دسته: دیدگاه

  • نمایشگاه شکار و اسکندر فیروز!/ وبلاگ میهمان

    Animal-Rights-Watch-ARW-5529
    Animal-Rights-Watch-ARW-Darvish
    دیده بان حقوق حیوانات/ محمد درویش: در آخرین روزهای آخرین ماه پاییز، دوازدهمین نمایشگاه بین‌المللی محیط زیست، پس از دو بار تغییر زمان و یکبار تغییر مکان، سرانجام در تهران گشایش یافت؛ آن هم ظاهراً با مشارکت جدی برخی از  تشکل‌ها و انجمن‌های حامی شکار که بسیاری از فعالان و دوستداران محیط زیست ایران، آنها را اصولاً نه تنها دوست محیط زیست رنجور وطن نمی‌دانند، بلکه براین باورند که شلیک مستقیم به حیوانات به عنوان نوعی تفریح یا ورزش، آن هم در شرایطی که جمعیت وحوش ایران به اندازه‌ای نگران‌کننده در سراشیبی سقوط قرار گرفته، عین جنایت در حق نسل‌های امروز و آینده است.

    با این وجود، آنچه که در این میان شگفت‌آورتر می‌نماید، شکاف ژرفی است که به نظر می‌رسد هنوز بین منزلت شکار و شکارچی در ایران و خارج از آن وجود دارد. یعنی در حالی که در دنیا با شتابی معنادار بر شمار آن گروه از شکارچیانی که از گذشته خود ابراز ندامت کرده، افزوده شده و به دلیل نگاه سنگین جامعه به رفتار خونریزانه ایشان در کشتار حیوانات، حاضر به تحمل هزینه گزاف اجتماعی اصرار بر سلوک‌شان نیستند، در ایران، هنوز می‌توان شکارچیانی را یافت که با غرور و افتخار نه تنها از گذشته کشتارهای‌شان با نیکی و رضایت یاد می‌کنند، بلکه همچنان اصرار بر تداوم آن هم دارند! چرا؟  کافی است عاقبت خوان کارلوس، پادشاه اسپانیا، یا کارلوس دلگادو، وزیر گردشگری جزایر بالریک را مقایسه کنیم با نگاه فاتحانه و طلبکارانه‌ی اغلب شکارچیان موجود در ایران، تا دریابیم که چه راه طولانی نرفته‌ای هنوز باید طی شود تا شکارچیان محترم دریابند: اقدام برای کشتن یک حیوان ساکن در زیست‌بوم ایران، نه تنها افتخار نیست، بلکه سبب شرمساری است. همانگونه که پادشاه و وزیر اسپانیایی – که تصاویرشان در کنار لاشه حیوانات شکارشده منتشر شده بود – مجبور به عذرخواهی رسمی شدند و البته به رغم آن عذرخواهی، مردم آنها را هرگز نبخشیدند.

    در این میان چراغ سبز سازمان حفاظت محیط زیست به جامعه‌ی شکارچیان در نمایشگاه بین‌المللی تهران و در اختیار نهادن بخش عمده‌ای از فضای نمایشگاه برای تبلیغ ابزارآلات شکار، از نکاتی تأمل‌برانگیز است و در حالی رخداده که همزمان، آقای محمدی‌زاده  با صراحت می‌گویند: به دنبال محدود کردن شکار و صید هستیم. سیاست درستی که البته باید خیلی زودتر شکل می‌گرفت و به اجرا درمی‌آمد؛ چرا که گزارش‌های متعددی وجود دارد که آشکارا نشان می‌دهد شمار اغلب پستانداران ساکن در زیستگاه‌های حیات وحش، به طرز محسوسی کاهش یافته است. کافی است بدانیم، مطابق بررسی‌های پل مک کریدی که نتایج آن برای نخستین‌بار در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، در هنگامی که کشاورزی در ۱۰ هزار سال پیش آغاز شد، وزن همه مهره‌داران روی زمین و هوا در مقایسه با وزن انسان، دام و حیوانات خانگی‌اش به ۹۹٫۹ درصد می‌رسید؛ نسبتی که امروز  از دو درصد تجاوز نمی‌کند. بنابراین، واضح است که  ما با چه شتاب ویرانگری در حال از دست‌دادن تمامی‌سرمایه‌های ژنتیکی خود، به ویژه در آسمان و خشکی‌ها هستیم؛ هرچند که البته گزارش‌های متعددی هم وجود دارد که نشان می‌دهد، وضعیت صید در محیط‌های آبی هم اصلاً خوب نیست.

    نکته‌ای که در این میان حایز اهمیت است، خاطره‌ای از اسکندر فیروز، بنیانگذار سازمان حفاظت محیط زیست در ایران و یکی از نخستین مؤسسان کانون شکار است. ایشان، در صفحه ۲۶۹ از کتاب خاطرات ۴۹۱ صفحه‌ای خود که اخیراً در ایالات متحده آمریکا منتشر شده است، پس از شرح آخرین سفرشان به آفریقا برای شکار در اوایل سال ۱۳۴۶، چنین آورده‌اند: «شکار شیر و به ویژه شکار فیل، نوعی وازدگی و احساس انزجار نسبت به شکار – یعنی کشتن حیوانات به عنوان ورزش سالم یا تفریح! – را در من به وجود آورد. پس از سفر آفریقا، دوربین‌های عکاسی، جانشین تفنگ‌هایم شدند و به مراتب راضی‌تر بودم که در کلکسیونم عکس‌های خوب، جای شاخ یا پوست حیوانات را بگیرند.»
    کتابی که باید آن را خواند
    همان‌طور که مشاهده می‌کنید، مشهورترین شکارچی ایران، نزدیک به نیم قرن است که برای همیشه شکار را کنار گذاشته و از آن ابراز انزجار می‌کند؛ مردی که به خوبی از زیستگاه‌ها و توانمندی‌های بوم‌شناختی کشور آگاهی دارد و بیش از دو دهه، در بالاترین رده، مسئولیت مدیریت محیط زیست ایران را برعهده داشت و هنوز هم عاشقانه طبیعت ایران را دوست دارد و در آخرین سخنرانی‌اش در جریان برگزاری همایش تالاب‌ها در ماه گذشته در تهران، چنان از طبیعت رنجور وطن سخن گفت که چشمان بسیاری از حاضران خیس شد.
    باشد که دوستانی که هنوز فکر می‌کنند با اصرار بر تداوم شکار کردن، دارند به اقتصاد محیط زیست، اکوتوریسم و یا تداوم کیفیت حیات وحش ایران کمک می‌کنند، دریابند که تا چه اندازه راه را بر خطا رفته و عملی غیراخلاقی و غیر علمی مرتکب شده‌اند. همچنین امیدوارم روزی شاهد انتشار کتاب خاطرات این مرد بزرگ در ایران باشیم؛ خاطراتی که بی‌شک فرازهای بسیاری از فصل‌های آن، به ویژه آن هنگام که از تأثیر اشغال کشور توسط متفقین در سال‌های پایان جنگ جهانی دوم سخن گفته و از قتل عام و کشتار فجیع حیات وحش ایران توسط سربازان روسی و انگلیسی یاد کرده است، می‌تواند سندی ماندگار در تاریخ محیط زیست ایران به شمار آید.

    ___________________________

    دیدگاه ها

    وبلاگ ها

     

     

  • زیستگاه یوزپلنگ آسیایی آسفالت می شود!/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-5480

    دیده بان حقوق حیوانات/ حسن اخوان:  منطقه حفاظت شده بافق، این زیستگاه غنی، زیستگاه یوز ایرانی و بهشتی برای گربه سانان ایران در مسیر نابودی اگر نایستیم!

    امروز 23 آذر سال 1391 اطلاع میدهم که جاده گزو این تیغ تیز جهل قصد دارد کمر منطقه حفاظت شده بافق را بچیند، حرفها از جاده خاکی گذشته، حرفها بر سر جاده آسفالته استاندارد است و حتی بیش از یکی، هر تعداد که برای نابودی زندگی مخلوقات و آیندگان کشورمان لازم باشد، لودرها و بیلهای مکانیکی شنبه این هفته باز آمدند نه برای جاده ای ساده، جاده ای کامل با عملیات عظیم خاکبرداری و خاکریزی و به قول خودشان استاندارد در مسیری کوهستانی و کنار دره و خطرناک ،در حالی که جاده های ایمن تر و دشتی و نه خطرناک توسط کارشناسان پیشنهاد شده است.

    یوز و کل و بز و جبیر و اهو، پرنده و خزنده چه زیبا خلق شده اند، خوشا به حال ما که دیرتر از انقراض این مخلوقات زیبا به دنیا نیامدیم و حیف که  هرگز شیر و ببر و دسته های بزرگ گور و گوزن زرد کشورمان را ندیدیم و همچنین دسته های کل و بز و قوچ و میش در جای جای کوهها و آهوان در هر جای دشتهای کشورمان و هرروز از نابودی و خیانت گذشتگانمان در حق ما خواندند، کشتار و غارتی که بر محیط زیست این کشور کرده اند و می کنند.

    من می خواهم مثل آیندگان فکر کنم و لحظه ای خودم را جای آنها بگذارم، آیندگانی که مشتاق دیدن یوز برای یکبار در کل زندگی خواهند بود، در آرزوی دیدن آهو و بره اش برای یکبار در کل عمرشان تا معنی کلمه اهو را بفهمند معنی کلمه یوز را بفهمند، بفهمند آن یوزهایی که سال 1391 هنوز بودند، چه طور بودند، ز ندگی را خدا چگونه برایشان تعریف کرده بود، آیا بودند یا چیزی نبوده است جز دروغ زیبای گذشتگان، چرا نیستند، چرا گذشتگانم نگذاشتند تا من هم خط زیبای چشم جبیر را ببینم، چرا نگذاشتند تا من هم مثل خودشان از نعمتها بهره مند باشم.

    Animal-Rights-Watch-ARW-5479

    در ادامه به برخی مطالب درمورد جاده گزو در منطقه حفاظت شده کوه بافق  از سایت  irannature.net که توسط آقای دکتر ایران نژاد از اساتید گروه محیط زیست دانشگاه یزد نگشته شده است، اشاره می کنم.

    برخي پيامدهاي منفي احداث جاده گزو بر زيستگاههاي منطقه حفاظت شده كوه بافق:

    1- از بين رفتن منابع فيزيكي زيستگاهي منطقه با انجام خاكبرداري و خاكريزي(با توجه به عبور بيش از 14كيلومتر از اين مسير از بخش كوهستاني،نياز به حجم بالايي از خاكبرداري و خاكريزي مي باشد)
    2-   قطعه قطعه شدن زيستگاه نسبتا يكپارچه فعلي و به عبارتي جزيره اي شدن زيستگاههاي محدوده امن منطقه
    3-  تسهيل دسترسي متخلفان به قلب منطقه و دشواري كنترل رفت و آمد به منطقه.
    4- ايجاد آلودگيهاي صدا،هوا و منظر در يك زيستگاه طبيعي حيات وحش.
    5- مهمترين بخش حفاظتي منطقه حفاظت شده كوه بافق(محدوده امن منطقه) به دو قسمت مجزا تقسيم مي شود و كاركرد منطقه امن از بين مي رود.
    6- با توجه به اينكه بيشترين منابع آبي در دسترس حيات وحش در حاشيه اين مسير قرار مي گيرد،سبب جلوگيري از آشاميدن آب توسط حيات وحش و خروج آنها از منطقه حفاظت شده مي شود.

    مسير گدار حيات وحش منطقه از بخشهاي جنوبي به شمالي و بالعكس با عبور از عرض اين جاده صورت مي گيرد و اين به معناي تلفات سنگين جاده اي گونه هاي جانوري منطقه  و برباد رفتن زحمات و هزينه هاي حفاظت از منطقه است.

    منطقه حفا‌ظت شده كوه بافق. مخالفت با جاده گزو، چرا؟؟

    مهمترين دليل حفاظت از يك منطقه، تداوم و پايداري ارزشهاي حفاظتي براي نسل امروز و نسل هاي فردا مي باشد. سودمندي حفاظت از يك منطقه در حفاظت ازارزشهاي زيستگاهي  و تنوع  زيستي آن تجلي پيدا مي كند. مروري بر ارزشهاي زيستگاهي منطقه حفاظت شده كوه بافق:
    منطقه حفاظت شده كوه بافق با در برگرفتن زيستگاههاي دشتي،تپه ماهوري،كوهستاني و استپي ،جانوران گوناگون و باارزشي را در خود جاي داده است.براساس مطالعه سرهنگ زاده(1388) در  اين منطقه 20گونه پستانداران،44گونه از پرندگان و 16گونه خزندگان شناسايي شده است.
    علاوه بر اين از مهمترين ارزشهاي زيستگاهي منطقه حفاظت شده كوه بافق موارد ذيل قابل ذكر است:
    1-    قدیمی ترین سایت پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و زیستگاه های آن در استان يزد
    2- اولين منطقه ای در ايران که از یوزپلنگ در طبيعت فیلم برداری شده است.(سال 1381 توسط آقاي هژبر)
    3-    سایت انتخابی UNDP برای قلاده گذاری و ردیابی یوزپلنگ آسیایی به منظور مطالعات رفتار شناسی و زیستگاهی گونه.
    4-    تنها منطقه استان يزدکه گربه پالاس در آن مشاهده شده است.
    5-    حضور شش گربه سان از مجموع هفت گربه سان موجود در کشور در منطقه حفاظت شده کوه بافق اثبات شده است.(پلنگ ایرانی، یوزپلنگ آسیایی، گربه پالاس، گربه جنگلی، گربه وحشی و کاراکال)
    6-    وجود زيستگاههاي  پرندگان نادر و کمیابی همچون هوبره و زاغ بور .
    7-    تراکم بالای طعمه، چشم اندازهای کم نظیر
    8-    وجود زیستگاههای مناسب برای انواع جانوران وحشی به لحاظ امنیت خاص حاکم بر منطقه .
    9-    محدود بودن تعارضات انسانی
    با احداث جاده گزو،ارزشهاي زيستگاهي اين منطقه شديدا تحت تاثيرات منفي قرار مي گيرد

    Animal-Rights-Watch-ARW-5481

    _______________________

    عرصه بر نماد حیات وحش ایران تنگ‌تر می‌شود

    روستاییان بافق هم با احداث جاده در زیستگاه یوزپلنگ مخالفند/ امضای طومار خطاب به ریاست جمهوری

    اصرار به ساخت جاده در زیستگاه یوزپلنگ با وجود مسیر جایگزین

    سرنوشت یوزپلنگ ایرانی گرفتار پیچ و خم جاده‌ها

    استمداد انجمن یوزپلنگ ایرانی: به بافق کمک کنید!

    خطرسازی برای یوزپلنگ‌ ایرانی/ احداث جاده در زیستگاه نادرترین گونه کشور

    کوه بافق؛ پناهگاه امن یوزپلنگ آسیایی/ تصویر

     دوباره پلنگ و بازهم در منطقه حفاظت شده کوه بافق

  • محیط زیست کم اهمیت است، وقتی محیط زیست تلفن‌ سه رقمي ندارد/ جای خالی 110 محیط زیست

    دیده بان حقوق حیوانات: گاهی صدای ترمزی می شنوید و شاهد تصادفی هستید؛ اولین شماره ای که می گیرید سه رقمی است. گاهی مسافری از راه دور دارید و باید به محض ورود به استقبالش بروید؛ اولین شماره ای که می گیرید سه رقمی است. گاهی نیازمند پرسیدن تلفن ارگانی هستید؛ اولین شماره ای که می گیرید سه رقمی است. برای دانستن ساعت و تلگراف و رزرو مکالمه های تلفنی  بین شهری هم اولین شماره ای که می گیرید سه رقمی است. در تهران اگر تاکسی تلفنی هم لازم باشد، شماره آن سه رقمی است! برای ما هر کجای ایران که باشیم 110، 115، 117، 118، 119، 125 اعداد خاصی هستند که به تلفن های ضروری یا شماره مراکز خدماتی مهم معروفند. اما…

    الو…! محیط زیست؟!

    وقتی حیوانات کشته می شوند، درختان قطع می شوند، آبها آلوده می شوند، خرید و فروش و یا نگهداری غیر قانونی حیوانات رخ می دهد و شما خبردار می شوید؛ بسته به شهر محل زندگیتان باید با چنین شماره هایی تماس بگیرید: ۷۷۳۵۹۵۶۴/ ۷۷۳۵۵۷۸۱/ ۲۳۱۷۱۵۸/ ۲۳۱۷۷۸۹/ ۴۶۱۳۰۶۴/ ۵۵۲۴۴۶۱ / ۳۳۳۲۲۸۶/ ۳۳۳۱۸۰۴/ ۵۵۲۴۴۶۱  این شماره ها به برخی ادارات کل سازمان حفاظت محیط زیست مربوط می شود و اگر در مرکز استان نباشید شماره لازم از اینها هم سخت تر خواهد بود. شماره ای که قاعدتا اگر پیگیر حرفه ای تخلفات باشید باید برخی از آنها را حفظ کنید و این کار اصلا آسان نیست!

    از آغاز به کار یگان امداد و نجات حیوانات، روزانه پاسخگوی چندین تماس تلفنی از تخلفات زیست محیطی مربوط به حیوانات هستیم. یکی از فهرج گزارش فروش مرغ حق می دهد، دیگری از پای شکسته لک لکی در اهواز می گوید، یکی از شکارچی غیر مجازی می گوید که پسر خاله فلانی است و می گویند در مناطق ممنوعه شکار می کند و دیگری از قیچی شدن پر و بال قوی زیبایی می گوید که در خانه ای روستایی اسیر است. فقط در تهران هفته ای لا اقل یک گزارش تخلف جدی در زمینه فروش حیوانات حمایت شده و قاچاق حیوانات ممنوعه وجود دارد. جهت همراهی با مسوولان و کاهش باری اندک از دوش زحمتکشان عرصه های طبیعی، تمام این تماس ها به سازمان های مربوطه منتقل، مستند و پیگیری می شوند اما در این راه برای ما نیز یافتن برخی شماره ها بسیار سخت است!

    بسیاری از علاقمندان به حیوانات در چند سال اخیر به دلیل خاص بودن شماره های یگان امداد و نجات دیده بان (09334RESCUE , 09333RESCUE , 09332RESCUE , 09331RESCUE) به راحتی این شماره را به خاطر سپرده اند تا جایی که تنها در 15 روز آخر سال 1390 در تهران فروش بالغ بر 650 سمندر لرستانی را به این شماره ها گزارش کردند (از این تعداد لااقل 548 عدد ضبط شده است.) آمارگزارش ها گویای نیاز جدی به داشتن تلفنی رند و کم رقم و البته ملی است. برای گروه های فعال زیست محیطی پرداخت هزینه میلیونی تلفن پنج رقمی یا چهار رقمی مقدور نیست و اگر هم باشد، این شماره ها صرفا به صورت استانی واگذار می شوند اما برای سازمانی چون محیط زیست داشتن شماره سه رقمی ملی (شماره ملی مثل 110 در تمام شهرها ثابت و قابل شماره گیری است.) هزینه ای در حد یک توافق با چند امضا خواهد داشت.

    با توجه به تجربه موفق اعلام شماره های رند امداد و نجات و بازخورد چند سال اخیر در زمینه پیگیری تخلف های زیست محیطی مرتبط با حیوانات، به نظر می رسد در نظر گرفتن شماره ملی 3 رقمی به همراه یک مرکز پیام قوی توسط سازمان حفاظت محیط زیست، مستند کردن گزارش های تخلف، پیگیری آنها برای گزارش دهندگان و برنامه ریزی آماری، اولویت بندی، پیگیری و بازرسی برای مدیران سازمان را ممکن می کند.

    بدیهی است در صورت موافقت مسوولان و به دلیل اعتقاد اکید به حقوق حیوانات و زیستمندان، دیده بان حقوق حیوانات در این زمینه آماده هرگونه همکاری خواهد بود.

     

    برخی شماره های سه رقمی فعال ملی کشور به قرار زیر است. با توجه به اهمیت خدمات سازمان حفاظت محیط زیست، مقایسه آن با برخی از خدماتی که شماره آنها را می بینید خالی از لطف نیست:

    110 = مركز فوريتهاي پليسي

    113 = ستاد خبري سازمان اطلاعات

    114 = ستاد خبري سپاه پاسداران

    115 = اورژانس

    116 = ستاد خبري حفاظت اطلاعات ناجا

    117 = خرابي تلفن

    118 = اطلاعات تلفن

    119 = ساعت گويا

    120 = تلگراف تلفني

    121 = خرابي برق

    122 = خرابي آب وفاضلاب

    123 = اورژانس اجتماعي

    124 = سازمان بازرسي و نظارت برقيمت كالا و خدمات

    125 = آتش نشاني

    126 = رزرو مكالمات تلفني بين شهري

    127 = خرابي تلكس

    128 = ستاد مبارزه با مواد مخدر

    133 = تاكسي بيسيم

    134 = هواشناسي

    136 = بازرسي كل كشور

    137 = روابط عمومي شهرداري

    139 = اطلاعات راه آهن

    140 = ستاد پاسخگويي پست واعلام كدپستي

    141 = مركز اطلاعات راههاي كشور

    144 = نداي قرآن

    147 = مركز فوريتهاي جمعيت هلال احمر ايران

    148 = نداي مشاور (مشاور خانواده)

    149 = نداي بهداشت

    162 = روابط عمومي صدا و سيما

    190 = اطلاعات تغيير پيش شماره

    191 = اطلاعات داروخانه هاي شبانه‌روزي

    192 = تقويم و اوقات شرعي

    193 = پست تلفني تهران

    194 = حوادث گاز

    195 = رزرو مكالمات تلفني بين المللي

    197 = دفتر نظارت همگاني فرماندهي ناجا

    198 = مركز فراخوان(پيجينگ)مخابرات

  • آقای کامران نجف زاده لطفاً گزارشی هم در مورد کشتن شتر در خیابان های ایران بسازید/ دیدگاه

    دیده بان حقوق حیوانات/ سپهر سلیمی:

    سکانس اول:
    خنجرهایی که تا عمق 5 سانت به بدن گاو فرو می رود زخمی اش می کند. گاو دچار خونریزی داخلی شده و ضعیف می شود. در حالیکه قدرت سر بلند کردن و راه رفتن را از دست می دهد، چند نفری دوره اش می کنند و با رنگ قرمز و فریاد زدن انرژی باقیمانده حیوان هم خالی می شود…. ماتادور با یک گاو فلک زده خسته روبرو است که خون زیادی از دست داده و حالا گاوباز برای تماشاچی ها هنرنمایی می کند و گاو را اینطوری قطع نخاع می کند. گاو زنده است اما قدرت تحرک ندارد، گاو باز گوش و دمش را می برند تا سند افتخار نصیب گاو باز شود، گاو را با اندام قطعه قطعه شده روی زمین می کشند، نخاعش قطع شده ولی هنوز زنده است …

     سکانس دوم:
    شتر وحشت زده به میان انبوه جمعیت آورده می شود. طنابی به پاها و بینی حیوان وصل شده است و هر کسی از طرفی آنرا می کشد تا درد ناشی از تحریک اعصاب بینی مانع از تحرک زیاد حیوان شود. یک نفر یکی از پاهای جلویی حیوان را از آرنج تا کرده و به ساق پا می بندد. شتر در حالت عدم تعادل است که کسی با قمه شاهرگ گلوی حیوان را می برد. خون زیادی به بیرون می جهد. شتر تعادلش را از دست می دهد و در حالیکه خون فراوانی از گلویش خارج می شود روی زمین می افتد. صدای ناله اش فضا را پر کرده است حیوان دست و پا بسته در خون خود روز زمین می غلطد. در حالیکه هنوز جان دارد آنرا از پا یا دست و بصورت معلق در هوا از زمین بلند کرده و در وانت می گذارند …
    سکانس اول داستان عملیات وحشیانه گاوبازی در یکی از شهرهای فرانسه است که کامران نجف زاده آنرا در گزارشی برای صدا و سیمای ایران روایت می کند.
    و سکانس دوم روایت قربانی کردن شتری در یکی از خیابانهای ایران است. ماجرایی که در سالهای اخیر بسیار دیده ایم و متاسفانه شواهد امر حاکی از افزایش آن است.
    گاوبازی رسمی وحشیانه و قرون وسطایی است که شوربختانه همچنان در بین برخی از مردمان هوادار دارد و در کشورهایی که مدعی حقوق حیوانات هستند در حال انجام است، هر چند که کوشش های زیادی برای ممانعت از انجام این رسم قرون وسطایی توسط کوشندگان اجتماعی و فعالان حقوق حیوانات صورت گرفته است ولی تا به امروز متوقف نشده است. کامران نجف زاده به درستی و خوبی شدت این عمل وحشیانه را در گزارشی به نمایش گذاشته است. گزارشی که دیدن آن باعث تاسف وتاثر هر انسانی خواهد شد.
    گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. ای کاش صدا و سیما و رسانه های ملی ما گزارشی در مورد ذبح حیوانات در محیط های شهری و بویژه ذبح شتر در خیابان ها تهیه می کردند. یک بار دیگر سکانس اول و دوم این نوشته را بخوانید. براستی اگر کشتن شتر در خیابان بدتر از گاوبازی نباشد قطعن بهتر نخواهد بود. کما اینکه نباید فراموش کنیم که گاوبازی در محیطی بسته و برای کسانی انجام می شود که به این قصد و نیت در آن فضا گرد هم آمده اند اجرا می شود اما شتر کشی در محیط های عمومی و شهری اجراء می شود و هر شهروندی خواسته و ناخواسته در معرض این صحنه های دردناک قرار می گیرد. شهروندانی که در بین آنها کودکان، نوجوانان، زنان و سالمندان به وفور دیده می شود.
    در مقایسه با گاوبازی، ذبح شتر معایب دیگری نیز دارد و آن اینکه عموماً شترکشی در مناسبت های مذهبی انجام می شود و این باعث می شود که به شکل ناخواسته این عمل در پیوند با دین و مذهب قرار بگیرد. اما براستی در کجای مذهب ما نسبت به کشتن حیوانی اهلی و بی آزار اینگونه سفارش شده است. چرا باید با رفتاری این چنین در محیطی عمومی، چهره ای خشن از دین را به نمایش بگذاریم؟! مگر نه آنکه در دین اسلام احادیث و روایات فراوانی در خصوص مهربانی با حیوانات وجود دارد؟ و مگر نه آنکه  یکی از القاب امام هشتم شیعیان «ضامن آهو» است؟کشتن شتر به این شکل چه سود و فایده ای برای دین و مذهب دارد؟ آیا اگر هدف قربانی کردن است نمی شود آنرا در محیطی بسته و بدور از انظار عمومی انجام داد؟!
    همچنین از نظر قانونی کشتار غیرمجاز دام در معابر عمومی، مغایر مقررات بهداشتی است و ارتکاب این عمل مطابق ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی و ماده ۳۷ قانون تعزیرات حکومتی می تواند موجب پیگرد قانونی قرار گیرد. (اینجا را بخوانید)
    در بعد مذهبی برخی از مراجع شیعه کشتن حیوانات در اماکن عمومی را شرعاً دارای اشکال می دانند. (اینجا را بخوانید)
    علاوه بر اینها کشتن حیوانات در اماکن عمومی باعث بوجود آمدن مشکلات فراوان بهداشتی برای شهروندان خواهد شد و پزشکان و دامپزشکان همواره بر این موضوع تاکید کرده اند. (اینجا را بخوانید)
    و نکته دیگر آنکه ذبح حیوانات در اماکن شهری و در حضور کودکان اثرات نامناسبی بر روان کودکان خواهد داشت. (اینجا را بخوانید)
    امید آن داریم که مدیران محترم اجرایی،انتظامی و قضایی تدابیر مناسب برای برخورد با چنین رفتارهایی که می تواند چهره ای خشن از مذهب در برخورد با حیوانات نشان دهد و باعث گسترش خشونت در جامعه شود بیندیشند و در سال آینده شاهد چنین صحنه های نباشیم.  تصاویری که اگر قرار باشد در هر رسانه ای منتشر شود در کمترین حالت باید نشان هشدار دهنده (13+) داشته باشد.

    ____________

    در زمینه قربانی:

    ۱- برای کمک به حیوانات نذر کنید!/ استفتائات شرعی از اینجا

    ۲- برخورد نامناسب با قربانی از اینجا

    ۳- کشتار دام در معابر ممنوع است از اینجا

    ۴- پرهیز از ذبح گوسفند مقابل ورودی مساجد از اینجا

    ۵- ذبح حیوانات از دیدگاه روانشناسی کودک از اینجا

    ۶- تب کریمه کنگو یک بیماری حاد ویروسی است/ انتقال از دام به انسان از اینجا

    ۷- چرا نباید در خانه، کوچه و محله دام زنده را کشتار کنیم/ از زبان یک دامپزشک از اینجا

    ۸- فرزندت را به «سلاخی» نگمار!/ حرفه قصابی از نظر تربیتی اثر سوء دارد از اینجا

    ۹- شیعه نیوز، نظر آیت الله مکارم درباره قربانی کردن در اماکن عمومی از اینجا

    ذبح شتر در ترکمن صحرا/ تصویری

    قربانی کردن شتر در بندر ترکمن

    فروش و ذبح دام در آسایشگاه کهریزک/ تصویری

    فروش و ذبح دام در تهران/ تصویری

    فروش و ذبح دام در مشهد/ تصویری

    فروش دام به مناسبت عید قربان در تبریز/ تصویری

    ذبح دام در خراسان شمالی/ تصویری

    ذبح بیش از ۱۰ هزار گوسفند در عید قربان

     

  • یک عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی: بهره برداری از حیات وحش در وضعیت فعلی منطقی نیست

    دیده بان حقوق حیوانات: یک عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت که وضعیت جمعیتی حیات وحش در ایران دچار سیر نزولی است. او در واکنش به نامه شرکت های تورگردان و طبیعت و اعتراض آنها به کاهش سهمیه شکار اتباع خارجی، بهره برداری از حیات وحش را در چنین شرایطی منطقی ندانست و استدلال شرکت های تورگردان شکار و طبیعت را مبنی بر این که شکار حیوانات پیر مانند هرس کردن درختان باغچه است را یک توجیه سطحی دانست.

    «اصغر عبدلی» استاد حیات وحش و تنوع زیستی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با سبزپرس با بیان این مطلب که جمعیت حیات وحش در ایران سیر نزولی دارد گفت: پستاندارانی همچون کل و بز و آهو و قوچ و میش، به علت جمعیت کم در حد بهره برداری نیستند.

    پیش از این پنج تن از مدیران شرکت‌های تورگردان شکار و طبیعت ایران که به برگزاری تورهای شکار برای شکارچیان خارجی می پردازند، نامه ای شکایت آمیز را به برخی از مراجع طراز اول دولتی، از جمله دفتر رهبری و ریاست جمهوری ارسال کردند که در آن از معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست به دلیل محدودیت در صدور مجوز شکار به خصوص برای اتباع خارجی به شدت انتقاد کردند.

    آنها در بخشی از نامه خود نوشته بودند: «همانگونه که علف‌های هرز در مزارع نیازمند کنترل و امحاء است، حذف گونه‌های جانوری بیمار و پیر و فرتوت نیز به سلامتی و شادابی گونه‌های حیات وحش کمک می‌کند.»

    عبدلی در این زمینه گفت: این ها توجیهات سطحی است و با دیدگاه اکولوژیک، ما شرایط زیستگاهی مناسبی نداریم که حیات وحش در آن به پیری برسد و حیات وحش در شرایط اکولوژیک مطلوب و در محیط پایدار زیست نمی کند که بتوان از آن برداشت کرد.

    نکته دیگری که از سوی این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی مورد تاکید قرار گرفت، کمبود نیروی محیطبان بود. او در این زمینه گفت: محیطبانان بسیار تلاش می کنند اما به علت ناکافی بودن نیروهای محیطبان برای حفاظت از مناطق حفاظت شده، تخلفات شکار و صید در این مناطق صورت می گیرد.

    در پایان او اعلام کرد که در شرایط فعلی با شکار حیات وحش به هر شکلی مخالف است و ادامه داد: باید به مناطق و حیات وحش اجازه دهیم که به حد قابل قبولی برسند و خود را احیاء کنند و پس از آن به فکر برداشت از حیات وحش باشیم.