برچسب: محمدعلی اینانلو

  • رسانه ملی و آگهی رپرتاژ شکارچی پیر/ باز هم اینانلو خود را کارشناس خواند و منتقدان را به باد تمسخر گرفت

    رسانه ملی و آگهی رپرتاژ شکارچی پیر/ باز هم اینانلو خود را کارشناس خواند و منتقدان را به باد تمسخر گرفت

    Animal-Rights-Watch-ARW-7249

    دیده بان حقوق حیوانات: محمدعلی اینانلو که در یکی دو ماه گذشته شایعاتی درباره شکار غیرمجاز او منتشر شده بود، امروز در یک برنامه تلویزیونی به تصمیم اخیر سازمان محیط زیست برای منع شکار برای ۵ سال واکنش نشان داد.

    به گزارش خبرآنلاین؛ روز گذشته احمدعلی کیخا، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست از تصمیم این سازمان برای منع شکار در ۵ سال آینده خبر داد. (اینجا و اینجا) او دلیل این تصمیم را روبه انقراض بودن ۷۴ گونه جانوری در ایران اعلام کرده است.

    امروز اما محمدعلی اینانلو، مستندساز و کارشناس محیط زیست و حیات وحش به این تصمیم واکنش نشان داد. البته در یک برنامه تلویزیونی. او همچنین خبری که چند روز پیش درباره یک چوپان و بخشیدن سه گوسفند به یک پلنگ و دو توله اش منتشر شده بود را غیرواقعی دانست.

    او سخنانش را دربرنامه صبح بخیر ایران چنین شروع کرد: من مرده شما زنده، ۵ سال دیگر درباره حرف های امروز من قضاوت کنید و بگویید فردی بود به اسم محمدعلی اینانلو که از چنبره هجوم های احساساتی جسته و اظهار عقیده می کند. ما در فضای صورتی رنگ کارتن‌های والت‌دیزنی زندگی نمی کنیم. طبیعت به همان اندازه که زیباست، به همان اندازه هم خشن است. مثل بامزی و خرس مهربان و پدر پسر شجاع نیست که ببر بیاید. ببر و پلنگ که هویج نمی خورد. در طبیعت روزی را شاهد نیستید که دندان های یک پلنگ، گلوی یک بره را ندرد. کسی که می خواهد بر طبیعت مدیریت کند، باید همه اینها را بداند تا بتواند مدیریت کند. با احساسات لطیف نمی شود مدیریت کرد.

    گوسفند بخشیدن به پلنگ، کار غلطی است

    اینانلو در ادامه گفت: هراز چندگاهی یک چیزی مد می شود. می دانید الان چی مد است؟  الان یکی یوزپلنگ مد شده، پورشه مد شده، چوپان مهربان مد شده. یک چوپان مهربان چند وقت پیش مد شده بود که گفتند ۴۰ گوسفند را دریده. حالا کاری نداریم به اینکه پلنگ عادت ندارد به ۴۰ تا گوسفند حمله کند.

    او گفت: یکی از خبرگزاری ها گزارش داده که یک پلنگ با دو تا توله نزدیک گله چوپان می شود و این چوپان مهربان، سه تا گوسفند به این پلنگ می دهد. یعنی اینها قشنگ نزدیک می شوند و این چوپان مهربان می گوید مادر پلنگ بیا جلو، آن میش قهوه ای برای تو. بچه پلنگ بیا جلو، آن ببعی سفیده مال تو. بچه دوم پلنگ هم می آید جلو و می گوید آن بره سیاه برای تو، بردار ببر! انگار که سبد کالا می دهد. چنین چیزی در طبیعت امکان ندارد. اگر چنین اتفاقی هم افتاده باشد‌، یک مادر می آید و یک پلنگ را با خودش می برد و با توله هایش می خورد.

    این مستندساز گفت: اگر چنین اتفاقی هم افتاده باشد، بسیار حرکت غلطی کرده آن چوپان و بسیار حرکت غلطی کردند آنهایی که این چوپان را تشویق کرده اند؛ پلنگ نزدیک گله شده، یعنی اتفاقی که نباید پیش بیاید. یعنی خرق عادت. اگر پلنگ نزدیک گله شده، صحیح ترین حرکت این بوده که چوپان که گویا مسلح هم بوده، تیراندازی هوایی می کرده. به اطراف پلنگ تیر می زده، پلنگ را می ترسانده و فراری می داده. چون پلنگ عادت می کند به این کار و دفعه بعد سراغ گله دیگری می رود. پلنگ باید بداند خطرناک است نزدیک شدن به انسان.

    او از رسانه ها خواست خبرهای این چنینی را با دقت و وسواس بیشتری منتشر کنند: چنین اتفاقاتی اگر نیفتاده است، باید رسانه ای ها بیشتر توجیه شوند. وگرنه می شود همان اتفاقی که روز گذشته در نشست خبری معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست افتاد؛ در آنجا برحسب عادت من را بی نصیب نگذاشتند از الطاف خودشان.

    اشاره اینانلو به سخنان تعدادی از خبرنگاران در نشست خبری معاون سازمان محیط زیست بود که خواستند سازمان محیط زیست درباره شایعه شکار غیرمجاز اینانلو و همچنین حواشی نقش بستن تصویر یوزپلنگ روی پیراهن تیم ملی در جام جهانی، موضع گیری کند.

    منع شکار، مدیریت نیست

    اینانلو که خود زمانی شکارچی بوده است، اما به موضوع دیگری که در نشست خبری روز حیات وحش مطرح شد، اشاره کرد و گفت: دراین جلسه گفته اند سازمان قصد دارد شکار را به مدت ۵سال ممنوع کند. حالا دوباره نیایند بگویند اینانلو می خواهد حیوان‌کشی را ترویج کند. من می‌گویم باید علمی حرف زد، علمی کارشناسی کرد و علمی مدیریت داشت. تعطیل کردن کار راحتی است. سازمان محیط زیست باید مدیریت کند. جایگاه سازمان محیط زیست با جایگاه انجمن حمایت از حیوانات اشتباه شده. حمایت از حیوانات در هر مملکتی هم هست. نظرشان درست. اما سازمان محیط زیست علاوه بر حفاظت و حراست، وظایف دیگری هم دارد. آن هم مدیریت است. یعنی باید حفاظت کند برای بهره برداری. حفاظت کند برای هدفی. نه اینکه فقط برای اینکه حیوان کشته نشود. حیوان کشته می شود، سازمان محیط زیست چه بخواهد چه نخواهد. سازمان محیط زیست باید مدیریت کند.

    او گفت: می دانید در سال چند حیوان حلال گوشت چهارپا کشته می شود؟ غیرقابل باور است؛ بالای ۱۰۰ هزار راس در سال کشته می شود. هرکسی مخالف است بیاید و خلافش را ثابت کند. آمار هست در سازمان محیط زیست که ۱۰ سال پیش ۱۱۶ هزار شکار چهارپا (قوچ و میش، کل و بز و گوزن و آهو) وجود داشته، الان هم ۱۱۶ هزارتاست.

    اینانلو گفت: من با عدد و رقم ثابت می کنم ۱۱۶ هزار تا در هرسال اگر ۴۰ درصد زاد و ولد داشته باشد، در ۱۰ سال می شود دو میلیون و ۸۰۰ هزارتا. یعنی در ۱۰ سال گذشته حدود دو میلیون و ۷۰۰ هزار حیوان چهارپای حلال گوشت در ایران کشته شده. اما چقدر پروانه شکار داده اند؟ سالی ۴۰۰ تا. یعنی ۴هزار جواز در ۱۰ سال و فقط همین تعداد مجاز کشه شده اند. بقیه غیرمجاز بوده. می دانید چه کسی این شکار غیرمجاز را زده؟ آن کسی که خانه اش در کوه است. تفنگش را هم مخفی کرده. و مانند اینها. با تعطیلی شکار بخشی از همان تعداد شکارچی مجاز هم می رود متخلف می شود.

    به عقیده اینانلو، ممنوع کردن ها راه مقابله با انقراض حیوانات نیست: البته بگویم در ۱۰ سال که دو میلیون و ۸۰۰ هزار تا حیوان باقی نمی ماند به هر حال، چون طبیعت جمعیت را کنترل می کند. همان اتفاقی که چند سال پیش در سیاه کوه به مرگ دسته جمعی دچار شدند. این خلاف موازین طبیعت است.  اما سازمان محیط زیست با این قدغن کردن فقط شکار مجاز را تعطیل می کند. وگرنه که بقیه همینطوری ممنوع هستند. چه چیزی را می خواهد سازمان ممنوع کند؟ ممنوعیت، مدیریت نیست. حفاظت هدف دار مدیریت است.

    او در پایان چنین پیشنهاد داد: سازمان محیط زیست به جای اینکه برود بالا، تهدید کند و بگیر و ببند کند، بیاید پایین، حرف بزند با شکارچی ها. حرف بلدند و حرف دارند برای زدن. با شکارچی باید رفیق شد. مدیریت سازمان محیط زیست فقط با تهدید و بگیر و ببند و با کارهای غیرکارشناسی پیش می رود. به همین دلیل است که مجلس دو تا طرح داده؛ یکی انحلال سازمان حفاظت محیط زیست و دیگری تحقیق و تفحص از این سازمان. انحلال فوق العاده کار خطرناکی است. من از دوستان مجلس درخواست می کنم امضاهای این طرح را پس بگیرند. چون بودن همین سازمان نصفه و نیمه هم بهتر از نبودنش است. اما تحقیق و تفحص کار خوبی است.

    __________________________

    ناصر کرمی هم تایید کرد اینانلو دروغ گفته است!

    اپورتونیست‌های زیست محیطی و شنگول و منگول وارونه!/ ادامه عکس العمل ها به دروغ گویی های شکارچی پیر

    باز هم خداوند این کشور را از دروغ و خشکسالی دور نگه دارد!/ در ادامه دروغ گویی های شکارچی پیر

    خوش خدمتی مجری نچسب «ورزش و مردم» به دروغگویی اینانلو/ مزاح کودکانه شفیع و اینانلو با «یوزپلنگ پلو»!

    آرش نورآقایی: آرام شویم!

    چقدر تو بزرگواری مَرد!/ خداحافظی ایده پرداز اصلی درج نشان یوز بر پیراهن تیم ملی بعد از دروغ شکارچی

    دروغ رسمی شکارچی پیر در برنامه فوتبالی ۹۰/ سوء استفاده علنی از نا آگاهی هوامل برنامه ۹۰

    سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! + اسناد

    شکارچی پیر به وقت عذرخواهی نیز پر مدعاست!

    حساسیت شکارچی خون ریز به بوی خون!/ پرده برداری شکارچی پیر از خوی ددمنشانه کشتن برای انتقام

    پاسخ دکتر فاضل به گستاخی های شکارچی پیر/ دشنه شکارچی و مدرسه دخترانه من!

    پاسخ گستاخانه شکارچی پیر به دکتر فاضل/ ما داریم اخته می‌شویم!

    خودبزرگ بینی شکارچی پیر با بیان نمایشی اقدامات خیر احتمالی/ استفاده از کارهای خیر به عنوان چماق!

    دلبری یک کارشناس از مرد سبیل کلفت و خشن!

    شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

    می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

    دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

     آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

    اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

  • ناصر کرمی هم تایید کرد اینانلو دروغ گفته است!

    Animal-Rights-Watch-ARW-7162

    دیده بان حقوق حیوانات: دکتر ناصر کرمی، فعال محیط زیست که پیشتر در ماجرای دروغ شاخدار اینانلو در برنامه نود از او یاد کرده بودیم، در مطلبی که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده، ضمن انتقاد به بسیاری از مسائل روزهای اخیر، از سخنان اینانلو در برنامه نود شگفت شده شده و به نوعی بر دروغگویی وی مهر تایید زده است؛ هرچند به نظر می‌رسد که گلایه هایی بسیار جدی تر از این ماجرا ذهن وی را به خود مشغول کرده است:

    1- اینجا در حوالی قطب شمال، از در و دیوار، شبکه های اجتماعی و غیر اجتماعی، تلفن و فکس و تلگرام و تلفنگرام، فیسبوک و ویچت و واتساپ و جیمیل و ربتال و هزار کوفت و زهرمار دیگر ملت ریخته اند سر من که چرا در باره این ماجرای یوز و نود و نورآقایی و اینانلو چیزی نمی گویی؟ واقعا چرا من حتما باید در این باره حرفی بزنم؟

    2- آرش نورآقایی و محمدعلی اینانلو هر دو از دوستان و رفقای قدیمی و بسیار عزیز من هستند. آرش کسی بوده که اولا خیلی به گردشگری این مملکت خدمت کرده، شغل راهنمایی تور را به جایگاه مناسبش رسانده و کمتر کسی می داند که او نویسنده خوبی هم هست و محقق سختکوشی در حوزه میراث معنوی و چندین کتاب خواندنی در این حوزه دارد. اینانلو هم که از کفر ابلیس مشهورتر است. اغلب مردم ایران محیط زیست و طرفداری از محیط زیست را با او آموخته اند. من هم دیشب برنامه نود را دیدم. و واقعا از حرف اینانلو تعجب کردم. لابد باید از او پرسید بر چه مبنایی چنین گفت. به هر حال شکی نیست که اصل ایده از آرش بود و در برنشاندن آن محمد درویش و هومن جوکار بیش از بقیه نقش داشتند.

    3- دوستی دارم اهل لطف و عبادت، می شناسیدش اما زبان سرخ و لحن خشمناکش احتمالا خیلی از شما را هم رنجانده است. بارها به من گفته اینقدر به این طرفداران محیط زیست دل نبند، فضایشان بیشتر از اینکه جدی و اثرگذار باشد خاله زنک است و سطحی. البته من با این دوست رابطه ام را محدود کرده ام چون همه طرفداران محیط زیست را صمیمانه دوست دارم.

    4- در این ماجرا فهمیدم چقدر نویسنده زیست محیطی زیاد داریم. چند ماه است هشدار میدهم هیولای خشکسالی به زودی ما را خواهد بلعید کسی یک سطر مطلب ننوشته، اما در بیست و چهار ساعت گذشته هشتاد هزار نفر علیه اینانلو یادداشت نوشته اند. آفرین، مرحبا، خسته نباشید.

    5- عکس یوز رفت روی پیراهن تیم ملی. بعدش چی؟ این یک تبلیغ دولتی است یا مردمی؟ آنجا توی برزیل این را القا خواهد کرد که مسئله یوز برای دولت ایران خیلی جدی است یا برعکس آن؟ در این ماجرا آیا کسانی اشتباها کولی مفت نداده اند؟ جنین تبلیغ مفتی برای دولتی که در سی سال نود درصد حیات وحش یک کشور را به باد فنا داده اسمش جیست؟ خیلی خودم را کنترل می کنم که در این باره بیشتر حرف نزنم.

    6- این بود مطلب من در باره نورآقایی و اینانلو. دست از سر من بر می دارید حالا؟

    منبع: تابناک

    _______________________

    اپورتونیست‌های زیست محیطی و شنگول و منگول وارونه!/ ادامه عکس العمل ها به دروغ گویی های شکارچی پیر

    باز هم خداوند این کشور را از دروغ و خشکسالی دور نگه دارد!/ در ادامه دروغ گویی های شکارچی پیر

    خوش خدمتی مجری نچسب «ورزش و مردم» به دروغگویی اینانلو/ مزاح کودکانه شفیع و اینانلو با «یوزپلنگ پلو»!

    آرش نورآقایی: آرام شویم!

    چقدر تو بزرگواری مَرد!/ خداحافظی ایده پرداز اصلی درج نشان یوز بر پیراهن تیم ملی بعد از دروغ شکارچی

    دروغ رسمی شکارچی پیر در برنامه فوتبالی ۹۰/ سوء استفاده علنی از نا آگاهی هوامل برنامه ۹۰

    سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! + اسناد

    شکارچی پیر به وقت عذرخواهی نیز پر مدعاست!

    حساسیت شکارچی خون ریز به بوی خون!/ پرده برداری شکارچی پیر از خوی ددمنشانه کشتن برای انتقام

    پاسخ دکتر فاضل به گستاخی های شکارچی پیر/ دشنه شکارچی و مدرسه دخترانه من!

    پاسخ گستاخانه شکارچی پیر به دکتر فاضل/ ما داریم اخته می‌شویم!

    خودبزرگ بینی شکارچی پیر با بیان نمایشی اقدامات خیر احتمالی/ استفاده از کارهای خیر به عنوان چماق!

    دلبری یک کارشناس از مرد سبیل کلفت و خشن!

    شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

    می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

    دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

     آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

    اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

     

  • باز هم خداوند این کشور را از دروغ و خشکسالی دور نگه دارد!/ در ادامه دروغ گویی های شکارچی پیر

    http://arw.ir/wp-content/uploads/2014/02/Animal-Rights-Watch-ARW-7162.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: “خداوند این سرزمین را از سپاه دشمن، دروغ وخشکسالی دور نگاه دارد”

    این جمله ای است بسیار آشنا و دلنشین برای ایرانیان. نیایش داریوش بزرگ هخامنشی. او این نیایش آرمانی رابرای نیک روزی مردمان و میهنش ایران زمین بیان داشته است.

    شاید اگر داریوش شاه اکنون زنده بود واژه سپاه دشمن را در این نیایش دیگر به کار نمی برد، چون تجربه هشت سال جنگ تحمیلی ایران به تمام کشورهای عربی و متحدان غربی و شرقی و پایور این جنگ یعنی صدام حسین و ارتش بعثی، تا سالیان سال این کشور را ازگزند اندیشه تجاوز به این سرزمین تا حدود زیادی دور کرده است.

    اما دروغ و خشکسالی همچنان کشور ما را تهدید می‌کند. همچنان ملت ما شاهد نابسامانی‌ها و هزینه‌های گزافی بابت دروغ و دروغگویان منفعت طلب هستند و همچنان خشکسالی و سوء مدیریت کاربدستان این مرز و بوم سایه خشکسالی را با همه‌ی مهربانی‌های طبیعت دست و دلباز این سرزمین بر سرمان نگه داشته است.

    چند روزی است که تقریبا همه‌ی سرزمین ایران شاهد بارش برف است؛ برفی که بعد از سالها خشکسالی شاید بتواند اندکی از دردهای این سرزمین تفت دیده را التیام بخشد، البته اگر این نعمت را مدیران ناکاربلد ما به باد ندهند.

    استان های شمالی کشور با دو روز بارش مداوم برف درگیر بحران شده‌اند و مردمان این خطه برای تامین مایحتاج روزانه خود هم با مشکل روبرواند. در پایتخت شهرداری و راهداری مهرورزی(!) کرده و به اصلاح خواسته تا گذر گاه های عمومی را باز نگه دارد و مردم دچار مشکل نشوند. خب کار پسندیده و درستی است اما در این کار پسندیده و درست یک اشتباه جبران ناپذیر مدیران مرتکب شده اند: در شرایطی که در کل سال پایتخت ایران فقط چند روز هوای سالم دارد و انواع و اقسام آلودگی ها فضای پایتخت را مسموم کرده، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد شوره زار کردن شهر؟

    شهرداری و راهداری شوربختانه در نهایت بد سلیقگی و نا کاربلدی و بی توجهی به زیست بوم، در دوران نانو تکنولوژی هنوز هم همانند شصت سال پیش می‌خواهند با پاشیدن نمک گذرگاه‌های عمومی را باز نگه دارند که جای تاسف دارد. نگاهی به سطح کوچه ها و خیابان ها و بزرگ راه ها کافی‌ست تا به عق فاجعه پی ببرید؛ حتی خودروها هم به علت نمک‌های موجود شبیه ماشین نمکی شده‌اند.

    با این شرایط تا یکی دو سال دیگر باید با بحران شوره زار شدن شهرهایمان هم مواجه شویم و شاید دیگر علف هرز هم در این کشور رشد نکند.

    ذهنم درگیر این فاجعه نا کار بلدی مدیران بود که خواندم آقای محمد علی خان اینانلو باز هم دسته گل به آب داده‌اند و این بار برای تطهیر چهره مخدوش خویش در زمینه دوستدار محیط زیست بودن، مرتکب بیان یک دروغ بی نهایت بزرگ شده‌اند. به یاد داریم که چندی پیش خبری مطرح شد مبنی بر دستگیری برادر ایشان به دلیل شکار سه قوچ یک ساله که ایشان به جای عذرخواهی از ملت ایران و تقبیح عمل زشت بردارشان به صحرای کربلا زد و داستانهای دیگر که بی گمان بسیاری دلسوزان و دوستدارن محیط زیست در جریان هستند.

    خوشبختانه به دلیل تلاش‌های کنشگران و دوستدارن زیست محیطی راستین سر انجام یوزپلنگ ایرانی به عنوان نماد زیست محیط ایران و به عنوان گونه در حال انقراض، بر روی لباس فوتبالیست های تیم ملی در جام جهانی قرار شد نقش ببندد. ایده پرداز نخست این  اندیشه هم آرش نورآقایی و محمد درویش دو تن از فعالان زیست محیطی بوده‌اند که باید به دلیل این ایده میهنی در سطح ملی از آنان سپاسگذاری شود.

    اما نکته تلخ ماجرا آنجاست که در برنامه این هفته نود، آقای محمد علی خان اینانلو به نگاه و در نهایت ناباوری در این برنامه به دروغ خود را مطرح کننده این ایده معرفی می‌کند. همگان آگاه هستند که برنامه نود یکی از پر ببینده ترین برنامه های صدا و سیمای کم فروغ ایران است، تا جایی که هزینه یک ثانیه آگهی در این برنامه سر به میلیونها تومن می‌زند. اما چه دلیلی داشت که محمد علی اینانلو در این برنامه مرتکب بیان چنین دروغ زشت و بزرگی شود؟

    پرسش های بسیاری ذهن هر مخاطبی را در این خصوص درگیر می‌کند اما هر چه که باشد یک واقیعت نهفته در بیان این دروغ است و آن اینکه ایشان تلاش داشته تا به نوعی با این دروغ پردازی اندکی از اتهام های خود مبنی بر سوء استفاده از زیست محیط ایران بکاهد.

    شاید بسیاری از گذشته این شکارچی کهنه کارو پارینه سنگی داستان ما و شکارهای ویژه او برای قدرتمداران آگاهی نداشته باشند اما بی گمان در صورت ادامه چنین زشت کرداری از سوی او منجر به این مهم خواهد شد که پرده ها یک بار برای همیشه فرو افتاده تا ملت خود به داوری بنشینند.

    صدا و سیما که همکاری یا ورود به مجموعه این سازمان برای هر کاری به مراتب دشوارتراز ورود به یک سازمان امنیتی است این روزها مبدل به تریبون این شخص شده است. اینکه اینانلو ازچه حمایت کلانی و رانت ویژه‌ای برخوردار است که اینگونه با ثروت این ملت تیشه به ریشه آنان می‌زند نیز حتما روزی مشخص خواهد شد اما جبران چنین خسارت بزرگی به داشته های سرزمینی ایرانیان را چه کسی بر عهده خواهد گرفت؟

    چگونه می شود که آقای عادل فردوسی پور که سایز گالش نه نه بزرگ تمام فوتبالیست های جهان حتی بورکینا فاسو را دارد، نسبت به این مهم آگاهی نداشته است که ایده پرداز چنین طرحی نه محمد علی خان اینانلو، بلکه عزیزان کوشای زیست محیطی دیگر بوده‌اند؟

    گویا آفت‌های این فوتبال مافیا زده و ثروت به باده ده بدرد نخور ایران، اینک گریبان زیست محیط را هم گرفته است که اینچنین فردی با اعتباری مخدوش و با زدوبند و رانت رسانه‌ ای برای پاکسازی چهره‌اش در خصوص جنایت های زیست محیطی از تریبون یک برنامه پر بیننده فوتبالی استفاده می‌کند.

    ناگفته پیداست تا زمانی که چنین رانت‌های گسترده‌ای برای ویژه خواران وجود دارد باید منتظر پیامدهای فاجعه بار این‌چنینی بود اما بر همه‌ی باشندگان این سرزمین است که در برابر چنین رفتارهایی سکوت نکرده و برای رسیدن به حقوق خویش با تمام توان وارد میدان شوند.

    در پایان نیز پیشنهاد می‌کنم که دوستدارن راستین محیط زیست کمپینی در خصوص اعتراض به این دروغ پردازی آقای محمد علی خان اینانلو و همچنین برنامه نود و صدا و سیما برای در اختیار قرار دادن تریبون رسانه‌ای -که باید در راستای منافع ملت باشد،- تشکیل داده تا که شاید دیگران به خود جسارت چنین گستاخی‌هایی و به هیچ انگاشتن شعور ملت ندهند؛ باشد که خداوند این سرزمین را از دروغ و خشکسالی دور نگاه دارد.

    ______________________________

    خوش خدمتی مجری نچسب «ورزش و مردم» به دروغگویی اینانلو/ مزاح کودکانه شفیع و اینانلو با «یوزپلنگ پلو»!

    آرش نورآقایی: آرام شویم!

    چقدر تو بزرگواری مَرد!/ خداحافظی ایده پرداز اصلی درج نشان یوز بر پیراهن تیم ملی بعد از دروغ شکارچی

    دروغ رسمی شکارچی پیر در برنامه فوتبالی ۹۰/ سوء استفاده علنی از نا آگاهی هوامل برنامه ۹۰

    سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! + اسناد

    شکارچی پیر به وقت عذرخواهی نیز پر مدعاست!

    حساسیت شکارچی خون ریز به بوی خون!/ پرده برداری شکارچی پیر از خوی ددمنشانه کشتن برای انتقام

    پاسخ دکتر فاضل به گستاخی های شکارچی پیر/ دشنه شکارچی و مدرسه دخترانه من!

    پاسخ گستاخانه شکارچی پیر به دکتر فاضل/ ما داریم اخته می‌شویم!

    خودبزرگ بینی شکارچی پیر با بیان نمایشی اقدامات خیر احتمالی/ استفاده از کارهای خیر به عنوان چماق!

    دلبری یک کارشناس از مرد سبیل کلفت و خشن!

    شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

    می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

    دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

     آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

    اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

  • سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! + اسناد

    سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! + اسناد

    دیده بان حقوق حیوانات: شاید ایراد از فردوسی پور هم باشد؛ مجری توانمندی که سعی می‌کند از ریزترین مسائل پیرامون فوتبال آگاهی یافته و به بهانه فوتبال، گاه سوژه های اجتماعی، محرومیت ها، معضلات و… را هم به نوعی ظریف پیگیری می‌کند تا به حق یکی از موفق ترین چهره‌های تلویزیونی کشور در سالهای گذشته لقب بگیرد اما گویا درج تصویر یوز برایش جذابیت نداشته که فرصتی به مطالعه پیرامون آن اختصاص نداده تا دست کم بتواند دروغ آشکار مهمان تلفن برنامه‌اش را برملا کند.

    به گزارش «تابناک»، برای نخستین بار در دنیای فوتبال قرار است یک تیم با پیراهنی منقش به تصویر یک گونه در خطر انقراض در جام جهانی به میدان برود؛ این اتفاق مهم موجب شد که برنامه پر بیننده نود به سراغ حیات وحش رفته و گفت‌وگویی تلفنی داشته باشد با «محمدعلی اینانلو»؛ همان مجری نام آشنای صداوسیما و شبکه شیک جام جم که برای فارسی زبانان ایران و جهان از محیط زیست ایران می‌گوید اما به تازگی آشکار شده که چندان دوست دار محیط زیست نیست!

    Animal-Rights-Watch-ARW-7162

    شکارچی کهنه کار که پس از دستگیری ماه گذشته برادرش به جرم شکار غیرقانونی، همه عالم و آدم را مقصر خوانده بود الا برادرش، به عنوان «کارشناس محیط زیست» روی خط برنامه زنده آمد و در بی اطلاعی مجری و عوامل برنامه نود، ادعایی مطرح کرد که همه را انگشت به دهن گذاشت؛ «ایده اولیه این ماجرا به من اختصاص داشت ولی طرحی که سرانجام روی پیراهن تیم ملی رفت، با آنچه انتظار داشتیم متفاوت است.» دروغی آشکار و شاخدار که به راحتی قبل اثبات است.

    اگر خبرنگاران و اصحاب رسانه به کمک مقاله محمد درویش، فعال نام آشنای محیط زیست از این پیشنهاد آگاه شده (اصل مقاله را اینجا بخوانید) و همه به نیکی می‌دانند که درویش در همان مقاله صاحب این ایده را «آرش نورآقایی»، از پیشکسوتان و فعالان حوزه‌ میراث فرهنگی و بوم‌گردی کشور معرفی کرده است، حالا که این ایده اجرایی شده و جای خوشحالی دارد، بینندگان نود به واسطه سخنان کذب اینانلو فرض متفاوتی در ذهنشان شکل گرفت.

    ماجرا زمانی جالب تر می‌شود که بدانیم نورآقایی، ایده پرداز اصلی ماجرا حدود شش ماه پیش در سایت شخصی خود، ضمن توضیح ایده‌اش برای ویرایش و بهره برداری، از دو تن به عنوان افرادی که ایده را با ایشان در میان نهاده نام برده است؛ دکتر ناصر کرمی و محمد درویش نه اینانلویی که همه را محکوم به بی اخلاقی می‌کند اما از فرصت به دست آورده در برنامه نود برای زدودن زشتی های منتسب به خود بهره گرفته و در این راه از دروغگویی نیز ابایی ندارد.

    نظرات درج شده ذیل پست «امیدوارم اجرایی باشد» هم جالب توجه است؛ دوست داران محیط زیست هر یک راهی برای حمایت از این ایده معرفی کرده‌ و آنچنان یکپارچه نشان داده‌اند که می‌تواند چرایی وقوع این اتفاق مبارک در بلبشوی مدیریتی کشورمان را دریافت اما جالب اینجاست که یکی تهیه تصاویر را عهده دار شده، دیگری ماجرا را به دیگر فعالان محیط زیستی و به ویژه خبرنگاران این حوزه اطلاع داده و خلاصه از هر دری سخن گفته شده و از بسیاری یاد شده الا اینانلو!

    البته این گونه هم نبوده که اینانلو بی اطلاع از ماجرا باشد بلکه ایده پرداز اصلی ماجرا در پست بعدی خود از کسانی که ایده‌اش را پیگیری کرده‌اند، صمیمانه قدر دانی کرده و از اینانلو هم نام برده است؛ بی اطلاع از اینکه ممکن است روزی همین فرد نام همه را زیر سبیلی رد کرده و خودش را عامل دست یابی به موفقیت بزرگ حاصل شده بنامد!

    چگونه‌اش را نمی‌دانیم ولی اینانلو از ماجرا آگاهی یافت و به عنوان چهره‌ای رسانه‌ای و احتمالا صاحب نفوذ در سازمان عریض و طویل صداوسیما، چندین هفته بعد و زمانی که حتی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال درباره این ایده اظهار نظر کرده بود، در یک برنامه رادیویی (اینجا بشنوید و از اینجا دانلود کنید) از ایده مطرح شده استقبال کرد تا نامش به این طرح سنجاق شود.

    خوب که به گفت‌وگوی رادیویی آن روز دقیق شویم، درخواهیم یافت از همان زمان نیت اینانلو از ورود به ماجرا قابل حدس می‌نمود و احتمالا به همین دلیل سخنان اینانلو سخنان خود را با «از این پیشنهاد استقبال می کنم…» شروع کرد تا به «ما اگر پیشنهاد بدهیم که در جام جهانی، یوزپلنگ به عنوان نماد ایران باشد، به جاست»!

    سقوط آزاد «محمدعلی اینانلو» با دروغ شاخدار در برنامه نود! +اسناد

    همه ابهامات مجابمان کرد تا با نور آقایی هم کلام شده و از او بپرسیم نظرش راجع به ادعای اینانلو چیست؟ اما انتظار نداشتیم که این پاسخ را از ایده پرداز درج تصویر یوز روی پیراهن ملی پوشان بشنویم: «تمایل ندارم در این باره صحبت کنم. برای من اصل موضوع مهم است که خوش بختانه موفقیت آمیز بود و سنت فیفا را شکست؛ اینکه بعد چه شد و چه کسی بهره برد و چه کسی نه، مهم نیست. تا همین لحظه موفقیت های بزرگی به دست آمده که  بهتر است به آنها بپردازیم.»

    با این تفاسیر به نظر راحت تر از قبل می‌توان قضاوت کرد که چه کسی چسبیده محیط زیست و یوز ایرانی ست و چه کسی قصد دارد با پز محیط زیست دوستی، حتی از نمد ورود یوز به زمین فوتبال برای خود کلاه بسازد!

    ____________________________

    چقدر تو بزرگواری مَرد!/ خداحافظی ایده پرداز اصلی درج نشان یوز بر پیراهن تیم ملی بعد از دروغ شکارچی

    دروغ رسمی شکارچی پیر در برنامه فوتبالی ۹۰/ سوء استفاده علنی از نا آگاهی عوامل برنامه ۹۰

    شکارچی پیر به وقت عذرخواهی نیز پر مدعاست!

    حساسیت شکارچی خون ریز به بوی خون!/ پرده برداری شکارچی پیر از خوی ددمنشانه کشتن برای انتقام

    پاسخ دکتر فاضل به گستاخی های شکارچی پیر/ دشنه شکارچی و مدرسه دخترانه من!

    پاسخ گستاخانه شکارچی پیر به دکتر فاضل/ ما داریم اخته می‌شویم!

    خودبزرگ بینی شکارچی پیر با بیان نمایشی اقدامات خیر احتمالی/ استفاده از کارهای خیر به عنوان چماق!

    دلبری یک کارشناس از مرد سبیل کلفت و خشن!

    شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

    می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

    دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

     آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

    اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

  • چقدر تو بزرگواری مَرد!/ خداحافظی ایده پرداز اصلی درج نشان یوز بر پیراهن تیم ملی بعد از دروغ شکارچی

    چقدر تو بزرگواری مَرد!/ خداحافظی ایده پرداز اصلی درج نشان یوز بر پیراهن تیم ملی بعد از دروغ شکارچی

    Animal-Rights-Watch-ARW-7158

    دیده بان حقوق حیوانات/ آرش نورآقایی*: قبل از هر چیز عرض کنم که این آخرین نوشته بنده در رابطه با پروژه “حضور یوزپلنگ آسیایی در جام جهانی” است و رسما از این داستان خداحافظی می کنم. هرجور حساب می کنم می بینم که دیگر ارزشش را ندارد.

    به نظرم از اینجا به بعد اگر تصمیم گیری در رابطه با این پروژه در دست متخصصان محیط زیست باشد بهتر است. اگر این پروژه دستاوردی داشته، تقدیم به ایران و ایرانی و اگر اشتباه کردیم، رسما عذرخواهی می کنم.

    اما می ماند ابراز ارادتمندی بنده به یک مرد بزرگ!

    می خواهم بگویم واقعا مرد بزرگی هستید! زنده باد شما!

    فقط نمی دانم چرا،

    وقتی که در یکی از جلسات ماهیانه باشگاه هنر و طبیعت، از زبان “محمد درویش” و “هومن جوکار” گفته شد که اصل ایده از کجاست، چیزی را که امشب در برنامه نود گفتید، آن روز نگفتید؟ چرا وقتی من به “محمد درویش” گل اهدا می کردم، نگفتید آنچه را که امشب گفتید؟ چرا وقتی خودتان در محفل خودتان سخنرانی کردید، نگفتید که این ایده از شما بوده و نباید به اسم آرش نورآقایی تمام شود؟

    فقط نمی دانم  چرا،

    وقتی هومن جوکار در برنامه ۱/۶۱۸ می خواسته بگوید که اصل این ایده کجاست، به او گفتید لزومی ندارد که عنوان شود؟

    فقط نمی دانم چرا،

    در جلسات کارگروه که جمعا سه مرتبه در آن شرکت کردید، هر وقت که از بنده به عنوان ایده پرداز این جریان حرف زده می شد، موضوعی را که امشب در برنامه نود گفتید، نگفتید؟

    فقط نمی دانم چرا،

    این همه مدت که “محمد درویش” در مورد کل قضییه مطلب نوشته و هر مرتبه هم اسم بنده را عنوان می کرده، هیچ نگفتید؟

    فقط نمی دانم چرا،

    در روزنامه گُل که در تاریخ شنبه ۵ دی منتشر شده، چنین مصاحبه ای کردید؟

    سوال خبرنگار: این داستان قرار گرفتن تصویر پوزپلنگ ایرانی به عنوان نماد ایرانی روی پیراهن تیم ملی­پوشان در جام جهانی برزیل از کجا پیدا شد؟

    جواب شما: این برنامه کار یا پیشنهاد یک یا دو نفر نیست. یک کارگروه مرکب از افرادی از محیط زیست، فعالان محیط زیست، فدراسیون فوتبال و سازمان میراث فرهنگی به دنبال این برنامه بودند.

    (عین جملات منتشر شده در روزنامه گُل را اینجا نوشته ام)

    راستی چرا در جواب این خبرنگار نگفتید آنچه را که امشب در برنامه نود گفتید؟ چرا نگفتید که شما اولین نفر بودید و به صورت اتفاقی آرش نورآقایی دو روز بعد از شما این پیشنهاد را مطرح کرده؟ واقعا چرا نگفتید؟ واقعا چرا آنقدر صبر کردید تا طرح بر روی پیراهن ظاهر شود و بعد حقیقت را افشا کنید؟

    من از شما عذرخواهی می کنم که هستم! ببخشید واقعا!

    پی نوشت:

    ۱- وقتی خواستم در وادی فرهنگ کار کنم و برای دکتر “منوچهر ستوده” مراسم برگزار کنم، یکی آمد و به استاد ستوده گفت که نورآقایی دارد از اسم تو سوء استفاده می کند و به نام تو از مردم پول می گیرد.

    او که این را به ستوده گفت، با بنده دوست بود.

    ۲- وقتی خواستم در عرصه گردشگری کار کنم، یکی در کلاس های گردشگری که خودش و بنده درس می دادیم بنده را بی سواد خواند و نظر هنرجویان را نسبت به بنده منفی کرد.

    او که این را در کلاس گفت، با بنده دوست بود.

    ۳- وقتی خواستم در عرصه محیط زیست کار کنم، …

    ۴- می خواهم بگویم اگر همه چیز را رها کنم و بروم یک گوشه دور برای خودم بیل بزنم، آیا کسی هست که من ممکن است مزاحمش بشوم؟

    * آرش نورآقایی | سایت شخصی

    ______________________

    دروغ رسمی شکارچی پیر در برنامه فوتبالی ۹۰/ سوء استفاده علنی از نا آگاهی هوامل برنامه ۹۰

  • از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    Animal-Rights-Watch-ARW-7116

    دیده بان حقوق حیوانات: «بیش از ده سال است که دیگر شکار بزرگ نکرده‌ام و شکار پرنده را هم سه سالی می‌شود ‌کنار گذاشته‌ام؛ من از شکار اشباع شده‌ام و در همین حال اتفاقاتی هم افتاد که نگاهم را به شکار عوض کرد‌»؛ این‌ها بخشی از گفت‌وگوی تفصیلی محمدعلی اینانلو، چهره سر‌شناس تلویزیونی با روزنامه اعتماد در واپسین روزهای آذرماه سال ۸۶ است؛ گفت‌وگویی که هرچند شش سال پیش انجام شده، امروز به دلیل وقوع یک رویداد پیرامون این فرد، معنایی فرا‌تر از اظهار‌نظر ساده پیدا کرده است.

    به گزارش «تابناک»، در روزهای گذشته، خبری منتشر شد که برای دوستداران محیط زیست، حکم شوکی بزرگ را داشت؛ خبری که یکی دو هفته از وقوع آن می‌گذشت و به دستگیری شکارچیان غیرمجازی اشاره داشت که در منطقه شکار ممنوع تپال، یک رأس قوچ وحشی سه ساله را شکار کرده بودند، اما این تنها نیمه آشکار ماجرا بود و تلخی داستان به نیمه پنهان خبر بر‌می‌گشت که حکایت از آن داشت ‌در بین سه ‌دستگیر شده، نامی آشنا به چشم می‌خورد.

    نامِ آشنا ناگفته بود تا هنگامی که خبر تکذیب حضور چهره تلویزیونی روی خروجی پرتال محیط زیست قرار گرفت و معلوم شد ‌شکارچی غیرمجاز، «الف»، اصلا فرد نام آشنا نبوده بلکه این خطا از برادر وی سرزده است. هرچند خبر رسید که «الف» ِ معروف نیز همزمان در سمنان بود است.

    باز هم حروف الفبا داشتند جور شخصیت‌های حقیقی را می‌کشیدند که خبر رسید، الف‌‌ همان «اینانلو»‌ست؛ اینانلویی که چه ما و شما و چه حتی ایرانیان خارج نشین به محیط‌ زیست دوستی و برنامه‌های طبیعت‌گردی و شکار مخلوقات زیبای خداوند با دوربین می‌شناختندش، ولی اکنون جنبه دیگری از او برایمان آشکار می‌شد. البته خطا را برادرش کرده بود، ولی شاید برخی پیش خود گمان کردند مگر می‌شود هر دو در سمنان باشند و برادرش بخواهد شکار را پخته و میل کند و…؟!

    برخی حرفشان را خوردند و عده‌‌ای گفتند که احتمالا اینانلوی مشهور هم مقصر و یا دست کم آگاه به ماجرا بوده است. گویا واکنش‌ها زیاد‌تر می‌شده که مسئولان تصمیم گرفتند بار دیگر دستگیری اینانلوی مشهور را تکذیب ‌و تأکید کنند که برادر وی شکار غیرمجاز انجام داده است. البته خود آقای مجری هم واکنش نشان داد و نه تنها حضور خود در شکار غیرمجاز و دستگیری را تکذیب کرد، بلکه تأکید داشت که در آن زمان در سمنان نبوده است.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7117 

    تصویر قوچ شکار شده، محیط بانانی که شکارچیان غیرمجاز را دستگیر کرده‌اند و تفنگی که به نام اینانلو بوده و با آن شکار صورت گرفته است (عکس: دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران)

    پیگیری خبر ما را به این اطمینان رساند که شکار صورت گرفته را نمی‌توان به محمدعلی اینانلو مرتبط دانست و البته شاخ و بال‌هایی که ماجرا یافته نیز درست نبوده است.‌‌ همان گونه که خاتمی، رئیس سازمان محیط زیست شاهرود به یک خبرگزاری گفت و تأکید کرد که شکرالله اینانلو به جرم کشتن یک رأس قوچ سه ساله (و نه سه رأس قوچ یک ساله) دستگیر شده بوده که او هم شکار را گردن نگرفته و گفته که سرایدارش تفنگ را بی‌اجازه برداشته و با آن شکار کرده است.

    آن گونه که خاتمی گفته، برادر مجری معروف مدعی شده که برای پس گرفتن تفنگ به شکارگاه (همان جایی که بقیه به نام منطقه شکار ممنوع می‌شناسندش و حفاظت شده است، ولی برای شکارچیان لابد «شکارگاه» نام دارد!) رفته بوده که دستگیر شده است؛ ادعایی که شکرالیه داشته و سرایدار هم بر آن صحه گذارده تا قاضی هم مجاب شود که درست است و ما نیز نمی‌توانیم بر آن شبهه وارد کنیم، ولی برخی ظاهرا از آن قانع نشده‌اند.

    همه چیز به برائت برادر اینانلو می‌رسد، الا تفنگی که جوازش به نام اوست و البته مجوز شکار پرندگان که آن هم به نام شکرالله اینانلو صادر شده است؛ از اینجای ماجرا بار دیگر پای نام محمد علی، اینانلوی مشهور به نوعی دیگر به ماجرا باز می‌شود!

    اینانلو در گفت‌وگو با شرق در پاسخ به اینکه آیا ممکن است راویان خبر چهره شما را با برادرتان که در این موضوع نقش داشته است، اشتباه گرفته باشند، گفت: من و برادرم اصلا شباهتی ‌نداریم؛ نه به‌ لحاظ چهره و نه ‌قد و هیکل. من سبیل دارم و برادرم بدون سبیل است، قد من ۱۹۰ سانتی‌متر است و برادرم بیش از دو متر قد دارد.
    خلبان فیلم ارتفاع پست که نماد مؤسسه آموزش و تحقیقات جهان گردی‌اش با نام «طبیعت»، آمیخته‌ای از لاله واژگون و شاخی شبیه شاخ قوچ وحشی است و با امضای «کار‌شناس محیط زیست» برای روزنامه‌ها می‌نویسد و پیگیر مسائل زیست و محیطی و آزادی محیط‌بان در بند است، در سایت خود ‌به خبر منتشره علیه خویش واکنش نشان داده و ‌در یادداشتی تفصیلی با تیتر «تیغ و زنگی»‌ در شش بند ‌از خود دفاع کرده و حق پیگیری را به حق برای خود محفوظ دانسته؛ اما دریغ از نقطه نظری راجع به حضور برادرش در ماجرایی که خبر جنجالی را ساخته و پرداخته ‌است؛ گویی محیط‌بانان بداهه تشخیص داده‌اند که شکرالله اینانلو و محمدعلی اینانلو تشابه نام خانوادگی نیست و از برادری خونی نشأت گرفته و تا آخر!

    فارغ از این موضوع، مگر نه اینکه محمد علی اینانلو فعال این عرصه است و باید نسبت به قبح شکار غیرقانونی صورت گرفته، نکته‌ای در یادداشت خود درج کرده و هم لزوم توضیح درباره حضور برادر خود در ماجرا را احساس کرده و به آن واکنش نشان دهد؟ پس چرا از این موارد نمی‌توان اثری در «تیغ و زنگی» یافت؟

    مگر نه اینکه محمدعلی اینانلو اذعان دارد به ناگاه «از چهره‌ای طرفدار طبیعت تبدیل به موجودی مابین اصغر قاتل و خفاش شب شده» و برای هزارمین بار فهمیده که «ما ایرانی‌ها مردمی احساساتی هستیم، زود گرم می‌شویم، گر می‌گیریم، داد و فریاد راه می‌اندازیم، چشم‌ها را می‌بندیم، دهان‌ها را باز می‌کنیم» و حتی به یاد آورده که از گفته ۲۵۰۰ سال پیش هرودوت، «ایرانیان مردمی شریفند که بر فرش‌های نفیس گام می‌نهند و سخنان نغز می‌گویند»، فرش‌های نفیس باقی ‌است، پس چرا خود سخن نغز نگفته و نظرش را راجع به حضور برادرش در شکاری غیرقانونی بیان نکرده است؟

    بی‌‌گمان بخشی از این ابهام هنگامی پاسخ می‌یابد که به آغاز مطلب برگردیم و به یاد بیاوریم که اینانلو طرفدار شکار از نوع تروفه است و دلیل رسیدن به این نقطه را نیز اشباع شدن از شکار دانسته است. با این نوع نگاه، اگر نتیجه بگیریم که این کار‌شناس محیط زیست ممکن است با شکار‌ برادرش مشکلی نداشته باشد، به نظر اشتباه نکرده‌ایم؛ شاید منتظر است برادرش نیز اشباع شود تا تفنگ را زمین گذاشته و دوربین به دست بگیرد.

    جدای از این مباحث، روی زشت ماجرا آنجا بروز می‌کند که بدانیم قرار است همین فرد احتمالا در ساخته‌های خود که در زمان شکار برادرش در سمنان، در غرب کشور مشغول تصویربرداری‌اش بوده، از زیبایی‌های خلقت خدا بگوید و از «قوچ و میش‌ها، آهو‌ها، پرندگان و جانداران دیگر»ی بگوید که در سرمای هوا بدجوری گیر افتاده‌ بودند.

    اینانلو می‌گوید: «در پی تهیه فیلم‌هایی بودم که از تلویزیون پخش کنیم تا مردم تشویق شوند با کمک محیط بانان علاوه بر اینکه به حیوانات آسیب نرسانند، آن‌ها را حفظ کنند»!

    به این دلیل گفتیم که این روی زشت ماجراست، زیرا بر این باوریم، آنچه می‌تواند پای محمدعلی اینانلو را به پرونده شکار برادرش (بخوانید سرایدار برادرش با تفنگ برادرش!) باز کند، نه شکار است که قانونی بودن یا نبودن آن مطرح باشد و نه اعتقاد وی به شکار تروفه، ‌بلکه دوگانگی آشکاری است که می‌تواند هزار حرف نگفته در آن نهفته باشد؛ البته شاید ایراد از فرستنده نباشد و تنها ما گیرنده خوبی نبوده‌ایم که اینانلو را آن گونه شناختیم و با این اینانلو غریبه‌ایم!

  • شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    شکارچی پیر از «شرف ایرانیان» چه می داند؟/ تیغ و زنگی

    Animal-Rights-Watch-ARW-7116

    دیده بان حقوق حیوانات:شکارچی پیر و تئوریسین حیوان کشی با انتشار متنی در سایت موسسه متبوعش طبیعت گردان در راستای برائتش از حیوان کشی شکل گرفته در شاهرود، عبارتی دردآور و گستاخانه در رابطه با شرافت ایرانین گفته است.

    «در چند روز گذشته سمت غرب کشور بودم،  جائیکه برف زیاد باریده و حیوانات زندگی سختی دارند ، پارسال از آهوهای “سهرین زنجان”  تصویر گرفتیم در حالی که سرما 36 درجه زیر صفر بود و آهوها جائی برای رفتن نداشتند، امسال اما وضعیت از آن هم بدتر است . فوچ و میش ها ، آهوها ، پرندگان و جانداران دیگر بدجوری گیر افتاده اند ، در پی تهیه فیلم هائی بودم که از تلویزیون پخش کنیم ، تا مردم تشویق شوند با کمک محیط بانان علاوه بر اینکه به حیوانات زیان نرسانند ، آنها را حفظ کنند ، موبایلم خاموش بود چون خیلی جاها اصولا آنتن نمیداد . پریشب در اولین جائیکه به آنتن رسیدم ناگهان سیلی از تلفن و پیامک و پیغام سرازیر شد که در مجموعه آنها اینجانب به شدت گوی سبقت را از شمربن ذی الجوشن ربوده و در عرض چند روز از چهره ای طرفدار طبیعت تبدیل به موجودی مابین اصغر قاتل و خفاش شب شده بودم ، وقتی که به تهران رسیدم دوستانم مطالب و پیغام ها و کامنت ها را نشانم دادند ، چون خودم خوشبختانه اینترنت و غیره بلد نیستم ، هنوز فرهنگش را ندارم . می ترسم ناگهان سر موضوعی احساساتی شوم ، چیزی بنویسم ، با فشردن یک دکمه در سطح وسیعی پخش کنم ، بعد متوجه شوم که واقعیت نداشته ،  اما دیگر پشیمانی سودی نخواهد داشت .  واقعا میترسم ، در اختیار  داشتن وسیله ایکه در یک چشم به هم زدن با دنیائی ارتباط بگیرد وحشتناک است و اما جریان چند روز گذشته چند موضوع را برایم روشن کرد :

    1 –  اول اینکه چقدر دوستان دیده و ندیده دارم که حال مطمئن هستم که دروقت سختی واقعی مرا تنها نخواهندگذاشت .

    2 –  برای هزارمین بار فهمیدم که ما ایرانی ها مردمی احساساتی هستیم ، زود گرم میشویم ، گر  میگیریم ، داد و فریاد راه می اندازیم ، چشمها را می بندیم ، دهان ها را باز می کنیم ، حالا فرق نمی کند طرف لیونل مسی باشد ، بابک زنجانی باشد یا اینانلو ، همین طوری فحش های چارواداریست که از دهانمان بیرون می ریزد .

    هرودوت 2500 سال پیش گفته است:

    ایرانیان مردمی شریفند که بر فرشهای نفیس گام می نهند و سخنان نغز می گویند.

    البته هنوز فرشهای نفیس را داریم .

    3 –  این وسط تعدادی هم نایب تیمورخان و خانم مارپل شده بودند “از کانالهای خصوصی مطمئن” کسب خبر میکردند ، شماره پرونده میدادند ، با کمال شجاعت اسم و فامیل بازی می کردند ، سازمان محیط زیست را تهدید می کردند ، وسط بازیهای کارآگاهی شخصا حکم هم صادر می کردند ، شخصا اجرا هم می کردند ، فحش هم میدادند مثل ریگ.

    4 –  بعضی از  همکاران حرفه ای عمل کردند ، با آوردن حرف اول اسم ترجیح دادند که با احتیاط عمل کرده و ثابت کنند که فرهنگ رسانه را دارند ، تحقیق کردند ، به محیط زیست سمنان و شاهرود زنگ زدند و با احتیاط نقل قول کردند .

    5 –  بعضی ها اما نرسیده به رودخانه لخت شدند ، از قدیم گفته اند اول به رودخانه برس ، مطمئن باش که آب دارد ، بعد لخت شو و گر نه بدون اینکه شنا کرده باشی مردم بدن لخت تو را دیده اند.

    6 –  ……………..  و اما سرمنشا این حرکات ، دیده بان طبیعت یا هر چیز دیگری ، من نمی شناسمشان ، حتما چند جوان احساساتی اند ، و تردید ندارم که نیتشان خیر بوده است ، گامی در جهت حفظ طبیعت اما متاسفانه شتابزده عمل کردند ، احساساتی شدند ، مطلب و مقاله و اسم و فامیل و عکس و دل و روده بنده را روی سایت گذاشتند ، بی آنکه به گسترش عاقبت کار بیندیشند ، فرهنگ رسانه را رعایت نکردند ، معنای تیغ در دست زنگی مست را نمی دانستند ، حال نمیدانم چه میکنند ، یاد بچه ای می افتم که نصف شب در تاریکی شیشه مربا راانداخته و باقی قضایا.

    هرچند که در این ماجرا آبروی سی ساله من فدا شده است ، اما بازهم می گویم در نیت خیر این بچه ها تردید ندارم ، اگر ما بخواهیم آینده ای و طبیعتی داشته باشیم به دست همین بچه ها و جوان های شگفت انگیز این کشور خواهد بود ،  اما متاسفانه در این قضیه دست هائی می بینم که این بچه ها و احساسات پاک جوان های دیگر را بازی گرفته اند ، من با آن “دستها” کار دارم ،  انشاء الله ……………..»

    ___________________________

    از «اینانلو»یی که می‌شناختیم تا «اینانلو»یی که نمی‌شناسیم!

    سرزمین‌مان را دوست داریم؛ پاسخی به محمد علی اینانلو

    می توانم ۱۰۰ یوز به مسوولان نشان بدهم!/ ادامه ادعاهای طنزگونه در رسانه های رسمی

    دفاع از شکار در غیاب مخالفان شکار در مقر سازمان حفاظت محیط زیست!/ برای حفاظت حیوانات باید آنها را به خاک و خون کشید

     آقای اینانلو، شفاف پاسخ دهید: شکارچی هستید یا طرفدار طبیعت؟!

    اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!/ وبلاگ میهمان

     

  • مخالفان شکار شناخت درستی از طبیعت ندارند!

    محمد علی اینانلو

    دیده بان حقوق حیوانات: یک کارشناس محیط زیست [؟] گفت: افرادی که صدور مجوز شکار اصولی را عامل کشتار حیات وحش می پندارند از طبیعت شناخت درستی ندارند.

    محمدعلی اینانلو در گفتگو با مهر افزود: شکار یک واقعیت اجتماعی است که چه با مجوز و چه بدون مجوز انجام می شود پس بهتر است با مطالعه و برنامه برای شکار در فصل و برای گونه های مجاز، مجوز صادر شود.

    وی با اشاره به اینکه برخی از طرفداران محیط زیست به طبیعت به صورت یک موضوع سانتیمانتالیسم نگاه می کنند گفت: طبیعت به همان اندازه که زیباست به همان میزان هم خشن است و اینکه برخی شکار حیات وحش را تضییع حقوق حیوانات می دانند حتماً هرگز راجع به وعده های غذایی که روزانه مصرف می کنند فکر نمی کنند.

    اینانلو با اشاره به اینکه کسانی که در بیابان زندگی می کنند حداقل روزی یک شکار می زنند افزود: اگر مجوز شکار صادر نشود اینگونه روشهای بی رویه و بدون برنامه در فصول سنین و گونه های غیر مجاز ادامه می یابد و روز به روز وضعیت حیات وحش بدتر می شود.

    وی با بیان اینکه باید میان شکارچی و شکار کش تفاوت قائل شد افزود: شکار کش کسی است که بدون قانون و برنامه به صورت بی رویه شکار می کند اما شکارچی فردی است که با مجوز و در محلهای قانونی شکار می کند که البته تمام کارشناسان محیط زیست مخالف شکار بی رویه هستند.

    اینانلو در پاسخ به اینکه با توجه به وضعیت حیات وحش در ایران آیا صدور مجوز شکار منجر به نابودی بیشتر حیات وحش نمی شود گفت: آنچه که منجر به انقراض گونه های حیات وحش می شود نابودی زیستگاهها برای احداث پالایشگاه و تراشیدن جنگلها برای ایجاد باغ کیوی است نه شکار با برنامه و اصولی.

    به گفته وی، یک کل 13 ساله و یا قوچ 11 ساله مانند میوه های رسیده یک باغ هستند که در صورتی که برداشت نشوند از بین می روند و هیچ عایدی برای کشاورز نخواهند داشت.

    اینانلو تصریح کرد: اما با شکار به موقع حیات وحش مسن درآمدی هم عاید محیط زیست می شود که در صورت برنامه ریزی مقدار آن هم قابل توجه است.

    وی با اشاره به اینکه صدور مجوز شکار برای گونه های مورد حمایت ممنوع است گفت: در ایران گونه هایی مانند هوبره، گوزن زرد، گورخر و یوزپلنگ را نمی توان شکار کرد و شکار اصولی گونه ای مانند کبک که جمعیت میلیونی دارد هیچ اشکالی ندارد.

    دیده بان حقوق حیوانات بدون استثنا هیچ یک از جملات این گزارش را صحیح نمی داند.

    __________________

    از محدودیت شکار حمایت می کنیم/ حقیقت نامه ای به مسوولین

    شکایت برگزارکنندگان تورهای شکار خارجی از محیط زیست/ وقتی آب هم سربالا می رود!

    برگزاری تور رسمی شکار در ایران