بيشتر خانهها، حياط داشت و هميشه هم حيواناتي در ميان باغچه و گوشه حياط ميآمدند و ميرفتند و بچهها براي آنها، غذا ميريختند. اما به تدريج اين همزيستي مسالمت آميز، جاي خودش را به تربيت نادرست و دشمني ناخودآگاه و شايد ناخواستهاي داد كه نتيجه اش همين حيوان آزاريهايي شد كه به دفعات خواندهايم و ديدهايم.
والدين، مقصرند
من در اين ميان والدين بچهها را بسيار مقصر ميدانم. وقتي در پارك و محيطهاي باز و طبيعي، بچهها از ديدن يك پرنده يا گربه، ذوق ميكنند و حتي گاهي خوراكيهاي خودشان را ميخواهند به آنها بدهند، اين والدين هستند كه بلافاصله دست بچه را ميكشند كه جلو نرو، كثيف است! جلو نرو، گربه چنگت مياندازد يا كلاغ نوكت ميزند، و به اين ترتيب ترس را به جان بچه مياندازند!
خانم فتورهچي با بيان اين مطالب، ادامه ميدهد: بارها از اين والدين پرسيدهام كه چرا فكر ميكنيد حضور اين حيوانات در ميان علفهاي پارك يا زير درختان باغچه، بيماري ميآورد؟ مگر نميدانيد كه انگل بيماري توكسوپلازموز درگوشت خام است و اگر اين گوشت آلوده، خوراك گربه شود، با مدفوع او دفع ميشود و هركسي كه به اين مدفوع دست بزند و بعد با همان دست، چيزي در دهانش بگذارد، مبتلا ميشود؟ حالا شما بگوييد چه كسي دست به مدفوع گربه ميزند و با همان دست، لقمه در دهان ميگذارد؟
جالب اين كه هيچكس حاضر نيست براي اطمينان خاطر خودش و سلامت اطرافيانش در اين رابطه، مطلب علمي درست بخواند تا بيهوده به اين باورهاي غلط دامن نزند!
خودمان فرهنگسازي كنيم
خانم فتوره چي، ميگويد: بهتر است از همان غذاي سالمي كه براي خودمان تهيه ميكنيم و بازماندههايش را در سطل زباله ميريزيم، سهمي هم براي حيوانات جدا كنيم و هر مجتمعي يا خانهاي، براي همان حيوانات محدود جلوي در منزل خودشان، غذا بگذارد تا جلوي انتشار زبالهها و كثيف شدن معابر عمومي و بيمار شدن حيوانات گرفته شود.
رسانههاي گروهي و آموزش و پرورش نيز به وظيفه فرهنگسازي خود عمل كنند و اين همه به دشمني با حيوانات دامن نزنند. مگر نه اين كه، در تمامي فيلمها و سريالها، صحنههاي دلخراش و ترسناك قتل و جنايت، با جيغ گربه و يا آواز كلاغ، خبر داده ميشوند؟ با اين اوضاع چه انتظاري از فرزندانمان داريم كه گربهاي سياه را ببينند و نترسند يا با پرندگاني كه آسمان را ميان برجهاي سيماني گم كردهاند و آب جويهاي لجن گرفته و آلوده خيابانها را هم، با طعمههاي سمي برايشان خطر ساز كردهايم و حتي خرده نانهاي ما نيز، پر از كپك شده است و نصيب آنها نميشود، دوستي كنند؟
اطلاعات 20 شهریور 1392
دیده بان حقوق حیوانات ایران: معصومه ابتکار به عنوان رئیس جدید سازمان حفاظت محیط زیست انتخاب شد.
به گزارش دیده بان حقوق حیوانات، ابتکار که یکی از بهترین گزینه ها برای تصدی این پست بود، در هفته های اخیر با گمانه زنی های اشتباه برخی رسانه ها از لیست گزینه های چند گانه رئیس جمهور محترم حذف شده بود.
دیده بان حقوق حیوانات، برای ایشان آرزوی توفیق و موفقیت دارد.
دیده بان حقوق حیوانات: یکی از عوامل آتش سوزی در جنگلهای کشور، آتشی است که به دست شکارچیان غیر مجاز روشن میشود یا گلولهای که از سوی آنها به درختها اصابت میکند.
در گفت وگوی «قانون» با افشین کرمی راد سرپرست اداره کل حفاظت شکار و صید محیط زیست مطرح شد : تابستان سال جاری را میتوان روزهای اوج افتادن حریق به دل جنگلهای ایران نامید. هنوز زمان درازی از سوختن 60 هکتار از جنگلهای خوزستان در آتش نگذشته و اخبار حکایت از این دارند که جنگلهای این خطه نه فقط یک بار، که هر روز غرق در آتش هستند.
جنگلهای گلستان، ابر، پارک لتیان، نور آباد ممسنی، ارسباران، همه و همه بارها سوختن را تجربه کرده اند و با این حال مسئولان که حریف حریق در جنگلها نیستند، سکوت را در این باره ترجیح میدهند و تا به سراغشان نروی اظهار نظری ارائه نمی کنند.
مسئولانی که ترجیح میدهند یا سکوت کنند یا موضوع را کم رنگ تر از آنچه هست جلوه دهند یا تقصیر را به گردن عوامل طبیعی بیندازند، در حالی که کمبود نیروهای انسانی، عدم دسترسی به بالگردها و هواپیماهای حمل آب و تجهیزات ضعیف و نامناسب، دلیل اصلی گسترش آتش سوزیهاییاست که گویا هرگز قصد خاموشی ندارند. هشدارها در این زمینه ضعیف است و برای آموزش و فرهنگ سازی مردم ما که عادت کرده اند در دل هر جنگلی به قصد تفریح یا پخت غذا آتشی روشن کنند کافی نیست.
کارشناسان داخلی و خارجی معتقدند که بخش اعظم عوامل سوختن جنگلها انسان ساخت است. ثروتی عظیم که به دلیل بیتوجهیها و تلاشهایی که صورت نمی گیرند از دست میروند. اخبار سالهای گذشته در این زمینه دردآورند. عصر ایران نوشته که وزیر جهاد کشاورزی در زمان وقوع حریقهای گسترده در جنگلهای ایران در سال 89، حتی یک تماس تلفنی برای آگاهی از چند و چون اقدامات صورت گرفته در این زمینه با معاون خود نداشته است. همان سال اخبار حکایت از وقوع 14 هزار آتش سوزی در یک دهه گذشته داشته اند که سبب خسارت 142هزار و 941 هکتاری به زیستبومهای کشور شده. از تعداد آتش سوزی جنگلها در تابستان 1392 هنوز کسی خبر نداده است اما با توجه به اینکه در این فصل همه روزه شاهد سوختن جنگلها بوده ایم و نقطه اوج جنگل سوزیها در این تابستان قرار داشته، آمارها هنگام اعلام باید تکان دهنده و دردناک باشند.
یکی از عوامل آتش سوزی در جنگلهای کشور، آتشی است که به دست شکارچیان غیر مجاز روشن میشود یا گلولهای که از سوی آنها به درختها اصابت میکند. به این بهانه با افشین کرمی نژاد، سرپرست اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید به گفتوگو نشسته ایم و از جنگل سوزیهای اخیر کشور و نقش کمبود تجهیزات در گسترش این آتشسوزیها پرسیده ایم.
از ابتدای سال جاری، چه قدر از جنگلها طعمه حریق شده است؟
رقم دقیق آن را نمی دانم و برای اینکه اشتباه نکنم، ترجیح میدهم حدودی صحبت نکرده باشم. اما آتش سوزی در جنگلها از مرداد ماه تا اواخر مهر و آبان، همیشه بوده و خسارتهایی را نیز متوجه جنگلها کرده. ما باید خود را آماده کنیم برای کمتر تاثیر پذیرفتن از اثرات ناشی از سوختن جنگلها، چرا که آتش سوزی در جنگل اجتناب ناپذیر است. ممکن است یک گردشگر ناخواسته استکان، لیوان یا هر شیء شیشه ای دیگر رادر جنگل جا بگذارد و این شیء در برابر تابش نور مثل ذره بین عمل کند و منجر به آتش سوزی شود.
اما آتش سوزیهای انسان ساخت، اغلب غیر عامدانه نیست و به جای آمادگی برای تاثیر پذیری کمتر از جنگل سوزی نیز میتوان قوانین را سخت گیرانه تر و تجهیزات اطفای حریق را قوی تر کرد.
مسئله اینجاست که گاه، عرصه ای که آتش میگیرد عرصه راحتی نیست و علاوه برآن، ما نیاز به هواپیما و هلکوپترهای حمل آب و سیستم مناسب اطلاع رسانی داریم که در هر دو مورد هنوز ضعیف هستیم.
کارشناسان معتقدند که سازمان محیطزیست میتوانست در ازای پلنگ، به جای ببر از روسیه طلب هواپیمای حمل آب در مواقع اضطراری داشته باشد و میگویند که این اقدام محیط زیست، نمایشی بود.
نمی دانم چه اظهار نظری در این خصوص داشته باشم. هر چیز جای خود را دارد، به هر حال شناساندن پلنگ ایرانی در روسیه نیز باعث مباهات ایران بود. درحال حاضر در مواقع بحران تمام نیروهای سپاه و ارتش و بسیج در جهت رفع بحران اقدام میکنند. علاوه بر آن سعی شده که راههای دسترسی به ارتفاعاتی که رسیدن به آن مشکل است، هموار تر شود. در برخی نقاط مثل پارک ملی گلستان که احساس میکردیم به وجود دائم منابع آبی احتیاج است، این منابع را ایجاد کردیم.
تابلوهای هشدار دهنده قرار دادیم، به گردشگران کاتالوگ و بروشور آموزشی در خصوص آنچه موجب آتش گرفتن جنگل میشود ارائه کردیم، حتی باربیکیو در این مناطق تعبیه کردیم تا کسی چوب برندارد و آتش درست نکند. اما با تمام اینها، آتشسوزی جنگلها اتفاق میافتد و غیرقابل اجتناب است. اطفای آن نیز به آن راحتی که مردم فکر میکنند و انتظار دارند نیست.
در زمینه ضعف تجهیزات اطفای حریق، نوک تمام پیکانها به سمت سازمان محیطزیست است. محیط زیست به عنوان متولی منابع طبیعی، آیا نظارتی بر تجهیزات اطفای حریق سازمان جنگلها دارد؟
ستاد بحران کشور، در این زمینه کارگروه تخصصی دارد و جلسات آن هر چند ماه یک بار در وزارت کشور برگزار میشود. در حال حاضر که رئیس سازمان هنوز مشخص نشده، جلسات نیز مدتی است که برگزار نشده، اما در آخرین جلسه کارگروه جنگلها نرم افزاری هشداری را معرفی کرد که میتواند جنگل سوزیها را هشدار بدهد، اما در حال حاضر از آن استفاده نشده و منتظریم تا تکلیف ریاست سازمان محیط زیست مشخص شود.
شکار چیهای غیر مجاز با آتشی که از خود بر جای میگذارند یا گلوله ای که ممکن است به اشتباه به جای صید به درخت شلیک کنند، یکی از عوامل آتشسوزیهای انسان ساخت هستند. در این خصوص آیا تدبیری صورت داده اید؟
خودتان میگویید غیر مجاز، اگر ما ببینیم که اجازه نمی دهیم. اما سهم آنها در بروز آتش سوزیها ناچیز است.
با این حال باید تدبیری در این خصوص اندیشیده باشید، مضاف بر اینکه تعداد محیط بانها و جنگل بانها در ایران بسیار کم است.
کمبود تعداد محیط بانان را قبول دارم، اما اینکه که در تمام نقاط محیط بان داشته باشیم، شدنی نیست. مثلا در ارتفاعات اگر آتش سوزی ناشی از صاعقه رخ دهد، خود محیط بان را هم میکشد. ما باید سیستم ارتباطی مان را قوی کنیم. اگر سیستم اطلاع رسانی قوی باشد، با نیروی کم نیز میتوان از پس حوادث برآمد.
کارشناسان عملکرد سازمان محیط زیست در این سالها را عملکردی ضعیف میدانند و معتقدند به عنوان یک دستگاه نظارتی، آن طور که باید انتظاراتی را که میرفت برآورده نکرده. خودتان چه برآوردی از عملکردتان دارید؟
موضوع مثل این است که از شما بخواهند هر طور شده تیراژروزنامه قانون را به 400 هزار برسانید. از شما میخواهند اما شما میگویید در توانم نیست. بودجه و امکاناتش را ندارم و قوانین نیز این اجازه را نمیدهند. کمبودهای ما یک شبه به وجود نیامده که بتوانیم به سرعت آن را برطرف کنیم. آرزوی ما این است که روزی شاهد کمترین خسارت در محیطزیست باشیم، به شرط آنکه امکان آن فراهم شود.
دیده بان حقوق حیوانات: خانه فرهنگ بوم گردان پارس در تاریخ ۲۲شهریورماه طرح ملی پاکسازی مشارکتی جنگلها در استان فارس را اجرا خواهد کرد.
این گروه از تمامی دوستداران طبیعت که تمایل به شرکت در این طرح ملی دارند دعوت به همراهی کرده است.
مکان: حوزه شیراز: منطقه کامفیروز، تنگ بستانک (بهشت گمشده)
زمان: جمعه ۲۲شهریور ماه، ۶صبح میدان قصرالدشت
تلفن هماهنگی: آقای سمیع زاده ۰۹۱۷۳۰۹۳۴۱۵
دیده بان حقوق حیوانات: تخریب و تکهتکه شدن زیستگاههای اصلی جانوران و شکار و صید بیرویه آنها و خشکسالیهای متوالی در کشور از جمله عوامل اصلی تهدید حیاتوحش به شمار میرود.
به گزارش روزنامه ایران : اگرچه بسیاری از گونههای در معرض خطر مورد حمایت هستند، اما متاسفانه ابزار و امکانات کافی برای حفاظت از آنها وجود ندارد؛ چه در مورد نمونههای برجستهای چون یوزپلنگ یا گور ایرانی و چه در مورد گونههایی با اهمیت کمتر چون خزندگان و دوزیستان.
اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) برای بررسی وضع حفاظتی گونههای جانوران جهان، همه ساله فهرستی را به نام فهرست قرمز (Red List) منتشر میکند که وضع حفاظتی گونهها را در سطوح مختلفی مانند بحرانی (CR)، در معرض خطر انقراض (EN) و آسیبپذیر (VU) طبقهبندی میکند.
این اتحادیه آخرین وضع حفاظتی گونههای مختلف مهرهداران را در ایران منتشر کرده است که حدود 77 گونه از همه ردههای جانوری، یعنی نزدیک به 8/6 درصد از مجموع گونههای جانوری ایران را در فهرست منتشر شده، قرار داده است.
چنانچه روند تخریب زیستگاهها و سایر عوامل تهدید ادامه داشته باشد، حیات وحش کشور با تهدید جدی مواجه خواهد بود؛ در سالهای آتی برخی گونههای ارزشمند همچون یوزپلنگ و گور ایرانی را از دست خواهیم داد و به فهرست گونههای منقرض شده، افزوده خواهد شد.
برای حفاظت از ذخایر ژنتیکی کشورمان باید همت گماشت و تعارضهای موجود میان انسان و محیط را به کمترین حد رساند و برای نسل آتی سرزمینی با میراثطبیعی گرانبها به ارث گذاشت.
با توجه به ارزشهای متنوع گونههای جانوری در برنامهریزیهای توسعه، ایجاد حس حمایت از حیاتوحش در سطوح جامعه، جلب مشارکتهای مردمی در مدیریت و حفاظت حیات وحش، انجام پژوهش کاربردی و بنیادی به منظور شناخت و مدیریت گونههای جانوری و احیای زیستگاه و جمعیت آنها، فراهم کردن امکانات، تجهیزات و نیروی کیفی و کمی مورد نیاز حفاظتی و جلوگیری از تخریب زیستگاهها میتواند شرایط مطلوبی را برای پویایی و پایداری گونههای جانوری کشورمان و زیستگاههای آنها فراهم کند.
دیده بان حقوق حیوانات: علی اصغر خواجه افضلی از گویندگان پیشکسوت عرصه دوبله و صداهای ماندگار، ظهر یکشنبه – دهم شهریور ماه – درگذشت.
به گزارش ایسنا، مرحوم خواجه افضلی به دلیل سکته قلبی در منزلش درگذشت. او در بسیاری از کارتونهای محبوب دههی 60 و 70 گویندگی کرده است. شخصیت «پرنسجان» در کارتون «رابینهود»، «ادگار» در «گربههای اشرافی»، «تناردیه» در بینوایان، «روباه» در پسر شجاع، «وروجک» در کارتون «وروجک و آقای نجار»، «کارآگاه گجت» و «بیگلی بیگلی» در گوریل انگوری.

وی متولد 1317 تهران بود و کار حرفهای دوبله را از سال 1339 آغاز کرد و از 1346 به عنوان مدیر دوبلاژ به فعالیتش در این حوزه ادامه داد.
اصغر افضلی به دلیل تیپسازیهای متفاوت کمدی در فیلمها و کارتونها مشهور بود و از نقشهای شاخص او میتوان به کاراکترهای فیلمهای کمدی مثل فرانکو فرانکی، وودی آلن، بود آبوت، استن لورل، بهمن یار، اسدزاده و عزتالله وثوق اشاره کرد.
او در سریالهای «هزاردستان» و «دایی جان ناپلئون» (پروین سلیمانی!) هم صداپیشگی کرده است.
روحش شاد
دیده بان حقوق حیوانات: پرندهشناسان جهان در انتظار آمدنشان هستند؛ یکی یکی پرندهها را بررسی میکنند، به سایتهای مربوطه سر می زنند تا بلکه خبری از آنها بیابند، اما بسیاری از آنها در خانة مردم در بند هستند. بندی که پرواز را برای پرنده ممنوع و تحقیق را برای کارشناسان متوقف کرده است. برای همین است که محیطزیست استان گیلان نگهداری پرندگان وحشی توسط مردم را یکی از مهمترین دغدغههای متولیان حفظ محیطزیست عنوان کرده است؛ به خصوص پرندگانی که توسط کارشناسان برای تحقیق دربارة زندگیشان حلقهگذاری شدهاند. چرا که با حصر کردن این پرندهها، مسیر تحقیق هم متوقف خواهد شد.
برای پرنده چه چیزی مهمتر از پرواز است؟ مطمئنا هیچچیز. پس چگونه است که انسانی، همهچیز یک پرنده را میگیرد تا به تماشای ناتوانی و ذلت او بنشیند؟ این موضوع وقتی دلخراشتر میشود که میفهمیم بسیاری از این پرندههای وحشی که در قفسهای خانگی نگهداری میشوند،از گونههای حمایت شده و در خطر انقراض ایران هستند. به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گیلان به همین دلیل، نگهداری آنها در حصر، ضربه جبرانناپذیری به محیطزیست ایران وارد میکند. امیر عبدوس نحوة نگهداری این پرندهها را هم مناسب نمیداند و میگوید: «بسیاری از این پرندهها توسط عدهای در منازل و در شرایط نامناسب نگهداری میشوند، به نحوی که امکان بازگشت آنها به طبیعت از بین میرود.» اینجاست که به تماشای ناتوانی و ذلت نشستن، معنای واقعی مییابد. البته قانون هم در این باره سکوت نکرده و نگهداری هرگونه پرنده وحشی بدون اخذ مجوز را جرم دانسته، اما به گفته وی هنوز بسیاری دست به این عمل مجرمانه میزنند.
«طبق ماده 13 قانون شکار و صید، نگهداری هرگونه پرنده وحشی بدون اخذ مجوز جرم محسوب میشود اما تحویل پرندگان سالم یا زخمی توسط شهروندان گیلانی برای رهاسازی یا تیمار آنها جرم نیست و اقدامی مثبت و قابل ستایش است.» امیر عبدوس در ادامه میگوید: «باور اشتباهی بین برخی از مردم وجود دارد که چون عمل مجرمانه حصر پرندة وحشی را انجام دادهاند، در صورت تحویل مجرم شناخته خواهند شد. در صورتی که برای سازمان محیطزیست، تیمار و رهاسازی آن پرنده ارزشی به مراتب بیشتر از دادگاهی کردن فرد خاطی دارد.»
عبدوس در ادامه به حلقه گذاری پرندگان توسط کارشناسان اشاره می کند و میگوید: «در سالهای اخیر بیش از 3هزار عدد پرنده در استان گیلان و تعداد زیادی از پرندگان مهاجر به این استان، در سایر کشورها حلقهگذاری و رهاسازی شدهاند.بازگشت این پرندگان، پروژههای حلقهگذاری را که نتایج آن برای پرندهشناسان، زیست شناسان و اکولوژیستها بسیار بااهمیت است، به ثمر مینشاند. اما متاسفانه، این چرخه علمی با عدم تحویل پرندگان حلقه دار یا حداقل حلقه آنها، توسط شکارچیان و برخی از مردم متوقف میشود.»
عبدوس در ادامه به ترس از مجرم بودن کسانی که پرندههای حلقهگذاری را نگهداری میکنند اشاره میکند و میگوید: «در سالهای اخیر گروهی از شکارچیان و همچنین مردم عادی، پرندگان حلقهدار یا هر پرنده با علامت یا نشانه خاص را زنده یا مرده (صید یا شکار شده) از ترس جریمه و ارزشمند بودن پرنده، نه تنها پرنده را بلکه حداقل حلقة آن را به محیطزیست تحویل نمیدهند.»
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گیلان، برای روشن شدن اهمیت تحویل حلقه پرندگان به اداره محیطزیست این مثال را میزند: «در سالهای گذشته یک قطعه پاشلک معمولی، در یکی از روستاهای اطراف چاف صید شد و حلقه آن پس از چند دور چرخش بین افراد مختلف در نهایت با ترس به یکی از کارشناسان محیط زیست تحویل داده شد. نکته جالب این است که اطلاعات درج شده بر روی حلقه پرنده، نشان داد، این پرنده در کشور بلاروس حلقهگذاری شده است.» آنطور که وی میگوید، اطلاع از پیدا شدن این حلقه موجی از شادی را در بین کارشناسان بلاروسی ایجاد کرد و طبق گفتههای آنها، گزارش این خبر در تکمیل مطالعات آنها بر روی این گونه بسیار حایز اهمیت بوده است، چرا که این گزارش، نخستین گزارش از این گونه پرنده برای آنها از خاورمیانه بوده و همچنین نخستین گزارشی بوده که این کارشناسان از ایران دریافت کردهبودند. از طرفی این حلقه، به کارشناسان ایرانی هم نشان داد که گروهی از پاشلکهای معمولی مهاجر به گیلان که در این استان به آنها «نیشک»، «نوشت» و «اشکل چیکه» هم میگویند در کشور بلاروس جوجهآوری میکنند.
امیر عبدوس با ذکر این مثال و اهمیت به ثمر نشستن تحقیقات کارشناسان با تحویل حلقه پرندگان به اداره محیط زیست، از همه شهروندان تقاضا کرد تا گونههای وحشی زخمی یا سالم را جهت تیمار و رهاسازی، و پرندگان حلقهدار را برای شناسایی به اداره های حفاظت محیط زیست شهرستانها یا ادارهکل محیط زیست گیلان تحویل دهند و نام خود را به عنوان یکی از همیاران و ناجیان نسل این پرندگان در اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان ثبت کنند.
دیده بان حقوق حیوانات: تصاویر یوزپلنگ آسیایی توسط دوربین های تله ای در شهرستان بافق به ثبت رسید
.
به گزارش روابط عمومیاداره کل حفاظت محیط زیست استان یزد ، شهرستان بافق همواره از زیستگاه های شناخته شده یوزپلنگ آسیایی در گذشته بوده و سال هاست از نظر تعداد فیلم و عکس تهیه شده از یوز رکورددار کشور می باشد.
آخرین تصاویر گرفته شده از یوزپلنگ آسیایی در حوزه استحفاظی شهرستان بافق است که به همت مامورین اجرایی زحمتکش و مسوولین اداری محیط زیست بافق توسط دوربین های تله ای ثبت شده است.
دیده بان حقوق حیوانات: طرح دریا در ساحل بکر پناهگاه حیات وحش میانکاله خواب جدیدی برای تهدید این ذخیرهگاه زیستکره و اکوسیستم بینظیر در خاورمیانه و غرب آسیا است.
به گزارش فارس پناهگاه حیات وحش میانکاله شامل، تالاب، شبهجزیره و خلیج با وسعت 68.8 هزار کیلومتر است که در 12 آبان سال 48 بهعنوان منطقه حفاظتشده و در 21 مرداد سال 54 به پناهگاه حیات وحش ارتقا یافت و در همین سال بود که در کنوانسیون تالابهای بینالمللی به میزبانی رامسر، در فهرست نخستین تالابهای حفاظتشده، به ثبت رسید.
این منطقه بهدلیل برخورداری از منابع تغذیهای و شرایط زیستی مناسب و آب و هوای معتدل، در تمام سال میزبان گونههای مختلفی از پرندگان زمستانگذران و تابستانگذران است که از جمله آنها میتوان به مرغابیها، عقاب دریایی دمسفید، اردک سرسفید، فلامینگو، باکلانها، قوها و پلیکانها اشاره کرد.
پناهگاه حیات وحش میانکاله بهعنوان یکی از 9 ذخیرهگاه زیستکره، با میزبانی حدود 200 گونه پرنده آبزی و کنارآبزی و پذیرش سالانه بیش از نیم میلیون پرنده مهاجر، به بهشت پرندگان آسیا شهرت دارد.
شبه جزیره زیبای میانکاله بهدلیل برخورداری از پوششهای درختچهای ارزشمند مانند سازیل، تمشک و نی همچنین امنیت و سکوت کافی، در تمام سال، زیستگاه قرقاول خزری و درّاج از گونههای حمایتشده و شاخص پرندگان بومی شمال ایران است.
179 گیاه آبی، خشکی و کنارآبی در پناهگاه حیات وحش میانکاله شناسایی شده که از شناختهترین آنها میتوان به تمشک، داغداغان، فندق، ولیک و ازگیل وحشی، گز، تنگرس، نی، جگن و بوتههای منحصربفرد انار وحشی اشاره کرد که هر کدام علاوه بر زیبایی و شاخصبودن، منابع مهم تغذیهای برای پرندگان و پستانداران موجود در این منطقه حفاظتشده هستند.
از جمله پستانداران میانکاله میتوانیم به جوجه تیغی، گربه جنگلی، اسب وحشی، شغال، گراز، روباه، تشی، خرگوش، و خفاش اشاره کنیم.
البته بخش خلیج پناهگاه، که خلیج گرگان نامیده میشود، زیستگاه ماهیان کفال و کپور است که در نوع خود بینظیر و بکر بهشمار میرود.
با این اوصاف، پناهگاه حیات وحش میانکاله اکنون در تهدید دستاندازی انسانهاست، کسانی که میخواهند با ورود به آن از امنیت و سکوتش بکاهند و این قلمرو بینظیر حیات وحش را ضمن تسخیر، ناخواسته به سمت نابودی بکشانند.
طرح دریای میانکاله و واگذاری قسمتهایی از جزیره آشوراده برای طرح گردشگری، جرقههای اولیهای برای نابودی میانکاله است.
چند سالی هم بر سر احداث پالایشگاه نفت در نزدیکی میانکاله بحث شد تا اینکه مکان احداث آن به جای دورتری انتقال داده شد اما این انصاف نیست اگر نگوییم؛ احداث پالایشگاه ناخواسته بر میانکاله تاثیر میگذرد، هر چند پیمانکاران این پروژه تمام سعی خود را بر حفاظت از محیط زیست گذاشتهاند و شایسته تقدیر هستند.
اما طرح دریا در ساحل و گردشگری در جزیره «آشوراده» دهها برابر تاثیر منفی پالایشگاه بر پناهگاه حیات وحش میانکاله است، چه اینکه آلودگیهای پالایشگاه تنها بر بخش کوچکی از میانکاله تاثیر میگذارد، اما طرحهای گردشگری، بر تالاب، خلیج و شبه جزیره میانکاله تاثیر میگذارد و امنیت و موجودیت این منطقه را زیر سئوال میبرد.
موضوع مهم این است که به استناد سایت رسمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور، “موقعیت پناهگاه حیات وحش میانکاله در بین کشورهای همجوار دریای خزر از نظر زیستمحیطی از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا در طول ساحل جنوب دریای خزر فقط همین مسافت 60 کیلومتری از هرگونه توسعه شهری و آلودگیهای قابل ملاحظه و تخریب و بهرهبرداری مفرط مصون مانده است.”
در آخرین نشستی که با حضور هرمز محمودیراد مدیرکل سابق محیط زیست مازندران در دفتر فرماندار بهشهر برگزار شد، درباره بایدها و نبایدهای طرح دریا در ساحل میانکاله بحث و بررسی شد.
محمودیراد با بیان اینکه هیچیک از طرحهای دریای مازندران به شورای برنامهریزی نرفته اما طرح دریای میانکاله در این شورا مطرح و مصوب هم شد، تصریح کرد: در کنار این طرح، برای رفاه عمومی مردم، طبق قراردادها، 50 هکتار منطقه محافظ در محدوده بندر امیرآباد قرار دادیم تا پیمانکاران و سرمایهگذاران طبق ضوابط تعیین شده، طرحهای دریا را اجرا کنند.
سخنان محمودیراد در این نشست و نشستهای مشابه که در استان و شهرستان برگزار شد، حکایت از تردید محیط زیست در اجرای این طرح و از طرفی سخنان اجبارکننده مسئولان ارشد بهشهر با القای ” ضرورت اجرای طرح دریا در میانکاله” دارد چه اینکه گفتن مطالبِ تاکیدی از سوی محمودیراد، مانند ” ما با اجرای طرح دریای سالم با ضوابط و مقررات تعیین شده و ضوابط اسلامی موافقیم.” و ” امکانات طرح دریای میانکاله موقت است؛ در تابستان برپا میکنیم و در پاییز جمع میکنیم.”، حکایت از عواقبی دارد که سازمان محیط زیست را نگران آینده پناهگاه حیات وحش میانکاله و پاسخگویی به نسلهای بعد میکند.
لزوم فنسکشی محدوده دو تا سه کیلومتری و ایجاد پارکینگ در خارج از محدوده پناهگاه از دیگر تاکیدات سازمان حفاظت محیط زیست مازندران برای اجرای طرح دریا در میانکاله است.
اگر این مسائل رعایت نشود؛ خودروها و انسانها در پناهگاه حیات وحش میانکاله پراکنده میشوند، امنیت و آسایش پرندگان و سایر جانوران منطقه بههم میریزد و امکان آتشسوزی و شکار غیرمجاز وجود دارد. ایجاد مزاحمت برای خودِ گردشگران، انتشار زبالهها در مناطق مختلف و مشکلشدن مدیریت بر پناهگاه، مسائلی نیستند که از کنار آنها بتوان بهراحتی گذشت.
در نتیجه نشستهای انجامگرفته و چیزی که آن را مسئولان بهشهری “ضرورت طرح دریا در میانکاله” مینامند، اکنون بهطور متوسط روزانه 500 دستگاه خودرو وارد میانکاله میشود، پارکینگ و امکانات رفاهی در این منطقه وجود ندارد، مسئولیت طرح دست و پا شکسته در میانکاله به مسئولان محلی از جمله دهیاری زاغمرز سپرده شده است، به ازای هر خودرو، ورودی بین یک تا دو هزارتومان دریافت میشود که بیشتر برای جمعآوری زباله یا پرداخت حقوق به ناجیان غریق و بعضاً نیروهای امداد و نجات هلالاحمر هزینه میشود.
البته محیط زیست، مدیریت خود بر این منطقه را حفظ کرده است، اما ادامه روند فعلی در میانکاله منطقی نیست، میانکاله باید همچنان بکر و دستنخورده باقی بماند.
بی تردید، با اجرای طرح رویایی “سالمسازی دریا در میانکاله”، تمامی مشکلات گفتهشده حتی با فنسکشی و تعیین محدوده مجاز، به خودی خود ایجاد میشود، پرندگان از هجمه سنگین جمعیت و سر و صداهای ناشی از حضور جمعیت از پناهگاه فراری میشوند، پرندگانی چون قرقاول و دراج که نیاز به آرامش و امنیت دارند دیگر میانکاله را محیطی امن برای زیست خود نمیدانند و به مرور باید فاتحه نسل این نوع پرندگان را در میانکاله بخوانیم.
اما یک بحث دیگر باقی میماند و آن اینکه چرا اعضای کارگروه گردشگری و طرح سالمسازی دریا در بهشهر، فکری به حال توسعه طرح دریای صدفِ «زاغمرز» در پنج کیلومتری میانکاله نمیکنند، چرا جایی که امکانات رفاهی را به آسانی میتوان گسترش داد و بسترهای خوبی برای آن مهیاست را کنار گذاشتهاند و میانکاله را در دستور کار قرار دادهاند.
چهطور میشود که اعضای این کارگروه هنوز طی سالهای سال نمیتوانند از عهده امکانات و رفع مشکلات موجود در ساحل زاغمرز که طرح آن کمتر از پنج کیلومتر است، برآیند و آنوقت برای ساحل 60 کیلومتری میانکاله برنامهریزی می کنند و خود را با “تعیین محدوده مجاز” گول میزنند.
و این را هم باید بپرسیم که چرا مسئولان بهشهری بهجای تلاش برای ایجاد فرصتهای گردشگری و بهرهمندی از دریا در 50 هکتار از منطقه محافظ در محدوده بندر امیرآباد و در جوار میانکاله تلاش نمیکنند بلکه همه توان خود را معطوف به تسخیر سواحل میانکاله کردهاند.
سخن پایانی اینکه؛ مدیریت بر میانکاله و اظهارنظر درباره نوع بهرهمندی از آن تنها بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست است و اجبار این سازمان با گفتن مطالبی چون “مطالبات مردمی” و “استفاده از طبیعت برای اقتصاد گردشگری” در این زیستکره، غیرمنطقی است.
تالاب، شبهجزیره و خلیج میانکاله باید بکر و دستنخورده همچون تابلوی زیبایی از نقش بیبدیل رنگها و موجودات که نقاش بزرگ هستی آنرا ترسیم کرده، بر دیوار آسیا محکم بماند.
خدا کند روزی نیاید که بهجای درخشش تلالو خورشید بر موجهای بیتاب و پرواز پرندگان مهاجر، شاهد برق زبالهها و هیاهوی آدمهایی باشیم که طبیعت میانکاله را قربانی خواستههای زودگذر خود میکنند.
دیده بان حقوق حیوانات: با تصميم كارگروه كارآفريني و واگذاري خدمات زيست محيطي به بخش غير دولتي ،سازمان محيط زيست در يك اقدام پرسش برانگيز صدور بخشي از پروانه هاي شكار و صيد را به «كانون شكار و تيراندازي» واگذار كرد.
به گزارش سبزپرس اين تصميم اخيرا در “كارگروه كارآفريني و واگذاري خدمات زيست محيطي به بخش غير دولتي” به رياست «محمد نوریامیری» معاون توسعه مدیریت، حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست اتخاذ شده است.
به موجب اين تصميم صدور بخشي از پروانه هاي شكار و صيد حيات وحش ، به بخش خصوصي يعني كانون شكار و تيراندازي ايران واگذار شده است.
در همين حال گزارش ها حاكي است صدور پروانه هاي شكار تنها يك بند از مجموعه اموري است كه سازمان محيط زيست به اين گروه غير دولتي تفويض اختيار كرده و گفته مي شود واگذاري محدوده هاي قرق اختصاصي به اين گروه بخش ديگري از اموري است كه قرار است به كانون شكار و تيراندازي ايران واگذار شود.
يك منبع آگاه در سازمان محيط زيست در اين مورد به سبزپرس گفت: صدور پروانه هاي شكار از وظايف ذاتي و قانوني سازمان محيط زيست است كه حالا اين را هم به بخش خصوصي كه از شكارچيان هستند واگذار كرده است و همين امر موجب نگراني مي شود تا حيات وحش كشور بيش از پيش در مخاطره قرار گيرد چرا كه از اين پس اين شكارچي ها هستند كه در اين مورد تصميم گيري خواهند كرد.
وي افزود: به موجب اين تصميم نامه سازمان محيط زيست مدعي است تنها صدور پروانه هاي صيد آبزيان، و شكار جانوران زيانكار و پرندگان را به كانون شكار واگذار كرده است و اين تصميم نيز در راستاي ماده 22 قانون مديريت خدمات كشوري اتخاذ شده است.
واگذاري امور صدور پروانه هاي شكار و صيد به كانون شكار و تيراندازي در حالي رقم خورده كه اين گروه سالهاست در صدد دريافت قرق هاي اختصاصي حتي در محدوده پاركهاي ملي كشور از سازمان محيط زيست بوده و نخستين اقدامات براي جلب توجه سازمان محيط زيست در اين مورد در دوران حضور فاطمه واعظ جوادي بر مسند رياست سازمان محيط زيست رقم خورد.
كانون شكار و تيراندازي ايران تاكنون بارها درخواست واگذاري محدوده قرق در پارك ملي توران و برخي مناطق ديگر كشور را مطرح كرده و همواره از اينكه سازمان به درخواست انها پاسخگو نبودند گلايه داشتند اما حالا با پايان يافتن دولت دهم، اختيار صدور بخشي از پروانه هاي شكار و صيد هم به اين گروه غير دولتي متشكل از شكارچيان واگذار شده است.
دیده بان حقوق حیوانات: مدیر طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی سازمان حفاظت محیط زیست از پخش تیزر آموزشی یوزپلنگ آسیایی در قطارهای متروی تهران به مدت 10 روز خبر داد .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست هومن جوکار با اشاره به نامگذاری روز 9 شهریور ماه بعنوان روز ملی یوزپلنگ در ایران گفت: در این روز علاقمندان و تشکل های مردم نهاد زیست محیطی برنامه های مردمی و خود جوشی را برگزار می کنند.
وی ادامه داد: امسال با همکاری موسسه میراث پارسیان و انجمن یوزپلنگ ایران و حمایت های سازمان حفاظت محیط زیست و شهرداری تهران برنامه های متنوعی در این روز برگزار خواهد شد.
مدیر طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی سازمان حفاظت محیط زیست از نمایش 10 روزه تیزر آموزشی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در قطار های مترو از روز نهم شهریور ماه خبر داد و گفت: تعداد زیادی از شعب بانک های ملی نیز برای مشتریان در حال انتظار فیلم های آموزشی با موضوع حفاظت از یوزپلنگ آسیایی پخش می کنند.
همچنین هفتمین جشنواره روزملی حفاظت از یوزپلنگ نیز با حضور فعالان محیط زیست، محیط بانان، ورزشکاران، کارشناسان و مسئولان حفاظت محیط زیست در روزهای هفتم و هشتم شهریور ماه در محل باغ وحش تهران (پارک ارم) برگزار شد.
هومن جوکار درباره علت نامگذاری روز ملی یوزپلنگ توضیح داد: علت انتخاب نهم شهریورماه، واقعهای بود که باعث شد یوزپلنگ به عنوان یکی از مهمترین گونههای جانوری ایران بار دیگر مورد توجه قرار گیرد.
در روز نهم شهریورماه ١٣٧٣ یک ماده یوز به همراه سه توله اش برای نوشیدن آب به باغات شهر بافق نزدیک شدند که به علت عدم آگاهی و تصور اشتباه درباره این گونه، مورد حمله مردم غیربومی قرار گرفتند. در این حادثه ماده یوز زخمی فرار کرد، یکی از تولهها در محل کشته شد و محیط بانان فقط توانستند دو توله یوز زخمی را نجات دهند که توله دیگر نیز در راه تهران جان داد. تنها توله به جا مانده از این واقعه، یک یوزپلنگ ماده بود که به پارک پردیسان تهران منتقل شد.
دیده بان حقوق حیوانات: با هرگونه شکار غیرمجاز پرندگان در استان گیلان برخورد قانونی می شود.
به گزارش روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست استان گیلان، امیر عبدوس مدیرکل حفاظت محیطزیست این استان با بیان اینکه شکار پرندگان آبزی تا زمان صدور پروانه شکار ممنوع است و با متخلفان برخورد قانونی می شود ، گفت: برخی از واحدهای محیطبانی سطح استان، گزارشهایی را مبنی بر مشاهده و شنیدن صدای شلیک تفنگهای شکاری در حاشیه مناطق تالابی و حفاظت شده به ادارهکل حفاظت محیطزیست استان ارائه دادهاند.
وی، در ادامه افزود: هماکنون جمعیتی از پرندگان مهاجر عبوری از جمله خوتکا ابروسفید و انوع آبچلیک و سلیم وارد استان شدهاند و پرندگان مهاجر جوجهآور در استان نیز اندک اندک به همراه جوجههای خود که اکنون نابالغاند آماده ترک استان هستند.
مدیرکل حفاظت محیطزیست استان گیلان از حضور شکارچیان در مناطق طبیعی ابراز نگرانی کرده و درباره صدور مجوز پروانه شکار گفت: صدور پروانه و زمان شکار منوط به ابلاغ توسط سازمان حفاظت محیط زیست است. در صورت ابلاغ این مجوز، متعاقبا مراتب به اطلاع شکارچیان خواهد رسید.
عبدوس با توجه به عدم ابلاغ صدور پروانه شکار به شکارچیان تاکید کرد: تا زمان صدور پروانه شکار، هرگونه شکار پرندگان در استان غیرقانونی و در صورت مشاهده ضمن ضبط و توقیف تمامی ادوات شکار و پرداخت جریمه و ضرر و زیان متعلقه، متخلفین به دستگاه قضایی معرفی می شوند.
دیده بان حقوق حیوانات: یک عکس به اندازه هزار کلمه، در خود معنا و مفهوم پنهان میکند، در این میان برخی از عکسها، بار عاطفی بیشتری دارند.
به گزارش سایت یک پزشک، ده عکس مشهور را مرور میکنیم که احساسات آدمی را تحریک میکنند.


۳- سوگ:

سگی به نام «لئو»، پس از فوت صاحبش در ژانویه سال ۲۰۱۱ در اثر حادثه رانش زمین در برزیل، دو روز تمام در کنار قبر او ماند.
۴- فقدان:

در پشت زمینه عکس، در اتوبوس، پیرمرد اهل کره شمالی را میبینیم که برای خویشاوندش در کره جنوبی، دست تکان میدهد و از او خداحافظی میکند. تنها ۴۳۶ شهروند اهل کره جنوبی اجازه یافتند که سه روز را در کره شمالی باشند و با ۹۷ عضو خانواده او دیدار کنند؛ از زمان جنگ کره بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳، کره دو پاره شد.
۵- مرگ:

سربازی زخمی به زانو درآمده است؛ گلوله یک تکتیرانداز در ونزوئلا به او برخورد کرده و یک کشیش که برای ارتش کار میکند، در آخرین لحظات با اوست.
۶- ترس و ناامیدی:

یک شهروند فرانسوی پس از اشغال پاریس در جنگ جهانی دوم به دست نازیها از شدت ترس و ناامیدی میگرید.
۷- بیرحمی:

فرمانده نظامی نازیها، هاینریش هیملر، از اردوگاه اسرای جنگ بازدید میکند. در این میان، تنها یک سرباز اسیر در برابر او، پشت سیم خاردار به طرز معناداری ایستاده است.
۸- مهربانی:

یک آتشنشان خسته در استرالیا، بطری آبش را برداشته و به یک کوالای تشنه آب میدهد.
۹- تسکین:

در جریان نهمین سالگرد واقعه یازده سپتامبر، رابرت پرازا، روبهروی بنای یادبود قربانیان، زانو زده و دستش را روی نام پسرش که روی بنا حک شده، گذاشته است.
۱۰- عشق:

پس از سالهای زیاد، یک سرباز آلمانی اسیر شده به دست شوروی، آزاد شده و با دخترش ملاقات میکند. وی از زمانی که دخترش یک ساله بود، او را ندیده بود.
دیده بان حقوق حیوانات: در گذشته و زمانی که پول به حالت امروزی وجود نداشت مردم از روش های کالا به کالا برای داد و ستد استفاده می کردند ولی این روش به مرور از بین رفته است. این روزها در یکی از روستاهای چین این روش به بهانه ای عجیب بار دیگر زنده شده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، یکی از بزرگترین نیازهای انسان در دنیای امروزی اینترنت و وسایل هوشمند الکترونیکی است که از مهمترین آن ها می توانیم به تبلت، رایانه شخصی و تلفن همراه اشاره کنیم. بنا به گفته کارشناسان و با استناد به آمار نزدیک به 70 درصد از جمعیت دنیا به این وسایل دسترسی دارند.
30 درصد باقی مانده معمولا در مناطق محروم زندگی می کنند که فرهنگ استفاده از این وسایل به ان ها نرسیده است یا اینکه این افراد توانایی خرید وسایل الکترونیک یا هوشمند را به دلایل متفاوت ندارند.
“کاشغر” منطقهای در چین است که مردم آن دیگر به راحتی می توانند به وسایل الکترونیکی دسترسی داشته باشند چرا که راهی جدید برای خرید وسایل هوشمند در روستای آن ها به وجود آمده است و آن ها می توانند با دادن گوسفند این وسایل را خریداری کنند.
“جای هوآنگ” 29 ساله به تازگی مغازه ای در این روستا باز کرده است که با گرفتن گوسفند وسایل الکترونیکی را در اختیار افراد می گذارد. او در مورد این کارش گفته است این حرکت باعث میشود تا ارزش رایانه ها و گوسفند ها به یک نسبت افزایش پیدا کند و مردم نیازی به مسافرت به شهر برای فروش گوسفند خود ندارند.
در صورتی که هزینه یک وسیله کمتر از قیمت گوسفندان شود، “هوانگ” مابه التفاوت آن را نقدا پرداخت می کند. او قصد دارد در آینده به لیست قیمتش حیوانات دیگر را نیز اضافه کند تا مردم راحت تر موارد مورد نیازشان را خریداری کنند. او همچنین درتلاش است این ایده را در مناطق محروم دیگر چین نیز پیاده کند.
دیده بان حقوق حیوانات: اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) در بیانیه جدیدی اعلام کرد: جمعیت «آبچلیکهای منقار قاشقی» که جزو گونههای به شدت در معرض خطر انقراض هستند به واسطه تلاشها و دخالتهای به موقع حامیان محیط زیست در سال 2013 میلادی تا یک چهارم افزایش یافته است.
به گزارش ایسنا، در حال حاضر تنها 100 جفت آبچلیک منقار قاشقی با قابلیت جفتگیری در حیات وحش باقیمانده که سالانه به طور متوسط تنها 60 جوجه جدید از آنها تولید میشود. علاوه بر این، تعداد 16 جوجه نیز به صورت پرورشی متولد میشوند که این تعداد برای افزایش جمعیت کلی این پرنده که در مرز انقراض قرار دارد، بسیار حیاتی است.
«رونالد دیگبی»، مامور پرورش حفاظتی در موسسه Wildfowl & Wetlands Trust، میگوید: فصل جفتگیری در روسیه بسیار کوتاه و برای آبچلیکها بسیار سخت است. هرچند این شرایط زندگی معمول برای آبچلیکها است اما در این زمان آنها برای بقای خود به کمک انسانها احتیاج دارند.
به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، کارشناسان موسسه حفاظتی TrustWildfowl & Wetlands Trust، با همکاری محققان روس به تخمهای این پرنده بلافاصله پس از تخمگذاری دسترسی یافته و آنها را برمیدارند. برداشتن تخمها باعث میشود پرنده تخم بیشتری بگذارد. در نتیجه امسال از یک جفت آبچلیک، شش جوجه متولد شده که این رقم 10 برابر بیش از میانگین تولد جوجه آبچلیکهای منقار قاشقی است.
این جوجههای تازه متولد شده اکنون در حال تجربه کردن نخستین سفر مهاجرتی 8000 کیلومتری خود به سمت میانمار و بنگلادش هستند.
طرفداران حفاظت از محیط زیست اکنون با مشکلاتی نظیر صید غیرقانونی و تخریب و کاهش زیستگاههای اصلی آبچلیکهای منقار قاشقی در مسیر پرواز آنها مواجه هستند.
برآوردها حاکی از آن است که افزایش شمار این پرندگان شانس بازگشت پرندگان را برای تولید نسل دوباره افزایش میدهد و باعث میشود جمعیت این پرنده تثبیت شده و بسیار سریعتر از روند عادی افزایش پیدا کند.
به گزارش خبرنگار مهر، روز گذشته مدیرکل محیط زیست استان سمنان از نصب تابلوهایی با عنوان مسیر عبور یوزپلنگ در شهرستان شاهرود جاده میامی- مشهد و حوالی جاده ورودی به بیارجمند نخبر داده است.
به گفته وی، با توجه به قرار گرفتن مجموعه حفاظت شده توران به عنوان بزرگترین ذخیره گاه زیست کره کشور در جوار جاده اصلی سمنان – مشهد و جاده اصلی شاهرود – بردسکن، به منظور آموزش و ترغیب مردم به ویژه مسافران و رانندگان به رعایت سرعت مناسب در این محل ها، تابلو هایی با مضمون محل عبور حیوانات وحشی، البته با اندازه ای بزرگتر و با نماد یوزپلنگ آسیایی تهیه و به زودی در گذرگاه های عبور این گونه نادر نصب می شود.
ظهرابی افزود: ذخیره گاه زیست کره توران یکی از زیستگاه های مهم یوزپلنگ آسیایی است و وجود جاده ترانزیتی در حاشیه این ذخیره گاه که در کریدور مهاجرتی یوزپلنگ آسیایی به مناطق آزاد و قسمت شمالی جاده قرار دارد، نه تنها موجب برهم خوردن امنیت زیستگاه می شود، بلکه باعث اخلال در رفت و آمد و تصادفات جاده ای برای این گونه نادر و ارزشمند شده است.

دو توله یوزپلنگ کشته شده در برخورد با خودروهای عبوری در شمال پارک ملی توران / ۸ مرداد ۱۳۸۹
یکی از غم انگیزترین موارد از تلفات یوز در شمال پارک ملی توران، در تاریخ ۸ و ۹ مرداد ۱۳۸۹ اتفاق افتاد، زمانیکه تصادف و مرگ دو توله یوزپلنگ در ۸ کیلومتری غرب روستای عباس آباد توسط پلیس راه به محیط بانان گزارش داده شد، محلی که ایستگاه محیط بانی شمالی توران در آن واقع شده است.

مرگ یوزپلنگ مادر در برخورد با خودروهای عبوری در توران یک روز پس از مرگ توله ها / ۹ مرداد ۱۳۸۹
محیط بانان که می دانستند یوزپلنگ مادر در محدوده تصادف به جستجوی توله هایش می پردازد، به گشت زنی در اطراف محل حادثه پرداختند اما موفق به یافتن یوز ماده نشدند. متاسفانه یک روز بعد از حادثه، یوزپلنگ مادر را در حالیکه بشدت مجروح شده بود در یک کیلومتری محل تصادف توله ها پیدا کردند و یوز مادر در مسیر دانشکده دامپزشکی گرمسار از بین رفت.

کشته شدن یوزپلنگ در تصادف جاده ای در منطقه حفاظت شده کالمند، فروردین ۱۳۸۷
یوزهای ایرانی جانورانی هستند که مسافت های طولانی را طی می کنند و برای جابجایی میان مناطق مختلف، گاهی صدها کیلومتر را می پیمایند. از همین رو عبور از جاده های مختلف برای آنها اجتناب ناپذیر است.
طی یک دهه اخیر در ایران ۲۷ یوزپلنگ به صورت مستند توسط عوامل انسانی مختلف از پای در آمده اند که حداقل ۱۱ مورد آن بر اثر برخورد با خودروهای عبوری بوده است.

کشته شدن یوزپلنگ نر در تصادف جاده ای در پناهگاه وحش دربند راور
البته این آمار یوزپلنگ های کشته شده ای است که توسط افراد مشاهده و گزارش شده و مرگ آنها مستند شده است و احتمالا موارد بیشتری از مرگ یوزپلنگ ها در جاده های ایران رخ داده که گزارش یا مشاهده نشده است.
دیده بان حقوق حیوانات: معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست با اعلام اینکه بیش از 500 تمساح در ایران وجود دارد، گفت: با حمایت از تشکلهای مردم نهاد استانی، محلی و بخش خصوصی می توان برنامه های حفاظت، تکثیر و پرورش تمساح را توسعه داد.
به گزارش خبرگزاری مهر، نشست بررسی آخرین وضعیت گونه تمساح مردابی و بازبینی برنامه های پیش بینی شده و درحال اجرا برای حفاظت و مدیریت این گونه منحصر به فرد کشورمان در محل معاونت محیط زیست طبیعی سازمان با حضور معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست و مدیرکل حفاظت محیط زیست استان ها وکارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل شد.
بنا بر این گزارش، در این نشست آخرین وضعیت جمعیت گونه تمساح مردابی و تهدیدات آن بررسی و اقدامات در حال اجرا و پیش بینی شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
تامین اعتبارات لازم برای توسعه و ادامه فعالیت ها در مرکز نگهداری تمساح، استفاده از ظرفیت جوامع محلی و بخش خصوصی و تامین نیازهای لازم برای اجرای برنامه ها در این نشست مطرح شد.
احمد علی کیخا معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در این نشست تاکید کرد: تلاش شود با حمایت از NGO های استانی و محلی و بخش خصوصی محلی و بومی بتوان برنامه های حفاظت و تکثیر و پرورش تمساح را توسعه داد.
وی با بیان اینکه تعداد تمساح های موجود در ایران بیش از 500 تمساح تخمین زده می شود،اظهار داشت: انجام اقدامات حفاظتی در زیستگاههای طبیعی و وجود پتانسیل های لازم این امکان را فراهم می کند تا این تعداد افزایش داشته باشند.
کیخا با تاکید بر هماهنگی و همکاری با اداره کل امور آب و وزارت نیرو برای بهره برداری مناسب از سدها و ذخایر آبی برای حفاظت از زیستگاهها و تامین آب آنها ،گفت: تعدادی از این گونه تمساح در راستای انجام اقدامات حفاظتی و آموزشی در مرکز احداث شده برای همین منظور در منطقه حفاظت شده گاندو نگهداری می شوند.