
دیده بان حقوق حیوانات: رئیس اداره محیط زیست جلفا از دستگیری دو شکارچی که اقدام به درگیری و تیراندازی به سمت محیطبانان کرده بودند، خبرداد.


دیده بان حقوق حیوانات: رئیس اداره محیط زیست جلفا از دستگیری دو شکارچی که اقدام به درگیری و تیراندازی به سمت محیطبانان کرده بودند، خبرداد.

دیده بان حقوق حیوانات: پرونده مرگ مرموز دو برادر در حوالی دامغان با گزارش پزشکی قانونی وارد مرحله تازهای شد و بررسیها نشان میدهد برادر کوچکتر پس از قتل برادرش دست به خودکشی زده است.
آنها زمانی که اطراف را جستجو کردند اثری از سرنشینان خودرو به دست نیاوردند بنابراین به جستجو در اطراف ادامه دادند تا این که 200 متر جلوتر از جاده با جسد دو مرد جوان روبه رو شدند که غرق در خون داخل کانالی افتاده بودند.
آنها با کشف این اجساد موضوع را به پلیس گزارش دادند. دقایقی پس از این تماس نخستین گروه ماموران از کلانتری 17 دیباج به محل حادثه اعزام شدند.
همزمان با شروع تحقیقات ماموران در بازرسی از خودروی رها شده در 200 متری محل کشف اجساد مدارکی به دست آوردند که نشان می داد قربانیان حادثه دو برادر بوده و مصطفی و مجتبی نام دارند و ساکن شهرستان ساری هستند.
بررسی های اولیه پلیس نشان می داد این دو نفر با شلیک گلوله از پای درآمده اند. با مشخص شدن هویت این دو قربانی والدین آنها شناسایی و به پلیس آگاهی فراخوانده شدند.
در تحقیق از این خانواده معلوم شد این دو برادر مدتی پیش با یکدیگر مشاجره کرده اند و هردو دست به خودکشی زده بودند که با حضور بموقع اعضای خانواده در خانه و یافتن آنها در اتاق هایشان آنها را به بیمارستان منتقل کرده بودند.
روز حادثه هردو برادر خانه را برای انجام کاری ترک کرده و گفته بودند بزودی بازمی گردند که دیگر از آنها خبری نشده و در تماس پلیس با خانه شان متوجه شدند هردوی آنها با شلیک گلوله کشته شده اند.
کارآگاهان جنایی در شاخه دیگری از تحقیقات به سرنخ هایی دست یافتند که نشان می داد یکی از این دو برادر روز حادثه از مردی یک قبضه سلاح شکاری و تعدادی فشنگ خریده است بنابراین جستجوی پلیس روی فروشنده سلاح متمرکز شد تا این که چند روز پیش متوجه شدند فروشنده یکی از آن دو مرد چوپانی بوده که اجساد را یافته و به پلیس خبر داده است.
در این مرحله مرد چوپان به پلیس آگاهی فراخوانده شد و در اظهاراتش گفت: سلاح را همراه چهار عدد فشنگ به یکی از این دو برادر جوان فروختم. نمی دانستم او با این سلاح قصد چه کاری را دارد. نیمه شب زمانی که خودروی او را دیدم اطراف را جستجو کردم تا این که با جسد همان خریدار سلاح و برادر وی روبه رو شدم. ترسیدم پای خودم نیز به این ماجرا باز شود، بنابراین پیش از این که ماجرا را به صاحب گله اطلاع دهم سلاح را از محل حادثه دزدیدم و در کوهستان پنهان کردم.
سردار محمدرضا میرزایی، فرمانده انتظامی استان سمنان در این باره گفت: با ثبت اظهارات وی، سلاح نیز از او کشف و روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد تا این که پزشکان قانونی نظر دادند که برادر بزرگ تر با شلیک سلاح به قتل رسیده و برادر کوچک تر با همان سلاح خودکشی کرده است بنابراین کارآگاهان در این زمینه به تحقیقات خود ادامه دادند و به سرنخ هایی دست یافتند که گفته های پزشکی قانونی را تائید می کرد و نشان می داد مرد سی و یک ساله با شلیک گلوله به سر برادرش وی را به قتل رسانده و سپس با شلیک گلوله دوم به سر خودش، خودکشی کرده است.
________________________

دیده بان حقوق حیوانات: فرمانده انتظامی شهرستان ملارد غرب استان تهران، از دستگیری عاملان نزاع دسته جمعی در ملارد خبر داد.
به گزارش آرمان، سرهنگ برزو همتی فرمانده انتظامی شهرستان ملارد غرب استان تهران در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران، در تشریح جزییات این خبر گفت: ۹نفر از عاملان نزاع دسته جمعی در یکی از خیابانهای سرآسیاب که با اسلحه شکاری به سمت یکدیگر شلیک کرده بودند، در یک عملیات پلیسی و با سرعت عمل مأموران، دستگیر شدند.
رئیس پلیس شهرستان ملارد با اشاره به علت درگیری افزود: یکی از متهمان به هویت س. هـ که به همراه دوستانش اقدام به شرب خمر کرده و از حالت عادی خارج بود با عدهای از اهالی محل درگیر شد و در جریان درگیری یکی از عاملان نزاع با اسلحه شکاری به سمت دیگران اقدام به تیراندازی کرد.
پلیس با سرعت عمل و اقتدار در صحنه حاضر شده و مانع از بروز حوادث تلخ ناشی از این تیراندازیها شد.
________________________

دیده بان حقوق حیوانات: هفته گذشته، اهالي يكي از روستاهاي استان گيلان شاهد دو حادثه هولناك بودند كه در جريان آن دو نفر به ضرب گلوله به قتل رسيدند.
به گزارش اعتماد، يكي از كشتهشدگان اين حادثه، مامور نيروي انتظامي رودبار است كه در درگيري براي دستگيري قاتل، مورد اصابت چندين گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
تماسهاي خويشاوندان و ساكنان اين روستا با روزنامه اعتماد حاكي از آن است كه قاتل همچنان متواري است و درخواستهاي مردم براي دستگيري او از نيروهاي انتظامي افزايش يافته است.
همزمان سرهنگ خيرخواه، معاون اجتماعي نيروي انتظامي استان گيلان در گفتوگو با «اعتماد» در تشريح روند رسيدگي به پرونده گفت: اين دو قتل هفته گذشته در روستاي رشته رود اتفاق افتاده و در حال حاضر پيگيريها براي دستگيري قاتل با جديت ادامه دارد.
يكي از اهالي روستاي رشته رود، صبح ديروز در تماس تلفني با روزنامه اعتماد در شرح حادثه گفت: هفته گذشته يكي از اهالي روستا كه مدتها پيش به زندان افتاده بود، با گرفتن مرخصي به رشته رود آمد و سراغ رحمان، يكي از اهالي روستا را گرفت كه حكايت درگيريهايش با او، از مدتها پيش، دهان به دهان ميان مردم روستا پيچيده بود.
او ادامه ميدهد: «اين فرد وقتي به جلوي خانه رحمان رسيد، پس از مدتي با او درگيري شديدي پيدا كرد و ناگهان چند گلوله به سمت او شليك كرد».
گلولهها كه از اسلحه شكاري شليك شدند، تنها پرندگان روي شاخه درختها را به پرواز در نياوردند، بلكه خانواده رحمان كه در هراس غرق شده بودند هم به سرعت خود را جلوي در خانه رساندند اما جز پيكر غرق خون او، صحنه ديگري نديدند.
قاتل كه نقشه خود را عملي كرده بود پا به فرار گذاشت و رحمان از شدت خونريزي و جراحات وارده در دم جان خود را از دست داد. اما اين پايان هراس اهالي محل از وقوع جنايتي هولناك در روستاي كوچكشان نيست.
در حالي كه خانواده مقتول با پليس آگاهي تماس ميگيرند، قاتل خود را به روستاي اسكولك رودبار در نزديكي رشته رود ميرساند و قتل ديگري را رقم ميزند. به گفته اين شاهد عيني، روز بعد، يكي از اهالي روستا، قاتل را شناسايي ميكند و به سرعت با پليس آگاهي تماس ميگيرد و از آنها درخواست كمك ميكند كه در جريان آن يكي از گشتيهاي نيروي انتظامي به محل اعزام ميشود. اما قاتل كه با ديدن ماموران نيروي انتظامي دچار هراس شده بود بيمحابا، يكي از ماموران را هدف چندين گلوله خود قرار ميدهد و از محل متواري ميشود.
سرهنگ خيرخواه در تشريح روند درگيري مامور نيروي انتظامي با قاتل فراري گفت: متاسفانه در اين درگيري كه براي دستگيري قاتل انجام شد، مامور نيروي انتظامي به دليل شدت جراحات وارده بر اثر اصابت چندين گلوله به شهادت رسيد و قاتل از صحنه جنايت فرار كرد.
اين در حالي است كه يكي از اهالي روستا كه خود در تهران زندگي ميكند در تماس تلفني با «اعتماد» گفت: خانواده من در روستاي اسكولك زندگي ميكنند و اين اتفاق باعث هراس و نگراني آنها شده است. ما از نيروي انتظامي ميخواهيم كه هرچه سريعتر به اين موضوع رسيدگي كند و قاتل را دستگير كند. روستاي ما خيلي كوچك است. مردم نگران هستند. ما هم كه در تهران هستيم دستمان به جايي بند نيست.
اين در حالي است كه سرهنگ خيرخواه از پيگيري جدي اين جنايت در روستاي رشته رود خبر داد و گفت: پيگيريهاي ماموران از همان زمان اطلاع از وقوع اين دو جنايت آغاز شده و انتظار ميرود به زودي عامل اين دو قتل در چنگال پليس اسير شود.
________________________

دیده بان حقوق حیوانات: قاتل در يک نزاع فاميلي، با اسلحه شکاري اقدام به ارتکاب جنايت و قتل دو نفر از بستگان خود کرد. در مرداد ماه سال جاري، از طريق مرکز فوريتهاي پليسي 110 وقوع يک فقره درگيري و نزاع دسته جمعي به کلانتري امامزاده داوود اعلام شد.
به گزارش مردم سالاری، با حضور مأموران در محل درگيري واقع در «روستاي سنگان» مشخص شد که طي يک نزاع دسته جمعي و بر اثر اصابت گلولههاي شليک شده از يک اسلحه شکاري، 5 نفر زخمي و به مراکز درماني منتقل شدند.
با وجود انجام اقدامات درماني، دو نفر از اعضاي يک خانواده (پدر 65 ساله و پسر 22 ساله) بنامهاي مجتبي (پدر) و مرتضي (پسر) فوت ميکنند.
با اعلام خبر فوت اين دو نفر به پليس آگاهي و قاضي کشيک ويژه قتل دادسراي امور جنايي، پرونده مقدماتي با موضوع «قتل عمد» تشکيل و به دستور شعبه سوم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران، پرونده در اختيار اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
تحقيقات پليسي
با آغاز رسيدگي به پرونده، کارآگاهان اطلاع پيدا کردند که نزاع و درگيري منجر به جنايت مابين اعضاي دو خانواده صورت گرفته که با يکديگر خويشاوند بوده، بگونه اي که مقتول (مجتبي) پسرخاله پدر خانواده قاتل بوده اما به دلايل مختلف مابين اعضاي آنها به کرات و دفعات متعدد نزاع و درگيري رخ ميداده بگونه اي که دو روز قبل از جنايت و قتل دو عضو خانواده مقتولين، درگيري ديگري ميان فرزندان دو خانواده رخ داده بود.
در ادامه و با حضور در محل جنايت و بررسي صحنه جنايت مشخص شد که محل سکونت خانواده قاتل از لحاظ موقعيت مکاني در يک سراشيبي قرار داشته و اعضاي خانواده مقتول با استفاده از همين موقعيت مکاني و قرار گرفتن در ارتفاعي بالاتر، اقدام به سنگ پراني به سمت محل سکونت خانواده قاتل کردهاند که قاتل بنام مهدي (متولد 1360) با مشاهده صحنه سنگ پراني، با اسلحه شکاري اقدام به شليک چندين گلوله ميکند که شليکهاي پياپي گلوله باعث زخمي شدن 5 نفر و نهايتا مرگ دو نفر ميشود.
دستگيري متهم
در شرايطي که پس از ارتکاب جنايت، قاتل بهمراه دو برادر خود و همچنين پدرشان از محل متواري شده بودند، کارآگاهان در چندين مرحله اقدام به دستگيري پدر خانواده متهمين (خانواده قاتل) و در ادامه دو پسر وي به اتهام «مشارکت در نزاع و درگيري منجر به جنايت» و «متواري کردن متهم اصلي پرونده» کرده اما مهدي ( متهم اصلي پرونده ) همچنان متواري بود. سرانجام با انجام اقدامات گسترده پليسي، مخفيگاه مهدي نيز در منطقه «رباط کريم» شناسايي و اين متهم در روز 24 آذر93 دستگير و به اداره دهم منتقل شد.
سرهنگ کارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: «باتوجه به اعتراف صريح متهم اصلي پرونده به ارتکاب هر دو جنايت، قرار بازداشت موقت از سوي مقام محترم قضايي صادر و متهم جهت انجام تحقيقات تکميلي در اختيار اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت».
________________________

دیده بان حقوق حیوانات: فرمانده انتظامی شهرستان دزفول استان خوزستان از کشته شدن یک دختر جوان در اثر بیاحتیاطی در نگهداری اسلحه شکاری در منزل خبر داد.
________________________

دیده بان حقوق حیوانات: پسربچه 8 ساله که ناخودآگاه مادرش را به قتل رسانده، جزئیات این حادثه تلخ را فاش کرد.
به گزارش ایران، چندی پیش مرگ مشکوک زن جوان به پلیس آگاهی چالوس مخابره شد و مأموران برای بررسی صحنه جرم به محل اعزام شدند. کارآگاهان پس از مستقر شدن مشاهده کردند زن به دلیل خونریزی شدید جان خود را از دست داده است و یک تفنگ بادی نیز در کنار خانه افتاده است.
مأموران در حال بررسی صحنه قتل زن جوان که «تهمینه» نام داشت، بودند که پسر بچه 8 ساله این زن نزد آنان رفت و گفت: مادرم در آشپزخانه در حال پختن غذا بود که به من تفنگ را داد تا سرجایش بگذارم هنگام انتقال تفنگ ناگهان ضامن رها شده و تیری شلیک شد و به مادرم خورد.
پسر 8 ساله گفت: پس از شلیک، مادرم جیغ کشید و دیدم خون از بدنش خارج میشود بلافاصله تلفنی با پدرم صحبت کردم که متأسفانه پیش از رسیدن او و انتقالش به بیمارستان دیدم که دیگر نفس نمیکشد.

دیده بان حقوق حیوانات: دکتر ناصر مهردادی مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران در روز شنبه 6 دی ماه از مسئول پناهگاه حیات وحش میانکاله در بیمارستان مهر بهشهر عیادت کرد.

دیده بان حقوق حیوانات: یکی از شکارچیان متخلف در حین فرار به مسئول پناهگاه حیات وحش میانکاله، تیراندازی و وی را از ناحیه ران چپ مصدوم کرد.
زمان رضا احمدی در گفتوگو با ایسنا در خصوص تیراندازی شکارچیان به مسئول پناهگاه حیات وحش میانکاله توضیح داد: ساعت 9:30 صبح روز گذشته، جمعه 5 دی، مامورین یگان حفاظت محیط زیست در حین گشت و کنترل در منطقه آشوراده با دو شکارچی غیرمجاز مواجه شدند. شکارچیان در این شرایط، مامورین یگان حفاظت محیط زیست را تهدید به شلیک کردند و مامورین نیز اقدام به شلیک تیر هوایی کرده و شکارچیان در دو مسیر مختلف اقدام به فرار کردند.
رئیس حفاظت محیط زیست بهشهر افزود: یکی از شکارچیان حین فرار با مسئول پناهگاه حیات وحش میانکاله برخورد کرده و اقدام به تیراندازی به سوی محیط بان کرد. تیر دوم شکارچی ران چپ وی را مصدوم کرد و زمانی که شکارچی قصد به شلیک گلوله سوم به سوی او را داشت، وی با اسلحه سازمانی به سوی شکارچی تیراندازی کرده و وی را از ناحیه ساق پا مصدوم کرد.
احمدی با بیان اینکه شکارچی زخمی از طریق قایق دریابانی به بیمارستان بندر ترکمن انتقال یافت، تصریح کرد: مسئول پناهگاه حیات وحش میانکاله توسط اورژانس هلال احمر به بیمارستان بهشهر انتقال یافت و در حال حاضر حال عمومی هر دو نفر خوب است.
وی ادامه داد: در این عملیات یک قبضه سلاح شکاری پنج تیر، 9 عدد مرغابی وحشی و 14 فشنگ ضبط شده است. شکارچی متواری نیز شناسایی شده و تلاش برای دستگیری وی ادامه دارد.
________________________


دیده بان حقوق حیوانات: جانشين فرماندهي انتظامي شهرستان شوش استان خوزستان از دستگيري قاتل در کمتر از 4 ساعت در اين شهرستان خبر داد.
به گزارش مردم سالاری، سرهنگ نورعلي بارستي جانشين فرماندهي انتظامي شهرستان شوش استان خوزستان در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران در تشريح اين خبر گفت: در پي تماس تلفني با مرکز فوريتهاي پليسي 110 مبني بر يک فقره تير اندازي منجر به قتل در شهر شاوور شهرستان شوش، تيمي از عوامل انتظامي و کارآگاهان پليس آگاهي جهت بررسي موضوع سريعاً به محل اعزام شدند.
وي در ادامه بيان داشت: به محض ورود ماموران به محل حادثه و بررسي موضوع، مشخص شد، شخصي به هويت «ر – ک» 28 ساله از ناحيه پيشاني مورد اصابت گلوله قرار گرفته که در دم فوت نموده است. سرهنگ بارستي افزود: پس از به دست آمدن سرنخها و کسب اطلاعات اوليه، ماموران پليس آگاهي اين شهرستان با تلاش و انجام کار پليسي دقيق موفق شدند در کمتر از 4 ساعت قاتل را به هويت «ع – ل» شناسايي و در روستا «بيت حميد» از توابع بخش مرکزي شوش دستگير کنند.
جانشين فرماندهي انتظامي شهرستان شوش با اشاره به اعتراف قاتل به قتل، بر اثر سهل انگاري و آزمايش سلاح شکاري غير مجاز گفت: قاتل پس از اين اتفاق جهت فرار از دست ماموران متواري شد.
وي ادامه داد: در بازرسي از مخفيگاه متهم يک قبضه سلاح شکاري که آلت قتل بوده کشف و متهم پس از تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني راهي مراجع قضايي شد. سرهنگ بارستي خاطرنشان کرد: برابر ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غير مجاز، هر کس به طور غير مجاز سلاح شکاري يا جنگي يا قطعات و مهمات آنها را خريداري و نگهداري نمايد، يا با آنها معامله ديگري انجام دهد، بسته به نوع سلاح، قطعه يا مهمات، به حبس از 91 روز تا 5 سال و پرداخت جريمه10 ميليون تا80 ميليون ريال محکوم خواهد شد.
________________________


دیده بان حقوق حیوانات:سهل انگاري در استفاده از سلاح شكاري بار ديگر حادثهيي هولناك آفريد و جوان خوزستاني را به كام مرگ كشاند.
به گزارش اعتماد همزمان با صادر شدن دستور انتقال جسد به پزشكي قانوني براي انجام آزمايشات بيشتر تمركز ماموران بر بازرسي از صحنه جرم متمركز شد. بررسيهاي اوليه ماموران از صحنه جرم نشان ميداد كه هيچ گونه آثاري از درگيري و ورود به زور به خانه ديده نميشود. آثاري كه ثابت ميكرد قاتل با مقتول آشنايي داشته و نيازي به درگيري براي ورود به خانه نداشته است.
گزارش پزشكي قانوني نيز ضمن تاييد مرگ بر اثر اصابت گلوله، نوع اسلحه را شكاري عنوان كرد؛ اطلاعاتي كه پرونده را در مسير تازهيي قرار داد.
از سوي ديگر تحقيقات كارآگاهان نشان ميداد تعدادي از ساكنان محله، يكي از دوستان مقتول را ساعاتي قبل از وقوع تيراندازي در خانه او ديدهاند. سرنخي مهم كه دوست مقتول را به عنوان متهم اصلي تحت پيگرد پليس قرار داد. سرهنگ نورعلي بارستي، جانشين فرماندهي شهرستان شوش استان خوزستان در تشريح روند رسيدگي به پرونده گفت: پس از بررسي تمامي شواهد و آثار موجود در صحنه جرم شكي براي ماموران باقي نماند كه يكي از دوستان مقتول كه چند ساعت قبل از وقوع حادثه در خانه او بوده در قتل دوست خود دست داشته است. به اين ترتيب به سرعت عمليات شناسايي هويت او آغاز شد و ماموران با رجوع به بانك اطلاعاتي پليس موفق به شناسايي دقيق هويت متهم شدند و شناسايي مخفيگاه او را در دستور كار خود قرار دادند.
گفته ميشود شناسايي مخفيگاه متهم و دستگيري او كمتر از ٤ ساعت طول كشيده است. سرهنگ بارستي با تاييد اين موضوع از شناسايي مخفيگاه متهم در روستاي بيت حميد از توابع بخش مركزي شوش خبر داد و گفت: قاتل در اين روستا مخفي شده بود اما در عملياتي ضربتي از سوي پليس غافلگير و دستگير شد و براي انجام بازجوييها به پليس آگاهي منتقل شد.
به گفته اين مقام انتظامي، متهم در بازجوييها ضمن اعتراف به قتل دوست خود گفت: من قصد كشتن دوستم را نداشتم، هنگامي كه داشتم سلاح شكاري را آزمايش ميكردم ناگهان گلولهيي از آن شليك شد و به پيشاني دوستم برخورد كرد و او را كشت. من هم كه ترسيده بودم از محل جرم فرار كردم و به روستاي بيت حميد رفتم كه تنها چند ساعت بعد از سوي ماموران محاصره و دستگير شدم.
اين در حالي است كه در بازجوييهاي پليس مشخص شد آلت قتاله كه در مخفيگاه متهم پيدا شد غيرمجاز بوده است. به اين ترتيب و با اعتراف متهم، جزييات پرونده تكميل و براي سير مراحل قانوني به همراه متهم به مراجع قضايي تحويل داده شد.
برابر ماده ۶ قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غيرمجاز، هر كس به طور غيرمجاز سلاح شكاري يا جنگي يا قطعات و مهمات آنها را خريداري و نگهداري كند، يا با آنها معامله ديگري انجام دهد، بسته به نوع سلاح، قطعه يا مهمات، به حبس از ۹۱ روز تا ۵ سال و پرداخت جريمه ۱۰ تا۸۰ ميليون ريال محكوم خواهد شد.
____________________________

دیده بان حقوق حیوانات: معاون توسعه، مدیریت و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: طی مکاتبات درخواست استخدام محیط بانان را کردیم که امیدواریم با عنایتی که معاونت راهبردی دارد بتوانیم این کار را انجام دهیم.
دکتر محمدمجابی در گفتوگو با خبرنگار «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در خصوص حمایت از محیطبانان عنوان کرد: برای پیگیری پروندههای قضایی تلاش جدی میکنیم حتی در جلسهای که دکتر لاریجانی و ریاست قوه قضاییه حضور داشتند و به ایشان توضیح دادیم که محیط بانان ضابطین قضایی هستند و قطعا ضابطین بر اساس وظیفه خود در برخورد با جرم مشهود درگیر میشوند و نباید همانند فرد عادی با آنان برخورد شود، ایشان قولهای مساعدی دادند.
وی با بیان اینکه پروندههای متعددی ناشی از عدم پرداخت دیه و دیه کامل در سازمان وجود داشت، اظهار کرد: بسیاری از این پروندهها منجر به پیگیریهای قضایی محیط بانان شده بود.
معاون توسعه، مدیریت و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص اقدامات حمایتی سازمان از محیطبانان بیان کرد: ما امسال حق الکشف سه سال را به محیطبانان که از سال 90 پرداخت نشده بود پرداختیم و اولویت را به پرداخت دیهها دادیم .همچنین به 40 نفر از محیط بانان که محکومیت پرداخت دیه داشتند دیه پرداخت شد که از این میان حتی موارد پرداخت دیه کامل داشتیم که محکومیتهای قتل داشتند.
مجابی با اشاره به اهمیت نگاه و رویکرد مناسب دستگاه قضایی به همه پروندههای محیطبانان گفت: ما هم تلاش میکنیم که نظر دستگاه قضایی و جلب رضایت اولیای دم در مواردی که منجر به صدور رای علیه محیط بان شود را با خود همراه کنیم.
وی محیط بانان را خط اول در جبهه حفاظتی محیط زیست دانست و گفت: داشتن روحیه مناسب برای فعالیت ضروری است و از ابتدا بحث تبدیل وضعیت را دنبال کردیم و در یک سال 440 محیط بان از قراردادی به پیمانی تبدیل وضعیت شدند که این تعداد معادل یک پنجم نیروهای محیط بان است.
معاون توسعه، مدیریت و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه سازمان محیط زیست با مشکل کمبود نیروی انسانی مواجه است، افزود: ما برای انجام تکالیف قانونی احتیاج به نیروی مسلط و با انگیزه داریم که طی مکاتبات درخواست استخدام کردیم و امیدواریم با عنایتی که معاونت راهبردی دارد بتوانیم این کار را انجام دهیم.
مجابی تاکید کرد: تعداد پستها و تعداد استخدام باید به تصویب معاونت راهبردی برسد و قطعا هرگونه استخدام به صورت پیمانی توسط آزمون انجام میگیرد.
وی با اشاره به این که یک میلیون سلاح شکاری در دست افراد است که با تعداد حیات وحش همخوانی ندارد، گفت: بر اساس مذاکراتی که برای تفاهم نامهای که با وزارت دفاع انجام شد تاکید بر این بود که تولید بیشتر سلاح شکاری متوقف شود واستفاده بیشتر از نیروهای وظیفه و افزایش سهمیه فعلی نکته دیگر این مذاکرات بود
دیده بان حقوق حیوانات: بزرگان و ریش سفیدان طوایف دهستان ارمند در بخش مرکزی شهرستان لردگان برای ترک و ریشه کن کردن برخی آداب و رسوم نامناسب که باعث ایجاد مشکلاتی در جامعه می شود، هم قسم شدند.


دیده بان حقوق حیوانات: پدر هستی اسدی -دختر بچه ای که در اثر تیراندازی در یک یک رسم غلط جان خود را از دست داد- جهت احداث موزه ای با اهداف فرهنگی و محیط زیستی، هزار متر مربع زمین اختصاص داد
به گزارش اداره روابط عمومی حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری، چندی پیش، اجرای آداب و رسوم غلط باعث مرگ دختر بچه ای 11 ساله شد. این حادثه که در مراسم تشییع پیکر فرد متوفی در شهر مسجدسلیمان رخ داد.
در جریان مراسم خاکسپاری و اجرای یک رسم غلط که در هنگام تشییع جنازه گروهی نا آگاه، شروع به تیراندازی نمودند که متاسفانه به علت عدم آشنائی یکی از این افراد به فنون استفاده از اسلحه، یک گلوله به پهلوی دختر 11 ساله ای بنام هستی اسدی اصابت می نماید و باعث مرگ وی می شود. در این حادثه ناگوار چندین نفر نیز مجروح گردیدند.
این رسم غلط که در بین گروهی از شهروندان معمول است تاکنون جان انسان های بسیاری را گرفته است. اکنون پدر این دختر بچه که ساکن شهرستان فارسان از توابع چهارمحال و بختیاری است، قصد دارد با احداث موزه ای ضمن زنده نگه داشتن یاد این کودک، درجهت تنویر افکار عمومی و حفاظت از محیط زیست تلاش نماید.
به همین منظور وی قطعه زمینی به مساحت یک هزار متر مربع در نزدیکی آرامگاه این کودک به عنوان احداث فرهنگ سرای حمایت از جان فرزندان در مقابل خرده فرهنگها و رسومات غلط و همچنین عدم شکار حیوانات و حفاظت از محیط زیست و هوای پاک برای این امر در نظر گرفته شده است.
همچنین این پدر جهت اعلام انزجار خود از اسلحه و شکار، یک قبضه اسلحه شکاری دولول خود را نیز به این موزه اهدا نموده است.
پدر هستی اعلام نموده که تا کنون با این اسلحه هیچ تیری شلیک نشده و از این پس هم شلیک نخواهد شد. محمود اسدی، پدر هستی از سازمان ها، ارگانها و نهادهای دولتی در ارتباط با فرهنگ سازی خواسته که جهت تغییر رفتار و از بین بردن خرده فرهنگ های غلط و حفظ محیط زیست بیش از پیش خدمت رسانی و ایجاد حساسیت نمایند.
____________________________
دیده بان حقوق حیوانات: بابک قربانی، قهرمان مسابقات کشتی بازیهای آسیایی گوانگژو که به اتهام قتل در زندان بود، درگذشت.
مجتبی ملکی دادستان عمومی و انقلاب استان کرمانشاه گفت : بابک قربانی به علت کشتن یک جوان اهل بیستون ، و متواری شدن پس از آن ، در دادگاه به قصاص نفس محکوم شد که قرار بود در آینده ای نزدیک ، به دار مجازات آویخته شود. بابک قربانی در 9 تیر 1391 به همراه برادرش برای شکار به ارتفاعات اطراف کرمانشاه ، در منطقه بیستون رفته بودند که در مسیر بازگشت ، در محلی به شنا کردن مشغول می شوند ، اما ، ممانعت برخی افراد حاضر در محل ، منجر به درگیری لفظی و فیزیکی شد که پس از آن بابک قربانی با از دست دادن کنترل روان ، با شلیک تفنگ شکاری اش ، فرد ممانعت کننده را ، به قتل می رساند و در کوههای اطراف محل وقوع جرم ، متواری شده ، پس از چندین روز زندگی مخفیانه در فرار ، سرانجام خود را تحویل نیروهای انتظامی داد و به زندان منتقل شد.
بنا بر این گزارش، قربانی که بعد از ارتکاب قتل، مدتی در کوههای کرمانشاه مخفی شده بود، سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۹۱ خود را به مأموران نیروی انتظامی معرفی کرد و هم اکنون به همراه برادرش، محمد که در جریان نزاع درگیر بود، در زندان به سر میبرد.
در این مدت، قهرمانان بسیاری از جمله عبدالله موحد، حمید سوریان و طالقانی تلاش کردند تا رضایت خانواده مقتول را جلب کنند؛ اما تلاشهای آنان تا اینجا بیفایده بود و او صبح امروز در زندان درگذشت.

بابک قربانی در سال ۲۰۱۰ به دلیل استفاده از داروی ممنوعه انابولیک استرویید از سوی فدراسیون جهانی کشتی فیلا، دو سال از حضور در رقابتهای کشتی محروم شد. این در حالی بود که وی پیش از این در شرایط آرمانی بود و همه مدالهای پیش رویش را کسب کرده بود.
در کارنامه ورزشی قربانی، قهرمانی جوانان آسیا در سالهای ۲۰۰۸ – دوحه و ۲۰۰۹ مانیل و قهرمانی جوانان جهان همان سال در آنکارا به چشم میخورد. او علاوه بر مدال طلای مسابقات جایزه بزرگ باکو، مدال طلای مسابقات قهرمانی آسیای سال ۲۰۱۰ دهلی نو و قهرمانی در بازیهای آسیایی گوانگژو را نیز در کارنامه خود داشت.
_________________________


دیده بان حقوق حیوانات: شلیک اشتباهی شکارچی آهو در اعماق جنگلهای «فریم» کیاسر جان دوستش را گرفت.
به گزارش ایران، این حادثه هنگامی رخ داد که قربانی حادثه همراه دو تن از دوستانش برای شکار به جنگلهای اطراف ساری رفته بودند.
بنابر این گزارش، سه مرد جوان با استفاده از تاریکی نیمه شب به عمق جنگلهای اطراف مرکز استان مازندران واقع در منطقه فریم کیاسر رفته بودند.
این سه شکارچی جوان که از ساکنان منطقه روستای تلاوک دودانگه هستند در تاریکی شب به کمین آهو نشسته بودند که با دیدن طعمه یکی از آنها به سمت حیوان وحشی نشانه رفته و ماشه سلاح شکاریاش را چکاند.
شکارچی جوان در حالی که به انتظار افتادن شکارش بود با فریادهای دلخراش دوستش دانست که حادثه ناگوارتری رخ داده است. عامل شلیک وقتی همراه دوستش به محل صدا رفت در کمال تعجب با پیکر خون آلود دوستش در حالی روبهرو شد که گلوله به ناحیه شکم وی اصابت کرده بود.
دو مرد جوان که وضعیت دوست خود را خطرناک میدیدند بسرعت او را به بیمارستان انتقال دادند اما تلاشهای تیم پزشکی بی نتیجه ماند و او در آغوش مرگ فرو رفت. با مرگ این پسر جوان، پروندهای در اداره آگاهی مازندران تشکیل شد و رسیدگی درباره علت و چگونگی وقوع حادثه در دستور کار قرار گرفت.
در همین راستا پزشکان قانونی پس از بررسی و مطالعه روی جسد قربانی حادثه که «عادل کاوه» نام داشت علت مرگ را اصابت ساچمههای شلیک شده به ناحیه حیاتی اندام قربانی حادثه اعلام کردند.
«علی کلانه» محیطبان سابق پناهگاه حیات وحش دودانگه در این باره گفت: این ۳ نفر شکارچی غیرمجاز به صورت شبانه و به قصد شکار شوکا وارد جنگلهای منطقه دودانگه شده شده بودند که به علت تاریکی هوا دو نفر از آنان اشتباهی به سمت نفر سوم شلیک کرده و وی را به قتل میرسانند.
وی افزود: شکارچیان با تقلید صدای شوکا، به راحتی این گوزن کوچک را در هر نقطهای از جنگل به سمت خود کشیده و به محض حضور شوکا حیوان را هدف قرار میدهند. بنابراین شکارچیان در تاریکی هوا نیز در نقطهای بدون حرکت نشسته و با کمک برگ درختان صدای شوکا را تقلید میکنند. پس از دقایقی شوکا از لابهلای پوشش انبوه جنگل در مقابل شکارچی ظاهر میشود. در این حادثه به احتمال فراوان شکارچیان پس از تقلید صدای شوکا آماده حضور حیوان و شلیک به سمت آن بودهاند اما به دلیل تاریکی هوا صدای تحرک نفر سوم را با صدای حرکت شوکا اشتباه گرفته و به سمت وی شلیک کردهاند.
شکارچیان در این حادثه که به دفعات اقدام به شکار غیرمجاز گونههای نادری چون مرال، شوکا و قرقاول کردهاند بارها تحت تعقیب محیطبانان قرار گرفته و هربار به نوعی موفق به فرار از دست مأموران شده بودند.
محیطبان سابق پناهگاه حیات وحش دودانگه در ادامه گفت: عامل اصلی قتل دقیقاً یک سال قبل در مردادماه ۹۲ توسط من و همکارانم در جنگل تعقیب و به همراه یک سلاح شکاری تک لول که متعلق به پدرش بود، دستگیر شد.
علی کلانه گفت: در آن زمان به پدر این شکارچی که برای وساطت و آزادی پسرش به پاسگاه محیطبان مراجعه کرده بود گفتیم حمایت بی مورد وی از عمل غیرقانونی پسرش منجر به ایجاد دردسرهای بزرگتری در آینده برای او و خانوادهاش خواهد شد که متأسفانه در نهایت اقدامات شرورانه این فرد حدوداً ۳۲ ساله منجر به مرگ یک جوان دیگر شد.
_________________________


دیده بان حقوق حیوانات: اجرای یک عادت غلط باعث مرگ یک دختر بچه 11 ساله دانش آموز کلاس پنجم شد.
_________________________


دیده بان حقوق حیوانات: سرهنگ «داوود امجدی» رئیس پلیس ممسنی گفت: در پی کسب خبری مبنی بر وقوع یک تیرخوردگی مرگبار در یکی از کوههای اطراف شهر، بلافاصله مأموران به محل اعزام شدند.
رئیس پلیس ممسنی ادامه داد: در بررسیهای ابتدایی مشخص شد مردی به همراه چهار دوستش با یک پراید در حالی که یک تفنگ شکاری به همراه داشتهاند جهت تفریح و شکار به آن محل رفته بودند که اقدام به شوخی با همدیگر کرده و قربانی توسط یکی از دوستانش ناخواسته مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به علت شدت جراحات در بیمارستان جان باخت.
سرهنگ امجدی با بیان اینکه با تلاش مأموران یک تفنگ شکاری در محل کشف شد، خاطرنشان کرد: هر چهار مرد دستگیر شدند.
منبع: روزنامه ایران
_________________________

دیده بان حقوق حیوانات: مرگ دختر 11 ساله در تیراندازی به مناسبت فوت یک عضو خانواده در خوزستان و جان دادن یک کودک در انفجار ناشی از آتش بازی در مراسم عروسی در شهرستان مرزی هیرمند سیستان، خبرهای بد چند روز گذشته بود و باز هم این مرگ بی دلیل نفس یک خردسال دیگر را گرفت.
_________________________

دیده بان حقوق حیوانات:/طهورا شهبازی: محمدعلی اینانلو نتیجه حمله های اخیر شکارچیان به حیوانات و محیط بانان را نتیجه سیاست های اشتباه مسوولان می داند که آنها را به این کارها وامی دارد.
به گوش دو محیط بان مستقر در پاسگاه قلعه یاور پارک ملی قمیشلو می رسانند که شکارچیان متخلف به پارک وارد شده اند. دو محیط بان عازم منطقه می شوند و شب را در تعقیب و ردزنی متخلفین در کوه سپری می کنند.
به گزارش خبرآنلاین نیمه های شب و در غیبت محیط بانان داخل پاسگاه گروهی از شکارچیان غیرمجاز وارد محیط بانی می شوند و پس از سرقت دو دستگاه موتورسیکلت تریل متعلق به دولت، با پرتاب کوکتل مولتوف و مواد منفجره دست ساز به درون پاسگاه، ساختمان محیط بانی قلعه یاور را به آتش می کشند.
یک سال قبل از این اتفاق شکارچی دیگری تفنگ به دست گرفته از اتوبان همت گوزن زردی را نشانه گرفت. گوزنی که در داخل محوطه فنس کشی شده و بیخ گوش مسوولان سازمان محیط زیست مشغول گردش بود. ناگهان شکارچی تیر اول را به سمت گوزن زرد شکلیک کرد. از کسی خبری نشد. تیر دوم شلیک شد از کسی خبری نشد تا اینکه تیر سوم هم به بدن گوزن برخورد کرد و از پا درآمد. شکارچی هم فرار کرد.
کینه شکارچیان روز به روز نسبت به طبیعت و محیط بانان افزایش یافت و برخوردهای فیزیکی و هجومی با حامیان طبیعت بیشتر شد. اوایل برخورد فیزیکی با محیط بان بعد شلیک به محیط بان بعد از آن پرتاب کوکتل مولتوف و از بین بردن حیوانات فقط با نیت لجبازانه.
محمدعلی اینانلو، کارشناس محیط زیست یکی از مخالفان ممنوع کردن شکار و اعلان جنگ دادن به شکارچیان است. او بارها به این مساله تاکید کرده بود که دشمنی میان محیط بانان و شکارچیان و بیابانگردان طبیعت نتیجه ای جز پاشیدن بذر کینه و دشمنی در میان آنها نخواهد داشت که این کینه ها در نهایت بلای جانسوزی خواهد شد که به جان طبیعت و حیوانات آن خواهد افتاد که تا ریشه آن را خواهد سوزاند.
خبر اخیر در مورد حمله شکارچیان با کوکتل مولتوف به پاسگاه محیط بانان را شنیده اید؟ شما قبلا در یادداشت هایتان اتفاقاتی مشابه این را پیش بینی می کردید ریشه این اتفاقات را در چه می دانید؟
من مساله لجبازی و شکارکشی را پیش بینی کرده بودم، ولی واقعا کوکتل مولتوف را پیش بینی نکرده بودم چون واقعا پیشرفته است! این اتفاقاتی که در بیابان می افتد همه معلول است، علت نیست و ما به دنبال علت نباید در بیابان بگردیم. کشته شدن محیط بان معلول است، کشته شدن خرس بالای آهار معلول است، کشته شدن گوزن زرد پارک پردیسان معلول است، پرتاب کوکتل مولتوف به پاسگاه معلول است. متاسفانه جامعه خبرنگاران محیط زیستی ما زمانی که می خواهند دنبال علت بگردند به سراغ معلول می روند همانطور مسوولین هم هر وقت می خواهند به دنبال علت بگردند به سراغ معلول ها می روند در صورتی که علت جای دیگری است.
معلول چه چیزی است؟
من در سال 71 مطلبی نوشتم با عنوان امکان اجرای قانون. آن موقع تازه زمانی بود که قوانین خلق الساعه برای ممنوعیت شکار و محدودیت در این باره که یکی از علت های همین معلول هاست توسط غیر متخصصین به صورت قانون در می آمد. این قانون شکارچی و محیطبان را مقابل هم قرار می داد. خلاصه مطلب من این بود، قانونی که نمی توانید اجرا کنید وضع نکنید. به دلیل اینکه اگر بنا به اجرا باشد نیرویش را ندارید و اگر نخواهید اجرا کنید قانون را بی اعتبار کرده اید. دوم اینکه هنگامی که این قوانین را وضع می کنید چه کسی باید این قوانین را اجرا کند؟ محیط بان در بیابان در شرایط سختی مثل سرمای بیش از حد یا گرمای بیش از حد. یا اینکه از نظر پزشکی افت قند خون پیدا کرده این قوانین را باید اجرا کند، طرف مقابل هم یک انسان کم سوادی است که او هم همین حالت ها را دارد و مسلح هم هست، عرصه هم عرصه خشنی است این دو طرف به هم تیراندازی می کنند. زمانی من این را گفتم که حتی یک محیط بان هم شهید نشده بود و یک شکارچی هم کشته نشده بود.
ریشه شکل گیری این کینه ورزی و لجبازی را از کجا می دانید؟
آخرین مقاله ای که بنده دراین باره نوشتم با عنوان «بوی خون می آید» بعد از زمانی بود که شکارچی گوزن زرد را در پارک پردیسان هدف قرار داد (که سرگذشت نامعلومی هم داشت). در آن زمان مدیر کل محیط زیست سخنرانی احساساتی کرد که خلاصه سخنرانی اعلان جنگ دادن به یک گروه بود. گفتند که شکار را کلا ممنوع می کنند. من در آن زمان اعلام کردم که شما با چه نیرویی اعلان جنگ می کنید. به پنج، شش میلیون آدمی اعلان جنگ می دهید که همه مسلح هستند، لباسشان، ماشینشان معلوم نیست و اکثرا تفنگ های غیرمجاز پنهان کرده در کوه دارند. من از همان زمان اعلام کردم که این اعلان جنگ تبعات دارد. این اعلان جنگ باعث زنده شدن فرهنگی می شود که سال هاست به فراموشی سپرده شده بود. این فرهنگ، فرهنگ شکارهای لجبازانه بود. در دهه 30 که سازمان شکاربانی و نظارت بر صید تاسیس شد یک عده آدم قلچماق از ژاندارمری آوردند به عنوان نیروهای سازمان شکاربانی و نظارت بر صید، اینها با همان فرهنگ وکیل باشی خودشان شروع کردند به قلع و قمع و کتک زدن که نتیجه آن هم شکارهای لجبازانه شد. تقریبا شبی نبود که برای نشان دادن لجبازی شان سرو کله و دست و پای 10-20 آهو در گونی پر نشود و به داخل ساختمان های شکاربانی پرت نشود اتفاقا یکی از دلایلی که نسل آهو رو به انقراض رفت همین کارهای لجبازانه بود که دلیل آن هم مقررات و رفتارهای غلط بود. این روش مدت ها بود با آمدن محیط بان های تحصیلکرده و با تجربه ای مانند بیژن دره شوری و هوشنگ ضیایی اصلاح شد و رفتارها محترمانه شد. در نتیجه فرهنگ شکارهای لجبازانه به تدریج از بین رفت. اما با قوانین غلطی که در این مدت از 20 سال پیش همینطور به تدریج وضع شده و بیرون آمده و بین محیط بان و کسانی که به شکار می روند ایجاد دشمنی کرده باعث این اتفاقات شده است.
پس علت را سیاستگذاری های غلط در دوره های قبل می دانید؟
صد در صد. این حس لجبازی باعث تیراندازی به طرف محیط بان، حمله با کوکتل مولتوف و آتش زدن جنگل ها می شود. اینها تماما لجبازی هایی است که شکارچیان می کنند. مسوولان محیط زیست به کسانی اعلان جنگ دادند که این کارها را قادر هستند انجام دهند. علت را در بیابان نباید جست و جو کرد علت را در جای دیگری باید جست و جو کرد که تصمیم گیری های محیط زیستی انجام می شود. تصمیم هایی که غیر کارشناسانه است. کسانی راجع به بیابان تصمیم گیری می کنند که تا به حال یک شب در بیابان نخوابیده اند. برای کسانی که 2ماه پوتین از پایشان در نمی آید کسانی تصمیم می گیرند که تا به حال پوتین به پا نکرده اند. کسی که برای بیابان اندیشه می کند باید از جنس خود بیابان باشد.
با این اوصاف چه تدبیری می توان اندیشید تا جلوی این لجبازی ها گرفته شود و محیط زیست بیشتر از این آسیب نبیند؟
چاره کار یک مطلب بسیار طولانی می طلبد و بحث کاملا فنی است که باید به صورت یک میزگرد بررسی شود. اما به صورت خلاصه چاره کار هر چیزی که هست ایجاد دشمنی میان محیط بان و بیابانگردهای مسلح نیست. این دشمنی از هرجا جلویش گرفته شود خوب است. برای تصمیم گیری در این حوزه باید در بیابان خوابیده باشید و با محیط بان گذرانده باشید. روانشناسی بیابان چیز دیگری است. تا به حال ما یک درگیری فیزیکی با محیط بان داشتیم بعد شد تیراندازی به طرف محیط بان حالا شده کوکتل مولتف این واقعا خطرناک است چون اگر جلوی این کارها گرفته نشود شاهد اتفاقات بدتر هم خواهیم بود.
در گذشته هم شاهد تصمیمات غلط اینچنینی بوده ایم. یکی از تصمیمات غلط سازمان محیط زیست آوردن دلبر و کوشکی به پارک پردیسان است. برای ازدیاد نسل یوزپلنگ تصمیم گرفته شده است که کوشکی و دلبر که سال ها در بیابان از هم جدا زندگی می کنند در پردیسان کنار هم قرار گیرند. به جای کنار هم قراردادن این دو در بیابان برای جفت گیری تصمیم گرفتند آنها را در هوای آلودهای که ما قادر به تنفس نیستیم این دو حیوان جفت گیری انجام دهند. این پلنگ ها هم سرگذشت ببرهایی را پیدا خواهند کرد که مشمشه یکی یکی آنها را از پا درآورد. تصمیم نادرست دیگر سازمان ول کردن شیر در میانکاله است. این تصمیم به دلایلی اشتباه است. اولا که میانکاله دیگر از دست گاوداری ها و گوسفندداری ها جای سوزن انداختن ندارد بعد هم اگر مساله کمبود جا وجود نداشته باشد طبیعت آن طبیعت شیر نیست. شیر یک طبیعت دیگری دارد در صورتی که آنجا درخت انار وحشی قرار دارد که قاعدتا غذای شیر نیست.
چاره مقابله با این لجبازی ها چیست؟
چاره این کار، فعالیت های فرهنگی است. یعنی به جای بگیر وببند و زنجير و دشنه نشان دادن، مسوولان محیط زیست باید در رسانه ها با مردم حرف بزنند. همه را با یک چوب نرانند. اینهایی جنکل آتش می زنند، حیوانات را می زنند. کوکتل مولتوف می زنند، به چند دسته تقسیم می شوندو. انهایی که کاملا موجودات وحشی حیوان کش و وحشی که هیچ حرفی با انها نداری و با هیچ حرفی هم درست نمی شوند. نمونه اش آن کسی که شکم خرس را پاره می کنند. ما با اینها نه کاری داریم و نه به جایی می رسیم. یک دسته شکارچی های غیرمجازی هستند که در حاشیه شهرهای کوچک زندگی می کنند و برای خودشان شکار می کنند. می شود با اینها کار فرهنگی کرد و به آنها گفت با شما کاری نداریم. این طبیعت برای شماست. البته به این معنا نیست که اینها را اعمال قانون نکنیم.
یک دسته هم شکارچی های تحصیل کرده و فهمیده هستند. نه فقط آنهایی که دکتر و مهندس هستند. علاوه بر اینها فردی که در فلان دهات زندگی می کند اما محیط زیست را می فهمد. کسی است که قانون را می شناسد و دلش می خواهد با قانون همکاری کنند. به شرطی که سازمان محیط زیست هم انها را به حساب بیاورد. اینها حافظان بالقوه محیط زیست هستند. هرچند که شکارچی هستند. (لطفا دوستان جوان احساساتی به من حمله نکنند که از شکارچی ها دفاع می کنی) اگر آدمهایی از جنس خودشان با اینها حرف بزنند، گوش می دهد. لزوما لفظ قلم حرف زدن و لباس شیک پوشیدن، اینها را تحت تاثیر قرار نمی دهد. با اینها باید امیرخان آهنی حرف بزند. آقای کاوه از اصفهان صحبت کند. بیژن دره شوری و هوشنگ ضیایی و خسرو سریری حرف بزنند. این جماعت به آدم های اتوکشیده اطمینان نمی کنند. اگر با اینها به زبان خودشان حرف زده شود، در درجه اول خودشان شکار نمی روند. در درجه دوم خودشان حافظ محیط زیست می شوند. ما فراموش نکنیم مناطق چهارگانه ای که اکنون باقی مانده مثل پارک ملی گلستان، خوش ییلاق، میانکاله، توران، بمو، قمشلو، کلاه قاضی و دهها منطقه دیگر، یادگار شکارچی هاست. شکارچی هایی نظیر اسکندر فیروز، گل سرخی، مرحوم منوچهر ریاحی و … لطفا دوستان پارک پردیسان و جوانان احساساتی همه شکارچی ها را به یک چوب نرانند.
الان منهای آن ۵ میلیون نفری که اسلحه در دست دارند، چیزی در حدود یک میلیون نفر شکارچی مجاز داریم. یک دهم اینها را هم بتوانیم جذب این پیشنهاد کنیم، می شوند ۱۰۰هزار نفر. این عدد را تقسیم کنید به کل نیروی محیط زیست که ۳ هزار نفر است. ببینید چند نفر محیط بان علاقمند به طبیعت خواهیم داشت. دلسوز و طبیعت شناس که حاضرند از جیب خودشان هزینه بکنند، با ماشین شخصی خودشان با بنزین خودشان، بدون چشمداشت، مناطق را حفاظت کنند. در زمستان های سنگین، به حیوانات علوفه و دانه بدهند، کمااینکه همین الان هم می کنند. بنابراین لطفا کاری نکنید که بیش از این بوی خون بیاید. الان به کوکتل مولتوف رسیده ایم. به کشته شن گوزن زرد پردیسان رسیده ایم، خداوند آخر و عاقبت را بخیر کند
قرق اختصاصی کمک نمی کند؟
یکی از اصولی ترین راه های چاره، اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی است. سالهاست درمورد محیط زیست من فریاد می زنم که این کار را بکنید. خوشبختانه خانم دکتر ابتکار، به تازگی به این نتیجه رسیده و آن را عنوان کرده است؛ قرق اختصاصی. اما این کار شرط و شروط دارد. اولا باید دور از هرگونه رانت و رانتخواری باشد. به دور از هرگونه فامیل بازی و پارتی بازی باشد. مناطق به کسانی واگذار شود که چه از نظر اخلاقی و چه از نظر عشق و علاقه و چه از نظر مالی از پس این کار برآیند. تازه اگر این اتفاق هم بیفتد، سازمان حفاظت محیط زیست شق القمر نکرده است. و حق ندارد منتی بگذارد. چراکه طبق نص صریح قانون، یکی از وظایف عمده سازمان محیط زیست، تکثیر و رهاسازی گونه های جانوری است. اگر سازمان محیط زیست از ۲۰ سال پیش به این وظیفه قانونی خود عمل می کردُ اکنون بجای ۱۱۶ هزار چهارپای قابل شکار که خود سازمان آمار می دهد، یک میلیون ۱۶۰ هزار شکار داشتیم که در آن صورت، به دور از احساسات، و سانتینانتالیزم می توانستیم به رتحتی اجازه شکار بدهیم، برای مردم و جوامع محلی ایجاد درآمد و شکل بکنیم، برای مملکت ارز بیاوریم و اطمینان کامل داشته باشیم که این لجبازی های احمقانه بروز نخواهد کرد. کوکتل مولتوف که هیچ، ترقه ای هم در قمیشلو منفجر نمی شود.


دیده بان حقوق حیوانات: این روزها تصویری در گروه های مجازی دست به دست می شود که مایه خجالت هر ایرانی است. تابلوی یکی از مناطق حفاظت شده تحت اختیار سازمان حفاظت محیط زیست که آماج گلوله تفنگ به دستان و ولگردان طبیعت کشور شده است و تاسف بار تر اینکه کشتارچیان به همین حد هم بسنده نکرده اند و با وقاحت تمام بر روی تابلو عبارت «مرگ بر محیط بان» را هم نوشته اند!
ده سوراخ و یک جمله مرگ بار بر تن تابلوی یک ارگان دولتی (که طبق قانون صدمه زدن به آن مستوجب جرایم بسیار سنگین است.) تنها بخشی از فرهنگ کشتارچیانی را نمایش می دهد که «تئوریسین کشتار» در رسانه ها برایشان تبلیغ می کند و همواره در تلاش است تا آنها را مظلومانی قانون مدار و طبیعت شناس و حافظ محیط و زیستمندانش جلوه دهد. «تئوریسین کشتار» مکرر ادعا می کرد و می کند کشتارچیان عالِم ترین حافظان محیط زیست هستند؛ اما هنگام عیب یابی، همین حافظان عالِم را در صورت عدم صدور جواز شکار، خطری برای جان محیط بانان معرفی می کند. این ادعا که در صورت عدم صدور مجوز به ظن آقایان «شکارچی قانون مدار» به «شکارکش» تبدیل می شود، نه تنها نشان از منش والای کشتارچیان ندارد، بلکه بیش از هر چیز اعتراف صریح یک شکارچی پیر است بر اینکه کشتارچی در هر حال می کشد، خواه مجوز بدهید خواه نه!
در سال های اخیر، یکی از توجیهات مضحک طرفداران کشتار در رسانه ها این بوده که بالا بردن جرایم کشتار، جان محیط بانان را به خطر می اندازد و عدم صدور مجوز کشتار، کشتارچیان قانون مدار را به حیطه تخلف روانه می کند. آیا خودنمایی فرهنگی و گردنکشی در برابر قانون از این بیشتر سراغ دارید؟!

پیش تر و در مطلبی در مورد تخریب تابلوهای محیط زیست با گلوله و اسپری نوشته بودیم که «آیا در ۱۲ سال مدرسه، مسجد محل، فروشگاه مهمات شکار، دفتر ثبت مالکیت خودرو و یا در خانه ایرانی ها جایی برای شرح این تخلف هست؟» و آیا اصولا آموزش لازم و کافی به عنوان پیش نیاز حمل سلاح به تفنگ داران ارایه می شود؟! در مطلبی دیگر نیز نوشته بودیم که آیا تفنگ داران از حداقل های سلامت روانی برخوردارند ولزوم نظارت حداقلی بر سلامت روان تفنگ به دستان را تذکر داده بودیم. جالب اینکه «تئوریسین کشتار» در دفاع از کشتارچیان و تئوری سازی برای کشتار چنان شیپور را وارونه می نوازد که فراموش می کند به جای احساساتی خواندن حامیان حیوانات و مقایسه دنیای ذهنی آنها با دنیای کارتون های پلنگ صورتی، عاقلانه تر است کشتارچی تفنگ به دستی را احساساتی بخواند که غیرتی می شود و مزاحم همسرش را با گلوله می کشد، در مشکلات خانوادگی با اسلحه شکاری پدر و مادرش را می کشد، وقتی پدرش برایش ماشین نمی خرد، مادر را با گلوله شکار می کند، از فرط منطقی بودن(!) اعتیاد پسرش را با گلوله و مرگ درمان می کند، به خاطر اختلاف در شکل برگزاری مراسم ختم با شلیک سلاح شکاری منطقش را به رخ می کشد، سارق دامداری را با شلیک گلوله منجر به مرگ دفع می کند، به خاطر اختلافات خواهرزاده خود را می کشد، هنگام شوخی با اسلحه شکاری دخترخاله خود را می کشد، پلیسی که برای نجات جانش اقدام می کند را با گلوله می کشد، سر همسر 62 ساله اش را با اسلحه متلاشی می کند، در درگیری خیابانی وسط شهربا اسلحه شکاری قدرت نمایی می کند، به صورت ناخواسته گلوله ای از سلاحش خارج می شود و هم رکابش را می کشد، رییس یک پارک ملی را به گلوله می بندد، روی محیط بان اسلحه می کشد، با گلوله بر تن محیط بان یادگاری می نویسد، صورت محیط بان را آماج ساچمه های سربی قرار می دهد، بر سر شکار در ملک خصوصی مالک را می کشد، با سهل انگاری دختر شش ساله اش را می کشد، به خاطر شنا کردن قتل انجام می دهد،یا به ضابط رسمی قضایی 58 ساچمه عیدی می دهد.



دیده بان حقوق حیوانات: بامداد روز گذشته نیروهای یگان محیط زیست پارک ملی بمو متوجه حضور ۴ شکارچی غیرمجاز مجهز به سلاح و ادوات شکار درون پارک شدند.
به گزارش «تابناک»، محیط بانان به تعقیب متخلفین پرداختند و پس از چندین ساعت تعقیب و گریز در کوه، شکارچیان اقدام به تیراتدازی به سوی مامورین نمودند.
شکارچیان با اسلحه جنگی دو نوبت محیط بانان را به رگبار بستند که بر اثر آن محیط بان نصرت دهقان (رئیس پارک ملی بمو) از ناحیه پای چپ مورد اصابت گلوله قرار گرفت و محیط بان علیرضا جعفری از ناحیه پای چپ و سر و گردن بر اثر پرتاب سنگ ریزه های ناشی از برخورد گلوله ها به زمین به شدت آسیب دید.
شکارچیان غیرمجاز پس از این حادثه با استفاده از تاریکی شب متواری شده و از منطقه گریختند.
هر دو محیط بان پس از مجروح شدن توسط سایر نیروها به خارج از منطقه و سپس به بیمارستانی در شهر شیراز منتقل شدند.
محیط بان نصرت دهقان که از ناحیه پای چپ نزدیک زانون هدف گلوله قرار گرفته است عصر روز گذشته تحت عمل جراحی قرار گرفت.
دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران افزود: با توجه به خروج گلوله از پای محیط بان دهقان نوع اسلحه قابل تشخیص نیست اما با توجه به شلیک بصورت رگبار، مشخص است که شکارچیان از اسلحه خودکار جنگی استفاده کرده اند.