دسته: حیات وحش
-
عقاب خالدار بزرگ پس از دو ماه به آغوش طبیعت بازگشت
دیده بان حقوق حیوانات: ادارهی حفاظت محیط زیست خوی، عقاب خالدار بزرگ را پس از دو ماه مداوا به آغوش طبیعت بازگرداند.
به گزارش ایسنا«جعفر محمدپور» سرپرست ادارهی حفاظت محیط زیست خوی از رهاسازی یک بهله عقاب خالدار بزرگ به دامان طبیعت خبر داد.
وی گفت: این پرنده که بعلت نابالغی و تیماری دو ماه مهمان ادارهی حفاظت محیط زیست خوی بود پس از مداوا و بهبودی کامل در منطقهی شکار ممنوع زرآباد به آغوش طبیعت بازگردانده شد.
سرپرست ادارهی حفاظت محیط زیست خوی افزود: این پرنده، با نام علمی(Aquila clanga ) در جهان شناخته شده است در زمرهی پرندگان حمایت شده سازمان حفاظت محیط زیست است که در ایران بومی و فراوان بوده و در مناطق جنگلی در حاشیهی مناطق آبی، دریاچهها، رودخانهها، باتلاقهای پردرخت به سربرده و همانجا آشیانه میسازد.
محمدپور با تشکر و قدردانی از افراد دوستدار طبیعت شهرستان خوی خاطرنشان کرد: باید بیش از پیش مراقب حیات وحش بوده و اجازه ندهیم موجودات زنده از حق طبیعی خود محروم شوند.
براساس این گزارش، مردم طبیعت دوست و شریف خوی در تیمار و تغذیهی پرندهی مذکور مشارکت فعال داشتند.
-

ابهامهایی بیشتر در قوچفروشی آن موسسه/ وبلاگ میهمان
دیده بان حقوق حیوانات/ سام خسروی فرد*: انتشار دو مقاله در ایرانوایر (ا و ۲) سبب شد موسسه حیاتوحش میراث پارسیان واکنش نشان دهد و در جوابیهای که در وبسایتش منتشر کرد بنویسد در فروش پروانه شکار قوچهای کمیاب لارستان دست داشته است (۳).
گرچه پاسخگویی این موسسه اقدامی ستودنی است اما نمیتوان از جوابیه آن به سهولت گذشت. زیرا باوجود آن که این پاسخ مُهر تاییدی است به آنچه در دو مقاله قبلی مطرح شده بود، ابهامهای جدیدی را به همراه آورد. به عبارت دیگر، آن بنگاه با سربلندی اعتراف کرد که در فروش پروانه شکار قوچ لارستان همکاری داشته است. با این حال، به اصلیترین سوال آن دو مقاله و پرسش افکار عمومی (که اثر آن را میتوان در شبکههای اجتماعی هم دید) پاسخی درخور و قانعکننده نداده است: چرا موسسهای که اهدافش حفاظتی است در حراج پروانه شکارِ قوچی دست دارد که بر اساس تقسیمبندی مهمترین مرجعبینالمللی یعنی IUCN به عنوان جانوری آسیبپذیر ((Vulnerable و تهدید شده (Threatened) معرفی شده است؟ علاوه بر بیپاسخ ماندن این سوال، موارد دیگری نیز در جوابیه آن بنگاه مطرح شده که نیاز به تعمق بیشتری دارد. آنچه در پی میآید پرتوافکنی به ابهامهای جدید در جوابیه موسسه حیاتوحش میراث پارسیان است تا شاید پرداختن و یافتن پاسخ برای آنها در سایه شفافسازی بتواند راه حفاظت را هموار کند.
۱- جوابیه چنین آغاز میشود: «در پی برخی گفتوگوها در چند روز اخیر پیرامون فعالیتهای موسسه حیات وحش میراث پارسیان، این موسسه برخود لازم دانست تا برای حفظ احترام کارشناسان و متخصصان همکار در پروژه حفاظت از قوچ لارستان توضیحاتی دراین باره ارائه کند.» معنی دیگر این مقدمه آن است که موسسه حیاتوحش میراث پارسیان نه برای روشنگری، نه برای احترام به افکار عمومی و نه برای پاسخگویی به سوالات طرفداران خود و دوستداران حیاتوحش بلکه صرفا برای حفظ احترام به «همکاران پروژه قوچ لارستان» جوابی را منتشر کرده است. نادیده گرفتن خواست مردم و افکار عمومی در همین دو خط هویداست. بدین ترتیب میتوان از آن بنگاه سوال کرد که با این رویکرد مردمگریز چگونه میتوان از مشارکت مردم برای حفاظت حیاتوحش بهره جست؟ میتوان از این نکته فروگذشت که بر اساس روال متعارف پاسخ باید در رسانهای منتشر شود که به موضوع پرداخته است. آن بنگاه اما، با نادیده گرفتن این واقعیت که دو مقاله در این ارتباط نوشته شده و در چند وبسایت نیز بازتاب داشته است آن را «برخی گفتوگوها» مینامد و بدین ترتیب بار دیگر اطلاعاتی غیردقیق به مخاطبانش میدهد.
۲- شکی نیست که گزارش بررسی سریع وضعیت قوچ لارستان همان است که در جوابیه آمده یعنی «نخستین بررسی وضعیت [زیر] گونه در خطر انقراض قوچ لارستان در ایران». با نگاهی به صفحه اول آن گزارش نام چهار تشکل و سازمان قید شده است که عبارتند از: بنیاد حیاتوحش پارسیان (ثبت شده در آمریکا)، انجمن طرح سرزمین، انجمن محیطبان، و سازمان محیطزیست. اگر موسسه قوچهای وحشی (آن چنان که در جوابیه آمده) جزو حمایتکنندگانِ مالی آن مطالعه بوده چرا علامت تجاری و نام آن در کنار چهار سازمان و تشکل فوقالذکر (چه در نسخه فارسی و چه در نسخه انگلیسی) وجود ندارد؟
به علاوه، در گزارشی که بر علمی بودن آن تاکید میشود ضمن باز کردن فضا برای صدور پروانه شکار آمده است:«مثل روش مشارکت با مردم محلی در ایجاد قرق اختصاصی برای “قوچ مارخور” در پاکستان باید به عنوان روشهای قابل اتکا به هر یک توجه کرد و ممنوعیت شکار را تنها ابزار حفاظتی ندانست». آنچه منظور نویسنده بوده کلمارخور (Capra falconeri) است. زیرا گونهای به اسم قوچ مارخور وجود ندارد. در گزارشی که بر علمی بودن آن تاکید میشود چنین اشتباهی را چگونه میتوان توجیه کرد؟۳- در این جوابیه آمده است: «… موسسه با اعتقاد به استفاده از ابزار شکار محدود و مدیریت شده تروفه ـبه عنوان یکی از روشهای مرسوم تامین هزینههای سنگین حفاظتـ مذاکراتی را برای کاهش تعداد پروانه سالانه قوچ لارستان به ترتیبی که در سالهای گذشته انجام میشد و رساندن آن به حداکثر دو پروانه با بهای بالا، به جای چندین پروانه به بهای پایین، آغاز کرده است و موفق شده تا موافقت مسولان سازمان حفاظت محیطزیست را با فروش دو پروانه شکار در کشورهای خارجی با قیمت بالا و با همکاری موسسه قوچهای وحشی جلب نماید. بدیهی است که سازمان در این کار، پروانه مازاد صادر نکرده است بلکه تعداد آن را به تنها دو تروفه کاهش داده است. مراحل حراج پروانهها توسط خود موسسات خارجی صورت میگیرد.» این بخش از جوابیه دست کم پنج سوال ایجاد میکند که اگر خبرنگاران مستقل و بیغرض آن را خوانده باشند بیتردید برای یافتن جواب آنها تلاش خواهند کرد.
نخست) در گزارش بررسی سریع وضعیت قوچ لارستان (به عنوان تنها منبع علمی و مطالعاتی این زیرگونه) نه تنها نسبت جنسی و سنی جمعیت قوچهای لارستان تعیین نشده (شاید به این دلیل که از دامنه مطالعه خارج بوده) که در آن به طور مشخص آمده است باید آنالیز جمعیت قابل برداشت صورت پذیرد. حال سوال این است که تعداد دو راس قوچ لارستانِ در معرض تهدید (Threatened) بر مبنای کدام مطالعه و بررسی تعیین شده است؟
دوم) اسرافیل شفیعزاده که عکسی از او در گزارش موسسه حیاتوحش میراث پارسیان کنار قوچ لارستان شکار شدهای درج شده در مناظره شکار (۴) از فروش سه پروانه شکار قوچ لارستان پرده برمیدارد. صرف نظر از این که ارتباط این فعال توریسم شکار با موسسه چیست، کدامیک از این دو ادعا صحیح است؟ دو یا سه پروانه قوچ لارستان؟ آیا دو پروانه به موسسه حیاتوحش میراث پارسیان تعلق گرفته و سومی به موسسهای دیگر؟ آیا فروش پروانه شکار با قیمت بالا (حراجی به مبلغ ۱۰۰ هزار دلار) با همکاری موسسه قوچهای وحشی انحصاری کردن پروانه شکار نیست؟
سوم) چرا موسسه حیاتوحش میراث پارسیان به جای متقاعد کردن سازمان محیطزیست برای صادر نکردن پروانه شکارِ جانوری در معرض تهدید در شرایطی که امکان همکاری جامعه محلی و بهرهمندی آنان وجود ندارد صرفا تلاش کرده است که تعداد پروانههای شکار آن کاهش یابد؟
پنجم) آیا نمیشد در این مرحله (تا فراهم آمدن زیرساختهای لازم) هزینههای حفاظت و تکثیر قوچهای کمياب لارستان از طریق دیگری به دست میآمد؟ (اخبار منتشر شده نشان میدهد، آن بنگاه تا کنون دو حراج آثار هنری راه انداخته و مبلغ قابل توجهی نیز از این راه به دست آورده است. فروش آثار پرویز تناولی از آن جمله است).ششم) آیا زیرساختهای لازم برای حفاظت، مهیا شده و تنها با فروش پروانههای شکار هزینههای سنگین حافظت تامین میشود؟

۴- در جوابیه آمده است: «مطابق توافق موسسه حیاتوحش میراث پارسیان [ثبت شده در ایران]، موسسه حیاتوحش پارسیان [ثبت شده در آمریکا] و موسسه قوچهای وحشی با سازمان حفاظت محیطزیست، درآمد حاصل از فروش این پروانه صرف حفاظت از ذخیرهگاه مذکور توسط گروه مدیریتی و اجرایی محلی خواهد شد. سازوکار هزینه این درآمد نیز، خارج از سازوکار دولتی و از طریق تاسیس یک صندوق محلی توسط حاشیهنشینان ذخیرهگاه مذکور و با نظارت سازمان حفاظتمحیط زیست خواهد بود.» سوال اینجاست که چرا چنین توافقنامهای به اطلاع عموم نرسیده است؟ آیا این کارِ پنهانی، انحصاری کردن و مونوپلی فروش پروانههای شکار جانوران در خطر انقراض نیست؟
۵- جوابیه میافزاید: «در حال حاضر، یک خریدار خارجی تمایل خود را برای خرید این پروانه مشروط بر استفاده در حفاظت اعلام کرده است. با این حال به دلیل آن که هنوز مذاکرات برای معرفی ذخیرهگاه (مطابق قوانین مربوط به قرقهای اختصاصی) و همچنین تشکیل صندوق محلی به نتیجه نهایی نرسیده است فرایند فروش پروانه تکمیل نشده و هنوز مبلغی جا به جا نشده است. از طرفی موسسه، هیچ گونه دخالت و منفعتی در درآمد حاصل از فروش و اجرای برنامه شکار نخواهد داشت.» نکتهای که آن بنگاه اشاره نمیکند این است که در فصل بهار، شکار انجام نمیشود. بنابراین میتوان زنده بودن آن قوچ کمیاب لارستان را عجالتا مدیون فصل دانست. در عین حال سندی هم برای ادعای مطرح شده منتشر نمیکند. به علاوه، اگر آن بنگاه به کار خود اعتقاد راسخ دارد چرا موضوع را از روز نخست به طرفداران حیاتوحش و دوستداران خود از طریق وبسایت و یا آن رپرتاژ آگهی در ایرنا (۵) اطلاع نداد؟
۶- بر اساس جوابیه، «کارشناسان موسسه حیاتوحش میراث پارسیان به لزوم ایجاد الگوی پایدار در استفاده از ابزارهای متداول حفاظت اعتقاد دارند. قابل پیشبینی است که هر روش ناآشنا با بازخوردهای مثبت و منفی روبهرو خواهد بود. استفاده از شکار تروفه در حفاظت موضوعی است که علیرغم موفقیت در موارد قابل استناد و تایید جهانی، همواره مورد انتقاد بوده و خواهد بود.»
آن بنگاه البته اشاره نمیکند که بحث شکار تروفه مطرح نیست. بلکه بحث شکار «تروفه در معرض تهدید» مورد نظر است. در متن «اصول شکار تروفه به عنوان ابزاری تشویقی برای حفاظت» که توسط IUCN در آگوست سال ۲۰۱۲ انتشار یافته (۶)، به شکار تروفه اشاره شده است که: «نوعی استفاده از حیاتوحش است. اگر به درستی مدیریت شود ممکن است با ایجاد درآمد و انگیزههای اقتصادی بتواند به دستیابی اهداف حفاظتی و نیز معیشت محلی کمک کند. اما در صورت مدیریت ضعیف به دست آوردن آن منافع با شکست مواجه میشود. گرچه انواع گونهها (بسیاری از آنها که جمعیت قابلی دارند) به عنوان تروفه شکار میشوند، برخی از گونههای در معرض تهدید نیز ممکن است در رده شکار تروفه به منظور استراتژیهای حفاظت مکانی خاص به شمار آیند. یوزپلنگ و کرگدن سیاه در آفریقا جنوبی، کل مارخور در پاکستان از آن جملهاند. همه این گونهها در ضمیمه یک کنوانسیون سایتس هستند (۷).» وقتی مرجعی معتبر چون IUCN با ۶۶ سال قدمت چنین با احتیاط از شکار تروفه و مدیریت مناطق سخن میگوید و به نقش مخرب آن در صورت مدیریت غلط اشاره میکند، چگونه موسسه تازه تاسیس حیاتوحش میراث پارسیان میتواند تضمین کند اجرای پروژه شکار- حفاظت در ایران و به خصوص در ارتباط با قوچ کمیاب لارستان با موفقیت روبهرو خواهد شد؟۷ – در بخشی از جوابیه آمده است: «موسسه حیاتوحش میراث پارسیان مطابق با اساسنامه خود حفاظت پایدار و تلاش در جهت آن را تنها هدف خود میداند و شکار محدود و مدیریت شده را به عنوان یکی از ابزارهای حفاظت میشناسد؛ شکاری که منافع جامعه محلی را تضمین و هزینههای حفاظت زیستگاهها را تامین کند.» تا پیش از این به همکاری در فروش شکار با موسسات خارجی و حتی شکار محدود و مدیریت شده نه در اساسنامه آن بنگاه اشاره شده بود و نه در وبسایتش. آیا این، رویکرد جدید موسسه پارسیان است؟ یا این که از ابتدا هدف غایی، فعالیت در حوزه شکار بوده و پروژههای حفاظتی نیز برای دستیابی به هدف نهایی اجرایی شده است؟ چه رویکرد عوض شده و چه از ابتدا هدف، فعالیت در حوزه شکار بوده باشد، چرا هیچوقت چنان اهدافی برای اطلاع عموم منتشر نشده بود؟
موافقت یا مخالفت با شکار یا مدیریت و حفاظت مناطق با کمک مردم بحث دیگری است. اینجا سخن از همدستی و همکاری موسسهای حفاظتگراست در فروش قوچی در معرض تهدید. آیا بعد از این میتوان به سازمانهای مردمنهاد اعتماد کرد که صادقانه و شفاف فعالیت میکنند و آن پس و پشت، خرید و فروش جانوران وحشی (به خصوص جانوران در حال انقراض) در جریان نیست؟ پاسخ درست، منطقی و علمی به سوالهای مطرح شده در این مقاله میتواند در رفع فضای بدبینی و بیاعتمادی موثر باشد. تلاش برای مسکوت ماندن موضوع پیشآمده شاید چهرهای کریه نه تنها از موسسه حیاتوحش میراث پارسیان (که خدمات شایانی در حوزه حفاظت انجام داده) به نمایش بگذارد که وجهه سایر تشکلهای زیستمحیطی را نیز ممکن است خدشهدار کند.
پینوشت: نام موسسه حیاتوحش میراث پارسیان بر روی بروشورهای دو گونه تازه خریداری شده ببر بنگال و کانگروی قرمز در باغوحش تهران این سوال را برای برخی از فعالان حامی حیوانات به وجود آورده که آیا این موسسه در نقل و انتقال این گونهها به باغوحش تهران نیز نقش دارد یا نه؟
_______________________
۱- پول از شما، قوچ از آنان (لینک)
۲- تاملی در قوچفروشی آن موسسه (لینک)
۳- جوابیه موسسه حیاتوحش میراث پارسیان (لینک)
۴- مناظره شکار (لینک)
۵- رپرتاژ آگهی ایرنا (لینک)
۶- دستورالعمل IUCN برای شکار تروفه (لینک)۷- عین متن دستورالعمل IUCN:
“Trophy hunting is a form of wildlife use that, when well-managed, may assist in furthering conservation objectives by creating the revenue and economic incentives for the management and conservation of the target species and its habitat, as well as supporting local livelihoods. However, if poorly managed, it can fail to deliver these benefits. Although a wide variety of species (many of which are both common and secure) are hunted for trophies, some species that are rare or threatened may be included in trophy hunting as part of site-specific conservation strategies. Examples include Cheetah Acinonyx jubatus and Black Rhinoceros in southern Africa, and Straight-Horned Markhor Capra falconeri megaceros in the Torghar Valley of Pakistan, all of which are species listed on Appendix I of CITES.”
* آتش نوشت
___________________
یک تردید آزار دهنده؛ آیا مجوز شکار یوزپلنگ هم صادر شده یا می شود؟!/ وبلاگ میهمان
قوچ کشی در پروژهی حفاظت از قوچ لارستان/ توضیح مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان
تاملی در قوچفروشی آن موسسه/ وبلاگ میهمان
پول از شما قوچ از آنان؛ حفظ حیات با کشتار/ وبلاگ میهمان
-

رهاسازی دو عدد دلیجه در کرج/ تصویری
دیده بان حقوق حیوانات: به گزارش روابط عمومی اداره حفاظت محیط زیست شهرستان کرج: دو عدد دلیجه که توسط دوستداران حیات وحش و محیط زیست به این اداره تحویل شده بود پس از بررسی وضعیت سلامت و حصول اطمینان از قابلیت پرواز پرنده، در منطقه حفاظت شده البرز جنوبی رها سازی و به دامان طبیعت بازگردانده شد.
-
“کوتوله پارسی” مهمان خراسان رضوی شد/ تصویری
دیده بان حقوق حیوانات: مدیر کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی از نخستین مشاهده مار “کوتوله پارسی” در منطقه شکار ممنوع سده در خراسان رضوی خبرداد.
به گزارش خبرگزاری مهر، حمید صالحی اظهار کرد: مأموران یگان حفاظت محیط زیست خواف حین پایش منطقۀ شکارممنوع سده به گونه ای از مارها برخوردند که تاکنون دراستان مشاهده نشده بود و به منظور شناسایی نسبت به زنده گیری گونه و صید آن اقدام کردند.
وی ادامه داد: تصاویر برداشتی از این گونه جهت شناسایی به رستگار خزنده شناس مورد وثوق اداره کل ارسال و در شناسایی اولیه مار کوتولۀپارسی تشخیص داده شد اما با توجه به اینکه تاکنون این گونه در مناطق شرقی کشور مشاهده و رکورد نشده بود تائید نهایی منوط به مشاهده گونه از نزدیک و نمونه گیری از آن شد .
صالحی در ادامه افزود : با هماهنگی به عمل آمده با توجه به اهمیت موضوع انتقال گونه به مشهد و بررسی کامل توسط اساتید مجرب صورت گرفته و ماهیت گونه تأئید و مشخص شد برای اولین بار در شرق کشور منطقه شکار ممنوع سده میزبان یکی دیگر از گونه های شاخص جانوری شده است .
صالحی ضمن ابراز خرسندی از این موضوع ضمن تقدیر از کارشناسان محیط زیست خواف – مدثر تیموری و حمیدرضا عظیم پور یابندگان گونه- اظهارکرد: دقت در پایش محیط زیستی مناطق باعث دست یافتن به تازه های محیط زیست خواهد شد همانگونه که طی چند سال گذشته شهرستان خواف نسبت به شناسایی گونه های جدید جانوری عملکرد مناسبی داشته است.
-
راز مرگ پسرک در حمله گرگ گرسنه
دیده بان حقوق حیوانات: مرگ پسربچه روستایی که گفته میشود طعمه گرگ گرسنه شده است معمای پیچیدهای را پیش روی تیم تحقیق قرار داد.
به گزارش ایران، در حالی که اهالی روستا میگویند گرگهای زیادی از سوی محیطزیست در حوالی خانهشان رهاسازی شدهاند، مسئولان محیطزیست اصرار دارند در هیچ کجای ایران گرگی رهاسازی نمیشود.
گمشدن پسرک روستایی
پسرک شامگاه دوشنبه 26 خرداد سال جاری وقتی در اطراف خانه پدربزرگش در روستای «کهریز بغازی» از توابع شهر «رزن» در استان همدان بازی میکرد به طرز مرموزی ناپدید شد.
ساعت از 5/8 شب گذشته و پسربچه به خانهاش برنگشته بود. مادر به در چشم دوخته بود تا پسرش از خانه پدربزرگ برگردد. ثانیهها تند تند میگذشتند و اثری از «محمد مهدی» نبود.
ترس به جان مادر دلنگران افتاد. خواهر و برادر محمدمهدی به سراغ وی رفتند تا او را به خانه برگردانند اما با دستان خالی نزد مادر برگشتند.همه حیرتزده و نگران بودند، مادر با شوهرش تماس گرفت تا وی را در جریان گمشدن پسر کوچکشان قرار دهد.
جستوجوهای روستاییها آغاز شد اما هیچ اثری از پسرک روستایی نبود. شاهدان میگفتند محمدمهدی را ساعاتی قبل برابر خانه پدربزرگش و در حالی که با بچههای هممحلیشان بازی میکرد، دیدهاند.
یک ادعای وحشتناک
یکی از مردان روستایی در بین همه دلنگرانیها ادعای وحشتناکی کرد و گفت: دیدم یک گرگ جسمی را در دهان داشت و دور میشد و احتمال میدهم شاید آن همان پسرک گمشده باشد.
راز خاموش گندمزار
با ادعاهای این شاهد، تیمهای عملیاتی و امدادی برای جستوجو و یافتن کودک وارد عمل شدند تا اینکه در برابر راز خاموش گندمزار قرار گرفتند و پی بردند پسرک طعمه گرگ گرسنه شده است.
«ابوالفضل قزلجه» پدر محمدمهدی که هنوز مرگ دلخراش کودکش را باور ندارد با صدایی لرزان و در حالی که مرتب گریه میکرد گفت: آن لحظهها بدترین شب زندگیمان بود، وقتی همسرم با من تماس گرفت و خبر گمشدن محمدمهدی را داد سریعاً خودم را به خانه رساندم تا پسرمان را پیدا کنیم ولی خبری از او نبود. محمدمهدی در آن روز یک شلوار لی با بلوز مشکی و زرد به تن داشت و دمپایی به پایش بود.
وقتی یکی از روستاییها گفت که دیده است یک گرگ جسم زردی بر دهان دارد در همه جا به دنبال ردی از پسرمان بودیم تا اینکه در 50 متری خانه پدریام نزدیکی گندمزار دمپاییهای محمدمهدی را که به صورت نامرتب و با فاصله از هم روی زمین افتاده بودند دیدیم.
این پدر سیاهپوش ادامه داد تا ساعت 2 بامداد همه روستا را زیر و رو کردیم و سپس 100متر دورتر از خانه پدریام شلوار محمدمهدی را در حالی که بر زمین افتاده بود پیدا کردیم. مشخص بود وقتی گرگ بچهام را روی زمین میکشیده شلوار از پایش درآمده است.
تلاش امدادگران و تیمهای عملیاتی ادامه داشت ولی از پسرم خبری نبود تا اینکه سرانجام ساعت 5 صبح روز پنجشنبه 29 خردادماه وقتی یکی از اهالی برای آبیاری و زراعت به 500 متری روستا داخل گندمزار رفته بود متوجه یک لخته خون و برهم خوردن زمینهای زراعی شد.
پدر محمدمهدی گفت: وقتی از این موضوع باخبر شدیم خودمان را به گندمزار رساندیم و با قسمتی از جسد پسرم مواجه شدیم. در گوشهای از مزرعه پیراهنش که تکه پاره و خونی بود را پیدا کردیم و پلیس را در جریان قرار دادیم.
پس از پیدا شدن قسمتهایی از جسد پسرک 4 ساله، مأموران آن را به پزشکی قانونی رزن تحویل دادند و کارشناسان پس از بررسیها اعلام کردند پسرک روستایی طعمه گرگ درنده شده است اما این پایان بررسیهای پزشکی نبود و وقتی جسد پسرک به پزشکی قانونی استان همدان انتقال یافت کارشناسان پزشکی جنایی اعلام کردند پسرک از سوی یک حیوان وحشی مورد حمله قرار گرفته است و این حیوان نمیتواند گرگ باشد.
حتماً گرگ بود!
پدر محمدمهدی که بر این باور است حیوان وحشی همان گرگ است، گفت: برخی اهالی روستا قبلاً دیده بودند محیطزیست و حیاتوحش با خودروی خاور تعدادی گرگ را در اطراف روستا رها کرده است اما حالا که برای شکایت از محیطزیست به دادسرای شهر دنق رفتم با تعجب از آنها میشنوم که میگویند هیچ جرمی صورت نگرفته است و نمیتوانم از محیطزیست شکایت کنم.
هر چند که من از پیگیریهایم دست برنمیدارم و همچنان شکایتم را از محیطزیست ادامه خواهم داد تا به نتیجه برسم.عدم رهاسازی گرگ
«جواد نوری اظهر» رئیس اداره محیطزیست رزن نیز به شوک گفت: این حادثه عجیبی است که برای پسر 4 ساله رخ داده و همه متأثر و ناراحت هستیم.
وی افزود: در این پرونده زوایای پنهانی وجود دارد و به عقیده من نمیتوان به صراحت گفت که گرگ عامل کشتار محمدمهدی بوده است. به من اطلاع دادهاند در زمان پیدا شدن دمپاییهای پسرک آنها جفت شده در 50 متری خانه پدربزرگش قرار داشتند که این عجیب است چرا که اگر این پسرک از ابتدا طعمه گرگ شده باشد باید دمپاییها نامرتب بودند. همچنین شلوار محمدمهدی نیز در کنار گندمزار در حالی پیدا شد که تا شده بود و هیچ اثری از پارگی و لکههای خون روی آن دیده نمیشد.
شاهد دروغگو
این مقام محیطزیست پرده از ماجرای عجیب دیگری برداشت و گفت: شاهد ماجرا نیز اظهارات ضد و نقیضی ارائه داده است زیرا وی در شب حادثه ابتدا بیان کرده دیده است یک گرگ جسمی را به دندان گرفته و رفته اما فردای آن روز آن مرد کلاً منکر ماجرا شده و بیان کرده هیچ چیزی را مشاهده نکرده است. همچنین زمانی که بخشی از جسد پسربچه در گندمزار پیدا شد این اندام خیلی تمیز بود و شاید پسرک در مرحله دوم قربانی و طعمه گرگ شده باشد و امیدواریم این فرضیه بررسی شود.
جواد نوری اظهر درخصوص رهاسازی گرگها نیز گفت: به هیچ عنوان این امر واقعیت ندارد. شاید یوزپلنگ یا حیوانات دیگری نیز از سوی محیطزیست در مناطق حفاظتشده رهاسازی شوند اما هرگز محیطزیست گرگها را رها نمیکند و این یک دستورالعمل است و این سخنان شایعهای بیش نیست که در میان مردم به اشتباه و غلط دهان به دهان میچرخد.
بنابر این گزارش، با دستور بازپرس پرونده تیمی از پلیس و کارشناسان در حال بررسیهای ویژه هستند تا پرده از زوایای پنهان مرگ تلخ پسربچه روستایی بردارند.
-

دستگيري شكارچيان هوبره در دامغان/ تصویری
دیده بان حقوق حیوانات: با تلاش شبانه روزی محيط بانان يگان حفاظت محیط زیست دامغان و عوامل انتظامی کلانتری قهاب تعداد 2 نفر از یک باند ماهر با سابقه 4 بار دستگیری و مجازات در منطقه جنوب دامغان که با مهارت خاص اقدام به تله گذاری در یک منطقه وسیع بطول 6 کیلومتر و با استفاده از تعداد 500 تله، نموده بودند به دام افتادند. لازم بذکر است متخلفین دستگیر شده برای بار چهارم در طی 2 سال اخیر و برای بار دوم در طی 3 هفته اخیر به اتهام شکار پرندگان کمیاب دستگیر شده اند که متاسفانه بدلیل عدم بازدارندگی مجازات های تعیین شده، متخلفین مرتکب تخلف مجدد و نبود قوانین جزایی مناسب موجب جریتر شدن آنها گردیده است .
پرنده هوبره در لیست قرمز iucn قرار داشته و در معرض خطر انقراض میباشد که عمدتاً توسط شکارچیان از مناطق جنوبی کشور به این امر اشتهار داشته و گوشت آنها جهت خوشگذرانی شیوخ حاشیه خلیج فارس در كشورهاي عربي به فروش می رسد. -

نجات جوجه عقاب در کرج/ تصویری
دیده بان حقوق حیوانات: به گزارش روابط عمومی اداره حفاظت محیط زیست شهرستان کرج یک عدد جوجه عقاب طلایی که توسط دوستداران حیات وحش و محیط زیست به این اداره تحویل شده بود، پس از بررسی وضعیت سلامت وبه دیلیل ضعف جسمانی ، عدم توانایی پرواز وادامه زندگی در طبیعت، به یکی از مراکز نگهداری مجازحیوانات در کرج منتقل گردید .
-
نماد جانوری اصفهان؛ قوچ و میش، گونه آسیب پذیر در فهرست جهانی

دیده بان حقوق حیوانات: اصفهان، تنها با پل های تاریخی و گنبدهای فیروزه ای در بین ملت ها شناخته نمی شود. میراث طبیعی و تنوع زیستی اصفهان نیز آوازه ای جهانی دارند و در این میان، “قوچ و میش اصفهان” یکی از گنجینه های ژنی تنوع زیستی اصفهان است که در فهرست IUCN در ردیف گونه های آسیب پذیر معرفی شده است.
قوچ و میش اصفهان به عنوان یکی از گونه های نادر جانوری ایران و گونه جانوری شاخص استان اصفهان، در لیست قرمز IUCN به عنوان یک گونه آسیب پذیر معرفی شده است.
به گزارش CHN شاهین سپنتا، دامپزشک و موسس انجمن حمایت از حیوانات اصفهان با اشاره به اهمیت قوچ و میش اصفهان به عنوان یکی از گونه های جانوری منحصر به فرد کشور گفت: «قوچ و میش اصفهانی که در همه مجامع علمی جهان به نام شهر تاریخی اصفهان شناخته می شود طبق اعلام اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در فهرست گونه های آسیب پذیر (VU: Vulnerable) قرار دارد، این در حالی است که این زیرگونه جانوری می تواند به عنوان نماد جانوری اصفهان شناخته شود تا با توجه شرایط خاصی که دارد، تلاش بیشتری برای حفاظت از آن انجام شود.»قوچ و میش اصفهان با نام علمی Ovis orientalis isphahanica از راسته جفت سمان و تیره گاوسانان است که دارای ویژگی های یگانه ژنتیکی است. زیستگاه این زیرگونه خاص در فلات مرکزی ایران در مناطق تپه ماهوری و کوهپایه های استان اصفهان به ویژه پارک ملی و پناهگاه حیات وحش قمشلو، پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی و پناهگاه حیات وحش موته در شمال استان اصفهان است.بارزترین ویژگی های ظاهری قوچ اصفهان، خمیدگی شاخ ها به سوی گردن، لکه سفید زینی شکل برکمر، تیره تر بودن رنگ بدن نسبت به قوچ های نواحی دیگر ایران، روشن تر بودن رنگ دست و پا و پوزه نسبت به بقیه اندام هاست.قوچ و میش اصفهان زندگی گروهی دارد و معمولا میشها، برهها و نرهای جوان با هم و مسن تر های گله در کنار هم هستند. قوچ و میش در اواسط آذرماه جفت گزینی می کنند و میش ها در اواخر اردیبهشت و اوایل خردادماه در محلی امن زایمان می کنند و اغلب دو بره به دنیا می آورند.سپنتا، اهمیت دادن به قوچ و میش اصفهان به عنوان نماد جانوری این استان را ضروری دانست و با اشاره به سابقه انتخاب حیوانات به عنوان نماد در بین فرهنگ های مختلف گفت: «جانوران در فرهنگ ملل مختلف از دیرباز نمادهای آیینی و یا نشانه ای باورها و بن مایه های فرهنگ نیاکان و نماد هویت قومی یا ملی بودند و در طول تاریخ کارکردهای اجتماعی یافته اند و در برانگیختن حس مشترک و همبستگی ملی نقش موثر داشته اند. از این روی در بسیاری از کشورها از حیوانات به عنوان نماد ملی و یا نشانه احزاب و گروه های سیاسی استفاده می شود که برای نمونه می توان از شیر و شاهین در ایران، خروس در فرانسه و پرتغال، سگ آبی در کانادا، الاغ و فیل در آمریکا، شیر در انگلیس، خرس در روسیه، کانگورو در استرالیا، عقاب در آمریکا و مصر، پاندا در چین، و خرس قهوه ای در فنلاند نام برد.»عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حیوانات اصفهان، انتخاب نماد جانوری برای استان های مختلف کشور را یک حرکت نمادین اما تاثیر گذار دانست و گفت: «با در نظر گرفتن همه شاخص های زیست محیطی و توجه به اقلیم و سوابق تاریخی و ارزش های ژنتیکی گونه های منحصر به فرد آسیب پذیر و ضرورت حفظ آنها، در برخی از استان ها یگ گونه جانوری به عنوان شاخص یا نماد جانوری استان انتخاب شده که برای نمونه می توان از این موارد نام برد: آهو به عنوان نماد استان خراسان رضوی، پلنگ نماد استان گلستان، کبک دری نماد استان چهارمحال و بختیاری، خرس سیاه نماد استان هرمزگان، خرس قهوهای نماد استان کهکیلویه و بویراحمد، فُک نماد استان گیلان، گور ایرانی نماد استان فارس، گوزن زرد نماد استان خوزستان، تمساح پوزه کوتاه مردابی ایرانی یا گاندو نماد استان سیستان و بلوچستان، ماهی قزلآلای خال قرمز نماد استان تهران، قوچ و میش ارمنی نماد استان همدان، افعی شاخدار نماد استان خراسان جنوبی، سنجاب ایرانی نماد استان ایلام، شوکا نماد استان کرمانشاه، پازن نماد استان مرکزی، مرکزی پازن، یوز آسیایی نماد استان سمنان، مرال نماد استان مازندران، قرقاول نماد استان اردبیل، سیاه خروس نماد استان آذربایجان شرقی، میش مرغ نماد استان آذربایجان غربی، لک لک سفید نماد استان زنجان، هما نماد استان قزوین، شاهین نماد استان قم، زاغ بور نماد استان کرمان، هوبره نماد استان یزد، لاک پشت پوزه عقابی نماد استان بوشهر، سمندر آتشین نماد استان کردستان، سمندر لرستانی نماد استان لرستان و قوچ و میش اوریال نماد استان خراسان شمالی .»سپنتا افزود: « از همه مراکز علمی، سازمان های زیست محیطی، چهره های مذهبی، علمی، فرهنگی، هنری و حتی ورزشی، رسانه ها و مسئولان توقع می رود تا هریک به شیوه خود در معرفی نمادهای جانوری استان ها تلاش کنند تا حساسیت عموم جامعه نسبت به حفظ گنجینه های ژنتیکی کشور افزون شود.»عضو تشکل زیست محیطی اصفهان با اشاره به آسیب هایی که قوچ و میش اصفهان را تهدید می کند، گفت: «تاخت و تاز شکارچی ها و شکار بامجوز و بدون مجوز یکی از مهم ترین عواملی است که قوچ و میش اصفهانی را به عنوان یک زیر گونه آسیب پذیر در لیست قرمز معرفی کرده است و طبق مطالعات انجام شده، چرای بیش از حد دام، تصرف و تغییر کاربری اراضی، فعالیت نیروهای نظامی در داخل منطقه و عبور کنار گذر غربی اصفهان و شهرک های صنعتی واقع در شمال و شرق پناهگاه حیات وحش قمشلو از مهمترین عوامل تهدید زیستگاهی برای این گونه منحصر به فرد به شمار می آید . پس امیدواریم با توجه بیش از پیش مردم و مسئولان زمانی فرا رسد که هیچ گونه جانوری از کشورمان در لیست خطر IUCN قرار نداشته باشد.»اتحادیه بینالمللی حفاظت از محیط زیست (IUCN)، فراگیرترین مرجع بررسی وضعیت بقای گونههای جانوری زنده در جهان است که فهرستی از وضعیّت گونههای منقرض شده، در معرض انقراض ، در معرض خطر، آسیبپذیر، در شرف تهدید، و یا دارای کمترین نگرانی را بر پایه معیارهای دقیق در مناطق مختلف جهان منتشر می کند. هدف از تهیه این فهرست، آگاه کردن مردم و مسئولان کشورها از وضعیت جانوران و جلب کمک جامعه جهانی در جلوگیری از منقرض شدن گونههاست. -

کشتن یک جفت شیر و دو توله برای باز شدن جا!؛ کپنهاگ و جنایتی دیگر در یک باغ وحش با استاندارد اروپا/ فیلم
دیده بان حقوق حیوانات: دوباره باغ وحش کپنهاک، باغ وحشی با استاندارد اروپا، جنایتی دیگر رقم زد. در باغ وحش کپنهاک یک جفت شیر نر و ماده و دو توله ١٠ ماهه کشته شدند تا جا برای گروه جدید شیر باز شود.
مسئول باغ وحش میگوید: ما خیلی وقت است که میدانستیم باید نسل جدید از شیر در باغ وحش به قدرت برسد، این دو شیر پیر بودند و باید جای خود را به نسل جدید میدادند اگر این شیرها در طبیعت بودند شیرهای جوان شیر پیر را میراندند و خود جای آنها را میگرفتند ولی ما در باغ وحش جای چنین مانوری را نداریم و باغ وحش دیگری هم جا برای آنها نداشت؛ پس دو شیر قدیمی و دو توله 10 ماهه آنها خوابانده میشوند. وی همچنان اضافه کرد: اگر ما آنها را نمیکشتیم آنها خود شان را تکه میکردند.
باغ وحش های دیگر اروپا از این عمل کپنهاک شوکه هستند ودلایل کپنهاک را رد میکنند._________________________
اقدام بی رحمانه باغ وحش: کمبود جا، بهانهای برای کشتن چهار عدد شیر؛ بر ملا شدن حقایق اسارتگاه های حیوانات/ تصویر
تلاش باغ وحش تهران برای افزایش گونه های اسیر: دو کانگورو در باغ وحش تهران/ تصویری
اعتراف مدیر باغ وحش ارم به حیوان فروشی به باغ وحش های کوچک/ ادعای ورود شیر ایرانی به کشور بعد از ۱۲۰ سال
معرکه گیری با حیوانات باغ وحش ارم به موازات نمایشگاه محیط زیست/ تصویر
مرگ ببر بنگال در باغ وحش ارم و سووال های بی پاسخ/ نگرانی شدید از مخفی نگه داشتن شرایط زیستی ببر بیوه سیبری
انتقال توله شیر از نمایشگاه گردشگری به باغ وحش ارم
فشارها به نتیجه رسید! توله شیر مفلوک باغ وحش ارم از نمایشگاه خارج شد/ تصویر
تایید دردناک یک خبر: شرایط نگهداری ببر سیبری در قرنطینه باغ وحش ارم نامناسب است
باغ وحش داران بدتر از شکارچیان هستند؛ سازمان حفاظت از محیط زیست کوتاهی می کند/ وبلاگ میهمان
شرایط نگهداری گونه در معرض خطر انقراض در باغ وحشی که بازگشایی شد/ تصویر
چرا باغ وحش بابلسر به جای برچیده شدن، بازگشایی شد؟!/ از اعمال فشار و تهدید مسئولان محلی تا وعده و وعیدهای مالک
شرایط باغ وحش بابلسر پس از بازگشایی/ تصویری
بازگشایی باغ وحش بابلسر در سکوت مشکوک خبری/ تصویر
کاستاریکا در مسیر تعطیلی تمام باغ وحش های عمومی؛ برخی حیوانات رهاسازی خواهند شد
باغ وحش و سووال های بچه شتر!
اعتراف مدیر باغ وحش ارم به حیوان فروشی به باغ وحش های کوچک/ ادعای ورود شیر ایرانی به کشور بعد از ۱۲۰ سال
فقط ۳۷ باغ وحش، باغ پرندگان و مراکز نگهداری حیوانات مجوز فعالیت دارند!
اعلام آمادگی سازمان محیط زیست برای نقل و انتقالات حیات وحش باغ وحش بابلسر
پس از حدود ۴ ماه درد و آزار؛ چشم شیر باغ وحش زابل تخلیه شد/ تصویر
-

نجات دو جوجه جغد در دامغان/ تصویری
دیده بان حقوق حیوانات: دو بهله جوجه جغد كه در باغات جنوبي دامغان بر اثر طوفان شديد از لانه خود در بالاي درخت به پايين افتاده بودند توسط يكي از دانش آموزان محيط يار دامغاني تحويل اداره محيط زيست شهرستان گرديد. كه بلافاصله با گذشت زمان 3 روزه از جدا شدن جوجه ها از لانه، با تلاش نيروهاي ستادي اداره محيط زيست و با حضور دانش آموز محيط يار به جستجو در محل پرداخته و موفق به كشف لانه و گذاشتن جوجه ها در لانه شدند و با پايش نامحسوس و پس از گذشت مدت كمتر از 12 ساعت جغد مادر با بازگشت به لانه خود نسبت به انتقال جوجه هاي خود به محل امن ديگري اقدام نمود.
عمليات موفقيت آميز نجات اين دو بهله جغد كه از پرندگان تحت حمايت مي باشند را مي توان از تجارب ارزنده و با ارزش در نجات حيوانات كمياب در طبيعت محسوب نمود.
وجود جغدها و پرندگان شكاري در مزارع و باغات باعث كنترل آفات از جمله جوندگان و موش ها و مار و … ميگردد كه با حمايت جدي از اين پرندگان به نوعي ميتوان روند مبارزه بيولوژيك را در جلوگيري استفاده از سموم شيميايي در مزارع مديريت و كنترل نمود. -

یوزپلنگ مد شد!/ تصویری
دیده بان حقوق حیوانات: از 4 طرح مانتوی باشگاهی بانوان در خانه مد رونمایی شد. در یکی از این مانتوها صورت یوزپلنگ در میان پرچم سه رنگ کشور نقش شده است.
-
سلطان آفریقا کشته شد
دیده بان حقوق حیوانات: یکی از بزرگترین و معروفترین فیلهای قاره آفریقا با تیرهای سمی شکارچیان از پای درآمد.
به گزارش ایسنا، سازمان «Tsavo Trust» که در زمینه حفاظت از حیات وحش و حیوانات فعالیت میکند با اندوه و تاسف بسیار خبر کشته شدن این حیوان ارزشمند و نمادین را منتشر کرد.
مقامات حیات وحش کنیا نیز ضمن تایید این خبر از کشته شدن این فیل معروف و بزرگجثه به نام «ساتائو» خبر دادند که به دلیل داشتن عاجهای غول پیکر شهرت پیدا کرده بود و در نهایت طمع شکارچیان برای به دست آوردن این عاجهای گرانقیمت، قاتل جان حیوان بیچاره شد.
این فیل نر که حدود 45 سال سن داشت در ماه مه در یکی از پارکهای محلی کنیا تلف شد. به گفته مقامات حیات وحش این کشور، پول حاصل از فروش عاجهای این حیوان، اصلیترین انگیزه شکارچیان برای دست زدن به این جنایت بوده است.
به نقل از نیوز، این فیل احتمالا بزرگترین فیل قاره آفریقا یا قطعا یکی از بزرگترینها بوده که حتی میتوانسته عنوان بزرگترین پستاندار خشکیزی در جهان را نیز از آن خود کند. عاجهای این حیوان به حدی بزرگ بوده که میتوانسته آنها را روی زمین بکشد.
-
شرایط نگهداری گونه در معرض خطر انقراض در باغ وحشی که بازگشایی شد/ تصویر
دیده بان حقوق حیوانات: باغ وحش بابلسر در حالی بازگشایی شد که از وجود حداقل های استاندارد برای نگهداری حیات وحش در اسارت نیز محروم است.
پس این بازگشایی که با فشار اعضای شورای شهر بابلسر و به بهانه جذب توریست انجام شد، خرسی که با حکم دادستانی از این باغ وحش به پناهگاه حیات وحش سمسکنده برده شده بود نیز به دلیل ناتوانی در نگهداری و تغذیه این مجموعه بازگردانده شد.
تصویر فوق شرایط نگهداری «گونه در معرض خطر انقراض» در این مجموعه را نشان می دهد.
___________________
چرا باغ وحش بابلسر به جای برچیده شدن، بازگشایی شد؟!/ از اعمال فشار و تهدید مسئولان محلی تا وعده و وعیدهای مالک
شرایط باغ وحش بابلسر پس از بازگشایی/ تصویری
بازگشایی باغ وحش بابلسر در سکوت مشکوک خبری/ تصویر
اعلام آمادگی سازمان محیط زیست برای نقل و انتقالات حیات وحش باغ وحش بابلسر
شرایط بد نگهداری حیوانات دلیل تعطیلی باغ وحش بابلسر
تشکیل تیمی ویژه برای بررسی اسارتگاه حیوانات بابلسر و دستگیری خاطیان
سرنوشتی بدتر از قفس یک متری برای توله خرس گیلانی؛ توضیحات مهم دیده بان حقوق حیوانات در رابطه با دفاعیه جالب توجه اداره کل محیط زیست گیلان از مالک باغ پرندگان رشت/ تصاویری دیگر
خرس باغ پرندگان رشت در اسارتگاه بابلسر!/ تصویر
کشف بزرگترین محموله کشتار و تاکسیدرمی حیات وحش در بابلسر/ تصویری
نمایش حیوان آزاری در سکوت مسوولان؛ معرکهگیری در ساحل بابلسر/ تصویری
فروش غیر مجاز حیوانات تاکسیدرمی شده در بازارچه سنتی بابلسر/ تصویری
پدر و مادر توله شیرهای تهران گرد در باغ وحش بابلسر/ تصویری
مبدا توله شیرها: باغ وحش بابلسر؛ مقصد: اصفهان
اسارتگاه حیوانات؛ حیوانات باغوحشهای ایران از کجا میآیند؟
باغوحشهای ایران؛ آشنایی با حیوانات یا حیوانآزاری/ وبلاگ میهمان
توضیحات مدیر کل سابق محیط زیست گیلان در مورد فروش یک قلاده خرس
فروش غیرقانونی یک توله خرس به باغ وحش خصوصی/ اسناد
-

سگکشی؛ شغلی با درآمد چند صد میلیون تومانی و بودجه میلیاردی!/ از البرز تا چهاردانگه و تبریز، تفنگها برای پول جان میگیرند
دیده بان حقوق حیوانات: «این حیوانات هم مخلوق خدا هستند و ما حق نداریم جانی که خدا به ایشان داده، از آنها بگیریم؛ این مثل کفر است، چراکه انگار به خدا میگوییم آنچه تو میدهی، ما میتوانیم بگیریم!».
به گزارش «تابناک»، چند روز پیش، اهالی محله خانه چوبی در منطقه باغمیشه تبریز، نیمههای شب در حالی با سر و صدای شلیک گلوله و زوزه سگهای مجروح از خواب برخاستند و به این کار اعتراض کردند که فکر نمیکردند دخالتشان در این کشتار بیرحمانه به نرخ تهدید شدن خودشان با سلاح گرم تمام شود!
داود، جوانی که با خانوادهاش در این منطقه زندگی میکند، در این باره به خبرنگار «تابناک» میگوید: ساعت سه نیمه شب، وقتی همراه با چند تن از همسایگان برای اعتراض به کشتار بی رحمانه سگها از ساختمان بیرون شدیم، متوجه شدیم که یک خودرو پیکان با چراغ گردان زرد رنگ و یک دستگاه نیسان ـ که هر دو نشانه شهرداری منطقه 5 تبریز رویشان درج شده بود ـ به همراه شش تن از مأموران شهرداری در حال کشتار سگهای ولگرد هستند؛ در حالی که چند سال است در شهرمان پناهگاه نگهداری از این حیوانات وجود دارد و میشود این زبان بستهها را اینچنین فجیع نکشت.
وی میافزاید: در حالی که تلاش داشتیم مانع کشته شدن سگها شویم، مأموران نخست ما را پس زدند و بعد که پافشاری ما را دیدند، یکی از ایشان اسلحه خود را به سمتم گرفت و تهدیدم کرد که مزاحم کارشان نشوم. بعد سگ مجروح را با شلیک گلوله به شکل دردناکی کشتند و با بیل، لاشهاش را روی تل لاشههای جمع شده پشت نیسان انداختند و رفتند.
داود که بر این باور است جان گرفتن از حیوانی که جان از خدا گرفته، فرقی با کفر ندارد، این توضیحات را میدهد و بعد به نامهای اشاره میکند که همراه چند تن از اهالی محل برای شهردار شهر نوشتهاند و در آن علاوه بر توقف کشتار مخلوقات خدا، تهدید شدن با اسلحه را از سوی مأموران هم در آن درج کردهاند تا شاید فرجی شده و اوضاع را تغییر دهند؛ اما به نظر نمیرسد توفیق چندانی از این راه به دست آورند؛ این فال بد هنگامی آشکار میشود که به تجارت پشت پرده ماجرا دقیق میشویم.
بر خلاف آنچه گفته میشود، کشتار غیرقانونی سگهای ولگرد، خیلی بیشتر از آنکه برای رفاه شهروندان باشد، برای درآمد از این راه است؛ چه در استان البرز و شهر کرج که شکایت اهالی را به همراه دارد و بی فایده میماند، چه پیرامون پایتخت و افتضاحی نظیر آنچه در محدوده چهاردانگه رقم خورد و چه در کلانشهر تبریز که گاه شنیده میشود، سگکشهای فعال در آن، برای تأمین لاشه حیوان و دریافت پول بیشتر به بیابانهای کیلومترها آن سوتر از شهر هم سرکشی کرده و بدن بی جان ساکن در آن نقاط را هم به جای حیوانات ولگرد در شهر به فروش میرسانند!
کافی است بدانیم بنا بر اعداد و ارقام کمینه، تنها از محل کشتار و تحویل لاشه سگهای ولگرد، به ازای هر قلاده بیش از پنجاه هزار تومان به جیب مجری (بخوانید سگ کش) سرازیر شده و بعد برای معدوم سازی و خرده ریزهای دیگر کار، هزینه گزاف دیگری از بیتالمال پرداخته میشود و همه این روند به قدری بزرگ است که شنیدهها درباره بودجه معدوم سازی حیوانات موذی این شهر که وزارت کشور در اختیارشان قرار میدهد، به عددی نزدیک به هشتصد میلیون تومان سر میساید.
جالب اینجاست که اگر این بودجه را خیلی کمتر از این هم در نظر بگیریم، باز به اختصاص مبلغی چندین میلیارد تومانی در سطح کشور برای این امر خواهیم رسید که نه تنها شگفتآور است، بلکه حکایت از حجم انبوه نابسامانی در این ارتباط دارد؛ به ویژه آنکه میبینم هرگز آماری در این ارتباط انتشار نمییابد، هیچ کسی به شلیک غیرقانونی گلوله به این حیوانات اعتراض نمیکند و از همه مهم تر، هرگز نسل سگهای ولگرد در شهری ور نمیافتد!
رقمهای درشت رد و بدل شده برای سگکشی را جور دیگری هم میتوان ثابت کرد؛ زمانی که میبینیم در کلان شهرهایی چون مشهد یا تبریز، پناهگاههایی برای نگهداری حیوانات بی پناه دایر شده، ولی همچنان اخبار شلیک دردناک گلوگه به این حیوانات از این شهرها مخابره میشود؛ یعنی نه تنها هیچ تلاشی برای واگذاری امر به این پناهگاهها نمیشود، بلکه احتمالا به ایشان به چشم رقیبی که تجارت پر سود برخی را تهدید میکند، نگریسته میشود که باید از سر راه برداشته شوند.
ژیلا پورایرانی، مدیر یکی از پناهگاههاست؛ پناهگاه حیوانات پردیس در کلان شهر تبریز که با کمک خیرین، مجموعهای برای نگهداری از حیوانات بی سرپناه ساخته و در آنجا از شمار بسیاری سگ و گربه نگهداری و مراقبت میکند؛ پناهگاهی که پس از سالها فعالیت وی و دوستانش به صورت پراکنده، از سه سال پیش دایر شده و دست بر قضا، در زمان آشکار شدن وضعیت اسفناک معدوم گاه حیوانات ولگرد تبریز، هم وجود داشته اما نه آن زمان به بازی گرفته میشده و نه اکنون.
پورایرانی در این باره به خبرنگار «تابناک» میگوید: سالهاست از مسئولان شهری خواستهایم به جای بهره بردن از آخرین راه و کشتن حیوانات، روند کشتار سگها را متوقف کرده و آنها را به پناهگاه انتقال دهند تا ما کار واکسیناسیون و انگل زداییشان را انجام داده و در نهایت عقیمشان کنیم اما گوش کسی بدهکار نیست. حتی چند روز پیشتر از وقوع رویداد شهرک باغمیشه هم وقتی اتفاقی شهردار را دیدم، این درخواست را مطرح مردم اما هنوز خبری نشده است.
وی با تأکید بر اینکه کشتار سگها علاوه بر اینکه ظلم در حق این حیوانات است، بار روانی منفی زیادی به جامعه وارد میآورد، میافزاید: در حالی که مسئولان شهرهای مجاور از ایده ما الگوبرداری کرده و با حمایت مسئولان، پناهگاههایی برای نگهداری از حیوانات زنده گیری شده ساخته اند و در شهری مثل مراغه موفق شدهاند معدوم سازی سگها را به کل ریشه کن کنند، مسئولان تبریز کماکان بر استفاده از سلاح برای کشتار سگها تاکید دارند و حتی شنیدهایم که به تازگی قرارداد جدیدی با پیمانکار در این باره منعقد نمودهاند.
پورایرانی در پاسخ به اینکه چرا شما برای جمعآوری این حیوانات از سطح شهر کاری نمیکنید، میگوید: بارها و بارها برای این امر طرح و پروپوزال تهیه کرده و ارائه دادهایم و خواستار واگذاری آن به تشکلهای مردم نهاد شدهایم، ولی موافقت نکردند. حتی از ایشان خواستیم حیوانات را زندهگیری کرده و در اختیار ما گذارند که با این درخواست هم موافقت نشده است، در حالی که ما برای کمک به مسئولان آستین بالا زده و پناهگاه دایر کردهایم، وگرنه همه برای خود شغل دیگری هم داریم و به این کار به چشم مادی نگاه نمیکنیم.
مدیر پناهگاه پردیس در ادامه به تجربه موفق مجموعهشان در این باره اشاره کرده و میگوید: یک هفته جمعآوری سگها را به ما سپردند و در آن هفته همه سگهایی را که دیده شدند و به 137 گزارش میشد، زندهگیری کرده و به پناهگاه بردیم اما بعد ورق برگشت و عذر ما را خواستند.

این فعال حقوق حیوانات میافزاید: همه این اتفاقات در حالی رخ میدهد که سگ کشی غیرقانونی است و بنا بر قانون باید مراکزی برای نگهداری این حیوانات ساخت و در آنجا یا عقیم سازی یا مرگ بدون درد برای این حیوانات انجام شود که هزینه هر دو به مراتب بیش از 50 هزار تومانی است که برای کشتن این حیوانات میپردازند؛ اما نمیدانیم چرا وقتی ما پیشگام میشویم تا عقیم سازی را عهدهدار شده و به کمکشان بیاییم، نمیپذیرند؟!
بدین ترتیب سخت نیست که حدس بزنیم وقتی آمپول مورد نیاز برای یوتانایز (مرگ بدون درد) نرخی حدود یکصد و پنجاه هزار تومان دارد و عقیم سازی به مراتب گران تر از آن است، چرا مسئولان شهرداری سگکشی را راه ارزانتر یافتهاند اما قطعا میتوان از ایشان پرسید که چرا وقتی مرکزی خودگردان برای انجام این کار پیشقدم میشود، از پیشنهادشان استقبال نمیشود؟ آیا عاملی غیر از درآمد سرشار سگ کشی این بی محلیها را سبب میشود؟!
________________________
شلیک سگ کش های شهرداری به سه زن/ تصویر
طرح سگ کشی شهرداری رامسر به قتل زن جوان منجر شد
سگ کشی وحشیانه و بدوی پیمانکاران شهرداری/ تصویر +۱۶
ادامه سگ کشی شهرداری در تهران/ موش ها مسموم می شوند
سه میلیارد تومان هزینه و ۶۱۰۰۰ سگ کشته شده، آمار بی نتیجه سگ کشی در مشهد
کارتون: سگ کشی
خبر فوری !سگ کشی بیرحمانه در تبریز!/ تصویری
باز هم سگ کشی/ این بار در گیلان
ورود دستگاه قضا به “سگکشی” در تبریز
ادعای عجیب شهرداری: پرونده سگهای ولگرد شهر تهران بسته شد
درس سگ های ولگرد به رومانیایی ها!
پس از سالها حیوان کشی: اولین گام شهرداری در مسیر صحیح کنترل حیوانات شهری/ مانور آموزشی صنوف آلودهکننده شهری
آنها را نکشید، هیچ کس به آنها محبت نمی کند!/ آیا راه عالمانه کنترل حیوانات شهری کشتن است؟
آغاز طرح “مرگ ترحمآمیز” سگهای ولگرد/ جمع اضداد: کشتن و ترحم
-

گزارش ویژه از خرید و فروش گسترده حیات وحش با دامنه های ایرانی/ تصویری

فروش پوست پلنگ ایرانی با نام یوزپلنگ! دیده بان حقوق حیوانات: خرید و فروش حیات وحش در کشور به شکلی بی سابقه فزونی گرفته و از بازار حیوان باز ها و پیاده رو ها به سایت های اینترنتی و آگهی در گروه های وایبر و واتس اپ کشیده شده!
به گزارش دیده بان حقوق حیوانات این روزها بر خلاف جو گزارش های پر طمطراق و ژورنالیستی در رسانه های خاص که از برخورد قاطع با قاچاقچیان حیات وحش حکایت دارند، گویا این قاچاقچیان و اذنابشان به شدت در حاشیه امن به سر می برند و از انتشار اسناد قابل پیگرد قضایی بر بستر اینترنت نیز هیچ ابایی ندارند.
بازه این قاچاق تا جایی کشیده شده که در هر لحظه که اراده کنید، در سایت های با دامنه ایران (ir) می توانید بیش از 100 سنجاب ایرانی برای فروش بیابید! شرایط بازار پرندگان خلیج فارس، پت شاپ ها و برخی کلینیک – پت شاپ های سطح شهر نیز برای افراد مطلع از چند و چون ماجرا از هر توضیحی بی نیاز هستند.
تنها در یکی از سایت های خرید و فروش حیوانات با دامنه ایران هم اکنون بیش از 80 سنجاب ایرانی به صورت علنی همراه با عکس و با ذکر شماره تلفن فروشنده برای فروش قرار دارد.
ذهن ساده انگار قاچاقچی کل یا فروشنده جزء، به گمان اینکه با برخی توضیحات امکان برخورد قانونی از متولی حفاظت از حیات وحش گرفته می شود چنان لطایفی را در آگهی ها می آفریند که خواننده آگهی لحظه ای به فکاهی بودن مساله شک می کند:
«سنجاب های شیرخوار کانادایی برای فروش!» (یعنی سنجاب قبل از اتمام دوره شیرخوارگی از سوی دیگر کره زمین به کشور رسیده. تجسم زمان و هزینه و دردسرهای این انتقال با شما!)
«فروش سنجاب دست آموز که با سوت در محل خاصی دستشویی می کنه با تمام تجهیزات!» (منظور از تجهیزات، قفس و قلاده و انواع وسایل اسارت است.)
«تعداد محدودی سنجاب نادر کانادیی در سنین مختلف آماده فروش.» (ادعای نادر بودن سنجاب کانادایی مثل ادعای نادر بودن گربه های شهری ایران است!)
عمده قیمت ها برای سنجاب ایرانی که گاهی با نام دروغین کانادایی در معرض فروش قرار گرفته بین 200 تا 400 هزار تومان است. سوسمارهای بومی و غیر بومی تا سه میلیون تومان، پستانداران ریز و درشت نیز گاه تا 7 میلیون تومان قابل خرید هستند.
جالب ترین بخش مساله اینجاست که در ایران که سنجاب گونه در معرض خطر و حمایت شده محسوب می شود صید و خرید و فروشش بسیار پر طرفدار و البته کم ریسک است، ولی در بسیاری از شهرهای کانادا که سنجاب از گونه های حیات وحش شهری نیز به حساب آمده و با تعداد بسیار بالا در شهرها و در خانه و حیاط های شهر مشاهده می شود، برای نگهداری صید نمی شود. قوانین بسیار سختی نیز برای قاچاق آن وجود دارد و از آنجا که حیوان خانگی محسوب نمی شود و خارج کردن آن از مرزهای این کشور محال ممکن است. حال باید از قاچاقچیان محترم پرسید که این سنجاب های در معرض فروش کشور از کدام مسیر به فروشگاه های اینترنتی راه پیدا کرده اند؟!
تصاویر این گزارش فقط بخشی از جنایتی است که تنها یکی از این سایت ها در سکوت سازمان حفاظت محیط زیست، پلیس فتا و سایر مسوولان در حق حیات وحش کشور و جهان مرتکب می شود.
تصاویر بیش از 300 نمونه از این خرید و فروش ها در بازه زمانی چند ماهه و اسناد این گزارش در تحریریه دیده بان حقوق حیوانات محفوظ است.
-
چرا باغ وحش بابلسر به جای برچیده شدن، بازگشایی شد؟!/ از اعمال فشار و تهدید مسئولان محلی تا وعده و وعیدهای مالک
دیده بان حقوق حیوانات: به فاصله یک ماه و نیم از انتشار خبر توقف فعالیت باغ وحش بابلسر که با حکایت خرس به غل و زنجیر کشیدهاش جهانی شده بود، اکنون خبر بازگشایی این مجموعه نگرانی هایی به همراه داشته است، چراکه همگان توقع برچیده شدن این مجموعه را داشتند.
به گزارش «تابناک»، دکتر ناصر مهردادی، مدیر کل محیط زیست استان مازندران که پیشتر از شکایت قضایی سازمان متبوعشان از مدیر باغ وحش بابلسر بابت شرایط وحشتناک نگهداری از خرس قهوهای خبر داده و خواستار برچیده شدن این مجموعه شده بود، با تایید این خبر میگوید: همچنان منتظر برچیده شدن این باغ وحش و انتقال آن به محلی که فضای کافی برای این کار داشته باشد، خواهیم ماند.
وی با تشریح روند رسیدگی به این پرونده میافزاید: زمانی که علیه این باغ وحش طرح شکایت کردیم، دو نکته مد نظرمان قرار داشت؛ یکی شرایط بسیار نامطلوب نگهداری از خرس قهوهای مجموعه و دیگری کمبود فضای مجموعه برای نگهداری از گونه های مختلفی که در آن گرد آمده است.


شرایط دردناک نگهداری از خرس پیش از تعطیلی باغ وحش
مهردادی در ادامه میگوید: در گام نخست با کمک مسئولان قضایی، حکم انتقال خرس را دریافت کرده و آن را به پناهگاه حیات وحش سمسکنده در ساری منتقل کردیم. البته این انتقال مشکلات زیادی برایمان به همراه داشت چراکه از یکسو خرس به مالکش بسیار وابسته بود و مجبور شدیم بیهوشش کرده و به کمک ده ها نیرو منتقلش کنیم و از سوی دیگر برای غذا دادن به آن میبایست مالک را مجاب میکردیم هر دو روز یکبار به حیوان سرکشی کرده و به یاری مان بیاید که این گونه شد. ما مواد غذایی مورد نیاز برای تغذیه خرس را فراهم میکردیم و به کمک مالکش غذادهی به این حیوان دست آموز را انجام میدادیم.
مدیر کلی محیط زیست استان مازندران با تاکید بر اینکه شرایط خاص خرس اسیر، امکان رهاسازی آن را در طبیعت از بین برده، به دشواری هایی نگهداری از گونهای خاص در پناهگاهی که گوزن و مرال در آن نگهداری میشود، اشاره کرده و میگوید: از آنجایی که نگهداری از حیواناتی از این دست برای سازمان مقدور نیست، حتی خواستار انتقال خرس به تهران هم شدیم اما مشکل بزرگتر آنجا بود که نمیتوانستیم باغ وحش بابلسر را به کل تعطیل کرده و نگهداری از گونه های مختلف ساکن آن را هم به مشکلات اضافه کنیم.
بدین ترتیب لزوم همکاری با مالک باغ وحش و مسئولان محلی برای ارتقای کیفیت نگهداری گونه های مختلف ساکن این باغ وحش احساس میشود تا تکیه به حداقل ها در دستور کار قرار گیرد؛ بماند که در این میان برخی مسئولان محلی از اعمال فشارهای مختلف و حتی تهدید ابایی ندارند!
البته مهردادی تمایلی ندارد در این باره سخن بگوید و تایید یا تکذیبی به آن ضمیمه نماید و به ذکر این نکته بسنده میکند که مسائلی از این دست عادی است و نه ترسی در وی ایجاد میکند و نه خللی در پیگیری بوجود میآورد.



این استاد دانشگاه تهران در ادامه میگوید: با فراهم آوردن برخی حداقل ها من جمله اختصاص قفسی با حداقل ویژگی های مورد نیاز برای خرس و پس از آنکه همکاران من از مجموعه بازدید به عمل آورده و تایید کردند، با بازگرداندن خرس به باغ وحش به صورت مشروط موافقت کردیم و به مالک مهلت دادیم تا کار انتقال باغ وحش را پیگیری کرده و با توجه به دشواری هایی که در تهیه زمین مورد نیاز برای دایر کردن مجموعهای جدید وجود دارد، از همکاری مسئولان محلی که وعده یاری دادهاند بهره گرفته و در نهایت خواسته دوم ما یعنی برچیده شدن باغ وحش از مکان فعلی را به انجام برساند.
مهردادی با تایکید بر اینکه نمیتوان باغ وحش را بدون توجه به سرنوشت حیواناتی که در آن ساکن هستند، تعطیلی کرد، میافزاید: با بازرسی های منظمی که از مجموعه خواهیم داشت، تلاش خواهیم کرد تا شرایط حداقلی نگهداری حیوانات را تا مهلت داده شده حفظ کنیم و پس از آن اگر انتقال باغ وحش ممکن نشده بود، تدابیر لازم را اتخاذ کرده و چه بسا انتقال حیوانات به مجموعه های استاندارد را در دستور کار قرار دهیم اما آنچه فعلا در دستور کار است، همکاری با مالک باغ وحش برای حفظ باغ وحش با تکیه بر حداقل های مورد نیاز برای این امر است.
بدین ترتیب درخواهیم یافت سرنوشت این باغ وحش نیازمند طرح و برنامهای برای رسیدگی به تمامی باغ وحش های موجود در کشور خواهد بود که نه تصمیم گیری درباره آن نه در خور مقدورات محیط زیست استان مازندران است و نه حتی در توان سازمان محیط زیست کشور میگنجد، بلکه میبایست بسیار فراتر از ایشان مورد رسیدگی قرار گرفته و چاره جویی شود تا شاید با رسیدن به طرحی ملی مانند سافاری پارک، روزی فرا برسد که دیگر اسارتگاه حیوانات را «باغ» وحش لقب نداده و کسی از زجر کشیدن حیوانات برای خود منبع درآمد درست نکند!
___________________
شرایط باغ وحش بابلسر پس از بازگشایی/ تصویری
بازگشایی باغ وحش بابلسر در سکوت مشکوک خبری/ تصویر
اعلام آمادگی سازمان محیط زیست برای نقل و انتقالات حیات وحش باغ وحش بابلسر
شرایط بد نگهداری حیوانات دلیل تعطیلی باغ وحش بابلسر
تشکیل تیمی ویژه برای بررسی اسارتگاه حیوانات بابلسر و دستگیری خاطیان
سرنوشتی بدتر از قفس یک متری برای توله خرس گیلانی؛ توضیحات مهم دیده بان حقوق حیوانات در رابطه با دفاعیه جالب توجه اداره کل محیط زیست گیلان از مالک باغ پرندگان رشت/ تصاویری دیگر
خرس باغ پرندگان رشت در اسارتگاه بابلسر!/ تصویر
کشف بزرگترین محموله کشتار و تاکسیدرمی حیات وحش در بابلسر/ تصویری
نمایش حیوان آزاری در سکوت مسوولان؛ معرکهگیری در ساحل بابلسر/ تصویری
فروش غیر مجاز حیوانات تاکسیدرمی شده در بازارچه سنتی بابلسر/ تصویری
پدر و مادر توله شیرهای تهران گرد در باغ وحش بابلسر/ تصویری
مبدا توله شیرها: باغ وحش بابلسر؛ مقصد: اصفهان
اسارتگاه حیوانات؛ حیوانات باغوحشهای ایران از کجا میآیند؟
باغوحشهای ایران؛ آشنایی با حیوانات یا حیوانآزاری/ وبلاگ میهمان
توضیحات مدیر کل سابق محیط زیست گیلان در مورد فروش یک قلاده خرس
فروش غیرقانونی یک توله خرس به باغ وحش خصوصی/ اسناد
-

شلیک سگ کش های شهرداری به سه زن/ تصویر
دیده بان حقوق حیوانات: «نصفه شب شلیک کنند، ایجاد وحشت میشود و در روز هم که نمیشود این کار را انجام داد؛ شما بگویید چه کنیم؟»؛ این چکیده پاسخ مسئولان شهرداری به پرسشهای خبرنگار «تابناک» درباره این حادثه است.
به گزارش «تابناک»، دست بردن مأموران شهرداری به سلاح گرم برای حذف سگهای ولگرد از سطح شهر که پیشتر هم دستمایه انتقادات فراوانی شده بود (برای نمونه به اینجا بروید) در روزهای گذشته در اسلامشهر، موجبات خلق حادثهای عجیب و غریب را فراهم آورد که در نوع خود بیسابقه است.
سه شنبه گذشته ساعتی به نیمه شب مانده، چند تن از اعضای شرکت پیمانکار شهرداری اسلامشهر ـ که برای شکار سگهای ولگرد با تفنگهای ساچمهزنی، راهی کوچه پسکوچههای شهر شده بودند، در همان آغاز کار حادثه دردناکی رقم زدند و سه زن جوان را مورد اصابت قرار دادند.
یکی از زنانی که در این حادثه از ناحیه دست مجروح شده در تشریح رویداد رقم خورده در پارک ماهشهر اسلامشهر به روزنامه ایران گفته: شب همراه دو زن از بستگانمان برای پیادهروی به پارکی که کنار خانهمان است، رفتیم. هنوز نیم ساعت از رفتنمان نگذشته بود که صدای شلیک گلولهای را شنیدیم. وقتی صدای سگ شنیدیم، فهمیدیم مأموران شهرداری در حال کشتن سگهای ولگرد منطقه هستند، چون صدای تیرها نزدیک میشد، ترسیدیم که مبادا گلولهای به ما بخورد. گامهای بلندی برداشتیم تا به خانه برویم که همزمان هر سه با هم احساس سوزش شدیدی کردیم و با رفتن به روشنایی دیدیم که زخمی شدهایم.
بدین ترتیب با صدای فریاد زنان، همسرانشان متوجه ماجرا شده و چهار مردی را که میخواستند با وانتنیسان منقش به آرم شهرداری فرار کنند، به دام انداخته، دستگیر میکنند و همزمان با انتقال مجروحان به درمانگاه، تحویل مأموران کلانتری چهاردانگه میدهند تا در آنجا معلوم شود، پیمانکار شهرداری در سگکشی و سه همراه وی این حادثه را رقم زدهاند.
زنان آن شب با پانسمان راهی منزل میشوند تا فردا به کلینیک رفته و ساچمهها با تیغ جراحی از بدنشان بیرون آورده شود؛ از پهلو و پای یکی، از دست دیگری و از پای سومی. البته برخی جراحات جراحی نمیشود، چون پزشکان میگویند که ساچمه به استخوان خرده و پودر شده و چیزی برای خارج کردن وجود ندارد.
هماکنون هر سه خانواده از شهرداری شکایت دارند که چرا در آن ساعت شب در منطقه مسکونی به هر دلیلی به سمتشان شلیک شده است و بر این باورند، چنین کاری در منطقه عمومی و مسکونی به کل خطاست؛ اما مسئولان شهرداری نظر دیگری دارند.
شهبازی، مدیر روابط عمومی شهرداری اسلامشهر در این باره به «تابناک» میگوید: وقتی برای کشتن سگهای ولگرد در سطح شهر اقدام میشود، طبیعی است باید شب را برای این کار در نظر بگیریم و نمیشود این کار را نیمه شب به بعد انجام داد، چون سگهای ولگرد با سلاحهای ساچمهزنی از پا درمیآیند و صدای شلیک در نیمههای شب، موجب ترسافکنی میشود.
وی میافزاید: به همین دلیل ساعات پایانی شب برای این کار انتخاب شده و این حادثه هم ناخواسته بوده و خطا شده است. البته شهردار از همان آغاز آگاهی از ماجرا، شخصا پیگیر ماجرا بوده و روند درمان این شهروندان در بهترین بیمارستان و پرداخت هزینهها را پیگیری کرده است.
او در پاسخ به اینکه آیا پیگیری درمان و پرداخت هزینهها به معنای پذیرفتن قصور شهرداری در این ماجرا هست یا نه، میگوید: این کار را نه شهرداری و مأموران آن، که پیمانکار طرف حساب با ما انجام داده و بررسی شرایط حقوقی ماجرا با توجه به روند حقوقی قرارداد بسته شده میان شهرداری و پیمانکار در دستور کار است؛ اما آنچه از دید شهرداری اهمیت اول را داشته، سلامت شهروندان است، نه اینکه مقصر این رویداد کیست؛ همان گونه که مبارزه با سگهای ولگرد هم در راستای رفاه شهروندان است که به ما تکلیف شده.
بدین ترتیب به رغم گذشت چند روز از رویداد، هنوز معلوم نیست موضع شهرداری نسبت به این رویداد تلخ ـ که پیمانکارش رقم زده ـ چه خواهد بود؛ اما آنچه ورای این ماجرا قابل توجه است، دست یازیدن شهرداری به روش کشتار سگهای ولگرد برای رفع این معضل است که از اساس غیر قانونی و نکوهیده است. (مستندات غیرقانونی بودن این اقدام را اینجا بخوانید)
شاید همین موضوع موجب شده که شهردار نسبت به این رویداد واکنش سریع نشان داده و از برخورد قاطع با پیمانکاری که بدون رعایت بدیهیات ایمنی، با جان عدهای بازی کرده، تا این لحظه خودداری کند.
اما فارغ از اینکه فرجام ماجرا چه خواهد شد، چه بسا رویداد اخیر موجب شود یک بار برای همیشه، تکلیف سگکشیهای غیر قانونی ـ که تنها راهکار مسئولان شهرداری در شهرهای گوناگون برای مقابله با این حیوانات مزاحم زندگی شهرنشینی ماست ـ مشخص شود.
_____________________
طرح سگ کشی شهرداری رامسر به قتل زن جوان منجر شد
سگ کشی وحشیانه و بدوی پیمانکاران شهرداری/ تصویر +۱۶
ادامه سگ کشی شهرداری در تهران/ موش ها مسموم می شوند
سه میلیارد تومان هزینه و ۶۱۰۰۰ سگ کشته شده، آمار بی نتیجه سگ کشی در مشهد
کارتون: سگ کشی
خبر فوری !سگ کشی بیرحمانه در تبریز!/ تصویری
باز هم سگ کشی/ این بار در گیلان
ورود دستگاه قضا به “سگکشی” در تبریز
آنها را نکشید، هیچ کس به آنها محبت نمی کند!/ آیا راه عالمانه کنترل حیوانات شهری کشتن است؟
شبیخون به موشها با اشعه مادون قرمز
ادعای عجیب شهرداری: پرونده سگهای ولگرد شهر تهران بسته شد
پس از سالها حیوان کشی: اولین گام شهرداری در مسیر صحیح کنترل حیوانات شهری/ مانور آموزشی صنوف آلودهکننده شهری
معرفی مناسبترین راهکار پیشگیری از هاری در سگهای ولگرد/ به مناسبت ۲۸ سپتامبر؛ روز جهانی هاری
آغاز طرح “مرگ ترحمآمیز” سگهای ولگرد/ جمع اضداد: کشتن و ترحم
-

شرایط باغ وحش بابلسر پس از بازگشایی/ تصویری
دیده بان حقوق حیوانات: باغ وحش بابلسر پس از تغییر شرایط محوطه نگهداری خرسی که با زنجیر بسته شده بود، بازگشایی شد. شرایط فعلی نگهداری این خرس نیز با ضوابط اعلامی سازمان حفاظت محیط زیست فاصله بسیار دارد. این مجموعه بحث برانگیز با الطاف ویژه برخی از اعضای شورای شهر بابلسر با توجیه جذب توریست با شرایطی که در تصاویر می بینید بازگشایی شده است.
خبر بازگشایی را اینجا ببینید.
شرایط رقت بار میمون ماده و میمون نابالغ در یک قفس کوچک با کف توری.آب آشامیدنی حیوانات
شرایط نگهداری سه گرگ بالغ
کیفیت نگهداری شیرها
کیفیت نگهداری شیرها
کیفیت نگهداری شیرها
نزدیکی باغ وحش به ابنیه مسکونینزدیکی باغ وحش به ابنیه مسکونی
نزدیکی باغ وحش به ابنیه مسکونینزدیکی باغ وحش به ابنیه مسکونی
نزدیکی باغ وحش به ابنیه مسکونی
کیفیت آب آشامیدنی حیوانات
نزدیکی باغ وحش به ابنیه مسکونی
شرایط نگهداری و سلامت پرنده شکاریشرایط نگهداری پرنده شکاری
خرسی که تا ماه گذشته به زنجیر کشیده شده بود
افسردگی خرس های مجموعه
رفت و برگشت ممتد خرس در قفس حاکی از مشکل روحی و افسردگی خرس های مجموعه
رفتار خرس در قفس حاکی از مشکل روحی و افسردگی خرس های مجموعه___________________
بازگشایی باغ وحش بابلسر در سکوت مشکوک خبری/ تصویر
اعلام آمادگی سازمان محیط زیست برای نقل و انتقالات حیات وحش باغ وحش بابلسر
شرایط بد نگهداری حیوانات دلیل تعطیلی باغ وحش بابلسر
تشکیل تیمی ویژه برای بررسی اسارتگاه حیوانات بابلسر و دستگیری خاطیان
سرنوشتی بدتر از قفس یک متری برای توله خرس گیلانی؛ توضیحات مهم دیده بان حقوق حیوانات در رابطه با دفاعیه جالب توجه اداره کل محیط زیست گیلان از مالک باغ پرندگان رشت/ تصاویری دیگر
خرس باغ پرندگان رشت در اسارتگاه بابلسر!/ تصویر
کشف بزرگترین محموله کشتار و تاکسیدرمی حیات وحش در بابلسر/ تصویری
نمایش حیوان آزاری در سکوت مسوولان؛ معرکهگیری در ساحل بابلسر/ تصویری
فروش غیر مجاز حیوانات تاکسیدرمی شده در بازارچه سنتی بابلسر/ تصویری
پدر و مادر توله شیرهای تهران گرد در باغ وحش بابلسر/ تصویری
مبدا توله شیرها: باغ وحش بابلسر؛ مقصد: اصفهان
اسارتگاه حیوانات؛ حیوانات باغوحشهای ایران از کجا میآیند؟
باغوحشهای ایران؛ آشنایی با حیوانات یا حیوانآزاری/ وبلاگ میهمان
توضیحات مدیر کل سابق محیط زیست گیلان در مورد فروش یک قلاده خرس
فروش غیرقانونی یک توله خرس به باغ وحش خصوصی/ اسناد
-

بازگشایی باغ وحش بابلسر در سکوت مشکوک خبری/ تصویر
دیده بان حقوق حیوانات: باغ وحش بابلسر که سالها مورد انتقاد فعالان حقوق حیوانات بود، بازگشایی شد.
به گزارش خبرنگار اعزامی دیده بان حقوق حیوانات، باغ وحش بابلسر که به دلیل شرایط بد نگهداری حیوانات با حکم دادستان موقتا تعطیل شده بود، با ساخت یک قفس غیر استاندارد برای خرس ها بازگشایی شد.
پس از انتشار تصاویر آزارنده از خرسی که در این مجموعه به زنجیر کشیده شده بود، برای واگذاری حیواناتش به اداره محیط زیست تعطیل شده بود اما در سکوت کامل خبری و بدون عملی شدن ادعاهای مدیران اداره محیط زیست استان بازگشایی شد.
گفته می شود دو تن از اعضای شورای شهر بابلسر با توجیه جذابیت برای توریست ها بر بازگشایی این مجموعه اصرار داشته اند. این در حالی است که وجود چنین مجموعه آزارنده ای می تواند در سطح ملی و بین المللی بر توریست پذیری این شهر زیبا اثرات منفی داشته باشد.
لازم به ذکر است حداقل فضای لازم برای نگهداری هر یک خرس قهوه ای در اسارت طبق اعلام سازمان محیط زیست 300 متر مربع است.
گزارش تصویری شرایط فعلی این مجموعه را اینجا ببینید:
شرایط باغ وحش بابلسر پس از بازگشایی/ تصویری
___________________
اعلام آمادگی سازمان محیط زیست برای نقل و انتقالات حیات وحش باغ وحش بابلسر
شرایط بد نگهداری حیوانات دلیل تعطیلی باغ وحش بابلسر
تشکیل تیمی ویژه برای بررسی اسارتگاه حیوانات بابلسر و دستگیری خاطیان
سرنوشتی بدتر از قفس یک متری برای توله خرس گیلانی؛ توضیحات مهم دیده بان حقوق حیوانات در رابطه با دفاعیه جالب توجه اداره کل محیط زیست گیلان از مالک باغ پرندگان رشت/ تصاویری دیگر
خرس باغ پرندگان رشت در اسارتگاه بابلسر!/ تصویر
کشف بزرگترین محموله کشتار و تاکسیدرمی حیات وحش در بابلسر/ تصویری
نمایش حیوان آزاری در سکوت مسوولان؛ معرکهگیری در ساحل بابلسر/ تصویری
فروش غیر مجاز حیوانات تاکسیدرمی شده در بازارچه سنتی بابلسر/ تصویری
پدر و مادر توله شیرهای تهران گرد در باغ وحش بابلسر/ تصویری
مبدا توله شیرها: باغ وحش بابلسر؛ مقصد: اصفهان
اسارتگاه حیوانات؛ حیوانات باغوحشهای ایران از کجا میآیند؟
باغوحشهای ایران؛ آشنایی با حیوانات یا حیوانآزاری/ وبلاگ میهمان
توضیحات مدیر کل سابق محیط زیست گیلان در مورد فروش یک قلاده خرس
فروش غیرقانونی یک توله خرس به باغ وحش خصوصی/ اسناد























































































































































































