دسته: در رسانه ها

  • حمله خرس به یک مرد میانسال در پاسارگاد/ تلاش محیط زیست برای یافتن خرس گمشده بمو

    دیده بان حقوق حیوانات: یک خرس به مردی میانسال در جنگلهای شهرستان پاسارگاد استان فارس حمله کرد.

    مدیر کل محیط زیست استان فارس در این رابطه به خبرنگار مهر توضیح داد: مقارن ساعت 10 صبح روز جمعه یک خانواده که برای گردش به حاشیه یکی از جنگلهای شهرستان پاسارگاد رفته بودند با چهار قلاده خرس مواجه شدند.

    حسینعلی ابراهیمی کارنامی ادامه داد: یک قلاده از خرسها به یکی از اعضای  خانواده حمله ور شد و او را از ناحیه دو دست و سینه مجروح کرد البته خانواده این مرد که متوجه حمله خرس شدند به کمک او شتافتند و خرس نیز فرار کرد.

    وی ادامه داد: مجروح نیز به بیمارستان مرودشت منتقل شد و حال عمومی وی نیز مناسب گزارش شده  البته قرار است این فرد به بیمارستانی در شیراز منتقل شود.

    به گزارش مهر، حضور خرس در نقاط مختلف استان فارس نشان دهنده امنیت غذایی این زیستمندان است که در حال زاد و ولد و زیست هستند.

    در این رابطه البته خانواده ها نیز باید مراقبت کرده و قبل از حضور در نقاط جنگلی و … اطلاعات کاملی از منطقه های مورد نظر خود داشته باشند و در صورت وجود  حیوانات وحشی از حضور در آن مناطق پرهیز کنند.

    خرس ازجمله حیواناتی است که به طور معمول به انسان حمله نمی کند مگر اینکه خود را در خطره ببیند یا از ناحیه انسان مورد مخاطره قرار گیرد.

    بسیج تمام امکانات محیط زیست فارس برای یافتن توله خرس گمشده در بمو

    مدیرکل محیط زیست استان فارس در ادامه سخنان خود در پاسخ به این پرسش خبرنگار مهر که ” آیامحیط زیست پیگیر یافتن توله خرس گمشده در بمو است یا خیر” گفت: چندی پیش یک توله خرس توسط ماموران محیط زیست زنده گیری و به منطقه بمو منتقل می شود.

    کارنامی ادامه داد: ماموران این توله خرس  را هفته گذشته پس از شیر دادن در محوطه فنس کشی رها کردند و تا ساعت یک صبح سه شنبه نیز از آن مراقبت به عمل می آوردند اما روز چهارشنبه متوجه می شوند که توله خرس در محوطه نیست.

    وی با بیان اینکه این احتمال وجود دارد که توله خرس فرار کرده باشد، افزود: در این خصوص از تمامی ماموران محیط بانی سوال شده و پیگیری های لازم نیز صورت گرفته است.

    مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان فارس ادامه داد: تمامی امکانات سازمان محیط زیست فارس بسیج شده تا توله خرس مذکور پیدا شود و حتی در این رابطه از جوامع محلی نیز کمک گرفته ایم.

    وی گفت: محیط زیست تمام امکانات خود را برای این موضوع بسیج کرده و از مردم محلی نیز تقاضا داریم چنانچه نشانه از این توله خرس دیدند مراتب را فورا به محیط زیست اطلاع دهند.

  • ابتکار قاضی کازرونی: محیط‌ بانی افتخاری جایگزین حبس و جریمه شکار غیرمجاز

    http://www.doe.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=4ea68e39-ed15-48b4-8a13-12d3be829dee

    دیده بان حقوق حیوانات: یک قاضی جوان کازرونی در اقدامی ابتکاری یک حکم محیط زیستی صادر کرد، در حکم این قاضی دوستدار محیط زیست که قطعا تاثیر بازدارندگی‌ اش بیشتر از حبس و زندان است، متهم مجبور شده است …

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست (پام)، در شرایطی که محیط زیست ایران در وضعیت بحرانی قرار گرفته است؛ نامهربانی های انسانی و طبیعی، چهره ای رنجور و خسته از محیط زیست و حیات وحش کشور ترسیم کرده است؛ کمبود امکانات، بودجه و نیروی انسانی چالش ها، نگرانی ها و دغدغه متولیان امر و دوستداران محیط زیست این پهنه را هر روز بیش از پیش می کند؛ سهم هر ایرانی بلند اندیشه و متعهد در تغییر این شرایط چیست؟ هر کس در هر جایگاه و سمتی به منظور حفظ این میراث گرانبها برای نسل پس از خود چه باید بکند؟ آیندگان میراث دار کدام محیط زیست و حیات وحش خواهند بود؟ نسل پس از ما چه قضاوتی در مورد مردمان پیش از خود خواهد داشت؟

    این پرسش ها اگرچه در شرایطی مطرح می شود که هنوز برخی با خودخواهی منافع شخصی خود را بر نجات محیط زیست کشور ترجیح دهند و حتی در جهت تخریب آن گام بردارند یا بسیاری حتی فرصت فکر کردن به این موضوع را هم ندارند و هنوز به اهمیت مبحث مورد اشاره پی نبرده اند یا راهی برای برعهده گرفتن مسئولیت خویش در این مسیر دشوار نیافته اند، اما ابوذر اسدی قاضی جوان کازرونی با درک اهمیت زمان برای محیط زیست ایران، اولین مهره دومینوی فرهنگ سازی برای حفظ محیط زیست در سال 1393 را با صدور حکمی متفاوت برای شکارچی 18 ساله، انداخت تا شاید آغازگر اقدامی بزرگ در سراسر کشور باشد.

    ابتکار قاضی دوستدار محیط زیست

    اقدام و حکم متفاوت اسدی بود که منجر شد تیترهایی همچون؛ قاضی دوستدار محیط زیست، تهیه پژوهش زیست محیطی جایگزین کیفر حبس، شکارچی پرنده به پژوهشگری محکوم شد، رویه قضایی زیست محیطی در فارس رقم خورد؛ پس از ابلاغ حکم قاضی جوان کازرونی بر تلکس خبری ایران نقش ببندد و یکبار دیگر این پرسش را در اذهان حک کند که نقش هر فرد در حفظ محیط زیست کشور چیست؟

    اگرچه چنین حکمی، نخستین حکم این چنینی نبود و در سال 1388 نیز مردی که یک رأس الاغ زنده را به دلیل خسارت به مزرعه کاهوی خود به عمد آتش زده بود با حکم قاضی در استان فارس محکوم به فراگیری 20 حدیث از معصومین (ع) با مضامین مهربانی با حیوانات و رفتار شایسته با حیوانات شد، ضمن آنکه به مدت یکسال از کاشتن کاهو در مزرعه خود محروم و مکلف شد یک رأس الاغ بلاصاحب را به مدت سه ماه نگهداری و تغذیه وی را به عهده گیرد یا پیشتر نیز در احکامی مشابه چنین اقداماتی از قضات مشاهده شده بود، اما این بار گویا به مدد توجه بیشتر اصحاب رسانه و مردم به محیط زیست، حکم قاضی اسدی با استقبالی خوشایند مواجه شد و سرآغاز بحث استفاده بیشتر و بهتر از ظرفیت های قانونی جدید در این حوزه شد.

    قاضی جوان کازرونی در تشریح اقدام خود و هدف از صدور چنین حکمی، می گوید: با توجه به سن کم جوان خاطی که در 18 سالگی اقدام به شکار 38 قطعه دراج از پرندگان منطقه پریشان کرد و با در نظر گرفتن این موضوع که “پرداخت جریمه نقدی در این سن در اکثر مواقع بر عهده پدر متهم است و لذا نمی تواند تنبیهی برای شخص خاطی باشد و حتی اگر جرم در حدی باشد که منجر به صدور حکم زندان شود، با در نظر گرفتن شرایط سنی متهم و فقدان آموزشی که منجر به وارد شدن چنین خسارتی بر بدنه حیات وحش منطقه شده است، حکم جایگزین اقدام موثرتری است”، تصمیم به انشاء حکمی اصلاحی برای وی می گیرد.

    فرهنگسازی نوین برای حفظ محیط زیست

    در حکم جدید افشین، شکارچی جوان کازرونی محکوم است علاوه بر پرداخت 152 میلیون ریال با تعویق یک سال، متعهد شود در مدت تعویق یک ساله محیط بان افتخاری محیط زیست دریاچه پریشان شود و علاوه بر آن اطلاعاتی را در خصوص انواع گونه های پرندگان این دریاچه به همراه عکس و مشخصات محل زندگی و مبدا مهاجرت و عمر تقریبی آن ها تهیه و به تفکیک اعلام کند. او همچنین باید در این تحقیق اعلام کند چه تعداد از این پرنده ها و به چه علت در حال حاضر دریاچه را ترک کرده اند.

    دریاچه شیرین پریشان با وسعت 43 کیلومترمربع در 12 کیلومتری جنوب شرقی شهر کازرون در حاشیه جنوبی ارتفاعات زاگرس واقع شده است. این دریاچه تا قبل از بروز پدیده خشکسالی پذیرای خیل عظیمی از پرندگان مهاجر و آبزی بود اما به دلیل خشکسالی و حفر چاه‌های غیرمجاز در اطراف آن در سال‌های اخیر با خشکی تالاب و مهاجرت شمار کمی از پرندگان به این منطقه مواجه شده است.

    قاضی اسدی معتقد است: “با در نظر گرفتن جمیع شرایط این بهترین راه برای جبران عمل سخیف جوان و آشنا کردن وی با اهمیت حفظ محیط زیست و حیات وحش در زندگی انسان هاست و چه بسا صدور چنین حکمی منجر به تربیت محافظ و مبلغی بسیار خوب برای محیط زیست منطقه شود”.

    قاضی دوستدار محیط زیست می گوید: “محیط بانان نیز می توانند با آغاز حرکتی جمعی که سازمان حفاظت محیط زیست، قوه قضائیه و نیروی انتظامی بازوهای اصلی آن هستند، زیر چتر حمایتی قرار گیرند که شایسته زحمات آنها باشد. نیروی انتظامی با اشاعه آموزش های خاص و افزایش توان و مهارت تیراندازی محیط بانان، سازمان حفاظت محیط زیست با تصویب قوانین حمایتی از محیط بانان و قوه قضائیه با ایجاد نگاه حمایتی قوی تر و استفاده از ظرفیت های قانونی جدید برای صدور احکام محیط بانان با رعایت قانون و عدالت و عدم اجحاف در حقوق سایرین”.

    قاضی اسدی با اشاره به گذر جاده کازرون – شیراز از جنگل های باستانی بلوط و تخریب بخشی از این جنگل های ارزشمند، می گوید: “اگر هر فردی در هر مسئولیتی به اهمیت محیط زیست در زندگی خود آگاه باشد و برای حفظ آن تلاش کند و مانعی بر سر راه تخریب یا نابودی محیط زیست و حیات وحش کشور باشد، شاهد شکل گیری گروهی بزرگ از علاقمندان به این حوزه خواهیم بود که حفظ محیط زیست ایران در سراسر کشور فعالیت می کنند”.

    شکارچی که محیط بان شد

    در آن سو اما افشین جوان که بلافاصله خودش را به محیط بانی دریاچه پریشان معرفی کرده و اکنون محیط بان افتخاری این مجموعه شده است با ابراز ندامت از اقدام گذشته خود می گوید:” حالا آنچنان به پرندگان و حیات وحش علاقمند شده ام که دیگر حاضر نیستم کوچکترین آسیبی به آنها برسد”.

    وی با تشکر از حکم قاضی اسدی، ابراز امیدواری می کند: “با تلاش خود بتواند ثابت کند که حکم قاضی بهترین مجازات بوده است و هیچ تنبیهی بالاتر از این نیست که هر روز از رفتار گذشته خود پشیمان تر باشی”.

    او حالا از تمام شکارچیان و هم سن و سالان خود می خواهد: “حیات خود را وابسته به حیات پرندگان و حیات وحش بدانند و به جای شکار پرندگان تلاش کنند مامن و پناهگاهی امنی برای آن ها در کشور به وجود آورند”.

    یک سئوال اساسی

    حالا سئوال اساسی این است آیا چنین اقداماتی ادامه خواهد یافت؟  در صورت تدوام،  تاثیر این اقدامات در بلند مدت بر خروج محیط زیست ایران از بحران تا چه اندازه خواهد بود؟؟

  • تاييد و تکذيب درباره بیماری مهلک مشمشه در جنوب کشور

    دیده بان حقوق حیوانات: برخي منابع محلي گفتند که تعدادي الاغ آلوده به بيماري «مشمشه» در روزهاي اخير در سواحل جاسک هرمزگان رها شدند اما دو مسئول در اين شهرستان اين موضوع را رد کردند.

    به گزارش ابتکار، شماري از مردم منطقه جاسک، يکشنبه با مراجعه به شوراي اين بخش اعلام کردند دو شب پيش دو فروند لنج را در حال تخليه تعدادي الاغ در سواحل جاسک کهنه و باغان مشاهده کردند.

    رئيس شوراي بخش مرکزي جاسک، در اين مورد گفت:بنا به اعلام منابع محلي، قاچاق الاغ عربي آلوده به بيماري «مشمشه» از کشورهاي حوزه خليج فارس به سواحل اين شهرستان نگراني مردم را درپي داشته است.

    محمد ابراهيمي ضمن هشدار به مسئولان دامپزشکي و محيط زيست افزود:درسال 79 هم 400 الاغ از نوع عربي که آلوده به بيماري «مشمشه» بودند با چهارفروند لنج به طور قاچاق در سواحل شهرستان جاسک رها شدند.

    وي بيان داشت:در سال مورد اشاره، مسئولان ذي ربط اعلام کردند اين نوع بيماري به باغ وحش تهران هم رسيد و در تير سال 90 باعث عزل رئيس باغ وحش تهران شد.

    او گفت:به مدت 11 سال رئيس وقت باغ وحش تهران در کار جابه جايي الاغ‌هاي آلوده به بيماري از هرمزگان به باغ وحش تهران فعاليت داشت.

    ابراهيمي افزود:اين رئيس معزول از شير وگوشت الاغ‌هاي آلوده به بيماري مشمشه، به ساير حيوانات موجود در باغ وحش تهران مي‌داد.

    اما ابوذر فيروزي، رئيس اداره دامپزشکي جاسک گفت: پس از اطلاع از اين موضوع محل‌هايي را که گفته مي‌شود الاغ‌هاي آلوده به بيماري « مشمشه « در آن رها شده اند بررسي کرديم ليکن تاکنون هيچ موردي يافت نشده است.

    کاظم شريفي، رئيس محيط زيست جاسک هم دراين زمينه بيان داشت:در حال بررسي هستيم و تا کنون الاغي از نوع عربي مشاهده نشده اما از نسل گذشته که در سال 79 و 80به اين منطقه آورده شده بودند مواردي موجود است.

    بيماري «مشمشه» يکي از قديمي ترين بيماري‌هاي عفوني واگير و قابل انتقال بين حيوان و انسان است. بيشتر حيوانات تک سم همچون اسب، الاغ و قاطر به اين بيماري حساس هستند و ابتلاي به آن مي‌تواند منجر به مرگ آنها شود. عامل اين بيماري، باکتــري بورخولــدريا مالئي (Burkholderia mallei)است که سابق بر اين به عنوان پسودوموناس مالئي شناخته مي‌شد. سرفه، ريزش ترشحات چرک از بيني، زخم مخاط بيني از جمله علائم اين بيماري در دام است.

    بندرجاسک از بندرهاي تجاري و صيادي کشور محسوب مي‌شود که در 300کيلومتري شرق بندرعباس مرکز استان هرمزگان واقع شده است.

  • شهادت مامور فداکار پلیس با گلوله شکارچی/ لزوم برخورد جدی با حاملان سلاح های شکاری

    Animal-Rights-Watch-ARW-2428

    دیده بان حقوق حیوانات: عامل شهادت مامور فداکار پلیس گنبد، پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد.

    به گزارش قانون، در ساعات اولیه روز پنجشنبه  10 بهمن سال گذشته مامور کلانتری 11 شهرستان گنبد هنگام گشت زنی در محدوده استحفاظی خود متوجه یک خودرو شد که با درخت برخورد کرده بود.

    وی برای کمک به راننده به سوی او رفت و به خاطر اینکه احتمال می رفت خودرو آتش بگیرد از راننده خواست کاپوت ماشین را باز کرده تا وی برق را قطع کند.

    ستوان ابراهیم شیبانی سپس برای کمک به راننده از او خواست از خودرو پیاده شود که راننده خودرو به محض پیاده شدن با یک اسلحه شکاری به سوی مامور پلیس تیراندازی کرد و از محل گریخت.

    در ادامه ماموران با  رعایت قوانین به‌کارگیری سلاح متهم فراری را از ناحیه پا هدف قرار داده و زمینگیر کردند. مامور پلیس و مرد تیرانداز بلافاصله به بیمارستان انتقال یافتند که ستوان ابراهیمی بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید.

    پس از بهبودی حال مرد تیرانداز، کارآگاهان او را با دستور قضایی به پلیس آگاهی انتقال دادند که متهم با رد اتهام قتل مامور پلیس گفت: روز حادثه اسلحه شکاری خود را آماده کرده و برای شکار از خانه خارج شدم. در میان راه نمی‌دانم چرا کنترل خودرو از دستم خارج شد و با درخت برخورد کردم. در حالی که به دلیل ضربه به سرم حالت گیجی داشتم، مامور پلیس به کمکم آمد. من هم به تصور اینکه او سارق است با اسلحه گلوله ای به طرفش شلیک کردم.

    متهم ادامه داد: در زمان حادثه من حالت عادی نداشتم و زمانی که متوجه ماجرا شدم از کار خود پشیمان شدم.

    سرهنگ محمدرضا اکبری، رئیس پلیس آگاهی گلستان در این رابطه گفت: متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل با قرار قانونی روانه زندان شد.

    ___________________________

    آیا تفنگ به دستان روانی سالم دارند؟/ قتل خواهر زاده با سلاح ساچمه زنی

    لزوم نظارت حداقلی بر سلامت روان تفنگ به دستان/ قتل مادر با اسلحه شکاری

    قتلی دیگر با اسلحه شکاری/ آیا تمام تفنگ داران فعلی صلاحیت نگهداری و حمل سلاح دارند؟

    شلیک شکارچی به صورت محیط بان در مازندران/ شکارچی در زندان و محیط بان در بیمارستان

    در مزرعه ذرت رخ داد: قتل به دست شکارچی های جانی/ سلاح شکاری بلای جان حیوان و انسان

    اسلحه شکاری در دست مجنونین/ پدری با اسلحه شکاری دخترش‌ را کشت و خودکشی کرد!

    نشانه روی سلاح شکاری رو به محیط بانان: دو کشتارچی با تهدید اسلحه گریختند

    باز هم قتل نفس به دست شکارچیان: جنایت در باغ «پاراقشلاق»

    کشتی‌گیر متهم به قتل با اسلحه شکاری تسلیم شد

    متلاشی کردن جمجمه همسر با اسلحه شکاری

    قتل پسر معتاد به دست پدر با اسلحه شکاری

    ضرب و شتم محیط بان پارک ملی توسط شکارچیان/ ورود اراذل و اوباش به مناطق حفاظت شده

    قتل یک محیط بان دیگر به دست شکارچی/ محیط بان عبداله یاری در اثر تیراندازی شکارچیان متخلف به شهادت رسید

    جنایت تفنگ داران در آغاز سال: ۵۸ ساچمه در شکم محیط بان پارک ملی گلستان

    محیط بان: زندگی در هراس/ کشتارچیان محیط بانان را مسخره می کنند!

    روز محیط بان را تبریک نمی گوییم!

    اسلحه‌ای که مجوز دفاع از خود محیط‌ بان را ندارد

    یاوران طبیعت با نثار خون خود مردانه درخشیدند/ ادامه عکس العمل ها به رفتار کشتارچیان قاتل

    میرسنجری: یاری قربانی مدیریت غیر اصولی شکار شد/ شکارچی جانگیر است.

    جزئیات عملیات شبانه برای دستگیری قاتلان محیط‌بان

    دختر پنج ساله ایلامی با اسلحه شکاری مادرش را کشت

    مسئولیت عواقب صدور مجوز سلاح شکاری به عهده مسئولان است

    جزییات شهادت ۴ محیط بان در کردستان

    شهادت یک محیط بان دیگر، صابر الله داد

    شهادت محیط بان به دست شکارچی جانی

    شکار محیط بانان، جنایت تفنگداران

    دستگیری و هلاکت قاتلان یک محیط‌ بان

    مرگ شکارچی با اسلحه غیر مجاز

    هلاکت قاتل ۴ مامور منابع طبیعی

  • یک گربه رئيس ايستگاه قطار در ژاپن است/ تصویری

    یک گربه رئيس ايستگاه قطار در ژاپن است/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7322

    دیده بان حقوق حیوانات: تاما نام گربه اي است که در هفت سال گذشته يکي از نيروهاي کاري ژاپني بوده است. او در ايستگاه قطار کيشي در شهر کينوکاوا، واکاياما، در غرب ژاپن، به عنوان رئيس ايستگاه مشغول به کار است.
    به گزارش ابتکار تاما نام گربه اي است که در هفت سال گذشته يکي از نيروهاي کاري ژاپني بوده است. او در ايستگاه قطار کيشي در شهر کينوکاوا، واکاياما، در غرب ژاپن، به عنوان رئيس ايستگاه مشغول به کار است. البته کلمه”کار” کلمه مناسبي براي آنچه او در اين ايستگاه انجام مي‌دهد نيست. او فقط اينجا و آنجا مي‌نشيند و در مقابل دوربين‌ها ژست مي‌گيرد، البته او براي تلاش هايش پاداش خوبي هم مي‌گيرد. تاما در دفتري شيشه اي با کلاهي لبه طلايي و يک نشان کار مي‌کند.
    تاما هر سال ده‌ها هزار توريست را به اين ايستگاه جذب مي‌کند. حضور او در ايستگاه کيشي به احياي توريسم در منطقه اي روستايي که رو به کساد بود، کمک کرده است. زماني بود که عبور قطار از ايستگاه کيشي 15 درصد کاهش يافته بود. ولي از سال 2007 که تاما رئيس ايستگاه شد، در سال اول 10 درصد رشد عبور و مرور در اين ايستگاه رخ داد.
    توريست‌هاي زيادي از هنگ کنگ و تايوان به اين منطقه سرازير مي‌شوند. البته هيچ انسان ديگري در اين ايستگاه کار نمي‌کند و درست مانند ايستگاه‌هاي راه آهن روستايي ديگر در ژاپن، راه آهن واکاياما نيز هيچ کارمندي را استخدام نمي‌کند. به همين دليل است که مردم عاشق تاماي 15 ساله شده اند، زيرا او خودش به تنهايي از ايستگاه مراقبت مي‌کند. البته نه در 7 روز هفته، بلکه 4 روز در هفته.

    http://i.cdn.travel.cnn.com/sites/default/files/styles/article_large/public/2013/05/21/main-tama-station.jpg?itok=0wMAsdUL

    station master tama 2

    station master tama 3

    station master tama

    station master tama_genpi

    station master tama_imaginebreaker 1

    station master tama_setsuna

    http://smilingtimes.com/wp-content/uploads/2013/10/7741602224_807845bfef_b.jpg

    http://zoomingjapan.com/photos/wakayama/kishi/station-master-tama-the-cat_27.jpg

    https://www.jnto.go.jp/eng/indepth/exotic/JapanesQue/trivia/img/201103_fla_train.jpg

    http://audreymagazine.com/wp-content/uploads/2013/09/1934706278_1d035dfc67_o.jpg

    http://www.iridetheharlemline.com/wp-content/uploads/2010/03/tama-cat-train-station-japa.jpg

    http://i.cdn.travel.cnn.com/sites/default/files/styles/inline_image_624x416/public/2013/05/21/inline-tama-train.jpg?itok=Ofo2eBhw

    http://audreymagazine.com/wp-content/uploads/2013/09/DSC_0120-1.jpg

  • در رخدادی دردناک و قابل تامل گوسفند آبستن پس از سر بریدن چهار قلو زایید/ تصویر

    در رخدادی دردناک و قابل تامل گوسفند آبستن پس از سر بریدن چهار قلو زایید/ تصویر

    Animal-Rights-Watch-ARW-7319
    دیده بان حقوق حیوانات: در یک اتفاق دردناک، گوسفندی که توسط قصاب سر بریده شده بود در شکم این گوسفند چهار بره سالم بیرون آمد.
    به گزارش ایران ناز در یکی از قصابی های شهرستان پارس آباد مغان، قصابی که بعد از سر بریدن یک گوسفند قصد داشت گوشت آنرا بفروشد به محض بریدن شکم این حیوان در کمال تعجب با بره هایی چهار قلو مواجه می شود.این قصاب به محض دیدن این صحنه بره ها را بیرون می کشد و با دادن شیر پستانک مصنوعی و خشک کردن بدن این چهار قلوها توسط سشوار مانع از تلف شدن آنها می شود.
  • چه خوب؛ حالا از طبیعت هم مهربانتر شده ایم! آسیب یابی فعالیت هایی که با نام حمایت از حیوانات انجام می شود

    چه خوب؛ حالا از طبیعت هم مهربانتر شده ایم! آسیب یابی فعالیت هایی که با نام حمایت از حیوانات انجام می شود

    Animal-Rights-Watch-ARW-7321

    دیده بان حقوق حیوانات: گروه ایرانیان مخالف گونه گرایی با انتشار مطلبی آسیب های مختصری که فعالیت های دفاع از حیوانات در کشور را تهدید می کند به رشته تحریر در آورده است که در زیر می خوانید. تقابل با گونه گرایی یکی از ریشه های مهم دیدگاه حقوق حیوانات است.

    اکنون دیگر همه می دانیم، چند سالی است که بحث حمایت از حیوانات در ایران طرفداران بیشتری یافته و از این میان گروه های متعددی بوجود آمده که اکثرا در جهت حمایت از حیوانات تلاش (تلاشی که غالبا بدون هیچ چشم داشت و صرفا با انگیزه ی حمایت از حیوانات انجام می شود) می کنند. بدون شک برگزاری چندین تجمع، فعالیتهای گسترده حمایت از حیوانات ، تهیه مقالات و… بخشی از دستاوردهایِ تلاشِ خالصانه حامیان حیوانات می باشد.

    و همچنین همه میدانیم که بدون شک وجود هرچه بیشتری سازمانها، گروه ها و افراد حامی حیوانات بسیار مفید خواهد بود، اما متاسفانه در کنار مزایای مذکور با توجه تعاملات بسیار پایین افراد و گروه ها در رابطه با سیاست گذاری برای چگونگی حمایت از حیوانات در کشور ایران و همچنین نبود جریانی هماهنگ و قدرتمند متشکل از گروه های حمایت از حیوانات برای کنترل بر فعالیتهای گروه ها و حامیان حیوانات، باعث شده است که این افزایش نیروی انسانی در موارد بسیاری حتی به ضرر حیوانات باشد.

    جدای از ورود سودجویان به جریان حمایت از حیوانات و منفعت طلبی های ایشان (گرگانی در لباس میش) با نام حامیان حیوانات، متاسفانه بسیاری از حامیان راستین حیوانات نیز با الگوگیری نامناسب گاها ایجاد کننده ی رفتارهایی هستند که قربانی به جز حیوانات ندارد.
    متاسفانه همه ما شاهد بوده ایم که در این چند سال، جریان حمایت از حیوانات ایران با ورود به شرایطی حساس درحال تغییر جهتی اساسی است. بدون شک علت بخش عمده ای از این تغییر رویکرد، کم کاری گروه های حمایت از حقوق حیوانات می باشد. تغییر رویکردی که در آن تصمیم گیری های احساسی و همذات پنداری بی اندازه با حیوانات از جانب بسیاری از دوستانمان، شرایط را برای بیان گفتمانی منطقی، عقلانی و علمی به خصوص در مبحث حمایت از حقوق حیوانات سخت کرده است.
    رواج بیش از پیش تجارت اگزاتیک پت، ترویج تغذیه حیوانات به شکلی غیر منطقی، گسترش حمایت از گونه های خاص در شهرها و مناطق مختلف (جاده ها،حومه شهرها و …) ، ترویج و گسترش خرید و فروش حیوانات (حیوان بازی)، تایید و ترویج اولویت سنجی و تصمیم گیری برای زندگی و شرایط زندگی حیوانات (دوستی خاله خرسه) و … تنها بخشی از پیامدهای تغییر رویکرد جریان حمایت از حیوانات در ایران است.

    در شرایطی که بخش عظیمی از فعالین حمایت از حیوانات ایران بهترین راه حمایت از حیوانات در کشورمان را غذا دادن به حیوانات شهری قلمداد می کنند وظیفه ی سنگینی بر عهده گروه های حمایت از حقوق حیوانات می باشد؛ که متاسفانه با درنظر گرفتن تعداد اندک این گروه ها و همچنین توان بسیار محدود آنها، آینده ی جریان حمایت از حیوانات ایران چندان روشن و دلگرم کننده به نظر نمی رسد.

     بدون شک تلاش برای تغییر رویکرد و خارج کردن بخش عمده ای از حامیان حیوانات از فضای مطلقا احساسی، آشنا کردن آنها با مفاهیم حقوق حیوانات و توجیه آنها در رابطه غیر اخلاقی بودن حق تصمیم گیری برای حیوانات از جانب انسان، هزینه های سنگین مالی و انسانی را طلبیده و نیازمند تلاش تمامی حامیان حقوق حیوانات می باشد.

    منبع: ایرانیان مخالف گونه گرایی

  • شکارچیان، سرباز محیط‌بان «دنا» را با «خودرو» زیر گرفتند!

    شکارچیان، سرباز محیط‌بان «دنا» را با «خودرو» زیر گرفتند!

    دیده بان حقوق حیوانات: پارک ملی دنا و محیط‌بان‌هایش گویا قرار نیست رنگ و روی آسایش را ببینند. در جدیدترین رویداد در این پارک ملی چند شب پیش تعدادی شکارچی غیرمجاز که با یک خودرو سمند به منطقه وارد شده بودند یک محیط‌بان را زیر گرفتند. در این حادثه محیط‌بان، سرباز وظیفه، احمد پایه‌گذار از ناحیه پا دچار شکستگی شدید شد. این خبر را پرویز آنت مسوول محیط‌بانی پارک ملی دنا در گفت‌وگو با «شرق» اعلام کرد. آنت همچنین تاکید کرد: پس از این حادثه سرباز محیط‌بان، احمد پایه‌گذار توسط عوامل اورژانس به بیمارستان شهیدبهشتی یاسوج منتقل شده و به دلیل آسیب جدی و شکستگی استخوان، از ناحیه پای راست تحت عمل جراحی قرار گرفت و هم اکنون پس از عمل جراحی و قراردادن پلاتین تحت مراقبت‌های پزشکی است. در همین رابطه همچنین پایگاه خبری دیده‌بان محیط‌زیست نیز نوشت به دنبال دریافت گزارشی مبنی بر ورود شکارچیان غیرمجاز به پارک ملی دنا، اکیپی از محیط‌بانان عازم منطقه مذکور شده و به جست‌وجو پرداختند. فرمانده یگان محیط‌زیست استان کهگیلویه‌وبویراحمد در این رابطه گفت: ماموران در ساعت دو بامداد در یکی از جاده‌های فرعی به یک خودرو سمند مشکوک شده و آن را متوقف کردند. جمشید عبدی‌پور افزود: زمانی‌که محیط‌بانان قصد بازرسی از افراد مشکوک را داشتند چند خودرو دیگر نیز به متخلفان ملحق شده و یکی از خودروها با سرعت سرباز وظیفه، احمد پایه‌گذار را زیر گرفته و با وجود شلیک هوایی و صدور فرمان ایست توسط ماموران، از محل متواری می‌شوند. جمشید عبدی‌پور افزود: با کمک نیروی انتظامی تلاش برای شناسایی و دستگیری عوامل این حادثه در جریان است ولی تاکنون ردی از مجرمان به دست نیامده است.  منطقه حفاظت‌شده دنا در استان کهگیلویه‌وبویراحمد قرار دارد، این منطقه به علت تنوع زیستی قابل‌توجه از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) به‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره ثبت شده است.
    اسعد تقی‌زاده، غلامحسین خالدی و ماشاءالله محنایی نیز سه محیط‌بان اهل استان کهگیلویه‌وبویراحمد هستند که به دلیل شلیک به شکارچیان و کشته‌شدن آنها چند سال است که در زندان به سر می‌برند. اگرچه تاکنون اقداماتی برای نجات این افراد انجام شده اما هنوز این سه نفر در پشت میله‌های زندان و زیر تیغ اعدام به‌سر می‌برند.
    اسعد تقی‌زاده یکی از محیط‌بانان دناست که به صورت قراردادی در استخدام سازمان حفاظت محیط‌زیست بوده است. وی در مرداد سال 1386 در پاسگاه حفاظتی خاریدون در منطقه‌ای کوهستانی مشرف به رشته‌کوه دنا که در منطقه حفاظت‌شده دنا واقع است، خدمت می‌کرد.
    گفته می‌شود او به اتفاق دو همکارش در گشت با پنج‌نفر از شکارچیان مواجه شدند. شکارچیان به سمت آنها تیراندازی کردند و تقی‌زاده آتش آنها را با گلوله‌ای پاسخ داد که یکی از آنان را از ناحیه شکم مجروح کرد و فرد بر اثر این جراحت جان باخت. صدور حکم اعدام برای تقی‌زاده و تایید آن توسط دیوانعالی کشور در مهرماه 1390 توجه مردم را به شرایط محیط‌بانان که از زحمتکش‌ترین قشر خادمان مردم هستند جلب کرد. تقی‌زاده حالا حدود شش سال است که در زندان یاسوج به‌سر می‌برد.  غلامحسین خالدی محیط‌بان منطقه حفاظت شده دنا به اتهام قتل یک شکارچی به اعدام محکوم شد. او بعد از  اسعد تقی‌زاده، دومین محیط‌بان منطقه دناست که در زندان به انتظار مرگ نشسته است. 24تیر 89 غلامحسین خالدی به همراه همکارش در حال گشت‌زنی در محدوده حفاظت‌شده تحت‌پوشش خود (500متر مانده به قله قدویس در چهارهزارو400متری دنا) در تنگه شملیه‌دان میمند بود که متوجه صدای گلوله شد و بعد چهار شکارچی را دید که لاشه یک راس کل را به همراه دارند. در سراشیبی یک تپه، شکارچی‌ها بعد از ایست ماموران به سمت آنها حمله می‌کنند. درگیری آغاز می‌شود و تیر هوایی شلیک می‌شود. غلامحسین خالدی با دو شکارچی که به روی او چاقو کشیده بودند درگیر می‌شود. دو شکارچی دیگر با تفنگ برنو این حادثه را نظاره می‌کردند. او به همراه همکارانش با شکارچیان گلاویز شد و در گیرو‌دار این جدال، 12گلوله از پنج اسلحه کلاشینکف شلیک می‌شود و ناگهان یکی از شکارچیان به نام محمد پایه‌گذار با چاقویی از غلاف درآمده در دستش، نقش بر زمین شد. ماشاءالله محنایی دیگر محیط‌بان زندانی است. وی متولد 1352 سومین محیط‌بان منطقه دناست که به اعدام محکوم شده است. محنایی اول‌فروردین 1389 در حال گشت‌زنی در منطقه تحت‌پوشش خود در کوه خایز شهرستان کهگیلویه از توابع این استان با شش شکارچی برخورد می‌کند که بین آنها درگیری ایجاد می‌شود که بعد از آن تیر رها شده از تفنگ محنایی موجب مرگ یکی از شکارچیان شد. این محیط‌بان نیز هم اکنون در زندان به‌سر می‌برد.

    روزنامه شرق

  • خبر بد برای زنبورهای بومی اروپا

    دیده بان حقوق حیوانات: نتایج مطالعات جدید نشان داد که 24 درصد از گونه‌های «خَرزنبور»های اروپایی در معرض خطر انقراض هستند.

    به گزارش ایسنا، در این مطالعه تمامی 68 گونه خرزنبورهای بومی اروپا مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این مطالعه بخشی از برنامه بررسی وضعیت زندگی حشرات گرده افشان اروپا (STEP) و فهرست قرمز اروپایی حشرات گرده افشان بوده که هر دو از سوی «کمیسیون اروپایی» بنیان‌گذاری شده‌اند. نتایج این مطالعه در فهرست قرمز گونه‌های در معرض تهدید IUCN ‌نیز گنجانده می‌شود.

    خرزنبورها نظیر سایر حشرات گرده افشان در تامین امنیت محصولات غذایی نقشی حیاتی ایفا می‌کنند. آنها باعث تولیدمثل گیاهان و بهبود تولید محصولات کشاورزی نظیر گوجه فرنگی، فلفل و سایر انواع میوه‌ها، سبزیجات و غلات تشکیل دهنده رژیم غذایی ما می‌شوند. در اروپا از مجموع پنج گرده افشان اصلی دانه‌ها،‌ سه حشره را خرزنبورها تشکیل می‌دهند. این حشره همراه با سایر گرده افشانان، سالانه بیش از 22 میلیارد یورو به کشاورزی اروپا کمک می‌کنند.

    به نقل از پایگاه اطلاع رسانی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)، بنابراین مطالعه، جمعیت 46 درصد از گونه‌های خرزنبورهای اروپایی کاهش یافته، 29 درصد ثابت مانده و 13 درصد نیز در حال افزایش است. مهمترین تهدیدها برای جمعیت خرزنبورها شامل تغییرات جوی، تشدید فعالیت‌های کشاورزی و تغییر زمین‌های کشاورزی هستند.

  • تداوم توبه از شکار و رسیدن به شعار «اسلحه مقدس، اسلحه شکسته است»؛ صف شکارچیانی که «نگهبان» می‌شوند در حال افزایش است

    تداوم توبه از شکار و رسیدن به شعار «اسلحه مقدس، اسلحه شکسته است»؛ صف شکارچیانی که «نگهبان» می‌شوند در حال افزایش است

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360288_496.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: اگر این روند تداوم یافت و روزی قرار شد از نخستین تفنگ شکستن به عنوان سنگ بنای حفاظت از گونه‌های حیات وحش کشور سخن گفت، باید از دختری یاد کرد که از پدرش خواست دیگر به شکار نرود و لاشه حیوانات را به خانه نیاورد و او را مجاب کرد که از شکار دست بشوید و سر سلسله توبه شکارچیان شود.

    به گزارش «تابناک»، در روزگاری که به دلیل شدت گرفتن اخبار کشتار بی‌رحمانه حیات وحش و شدت گرفتن خطر انقراض برخی گونه‌های نادر جانوری کشورمان، مسئولان سازمان محیط زیست بحث ممنوعیت شکار را برای چند سال مطرح کرده و تلاش دارند که در میان مخالفت‌های بروز کرده، آن را پیگیری و اجرا کنند، روز به روز به تعداد شکارچیانی که توبه می‌کنند و تفنگ می‌شکنند، افزوده می‌شود.

    ماجرای توبه از شکار و تفنگ شکستن از زمانی آغاز شد که «احمد عزیزی»، شکارچی کهنه کار امان، مریوانی تصمیم گرفت پس از سالها بی جان کردن گونه‌های مختلف جانوری در منطقه هورامان، تفنگ خود را کُشته و با طبیعت آشتی کند؛ طبیعتی که فرزندش هم در آن سهم دارد و آینده آن با روند فعلی شکار، تاریک به نظر می‌رسد، مگر آنکه امثال «کاک احمد» به یاری‌اش بشتابند.

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360285_574.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360286_777.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360287_788.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360283_984.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360284_871.jpg

    قتی این شکارچی تفنگش را جلوی دیدگان اهالی روستا شکست، دیگر به معنای واقعی شکارچی شده بود و حتی از این مرز نیز عبور کرده بود؛ او درک کرده بود که تداوم روند شکار به فصل آیشی برای حیات وحش نیازمند است که در نظر گرفتن آن، به معنای ساکت کردن صدای تفنگ‌ها برای چند سال و چه بسا چند دهه است و اینقدر نسبت به آن بی توجهی شده که تقریبا تکیه بر آن غیر ممکن به نظر می‌رسد و بهتر است برای حفظ باقی مانده حیات وحش، از این به بعد را فصل آیش اعلام کرد.

    بنیه حیات وحش کشور با از بین رفتن زیستگاه‌ها، نفوذ آلودگی ها به آب و خاک، نفوذ بی حد و حصر انسان ها به قلمرو حیوانات و شکار پر تعداد گونه های مختلفِ حلال گوشت و حرام گوشت، اینقدر لاغر شده که فعلا باید به فکری راهی برای زنده نگه داشتن آن بود و زود است به این بیندیشیم که چه زمانی پروار خواهد شد و می‌توان شکار کنترل شده را پی گرفت.

    ضربه‌ای که کاک احمد با سنگ خارا بر تفنگ خود وارد آورد، بلندترین صدایی بود که این شکارچی سابق و تفنگش به یاد داشتند و دارند؛ صدایی بلند که طنین آن هنوز از شهرهای مختلف به گوش می‌رسدو خوش بختانه نه تنها به مرگ هیچ جانداری ختم نمی‌شود، بلکه به حفاظت از گونه های حیات وحش منجر می‌شود.

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360289_326.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360291_366.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360290_652.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360292_588.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360289_326.jpg

    پس از آن رویداد، در اسفندماه پانزده شکارچی اهل «کامیاران» تفنگ و شکار را کنار گذاشته و کبک‌های طعمه خود را رها کردند و با قفس سوزان به استقبال بهاری متفاوت رفتند؛ بهاری که در آن حیات وحش آن خطه شکارچیان کمتری به خود می‌بینند و احتمال نابودی‌شان کمی کاهش یافته است.

    آن روز شکارچیان توبه کرده بیانیه‌ای خواندند که نشان می‌داد نه تنها از تعداد شکارچیان کاسته شده، بلکه بر شمار نگهبانان محیط زیست افزوده شده است؛

    “مژده باد ای طبیعت، ای کل های زیبا، ای کبک‌ها، ای پرندگان، ای رودخانه ها، از امروز به بعد ما اولین نگهبانان شما خواهیم بود و با کاشتن نهال ها، رها کردن پرندگان از قفس و  سوزاندن قفس ها، در پیشگاه خدا ندامت و پشیمانی خود را از شکارچی بودن ابراز می‌کنیم و از این پس هرگز دست به شکار هیچ حیوان و جانداری در طبیعت نخواهیم زد. خداوند پشتیبان ما باشد.”

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360296_265.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360299_486.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360298_573.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360295_806.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360297_258.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360296_265.jpg

    اسفندماه که تمام شد، مراسم توبه شکارچیان در دیگر نقاط غرب کشور با نوروز باستانی عجین شد تا ثابت شود همان گونه که نقش کردها در حراست از آداب و رسوم نوروزی چشم گیر و  پر رنگ است، وقتی عزمشان بر تصمیمی استوار شود، آنچنان در آن مسیر پایمردی می‌کنند که می‌توانند اسوه باشند.

    حالا نوبت اهالی «سقز» بود تا میزبان جشن توبه شکارچیان، رهاسازی پرندگان و قفس سوزان باشند و بعد از آن از «نودشه» خبر رسید که اتفاق مشابهی رقم خورده و تفنگ شکنی ادامه دارد؛ مراسمی که گویی همسانی خاصی با جشن های نوروزی دارد و چه زیبا شعار «اسلحه مقدس، اسلحه شکسته است» در حاشیه آن مطرح می‌شود.

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360300_158.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360302_983.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360301_295.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360303_638.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360304_553.jpg

    این بار هم تفنگی شکسته و برای همیشه سبز شد تا پیامی متفاوت برای مسئولان و افکار عمومی مخابره شده و به همه گوشزد شود که اگر می‌خواهیم زخم‌های طبیعت را التیام دهیم، باید همه به سهم خود ورود کنیم. هرچند که هنوز قوانین این حوزه گشاده دستانه می‌گوید هر ایرانی بالای 18 سال مجاز است سه قبضه سلاح شکاری داشته باشد؛ یک تفنگ گلوله‌زنی برای شکار پستانداران، یک تفنگ گلوله‌زنی با کالیبری کوچکتر از 6 میلیمتر برای تمرین تیراندازی و یک تفنگ ساچمه‌زنی برای شکار پرنده!

    شاید اگر صدای تفنگ کُشی غرب کشور به بهارستان پایتخت برسد و نگرانی از وجود بیش از یک میلیون سلاح شکاری غیر مجاز فراگیر تر شود، بتوان امید داشت که اوضاع رو به بهبود رفته و از سرعت ماشین نابودی حیات وحش و محیط زیست کشور کاسته شود.

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360320_291.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360317_394.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360318_376.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360321_159.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360319_364.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360322_827.jpg

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360323_576.jpg

    منبع: تابناک

  • سکانس محبوب سریال پایتخت در شرح حال محیط بانان/ فیلم

    دیده بان حقوق حیوانات: سریال نوروزی و پر بیننده پایتخت در یکی از محبوب ترین سکانس های امسال، از زبان «بهبود فریبا» حقایقی از سختی های محیط بانی به مخاطب ارایه داد که موج حمایت محیط بانان و فعالان محیط زیست را به دنبال داشته است. این بخش را ببینید:

  • محيط‌بان زخمي در راه بيمارستان، محيط‌بان زنداني در راه خانه

    محيط‌بان زخمي در راه بيمارستان، محيط‌بان زنداني در راه خانه

    دیده بان حقوق حیوانات: نوروز امسال، برخلاف گذشته شاهد طيف وسيعي از پيام‌هاي محيط زيستي در صدا و سيما بوديم، از زيرنويس‌ها گرفته تا گوشه‌هايي از ديالوگ‌هاي بازيگران سريال‌هاي نوروزي تا اختصاص يافتن چند قسمت از پربيننده‌ترين سريال تلويزيوني نوروز به مساله حفاظت محيط‌زيست. پيام‌ها داده شد تا مردم ببينند و بشنوند و بياموزند حفاظت را و با مشاغلي چون محيط‌باني آشنا شوند كه با وجود سختي كار و حقوق پاييني كه به اين قشر تعلق مي‌گيرد، شاهد مورد ضرب و شتم قرار گرفتن و حتي كشته شدن آنها از سوي شكارچيان غيرمجاز هستيم، اما كسي گمان نمي‌كرد هنگامي كه ديالوگ محيط‌بان مازندراني سريال نوروزي، تاثير خودش را مي‌گذارد و بغض و اشكي كه ميليون‌ها ايراني در يكي از آخرين شب‌هاي نوروزي شاهدش بودند كه براي محيط‌باناني ريخته مي‌شود كه براي پلنگ و يوزپلنگ اين سرزمين جلوي شكارچيان غيرمجاز مي‌ايستند، محيط‌باني ديگر در همان استان، اقدام به ضرب و شتم محيط‌باني ديگر كرد، محيط‌باني كه با ظاهر شدن مقابل شكارچيان غيرمجازي كه با شكار كردن يك كل چهار ساله، مهمان تبر و چوب و چماق‌شان شد و راهي بيمارستان.

    به گزارش تابناك، «صمد كياني» محيط‌بان تحصيلكرده نوري كه حسب وظيفه قصد دستگيري متخلفان را داشت، با تهديد به تيراندازي ايشان روبه‌رو شد و پس از آنكه با داس و چوب مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مجروح شد، كارش به تخت بيمارستان رسيد تا نخستين حمله شكارچيان به محيط‌بانان در سال 93 رقم بخورد. اين محيط‌بان كه كار‌شناس ارشد حقوق محيط‌زيست نيز هست، در شرح ماجرا گفته است: «در هنگام حادثه به عنوان محيط‌بان جانشين در منطقه بودم كه با شنيدن صداي تيراندازي به دنبال منشا آن رفتم و سه شكارچي متخلف را ديدم كه يك كل چهار ساله را با شليك گلوله از پا درآورده بودند.»

    او كه ترجيح داده بود به دليل مشكلات همراه داشتن اسلحه، سلاح را سربار گشت روزانه خود نكند، افزود: «به هر ترتيب توانستم شكار غيرمجاز را از شكارچيان بگيرم ولي آنها با چوب و چماق و تبر به سمت من حمله‌ور شدند و ضمن مجروح كردن من، لاشه را برداشته فرار كردند. در جريان درگيري تلفن همراهم از كار افتاد و سرانجام با وجود مصدوميت با كمك يك خودروي عبوري خودم را به شهر رساندم.»

    او كه هم‌اكنون براي مداوا در بيمارستان بستري ا‌ست در ادامه از شناسايي يكي از شكارچيان خبر داد و گفت: «يك از متخلفان، سابقه‌دار و عضو شوراي محل يكي از روستاهاي حوزه بلده است كه پيش از اين نيز به جرم شكار غيرمجاز دستگير شده بوده و داراي سوءپيشينه كيفري است. در اين روزها كه از شوراي محلي انتظار مي‌رود حامي محيط زيست و محيط‌بانان باشند، جاي تاسف دارد كه يكي از اعضاي اين شورا، خود شكار غيرمجاز كند؛ شايسته است قوه قضاييه برخورد قاطعي با اين دست متخلفان داشته باشد تا آنها ديگر به فكر تكرار جرم خود نيفتند.»

    محيط‌بان محكوم به قصاص آزاد شد

    اما خبري خوش از جنس محيط‌باني هم به گوش رسيده است، محيط‌بان يزدي كه به قصاص محكوم شده بود با رضايت اولياي دم از چوبه‌دار رهايي يافت.

    بنا به اظهارات معاون توسعه مديريت، حقوقي و امور مجلس سازمان حفاظت محيط زيست، با گذشت اولياي دم، محيط‌بان «كرامت برهاني» كه به قصاص نفس محكوم شده بود، از زندان آزاد شد.

    سيدمحمد مجابي در اين خصوص اظهار داشت: «متاسفانه در برخي موارد هنگامي كه محيط‌بانان براي جلوگيري از تخلفات شكار و صيد با شكارچيان مواجه مي‌شوند، درگيري‌هايي صورت مي‌گيرد كه بر اثر اين درگيري‌ها تاكنون تعدادي از محيط‌بانان اين سازمان به شهادت رسيده يا دچار نقص عضو و مجروحيت‌هاي مختلف شده‌اند و از سوي ديگر در برخي موارد نيز هنگام درگيري، شكارچيان نيز دچار آسيب‌هايي مي‌شوند.» وي افزود: «حدود 2 سال قبل يكي از محيط‌بانان اين سازمان به نام كرامت برهاني در شهرستان خاتم در مرز استان فارس و يزد با شكارچياني مواجه و منجر به درگيري مي‌شود كه در اثر اين درگيري متاسفانه يكي از شكارچيان به نام مرحوم رحيم بيگي در اثر درگيري جان خود را از دست مي‌دهد. براساس حكم دستگاه قضايي اين محيط‌بان يزدي محكوم به قصاص مي‌شود كه خوشبختانه اولياي مرحوم بيگي پس از پيگيري‌هاي اين سازمان و استان يزد، رضايت خود را اعلام مي‌كنند و در آخرين روز سال 92 پس از دو سال زنداني اين محيط‌بان با موافقت اولياي دم و رضايت آنان و دستگاه قضايي از زندان آزاد شد.»وي ابراز اميدواري كرد به حول و قوه الهي و با تمهيدات و درايتي كه در اين راستا به كار گرفته خواهد شد و آموزش بيشتر محيط‌بانان و ماموران اجرايي، ديگر شاهد وقوع چنين حوادثي نباشيم همچنين از توجه و عنايت دولت يازدهم در تامين حق‌الكشف محيط‌بانان و جبران خسارت وارده به آنان و نيز پرداخت ديه به محيط‌بانان محكوم قدرداني مي‌كنم.

    منبع: اعتماد

  • کشف دایناسور پردار

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/16/360185_321.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: دانشمندان موفق به بازسازی دایناسور غول پیکری به نام «مرغ جهنمی» شدند که در 66 میلیون سال پیش در شمال آمریکا زندگی می‌کرده است.

    به گزارش خبرگزاری فارس، دیرینه‌شناسان آمریکایی قادر به بازسازی گونه‌ای دایناسور غول‌پیکر به نام «مرغ جهنمی» شدند که 66 میلیون سال پیش در شمال آمریکا وجود داشته است.

    این دایناسور گوشتخوار که گیاهخوار هم بوده، گردنی دراز، پنجه‌های تیز، دست‌ها و دمی دراز داشته است.

    به گزارش واشنگتن پست، این حیوان عظیم‌الجثه که شبیه پرنده است، دم و دست‌های بلند دارد و از روی فسیل‌هایی که حدود 200 تا 300 کیلو وزن و سه متر و نیم طول دارند در اواخر سال 1990 در داکوتای شمالی و داکوتای جنوبی، 2کشور شمالی ایالات متحده کشف شده بود ساخته شده است.

    «اما اسشاچنر» از دانشگاه یوتا که در این پژوهش شرکت داشت گفت: این دایناسور «آنزو وایلیئی» نامگذاری شد؛ «وایلیئی» نام دوم پسر مدیر موزه تاریخ طبیعی Carnegie de Pittsburgh در پنسیلوانیا است جایی که اسکلت سه فسیل پیدا شده و «آنزو» نام یک رباینده غول‌پیکر با سرمرغ که احتمالا پر و بال داشته انتخاب شده است.

  • تابش: نگذاریم یوزآسیایی به سرنوشت شیر ایران و ببر مازندران دچار شود

    http://media.isna.ir/content/tabesh.jpg/4

    دیده بان حقوق حیوانات: رئیس فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس شورای اسلامی با تاکید براینکه وضعیت تخریب طبیعت و محیط زیست در استانهایی نظیر یزد که از اقلیم گرم و خشک و شکننده برخوردارند، دقت و مراقبت بیشتری می‌طلبد، افزود: ما در این استان با بحرانهایی مواجهیم که اگر به مدد عقل و تدبیر و بهره‌گیری از علم و فناوری، از هم اکنون با آنها مقابله نکنیم، فردا خیلی دیر است.

     به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)،‌ به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، محمدرضا تابش، در مراسم رونمایی از تندیس بزرگترین یوزآسیایی در اردکان یزد با بیان اینکه اهتمام به محیط زیست از وظایف حاکمیتها و از مولفه های مورد سنجش در ارزیابی حکمرانی مطلوب است، گفت: شاید بی توجهی به محیط زیست و طبیعت در فرایند صنعتی شدن و در گذر از دوران سنت به مدرنیته، باعث شده است امروز با مخاطرات جدی در این عرصه روبرو باشیم.

    وی هشدار داد: تخریب در عرصه منابع طبیعی آنقدر جدی است که پایداری تمدن ایرانی را مورد تهدید قرار داده است.

    رئیس فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس شورای اسلامی با تاکید براینکه وضعیت تخریب طبیعت و محیط زیست در استانهایی نظیر یزد که از اقلیم گرم و خشک و شکننده برخوردارند، دقت و مراقبت بیشتری می طلبد، افزود: ما در این استان با بحرانهایی مواجهیم که اگر به مدد عقل و تدبیر و بهره گیری از علم و فناوری، از هم اکنون با آنها مقابله نکنیم، فردا خیلی دیر است.

    تابش با اشاره به برخی معضلات زیست محیطی استان نظیر آلودگی هوا در دشت یزد- اردکان که اغلب صنایع در آن مستقرند، دفع غیربهداشتی زباله ها و پساب فاضلابها، کمبود منابع آب حتی برای شرب، مساله ریزگردها، از بین رفتن گونه های نادر جانوری و گیاهی و در کل تنوع زیستی، خواستار جدیت مردم و مسوولان برای حل آنها شد .

    عضو شورای عالی محیط زیست کشور در عیم حال، اقدام نمادین در ساخت مجسمه یوزآسیایی را که در زمره گونه های در حال انقراض جانوری است و تنها تعداد اندکی از آنها در استان یزد وجود دارد، ارزنده و در خور تقدیر توصیف کرد.

    تابش با اشاره به زیستگاه یوزپلنگ آسیایی یا ایرانی در سطح کشور گفت: زیستگاه این جانور در استان یزد نیز در پارک ملی سیاهکوه و پناهگاه حیات وحش دره انجیر اردکان، کویر بافق و منطقه حفاظت شده کالمند بهادران مهریز قرار دارد که مستلزم توجه ویژه و فوری بخصوص برای تامین امنیت، غذا و آب بعنوان سه فاکتور مهم تداوم حیات این گونه جانوری نادر است.

    وی همچنین با اشاره مناطق حفاظت شده شهرستان اردکان گفت: یکی از زیستگاه های مهم این جانور که پارک ملی سیاه کوه است، مورد بی توجهی محض قرار گرفته و حتی برای تامین امکانات و تجهیزات اولیه منطقه اقدام اساسی انجام نشده است .

    عضو شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور با انتقاد از این موضوع، خواستار توجه جدی برای رفع مشکلات پارک ملی سیاه کوه و انتقال دفتر سرمحیط بانی پارک به اردکان و همچنین آغاز عملیات اجرایی احداث مرکز تحقیقات محیط زیست اردکان شد.

    تندیس یوز آسیاسی به طول هفت و ارتفاع چهار متر در میدانˈچادرملویˈ اردکان نصب شده است. شهرستان اردکان در 60 کیلومتری شمال غرب یزد واقع است.

  • «پایتخت ۳» پای درد دل محیط بانان نشست

    http://www.doe.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=6fde7d98-5659-440c-a86c-b561e8580a5a

    دیده بان حقوق حیوانات: در میان انبوه تولیدات صدا و سیما، سریال پایتخت 3 علاوه بر جذب مخاطب پر شمار به مسئله ای پرداخت که کمتر در تنها رسانه فراگیر کشور مورد توجه قرار می گیرد؛ «حیات وحش زخمدار ایران و وضعیت نامساعد محیط بانان».

    به گزارش ایران سبز در شرایطی که صدا و سیما به عنوان تنها رسانه فراگیر و پرمخاطب ایران موظف است تا بخش اعظمی از تلاشش را بر تغییر برخی رفتارهای ناصحیح اجتماعی معطوف کند، اما آنچه که مشهود است، کم توجهی این رسانه به مسئله حیاتی محیط زیست است.

    با اینحال سریال «پایتخت ۳» به کارگردانی سیروس مقدم که با چاشنی طنز توانسته است مخاطبان بسیاری را پای گیرنده ها بنشاند، توجه ها را به این مقوله جلب کرده است. کاراکتر بهبود فریبا که یک محیط بان است، نماد گوشه ای از سختی هاییست که یک محیط بان در راه پاسداری از حیات وحش کشور متحمل می شود.

    اوج تلاش تولید کنندگان این سریال جهت جلب توجه عموم به مسئله مهم حیات وحش، قسمتی از این سریال بود که بهبود در مراسم رونمایی از لباس تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، سخنانی را در مورد وضعیت محیط بانان به زبان آورد؛ سخنانی هر چند کوتاه، اما شیوا و گویا.

    سخنانی در مورد وضعیت دشوار محیط بانان ایران. اینکه در سخت ترین شرایط کاری کمترین دستمزد را دریافت می کنند، و در شرایطی که همواره با خطر دشمنی مسلح دست به گریبان هستند، جرات استفاده از اسلحه را ندارند، اسلحه ای که تنها باری اضافه است.

    او از محیط بانانی گفت که در حین انجام ماموریت جان داده یا معلول شده اند و محیط بانانی که با کمال تاسف زندانی و حتی در انتظار اعدام هستند.

    این کاراکتر با اشکهایی که ریخت، دل هر دردمند محیط زیست و حیات وحشی را به درد آورد، اما آیا دل مسئولان نیز به درد آمده است؟

    با تمام وجود امیدوارم هر کسی که این سریال طنز را دیده است، حداقل این چند لحظه را نخندیده باشد و اندکی به فکر فرو رفته باشد و هر مسئولی به یاد مسئولیتش افتاده باشد.

    امیدواریم صدا و سیما از این پس بیشتر این مقوله را در دستور کار قرار دهد و برنامه هایی را تولید نماید که مختص وضعیت ناگوار محیط زیست ایران باشد. تلاش برای تغییر فرهنگ مردم در زمینه حفظ محیط زیست، تنها با کمک ارگان های ذی نفوذ و فراگیر است که به ثمر می نشیند، وگرنه هر چه در سایت ها و رسانه هایی از این دست فریاد کنیم، چندان تاثیری نخواهد داشت و یا حداقل تاثیرش در کوتاه مدت چندان ملموس نخواهد بود.

    با این همه، باید از تهیه کننده ، کارگردان و سایر دست اندرکاران سریال «پایتخت ۳» به خاطر پرداختن به این موضوع سپاسگذار بود، بلکه این آغازی باشد بر توجه بیشتر صدا و سیما به مقوله محیط زیست و حیات وحش.

  • توضیحات جهانگیر رها در رابطه با خرس قطبی سمیرم؛ ویدئو شماره یک گروه خورشید سیاه/ فیلم

    توضیحات جهانگیر رها در رابطه با خرس قطبی سمیرم؛ ویدئو شماره یک گروه خورشید سیاه/ فیلم

    Animal-Rights-Watch-ARW-7292

    دیده بان حقوق حیوانات: «خورشید سیاه» در آستانه روز سیزدهم فروردین پیام تصویری منتشر کرد.

    در پیام تصویری گروه موسیقی «خورشید سیاه»، جهانگیر رها خواننده این گروه به سووال های مخاطبان در رابطه با مسایل مختلف پاسخ می گوید. رها همچنین اطلاعاتی از آینده گروه و برنامه های در دست تهیه ارایه می کند. توضیحات ترانه سرای ترانه «خرس قطبی سمیرم» که به کشتار خرس های قهوه ای در سمیرم می پردازد در این ویدیو شنیدنی است.

    گروه موسیقی خورشید سیاه، تنها گروه موسیقی کشور است که به شکل خاص به مسایل مربوط به حیوانات، حیات وحش و محیط زیست می پردازد.

    ترانه خرس قطبی سمیرم در کنسرت های این گروه که به مناسبت بیستم شهریور «روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات» برگزار شده است با استقبال بی نظیر مواجه شده است.

  • لغو مجوز سلاح شکاری متخلفان و کاهش ساعات کاری محیط‌بانان

    http://arw.ir/wp-content/uploads/2014/01/Animal-Rights-Watch-ARW-2428.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: فرمانده یگان حفاظت محیط زیست از بررسی پیشنهاد کاهش ساعات کاری محیط‌بانان از سوی سازمان حفاظت محیط زیست خبر داد و گفت: با معاونت حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست و ستاد کل نیروهای مسلح، در این‌باره جلساتی داشتیم که در نهایت می‌توان گفت نظرها مثبت است.

    به گزارش ایسنا، سرهنگ حمیدرضا خیلدار افزود: در حالی که نیروهای ناجا 10 روز خدمت کرده و 20 روز استراحت دارند، نیروهای یگان حفاظت محیط زیست، 18 روز بر سر کار بوده و تنها 12 روز استراحت می‌کنند؛ به عبارتی ساعت اضافه کاری محیط‌بانان با حقوق پایین‌تر، 184 ساعت بیشتر از نیروهای ناجا است.

    وی در خصوص جذب نیرو در یگان حفاظت محیط زیست، اظهار کرد: نیروی مشغول به کار سازمان حفاظت محیط زیست 10 هزار و 700 نفر است که 25 درصد ساختار مصوب آن را تشکیل می‌دهد.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست اضافه کرد: در حال حاضر استان‌ها 20 تا 30 درصد پست سازمانی خود را فعال کرده‌اند؛ که اگر اعتبار مورد نیاز فراهم شود، می‌توانیم نیروهای بیشتری را برای حفاظت از عرصه‌های زیست محیطی کشور فراهم کنیم.

    خیلدار اظهار کرد: خانم ابتکار نامه‌ای به سردار دهقان، وزیر دفاع ارسال کرده‌اند تا تولید سلاح شکاری از گردونه خارج شود و وزیر دفاع نیز قول مساعد داده‌اند که جلوی تولید این سلاح‌ها گرفته شود.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست ادامه داد: طبق ماده 191 قانون پنجم توسعه، دولت مکلف است که تعداد سلاح‌های شکاری را به تعداد جمعیت قابل برداشت حیات‌وحش تحویل دهد که نامه اجرایی شدن این قانون نیز ابلاغ شده اما هنوز به اجرا در نیامده است.

    وی تصریح کرد: به کمیسیون سلاح و مهمات شورای امنیت کشور نیز نامه‌ای ارسال کرده‌ایم تا در استان‌هایی که سلاح شکاری بدون پروانه شکار مورد استفاده قرار می‌گیرد، در صورت مشاهده تخلف، مجوز سلاح شکاری فرد باطل شود.

  • حراست از حیات وحش، اولویت ششم سازمان محیط زیست است!

    حراست از حیات وحش، اولویت ششم سازمان محیط زیست است!

    دیده بان حقوق حیوانات: برای محیط زیست و تلاشگران این عرصه، سالی که گذشت، پر بود از حوادث رخدادهای گوناگون و متعدد؛ اما بی گمان انتخاب معصومه ابتکار به سمت ریاست سازمان محیط زیست و معاون رئیس جمهور ـ البته با دیرکرد فراوان به نسبت انتخاب اعضای کابینه و دیگر معاونان رئیس جمهور رقم خورد ـ مهم ترین آنها بود؛ انتخابی که خیلی زود در اخبار ناگوار این حوزه گم شد تا از سال 92 خاطره خوش زیست محیطی کمتر در یادها نقش بسته و سیاهی جای آنها را بگیرد.

    به گزارش «تابناک»، اگر قصد برشمردن مهم ترین رخدادهای زیست محیطی سال گذشته را داشته باشیم، بی گمان کشتار پلنگ‌های ایرانی در نقاط کشور وزن زیادی را از آن خود کرد؛ اینقدر که بتواند از وفای رئیس جمهور به عهد انتخاباتی خود درباره دریاچه ارومیه و تشکیل کارگروه ویژه برای این موضوع، آتش نگشودن بر پلنگی که گله چوپان را دریده بود و حتی پروسه طولانی نقش بستن یوز ایرانی بر پیراهن ملی پوشان در جام جهانی سبقت گرفته و سال ۹۲ را در انت‌ها به سال سیاه شکار گونه‌های در خطر انقراض تبدیل کند.

    از این روی می‌گوییم سال سیاه شکار که تأکید مسئولان بر وخامت حال محیط زیست و خبرهایی که در این زمینه منتشر می‌شد، با شلیک به «البرز»، پلنگ نر درشت جثه البرز مرکزی و شلیک به گوزن زرد اسیر در نزدیکی مقر ریاست سازمان محیط زیست، بهترین گواهی را برای به صدا درآوردن زنگ خطر در این عرصه به دست می‌داد اما مجالی برای این کار یافت نشد.

    همزمان با این رخدادهای شوم، نفس برخی کلان شهرهای کشور از آلودگی ناشی از سوخت‌های غیر استاندارد و آلاینده به شماره افتاده و دریاچه ارومیه یک گام به نابودی نزدیک‌تر شده بود، شهرهای نزدیک به مرز عراق در گرد و غبار مریضی را به ساکنانشان هدیه می‌دادند، خشکسالی و بی‌آبی به شدت فشار می‌آورد و اوضاع اینقدر قمر در عقرب بود که زمام همه امور در رفته به نظر می‌رسید.

    گویی هر چه در سالیان سال کاشته باشیم، یکباره به ثمر رسیده باشد و درو کردن آن حتی با کمباین هم مقدور نباشد؛ چه برسد به داسی که در سال های گذشته کارکردی نداشته و اینقدر کنار مانده که زنگ زده و اکنون قرار است در روزگاری به کار آید که شعار «کلید» شده و «داس» بی‌کارکرد خوانده می‌شود.

    همه این‌ها در کنار هم موجب شده که رئیس سازمان محیط زیست از سقوط رتبه کشورمان در این زمینه سخن بگوید و باز بگوید تا این عرصه تقریبا با کمترین کار عملی برای سال بعد، یعنی امسال بماند؛ با اولویت‌هایی که هرچند درست و مرتب به نظر می‌رسند، گویی به انتخاب بد و بد‌تر بیشتر شبیه اند تا اولویت اضطراری برای خدمات دهیِ بیشتر.

    معصومه ابتکار در گفت‌وگو با سالنامه روزنامه شرق در پاسخ به اینکه پس از دوره شش ماهه‌ حضور در سازمان و سفر به نقاط گوناگون کشور برای بررسی نزدیک بحران‌های این عرصه، اگر بخواهید اصلی ترین مشکلات محیط زیست ایران را رده بندی کنید، کدام مسائل در فهرستتان قرار می‌گیرد، این گونه پاسخ گفت:

    «این رتبه بندی یکی به لحاظ فوری بودن و دیگری به لحاظ اثر بخشی مستقیم روی انسانهاست؛ یعنی عوارض و آثاری که مستقیم روی زندگی افراد و کیفیت زندگی آن‌ها، طول عمر و سلامتشان خود را نشان می‌دهد. بر این اساس مهم‌ترین معضل که در رتبه اول و دوم قرار دارد به نظر من آلودگی هوا و ریزگرد‌ها است. آلودگی هوا هم دو جنبه دارد؛ یکی آلودگی ناشی از فعالیت‌های خودرو‌ها و منابع ساکن مثل نیروگاه‌ها و صنایع که شهرهای بزرگ را در بر می‌گیرد و دیگری هم گرد و غبار است که متاسفانه این موضوع ریزگرد‌ها را به صورت جدی تجربه کرده‌ایم و تا ۲۳ استان کشور را تحت تاثیر قرار داده است.

    در شهرهای بزرگ آلودگی هوا بر حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون نفر تاثیر می‌گذارد. گرد و غبار هم همین‌طور است و جمعیت بسیار زیادی از کشورمان به خصوص در استان‌های جنوبی و غربی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته این موضوع در یکی دو سال اخیر مقداری کمتر شده و ترمیم پیدا کرده است.

    رتبه بعدی و سوم از نظر من هم که خیلی وضعیت بدی را به وجود آورده، بحران دریاچه ارومیه است و آثار خشک شدن آن و عوارضی که برای تمام شهرهای اطراف و کشاورزی و مردم و زندگیشان به طور مستقیم به وجود آورده است. همین طور در همین رتبه باید نام تمام تالاب‌های کشور را هم اضافه کنم؛ یعنی می‌توانیم برای ارومیه یک رتبه جدا لحاظ کنیم و در کنارش برای هامون، بختگان، پریشان و ۴۵ تالاب دیگر کشور که به دلیل سوءمدیریت منابع آب و فقدان آن دچار آسیب های جدی شده‌اند.

    رتبه چهارم نیز از نظر من مساله آلودگی آب است یعنی علاوه بر اینکه تالاب‌ها در حال خشک شدن است، منابع آب موجود هم از جمله سفره‌های آب زیرزمینی و رودخانه‌ها بسیار آلوده‌اند.

    رتبه بعدی و پنجم هم الگوی غلط مصرف انرژی در کشور است؛ یعنی انرژی که ما در کشور در حال مصرف آن هستیم در شکل خوب در مقایسه با کشورهای همسطح خودمان ۵ برابر و در مقایسه با کشورهای که خیلی انرژی را خوب مدیریت می‌کنند تا ۲۰ برابر بیشتر است. الگوی بسیار نادرستی در کشور ما در این زمینه وجود دارد که همین منشا بسیاری از آلودگی‌ها و گازهای گلخانه‌ای و ضربه به اقتصاد ملی شده است. بحث الگوی مصرف انرژی و آب خودش یک بحران و مساله است، الگوی مصرف ما در کشاورزی غلط است، آلایندگی آب را به وجود می‌آورد، منابع آب را از دست می‌دهیم و همین طور سفره‌های زیرزمینی آب را.

    رتبه بعدی و ششم که باز هم خیلی اهمیت دارد و مورد توجه است، بحث تنوع زیستی کشور است. شاخص‌ها و استانداردهای جهانی می‌گوید تنوع زیستی گیاهی و جانوری بین ده تا هزار برابر بیشتر از سرعت طبیعی خودش در حال از بین رفتن است. با نظر به این شاخص‌ها ما در ایران ارزیابیمان این است که جزو روندهای سریع‌تر هستیم که دلیل آن خشکسالی، رشد زیاد جمعیت، مداخلات بسیار گسترده در زیستگاه‌ها از جمله راه‌ها، ساختمان و تخریب و همین‌طور شکار بی‌رویه که در این سال‌ها کاملا افسار گسیخته شده بود».

    خوب که به اولویت بندی‌های رئیس سازمان محیط زیست دقت می کنیم، از آلودگی هوا و گرد و غبار تا بحران آب که به نظر در سال ۹۳ با قدرتی بی‌سابقه رخ نمایی خواهد کرد و بعد الگوی مصرف غلط این مایع حیاتی و همراستا با آن، انرژی گزاف مصرفی در کشور، به نظر همه چیز در جای خود قرار داده شده و اولویت بندیِ مرتبی صورت گرفته است؛ اما خوب که دقت می‌کنیم، این حوزه‌ها به قدری کلان هستند که پرداختن به تک تکشان، کاری بس بزرگ به نظر می‌رسد.

    اینجاست که از یک سو، ناچاریم اولویت بندی صورت گرفته را بپذیریم و به این حقیقت تلخ گردن بنهیم که اولویت ششم برای پاسداشت از میراث بر جای مانده از دوران پیش از ظهور انسان بر کره خاکی در اوضاع آشفته زیست محیطی کشورمان مناسب است و از سوی دیگر، امیدوار باشیم که همه این اولویت‌ها با هم به پیش برده شوند، چراکه در غیر این صورت باید از برنامهٔ‌‌ رها کردن «مهمی» برای دستیابی به یک «اهم» و یا رسیدن به «بدی» برای نرسیدن به یک «بد‌تر» سخن بگوییم، نه اولویت بندی برای حاصل آمدن بیشترین منافع.

  • ماهی قرمز بر سفره هفت سین، هم ایرانی است و هم فرهنگی/ پاسخ دکتر سپنتا به یادداشت روزنامه قانون

    ماهی قرمز بر سفره هفت سین، هم ایرانی است و هم فرهنگی/ پاسخ دکتر سپنتا به یادداشت روزنامه قانون

    دیده بان حقوق حیوانات/شاهین سپنتا*: نوشتاری که در پی می‌آید پاسخی است که با پیگیری دوستان درباره یادداشت روزنامه قانون زیر عنوان «ماهی قرمز، نه ایرانی است نه اخلاقی»، نوشتم. مقاله یاد شده در روزنامه قانون به شماره 384 در تاریخ سه شنبه 20 اسفندماه 1392 منتشر شده بود. این پاسخ علیرغم قولِ قبلی و اعلام آمادگی نویسنده آن برای مناظره و بر خلاف قانون در آن روزنامه منتشر نشد.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7284

    ماهی قرمز در سفره نوروزی پارسیان (زرتشتیان) شهر حیدرآباد هندوستان

     

    سردبیر گرامی روزنامه قانون؛

    در پاسخ به نوشتاری زیر عنوان «ماهی قرمز نه ایرانی است نه اخلاقی» که در آن روزنامه وزین شماره 384 به تاریخ سه‌شنبه 20 اسفندماه 1392 منتشر شد، نکاتی جهت اطلاع خوانندگان گرامی و نویسنده یادداشت تقدیم می‌شود. خواهشمند است برای پرهیز از دامن زدن به شایعات بی‌پایه و نگرانی خانواده‌ها و تشویش اذهان عمومی در آستانه نوروز، این پاسخ را طبق قانون مطبوعات در همان صفحه منتشر فرمایید:

    1- پدیده‌های فرهنگی یک‌شبه و با نامه و بیانیه شکل نمی‌گیرند که افرادی بخواهند با جمع‌آوری امضا یا نوشتن مقاله یا جنبش و یا کمپین رسانه‌ای آن‌ها را از پیکره فرهنگی جامعه حذف کنند. نهادن ماهی قرمز سفره هفت سین نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    2- مهم‌ترین دلایلی که برای مخالفت با ماهی قرمز بیان می‌شود یعنی «ایرانی نبودن این سنت»، «آسیب رساندن به محیط زیست» و «بیماری‌زا بودن» و «غیراخلاقی بودن» عمدتاً شایعاتی بی‌پایه هستند که بارها از سوی کارشناسان حوزه‌های مختلف فرهنگی و علمی به آن‌ها پاسخ داده شده است. 

     3- یکی از این اظهارنظرهای اشتباه، «عدم سابقه تاریخی آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز و ورود این گونه جانوری در صد سال پیش از چین به ایران» است. اما بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که ایرانیان بیش از 2500 سال پیش با انواع کپورچه که ماهی قرمز هم یکی از آنهاست، آشنایی داشته‌اند. یکی از این نمونه‌ها، تندیسک ماهی قرمز مربوط به دوران هخامنشی است. این تندیسک طلایی یکی از اشیاء «گنجینه آمودریا» است که از محوطه باستانی «تخت قباد» به دست آمده است.

    4- ماهی قرمز در ده‌ها سند معتبر تاریخی حضور فعال و پررنگ دارد که نشان از دیرینگی آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز است که برای نمونه می‌توان به  ظروف دوره ساسانی که همزمان با نوروز نقش شده‌اند و یا قالی‌های باغی و درختی ایرانی اشاره کرد که در موزه‌های بزرگ فرش نگهداری می‌شوند و صرف نبودن آن در یک تابلوی نقاشی – به دلایل نامعلوم – نمی‌تواند دلیل کافی بر نوظهور بودن آن باشد.

    با وجود ده‌ها سندی که ارتباط بین ماهی و نوروز را نشان می‌دهد، نویسنده محترم یادداشت نوشته‌اند: «در این چند ساله هیچ‌کدام از منتقدان نتوانسته‌اند کوچکترین مدرکی درباره حضور تزئینی ماهی قرمز در سفره هفت‌سین ایران در طول تاریخ ارائه دهند.»

    نویسنده این مطلب به این نکته توجه نکرده‌اند که فرم امروزی بسیاری از آیین‌های ما در متون تاریخی نیامده هرچند که دارای ریشه‌های تاریخی و فرهنگی هستند. برای این که ذهن ایشان در این مورد روشن شود از ایشان می‌پرسیم که  اصلا عبارت «سفره هفت سین» و ترکیبات آن در کدام متن تاریخی یا ادبی کهن آمده است؟ و در میان ده‌ها سند و مدرکی که در قالب نوروزنامه، سفرنامه و نقاشی از سده‌های گذشته درباره نوروز به دستمان رسیده‌ است، (بجز تابلوی کمال الملک که مربوط به دوره معاصر است) کدام یک اشاره‌ای واضح به سفره هفت سین داشته‌اند؟

    بنابراین باید توجه داشته باشید که فرم امروزی پدیده‌های فرهنگی را نمی‌توان و نباید در لابلای متون تاریخی جستجو کرد و تنها بن‌مایه‌ها هستند که ردشان در اسناد تاریخی دست یافتنی است، چون پدیده‌های فرهنگی و اساسا ساختار فرهنگی یک ملت در گذر سده‌ها و هزاره‌ها شکل گرفته و عناصر فرهنگی دوران معاصر نیز بخشی از این کلیت فرهنگی هستند که متناسب با زمان به ساختار کهن و اصلی افزوده شده‌اند.

    5- نویسنده یادداشت مذکور پرسیده است که «حیوانات بسیاری در اساطیر ایران جایگاه برجسته‌تری از ماهی قرمز دارند. اما چگونه از میان آن همه، ماهی قرمز را باید با نوروز مرتبط کرد؟» در پاسخ به ایشان می‌توان گفت: ماهی، نام برج دوازدهم سال و معادل اسفند ماه است و در هنگام تحویل سال، سال از برج حوت یا ماهی به حمل یا بره تحویل می‌شود. نکته مهم این که تقویم هجری شمسی بُرجی تا سال 1304 خورشیدی در ایران رواج داشته است و هنوز نیز نفوذ این تقویم را در سال‌نماهای کشور می‌توان دید چنان که تصویر نمادهای این «برج»های دوازده‌گانه هنوز نیز در سال‌نماها چاپ می‌شود.

    نام ماه‌های «گاه‌شماری هجری شمسی برجی» برگرفته از نام 12 صورت فلکی منطقة‌البروج است و از همین روی «بُرج» نامیده شده‌اند. نام برج‌های دوازده‌گانه به ترتیب عبارت بودند از : «حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو  و حوت». اگرچه این نام‌ها ظاهری عربی دارند اما ریشه کاملا ایرانی دارند و در برخی ار متون کهن که آگاهی‌هایی از ایران باستان به ما می‌دهند، می‌توان نام‌های ایرانی این برج‌های دوازده‌گانه و نگاه ایرانیان به آن‌ها را به خوبی دریافت. برای نمونه در کتاب «بندهش» که متنی به زبان پارسی میانه (پهلوی ساسانی) است، در بخش دوم با عنوان «درباره فراز آفریدن روشنان» درباره برج‌های دوازه‌گانه می‌خوانیم: «اورمزد در میان آسمان و زمین روشنی را آفرید. [نخست] ستارگان اختری و نیز نااختری را ، سپس خورشید را [آفرید] . چنین گوید: نخست سپهر را آفرید و ستارگان اختری را بر آن گماشت. [ستارگان] مایه‌ور این دوازده‌اند که نامشان بره، گاو، دوپیکر، خرچنگ، شیر، خوشه، ترازو، کژدم، نیم اسپ، بز، دلو و ماهی است … ». البته در متون گوناگون به جای « خوشه » از « دوشیزه »، به جای «دلو» از «آبریز» یا «سقا» یا «دول»، به جای «نیم اسب» از «کمان» یا «قوس» و به جای «ماهی» از «دو‌ماهی» نیز استفاده می‌شود.

    توجه به دو سند تاریخی که در زیر به آن اشاره می‌کنیم، در اثبات این ارتباط مهم است. جامی در بیتی سروده است: «تپد حوت گردون ز حسرت چو بیند / که ماهی در آن حوض باشد شناور » ( جامی )  و یا «روز شنبه … خورشید به نقطه اعتدال رسیده، از برج حوت به برج حمل تحویل می‌شود .» (افضل الملک).

    6- نویسنده محترم بار دیگر ادعای بی‌اساس بیماریزا بودن ماهی قرمز را مطرح کرده‌اند بدون این که حتی از بیماری مشخصی نام ببرند یا اطلاعی از نحوه انتقال بیماری های زئونوز داشته باشند. فقط بر اساس برداشت اشتباه از چند هشدار بهداشتی که می‌تواند در هر موردی حتی خوردن میوه و سبزی مصداق داشته باشد، نوشته‌اند: «نه تنها تماس دست کودک با بدن ماهی قرمز می‌تواند در انتقال بیماری به کودک موثر باشد، بلکه آلودگی‌هایی که از طریق فضولات ماهی وارد آب می‌شود نیز می‌تواند باعث ایجاد برخی از انواع بیماری‌های پوستی شود.»

    در این ارتباط بار دیگر تاکید می‌کنیم که بسیاری از هشدارهایی که معمولا در آستانه نوروز درمورد خطر بیماریزا بودن ماهی‌های قرمز توسط رسانه‌های غیر مسئول و افراد غیرکارشناس منتشر می‌‌شود پایه و بنیاد کارشناسی و علمی ندارد. برای نمونه، گفته می‌شود که در اثر تماس با ماهی قرمز احتمال ابتلا به بیماری‌هایی همچون «پسوریازیس» و «سالمونلا» و «سل پوستی» وجود دارد. این در حالی است که بیماری «پسوریازیس» توسط ماهی به انسان سرایت پیدا نمی‌کند و یک بیماری «خود ایمنی» است که به صورت ژنتیکی انتقال می‌یابد و حتا از انسانی به انسان دیگر نیز به صورت افقی قابل انتقال نیست. همچنین تاکنون گزارشی از آلوده شدن به مایکوباکتریوم ها با منشاء ماهی قرمز سفره هفت سین و ابتلا به «سل پوستی» ثبت نشده است. در ضمن جامعه دامپزشکان ایران نیز بارها در بیانیه‌های خود تاکید کرده است که ماهیان قرمز ناقل باکتری سالمونلا نیستند. این متخصصان تاکید کرده‌اند: «اگر چه انتقال باکتری سالمونلا به عنوان یک بیماری مشترک میان انسان و حیوان از طریق منابع آبی آلوده تحت شرایط خاصی وجود دارد، اما احتمال انتقال آن از طریق ماهی غیر محتمل است.»

    7- موضوع غیر اخلاقی بودن یا نبودن خرید ماهی قرمز نیز به نظر می‌رسد که نمی‌تواند دست آویز محکمی برای ماهی ستیزان باشد چون اساساً نگاه افراد به پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی نسبی است. هیچکس نمی‌تواند ادعا کند که نگاه او به این مسائل باید معیار اصلی و تعیین کننده باشد و لزوماً همه کسانی که همچون او نمی‌اندیشند اندیشه و منشی خارج از چارچوب اخلاق دارند.

    پدیده‌های فرهنگی از چنان پیچیدگی برخوردارند که به راحتی نمی‌توان خط کش به دست گرفت و آن ها را دو دسته اخلاقی و غیر اخلاقی دسته بندی کرد. از آنهایی که ادعای غیراخلاقی بودن نگهداری از ماهی قرمز هفت‌سین را دارند باید پرسید که در راستای افزایش آگاهی مردم برای نگهداری درست از ماهی‌ها کدام گام را برداشته‌اید؟ آیا پاک کردن صورت مساله که راحت‌ترین و کوتاه‌ترین راه است لزوما بهترین راه نیز برای رسیدن به مقصود هست؟ حتی شما برای ترساندن مردم به دروغ بحث بیماری زا بودن ماهی قرمز را مطرح نمودید و آیا دروغ پردازی از نگاه شما کاری اخلاقی است؟

    8- نگاهی به آمار پرورش ماهیان زینتی از جمله ماهی قرمز در سال‌های گذشته و مقایسه آنها نشان می‌دهد که آمار پرورش این ماهی‌ها هر سال نسبت به سال گذشته رشد چشمگیری داشته و این موضوع نشان می‌دهد که نه تنها تبلیغات ماهی‌ستیزان برای حذف ماهی قرمز بین مردم موثر نبوده است بلکه با بالاتر رفتن سطح آگاهی‌های بهداشتی مردم و گرایش روز افزون آنها به تاریخ و فرهنگ ایران، هرسال بیش از گذشته در حفظ و پاسداشت آیین‌های ایرانی کوشا هستند.

    9- البته حامیان حیوانات و دلسوزان محیط زیست و حقوق حیوانات به دور از هرگونه بحث احساساتی و بی‌منطق بارها اعلام کرده‌اند: به منظور رعایت بیشتر حقوق ماهی‌های قرمز پیشنهاد می‌شود: افرادی که از آگاهی لازم و لوازم مناسب جهت نگهداری ماهی قرمز برخوردار نیستند از این کار صرف نظر کنند یا بر آگاهی خود درباره اصول اولیه نگهداری از این موجود زیبا بیافزایند.

    * دامپزشک، موسس انجمن حمایت از حیوانات اصفهان و پژوهشگر جشن‌های ملی/ انتشار یافته در ایران نامه.

    ___________________________

    هفت سین را به مرگ آلوده نکنیم/ تصویر

    «ماهی قرمز» نه ایرانی است، نه اخلاقی/ نگاهی به پیشینه مهمان ناخوانده سفره های هفت سین

    حقوق حیوانات و ماهی قرمز سفره هفت سین

    اولین مناظره مستقیم با موضوع ماهی قرمز سفره هفت سین برگزار خواهد شد

    جوابیه ی گروه مخالفین گونه گرایی به مطلب «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    پاسخ‌های کوتاه به پرسش‌های متداول درباره ماهی قرمز سفره هفت سین/ وبلاگ میهمان

    نقدی بر «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!/ وبلاگ میهمان

    آزار ماهی های قرمز در آستانه نوروز/ تصویری

    ماهی قرمزی که نمی میرد؛ محصول جایگزین برای هفت سین/ تصویر و لینک خرید

    پسر ۷ ساله، از حیوان آزاری تا تجاوز به دختر ۱۸ ساله/ کشتن ماهی قرمز نوروز توسط متجاوز خردسال

    روایتی دیگر از تاریخچه ماهی قرمز

    سرنوشت سیاه ماهی قرمز/ تصویری

    ۱۰ میلیون ماهی قرمز، قربانی سفره هفت‌سین

    ماهی قرمز هفت سین در افغانستان/ تصویری

    تولید و خرید و فروش مقرون به آزار ماهی قرمز/ تصویری

    آیا طرح تحریم ماهی قرمز هفت سین مفید بوده است؟/ ۱۶ پرسش از تحریم کنندگان/ وبلاگ میهمان

    ماهی قرمز

  • «ماهی قرمز» نه ایرانی است، نه اخلاقی/ نگاهی به پیشینه مهمان ناخوانده سفره های هفت سین

    «ماهی قرمز» نه ایرانی است، نه اخلاقی/ نگاهی به پیشینه مهمان ناخوانده سفره های هفت سین

    Animal-Rights-Watch-ARW-3314

    دیده بان حقوق حیوانات/امیر هاشمی مقدم*: چند سالی می‌شود که ماهی قرمز به‌عنوان نماد نوروز و سفره هفت‌سین، جای خودش را در خانه‌های ایرانیان باز کرده‌است. رسانه‌هایی که وظیفه‌شان آگاهی‌رسانی است، عمدتاً خودشان دارند فرهنگی نادرست را ترویج می‌دهند و حاضر نیستند کمی خلاف جریان آب شنا کنند. چرا که ممکن است خلاف ذائقه مشتریان (یا همان مخاطبان) باشد و بنابراین مشتریان را از دست بدهند، اما چرا ماهی قرمز نباید خرید؟ ده‌ها دلیل برای این کار وجود دارد که در اینجا برخی از مهم‌ترین‌ها را در چهار دسته «ایرانی نبودن این سنت» «آسیب رساندن به محیط زیست» «بیماری‌زا بودن» و نهایتاً و مهم‌تر از همه، «غیراخلاقی بودن این عمل» مورد بررسی قرار خواهیم داد.

    ماهی قرمز سنتی ایرانی نیست
    در میان ده‌ها سند و مدرکی که در قالب نوروزنامه، سفرنامه و نقاشی از سده‌های گذشته درباره نوروز به دستمان رسیده‌است، هیچکدام اشاره‌ای به ماهی قرمز نداشته‌اند. آن هم در حالی‌که در برخی موارد سایر موارد را با دقت تشریح کرده‌اند. در این میان تابلویی که کمال‌الملک از هفت‌سین دوره قاجاری ترسیم کرد، نزدیک‌ترین سند است. البته منتقدان اشاره دارند به اینکه ماهی به‌طور کلی در داستان‌ها و اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای داشته و ماهی قرمز در نقوش ایرانی و قالی‌های قدیمی دیده می‌شود. همچنین سنت خوردن پلوماهی در شب عید را نشانه‌ای از ارتباط ماهی با نوروز می‌دانند. با وجود این هیچکدام نتوانسته‌اند توضیح بدهند خوردن ماهی چه ارتباطی دارد با نگهداشتن ماهی قرمز سر سفره؟ همچنین حیوانات بسیاری در اساطیر ایران جایگاه برجسته‌تری از ماهی قرمز دارند. اما چگونه از میان آن همه، ماهی قرمز را باید با نوروز مرتبط کرد؟ سنت ماهی قرمز کمتر از یک سده پیش از چین و به شیوه‌ای تحریفی وارد ایران شد. یعنی گویا آنان در لحظه سال تحویل‌شان، ماهی را رها می‌کردند و ما آن را زندانی می‌کنیم. منتقدان در پاسخ به این بخش هم مدعی می‌شوند که ماهی قرمز از ایران به چین رفت و در آنجا به صورت اصلاح نژاد شده، زنده مورد استفاده تزئینی قرار گرفت. باز هم اگر این ادعا درست باشد، خودش اشاره کرده که ماهی قرمز در چین اصلاح نژاد شد تا به‌صورت تزئینی مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ مدرکی نشان نمی‌دهد که ماهی قرمز پیش از رفتن به چین (اگر واقعاً از ایران به آنجا رفته باشد)، استفاده تزئینی به‌صورت زنده داشته است. به هر ترتیب در این چند ساله هیچ‌کدام از منتقدان نتوانسته‌اند کوچكترین مدرکی درباره حضور تزئینی ماهی قرمز در سفره هفت‌سین ایران در طول تاریخ ارائه دهند. با وجود اين در برابر جنبشی که خواهان تحریم خرید ماهی قرمز است، با طرح اتهاماتی واهی و بی‌اساس همچون «اینان مخالف نوروز و سنن ایرانی هستند و از ماهی قرمز شروع کرده‌اند» تلاش می‌کنند تا پوششی بگذارند بر ناتوانی خودشان در پاسخ دادن.
    آسيب به چرخه محیط زیست
    بیشتر ماهی‌های خریداری شده برای سفره هفت‌سین، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند. اما آن‌هایی که ندرتاً تا سیزده‌به‌در زنده می‌مانند، سرنوشت‌های متفاوتی خواهند داشت. در یکی از رایج‌ترین این سرنوشت‌ها، صاحبخانه‌ها (از اصطلاح «صاحبان ماهی قرمز» استفاده نمی‌کنم، چون هیچ موجود زنده‌ای نیاز به صاحب ندارد) ماهی قرمز را در نزدیک‌ترین رودخانه یا برکه رها می‌کنند تا به زعم خودشان ماهی را آزاد کرده باشند. فارغ از اینکه ماهی قرمز از انواع ماهی‌های تهاجمی است که به‌ویژه با خوردن تخم و نوزاد ماهی‌های دیگر، باعث کاهش جمعیت آن‌ها می‌شود. کارشناسان محیط زیست نسبت به این آسیب بارها هشدارهای لازم را داده‌اند.
    می‌تواند باعث انتقال بیماری شود
    نه تنها تماس دست کودک با بدن ماهی قرمز می‌تواند در انتقال بیماری به کودک موثر باشد، بلکه آلودگی‌هایی که از طریق فضولات ماهی وارد آب می‌شود نیز می‌تواند باعث ایجاد برخی از انواع بیماری‌های پوستی شود. باوجود اینکه موافقان خرید ماهی قرمز بر این نکته پافشاری می‌کنند که انتقال بیماری از ماهی قرمز به انسان در حد یک شایعه بی‌اساس است، اما همچنان هر ساله نزدیک ایام نوروز، پزشکان بسیاری هشدارهایشان را در این زمینه تکرار می‌کنند. همانگونه که امسال نیز بیان این هشدارها از نخستین روزهای اسفندماه آغاز شده است.
    خرید ماهی قرمز غیراخلاقی است
    اصلی‌ترین دلیلی که نویسنده برای نخریدن ماهی قرمز بر آن تأکید دارد، غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز است که در اینجا به ابعاد مختلف آن اشاره خواهیم کرد. نخست اینکه بیشتر ماهی‌های قرمزی که خریداری می‌شوند، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند  یا به عبارت بهتر و دقیق‌تر، از سوي ما انسان‌ها کشته می‌شوند. برآوردهای چند سال پیش نشان می‌داد که هر سال حدود هفت میلیون قطعه ماهی قرمز در ایام نوروز می‌میرند. اما اخیراً حتی آمارهای بسیار بالاتر و تکان‌دهنده‌تری بیان شده است. نکته دوم به برخی از دلایل مرگ ماهی‌ها اشاره دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ماهی نسبت به تکان‌های شدید، گرم و سرد بودن آب و املاح آب حساس است و مثلاً تکان شدید و ضربه زدن به تُنگ می‌تواند باعث سکته این موجود ظریف شود. در حالی که می‌دانیم یکی از سرگرمی‌های عمده کودکان در نوروز، ضربه زدن به تنگ ماهی قرمز و دیدن تلاش و تقلای آن برای فرار کردن است. نکته بعدی در ارتباط با غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز، شرایط نگهداری آن است. حتی اگر آنگونه که چندسالی است عده‌ای تلاش دارند تا به قول خودشان با فرهنگ‌سازی، شیوه مراقبت درست از ماهی قرمز را نشان دهند، بتوان این ماهی را زنده نگه داشت، زندانی کردن آن در تنگ بلورینی که اندازه و قطرش دو تا سه برابر طول بدن ماهی است، کاری است ناپسند. در بهترین حالت حتی اگر ماهی را پس از سیزده‌به‌در در برکه‌های مخصوص، حوض یا آکواریوم رها کنند، معنایش این است که برای مدت 13 روز این ماهی را در شرایطی اسفناک به اسارت گرفته‌اند. آیا حاضریم برای چند لحظه خودمان را به جای این موجوداتی که خداوند آنان را آزاد آفریده، تصور کنیم؟
    استدلال‌هاي نادرست
    از همه این‌ها اندوه‌بارتر، توجیهاتی است که برخی در برابر این استدلال‌ها بیان می‌کنند: عده‌ای آنچنان حق به جانب جمله «مگر جان انسان‌ها در این دنیا ارزشی دارد که جان ماهی ارزش داشته باشد؟» را بیان می‌کنند که گویی ماهی‌ها مقصر مرگ انسان‌ها بوده و هستند. عده‌ای دیگر اشاره می‌کنند که «گیرم بتوان جلوی خرید ماهی قرمز را گرفت؛ با این همه گاو و گوسفند و حتی ماهی خوراکی که روزانه کشته می‌شوند تا از آن‌ها تغذیه کنیم چه می‌توان کرد؟ آیا آنها گناه ندارند؟» در اینجا نیز بین دو مبحث خلط کرده‌اند: در حالی‌که کشتن ماهی خوراکی و دیگر جانوران حلال‌گوشت، برای تغذیه است و نیاز بدن به مواد پروتئینی را تأمین می‌کند (هرچند متخصصان تغذیه بارها اشاره کرده‌اند که سرانه مصرف گوشت ایرانیان زیاد است و مصرف بالای گوشت هم پیامدهای منفی دارد)، خرید ماهی قرمز هیچ سودی ندارد به جز فرو نشاندن حس همه‌چیز خواهِ انسان. بد نیست بدانیم برخی هم می‌گویند با نخریدن ماهی قرمز، عده‌ای محل درآمد و کسب و کارشان را از دست می‌دهند. خرید و فروش حیوانات زنده و تزئینی، بخشی از تجارت سیاه است که به بهای جان میلیون‌ها جاندار زنده تمام می‌شود. قرار نیست به بهای اسارت یا کشتن آن‌ها، ما انسان‌های سودجو به خواسته‌های سیری‌ناپذیرمان برسیم. همچنین اشاره می‌کنند به اینکه ماهی قرمز و برخی از گونه‌های حیوانی دیگر که در خانه‌ها نگهداری می‌شوند، جزو گونه‌های تزئینی هستند که نمی‌توانند در طبیعت زنده بمانند و باید آنان را در خانه نگه داشت.
    در واقع باید به این دسته یادآوری کرد که خداوند همه موجودات را زنده آفریده و در طبیعت رهایشان کرده است. این ما انسان‌ها بودیم که آنان را وابسته به خویش کرده و بعدها با تغییرات ژنتیکی در آن‌ها، گونه‌های جدیدی به وجود آوردیم که نظم طبیعت را بر هم زدند. خرید و فروش برخی گونه‌های نادر دیگر (همچون سمندر لرستانی، لاک پشت آبی و…) بهانه‌ای شده تا عده‌ای مدعی شوند تلاش برای غیرموجه نشان دادن خرید ماهی قرمز باعث کشیده شدن مردم به سوی حیوانات دیگر شده است. این ادعا که هیچ سند و مدرکی ندارد، کاملاً نادرست است. چرا که اگر مردم را از ابتدا نسبت به خرید ماهی قرمز برحذر می‌داشتیم، بازاری برای خرید موجودات زنده دیگر به وجود نمی‌آمد. بنابراین قابل پیش‌بینی است که اگر خرید ماهی قرمز تداوم یابد، هر سال موجودات تازه‌ای در سفره هفت‌سین دیده شود. آخرین پرسش این خواهد بود که «با بهانه‌های کودکان چه باید کرد؟ به جای ماهی قرمز چه چیزی را جایگزین کنیم؟». پاسخ این است: هیچ چیز! همانگونه که طرفداران برده‌داری با شگفتی می‌پرسیدند اگر قانون ممنوعیت برده‌داری تصویب شود، پس چه کسی کارهای ما را انجام دهد (و این سخن اکنون مضحک به نظر می‌رسد)، مردم هم باید آگاه شوند که قرار نیست برای خوشی کوتاه‌مدت آنان، میلیون‌ها موجود زنده اسیر و کشته شوند. اتفاقاً در برابر درخواست کودکان برای خرید ماهی قرمز، باید از همین کودکی به آنان آموخت که جای هر حیوانی در زادگاه طبیعی‌اش در دل طبیعت است و با این فرهنگ‌سازی بزرگ شوند تا فردا به حق زندگی پلنگ و یوزپلنگ هم با دیده احترام بنگرند. در پایان، همچون چند سال گذشته، پیشنهاد مناظره از سوی کسانی که با ادعای دفاع از سنت‌های ایرانی، خرید ماهی قرمز را ترویج می‌کنند، پاسخ مثبت می‌دهم و البته امیدوارم همانند گذشته، با امتناع آنان روبه‌رو نشوم!

    ___________________________

    هفت سین را به مرگ آلوده نکنیم/ تصویر

    حقوق حیوانات و ماهی قرمز سفره هفت سین

    اولین مناظره مستقیم با موضوع ماهی قرمز سفره هفت سین برگزار خواهد شد

    جوابیه ی گروه مخالفین گونه گرایی به مطلب «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    پاسخ‌های کوتاه به پرسش‌های متداول درباره ماهی قرمز سفره هفت سین/ وبلاگ میهمان

    نقدی بر «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!/ وبلاگ میهمان

    آزار ماهی های قرمز در آستانه نوروز/ تصویری

    ماهی قرمزی که نمی میرد؛ محصول جایگزین برای هفت سین/ تصویر و لینک خرید

    پسر ۷ ساله، از حیوان آزاری تا تجاوز به دختر ۱۸ ساله/ کشتن ماهی قرمز نوروز توسط متجاوز خردسال

    روایتی دیگر از تاریخچه ماهی قرمز

    سرنوشت سیاه ماهی قرمز/ تصویری

    ۱۰ میلیون ماهی قرمز، قربانی سفره هفت‌سین

    ماهی قرمز هفت سین در افغانستان/ تصویری

    تولید و خرید و فروش مقرون به آزار ماهی قرمز/ تصویری

    آیا طرح تحریم ماهی قرمز هفت سین مفید بوده است؟/ ۱۶ پرسش از تحریم کنندگان/ وبلاگ میهمان

    ماهی قرمز

  • زخمی شدن محیط‌‌بان به دست شکارچیان/ حمله با داس و چوب و تهدید به تیراندازی با اسلحه

    زخمی شدن محیط‌‌بان به دست شکارچیان/ حمله با داس و چوب و تهدید به تیراندازی با اسلحه

    دیده بان حقوق حیوانات: محیط‌بان شهرستان نور در درگیری با شکارچیان غیرمجاز زخمی و مجروح شد.

    در پی گشت و کنترل روزانه محیط‌بانان یگان حفاظت مازندران از مناطق تحت مدیریت، محیط‌بانان شهرستان نور در منطقه زریه رزن با مشاهده سه نفر از شکارچیان متخلف در حوزه استحفاظی که اقدام به شکار غیرمجاز یک راس کل چهار ساله کرده بودند، برخورد کردند.

    به گزارش روابط عمومی حفاظت محیط زیست مازندران محیط‌بان «صمد کیانی» حسب وظیفه قصد دستگیری متخلفان را داشت که با تهدید به تیراندازی به وسیله اسلحه و حمله با داس و چوب از سوی شکارچیان روبرو شده به طوری که آنها به سویش حمله‌ور شده و او را مورد ضرب و جرح قرار دادند.

    این مامور از چند ناحیه دچار آسیب‌دیدگی شد و متخلفان با متلاشی کردن تلفن همراه مامور محیط زیست، با گرفتن لاشه شکار متواری شدند.

    پس از این درگیری بلافاصله با کمک و حمایت نیروی انتظامی بلده شهرستان نور و شناسایی متخلفان توسط محیط‌بان کیانی، صورت‌جلسه تخلف تنظیم شده و به مراجع قضایی ارجاع و حکم جلب متخلفان از سوی دادستان نور صادر شد.

    در همین راستا اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران به عنوان مجری حفاظت از حیات وحش آماده دریافت گزارشات و اخبار هم‌استانی‌ها در پاسگاه‌های محیط‌بانی و ادارات محیط زیست شهرستان‌ها بوده و شماره تماس 1540 اداره کل حفاظت محیط زیست استان به صورت شبانه‌روزی در خدمت دوستداران محیط زیست و طبیعت است.

  • دستگیری شکارچیان قبل از ارتکاب جرم در قمیشلو؛ نتیجه همیاری محیط بانان قمیشلو و دوستداران طبیعت نجف آباد/ تصویری

    دستگیری شکارچیان قبل از ارتکاب جرم در قمیشلو؛ نتیجه همیاری محیط بانان قمیشلو و دوستداران طبیعت نجف آباد/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7282

    دیده بان حقوق حیوانات: با همیاری محیط بان های قمیشلو و دوستداران طبیعت نجف آباد، شکارچی ها قبل از ارتکاب جرم دستگیر شدند.

    بعداز ظهر 4 فروردین ماه سال 93 تعدادی از اعضای جمعیت دوستداران طبیعت نجف آباد در حال گشت زنی در منطقه حفاظت شده ی قمیشلو به دو خودروی سواری (پراید و سمند) مشکوک شدند. پس از ردگیری آن ها متوجه 6 نفر شکارچی شدند که یک قبضه اسلحه تک لول ساچمه زنی ته پر همراه داشتند. طی هماهنگی با رییس منطقه حفاظت شده ی قمیشلو محیط بان ها در محل حاضر شدند و قبل از این که خسارتی به محیط زیست منطقه وارد شود، آن ها را دستگیر کردند و اسلحه و مجوز آن ها توقیف شد. لازم به ذکر است که صاحب مجوز همراه آن ها نبود.

    در پایان از افراد زیر که ما را یاری رساندند سپاس گزاریم :

    آقایان علیرضا غلامی ریسس منطقه حفاظت شده قمیشلو، رضاقلی خسروی محیط بان، محمدهادی باغی راننده و اعضای جمعیت دوستداران طبیعت نجف آباد امید محمودی، محمدصادق فاتح و نوید حسنی در این رخداد همکاری کرده اند.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7279

    Animal-Rights-Watch-ARW-7280

    Animal-Rights-Watch-ARW-7281

  • حیوان دوستی افراطی زن ببری، زشت ترین زن جهان/ تصویر

    حیوان دوستی افراطی زن ببری، زشت ترین زن جهان/ تصویر

    Animal-Rights-Watch-ARW-7271

    دیده بان حقوق حیوانات: دنیس در 27 آگوست 1958 در میشیگان آمریکا به دنیا آمد و در کودکی علاقه زیادی به گربه داشت و زمانی که به سن نوجوانی و جوانی رسید علاقه شدیدی به ببر پیدا کرد.
    وی در حال حاضر 52 سال دارد و به علت جراحی های بسیار زیاد و سنگین چهره عجیب و وحشتناکی پیدا کرده است میتوان گفت به دلیل علاقه زیاد دنیس به ببر وی این عمل ها را انجام داده است تا خود را کاملا شبیه یک ببر کرده باشد. دنیس که هزاران دلار صرف تغییر چهره خود کرده است هم اکنون به عنوان یکی از زشت ترین زنان جهان شناخته می شود.

  • زیستگاه امن میلیون ها ماهی در خلیج فارس در خطر است: رافائل بخواب که ما بیداریم/ وبلاگ میهمان

    دیده بان حقوق حیوانات/ محمد درویش: شاید هیچ کشتی غرق شده‌ای در بوشهر به اندازه‌ی رافائل شهرت و محبوبیت نداشته باشد؛ آن هم در شرایطی که بیش از 30 سال از غرق آن می‌گذرد! چرا؟ و حتی مهم‌تر از این چرا آن است که هیچیک از دوستداران محیط زیست و آبزیان بوشهر دوست ندارند رافائل اینک از آب به درآمده یا مجدداً لاشه‌اش جا به جا شود! چرا؟ یادداشت پیش رو به تحلیل این چرا می‌پردازد …

        هفته‌ی گذشته وقتی که برای شرکت در دومین همایش بین‌المللی خلیج فارس راهی بوشهر شده بودم، فرصتی دست داد تا با نمایندگانی از سمن‌های محیط زیستی (سازمان‌های مردم‌نهاد) استان هم گفتگو کنم. یکی از اصلی‌ترین درخواست‌های این فعالان محیط زیستی، عدم جابجایی پیکر غرق شده کشتی غول‌پیکر رافائل بود که ظاهراً هم‌اکنون در ژرفای 7 متری آب‌های ساحلی بوشهر ، جایی که فقط دو کیلومتر با نیروگاه اتمی این شهر فاصله دارد ، آرمیده است.

    کشتی رافائل در ساحل منهتن نیویورک

        اینکه چرا می‌خواهند رافائل را پس از سه دهه از آب بیرون بکشند، برمی‌گردد به ارزش سازه‌های فلزی آن که به گفته‌ی دکتر پروین فرشچی، معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست تا 15 میلیارد تومان می‌ارزد؛ یعنی دست‌کم پنج برابر هزینه‌ای که باید برای بالاکشیدن کشتی و قطعه قطعه کردن لاشه‌ی آن پرداخت شود. امّا جالب‌تر، دلایل مخالفت دوستداران محیط زیست منطقه با این اقدام است. چرا که ایشان بر این باورند: اینک ساختار کشتی 276 متری رافائل در زیر آب، تبدیل به یک آشیان امن و مناسب بوم‌شناختی برای جانداران خلیج فارس شده و علاوه بر میلیون‌ها ماهی، گیاهان آبزی فراوانی هم در آن رشد و نمو کرده و چهره‌ای متفاوت، رازآلود و یگانه به آن بخشیده‌اند؛ به نحوی که خود تبدیل به یکی از جلوه‌ها و جذابیت‌های بوم‌گردی (اکوتوریسم) زیر آب برای غواصان علاقه‌مند شده و می‌تواند علاوه بر این، برای دانشمندان و پژوهشگران شیلات و محیط زیست دریایی از این منظر هم حایز اهمیت و ارزش باشد. مهم‌تر آن که وجود این لاشه‌ی غول پیکر در زیرآب، اجازه نمی‌دهد تا صیادان سودجو با استفاده از روشی غیرقانونی و مهلک به نام ترال ، تمامی اندوخته‌ی جانوری و گیاهی کف بستر خلیج فارس در این ناحیه را جارو زده و از میان بردارند.

    لاشه‌ی غرق شده رافائل در سواحل بوشهر (عکس از رامتین بالف)

        در نتیجه چنین انگیزه‌هایی سبب شده تا دوستداران محیط زیست، در هنگام بازدید پروین فرشچی از او بخواهند تا نظر معصومه ابتکار را به این موضوع جلب کرده و اجازه ندهد تا بوم‌سازگان (اکوسیستم) آسیب‌دیده‌ی خلیج فارس بیش از این آسیب بیند.
    نگارنده هم طی گفتگویی که با سردار فتح‌الله جمیری، فرمانده سپاه بوشهر داشت، مراتب نگرانی دوستداران محیط زیست بوشهر را به نامبرده منتقل کرد و وی قول داد تا از قدرت خویش استفاده کرده و اجازه ندهد تا این اتفاق رخ دهد. حتی ایشان گفت: با دوستان و همکارانش در نیروی دریایی ارتش (ارگانی که ظاهراً مالک کشتی بوده و می‌خواهد لاشه‌ی فلزی آن را از آب درآورده و بفروشد) گفتگو کرده و آنها را مجاب سازد تا از این اقدام صرفنظر کنند.

    لاشه‌ی غرق شده رافائل در سواحل بوشهر (عکس از رامتین بالف)

        خلاصه اینکه قصه‌ی غم‌انگیز کشتی مجلل و اشرافی رافائل که زمانی در دهه‌ی شصت میلادی به عروس مدیترانه و اقیانوس اطلس مشهور بود و در کنار برج‌های دوقلوی منهتن طنازی می‌کرد، اینک همچنان در بوشهر داغ است و نه‌تنها عکس‌ها و پوسترهای بزرگش بر سردر برخی از هتل‌ها و رستوران‌های شهر می‌درخشد، بلکه هنوز مردم این شهر از خرید عجیب دومیلیون دلاری محمدرضا شاه پهلوی در بهار 1356 شمسی یاد می‌کنند که به چه نیت آن کشتی عظیم را از ایتالیایی‌ها خرید و آنگاه حتی یکبار هم از آن استفاده نکرد!
    در واقع سال‌های پایانی حکومت وی در ایران، پر بود از اشتباهات تاریخی مردی مغرور که گمان می‌کرد قدرتمندتر و محبوب‌تر از او در منطقه وجود ندارد. به ویژه وقتی که آن سخن مشهورش در آرامگاه پاسارگاد را بر زبان راند و در اوج غرور گفت: کوروش بخواب که ما بیداریم. اما چندی بعد ناچار شد در پرده‌ی تلویزیون اعتراف کند که چندان هم بیدار نبوده و پیام انقلاب مردم ایران را بسیار دیر شنیده است!
    اینبار اما امیدوارم دوستداران آبزیان خلیج فارس، بیدار و هشیار بمانند و اجازه ندهند به هیچ بهانه‌ای پیکر آرمیده در خواب رافائل جابجا شده و تن زخمی خلیج فارس از این جراحت تازه، بیش از پیش آسیب ببیند.

    سردار فتح الله جمیری؛ فرمانده سپاه بوشهر که با دوستداران محیط زیست همراه است

        پسین گفتار:

        می‌گویند هنگامی که رافائل برای آخرین بار بندر جنووآ ایتالیا را به سمت ایران ترک می‌کرد، مردم ایتالیا با اشک این منظره را تماشا کرده و از دولت خویش ناخشنود بودند که چرا توان نگهداری از این غول زیبای دریایی را ندارد. سرنوشت تلخ رافائل، گویی پاسخی است به آن آه مردم زادگاهش! چرا که در ایران هم هرگز از این کشتی استفاده نشد و سرانجام هم مورد اصابت موشک‌های هواپیماهای عراقی قرار گرفته و غرق گردید … منتها شاید لاشه‌ی مغروق و آرام گرفته‌ی رافائل بتواند بیشتر و بهتر از آن روزها که عروس مدیترانه بود، دل زیستمندان دریایی را بدست آورده و سبب آمرزش روح سازندگانش شود! نه؟

    تومار دوستداران محیط زیست بوشهر که مخالف بیرون آوردن رافائل از زیر آب هستند

        نکته‌ی دوم این است که نگاه سودجویانه‌ی امروز به رافائل بی‌شباهت به وضعیت محیط زیست ایران نیست! همه می‌خواهند تا او را به یغما برده و به اصطلاح از این نمد، کلاهی برای خود به چنگ آورند و انگار هیچکس به آینده‌ای که در آن رافائل ( بخوان: طبیعت) نیست، نمی‌اندیشد.