دسته: آخرین خبرها

  • توضیحات جهانگیر رها در رابطه با خرس قطبی سمیرم؛ ویدئو شماره یک گروه خورشید سیاه/ فیلم

    توضیحات جهانگیر رها در رابطه با خرس قطبی سمیرم؛ ویدئو شماره یک گروه خورشید سیاه/ فیلم

    Animal-Rights-Watch-ARW-7292

    دیده بان حقوق حیوانات: «خورشید سیاه» در آستانه روز سیزدهم فروردین پیام تصویری منتشر کرد.

    در پیام تصویری گروه موسیقی «خورشید سیاه»، جهانگیر رها خواننده این گروه به سووال های مخاطبان در رابطه با مسایل مختلف پاسخ می گوید. رها همچنین اطلاعاتی از آینده گروه و برنامه های در دست تهیه ارایه می کند. توضیحات ترانه سرای ترانه «خرس قطبی سمیرم» که به کشتار خرس های قهوه ای در سمیرم می پردازد در این ویدیو شنیدنی است.

    گروه موسیقی خورشید سیاه، تنها گروه موسیقی کشور است که به شکل خاص به مسایل مربوط به حیوانات، حیات وحش و محیط زیست می پردازد.

    ترانه خرس قطبی سمیرم در کنسرت های این گروه که به مناسبت بیستم شهریور «روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات» برگزار شده است با استقبال بی نظیر مواجه شده است.

  • لغو مجوز سلاح شکاری متخلفان و کاهش ساعات کاری محیط‌بانان

    http://arw.ir/wp-content/uploads/2014/01/Animal-Rights-Watch-ARW-2428.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: فرمانده یگان حفاظت محیط زیست از بررسی پیشنهاد کاهش ساعات کاری محیط‌بانان از سوی سازمان حفاظت محیط زیست خبر داد و گفت: با معاونت حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست و ستاد کل نیروهای مسلح، در این‌باره جلساتی داشتیم که در نهایت می‌توان گفت نظرها مثبت است.

    به گزارش ایسنا، سرهنگ حمیدرضا خیلدار افزود: در حالی که نیروهای ناجا 10 روز خدمت کرده و 20 روز استراحت دارند، نیروهای یگان حفاظت محیط زیست، 18 روز بر سر کار بوده و تنها 12 روز استراحت می‌کنند؛ به عبارتی ساعت اضافه کاری محیط‌بانان با حقوق پایین‌تر، 184 ساعت بیشتر از نیروهای ناجا است.

    وی در خصوص جذب نیرو در یگان حفاظت محیط زیست، اظهار کرد: نیروی مشغول به کار سازمان حفاظت محیط زیست 10 هزار و 700 نفر است که 25 درصد ساختار مصوب آن را تشکیل می‌دهد.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست اضافه کرد: در حال حاضر استان‌ها 20 تا 30 درصد پست سازمانی خود را فعال کرده‌اند؛ که اگر اعتبار مورد نیاز فراهم شود، می‌توانیم نیروهای بیشتری را برای حفاظت از عرصه‌های زیست محیطی کشور فراهم کنیم.

    خیلدار اظهار کرد: خانم ابتکار نامه‌ای به سردار دهقان، وزیر دفاع ارسال کرده‌اند تا تولید سلاح شکاری از گردونه خارج شود و وزیر دفاع نیز قول مساعد داده‌اند که جلوی تولید این سلاح‌ها گرفته شود.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست ادامه داد: طبق ماده 191 قانون پنجم توسعه، دولت مکلف است که تعداد سلاح‌های شکاری را به تعداد جمعیت قابل برداشت حیات‌وحش تحویل دهد که نامه اجرایی شدن این قانون نیز ابلاغ شده اما هنوز به اجرا در نیامده است.

    وی تصریح کرد: به کمیسیون سلاح و مهمات شورای امنیت کشور نیز نامه‌ای ارسال کرده‌ایم تا در استان‌هایی که سلاح شکاری بدون پروانه شکار مورد استفاده قرار می‌گیرد، در صورت مشاهده تخلف، مجوز سلاح شکاری فرد باطل شود.

  • حراست از حیات وحش، اولویت ششم سازمان محیط زیست است!

    حراست از حیات وحش، اولویت ششم سازمان محیط زیست است!

    دیده بان حقوق حیوانات: برای محیط زیست و تلاشگران این عرصه، سالی که گذشت، پر بود از حوادث رخدادهای گوناگون و متعدد؛ اما بی گمان انتخاب معصومه ابتکار به سمت ریاست سازمان محیط زیست و معاون رئیس جمهور ـ البته با دیرکرد فراوان به نسبت انتخاب اعضای کابینه و دیگر معاونان رئیس جمهور رقم خورد ـ مهم ترین آنها بود؛ انتخابی که خیلی زود در اخبار ناگوار این حوزه گم شد تا از سال 92 خاطره خوش زیست محیطی کمتر در یادها نقش بسته و سیاهی جای آنها را بگیرد.

    به گزارش «تابناک»، اگر قصد برشمردن مهم ترین رخدادهای زیست محیطی سال گذشته را داشته باشیم، بی گمان کشتار پلنگ‌های ایرانی در نقاط کشور وزن زیادی را از آن خود کرد؛ اینقدر که بتواند از وفای رئیس جمهور به عهد انتخاباتی خود درباره دریاچه ارومیه و تشکیل کارگروه ویژه برای این موضوع، آتش نگشودن بر پلنگی که گله چوپان را دریده بود و حتی پروسه طولانی نقش بستن یوز ایرانی بر پیراهن ملی پوشان در جام جهانی سبقت گرفته و سال ۹۲ را در انت‌ها به سال سیاه شکار گونه‌های در خطر انقراض تبدیل کند.

    از این روی می‌گوییم سال سیاه شکار که تأکید مسئولان بر وخامت حال محیط زیست و خبرهایی که در این زمینه منتشر می‌شد، با شلیک به «البرز»، پلنگ نر درشت جثه البرز مرکزی و شلیک به گوزن زرد اسیر در نزدیکی مقر ریاست سازمان محیط زیست، بهترین گواهی را برای به صدا درآوردن زنگ خطر در این عرصه به دست می‌داد اما مجالی برای این کار یافت نشد.

    همزمان با این رخدادهای شوم، نفس برخی کلان شهرهای کشور از آلودگی ناشی از سوخت‌های غیر استاندارد و آلاینده به شماره افتاده و دریاچه ارومیه یک گام به نابودی نزدیک‌تر شده بود، شهرهای نزدیک به مرز عراق در گرد و غبار مریضی را به ساکنانشان هدیه می‌دادند، خشکسالی و بی‌آبی به شدت فشار می‌آورد و اوضاع اینقدر قمر در عقرب بود که زمام همه امور در رفته به نظر می‌رسید.

    گویی هر چه در سالیان سال کاشته باشیم، یکباره به ثمر رسیده باشد و درو کردن آن حتی با کمباین هم مقدور نباشد؛ چه برسد به داسی که در سال های گذشته کارکردی نداشته و اینقدر کنار مانده که زنگ زده و اکنون قرار است در روزگاری به کار آید که شعار «کلید» شده و «داس» بی‌کارکرد خوانده می‌شود.

    همه این‌ها در کنار هم موجب شده که رئیس سازمان محیط زیست از سقوط رتبه کشورمان در این زمینه سخن بگوید و باز بگوید تا این عرصه تقریبا با کمترین کار عملی برای سال بعد، یعنی امسال بماند؛ با اولویت‌هایی که هرچند درست و مرتب به نظر می‌رسند، گویی به انتخاب بد و بد‌تر بیشتر شبیه اند تا اولویت اضطراری برای خدمات دهیِ بیشتر.

    معصومه ابتکار در گفت‌وگو با سالنامه روزنامه شرق در پاسخ به اینکه پس از دوره شش ماهه‌ حضور در سازمان و سفر به نقاط گوناگون کشور برای بررسی نزدیک بحران‌های این عرصه، اگر بخواهید اصلی ترین مشکلات محیط زیست ایران را رده بندی کنید، کدام مسائل در فهرستتان قرار می‌گیرد، این گونه پاسخ گفت:

    «این رتبه بندی یکی به لحاظ فوری بودن و دیگری به لحاظ اثر بخشی مستقیم روی انسانهاست؛ یعنی عوارض و آثاری که مستقیم روی زندگی افراد و کیفیت زندگی آن‌ها، طول عمر و سلامتشان خود را نشان می‌دهد. بر این اساس مهم‌ترین معضل که در رتبه اول و دوم قرار دارد به نظر من آلودگی هوا و ریزگرد‌ها است. آلودگی هوا هم دو جنبه دارد؛ یکی آلودگی ناشی از فعالیت‌های خودرو‌ها و منابع ساکن مثل نیروگاه‌ها و صنایع که شهرهای بزرگ را در بر می‌گیرد و دیگری هم گرد و غبار است که متاسفانه این موضوع ریزگرد‌ها را به صورت جدی تجربه کرده‌ایم و تا ۲۳ استان کشور را تحت تاثیر قرار داده است.

    در شهرهای بزرگ آلودگی هوا بر حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون نفر تاثیر می‌گذارد. گرد و غبار هم همین‌طور است و جمعیت بسیار زیادی از کشورمان به خصوص در استان‌های جنوبی و غربی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته این موضوع در یکی دو سال اخیر مقداری کمتر شده و ترمیم پیدا کرده است.

    رتبه بعدی و سوم از نظر من هم که خیلی وضعیت بدی را به وجود آورده، بحران دریاچه ارومیه است و آثار خشک شدن آن و عوارضی که برای تمام شهرهای اطراف و کشاورزی و مردم و زندگیشان به طور مستقیم به وجود آورده است. همین طور در همین رتبه باید نام تمام تالاب‌های کشور را هم اضافه کنم؛ یعنی می‌توانیم برای ارومیه یک رتبه جدا لحاظ کنیم و در کنارش برای هامون، بختگان، پریشان و ۴۵ تالاب دیگر کشور که به دلیل سوءمدیریت منابع آب و فقدان آن دچار آسیب های جدی شده‌اند.

    رتبه چهارم نیز از نظر من مساله آلودگی آب است یعنی علاوه بر اینکه تالاب‌ها در حال خشک شدن است، منابع آب موجود هم از جمله سفره‌های آب زیرزمینی و رودخانه‌ها بسیار آلوده‌اند.

    رتبه بعدی و پنجم هم الگوی غلط مصرف انرژی در کشور است؛ یعنی انرژی که ما در کشور در حال مصرف آن هستیم در شکل خوب در مقایسه با کشورهای همسطح خودمان ۵ برابر و در مقایسه با کشورهای که خیلی انرژی را خوب مدیریت می‌کنند تا ۲۰ برابر بیشتر است. الگوی بسیار نادرستی در کشور ما در این زمینه وجود دارد که همین منشا بسیاری از آلودگی‌ها و گازهای گلخانه‌ای و ضربه به اقتصاد ملی شده است. بحث الگوی مصرف انرژی و آب خودش یک بحران و مساله است، الگوی مصرف ما در کشاورزی غلط است، آلایندگی آب را به وجود می‌آورد، منابع آب را از دست می‌دهیم و همین طور سفره‌های زیرزمینی آب را.

    رتبه بعدی و ششم که باز هم خیلی اهمیت دارد و مورد توجه است، بحث تنوع زیستی کشور است. شاخص‌ها و استانداردهای جهانی می‌گوید تنوع زیستی گیاهی و جانوری بین ده تا هزار برابر بیشتر از سرعت طبیعی خودش در حال از بین رفتن است. با نظر به این شاخص‌ها ما در ایران ارزیابیمان این است که جزو روندهای سریع‌تر هستیم که دلیل آن خشکسالی، رشد زیاد جمعیت، مداخلات بسیار گسترده در زیستگاه‌ها از جمله راه‌ها، ساختمان و تخریب و همین‌طور شکار بی‌رویه که در این سال‌ها کاملا افسار گسیخته شده بود».

    خوب که به اولویت بندی‌های رئیس سازمان محیط زیست دقت می کنیم، از آلودگی هوا و گرد و غبار تا بحران آب که به نظر در سال ۹۳ با قدرتی بی‌سابقه رخ نمایی خواهد کرد و بعد الگوی مصرف غلط این مایع حیاتی و همراستا با آن، انرژی گزاف مصرفی در کشور، به نظر همه چیز در جای خود قرار داده شده و اولویت بندیِ مرتبی صورت گرفته است؛ اما خوب که دقت می‌کنیم، این حوزه‌ها به قدری کلان هستند که پرداختن به تک تکشان، کاری بس بزرگ به نظر می‌رسد.

    اینجاست که از یک سو، ناچاریم اولویت بندی صورت گرفته را بپذیریم و به این حقیقت تلخ گردن بنهیم که اولویت ششم برای پاسداشت از میراث بر جای مانده از دوران پیش از ظهور انسان بر کره خاکی در اوضاع آشفته زیست محیطی کشورمان مناسب است و از سوی دیگر، امیدوار باشیم که همه این اولویت‌ها با هم به پیش برده شوند، چراکه در غیر این صورت باید از برنامهٔ‌‌ رها کردن «مهمی» برای دستیابی به یک «اهم» و یا رسیدن به «بدی» برای نرسیدن به یک «بد‌تر» سخن بگوییم، نه اولویت بندی برای حاصل آمدن بیشترین منافع.

  • تفنگ شکنی و توبه شکارچیان ادامه دارد؛ مراسم شکستن تفنگ در نودشه‎/ تصویری

    تفنگ شکنی و توبه شکارچیان ادامه دارد؛ مراسم شکستن تفنگ در نودشه‎/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7285

    دیده بان حقوق حیوانات: مردم شهر “نودشه” در منطقه هورامان از توابع استان کرمانشاه با شکستن اسلحه شکاری، سوزاندن قفس ها و آزادسازی کبک ها حضور خود در صف حافظان محیط زیست را اثبات کردند.

    به گزارش دیده بان حقوق حیوانات ساعت 17:30 روز جمعه 9 فروردین 92 مراسمی باشکوه با حضور جمع کثیری از اهالی شهر نودشه جهت اعلام موضع زیست محیطی آغاز شد تا پرچم آشتی با طبیعت و حفاظت از آن همچنان در احتزاز باشد.

    در ابتدای این مراسم که به درخواست کهنه شکارچیان و صندوق خیریه “هانا”ی نودشه برگزار شد، آقایان “محمود مبارکشاهی” نماینده انجمن سبز چیا و “کوروش امینی” از فعالین عرصه محیط زیست به ایراد سخنانی در رابطه با حقوق حیوانات و ضرورت حفاظت از آن ها پرداختند و سپس آقای “اسماعیل نودشه” به نمایندگی از کهنه شکارچیان منطقه از مردم درخواست کرد تا زین پس حافظ محیط زیست باشند و با کنار گذاشتن اسلحه ها و ابزار های شکار و تخریب محیط زیست حضور خود را در راه پر عزت حفاظت از محیط زیست اثبات کنند.

    بعد از سخنرانی ها آقای “فخرالدین قاچاق” یک قبضه اسلحه شکاری که از کودکی در حال شکار پرندگان خریده بود را با سنگ در هم شکست و آن سلاح را برای همیشه سبز نمود. ایشان با شکستن این اسلحه عزم جدی خود را برای مبارزه با تخریب محیط زیست به همگان نشان داد. حرکت وی در پی شکستن اسلحه شکاری آقای “احمد عزیزی” و موج پر شکوه پیوستن شکارچیان به حافظان طبیعت، پیامی جدی برای مسئولین و افکار عمومی بود تا با همتی همگانی زخم های طبیعت را بخوانند و التیام بخشند.

    بعد از شور و هیجان شکستن اسلحه شکاری، کهنه شکارچیان کبک های خود را آزاد ساخته و قفس هایشان را در آتش انداختند تا در میان انبوه اندوه تخریبات زیست محیطی گرما بخش دل عاشقان طبیعت گردند. این تا دیروز شکارچیان و اینک حافظان محیط ریست همراه با آزاد سازی کبک ها از آن ها طلب آمرزش نموده و با سوزاندن قفس هایشان به مردم قول دادند تا زین پس حافظ طبیعت باشند و در این راه از هیچ امری کوتاهی ننمایند. در این مراسم پر جوش و خروش مردم نودشه پوسترهای انجمن سبز چیا در رابطه با شکار را نیز در دست گرفته بودند. در خور توجه است که یک هفته پیش در نماز روز جمعه، آقای “مبارکشاهی” نماینده انجمن سبز چیا در رابطه با محیط زیست و ضرورت حفاظت از آن برای مردم به سخنرانی پرداخته بودند.

    لازم به ذکر است که بعد از رهنمون های انجمن سبز چیا در رابطه با احترام به محیط زیست و ممانعت از تخریب و شکار طبیعت از راه های حضور مستقیم در روستاها و دوره های آموزشی، پوستر و تراکت، مردم با آغوشی باز به پیشواز حفاظت از محیط زیست آمده اند و خبر سوزاندن قفس ها، انهدام ابزار های شکار و آزاد سازی پرندگان در روستاها و شهر های کشور به ویژه استان های کردنشین هر روز به گوش می رسد.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7286

    Animal-Rights-Watch-ARW-7287

    Animal-Rights-Watch-ARW-7288

    Animal-Rights-Watch-ARW-7289

    Animal-Rights-Watch-ARW-7290

    Animal-Rights-Watch-ARW-7291

    ______________________

    باز هم کردها مردانگی را به رخ کشیدند؛ جشن رهاسازی و مخالفت با شکار در سقز/ تصویری

  • ماهی قرمز بر سفره هفت سین، هم ایرانی است و هم فرهنگی/ پاسخ دکتر سپنتا به یادداشت روزنامه قانون

    ماهی قرمز بر سفره هفت سین، هم ایرانی است و هم فرهنگی/ پاسخ دکتر سپنتا به یادداشت روزنامه قانون

    دیده بان حقوق حیوانات/شاهین سپنتا*: نوشتاری که در پی می‌آید پاسخی است که با پیگیری دوستان درباره یادداشت روزنامه قانون زیر عنوان «ماهی قرمز، نه ایرانی است نه اخلاقی»، نوشتم. مقاله یاد شده در روزنامه قانون به شماره 384 در تاریخ سه شنبه 20 اسفندماه 1392 منتشر شده بود. این پاسخ علیرغم قولِ قبلی و اعلام آمادگی نویسنده آن برای مناظره و بر خلاف قانون در آن روزنامه منتشر نشد.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7284

    ماهی قرمز در سفره نوروزی پارسیان (زرتشتیان) شهر حیدرآباد هندوستان

     

    سردبیر گرامی روزنامه قانون؛

    در پاسخ به نوشتاری زیر عنوان «ماهی قرمز نه ایرانی است نه اخلاقی» که در آن روزنامه وزین شماره 384 به تاریخ سه‌شنبه 20 اسفندماه 1392 منتشر شد، نکاتی جهت اطلاع خوانندگان گرامی و نویسنده یادداشت تقدیم می‌شود. خواهشمند است برای پرهیز از دامن زدن به شایعات بی‌پایه و نگرانی خانواده‌ها و تشویش اذهان عمومی در آستانه نوروز، این پاسخ را طبق قانون مطبوعات در همان صفحه منتشر فرمایید:

    1- پدیده‌های فرهنگی یک‌شبه و با نامه و بیانیه شکل نمی‌گیرند که افرادی بخواهند با جمع‌آوری امضا یا نوشتن مقاله یا جنبش و یا کمپین رسانه‌ای آن‌ها را از پیکره فرهنگی جامعه حذف کنند. نهادن ماهی قرمز سفره هفت سین نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    2- مهم‌ترین دلایلی که برای مخالفت با ماهی قرمز بیان می‌شود یعنی «ایرانی نبودن این سنت»، «آسیب رساندن به محیط زیست» و «بیماری‌زا بودن» و «غیراخلاقی بودن» عمدتاً شایعاتی بی‌پایه هستند که بارها از سوی کارشناسان حوزه‌های مختلف فرهنگی و علمی به آن‌ها پاسخ داده شده است. 

     3- یکی از این اظهارنظرهای اشتباه، «عدم سابقه تاریخی آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز و ورود این گونه جانوری در صد سال پیش از چین به ایران» است. اما بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که ایرانیان بیش از 2500 سال پیش با انواع کپورچه که ماهی قرمز هم یکی از آنهاست، آشنایی داشته‌اند. یکی از این نمونه‌ها، تندیسک ماهی قرمز مربوط به دوران هخامنشی است. این تندیسک طلایی یکی از اشیاء «گنجینه آمودریا» است که از محوطه باستانی «تخت قباد» به دست آمده است.

    4- ماهی قرمز در ده‌ها سند معتبر تاریخی حضور فعال و پررنگ دارد که نشان از دیرینگی آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز است که برای نمونه می‌توان به  ظروف دوره ساسانی که همزمان با نوروز نقش شده‌اند و یا قالی‌های باغی و درختی ایرانی اشاره کرد که در موزه‌های بزرگ فرش نگهداری می‌شوند و صرف نبودن آن در یک تابلوی نقاشی – به دلایل نامعلوم – نمی‌تواند دلیل کافی بر نوظهور بودن آن باشد.

    با وجود ده‌ها سندی که ارتباط بین ماهی و نوروز را نشان می‌دهد، نویسنده محترم یادداشت نوشته‌اند: «در این چند ساله هیچ‌کدام از منتقدان نتوانسته‌اند کوچکترین مدرکی درباره حضور تزئینی ماهی قرمز در سفره هفت‌سین ایران در طول تاریخ ارائه دهند.»

    نویسنده این مطلب به این نکته توجه نکرده‌اند که فرم امروزی بسیاری از آیین‌های ما در متون تاریخی نیامده هرچند که دارای ریشه‌های تاریخی و فرهنگی هستند. برای این که ذهن ایشان در این مورد روشن شود از ایشان می‌پرسیم که  اصلا عبارت «سفره هفت سین» و ترکیبات آن در کدام متن تاریخی یا ادبی کهن آمده است؟ و در میان ده‌ها سند و مدرکی که در قالب نوروزنامه، سفرنامه و نقاشی از سده‌های گذشته درباره نوروز به دستمان رسیده‌ است، (بجز تابلوی کمال الملک که مربوط به دوره معاصر است) کدام یک اشاره‌ای واضح به سفره هفت سین داشته‌اند؟

    بنابراین باید توجه داشته باشید که فرم امروزی پدیده‌های فرهنگی را نمی‌توان و نباید در لابلای متون تاریخی جستجو کرد و تنها بن‌مایه‌ها هستند که ردشان در اسناد تاریخی دست یافتنی است، چون پدیده‌های فرهنگی و اساسا ساختار فرهنگی یک ملت در گذر سده‌ها و هزاره‌ها شکل گرفته و عناصر فرهنگی دوران معاصر نیز بخشی از این کلیت فرهنگی هستند که متناسب با زمان به ساختار کهن و اصلی افزوده شده‌اند.

    5- نویسنده یادداشت مذکور پرسیده است که «حیوانات بسیاری در اساطیر ایران جایگاه برجسته‌تری از ماهی قرمز دارند. اما چگونه از میان آن همه، ماهی قرمز را باید با نوروز مرتبط کرد؟» در پاسخ به ایشان می‌توان گفت: ماهی، نام برج دوازدهم سال و معادل اسفند ماه است و در هنگام تحویل سال، سال از برج حوت یا ماهی به حمل یا بره تحویل می‌شود. نکته مهم این که تقویم هجری شمسی بُرجی تا سال 1304 خورشیدی در ایران رواج داشته است و هنوز نیز نفوذ این تقویم را در سال‌نماهای کشور می‌توان دید چنان که تصویر نمادهای این «برج»های دوازده‌گانه هنوز نیز در سال‌نماها چاپ می‌شود.

    نام ماه‌های «گاه‌شماری هجری شمسی برجی» برگرفته از نام 12 صورت فلکی منطقة‌البروج است و از همین روی «بُرج» نامیده شده‌اند. نام برج‌های دوازده‌گانه به ترتیب عبارت بودند از : «حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو  و حوت». اگرچه این نام‌ها ظاهری عربی دارند اما ریشه کاملا ایرانی دارند و در برخی ار متون کهن که آگاهی‌هایی از ایران باستان به ما می‌دهند، می‌توان نام‌های ایرانی این برج‌های دوازده‌گانه و نگاه ایرانیان به آن‌ها را به خوبی دریافت. برای نمونه در کتاب «بندهش» که متنی به زبان پارسی میانه (پهلوی ساسانی) است، در بخش دوم با عنوان «درباره فراز آفریدن روشنان» درباره برج‌های دوازه‌گانه می‌خوانیم: «اورمزد در میان آسمان و زمین روشنی را آفرید. [نخست] ستارگان اختری و نیز نااختری را ، سپس خورشید را [آفرید] . چنین گوید: نخست سپهر را آفرید و ستارگان اختری را بر آن گماشت. [ستارگان] مایه‌ور این دوازده‌اند که نامشان بره، گاو، دوپیکر، خرچنگ، شیر، خوشه، ترازو، کژدم، نیم اسپ، بز، دلو و ماهی است … ». البته در متون گوناگون به جای « خوشه » از « دوشیزه »، به جای «دلو» از «آبریز» یا «سقا» یا «دول»، به جای «نیم اسب» از «کمان» یا «قوس» و به جای «ماهی» از «دو‌ماهی» نیز استفاده می‌شود.

    توجه به دو سند تاریخی که در زیر به آن اشاره می‌کنیم، در اثبات این ارتباط مهم است. جامی در بیتی سروده است: «تپد حوت گردون ز حسرت چو بیند / که ماهی در آن حوض باشد شناور » ( جامی )  و یا «روز شنبه … خورشید به نقطه اعتدال رسیده، از برج حوت به برج حمل تحویل می‌شود .» (افضل الملک).

    6- نویسنده محترم بار دیگر ادعای بی‌اساس بیماریزا بودن ماهی قرمز را مطرح کرده‌اند بدون این که حتی از بیماری مشخصی نام ببرند یا اطلاعی از نحوه انتقال بیماری های زئونوز داشته باشند. فقط بر اساس برداشت اشتباه از چند هشدار بهداشتی که می‌تواند در هر موردی حتی خوردن میوه و سبزی مصداق داشته باشد، نوشته‌اند: «نه تنها تماس دست کودک با بدن ماهی قرمز می‌تواند در انتقال بیماری به کودک موثر باشد، بلکه آلودگی‌هایی که از طریق فضولات ماهی وارد آب می‌شود نیز می‌تواند باعث ایجاد برخی از انواع بیماری‌های پوستی شود.»

    در این ارتباط بار دیگر تاکید می‌کنیم که بسیاری از هشدارهایی که معمولا در آستانه نوروز درمورد خطر بیماریزا بودن ماهی‌های قرمز توسط رسانه‌های غیر مسئول و افراد غیرکارشناس منتشر می‌‌شود پایه و بنیاد کارشناسی و علمی ندارد. برای نمونه، گفته می‌شود که در اثر تماس با ماهی قرمز احتمال ابتلا به بیماری‌هایی همچون «پسوریازیس» و «سالمونلا» و «سل پوستی» وجود دارد. این در حالی است که بیماری «پسوریازیس» توسط ماهی به انسان سرایت پیدا نمی‌کند و یک بیماری «خود ایمنی» است که به صورت ژنتیکی انتقال می‌یابد و حتا از انسانی به انسان دیگر نیز به صورت افقی قابل انتقال نیست. همچنین تاکنون گزارشی از آلوده شدن به مایکوباکتریوم ها با منشاء ماهی قرمز سفره هفت سین و ابتلا به «سل پوستی» ثبت نشده است. در ضمن جامعه دامپزشکان ایران نیز بارها در بیانیه‌های خود تاکید کرده است که ماهیان قرمز ناقل باکتری سالمونلا نیستند. این متخصصان تاکید کرده‌اند: «اگر چه انتقال باکتری سالمونلا به عنوان یک بیماری مشترک میان انسان و حیوان از طریق منابع آبی آلوده تحت شرایط خاصی وجود دارد، اما احتمال انتقال آن از طریق ماهی غیر محتمل است.»

    7- موضوع غیر اخلاقی بودن یا نبودن خرید ماهی قرمز نیز به نظر می‌رسد که نمی‌تواند دست آویز محکمی برای ماهی ستیزان باشد چون اساساً نگاه افراد به پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی نسبی است. هیچکس نمی‌تواند ادعا کند که نگاه او به این مسائل باید معیار اصلی و تعیین کننده باشد و لزوماً همه کسانی که همچون او نمی‌اندیشند اندیشه و منشی خارج از چارچوب اخلاق دارند.

    پدیده‌های فرهنگی از چنان پیچیدگی برخوردارند که به راحتی نمی‌توان خط کش به دست گرفت و آن ها را دو دسته اخلاقی و غیر اخلاقی دسته بندی کرد. از آنهایی که ادعای غیراخلاقی بودن نگهداری از ماهی قرمز هفت‌سین را دارند باید پرسید که در راستای افزایش آگاهی مردم برای نگهداری درست از ماهی‌ها کدام گام را برداشته‌اید؟ آیا پاک کردن صورت مساله که راحت‌ترین و کوتاه‌ترین راه است لزوما بهترین راه نیز برای رسیدن به مقصود هست؟ حتی شما برای ترساندن مردم به دروغ بحث بیماری زا بودن ماهی قرمز را مطرح نمودید و آیا دروغ پردازی از نگاه شما کاری اخلاقی است؟

    8- نگاهی به آمار پرورش ماهیان زینتی از جمله ماهی قرمز در سال‌های گذشته و مقایسه آنها نشان می‌دهد که آمار پرورش این ماهی‌ها هر سال نسبت به سال گذشته رشد چشمگیری داشته و این موضوع نشان می‌دهد که نه تنها تبلیغات ماهی‌ستیزان برای حذف ماهی قرمز بین مردم موثر نبوده است بلکه با بالاتر رفتن سطح آگاهی‌های بهداشتی مردم و گرایش روز افزون آنها به تاریخ و فرهنگ ایران، هرسال بیش از گذشته در حفظ و پاسداشت آیین‌های ایرانی کوشا هستند.

    9- البته حامیان حیوانات و دلسوزان محیط زیست و حقوق حیوانات به دور از هرگونه بحث احساساتی و بی‌منطق بارها اعلام کرده‌اند: به منظور رعایت بیشتر حقوق ماهی‌های قرمز پیشنهاد می‌شود: افرادی که از آگاهی لازم و لوازم مناسب جهت نگهداری ماهی قرمز برخوردار نیستند از این کار صرف نظر کنند یا بر آگاهی خود درباره اصول اولیه نگهداری از این موجود زیبا بیافزایند.

    * دامپزشک، موسس انجمن حمایت از حیوانات اصفهان و پژوهشگر جشن‌های ملی/ انتشار یافته در ایران نامه.

    ___________________________

    هفت سین را به مرگ آلوده نکنیم/ تصویر

    «ماهی قرمز» نه ایرانی است، نه اخلاقی/ نگاهی به پیشینه مهمان ناخوانده سفره های هفت سین

    حقوق حیوانات و ماهی قرمز سفره هفت سین

    اولین مناظره مستقیم با موضوع ماهی قرمز سفره هفت سین برگزار خواهد شد

    جوابیه ی گروه مخالفین گونه گرایی به مطلب «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    پاسخ‌های کوتاه به پرسش‌های متداول درباره ماهی قرمز سفره هفت سین/ وبلاگ میهمان

    نقدی بر «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!/ وبلاگ میهمان

    آزار ماهی های قرمز در آستانه نوروز/ تصویری

    ماهی قرمزی که نمی میرد؛ محصول جایگزین برای هفت سین/ تصویر و لینک خرید

    پسر ۷ ساله، از حیوان آزاری تا تجاوز به دختر ۱۸ ساله/ کشتن ماهی قرمز نوروز توسط متجاوز خردسال

    روایتی دیگر از تاریخچه ماهی قرمز

    سرنوشت سیاه ماهی قرمز/ تصویری

    ۱۰ میلیون ماهی قرمز، قربانی سفره هفت‌سین

    ماهی قرمز هفت سین در افغانستان/ تصویری

    تولید و خرید و فروش مقرون به آزار ماهی قرمز/ تصویری

    آیا طرح تحریم ماهی قرمز هفت سین مفید بوده است؟/ ۱۶ پرسش از تحریم کنندگان/ وبلاگ میهمان

    ماهی قرمز

  • «ماهی قرمز» نه ایرانی است، نه اخلاقی/ نگاهی به پیشینه مهمان ناخوانده سفره های هفت سین

    «ماهی قرمز» نه ایرانی است، نه اخلاقی/ نگاهی به پیشینه مهمان ناخوانده سفره های هفت سین

    Animal-Rights-Watch-ARW-3314

    دیده بان حقوق حیوانات/امیر هاشمی مقدم*: چند سالی می‌شود که ماهی قرمز به‌عنوان نماد نوروز و سفره هفت‌سین، جای خودش را در خانه‌های ایرانیان باز کرده‌است. رسانه‌هایی که وظیفه‌شان آگاهی‌رسانی است، عمدتاً خودشان دارند فرهنگی نادرست را ترویج می‌دهند و حاضر نیستند کمی خلاف جریان آب شنا کنند. چرا که ممکن است خلاف ذائقه مشتریان (یا همان مخاطبان) باشد و بنابراین مشتریان را از دست بدهند، اما چرا ماهی قرمز نباید خرید؟ ده‌ها دلیل برای این کار وجود دارد که در اینجا برخی از مهم‌ترین‌ها را در چهار دسته «ایرانی نبودن این سنت» «آسیب رساندن به محیط زیست» «بیماری‌زا بودن» و نهایتاً و مهم‌تر از همه، «غیراخلاقی بودن این عمل» مورد بررسی قرار خواهیم داد.

    ماهی قرمز سنتی ایرانی نیست
    در میان ده‌ها سند و مدرکی که در قالب نوروزنامه، سفرنامه و نقاشی از سده‌های گذشته درباره نوروز به دستمان رسیده‌است، هیچکدام اشاره‌ای به ماهی قرمز نداشته‌اند. آن هم در حالی‌که در برخی موارد سایر موارد را با دقت تشریح کرده‌اند. در این میان تابلویی که کمال‌الملک از هفت‌سین دوره قاجاری ترسیم کرد، نزدیک‌ترین سند است. البته منتقدان اشاره دارند به اینکه ماهی به‌طور کلی در داستان‌ها و اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای داشته و ماهی قرمز در نقوش ایرانی و قالی‌های قدیمی دیده می‌شود. همچنین سنت خوردن پلوماهی در شب عید را نشانه‌ای از ارتباط ماهی با نوروز می‌دانند. با وجود این هیچکدام نتوانسته‌اند توضیح بدهند خوردن ماهی چه ارتباطی دارد با نگهداشتن ماهی قرمز سر سفره؟ همچنین حیوانات بسیاری در اساطیر ایران جایگاه برجسته‌تری از ماهی قرمز دارند. اما چگونه از میان آن همه، ماهی قرمز را باید با نوروز مرتبط کرد؟ سنت ماهی قرمز کمتر از یک سده پیش از چین و به شیوه‌ای تحریفی وارد ایران شد. یعنی گویا آنان در لحظه سال تحویل‌شان، ماهی را رها می‌کردند و ما آن را زندانی می‌کنیم. منتقدان در پاسخ به این بخش هم مدعی می‌شوند که ماهی قرمز از ایران به چین رفت و در آنجا به صورت اصلاح نژاد شده، زنده مورد استفاده تزئینی قرار گرفت. باز هم اگر این ادعا درست باشد، خودش اشاره کرده که ماهی قرمز در چین اصلاح نژاد شد تا به‌صورت تزئینی مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ مدرکی نشان نمی‌دهد که ماهی قرمز پیش از رفتن به چین (اگر واقعاً از ایران به آنجا رفته باشد)، استفاده تزئینی به‌صورت زنده داشته است. به هر ترتیب در این چند ساله هیچ‌کدام از منتقدان نتوانسته‌اند کوچكترین مدرکی درباره حضور تزئینی ماهی قرمز در سفره هفت‌سین ایران در طول تاریخ ارائه دهند. با وجود اين در برابر جنبشی که خواهان تحریم خرید ماهی قرمز است، با طرح اتهاماتی واهی و بی‌اساس همچون «اینان مخالف نوروز و سنن ایرانی هستند و از ماهی قرمز شروع کرده‌اند» تلاش می‌کنند تا پوششی بگذارند بر ناتوانی خودشان در پاسخ دادن.
    آسيب به چرخه محیط زیست
    بیشتر ماهی‌های خریداری شده برای سفره هفت‌سین، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند. اما آن‌هایی که ندرتاً تا سیزده‌به‌در زنده می‌مانند، سرنوشت‌های متفاوتی خواهند داشت. در یکی از رایج‌ترین این سرنوشت‌ها، صاحبخانه‌ها (از اصطلاح «صاحبان ماهی قرمز» استفاده نمی‌کنم، چون هیچ موجود زنده‌ای نیاز به صاحب ندارد) ماهی قرمز را در نزدیک‌ترین رودخانه یا برکه رها می‌کنند تا به زعم خودشان ماهی را آزاد کرده باشند. فارغ از اینکه ماهی قرمز از انواع ماهی‌های تهاجمی است که به‌ویژه با خوردن تخم و نوزاد ماهی‌های دیگر، باعث کاهش جمعیت آن‌ها می‌شود. کارشناسان محیط زیست نسبت به این آسیب بارها هشدارهای لازم را داده‌اند.
    می‌تواند باعث انتقال بیماری شود
    نه تنها تماس دست کودک با بدن ماهی قرمز می‌تواند در انتقال بیماری به کودک موثر باشد، بلکه آلودگی‌هایی که از طریق فضولات ماهی وارد آب می‌شود نیز می‌تواند باعث ایجاد برخی از انواع بیماری‌های پوستی شود. باوجود اینکه موافقان خرید ماهی قرمز بر این نکته پافشاری می‌کنند که انتقال بیماری از ماهی قرمز به انسان در حد یک شایعه بی‌اساس است، اما همچنان هر ساله نزدیک ایام نوروز، پزشکان بسیاری هشدارهایشان را در این زمینه تکرار می‌کنند. همانگونه که امسال نیز بیان این هشدارها از نخستین روزهای اسفندماه آغاز شده است.
    خرید ماهی قرمز غیراخلاقی است
    اصلی‌ترین دلیلی که نویسنده برای نخریدن ماهی قرمز بر آن تأکید دارد، غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز است که در اینجا به ابعاد مختلف آن اشاره خواهیم کرد. نخست اینکه بیشتر ماهی‌های قرمزی که خریداری می‌شوند، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند  یا به عبارت بهتر و دقیق‌تر، از سوي ما انسان‌ها کشته می‌شوند. برآوردهای چند سال پیش نشان می‌داد که هر سال حدود هفت میلیون قطعه ماهی قرمز در ایام نوروز می‌میرند. اما اخیراً حتی آمارهای بسیار بالاتر و تکان‌دهنده‌تری بیان شده است. نکته دوم به برخی از دلایل مرگ ماهی‌ها اشاره دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ماهی نسبت به تکان‌های شدید، گرم و سرد بودن آب و املاح آب حساس است و مثلاً تکان شدید و ضربه زدن به تُنگ می‌تواند باعث سکته این موجود ظریف شود. در حالی که می‌دانیم یکی از سرگرمی‌های عمده کودکان در نوروز، ضربه زدن به تنگ ماهی قرمز و دیدن تلاش و تقلای آن برای فرار کردن است. نکته بعدی در ارتباط با غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز، شرایط نگهداری آن است. حتی اگر آنگونه که چندسالی است عده‌ای تلاش دارند تا به قول خودشان با فرهنگ‌سازی، شیوه مراقبت درست از ماهی قرمز را نشان دهند، بتوان این ماهی را زنده نگه داشت، زندانی کردن آن در تنگ بلورینی که اندازه و قطرش دو تا سه برابر طول بدن ماهی است، کاری است ناپسند. در بهترین حالت حتی اگر ماهی را پس از سیزده‌به‌در در برکه‌های مخصوص، حوض یا آکواریوم رها کنند، معنایش این است که برای مدت 13 روز این ماهی را در شرایطی اسفناک به اسارت گرفته‌اند. آیا حاضریم برای چند لحظه خودمان را به جای این موجوداتی که خداوند آنان را آزاد آفریده، تصور کنیم؟
    استدلال‌هاي نادرست
    از همه این‌ها اندوه‌بارتر، توجیهاتی است که برخی در برابر این استدلال‌ها بیان می‌کنند: عده‌ای آنچنان حق به جانب جمله «مگر جان انسان‌ها در این دنیا ارزشی دارد که جان ماهی ارزش داشته باشد؟» را بیان می‌کنند که گویی ماهی‌ها مقصر مرگ انسان‌ها بوده و هستند. عده‌ای دیگر اشاره می‌کنند که «گیرم بتوان جلوی خرید ماهی قرمز را گرفت؛ با این همه گاو و گوسفند و حتی ماهی خوراکی که روزانه کشته می‌شوند تا از آن‌ها تغذیه کنیم چه می‌توان کرد؟ آیا آنها گناه ندارند؟» در اینجا نیز بین دو مبحث خلط کرده‌اند: در حالی‌که کشتن ماهی خوراکی و دیگر جانوران حلال‌گوشت، برای تغذیه است و نیاز بدن به مواد پروتئینی را تأمین می‌کند (هرچند متخصصان تغذیه بارها اشاره کرده‌اند که سرانه مصرف گوشت ایرانیان زیاد است و مصرف بالای گوشت هم پیامدهای منفی دارد)، خرید ماهی قرمز هیچ سودی ندارد به جز فرو نشاندن حس همه‌چیز خواهِ انسان. بد نیست بدانیم برخی هم می‌گویند با نخریدن ماهی قرمز، عده‌ای محل درآمد و کسب و کارشان را از دست می‌دهند. خرید و فروش حیوانات زنده و تزئینی، بخشی از تجارت سیاه است که به بهای جان میلیون‌ها جاندار زنده تمام می‌شود. قرار نیست به بهای اسارت یا کشتن آن‌ها، ما انسان‌های سودجو به خواسته‌های سیری‌ناپذیرمان برسیم. همچنین اشاره می‌کنند به اینکه ماهی قرمز و برخی از گونه‌های حیوانی دیگر که در خانه‌ها نگهداری می‌شوند، جزو گونه‌های تزئینی هستند که نمی‌توانند در طبیعت زنده بمانند و باید آنان را در خانه نگه داشت.
    در واقع باید به این دسته یادآوری کرد که خداوند همه موجودات را زنده آفریده و در طبیعت رهایشان کرده است. این ما انسان‌ها بودیم که آنان را وابسته به خویش کرده و بعدها با تغییرات ژنتیکی در آن‌ها، گونه‌های جدیدی به وجود آوردیم که نظم طبیعت را بر هم زدند. خرید و فروش برخی گونه‌های نادر دیگر (همچون سمندر لرستانی، لاک پشت آبی و…) بهانه‌ای شده تا عده‌ای مدعی شوند تلاش برای غیرموجه نشان دادن خرید ماهی قرمز باعث کشیده شدن مردم به سوی حیوانات دیگر شده است. این ادعا که هیچ سند و مدرکی ندارد، کاملاً نادرست است. چرا که اگر مردم را از ابتدا نسبت به خرید ماهی قرمز برحذر می‌داشتیم، بازاری برای خرید موجودات زنده دیگر به وجود نمی‌آمد. بنابراین قابل پیش‌بینی است که اگر خرید ماهی قرمز تداوم یابد، هر سال موجودات تازه‌ای در سفره هفت‌سین دیده شود. آخرین پرسش این خواهد بود که «با بهانه‌های کودکان چه باید کرد؟ به جای ماهی قرمز چه چیزی را جایگزین کنیم؟». پاسخ این است: هیچ چیز! همانگونه که طرفداران برده‌داری با شگفتی می‌پرسیدند اگر قانون ممنوعیت برده‌داری تصویب شود، پس چه کسی کارهای ما را انجام دهد (و این سخن اکنون مضحک به نظر می‌رسد)، مردم هم باید آگاه شوند که قرار نیست برای خوشی کوتاه‌مدت آنان، میلیون‌ها موجود زنده اسیر و کشته شوند. اتفاقاً در برابر درخواست کودکان برای خرید ماهی قرمز، باید از همین کودکی به آنان آموخت که جای هر حیوانی در زادگاه طبیعی‌اش در دل طبیعت است و با این فرهنگ‌سازی بزرگ شوند تا فردا به حق زندگی پلنگ و یوزپلنگ هم با دیده احترام بنگرند. در پایان، همچون چند سال گذشته، پیشنهاد مناظره از سوی کسانی که با ادعای دفاع از سنت‌های ایرانی، خرید ماهی قرمز را ترویج می‌کنند، پاسخ مثبت می‌دهم و البته امیدوارم همانند گذشته، با امتناع آنان روبه‌رو نشوم!

    ___________________________

    هفت سین را به مرگ آلوده نکنیم/ تصویر

    حقوق حیوانات و ماهی قرمز سفره هفت سین

    اولین مناظره مستقیم با موضوع ماهی قرمز سفره هفت سین برگزار خواهد شد

    جوابیه ی گروه مخالفین گونه گرایی به مطلب «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    پاسخ‌های کوتاه به پرسش‌های متداول درباره ماهی قرمز سفره هفت سین/ وبلاگ میهمان

    نقدی بر «لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!»

    لطفاً نگویید ماهی قرمز نخرید!/ وبلاگ میهمان

    آزار ماهی های قرمز در آستانه نوروز/ تصویری

    ماهی قرمزی که نمی میرد؛ محصول جایگزین برای هفت سین/ تصویر و لینک خرید

    پسر ۷ ساله، از حیوان آزاری تا تجاوز به دختر ۱۸ ساله/ کشتن ماهی قرمز نوروز توسط متجاوز خردسال

    روایتی دیگر از تاریخچه ماهی قرمز

    سرنوشت سیاه ماهی قرمز/ تصویری

    ۱۰ میلیون ماهی قرمز، قربانی سفره هفت‌سین

    ماهی قرمز هفت سین در افغانستان/ تصویری

    تولید و خرید و فروش مقرون به آزار ماهی قرمز/ تصویری

    آیا طرح تحریم ماهی قرمز هفت سین مفید بوده است؟/ ۱۶ پرسش از تحریم کنندگان/ وبلاگ میهمان

    ماهی قرمز

  • زخمی شدن محیط‌‌بان به دست شکارچیان/ حمله با داس و چوب و تهدید به تیراندازی با اسلحه

    زخمی شدن محیط‌‌بان به دست شکارچیان/ حمله با داس و چوب و تهدید به تیراندازی با اسلحه

    دیده بان حقوق حیوانات: محیط‌بان شهرستان نور در درگیری با شکارچیان غیرمجاز زخمی و مجروح شد.

    در پی گشت و کنترل روزانه محیط‌بانان یگان حفاظت مازندران از مناطق تحت مدیریت، محیط‌بانان شهرستان نور در منطقه زریه رزن با مشاهده سه نفر از شکارچیان متخلف در حوزه استحفاظی که اقدام به شکار غیرمجاز یک راس کل چهار ساله کرده بودند، برخورد کردند.

    به گزارش روابط عمومی حفاظت محیط زیست مازندران محیط‌بان «صمد کیانی» حسب وظیفه قصد دستگیری متخلفان را داشت که با تهدید به تیراندازی به وسیله اسلحه و حمله با داس و چوب از سوی شکارچیان روبرو شده به طوری که آنها به سویش حمله‌ور شده و او را مورد ضرب و جرح قرار دادند.

    این مامور از چند ناحیه دچار آسیب‌دیدگی شد و متخلفان با متلاشی کردن تلفن همراه مامور محیط زیست، با گرفتن لاشه شکار متواری شدند.

    پس از این درگیری بلافاصله با کمک و حمایت نیروی انتظامی بلده شهرستان نور و شناسایی متخلفان توسط محیط‌بان کیانی، صورت‌جلسه تخلف تنظیم شده و به مراجع قضایی ارجاع و حکم جلب متخلفان از سوی دادستان نور صادر شد.

    در همین راستا اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران به عنوان مجری حفاظت از حیات وحش آماده دریافت گزارشات و اخبار هم‌استانی‌ها در پاسگاه‌های محیط‌بانی و ادارات محیط زیست شهرستان‌ها بوده و شماره تماس 1540 اداره کل حفاظت محیط زیست استان به صورت شبانه‌روزی در خدمت دوستداران محیط زیست و طبیعت است.

  • مسابقه آواز حزن آلود پرندگان قفسی/ تصویر

    http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/1/4/357154_831.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: مسابقه سالانه صوت و آواز پرندگان در تایلند که بسیاری از شرکت کنندگان از تایلند، مالزی و سنگاپور پرندگان قفسی خود را به این مسابقه می آورند /AFP

  • اولین عمل جراحی تومور مغز ماهی‌قرمز/ تصویر

    Animal-Rights-Watch-ARW-7283

    دیده بان حقوق حیوانات: برای اولین بار یک عمل تومور مغزی ماهی قرمز در فرانسه انجام شد.
    دامپزشک «وارمتن» گفت: با وجود اینکه این عمل جراحی در آب بسیار دشوار است اما «مارک لکلرک» موافقت به عمل ماهی قرمز به نام «رومئو» کرد.

    وی ادامه داد: ما برای عمل کردن تومورمغز ماهی مجبور بودیم هریک دقیقه ماهی را از آب خارج کنیم.

    «هوبرت» صاحب ماهی به دلیل مشاهده یک تاول بزرگ «رومئو» را نزد دکتر دامپزشک برد.

    در این عمل جراحی، جراح مجبور به برداشتن یک منطقه بزرگ تومور و حذف باله پشتی شد.

    حال «رومئو» خوب است و به راحتی شنا می‌کند.

    دامپزشک «وارمتن» گفت: با وجود اینکه این عمل جراحی در آب بسیار دشوار است اما «مارک لکلرک» موافقت به عمل ماهی قرمز به نام «رومئو» کرد.

    وی ادامه داد: ما برای عمل کردن تومورمغز ماهی مجبور بودیم هریک دقیقه ماهی را از آب خارج کنیم.

    «هوبرت» صاحب ماهی به دلیل مشاهده یک تاول بزرگ «رومئو» را نزد دکتر دامپزشک برد.

    در این عمل جراحی، جراح مجبور به برداشتن یک منطقه بزرگ تومور و حذف باله پشتی شد.

    حال «رومئو» خوب است و به راحتی شنا می‌کند.

    – See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921224000044#sthash.5OWyD2fb.dpuf

    برای اولین بار یک عمل تومور مغزی ماهی قرمز در فرانسه انجام شد. – See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921224000044#sthash.5OWyD2fb.dpuf

     

     

    برای اولین بار یک عمل تومور مغزی ماهی قرمز در فرانسه انجام شد. – See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921224000044#sthash.5OWyD2fb.dpuf

     

     

  • فوری: بازداشت مجدد قاتل خرس های سمیرم این بار با اسلحه جنگی/ تاثیر جرایم بر رفتار کشتارچیان هیچ است!

    فوری: بازداشت مجدد قاتل خرس های سمیرم این بار با اسلحه جنگی/ تاثیر جرایم بر رفتار کشتارچیان هیچ است!

    Animal-Rights-Watch-ARW-1754
    دیده بان حقوق حیوانات: قاتل خرس های سمیرم با اسلحه جنگی بازداشت شد تا ثابت کند که جرایم قبلی و حکم بسیار خفیف قاضی محاکمه کننده وی هیچ تاثیری در اصلاح رفتار این فرد نداشته است!
    به گزارش دیده بان حقوق حیوانات انتشار فیلم و تصاویر سلاخی سه خرس در سمیرم که توسط پایگاه خبری دیده بان حقوق حیوانات منتشر شد، با بی سابقه ترین موج مخالفت با شکار از جانب ایرانیان مواجه شد؛ اما چندی بعد حکم سبک قاضی برای متهمان نه تنها برای متخلفان بازدارنده نبود که باعث شد این تخلف ها تکرار شود و در تعطیلات سال نو بار دیگر متخلفان این بار با سلاح جنگی به حیات وحش حمله ور شوند!

    فیلم و تصاویر این رفتار وحشیانه را اینجا ببینید (21+).

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کهگیلویه وبویراحمد به ایرنا گفت:قاتل خرس های سمیرم اصفهان در پارک ملی دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد دستگیر شد.
    جمشید عبدی پور افزود: این شکارچی متخلف عصر روز گذشته برای شکاربه پارک ملی دنا آمده بود که پس از تعقیب و گریز، محیط بانان این پارک او را قبل از اقدام به هرگونه شکار دستگیر کردند.
    وی افزود: از این فرد یک اسحله جنگی 30 تیر کشف و ضبط شد.
    عبدی پور بیان کرد: یک شکارچی متخلف همراه این شکارچی دستگیرشده بود که متواری شده است.
    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کهگیلویه وبویراحمد گفت: فرد دستگیر شده سال گذشته پس از شکار یک ماده خرس در منطقه سمیرم اصفهان، شکم دو توله خرس زنده را پاره کرده بود که پخش بلوتوث آن باعث جریحه دار شدن احساسات طرفداران محیط زیست شد.
    وی گفت: ورود این شکارچی به پارک ملی و داشتن سلاح جنگی غیرمجاز جرم این متهم خواهد بود که هم اکنون با حکم قاصی دادسرای سی سخت مرکز شهرستان دنا روانه زندان شده است.
    پارک ملی دنا دراستان کهگیلویه وبویراحمد با 93 هزارهکتار وسعت با داشتن بیش از دوهزار گونه گیاهی و 167گونه جانوری یکی از زیستگاه های کم نظیر حیات وحش است.
    لازم به ذکر است برای جلوگیری از فراموش شدن این فاجعه، به پیشنهاد دیده بان حقوق حیوانات و با همراهی گروه های معتبر زیست محیطی کشور، بیستم شهریور روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات نامگذاری شد. بیانیه گروه های زیست محیطی در رابطه با «روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات» را اینجا ببینید و اخبار آن را اینجا مشاهده کنید.

    __________________________

    جنایت در حق حیوانات/ بلوتوث های سیاه زیست محیطی، خطری جدی و بی سابقه برای حیات وحش/ فیلم و عکس

    اعتراض به بداخلاقی: از ونک سمیرم تا پارک ملت جام جم!

    رای قاتلان خرس‌های سمیرم قابل واخواهی است

    رای دادگاه سلاخان خرس‌های سمیرم و چند نکته/ متهمان در دادگاه حاضر نشده و تنها به هجده ماه حبس محکوم شدند!

    ردپای حیوان آزاری، از ونک سمیرم تا تورنتو کانادا/ وبلاگ میهمان

    خانم سکینه عمرانی به عنوان جایگزین نماینده فعلی سمیرم انتخاب شد

    قاتل خرس های سمیرم آزاد شد/ اجرای حکم بدون دستگیری متهم دوم ممکن نیست

    انتشار اخبار مشکوک در پرونده قاتل خرس های سمیرم/ افاضات نماینده سمیرم و تلاش برای تخفیف جرم!

    سابقه چاقوکشی قاتل خرس های سمیرم/ جریحه دار شدن احساسات سمیرمی ها

    تهدید رسانه ها توسط نماینده سمیرم/ آزادی قاتل خرس های سمیرم با قید وثیقه

    شکارچیان خرس های سمیرم دستگیر شدند / مجازات سنگین در انتظار متخلفان

    به کشتارچیان به جای ناسزا، آگاهی بدهید/ وبلاگ میهمان

    بـُکشی یا نکـُشی … می کـُشنت/ گزارشی از صدور حکم اعدام های متوالی برای محیط بانان

  • دستگیری شکارچیان قبل از ارتکاب جرم در قمیشلو؛ نتیجه همیاری محیط بانان قمیشلو و دوستداران طبیعت نجف آباد/ تصویری

    دستگیری شکارچیان قبل از ارتکاب جرم در قمیشلو؛ نتیجه همیاری محیط بانان قمیشلو و دوستداران طبیعت نجف آباد/ تصویری

    Animal-Rights-Watch-ARW-7282

    دیده بان حقوق حیوانات: با همیاری محیط بان های قمیشلو و دوستداران طبیعت نجف آباد، شکارچی ها قبل از ارتکاب جرم دستگیر شدند.

    بعداز ظهر 4 فروردین ماه سال 93 تعدادی از اعضای جمعیت دوستداران طبیعت نجف آباد در حال گشت زنی در منطقه حفاظت شده ی قمیشلو به دو خودروی سواری (پراید و سمند) مشکوک شدند. پس از ردگیری آن ها متوجه 6 نفر شکارچی شدند که یک قبضه اسلحه تک لول ساچمه زنی ته پر همراه داشتند. طی هماهنگی با رییس منطقه حفاظت شده ی قمیشلو محیط بان ها در محل حاضر شدند و قبل از این که خسارتی به محیط زیست منطقه وارد شود، آن ها را دستگیر کردند و اسلحه و مجوز آن ها توقیف شد. لازم به ذکر است که صاحب مجوز همراه آن ها نبود.

    در پایان از افراد زیر که ما را یاری رساندند سپاس گزاریم :

    آقایان علیرضا غلامی ریسس منطقه حفاظت شده قمیشلو، رضاقلی خسروی محیط بان، محمدهادی باغی راننده و اعضای جمعیت دوستداران طبیعت نجف آباد امید محمودی، محمدصادق فاتح و نوید حسنی در این رخداد همکاری کرده اند.

    Animal-Rights-Watch-ARW-7279

    Animal-Rights-Watch-ARW-7280

    Animal-Rights-Watch-ARW-7281

  • زنده گیری مرغ ماهیخوار در شهر ری/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: مرغ ماهیخواری که برای رهگذران و مسافران منتظر در ایستگاه اتوبوس مزاحمت ایجاد کرده بود توسط نیروهای آتش نشانی بدام افتاده و به پارک پردیسان منتقل شد.
    به گزارش خبرنگار پایگاه خبری 125، چند تن از شهروندان با مراجعه به ایستگاه 90 آتش نشانی اعلام کردند که یک پرنده بزرگ در پیاده رو با حمله به رهگذران باعث ترس و مزاحمت شده است که آتش نشانان این ایستگاه بلافاصله پس از هماهنگی با سامانه 125 و ستاد فرماندهی این سازمان در ساعت 9 صبح امروز به شهر ری، میدان مادر، خیابان شهید غیبی روانه شدند.
    بنا به اظهار فرمانده آتش نشانان اعزامی، این پرنده که یک مرغ ماهیخوار بود به علت اینکه قادر به پرواز نبود در اطراف یک ایستگاه اتوبوس شهری برای مردم ومسافران مزاحمت ایجاد می کرد.
    رضا بابایی افزود: آتش نشانان بلافاصله دست بکار شده و با استفاده از ابزار مخصوص این پرنده زخمی را صید كرده و سپس آن را برای درمان و نگهداری تحویل مسئولین پارك پردیسان دادند.

     

  • حیوان دوستی افراطی زن ببری، زشت ترین زن جهان/ تصویر

    حیوان دوستی افراطی زن ببری، زشت ترین زن جهان/ تصویر

    Animal-Rights-Watch-ARW-7271

    دیده بان حقوق حیوانات: دنیس در 27 آگوست 1958 در میشیگان آمریکا به دنیا آمد و در کودکی علاقه زیادی به گربه داشت و زمانی که به سن نوجوانی و جوانی رسید علاقه شدیدی به ببر پیدا کرد.
    وی در حال حاضر 52 سال دارد و به علت جراحی های بسیار زیاد و سنگین چهره عجیب و وحشتناکی پیدا کرده است میتوان گفت به دلیل علاقه زیاد دنیس به ببر وی این عمل ها را انجام داده است تا خود را کاملا شبیه یک ببر کرده باشد. دنیس که هزاران دلار صرف تغییر چهره خود کرده است هم اکنون به عنوان یکی از زشت ترین زنان جهان شناخته می شود.

  • زیستگاه امن میلیون ها ماهی در خلیج فارس در خطر است: رافائل بخواب که ما بیداریم/ وبلاگ میهمان

    دیده بان حقوق حیوانات/ محمد درویش: شاید هیچ کشتی غرق شده‌ای در بوشهر به اندازه‌ی رافائل شهرت و محبوبیت نداشته باشد؛ آن هم در شرایطی که بیش از 30 سال از غرق آن می‌گذرد! چرا؟ و حتی مهم‌تر از این چرا آن است که هیچیک از دوستداران محیط زیست و آبزیان بوشهر دوست ندارند رافائل اینک از آب به درآمده یا مجدداً لاشه‌اش جا به جا شود! چرا؟ یادداشت پیش رو به تحلیل این چرا می‌پردازد …

        هفته‌ی گذشته وقتی که برای شرکت در دومین همایش بین‌المللی خلیج فارس راهی بوشهر شده بودم، فرصتی دست داد تا با نمایندگانی از سمن‌های محیط زیستی (سازمان‌های مردم‌نهاد) استان هم گفتگو کنم. یکی از اصلی‌ترین درخواست‌های این فعالان محیط زیستی، عدم جابجایی پیکر غرق شده کشتی غول‌پیکر رافائل بود که ظاهراً هم‌اکنون در ژرفای 7 متری آب‌های ساحلی بوشهر ، جایی که فقط دو کیلومتر با نیروگاه اتمی این شهر فاصله دارد ، آرمیده است.

    کشتی رافائل در ساحل منهتن نیویورک

        اینکه چرا می‌خواهند رافائل را پس از سه دهه از آب بیرون بکشند، برمی‌گردد به ارزش سازه‌های فلزی آن که به گفته‌ی دکتر پروین فرشچی، معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست تا 15 میلیارد تومان می‌ارزد؛ یعنی دست‌کم پنج برابر هزینه‌ای که باید برای بالاکشیدن کشتی و قطعه قطعه کردن لاشه‌ی آن پرداخت شود. امّا جالب‌تر، دلایل مخالفت دوستداران محیط زیست منطقه با این اقدام است. چرا که ایشان بر این باورند: اینک ساختار کشتی 276 متری رافائل در زیر آب، تبدیل به یک آشیان امن و مناسب بوم‌شناختی برای جانداران خلیج فارس شده و علاوه بر میلیون‌ها ماهی، گیاهان آبزی فراوانی هم در آن رشد و نمو کرده و چهره‌ای متفاوت، رازآلود و یگانه به آن بخشیده‌اند؛ به نحوی که خود تبدیل به یکی از جلوه‌ها و جذابیت‌های بوم‌گردی (اکوتوریسم) زیر آب برای غواصان علاقه‌مند شده و می‌تواند علاوه بر این، برای دانشمندان و پژوهشگران شیلات و محیط زیست دریایی از این منظر هم حایز اهمیت و ارزش باشد. مهم‌تر آن که وجود این لاشه‌ی غول پیکر در زیرآب، اجازه نمی‌دهد تا صیادان سودجو با استفاده از روشی غیرقانونی و مهلک به نام ترال ، تمامی اندوخته‌ی جانوری و گیاهی کف بستر خلیج فارس در این ناحیه را جارو زده و از میان بردارند.

    لاشه‌ی غرق شده رافائل در سواحل بوشهر (عکس از رامتین بالف)

        در نتیجه چنین انگیزه‌هایی سبب شده تا دوستداران محیط زیست، در هنگام بازدید پروین فرشچی از او بخواهند تا نظر معصومه ابتکار را به این موضوع جلب کرده و اجازه ندهد تا بوم‌سازگان (اکوسیستم) آسیب‌دیده‌ی خلیج فارس بیش از این آسیب بیند.
    نگارنده هم طی گفتگویی که با سردار فتح‌الله جمیری، فرمانده سپاه بوشهر داشت، مراتب نگرانی دوستداران محیط زیست بوشهر را به نامبرده منتقل کرد و وی قول داد تا از قدرت خویش استفاده کرده و اجازه ندهد تا این اتفاق رخ دهد. حتی ایشان گفت: با دوستان و همکارانش در نیروی دریایی ارتش (ارگانی که ظاهراً مالک کشتی بوده و می‌خواهد لاشه‌ی فلزی آن را از آب درآورده و بفروشد) گفتگو کرده و آنها را مجاب سازد تا از این اقدام صرفنظر کنند.

    لاشه‌ی غرق شده رافائل در سواحل بوشهر (عکس از رامتین بالف)

        خلاصه اینکه قصه‌ی غم‌انگیز کشتی مجلل و اشرافی رافائل که زمانی در دهه‌ی شصت میلادی به عروس مدیترانه و اقیانوس اطلس مشهور بود و در کنار برج‌های دوقلوی منهتن طنازی می‌کرد، اینک همچنان در بوشهر داغ است و نه‌تنها عکس‌ها و پوسترهای بزرگش بر سردر برخی از هتل‌ها و رستوران‌های شهر می‌درخشد، بلکه هنوز مردم این شهر از خرید عجیب دومیلیون دلاری محمدرضا شاه پهلوی در بهار 1356 شمسی یاد می‌کنند که به چه نیت آن کشتی عظیم را از ایتالیایی‌ها خرید و آنگاه حتی یکبار هم از آن استفاده نکرد!
    در واقع سال‌های پایانی حکومت وی در ایران، پر بود از اشتباهات تاریخی مردی مغرور که گمان می‌کرد قدرتمندتر و محبوب‌تر از او در منطقه وجود ندارد. به ویژه وقتی که آن سخن مشهورش در آرامگاه پاسارگاد را بر زبان راند و در اوج غرور گفت: کوروش بخواب که ما بیداریم. اما چندی بعد ناچار شد در پرده‌ی تلویزیون اعتراف کند که چندان هم بیدار نبوده و پیام انقلاب مردم ایران را بسیار دیر شنیده است!
    اینبار اما امیدوارم دوستداران آبزیان خلیج فارس، بیدار و هشیار بمانند و اجازه ندهند به هیچ بهانه‌ای پیکر آرمیده در خواب رافائل جابجا شده و تن زخمی خلیج فارس از این جراحت تازه، بیش از پیش آسیب ببیند.

    سردار فتح الله جمیری؛ فرمانده سپاه بوشهر که با دوستداران محیط زیست همراه است

        پسین گفتار:

        می‌گویند هنگامی که رافائل برای آخرین بار بندر جنووآ ایتالیا را به سمت ایران ترک می‌کرد، مردم ایتالیا با اشک این منظره را تماشا کرده و از دولت خویش ناخشنود بودند که چرا توان نگهداری از این غول زیبای دریایی را ندارد. سرنوشت تلخ رافائل، گویی پاسخی است به آن آه مردم زادگاهش! چرا که در ایران هم هرگز از این کشتی استفاده نشد و سرانجام هم مورد اصابت موشک‌های هواپیماهای عراقی قرار گرفته و غرق گردید … منتها شاید لاشه‌ی مغروق و آرام گرفته‌ی رافائل بتواند بیشتر و بهتر از آن روزها که عروس مدیترانه بود، دل زیستمندان دریایی را بدست آورده و سبب آمرزش روح سازندگانش شود! نه؟

    تومار دوستداران محیط زیست بوشهر که مخالف بیرون آوردن رافائل از زیر آب هستند

        نکته‌ی دوم این است که نگاه سودجویانه‌ی امروز به رافائل بی‌شباهت به وضعیت محیط زیست ایران نیست! همه می‌خواهند تا او را به یغما برده و به اصطلاح از این نمد، کلاهی برای خود به چنگ آورند و انگار هیچکس به آینده‌ای که در آن رافائل ( بخوان: طبیعت) نیست، نمی‌اندیشد.

  • هفت سین را به مرگ آلوده نکنیم/ تصویر

    هفت سین را به مرگ آلوده نکنیم/ تصویر

    برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

  • ماهی قرمزی که نمی میرد؛ محصول جایگزین برای هفت سین/ تصویر و لینک خرید

    ماهی قرمزی که نمی میرد؛ محصول جایگزین برای هفت سین/ تصویر و لینک خرید

    Animal-Rights-Watch-ARW-7270

    دیده بان حقوق حیوانات: محصول جایگزین ماهی قرمز سفره هفت سین تولید شد.

    یک شرکت تولید کننده محصولات چوبی، با تولید بسته ماهی قرمز چوبی تلاش کرده است از مرگ و میر ماهی های هفت سین بکاهد. این محصول با قیمت 11 هزار تومان از فروشگاه اینترنتی این مجموعه قابل خرید است.

    این محصول را از اینجا بخرید.

    هر ساله میلیون ها ماهی قرمز کوچولو برای اینکه جایی در تنگ های زیبا بر سر سفره های هفت سین ایرانیان داشته باشند در روزهای پایانی سال خریداری میشوند و اکثر ماهی قرمز های کوچک به علت نگهداری نادرست در همان روزهای آغازین سال که همه مشغول شادی هستند، در غم و تنهایی میمیرند! واقعا غم انگیز است. این درحالیست که عده ای معتقدند ماهی قرمز جزء فرهنگ هفت سین ایرانی نبوده و این سرخی ماهی های قرمز از فرهنگ چین وارد هفت سین ایرانی ها شده است. عده ای نیز معتقدند که ماهی قرمز کوچک عنصری جدا نشدنی از سفره هفت سین ایرانی ها است و بدون آن عید نمی شود.

    ماهی قرمز کوچک چوبی سر سفره هفت سین چوبیتابا تمام این عقاید باز هم ماهی قرمزهای کوچک قربانی سهل انگاری ما می شوند و جان خود را برای شادی شب عید ما میدهند. ولی آیا حتی اگر هم از رسوم هفت سین باشد، بهتر نیست که برای حمایت از جان این موجودات کوچک و فرهنگ سازی برای نسل های بعد به فکر این باشیم که ماهی قرمز نخریم؟

    چوبیتا برای اینکه سهمی در این فرهنگسازی داشته باشد و در عین حال سرخی را بر سر سفره های هفت سین ایرانیان بیاورد و به عقاید همه گروه ها احترام بگذارد، اقدام به تولید ماهی قرمز چوبی برای سفره های هفت سین کرده است و توانست با شعار: “ماهی کوچک من هرگز نمی میرد” محصولی عرضه کند تا سرخی را بر سر سفره های هفت سین بیاورد و برای کسانی که باور به وجود ماهی قرمز بر سر سفره هفت سین دارند، جایگزینی زیبا پیشنهاد دهد. ماهی قرمز چوبی کوچک در تنگ چوبی خود تا ابد زنده خواهد ماند. با خرید ماهی چوبی، میتوانید قدمی در کمک به حفظ این موجود دوست داشتنی بردارید و با معرفی آن به دوستان خود، میتوانید سهمی بیشتر در این فرهنگ سازی داشته باشید.

    http://choobyta.com/image/cache/data/Products/Mahi/054-600x600.jpg

  • دو پرنده شکاری در دستان آتش نشانان/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: آتش نشانان در دو عملیات جداگانه، دو پرنده شکاری را که با ورود به منازل مسکونی موجب ترس و نگرانی شهروندان شده بودند بدام انداخته و تحویل کارشناسان محیط زیست دادند.
    به گزارش خبرنگار پایگاه خبری 125، در اولین حادثه که در شهرک کیانشهر، شهرک شاهد اتفاق افتاد یک بهله عقاب سراسیمه وارد یک واحد مسکونی شد اما دیگر نتوانست از منزل خارج شود.
    همزمان با تماس مالك منزل مسكونی با سامانه 125 و درخواست كمك از آتش نشانی، ستاد فرماندهی ساعت 13:13 دقیقه ظهر دیروز بلافاصله گروه امداد و نجات 2 این سازمان را روانه محل حادثه كرد.
    ابوالفضل ناصری فر فرمانده تیم نجات اعزامی در این باره گفت:، طبق اظهار صاحب خانه به دلیل باز بودن پنجره واحد مسکونی به یکباره یك بهله عقاب داخل منزل شد كه درقسمت سرویس بهداشتی گرفتار شد.
    وی افزود: نجاتگران آتش نشانی با استفاده از تجهیزات لازم، اقدام به گرفتن این پرنده كرده و پس از دادن تذكرات ایمنی به ساکنان ساختمان، این عقاب را به حیات وحش پارک پردیسان تحویل دادند.
    دومین عقاب که در کوچه ای در شهرک ولی عصر نشسته بود و موجب نگرانی اهالی محل شده بود سرانجام با کمک نجاتگران ایستگاه 38 آتش نشانی تهران به دام افتاد.
    عصر دیروز طی تماس شهروندان با سامانه 125 مبنی بر فرود یك عقاب بزرگ در كوچه ای در شهرك ولیعصر، ستاد فرماندهی آتش نشانی تهران در ساعت 17:25 دقیقه بلافاصله نجاتگران را روانه محل كرد.
    بنا به اظهار‌رییس ایستگاه 38، این پرنده بی درنگ توسط نیروهای آتش نشانی بدون اینکه كوچكترین صدمه ای به آن وارد شود گرفتار و به ایستگاه منتقل شد.
    ناصر حاجی گل افزود: آتش نشانان پس از دادن آب و غذا به این عقاب، آن را در اختیار كارشناسان محیط زیست قرار دادند تا این پرنده زیبا در زیست گاه طبیعی رها شود و به زندگی طبیعی خود باز گردد.
    وی توصیه کرد: شهروندان در صورت مشاهده جانوران و حیوانات وحشی مانند روباه، مار و… و همچنین پرندگانی همچون جغد، عقاب، شاهین و… خودسرانه اقدام به صید آنها نکنند چرا که ممکن است به خود ویا شهروندان صدمه وارد کنند.
    این مدیر آتش نشانی از مردم درخواست کرد که در صورت مشاهده این گونه جانوران بلافاصله با سامانه 125 تماس برقرار کرده و موضوع را به آتش نشانی اطلاع دهند.

  • افشای کشتن یک پلنگ بالغ در فیسبوک و سکوت دشمن انگارانه!

    دیده بان حقوق حیوانات: اگر روزی فکر می‌کردیم که انتشار اخبار کشتار بی رحمانه گونه‌های مختلف حیات وحش می‌تواند اندکی در بهبود اوضاع کمک کند، امروز چنین نیست؛ نه اینکه نومید شده باشیم، بلکه به نظر می‌رسد قبح کشتار اینقدر شکسته که هیچ شکارچی بی آنکه با شکارِ بی جانش عکس بگیرد، حاضر نیست محل را ترک کند!

    به گزارش «تابناک»، طی روزهای گذشته عکسی در شبکه اجتماعی فیسبوک منتشر شده که حکایت از کشته شدن یک قلاده پلنگ بالغ در ناحیه‌ای جنگلی دارد و البته زمان دقیق گرفتن آن معلوم نیست. عکسی که کاربران دنیای مجازی آن را سند کشته شدن پانزدهمین پلنگ ایرانی در سال جاری می‌دانند و با این مضمون آن را بازانتشار می‌دهد و دست به دست می‌کنند.

    آنگونه که در معرفی این عکس آمده، عکس مربوط به امسال است و در منطقه درازکلای بابل تهیه شده و شکارچی حاضر در آن که این پلنگ درشت جثه را به نشانه افتخار(!) به دوش گرفته، تحت تعقیب قرار دارد اما نه زمان عکس را می‌توان تائید کرد، نه مکان آن به سادگی قابل صحه گذاری است و به طریق اولی تر، نه تحت تعقیب بودن شکارچی (که معلوم نیست عکاس است یا کسی که پلنگه بی جان را به گرده کرفته و یا حتی شخصی دیگر که عکسش با لاشه بزرگترین گربه سان بوم ایران منتشر نشده؟!) ادعایی قابل پذیرش به نظر می‌رسد.

    جدای این ابهامات که چه بسا در سایه اقدامات پلیسی و تخصصی قابل رفع شدن باشند، ابهام بزرگتر ماجرا آنجاست که برخی بر این باورند که به فرض تازه بودن این عکس، یعنی پانزدهمین پلنگ از جمعیت کوچک باقیمانده از این گونه منحصر به فرد در کشورمان کم شده حال آنکه این گونه نیست و اتفاقی بودن کشف برخی پلنگ کشی ها (برای مثال اینجا)، کمترین دلیل برای اثبات این مدعاست که تنها بخشی از کشتار این گونه به رسانه راه می‌یابد.

    اگر به این موارد ناگفته، کشف گاه و بی گاه پوست پلنگ در خانه برخی شکارچیان تحت تعقیب (اینجا) و یا کشف بدن تاکسی درمی شده این گونه در مبادی خروجی کشور (اینجا) را اضافه کنیم و از گم شدن لاشه (اینجا)، آتش زدن آن (اینجا) و موارد دیگر را صرف نظر نماییم، آمار رسمی و سندیت یافته به قدری زیاد خواهد شد مایوس مان خواهد کرد.

    این در حالی است که به رغم این همه آمار و ارقام دهشتناک و نومید کننده، مسئولان سازمان محیط زیست تا کنون تنها کاری که کرده‌‌اند، برگزاری یکی دو نشست بی فایده (تداوم پلنگ کشیِ سبوعانه “بی‌فایده” بودن نشست ها را به ذهن متبادر می‌کند!) و گاه دشمن انگاری در این زمینه بوده است بس؛ گویی آماری که به دستشان می‌رسد اینقدر شوک آور بوده که قدرت واکنش را از ایشان گرفته است!

    نه اینکه واکنشی رخ نداده باشد؛ خیر! واکنش‌هایی رخ داده که چه بسا بهتر بود رخ نمی‌داد چراکه سکوت در مقابل کشتار بی رحمانه گونه‌هایی که در خطر انقراض قرار دارند زمانی شکسته شده که مسئولان سازمان مدعی شده‌اند دست هایی در پس این کشتار قرار دارد که قصد زمین زدن ایشان را دارند؛ دست هایی که نمی‌دانیم چرا صورت خود را از دید ماموران قانون پنهان نمی‌کنند!

    عجیب اینکه مسئولان برای اثبات مدعای خود، کشتن گوزن اسیر در پردیسان از اتوبان را مثال می‌آورند ولی یادشان می‌رود از سنجاب کشی در پارک چیتگر یادی کنند که عمق بی خردی چند نوجوان را می شد در آن دید و نقضی بود بر توطئه مخالفان در کشتن گوزن پردیسان. از کشتن برخی گونه ها به شکلی که دیده شوند یاد می‌کنند اما نمی‌گویند چرا برخی مدیرانشان سعی دارند که این کشتارهای رسانه‌ای نشوند (اینجا) و… .

    از هفت سال قبل که این سیاهه به روز رسانی نشده تا کنون، اینقدر پلنگ ایرانی کشته شده که مطمئن نباشیم وضعیت امروز آن شباهتی به این نمودار دارد یا خیر؟

    از هفت سال قبل که این سیاهه به روز رسانی نشده تا کنون، اینقدر پلنگ ایرانی کشته شده که مطمئن نباشیم وضعیت امروز آن شباهتی به این نمودار دارد یا خیر؟

    با این تفاسیر بد نیست که رو به ایشان کرده و در مقام متقاضی از ایشان درخواست هایی مطرح کنیم؛ درخواست‌های که نمی‌دانیم در حد مقدوراتشان هست یا نه اما بگذارید مطرح شان کنیم تا شاید خوانده شده و ویرایش شده‌ی یکی‌شان، نسخه کارگری برای بهبود لاغری حیات وحش کشور باشد که روز به روز استخوانش بیشتر از قبل از زیر پوست هویدا می‌شود؛

    چه اشکال دارد مسئولان محیط زیستی به سرکشی مناطق حفاظت شده بروند و در این گردش چند تن از مسئولان را هم با خود ببرند؟ امثال آن نماینده بزرگوار مجلس که انتخاب خرس به عنوان نماد دیارش را توهین به خود و همشهریانش قلمداد کرده بود و نطق آتشینی ایراد کرده بود که بیا و ببین!

    چه بدی دارد که مسئولان دوربین به دست گرفته و عزیمت به مناطق جنگی، کویری، کوهستانی و… را در دستور کار قرار داده و ماهی یکبار توریست طبیعت شوند؟ آیا از این بهتر مشوقی برای دوربین دست گرفتن و درک اوضاع نابسامان حیات وحش کشور سراغ دارید؟ برای نشان دادن وخامت اوضاع به نهادهایی که باید به یاری بشتابند اما درک درستی از مساله برایشان حاصل نیامده، چطور؟

    ایراد این کار چیست که وقتی شنیدیم در فلان شهرستان یک گونه بی نظیر را کشته اند، به همراه جمعی از محیط بانان به آن خطه سفر کرده و تلاش کنیم با تدابیر تشویقی و تنبیهی مثل تقدیر از شکارچیانی که خطا در کارنامه شان ثبت نشده و یا لغو مجوز شکار در آن ناحیه و یا حتی همراهی با دستگاه قضا و نیروی انتظامی در قالب اهدای پاداش به کسانی که اطلاعاتی درباره خاطیان دارند، اثری در ذهن مردمان آن دیار بگذاریم که شمار همیاران محیط زیست در آنجا بیشتر از پیش کند؟

    چه اشکالی دارد اگر موافقم رسانه‌ای شدن کشتار گونه‌های نادر حیات وحش کشور هستیم، کنتوری برای آمار این کشتار در جایی مثل سایت محیط زیست نصب کنیم تا هم همه بدانند اوضاع خراب است و شما کاری از دستتان ساخته نیست و هم روزی که قرار ته مانده این گونه ها کاملا منقرض شوند، کسی متعرضتان نشود که چگونه این اتفاق رخ داد، در حایل که شما ساکت بودید و حتی آمار نمی‌دادید؟!

  • شش ماه دیگر تهران موش‌های میلیونی‌اش را نخواهد داشت؟!

    دیده بان حقوق حیوانات: آخرین باری که برای زدودن موش از تهران تلاش شد، اواخر بهمن ماه سال گذشته بود که عده‌ای تفنگ به دست شبانه در خیابان‌های شهر راه افتاده بودند و موش می‌کشتند و البته چندان توفیقی هم نداشتند تا نتیجه این شود که نهاد مبارزه با این آفت شهرنشینی تغییر کند!

    به گزارش «تابناک»، اگر روزگاری موش‌ها در طول شب خیابان‌ها را به قرق خود در‌می‌آوردند و در جوی آب جست‌و‌خیز می‌کردند، حالا دیگر اینقدر تعدادشان زیاد و جسارتشان افزون شده که
    شاید در ‌روز نیز‌ هنگام قدم زدن در خیابان‌های پایتخت با دیدن موشی که چند قدم با شما فاصله ندارد، شگفت‌زده شده یا حتی بترسید.

    اکنون دیگر این حقیقت علمی که موش‌ها ناقل ده‌ها بیماری هستند، نیست که اولویت مبارزه با این جوندگان را تعیین می‌کند، بلکه وجهه شهر و ترس از اینکه موش‌ها تا چند سال دیگر از سر و کول مردم بالا بروند است که نخستین ضرورت مبارزه با این آفت زندگی شهرنشینی مدرن را تعیین می‌کند.

    شش ماه دیگر تهران موش‌های میلیونی‌اش را نخواهد داشت؟!

    موش‌های تهران چند میلیون هستند؟

    اینکه آمار دقیقی از شمار موش‌های پایتخت نباشد، با توجه به گستردگی شهر به نظر موضوعی پذیرفته است؛ اما تفاوت آمار ارائه شده به اندازه‌ای است که به نوعی می‌طلبد نخست برآورد‌ درستی از ‌شمار این جانواران داشته باشیم و پس از آن برای نابودی‌شان برنامه‌ریزی کرده و دست به کار شویم.

    چندی پیش از اسماعیل کهرم، مشاور رئیس سازمان محیط ‌زیست، سخنانی در این باره ‌گفت که واکنش‌های گوناگونی به دنبال داشت. وی شمار این جوندگان را سی میلیون قطعه ذکر کرد تا بسیاری را شگفت‌زده کند.

    خوب که به آمار مشاورِ معاون رئیس جمهور دقیق می‌شویم، درخواهیم یافت که این آمار عجیب و به باور منتقدان، اغراق شده، ریشه در آماری دارد که چند سال پیش شهرداری تهران ارائه کرده و بر پایه سرشماری محدودی که انجام شده بود، شمار موش‌ها را سه برابر مردم تهران برآورد کرده بودند.

    بنابراین، می‌توان به سادگی ‌جمعیت ده میلیونی تهران را ضربدر سه کرد و تخمین زد که آمار موش‌های ساکن در پایتخت، نزدیک سی میلیون باشد.

    از آمار دکتر کهرم عجیب‌تر، آماری است که چندی پیش دبیر علمی کنفرانس ملی مدیریت بحران اعلام کرد‌. پرویز پیران در این باره گفت: در سال‌های گذشته، بیش از ۲۰ میلیون موش از هفت نوع و‌ نژاد در تهران زندگی می‌کردند که هم‌اکنون ‌تصاعدی این تعداد به ۶۰ میلیون موش رسیده است.

    البته مسئولان شهرداری این آمار را اغراق شده می‌دانند و بر این باور‌ند که تهران یا بین دو تا سه میلیون موش دارد و یا حدود پنج تا هفت میلیون؛ آماری که هیچ کدام توسط نهاد متولی مقابله با این پدیده نامطلوب همراه با زندگی امروز شهرنشینی تهیه و اعلام نشده و چه بسا مورد تأیید ایشان نباشد.

    شش ماه دیگر تهران موش‌های میلیونی‌اش را نخواهد داشت؟!

    وعده شش ماهه مسئول جدید برای رفع معضل موش های میلیونی

    آنچه از آمار ارائه شده درباره موش‌های پایتخت می‌توان دریافت، میلیونی بودن شمار این جوندگان است که کار مقابله با آن‌ها را دشوار می‌کند؛ هرچند رضا قدیمی معتقد است که تعدادشان کنترل شده است و فعالیت‌های آتی شهرداری برای رفع مشکل صورت می‌گیرد، نه مهار جمعیت موش‌ها.

    «لانه موش‌های شهر را تخریب می‌کنیم و ظرف شش ماه مشکل موش در تهران حل خواهد شد و مردم به خوبی این موضوع را حس می‌کنند»؛ این وعده را مدیرعامل شرکت ساماندهی مشاغل شهرداری تهران می‌دهد که نهاد زیر مجموعه‌اش به تازگی با تصمیم شورای شهر تهران، مسئول مبارزه با موش‌ها شده است.

    قدیمی در ادامه با ضرورت به‌کارگیری روش‌های علمی در این مسیر، به همکاری با دانشگاه‌های معتبر کشور و حتی خارج از کشور اشاره کرده و روش کار را این گونه شرح می‌دهد: باید پناهگاه‌های موش‌ها گرفته شود؛ زمانی که پناهگاهی آن‌ها را تخریب کنیم، ‌مقطعی تهاجم آن‌ها بیشتر می‌شود، ولی پس از آنکه به روی زمین آمدند، با روش‌های شیمیایی و فیزیکی آن‌ها را از بین می‌بریم؛ افزون بر این تله‌های چسبی را در اختیار شهروندان می‌گذاریم تا در بحث مبارزه با این جانور‌ مضر به شهرداری کمک کنند.

    وی می‌افزاید: 30 درصد مبارزه با این جانداران فیزیکی است و ۷۰ درصد بقیه موضوع غذا و آب است که باید از دسترس آنها خارج شود؛ برای نمونه، فست فود‌ها از جمله مراکزی هستند که موش‌ها تغذیه خود را در این اماکن انجام می‌دهند؛ برای این کار از روش‌های تلفیقی اصلاح گذرگاه‌ها، ارتقای آموزش شهروندی، برخوردهای فیزیکی و شیمیایی در سطح شهر تهران استفاده می‌کنیم و مهم‌ترین این کارها، بحث آموزش شهروندان است.

    مدیرعامل شرکت ساماندهی مشاغل شهرداری تهران در ادامه با اشاره به زاد و ولد این جانوران در روزهای پایانی سال اشاره کرده و می‌گوید: ۶۰۰ تن برای مبارزه با این جانداران به صورت اکیپ‌های ویژه فعال خواهند بود و علاوه بر آن، برنامه ویژه‌ای به این منظور تدارک دیده‌ایم که در یک ماه آینده آغاز خواهیم کرد؛ امیدواریم در آغاز سال جدید وضعیت بهتری ایجا‌د شود.

    شش ماه دیگر تهران موش‌های میلیونی‌اش را نخواهد داشت؟!

    چون مقابله با موش کار ستادی نبود، این تصمیم گرفته شده است

    رحمت‌الله حافظی، نماینده مردم تهران در شورای شهر که پیشتر نسبت به هزینه‌های صورت گرفته در شهرداری برای مقابله با موش‌ها و بازده اندک این اقدامات انتقادات شدیدی کرده و هزینه کشتن هر موش در روش به کار گرفته شده را ۱۲۰ هزار تومان اعلام کرده بود، در این باره به «تابناک» می‌گوید: برای نابودی موش‌ها دیگر روش‌های سنتی پاسخگو نیست و باید روش‌های جدیدی ‌به کار گرفت؛ بنابراین و با توجه به ماهیت ستاد محیط زیست شهرداری که «ستادی» است، کار مقابله با این جانوران به ساماندهی مشاغل سپرده شد که «عملیاتی» است و می‌تواند در حل مشکل راهگشا باشد.

    رئیس کمیسیون محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران درباره آمار موش‌های ساکن پایتخت گفت: آمارهایی که ارائه می‌شوند، هیچ کدام قابل اتکا نیستند و آمار رسمی در این باره نداریم. تنها نمونه‌گیری در برخی نقاط شهر شده و بنا بر آن، ‌می‌توان بر‌آوردی کرد که ‌شمار موش‌های تهران را می‌توان چند میلیون دانست که تاکنون هزینه‌ها‌ برای از بین بردن آن‌ها بی‌فایده بوده است.

    وی می‌افزاید: آنچه امروز ما در فرآیند نابودی حیوانات موذی از جمله موش‌ها با آن روبه‌رو هستیم، همکاری نکردن مردم است، چراکه سم‌گذاری و تله‌گذاری با هزینه بسیار صورت می‌گیرد؛ اما شهروندان بدون توجه به این موارد، با ریختن مواد غذایی همچون کاهو و سبزیجات و میوه‌جات اثر این سم را از بین می‌برند.

    بدین ترتیب درخواهیم یافت، ‌آنچه در مقابله با آمار روز‌افزون و نگران کننده موش‌ها مهم‌تر از هر چیزی است، نه جمعیت و آمار دقیق این جانوران، که لزوم مقابله کامل با آن‌ها از طرف مسئولان و یاری شهروندان با ایشان است؛ اتفاقی که بخشی از آن با قدرت آغاز شده و مدیر مربوطه با شهامت، وعده شش ماهه برای آن تعیین می‌کند؛ اما بخش دوم آن معلوم نیست چه هنگامی محقق خواهد شد؛ بخشی که اگر دیگر نهاد‌ها و رسانه ملی نقش خود را به خوبی ایفا کنند، چه بسا همراهی شهروندان را به همراه داشته و اثرگذاری کار را تشدید کند.

    __________________

    آنها را نکشید، هیچ کس به آنها محبت نمی کند!/ آیا راه عالمانه کنترل حیوانات شهری کشتن است؟

    آیا راه کنترل جمعیت حیوانات این است؟/ تصویر +۱۲

    آیا راه کنترل جمعیت حیوانات این است؟/ تصویر +۱۸

    معدوم سازی موش های تهران با اسلحه، روش های شیمیایی و مکانیکی! روشهای غیر کارآمد و آزارنده برای برخورد با حیوانات شهری

    طرح سگ کشی شهرداری رامسر به قتل زن جوان منجر شد

    آغاز طرح “مرگ ترحم‌آمیز” سگ‌های ولگرد/ جمع اضداد: کشتن و ترحم

    پس از سالها حیوان کشی: اولین گام شهرداری در مسیر صحیح کنترل حیوانات شهری/ مانور آموزشی صنوف آلوده‌کننده شهری

    کدام مقصریم؟ ما یا موش ها؟ / صحنه های تاسف بار از زباله خرید شب عید/ تصویری

    تک‌تیراندازهای حرفه‌ای در کمین موش‌های شهر/ امتداد روش های بی نتیجه و آزارنده

    پس از پلنگ ها، این بار موش ها به مجلس می روند

    روش های ناجوانمردانه کشتار حیوانات در سکوت حامیان حیوانات/ تصویری

    طرح کنترل جمعیت جانوران مضر شهری در دو محور ولیعصر(عج) و شریعتی اجرا شد

    ادامه سگ کشی شهرداری در تهران/ موش ها مسموم می شوند

    بازیگر آمریکایی شیفته موش های تهران!/ تصویر

    زباله ریزی بشر و تجمع سگهای آزاد در کوهدشت/ تصویری

    اجرای طرح ضربتی مبارزه با جوندگان شهری در شرق تهران

  • ایجاد پلیس تخصصی محیط زیست/ استارت جلوگیری از قاچاق گونه‌های جانوری

    http://www.doe.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=5e103577-a1cb-4b52-83d2-cea6d2e2c2f0

    دیده بان حقوق حیوانات: فرمانده یگان حفاظت محیط زیست با اشاره به مکاتبه نامه‌ای از سوی سازمان محیط زیست به فرماندهی ناجا مبنی بر ایجاد پلیس تخصصی محیط زیست در کشور، گفت: تحقق این مهم استارت خوبی برای جلوگیری از قاچاق گونه‌های نادر جانوری خواهد بود.

    به گزارش فارس سرهنگ حمیدرضا خیلدار با اشاره به مکاتبه نامه‌ای از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به فرماندهی ناجا، اظهار داشت: رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به منظور جلوگیری از قاچاق گونه‌های جانوری نامه‌‌ای را به فرماندهی ناجا مبنی بر ایجاد پلیس تخصصی محیط زیست ارائه داده است.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست در ادامه افزود: بر همین اساس درخواست شد پلیس تخصصی محیط زیست همانند پلیس فتا ایجاد شود.

    وی ابراز داشت: با ایجاد پلیس تخصصی محیط زیست در درون بدنه ناجا می‌توان گام موثری را در راستای کاهش میزان خرید و فروش غیرمجاز گونه‌‌های نادر جانوری در کشور برداشت.

    خیلدار در ادامه سخنان خود یادآور شد: پلیس تخصصی محیط زیست می‌تواند در مبادی ورودی و خروجی کشور از جمله‌ راه‌آهن، فرودگاه‌ها و پاسگاه‌ها شکل گیرد و افرادی در این حوزه فعالیت ‌کنند که با نوع فعالیت محیط زیست و همچنین گونه‌های در معرض خطر به خوبی آشنا باشند.

    فرمانده یگان حفاظت محیط زیست خاطرنشان کرد: هم‌اکنون این امر در حد ارسال نامه بوده است اما با این وجود می‌توان گفت که استارت خوبی برای حفاظت از گونه‌های جانوری و همچنن جلوگیری از قاچاق این‌گونه‌ها در کشور زده شده است.

  • سال 92؛ سال شوم پلنگ

    http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/14-10-1392/IMAGE635245316875494579.jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: کشتار و فلج شدن 14 پلنگ در سال 92 گزارش شد. حتی با این فرض که همه آن چه در کشتار پلنگ های ایرانی رفته همین تعداد 14 مورد گزارش شده باشد، تنها می توان گفت هیهات. در کنار موارد کشتار پلنگ، موردی نیز از کشتن یک یوزپلنگ آسیایی گزارش شده و البته نمی‌توان از کنار موارد متعدد کشتار روباه و کفتار و کاراکال و قوچ و میش وحشی و پرندگان مهاجر و بومی هم به این آسانی گذشت.

    به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی می گویند تنها 110 هزار قوچ و میش وحشی در کل پهنای ایران باقی مانده است. این تعداد اندک قرار است غذای گربه سانانی باشند که تعداد زیادی از‌  آن‌ها باقی نمانده است. کم شدن غذا هم پای شکار شدن یوز و پلنگ را به مرز انقراض می راند و البته که شکارچیان در شکار با اسلحه هم سنگ تمام گذاشته اند. مهم ترین جانوری که در سال 92 هدف سلاح های گرم شکارچیان قرار گرفت، پلنگ بود.
    پلنگانی که دیگر نمی دوند
    لاشه آخرین پلنگ ناقص شده بود. سر و دم و دست راستش را بریده و توی استخر آب انداخته بودند. پیش از این هم لاشه تاکسیدرمی شده یک پلنگ در مرز پیرانشهر کشف شده بود. پلنگ را در شمال ایران زده بودند. ماده پلنگی در تایباد به ضرب چوب و سنگ کشته شده بود. این ماجرا در ماه آذر رخ داد و به فاصله یک روز از آن گزارش کشتار پلنگی در بافق منتشر شده بود. پلنگ های قبلی در استهبان، خرم آباد کشته شده بودند. باقی موارد هم کم و بیش از این دست هستند با این حال ماجرای البرز، ماجرای دیگری است؛ تنها کشته شدن نیست، سال ها درد است و رنج و بعدها قطع نخاع پلنگی که در هنگام مرگ صد کیلوگرم وزن داشت. کشتار این همه پلنگ تنها در چند ماه، ماجرای پلنگ ها را به مجلس کشاند هرچند این مجلسی شدن آوردی برای پلنگ ها نداشت.
    البرز، پلنگی بدون پا
    بدن رنجور البرز را میانه های دی ماه سرنشینان خودروهای عبوری دیدند. بدنی که 50 گلوله ساچمه در آن بود و آخرین گلوله به دلیل آسیب رساندن به نخاع هر دو پای جانور را فلج کرده بود. یکی از دست های البرز هم به دلیل ماندن در تله شکارچیان از مچ قطع شده بود. تیم درمان به این نتیجه رسیدند که باید البرز را از درد و رنج خلاص کرد. این پایان زندگی یکی از بزرگ ترین گربه سانان حال حاضر ایران بود. در نهایت پس از گذشت حدود یک ماه از شناسایی و دستگیری عاملان کشتار البرز طی رای صادره از دادگاه عمومی بخش خرم آباد تنکابن، متهم ردیف اول پرونده به تحمل 182 روز زندان محکوم شد.
    اما البرز تنها پلنگی نبود که بابت ضرب و شتم انسانی به شدت آسیب دیده بود. لورا پلنگ دیگری بود که در لرستان با گلوله مجروح شده بود و در نهایت زیر تیغ جراحان رفت. آخرین خبرها از لورا حاکی از آن است که حیوان هنوز نمی تواند روی دو پای عقب بایستد.
    هفت روباه را کشتند و برای عبرت نمایش دادند
    پلنگ ها مهم هستند. مردم پلنگ ها را می بینند هم از این که گربه سان اند هم که با شکوه و جذاب اند و البته که تعدادشان خیلی خیلی کم شده است. سگ سان ها اما چندان اقبالی ندارند به خصوص که روباه باشند و هم مشهور باشند به رندی و هم که دم زیبایی داشته باشند و خیلی ها خیال بکنند این دم برایشان خوش شانسی می آورد.
    چندی پیش موردی گزارش شد از روباهی که در بردسیر کرمان کشته شده بود. شکارچیان دم حیوان را بریده بودند به این بهانه که برایشان شانس بیاورد. روباه مرده اما شانسی نداشت برای زندگی. از این موارد بسیارند اما موردی که بسیار تکان دهنده بود، از حاشیه اصفهان گزارش شد.
    ماجرا از این قرار بود که افرادی ناشناس 7 روباه را با شلیک گلوله کشته و پس از بریدن دم آنها، اجساد این حیوانات را شبانه در حاشیه جاده در کنار هم ردیف کرده بودند تا رهگذران، صبح روز بعد آن ها را ببینند. این رخداد البته به فاصله کمی پس از برگزاری یک تجمع و یک همایش در اعتراض به کشتار گونه های جانوری توسط دوستداران طبیعت، اتفاق افتاده بود.
    یوزپلنگ هم در امان نماند
    مدت زمان زیادی است در مورد نزدیک به انقراض بودن یوزپلنگ آسیایی اطلاع رسانی می شود. اما گویا فعالیت ها چندان کارساز نبوده و در میان کشته شدگان سال 92 یک مورد یوز نیز گزارش شده است.
    ماجرا از این قرار بود که نیروهای یگان محیط زیست شهرستان چناران با همراهی مأموران پلیس اطلاعات و امنیت، وارد منزل یک شکارچی متخلف شده و در جریان بازرسی تعداد قابل توجهی حیوان تاکسیدرمی از انواع گونه های حیات وحش کمیاب و درمعرض انقراض کشف و ضبط کردند. یک تخته پوست متعلق به یک قلاده یوزپلنگ آسیایی که بوسیله شلیک گلوله شکار شده است، همین جا کشف شد.
    در میان لاشه های  تاکسیدرمی شده آهو، مرال، قوچ وحشی، گربه جنگلی، کل وحشی، یازده قطعه کبک، تیهو، تشی، قوی فریادکش، قرقاول و پیغو نیز کشف و ضبط شد.
    پرندگان مهاجر با بال های خونین
    بازار پرندگان فریدون کنار امسال هم به مدد شکارچیان پر رونق بود. پرندگان بومی و مهاجر هیچ کدام از دم تفنگ صیادان جان به در نبردند تا ایران میزبانی خوب برای مهاجران سرزمین های سرد شمالی نباشد.
    سالی بدیمن
    سال 92 سال بدیمنی برای گربه سانان ایران بود. می گویند حفاظت از پلنگ ایرانی باید جزو مطالبات از رییس جمهوری باشد و از طرفی پای مجلس به ماجرای پلنگ ها کشیده شده است. باید سال 92 همه آن چه در چنته حیات وحش ایران مانده را به سال 93 تحویل دهد تا ببینیم آیا راهکاری برای نجات حیات وحش به خصوص گربه سانان ایران اندیشیده خواهد شد یا در انتهای سال 93 هم ناگزیر خواهیم بود بنویسیم سالی که بد یمن بود؟
  • از قهقهه شیر ایرانی در گور تا اعلام برائت حامی شکار از شکار؛ نگاهی به حاشیه و متن مناظره مخالفان و حامیان شکار/ وبلاگ میهمان

    دیده بان حقوق حیوانات/ سپهر سلیمی*: با گذشت چند روزی از پخش برنامه مناظره از رسانه ملی جای آن دارد که نگاهی داشته باشیم به بخش هایی از مهمترین نکات دیده شده در متن و حاشیه این برنامه.  مسائلی که عموماً در اثر کمبود وقت بصورت گذرا به آن اشاره شد.
    در اینجا نگاهی دارم به برخی از این نکات:

    –    آرایش سنی مخالفان شکار و مدافعان شکار: نکته جالبی که در این برنامه به چشم آمد اختلاف معنادار بین گروه سنی مدافعان شکار و مخالفان شکار بود. این مساله در بین حاضران در استودیو و بخش نظرات مردمی نیز کاملاً به چشم می خورد. مدافعان شکار عموماً پیر بودند و مخالفان شکار را جوانان تشکیل می دادند. این مساله امیدواری های زیادی را در بین دوستداران وطن ایجاد می کند.

    –    جای خالی اصل 50 : در بین سخنان مدافعان شکار گاهاً به اصل 44 اشاره می شد و گفته می شد بر اساس این اصل باید درآمد سازی از طریق بخش خصوصی صورت گیرد. فارغ از  تفسیر غلط این افراد از این اصل و اینکه هر شکل درآمد زایی مورد پسند نیست، باید از این افراد پرسید پس سهم اصل 50 چیست؟ سهم آیندگان از میراث طبیعی کنونی چیست؟

    –    90 درصد حیات وحش ایران در 4 دهه گذشته نابود شده است: این نکته ای بود که به درستی توسط آقای مسعود بربر به آن اشاره شد. جا داشت این نکته بارها و بارها مورد توجه قرار می گرفت. یکبار دیگر بخوانیم: 90 درصد حیات وحش ایران در 4 دهه گذشته نابود شده است! پس دیگر چیزی باقی نمانده که برای آن نقشه بکشند!

    –    استفاده از تجربیات ناموفق گذشتگان: برخی از حاضران در این مناظره، دم از تجربیات شکاربانی خود و فعالیت 30 ساله خود در این عرصه می زدند و می گفتند باید از روشهای قدیمی استفاده شود و نظرات قدیمی ها را جویا شد! گویا این افراد فراموش کرده اند در همان دوران 30 ساله خدمات آنها، حیات وحش ایران به تاراج رفته است و 90 درصد آن در همین 4 دهه گذشته نابود شده. مگر عملکرد پیشینیان موفق بوده که باید همچنان بر همان روشهای قدیمی پای فشرد؟!

    –    واژه سازی برای فرار از واقعیت: مدافعان شکار برای فرار از زشتی شکارهر روز در پس واژه ای جدید سنگر می گیرند. پیش از این واژه «شکارکش» را ساختند تا بگویند شکارچی با شکارکش فرق دارد و امروز عبارت «توریسم شکار» را می سازند تا در پس از این واژه به حیوان کشی بپردازند. همانطور که شکارچی همان شکار کش است، توریسم شکار با «توریسم مرگ» نیز یکی است. فعالان توریسم مرگ (توریسم شکار) در گوشه و کنار دنیا به دنبال شکارچی های می گردند تا در برابر مشتی دلار جان حیوانات این سرزمین را بستانند.

    –    حرام بودن شکار تفریحی: بر اساس نظر برخی مراجع تقلید کشتن حیوانات برای تفریح حرام است. در بخشی از برنامه اشاره ای گذرا به آن شد ولی جا دارد مورد توجه جدی قرار گیرد.

    –    پول در آوردن به هر شکلی جایز نیست: شهرام امیری شریفی در بخشی از برنامه به این مساله اشاره داشت که کسب در آمد به هر شکلی مجاز نیست. کما اینکه قاچاق اسلحه، فحشا، مواد مخدر و مسائلی نظیر این جز پر رونق ترین تجارت ها در دنیاست اما به دلیل ناسازگازی با اصول اخلاقی، فرهنگی و اعتقادی در کشور ما به هیچ وجه مجاز به انجام آن نیستیم. این مساله در مورد «توریسم مرگ» نیز صدق می کند. در سرزمینی با تمدن 6000 ساله و در کشوری که حمایت از حیوانات سابقه دیرین دارد. در کشوری که توصیه های فراوان دینی برای مهربانی با حیوانات وجود دارد و آرامگاه «ضامن آهو» قطب معنوی مسلمانان آن محسوب می شود، توصیه برای ترویج توریسم مرگ سنخیتی با باورهای اعتقادی و اخلاقی مردم ندارد.

    –    صدای قهقهه شیر ایرانی از گور بلند شد: «اگر سازمان مجوز دهد من مجدداً غرش شیر ایرانی را در دشت ارژن احیا می کنم»! این جمله ای بود که آقای مجید نوائیان گفت. البته ایشان پیش از این و در دولت پیشین نوید احیای ببر مازندران را داده بودند. پروژه ای مضحک و تبلیغاتی که در نهایت به شکست انجامید. ایشان که از مدافعان شکار بودند در این برنامه از حیله های شکارچیان نیز استفاده کردند. شکارچیان برای شکار از صدای حیوانات و یا لباس های همشکل با محیط استفاده می کنند و احتمالاً به همین خاطر بود که ایشان از پوشش «فعال محیط زیست» استفاده می کردند تا در این پوشش از شکار حمایت کنند و یا مدیران سازمان را مجاب کنند که بودجه لازم برای انجام پروژه شکست خورده ای نظیر شیر ببر مازندران را در اختیارشان بگذارند. حمایت ایشان از گوشتخواری و رد گیاهخواری از دیگر مسائلی بود که در این مجال اندک فرصت پرداختن به آن نیست.

    –    پرچم ایران را بر سر جسد حیوانات نمی خواهیم: “ما نیز میخواهیم پرچم ایران را در دنیا  برافراشته کنیم ولی نمی خواهیم این پرچم بر بالای جسد حیوانات باشد.” این جمله به دل ها نشست.

    –  حیوان پیر سهم گوشتخواران است: حیوانات پیر موجود در مناطق سهم گوشتخواران آن منطقه هستند. این واقعیت ساده ایست که طرفداران شکار و فعالان گردشگری مرگ از درک آن عاجز هستند. کشتن حیواناتی که باید خوراک گوشتخواران شود موجب می شود که گوشتخواران رو به شکار حیوانات جوان تر بیاورند و یا در صورت گرسنگی برای سیر کردن خود به مناطق روستایی نزدیک شوند، به گله حیوانات اهلی حمله کنند و در معرض خطرات جدی قرار بگیرند.

    –    همه مشکلات محیط زیست ما ریشه در تفکری یکسان دارد: انقراض گونه های گیاهی و جانوری، نابودی منابع آبی، آلودگی محیط زیست، نابودی جنگل ها و دیگر مشکلات محیط زیست ما ریشه مشترکی دارد. رد پای ترجیح منافع فردی و گروهی بر منافع بلند مدت ملی در همه مشکلات محیط زیست ما دیده می شود. تئوری سازی برای اجرای طرح های ناپایدار در پوشش عناوینی همچون درآمدزایی و اشتغال و سیر کردن شکم فقرا یک ترفند قدیمی و نخ نما شده است که پیش از این در دیگر طرحهای طبیعت ستیزانه مورد استفاده قرار گرفته است. بهانه مخربان محیط زیست برای سدسازی، ایجاد صنایع آلوده، نابود کردن درختان، شکار و نابودی منابع طبیعی همگی یکی بوده و هست.

    –    اعلام برائت حامی شکار از شکار: یکی از لحظات جالب این برنامه آنجا بود آقای شفیع زاده با افتخار اعلام کرد که شکارچی نیست و تا به حال اسلحه در دست نگرفته! راست یا دروغش را نمی دانیم ولی این نشان از آن دارد که حامی شکار از زشتی این کار آگاه است و حاضر نیست در برابر میلیون ها ایرانی به این عمل اعتراف کند. این در حالیست که مخالفان شکار بارها به شکل های مختلف اعلام کردند که روزهای زیادی را صرف گردش در طبیعت و شکار حیوانات با لنز دوربین می کنند.

    –    فرصت پرداختن به حقوق حیوانات فراهم نشد: با اینکه رئیس دیده بان حقوق حیوانات در این برنامه حضور داشت ولی بحث به شکلی پیش رفت که عملاً فرصتی برای پرداختن حقوق حیوانات فراهم نشد و ایشان ناخواسته مشغول پاسخگویی به مسائل دیگر شدند. آنچه که بحث شد چالش بین کشتن و نکشتن حیوانات بود، حال آنکه در حقوق حیوانات، کشتن هر حیوانی با هر دلیلی محلی از اعراب ندارد.

    –    زیاده خواهی در برابر ادب و متانت: بخش پایانی مناظره حرف های زیادی در دل خود داشت. زیاده خواهی، پریدن در حرف طرف مقابل و برخورد عصبی حامی شکار در برابر متانت و بردباری مخالف شکار نمود کوچکی بود از تفکر این جریان فکری. به راستی کسانی که در رسانه ملی، در برابر 70 میلیونی ایرانی اینگونه رفتار می کنند، در طبیعت با تفنگی در دست در برابر حیات وحش بی دفاع چه می کنند؟!

    * وبلاگ دوستداران حیوانات و محیط زیست

    ________________

    صفحه مخصوص وبلاگ های میهمان

  • 15 شکارچی کامیارانی تفنگ خود را کنار گذاشتند

    دیده بان حقوق حیوانات: به دنبال اقدام خدا پسندانه احمد عزیزی شکارچی مریوانی که اسلحه خود را  به نشانه مخالفت با شکار شکست، این بار 15 شکارچی شهرستان کامیاران با کنار گذاشتن اسلحه‌های خود دست از تفنگ و شکار برداشته و به عنوان دوستدار و همیار محیط زیست با طبیعت آشتی کردند.

    به گزارش خبرنگار ایلنا، این اقدام زیست محیطی که در تپه شهدای گمنام شهرستان کامیاران و با حضور خیل عظیمی از دوستداران محیط زیست، انجمن‌های استان کردستان و نمایندگان ادارت این شهرستان برگزار شد، با هدف آغاز راهی برای داشتن استانی پاک در زمینه تخلفات زیست محیطی صورت گرفت.

    مدیرکل محیط زیست کردستان در این اقدام  با اشاره به احادیث و تاکیدات فراوان دین اسلام مبنی بر حفاظت از منابع و سرمایه‌های طبیعی و محیط زیست گفت: اخلاق درست و صالح، نگهداری و حفظ محیط زیست و عدم ضرر و زیان و آزار و اذیت که حق حیات بر روی زمین دارند مصادیق اصلی اخلاق اسلامی و قرآنی است.

    ناصح قادری افزود: کردستان در طول تاریخ نشان داده است همیشه افراد بزرگی دارد که می تواند الگو و سرمشق  برای کشور و حتی جهان باشند که شجاعت معلم مریوانی در همدردی و همراهی با شاگرد سرطانیش، ندامت شکارچی مریوانی از شکار، ایثار و از خود گذشتن معلم کامیارانی برای نجات جان شاگردش و اقدام تاثیر گذار این شکارچیان در این مکان تنها گوشه‌ای از نام بلند مردان پر افتخار استان است.

    وی با اعلام اینکه کار شکارچیان شهرستان کامیاران می‌تواند حرکتی نو و تاثیرگذار زیست محیطی نه در استان بلکه در کشور باشد، خاطر نشان کرد: امیدواریم روزی فرا برسد که اسلحه‌های شکاری قلب تپنده هیچ حیوانی را نشانه نرود تا ما انسان‌ها خود تیشه به ریشه خود و آیندگان نزنیم.

    قادری یادآور شد: ملت ایران هم از نظر تاریخی و ملی و نیز از نظر باورهای اعتقادی و تاکیدات اسلامی و قرآنی  به حفظ و صاینت از محیط زیست توصیه شده است، پس باید همه با توجه به عقبه طولانی و روشن خود از محیط زیست نگهداری کنیم.

    در حاشیه این مراسم ضمن قدردانی از این اقدام از سوی اداره کل محیط زیست کردستان با اهداء لوح سپاس و شاخه گل، ادوات و قفس‌های چوبی توسط حضار سوزانده شد و 15 کبک به صورت نمادین توسط 15 شکارچی نادم این شهرستان در دامان طبیعت رهاسازی شدند.

    گفتنی‌ست در این مراسم شکارچیان با قرائت قسم‌نامه‌ای با این مضمون که “مژده باد  ای طبیعت، ای کل‌های زیبا، ای کبک‌ها ای پرندگان، ای رودخانه‌ها از امروز به بعد ما اولین نگهبانان شما خواهیم بود و با کاشتن نهالها، رها کردن پرندگان در قفس و  سوزاندن قفسها  در پیشگاه خدا، ندامت و پشیمانی خود را از شکارچی بودن ابراز می کنیم و هرگز دست به شکار هیچ حیوانی و جانداری در طبیعت نخواهیم زد. خداوند پشتیمان ما باشد”؛ کنار گذاشتن شکار و تفنگ را جشن گرفتند.