دسته: ویژه ها

  • رابطه تامل برانگیز حیوان آزاری با جرم و جنایت

    رابطه تامل برانگیز حیوان آزاری با جرم و جنایت

     Animal-Rights-Watch-ARW-85780jpg

    دیده بان حقوق حیوانات: به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان، طی روزهای گذشته ویدئویی کوتاه،نشان دهنده خودرویی در حال حرکت بود که در جاده خاورانِ تهران،سگی زنده را با خود حمل می کرد و این سگ بیچاره بر روی آسفالت کشیده می شد و دست و پا می زد و بعد از مدتی به دلیل مرگ یا شاید هم بیهوشی از حرکت باز ایستاد.

    براستی این حد از خشونت برای چیست؟با چه هدفی انجام می شود و چطور می توان از بروز چنین رفتارهایی  دور از عرف،انسانیت و اخلاق جلوگیری کرد.

    البته این تنها نمونه از حیوان آزاری نبوده واحتمالا از این پس هم شاهد چنین خشونت هایی خواهیم بود.

    شکنجه و کشته شدن مادر توله خرس ها در مقابل دیدگاه فرزندانش در یکی از شهرستان های کشور،اعدام بزمجه ای بیابانی در یکی از روستاهای شاهین شهر و سگ کشی با تزریق اسید در شیراز،از دیگر نمونه های چنین رفتارهای شنیعی بود که افکار عمومی را جریحه دار کرد.

    شکی نیست معدوم و نابود کردن برخی از حیوانات که وجودشان برای انسان مضر و خطر آفرین است در چارچوب منطق و عقلانیت صحیح به نظر برسد،که آن هم باید با قواعد و چارچوب های خاص به خود و حتی المقدور با کمترین آزار و در سریع ترین زمان ممکن انجام شود،اما نمایش آزار،شکنجه و مصدوم سازی حیوانات به این شکل،بر خلاف نص صریح قرآن،احادیث،موازین شرعی،اسلامی و انسانیت و اخلاق است.

    **دیدگاه اسلام نسبت به حقوق حیوانات

    با مطالعه ای گذرا به روایات و احادیث موجود از بزرگان و ائمه اطهار (ع)به روشنی در می یابیم که بر حفظ حقوق حیوانات به عنوان امری واجب تاکیدات بسیاری شده و زیر پا گذاشتن آن نکوهیده و غیر قابل قبول عنوان شده است.

    سوره انعام آیه 38  (وَ ما مِنْ دَابَّة فِي الاَرْضِ وَ لا طائِر يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْء ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ) بر جایگاه  حیوانات در نزد پروردگار اشاره کرده و آنها را به مثابه امتی یاد کرده که به سوی پروردگارشان محشور می شوند.

    درسوره عنکبوت آیه 60  نیز (وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّة لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللّهُ يَرْزُقُها وَ إِيّاكُمْ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) بر فراهم کردن نیازهای ضروری و احتیاجات  حیاتی حیوانات تاکیدکرده است.

    حضرت محمد(ص)رسول رحمت نیز به حفظ حقوق حیوانات تاکیدات بسیاری داشته اند به عنوان مثال:حضرت شخصی را دیدند که گوسفندی را خوابانیده و در حالی که پا بر گلوی او نهاده،کاردی را تیز می کند و گوسفند نیز نظاره گر تیز کردن کارد اوست،حضرت به آن شخص فرمود:می خواهی او را ذبح کنی یا دو بار بمیرانی؟

    گزارشات برخی مورخان نیز حاکی از آن است که رسول رحمت(ص)هنگامی که با سپاه اسلام برای فتح مکه در حرکت بود،سگی را زوزه کشان دید که فرزندانش در حال مکیدن شیر او هستند،و در این هنگام به جعیل بن سرافه می فرمایندکه کنار آن حیوان بیاستید و او را مراقبت نماید تا مبادا سپاهیان که از آنجا می گذرند به او و بچه هایش آسیبی برسانند.

    در جایی دیگر از حضرت نقل شده که ایشان فرموده اند پرنده را هنگام خوابش برای سر بریدن از لانه بیرون نیاورید،شب،هنگامِ خواب اوست،بنابراین شبانه به سراغش نروید تا صبح شود.

    مواردی از چنین توصیه های اخلاقی از سوی بزرگان شریعت اسلامی بسیارند،اما متاسفانه با این وجود بعضا مشاهده می شود که عده ای به شیوه های غیر اخلاقی مبادرت به کشتن حیوانات می کنند.

    اگر چه برخی از حیوانات همچون سگ،از لحاظ شرعی و اسلامی بر نجاست آن تاکید شده،که باید با حفظ و رعایت موازین شرعی از انتقال نجاست آن به خویش جلوگیری کرد و حتی المقدور از ان فاصله گرفت اما این دلیل و توجیهی نیست برای اینکه فردی به خود اجازه دهد با شنیع ترین رفتارهایی که دور از انسانیت است مخلوق پروردگار را شکنجه و آزار و اذیت کند که البته نمونه های حیوان آزاری منحصر به سگ نمی شود و متاسفانه چنین آزارهایی گاه دامن حیوانات دیگری را نیز گرفته است.

    **نقش متقابل حیوان آزاری در جرم،بزه و جنایت

    فارغ از وجه غیر اخلاقی و غیر شرعی حیوان آزاری ،  از دیدگاه جامعه شناسی و روانشناختی نیز این ناهنجاری قابل بررسی است.

    آمارهای تکان دهنده ای وجود دارد که نشان می دهد اکثر قریب به اتفاق عاملان جنایت ها،خشونت ها،همسر آزاری و کودک آزاری ها درگذشته سابقه حیوان آزاری داشته اند.

    امیر سبزی،عضو دیده بان حقوق حیوانات با اشاره به عدم تعادل روانی این افراد بر لزوم درمان چنین افرادی تاکید کرده است.

    وی درباره خطران احتمالی افراد حیوان آزار در گفتگو با رسانه ها به آمار تامل برانگیزی به شرح ذیل اشاره کرده است.

    65 درصد مجرمانی که به جرم ضرب و جرح و قتل بازداشت شده اند در پرونده خود سابقه حیوان آزاری داشته اند.این آمار در میان قاتلان زنجیره ای به 46 درصد،در میان مجرمان خشونت علیه زنان به 82 درصد و خشونت علیه کودکان به 88 درصد می رسد.

    نکته قابل توجه آن است که همه تیراندازانی که در آمریکا در مدرسه ها اقدام به قتل عام کرده اند،بدون استثنا سابقه حیوان آزاری داشته اند.

    وی در ادامه افزود:البته بخشی از حیوان آزاری ها نیز نشات گرفته از ناآگاهی عاملان چنین رفتارهایی است.

    **از تحقیر و سرخوردگی تا حیوان آزاری

    امان ا…قرائی مقدم،جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران در تشریح علل و عوامل موثر در شکل گیری این نوع از خشونت و حیوان آزاری ها اظهار کرد:در علم جامعه شناسی،اصطلاحی تحت عنوان مکانیزم فرافکنی وجود دارد،به این ترتیب که خشونت،سرخوردگی و تحقیرهای تجربه شده یک فرد در گذشته به تدریج در روحیه و شخصیت وی تاثیر گذار می شود و در قالب هایی ظهور و بروز پیدا می کند که حیوان آزاری یکی از نمونه های آن به شمار می رود.

    وی افزود:در این مکانیزم،فرد درگیر با اقدام به چنین رفتارهایی،آنچه که در درون او انباشته شده،تخلیه می کند.

    این جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی گفت:به واقع چنین شخصیت هایی در مقابل افراد قدرتمند متملق و چاپلوس و در برابر انسان های ضعیف زورگو و مستبدانه رفتار می کنند.

    قرائی مقدم عنوان کرد:سرخوردگی،واماندگی و واپس گرایی از ویژگی های لاینفک چنین افرادی محسوب می شود.

    **لزوم بازنگری در قوانین حمایت از حیوانات احساس می شود

    امیر سبزی فعال محیط زیست در خصوص ساز و کارهای قانونی برخوردها با عاملان حیوان آزاری می گوید:در ایران در این خصوص جرم انگاری نشده و تلاش هایی که برای تحقق این امر صورت گرفته تا کنون بی نتیجه بوده است و در قانون،بخشی برای این نوع رفتار و برخورد در نظر گرفته نشده است.

    وی در خصوص متولی برخورد با چنین مواردی با اشاره به سازمان محیط زیست به عنوان مسئول برخورد با حیوانات وحشی و سازمان دامپزشکی به عنوان متولی برخورد با حیوانات شهری(اهلی)از جرایم نقدی به عنوان تنبیه هایی یاد می کند که در قبال چنین اعمالی مد نظر قرار می گیرد.

    **نقش موثر شهرداری ها در پیشگیری از حیوان آزاری

    عزیز عبدلزاده مشاور مدیر کل محیط زیست استان تهران در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران با اشاره به لزوم بازنگری برای مقابله با حیوان آزاری گفت:در قوانین،صراحت قانونی برای مقابله با چنین مواردی وجود ندارد و مجازات هایی که بعضا اعمال می شود نه در چارچوب تعریف و تعیین شده حیوان آزاری،بلکه از باب جریحه دار شدن افکار عمومی و…اجرایی می شود.

    وی افزود:با توجه به اینکه بخش عمده ای از حیوان آزاری ها معطوف به حیوانات شهری ولگرد می شود،نقش شهرداری ها در جلوگیری و پیشگیری از ظهور و بروز چنین مواردی غیر قابل انکار است.

    عبدلزاده گفت:طبق قانون،شهرداری موظف است در حوزه تحت استحفاظی خویش نسبت به جمع آوری چنین حیواناتی اقدام کند و البته نابودی و امحای آن نیز باید تحت شرایط خاص و تعریف شده ای عملیاتی شود.

    وی افزود:قاعده و اصل بر این مبنا باید استوار شود که مکان و محلی مشخص را در نظر بگیرند تا حیوانات ولگردی همچون سگ را در آن جمع آوری و نگهداری کنند و امحا و نابودی آنها تنها در شرایط اضطرار و در صورت وجود بیماریهایی ثابت(که احتمالا قابلیت درمان ندارد)مثل هاری و…جایز است که آن هم نباید از طرق خشن و سخت،بلکه باید با ابزارها و شیوه های خاصی همچون تزریق سم(نه اسید)انجام شود.

    عبدلزاده گفت :حتی پیرو بخشنامه ای که از سوی وزارت کشور ابلاغ شده شهرداری ها مجاز به استفاده از گلوله برای کشتن و نابودی حیواتات نیستند و باید شیوه های تعریف شده دیگری را بکار گیرند.

    ** نقش آموزش و پرورش در پیشگیری از وقوع چنین خشونت هایی

    قرائی مقدم در خصوص موثرترین روش برای جلوگیری از چنین رفتارهایی اظهار کرد:فرهنگ سازی،آموزش و اطلاع رسانی نقش بسزایی را در پیشگیری از چنین حوادث و وقایع تاسف آوری ایفاءمی کند.

    وی افزود:اساسا آموزش و پرورش از نهادهایی است که رفتار ساز و فرهنگ ساز است و می طلبد با تدوین دروسی در ارتباط با قبح حیوان آزاری در کتب درسی در قالب احادیث،روایات و داستان ها امر اطلاع رسانی و فرهنگ سازی را به نحوه سازنده و مطلوب اثری از مقاطع پایه اجرایی کند..

    جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی گفت:خانواده ها و نحوه تربیتی نیز از دیگر مولفه های حائز اهمیتی است که تکمیل کننده حلقه پرورشی و تربیتی به شمار می روند و به تعبیری با آموزش و تربیت اصولی می توان از بروز بسیاری از موارد اینچنینی پیشگیری کرد.

    **نقش مردم و آحاد جامعه در جلو گیری از حیوان آزاری

    نباید از نظر دور داشت که تاثیرگذاری مردم نیز از دو جنبه در جلو گیری و کاهش وقوع چنین مواردی بسیار حائز اهمیت است.

    نخست اینکه برخوردهای عمومی واجتماعی در قالب تذکر یکی از روش های موثری است که می تواند با تنگ کردن عرصه در مقابل چنین رفتارهایی،در کاهش بروز ناهنجاری های اجتماعی اینچنینی موثر واقع شود،زیرا اساسا افعالی که با اعتراض مستقیم و عدم پذیرش افکار عمومی مواجه می شود،ملاحضاتی برای بروز و وقوع آن بوجود می آید که تا حدودی در کاهش آن موثر است و در ثانی اطلاع رسانی مردم با گزارشات به موقع به نهادهای زیربط همچون محیط زیست و…نیز از دیگر عوامل موثر در کنترل رفتارهای خشن علیه حیوانات خواهد بود.

    **وقتی رسانه های بیگانه داعیه دار حقوق حیوانات می شوند

    با همه این اوصاف و تایید غیر اخلاقی بودن چنین حرکات و رفتارهایی،متاسفانه هر از چند گاهی مشاهده می شود که رسانه های بیگانه با دستمایه قرار دادن مواردی از حیوان آزاری در ایران،آن را سوژه ای قرار می دهند تا تصویری از خشونت و عقب ماندگی را از ایران در اذهان  و افکار عمومی ترسیم نمایند.

    بطور یقین در شنیع و غیر انسانی بودن حیوان آزاری تردیدی وجود ندارد و هیچگاه نظام،قوانین،عرف،فرهنگ و اعتقادات حاکم بر جامعه ما نیز توصیه ای در راستای حمایت از حیوان آزاری نداشته و نخواهند داشت و تلاش بر این است که ورود چنین مواردی به حداقل ممکن برسد که انتشار این گزارش،خود موید این ادعا است.

    لیکن دستمایه قرار گرفتن چنین اعمالی که بعضا ممکن است در هر نقطه ای از دنیا حادث شود برای القاء خشونت و عقب ماندگی در ایران از سوی رسانه های بیگانه موضوعی مضحک و قابل تامل است که چگونه در برابر قطعه قطعه شدن نوزاد و کودک و پیر و جوان در کشورهای دیگر و منطقه خاورمیانه سکوت می شود،اما در مقابل کشته شدن حیوانی که البته جانش عزیز است و حق و حقوقی دارد،اینچنین فریاد می زنند.

    به هر حال امید است با تشدید مجازات های حیوان آزاری،اطلاع رسانی و فرهنگ سازی های هرچه بیشتر، ضریب احتمال بروز چنین رفتارهای غیر شرعی و غیر انسانی به حداقل ممکن کاهش یابد که در صورت تحقق این امر علاوه براینکه از بروز چنین هجمه هایی بر فرهنگ اصیل،اخلاق مدار و ارزش محور جامعه ایرانی کاسته خواهد شد،بلکه دیگر شاهد آزرده خاطر شدن افکار و احساسات عمومی جامعه بواسطه چنین رفتارهایی از سوی اقلیت بسیار محدودی نخواهیم بود.

  • ماهی‌های سیاه پارک آبی دنیای دریا از اسارت رها می‌شوند

    ماهی‌های سیاه پارک آبی دنیای دریا از اسارت رها می‌شوند

    دیده بان حقوق حیوانات: یکی از حوزه‌های اصلی فعالان حقوق حیوانات، چه در ایران و چه در سایر کشورهای جهان، تلاش برای توقف استفاده از حیوانات در سیرک‌ها و سایر برنامه‌های نمایشی است. منتقدان اسارت و استفاده از حیوانات در برنامه‌های نمایشی دلایل مختلفی را برای پایان دادن به چنین برنامه‌هایی بیان می‌کنند. به گزارش دیده بان حقوق حیوانات، به نقل از سایت پرتو  مهمترین دلایل فعالان این گروه برای ایجاد منع قانونی نمایش حیوانات، بدرفتاری‌ها، تنبیهات و فشارهایی است در طول دوره‌های آموزش و تمرین به آنها وارد می‌شود. به علاوه، این حیوانات به غیر از زمان‌های نمایش اغلب یا به زنجیر کشیده می‌شوند و یا در فضاهایی بسیار کوچک و نامتناسب با طبیعتشان نگهداری می‌شوند.

    3500

    در سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی در زمینه ایجاد منع قانونی برای سیرک‌ها در برخی شهرها و کشورهای جهان، از جمله ایران، ایجاد شده است. اما، آنچه در دنیای دریا (SeaWorld) اتفاق افتاده است از آن جهت اهمیت دارد این است که به خوبی تاثیر مستقیم تغییر رویکرد مردم و مشتریان، به عنوان یکی از مهمترین اعضای چرخه بازار، با اجرایی شدن تغییرات را نشان می‌دهد.

    دنیای دریا (SeaWorld) نام یک مجموعه پارک آبی در ایالات متحده آمریکا است که شعباتی در ۱۱ شهر این کشور دارد. این مجموعه به خاطر نمایش‌های نهنگ‌های قاتل هم شهرت بسیاری دارد و هم مورد انتقاد بوده است. چندی پیش، دنیای دریا اعلام کرد که تا پایان سال ۲۰۱۷ به نمایش‌های نهنگ‌های قاتل، به شیوه کنونی در محیط استخر، در شعبه شهر سن‌دیگو (San Diego) ایالت کالیفرنیا پایان می‌دهد. اما چه چیزی باعث شد تا دنیای دریا چنین تصمیمی بگیرد؟

    در سال ۲۰۱۳، مستندی با نام ماهی سیاه (Black Fish) پخش شد که داستان زندگی یکی از نهنگ‌های این مجموعه با نام تیلیکام (Tilikum) را روایت می‌کرد. آنچه تیلیکام را از سایر نهنگ‌های این پارک متمایز می‌کرد این بود که تیلیکام در دوران اسارت خود منجر به مرگ ۳ نفر، از جمله دو نفر از مربیان خود شده است. این مستند زندگی تیلیکام را از زمانی که در ۲ سالگی در نزدیکی ایسلند به اسارت در آمد تا پس از انتقال به پارک دنیای دریا در آمریکا به تصویر می‌کشد. این فیلم در کنار روایت آنچه بر این ماهی غول‌ پیکر گذشته است، مشکلات رایج در تمام نمایش‌های پارک‌های آبی را به زیر ذره‌بین می‌برد و نشان می‌دهد که شناخت انسان‌ها از نهنگ‌ها که از باهوش‌ترین پستانداران به حساب می‌آیند، تا چه اندازه اندک است.

    پس از پخش این فیلم، انتقادات علیه دنیای دریا شدت بیشتری گرفت، اما دیگر این انتقادات تنها از سوی فعالان حقوق حیوانات مطرح نشد. این بار تعداد بازدیدهای این مجموعه کاهش چشمگیری پیدا کرد به طوری که در گزارش‌های سود ماهانه کاملا مشهود بود. در واکنش به پخش این فیلم، دنیای دریا تلاش کرد تا با برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی مختلف، همکاری با سازمان‌هایی که برای حفاظت از نسل نهنگ‌های قاتل تلاش می‌کنند و ارائه تخفیف‌های ویژه، مشکل کاهش چشمگیر بازدید را جبران کند. حتی در ابتدا، مدیران ارشد این مجموعه کاهش بازدید را به دلایلی چون تعطیلی بهاره، میزان بالای بارش باران در تگزاس و چالش‌های مرتبط با برند (Brand) در کالیفرنیا نسبت دادند. اما آمار بازدید و مقدار کل درآمد این مجموعه نشان می‌دهد که این روش‌ها چندان موثر واقع نشده‌اند. تعداد بازدیدکنندگان دنیای دریا در سه ماهه دوم سال ۲۰۱۵، در مقایسه با سال قبل ۱۰۰ هزار نفر، و درآمد کل این مجموعه نیز ۸۴ درصد کاهش داشته است. ارزش سهام دنیای دریا هم به نصف رسیده است.

    اکنون دنیای دریا تصمیم گرفته است که تا پایان سال ۲۰۱۷ به اجرای نمایش‌های نهنگ‌های سیاه ـ به شکل کنونی ـ در شعبه سن‌دیگو پایان دهد. دست‌اندرکاران این مجموعه با در نظر گرفتن اعتراضات رو به افزایش در مورد چگونگی رفتار با حیوانات در دنیای دریا و بازخورد بازدیدکنندگان تصمیم‌ گرفته‌اند تا تغییراتی اساسی در این مجموعه ایجاد کنند. توقف برنامه‌های نهنگ‌های سیاه نیز در راستای همین تصمیمات است. گرچه هنوز دقیقا مشخص نیست که قرار است برنامه‌های جدید چگونه برگزار شوند، اما دنیای دریا گفته است که برنامه‌های جدید متمرکز بر تجربه زندگی نهنگ‌ها در محیط زندگی طبیعی آنها خواهد بود.

    مدیرعامل دنیای دریا در پی این تصمیم اعلام کرد که «ما به مهمانان و بازدید کنندگانمان گوش می‌دهیم و به عنوان یک شرکت در حال تحول هستیم، ما همیشه تغییر می‌کنیم.» او تاکید کرد که توقف برنامه‌های نهنگ‌های قاتل در سن‌دیگو در پاسخ مستقیم به درخواست مشتریان صورت گرفته است. به گفته او، بازدیدکنندگان خواستار دیدن نهنگ‌ها در محیطی شبیه‌تر محیط حقیقی زندگی شان هستند و نمایش‌های این چنینی را دوست ندارند.

    این تحولات نشان دهنده عمق تاثیرگذاری آگاه‌سازی و اقدامات عملی برای اجرایی کردن تغییرات است. پس از به نمایش درآمدن فیلم ماهی سیاه، قانون‌گذاران ایالت کالیفرنیا در مورد مجموعه دنیای دریا به طور خاص، برای تولید مثل حیوانات در اسارت منع قانونی صادر کردند. ادامه اعتراضات و عدم بازدید مردم از این مجموعه نیز که به کاهش مشهود سود‌دهی دنیای دریا انجامید، این مجموعه را وا داشت، تا در روش‌های اجرایی خود تجدید نظر کنند.

  • رهاسازی شغال گرفتار در چاله سرویس/ تصویری

    رهاسازی شغال گرفتار در چاله سرویس/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: یک قلاده شغال که در چاله سرویس یکی از معادن گرفتار شده بود با تلاش پرسنل یگان حفاظت محیط زیست خواف زنده گیری و رهاسازی گردید .
    عباس طاهریان در تفسیر خبر فوق افزود: با تماس تلفنی مسئول H.S.E شرکت فولاد خراسان مبنی بر سقوط یک قلاده شغال در چاله سرویس احداث شده در تعمیر گاه شرکت، پرسنل یگان حفاظت محیط زیست خواف با در اختیار گرفتن امکانات زنده گیری پستانداران سریعا به محل اعزام و مشاهده نمودند یک قلاده شغال درون چاله سرویس شرکت مزیور سقوط و توانایی فرار از محل را به دلیل عدم دارا بودن پله و عمق زیاد ندارد.
    طاهریان افزود :از اینرو مامورین با خلوت نمودن محل و هدایت کارگرانی که جهت تماشا در محل حضور یافته و باعث استرس در حیوان بنحوی که گونه ی مزبور خود را به دیواره های چاله می کوبید شده بود ، شرایط را برای نجات آن آماده و پس از دقایقی که شغال از جنب وجوش افتاد آنرا زنده گیری و بعد از انتقال به دامپزشکی و اطمینان از سلامت حیوان مجددا به دامان طبیعت باز گردانده شد .
    طاهریان در ادامه گفت: با توجه به برودت هوا و کاهش طعمه برای گونه های جانوری احتمال حضور حیوانات در زیستگاههای انسانی محتمل است که با رعایت بهداشت و حفظ محیط زیست و بویژه دفع اصولی پسماند و عدم نگهداری دام وطیور در مناطق مسکونی می توان از حضور جانوران وحشی خصوصا پستانداران گوشتخوار مانند گرگ ، شغال ، روباه  و کفتار در این مناطق جلو گیری نمود.
     Animal-Rights-Watch-ARW-8574
    Animal-Rights-Watch-ARW-8575
    Animal-Rights-Watch-ARW-8576
    Animal-Rights-Watch-ARW-8577
    Animal-Rights-Watch-ARW-8578
    Animal-Rights-Watch-ARW-8579
    Animal-Rights-Watch-ARW-8573
  • دستگیری شبانه شکارچیان/ تصویری

    دستگیری شبانه شکارچیان/ تصویری

    دیده بان حقوق حیوانات: عباس طاهریان از دستگیری 4 شکار چی غیر مجاز که بصورت شبانه اقدام به شکار پستانداران و پرندگان وحشی در دشت قلاور خانه   می کردند خبر داد.

    طاهریان مسئول اداره ی حفاظت محیط زیست خواف در تشریح خبر فوق افزود : پرسنل یگان حفاظت محیط زیست خواف که بصورت شبانه اقدام به گشت و کنترل حوزه ی استحفاظی شهرستان خواف می پرداختند حوالی ساعت 30/22 متوجه حضور یکدستگاه خودرو در دشت قلاورخانه شدند که بصورت مشکوک در حال گشت زنی بود از اینرو بصورت نامحسوس خودروی مذکور را تحت کنترل قرار دادند و با شیوه ای که متوجه حضور مامورین نشود خود را به وی نزدیک نمودند .
    طاهریان در ادامه گفت : با نزدیک شدن خودروی محیط زیست مامورین متوجه شدند نامبردگان در حال شکار غیر مجاز جانوران وحشی هستند و هنگامیکه قصد متوقف نمودن خودروی سمند متخلفین را داشتند اقدام به فرار نمودند که پس از مسافتی تعقیب و گریز مامورین راننده ی سمند را مجبور به توقف نمود.
    طاهریان افزود : مامورین با متوقف نمون خودرو اقدام به بازرسی که 4 نفر در آن حضور داشتند نمودند که یک قضبه سلاح ساچمه زنی و 25 عدد فشنگ مربوطه و یک تیغه چاقوی خون آلود کشف گردید اما افراد دستگیر شده اظهار داشتند قصد شکار داشته اما موفق    نشده اند که در بررسی خودرو مقدار زیادی خون ملاحظه گردید از اینرو مسیر فرار نامبردگان بصورت دقیق رصد شد که در این حین مامورین متوجه پلاستیکی شدند و از داخل آن لاشه ی یک سر خرگوش و لاشه ی 2 قطعه باقرقره (سیاه سینه ) کشف و ضبط و متخلفین نیز به شکار آنها اقرار نمودند پرونده ای در اینخصوص تشکیل و متهمین روانه ی دادسرا شدند.
    ضرر و زیان وارده به محیط زیست براساس مصوبه ی شورایعالی حفاظت محیط زیست 7 میلیون ریال تعیین شده که متخلفین ملزم به پرداخت آن هستند.
    Animal-Rights-Watch-ARW-8570
    Animal-Rights-Watch-ARW-8571
    Animal-Rights-Watch-ARW-8572
  • سرنوشت شیر ایرانی‌ و ببر مازندران: انقراض/ تصاویر

    سرنوشت شیر ایرانی‌ و ببر مازندران: انقراض/ تصاویر

    دیده بان حقوق حیوانات/ جمشید پرچی زاده*: روزگاری در ایران زیبا، ده گونه از خانواده‌ گربه سانان به نام های شیر ایرانی، ببر مازندران، پلنگ ایرانی، یوزپلنگ آسیایی، کاراکال، سیاه گوش، گربه جنگلی‌، گربه وحشی، گربه پالاس و گربه شنی می زیست. متأسفانه شیر و ببر از طبیعت ایران منقرض شدند و در حال حاضر، فقط هشت گونه در ایران زندگی‌ می کنند. هشت گونه‌ای که دو تای آنها به نام‌های پلنگ و یوزپلنگ در خطر انقراض هستند و از تعداد جمعیت شش گونه دیگر هیچ اطلاعات موثقی در دست نیست .
    شیر ایرانی با نام علمی‌ Panthera leo persica و نام عمومی‌ شیر آسیایی  (The Asiatic lion)از قدیم‌الایام تا کنون همیشه برای ایرانیان نماد عظمت، بزرگی‌، قدرت، شجاعت و غیرت به شمار می‌رفته؛ و به یقین به همین دلیل می‌باشد که نقش‌هایی‌ از این حیوان زیبا در بسیاری از آثار باستانی ایران‌زمین همچون حکاکی‌ها و نقاشی‌های روی دیوارها، ظروف، سکه‌‌ها، فرش‌های دستباف، جواهرات، مُهرها، پرچم‌ها و حتی معماری ایرانی‌ نمایان است. وجود نقوش برجسته شیر بر درب‌ها و دیواره‌های بناهای تاریخی‌ شهرهای شوش و جرجان (شهری باستانی در نزدیکی‌ گنبد کاووس فعلی‌ در استان گلستان) و همچنین تخت جمشید، بهترین شاهد بر این مدعی می‌باشد. همچنین، وجود دو شیر آسیایی‌ بر کاشی‌کاری‌های دروازه درب کوشک شهر قزوین و صحن امام هشتم شیعیان (علی‌‌ابن موسی‌‌الرضا “ع”) در مشهد و گوشواره‌های ساخته شده از نقره با نقش شیر در دوره ساسانیان، نمونه‌های دیگری از قدمت طولانی‌ حضور این آفریده در سرزمین پارس است. از سوی دیگر، شیر آسیایی ریشه در ادبیات کهن ایران‌زمین دارد. حکیم ابوالقاسم فردوسی‌ در شاهنامه شیر را اولین حریف رستم در «هفتخوان» ذکر کرده؛ و با به تصویر کشیدن جنگ رخش (اسب رستم) با شیر، صحه بر قدمت حضور این حیوان اساطیری در فرهنگ ایرانیان گذارده است .لازم به توضیح می‌ باشد که این زیرگونه برای اولین بار توسط یک جانورشناس اتریشی‌ به نام یوهان مه‌ یر  (Johann N. Meyer)در پرشیا (نام قدیم کشور ایران) در سال ۱۸۲۶ میلادی دیده شد و در آن‌ زمان، نام علمی‌  Felis leo persicusبرای آن‌ انتخاب گردید. ولی‌ بعد ها و با تشکیل سازمان‌های نام گذاری، این نام به  Panthera leo persica تغییر یافت.
    در سوی دیگر، در گذشته‌ای نه چندان دور، نه زیرگونه ببر به نام‌های کاسپین (نام‌های دیگر: هیرکان، توران، مازندران)، بالی، جاوه، سیبری (نام دیگر: آمور)، بنگال، هندوچین، مالزی، سوماترا، و جنوب چین بر روی کره زمین می‌‌زیسته اند که سه زیرگونه ابتدایی‌ این لیست یعنی کاسپین، بالی، و جاوه منقرض شده اند. ببر کاسپین با نام علمی‌Panthera tigris virgata ، و نام‌های انگلیسیCaspian tiger ،Hyrcanian tiger ، و Turan tiger از نظر ظاهری، دارای خصوصیات منحصر به فردی بوده است.

        شیر آسیایی
    شیر آسیایی

    پراکنش جغرافیایی
    زیرگونه شیر آسیایی‌ زمانی‌ از حاشیه دریای مدیترانه و شمال یونان و ترکیه و ایران گرفته تا شبه قاره هند شامل پاکستان و هندوستان و بنگلادش می‌زیسته است. در زمان حضور در خاک ایران، شیر آسیایی درمناطق وسیعی از جنگل‌های اطراف رودخانه‌های کرخه، دز، و کارون گرفته تا مسجد سلیمان و رامهرمز و بوشهر و کازرون و دشت ارژن در غرب شیراز می‌زیسته است. زیستگاه طبیعی شیر آسیایی در موطن اصلی‌ خود یعنی سرزمین پارس شامل علفزارها، نیزارها، بوته‌زارها، بیشه‌ها، جنگل‌ها و دشت‌های نزدیک به آب بوده است؛ و آهو، گراز، گور و گوزن زرد ایرانی‌ از اصلی‌ترین شکار‌ها در رژیم غذایی آن به شمار می‌رفته‌اند. متأسفانه امروزه تنها تعداد ۵۲۳ قلاده شیر آسیایی درپارک ملی‌ گیر درایالت گُجَرات واقع در شمال غربی کشورهندوستان زندگی‌ می‌کنند. در سال ۱۹۰۰ میلادی، نواب ایالت جودانگا و لرد جرج کرزن، نایب‌السلطنه انگلیسیِ راج در هندوستان، تصمیم گرفتند به دلیل کم شدن تعداد شیرهای آسیایی (که به کمتر از ۲۰ قلاده تنزل پیدا کرده بود)، شکار این زیرگونه ارزشمند را متوقف و در جهت حفظ جمعیت آن کوشش کنند.
    این در حالی‌ است که ببر کاسپین در زمان حیات، در کشورهای ایران، آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ترکیه، عراق، قزاقستان، گرجستان، مغولستان، و حتی بخش‌هایی‌ از روسیه فعلی‌ می‌‌زیست و از گراز، شوکا، مرال، و گاو تغذیه می‌ نمود که البته گراز اصلی‌ترین غذای این زیرگونه بود. ببر کاسپین در زمان حضور در طبیعت ایران در جنگل ها، تالاب ها، و بوته زارهای‌ نزدیک به آب مناطق خزری واقع در شمال کشور زندگی‌ می‌‌کرد.

    شیر آسیایی در فیلم سیرک چارلی چاپلین در سال ۱۹۲۸ میلادی
    شیر آسیایی در فیلم سیرک چارلی چاپلین در سال ۱۹۲۸ میلادی

    شهرت
    ما بین سال‌های ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۰ میلادی، شیر آسیایی از چنان شهرتی برخوردار بود که بسیاری از فیلمسازان و شرکت‌های مطرح فیلمسازی آن‌ زمان، از این زیر گونه زیبا درآثار خود بهره جسته اند.  از بارزترین نمونه‌ها می‌توان به شیر آسیایی در فیلم “سیرک” به کارگردانی چارلی چاپلین و یا لوگوی شرکت فیلمسازی مترو گلدوین مایر  (MGM)اشاره نمود. همچنین ویلیام شکسپیر – شاعر، نمایشنامه نویس، و هنرپیشه انگلیسی‌ – در مکبث، از ببر کاسپین نام برده است.

    عوامل انقراض در ایران
    بدون شک، مهمترین دلیل انقراض شیر آسیایی‌ در ایران، شکار بی‌‌رویه آن به دست شاهزادگان سلسله قاجار و افراد محلی و همچنین نظامیان و مستشاران خارجی به قصد تفریح بوده است. البته تخریب و اشغال زیستگاه‌های طبیعی آن توسط انسان و کم شدن طعمه نیز نقش به سزایی در وقوع این فاجعه زیست‌محیطیِ‌ تا حدودی برگشت‌ناپذیر داشته است. جرج فردریک هینی  (George Frederick Heaney)در ژورنال “انجمن تاریخ طبیعی بمبئی” به دیده شدن آخرین جفت شیر آسیایی در ایران در سال ۱۹۴۲ میلادی (۱۳۲۱ خورشیدی) توسط مهندسان آمریکایی که در حال ساختن خط آهن در نزدیکی‌ شهر دزفول بوده اند، اشاره دارد.
    در آن‌ سو، از مهمترین عوامل انقراض ببر کاسپین در ایران می‌‌توان به شکار بی‌ رویه، تخریب زیستگاه، و کاهش طعمه در طبیعت اشاره نمود. روایات متفاواتی در مورد مشاهده آخرین ببر کاسپین در ایران وجود دارد که معتبرترین آن‌‌ها در کتاب “راهنمای صحرایی پستانداران ایران” به قلم هوشنگ ضیایی آمده است. ضیایی مدعی است که آخرین ببر در سال ۱۳۳۷ خورشیدی (۱۹۵۸ میلادی) در پارک ملی‌ گلستان و توسط یک شکارچی ترکمن شکار گردید و پس از آن‌، دیگر نه کسی‌ این زیرگونه زیبا را در ایران دید، و نه کسی‌ غرشش را شنید.

    شیر آسیایی در لوگوی شرکت مترو گلدوین مایر در سال ۱۹۲۹ میلادی
    شیر آسیایی در لوگوی شرکت مترو گلدوین مایر در سال ۱۹۲۹ میلادی

    تعداد شیرهای ‌آسیایی
    طبق چهاردهمین سرشماری صورت گرفته در سال ۲۰۱۵ میلادی در پارک ملی‌ گیر، تعداد شیرهای ‌ آسیایی ۵۲۳ قلّاده گزارش شده است که افزایش ۲۷ درصدی نسبت به آخرین سرشماری که در سال ۲۰۱۰ انجام پذیرفت را نشان می‌‌دهد. در سرشماری سال ۲۰۱۰، تعداد این زیرگونه ۴۱۱ قلّاده گزارش شده بود.
    سرشماری سال ۲۰۱۵ بین روز‌های ۱۲ تا ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ )دوم تا پنجم ماه مه‌ ۲۰۱۵) در منطقه‌ای به مساحت ۲۲۰۰۰ کیلومتر مربع از پارک ملی‌ گیر انجام شد و نتایج رسمی‌ در روز ۲۰ اردیبهشت (دهم ماه مه‌) به رسانه‌ها اعلام گردید. طبق این سرشماری، تعداد شیرهای نر بالغ ۱۰۹ قلّاده، شیرهای مادّه بالغ ۲۰۱ قلّاده، و بچه شیرهای زیر ۳ سال ۲۱۳ قلّاده گزارش شده اند. این در حالی‌ است که همین ارقام برای سال ۲۰۱۰ به ترتیب ۹۷، ۱۶۲، و ۱۵۲ بوده است و در سال ۲۰۱۵ با افزایش ۱۲، ۲۴، و ۴۰ درصدی همراه بوده اند.
    به منظور به دست آوردن اطلاعات دقیق در این سرشماری از دوربین‌های دیجیتال پیشرفته، دوربین‌های تله‌ای، سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS)  و سیستم اطلاعت جغرافیایی(GIS)  استفاده شد.

    نزدیکی‌ ببر کاسپین به ببر سیبری
    در سال ۲۰۰۹ میلادی، دانشمندان رشته ژنتیک دانشگاه آکسفورد انگلستان ثابت کردند که ببر کاسپین، تنها یک نوکلئوتید با ببر سیبری تفاوت دارد که این مهم، خود نشان دهنده آن‌ است که این دو زیرگونه در کمتر از ده هزار سال قبل، دارای نیای مشترک بوده اند. لذا کشور قزاقستان در تلاش است که با افتتاح “پارک ملی‌ ببر کاسپین” در سال ۲۰۱۹ میلادی، زیرگونه ببر کاسپین را طی‌ مدت زمان ۱۵ الی ۲۰ سال احیا کند و تعداد آن‌‌ها را با استفاده از تکنیک‌های مهندسی‌ ژنتیک، به ۲۰۰ قلّاده برساند.
    وجه تمایز شیر آسیایی با شیر آفریقایی
    شیر آسیایی‌ در مقایسه با شیر آفریقایی، کمی‌ از لحاظ جثه کوچکتر است و میل تهاجمی کمتری دارد. همچنین شیرهای نر آسیایی یال کم‌پشت‌تری در بالای‌ سر دارند، که بدین ترتیب می‌شود به آسانی گوش‌های آنها را مشاهده کرد. وجود دو خط موازی طولیِ یال در نرها که ازپهلوهای بدن به زیر شکم کشیده شده وهمچنین یک چین پوستی در سراسر زیر شکم، بهترین وجوه تمایز شیر آسیایی‌ از شیر آفریقایی می‌ باشند، چرا که این دو خصوصیت تنها به شیر آسیایی‌ محدود می‌شوند. شیرهای نر آسیایی بین ۱۶۰ تا ۱۹۰ و شیرهای ماده بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم وزن دارند، و رنگ پوستشان اغلب زرد مایل به قهوه‌ای است.

    ببر کاسپین
    ببر کاسپین

    ویژگی‌‌های ظاهری ببر کاسپین
    جمجمه و یال کوچک، گوش‌های بسیار کوتاه و کروی و البته فاقد مو در نوک، لکه‌های سفید در اطراف چشم‌ها و گونه ها، گونه‌های پر از مو، صورت زرد رنگ با نوارهای راه راه قهوه‌ای بر پیشانی، سینه و زیر بدن سفید با نوارهای راه راه زرد، کمر زرد مایل به قهوه‌ای روشن (یا همان رنگ اخرایی) با نوارهای راه راه باریک و پر تعداد مایل به مشکی‌، پهلوها روشنتر با نوارهای راه راه سیاه، دم زرد رنگ با نوارهای راه راه سفید مایل به زرد و همچنین سیاه، رنگ سفید سطح داخلی‌ دست‌ها و پاها، زردی سطح خارجی‌ دست‌ها و پاها، بزرگی‌ پنجه‌ها در مقایسه با زیرگونه‌های دیگر، و موهای بلند در سرتاسر سطح بدن، همه و همه از خصوصیات ظاهری ببر کاسپین بود. نرها ما بین ۱۶۹ تا ۲۴۰ کیلوگرم و مادّه‌ها از ۸۵ تا ۱۳۵ کیلوگرم وزن داشتند.

    نتیجه گیری
    به اعتقاد پروفسور اندرو دروچر – عضو هیئت علمی‌ و کارشناس بخش گوشت خوران بزرگ جثّه در دانشگاه آلبرتا کشور کانادا – انقراض یک گونه گوشتخوار بزرگ جثّه، فاجعه ای زیست محیطی‌ می‌‌باشد. حال آن‌ که طبیعت کشور ما با از دست دادن دو زیرگونه مهم گوشتخوار (شیر و ببر) متحمل چه فاجعه‌ عظیمی‌ گردیده است، به یقین ما ایرانیان از آن‌ بی‌ اطلاعیم. قضیه زمانی‌ حادتر می‌‌شود که با نگاهی‌ به اطراف خود درمی‌‌یابیم پلنگ و یوزپلنگ و خرس قهوه‌ای و ‌خرس سیاه آسیایی و دیگر گونه‌ها نیز یکی‌ یکی‌ در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند. همانطور که ذکر شد، انسان به طور مستقیم (شکار بی‌ رویه)، و یا غیر مستقیم (تخریب زیستگاه و شکار طعمه‌های شیر و ببر) در انقراض این دو زیرگونه، نقش بی‌ بدیلی را ایفا نمود .به یاد داشته باشیم که نیکی‌ به هم نوع (انسان) و غیر هم نوع (حیوان(، یکی‌ از مهمترین وظایفی است که پروردگار بر عهده هر یک از ما انسان ها قرار داده است. بنابراین در محافظت از این امانت‌های ارزشمند خداوند، کوشا باشیم.

    * کارشناس محیط زیست

  • بلایی که مرد 2 متری بر سر یک توله‌سگ آورد

    بلایی که مرد 2 متری بر سر یک توله‌سگ آورد

    Animal-Rights-Watch-ARW-8565

    دیده بان حقوق حیوانات: این بار رسانه‌ها از سگی که مردی را گاز گرفت سخن نمی‌گویند، بلکه سخن از مردی است که سگی را گاز گرفته است. اگر چه این خبر به نظر خنده‌دار می‌آید، اما برای «کوجو»ی کوچک این موضوع اصلاً مضحک نبود.

    «فرارو» به نقل از دویچه‌وله در ادامه نوشت: در ایالت فلوریدای آمریکا، مردی که سگ مادرش را گاز گرفته است به حیوان‌آزاری متهم و محکوم شناخته شد.
    به گزارش روزنامه «پالم بیچ پست»، این مرد 37 ساله اینک به احتمال با دست‌کم یک سال زندان و پرداخت جریمه نقدی روبروست. مادر او درخواست کرده که پسرش مجبور به گذراندن دوره‌ «ضد خشونت‌وزری» شود.
    متهم که دو متر و سه‌سانتی‌متر قد دارد و وزنش هم 170 کیلوگرم است به این سگ پاکوتاه به نام «کوجو» چنان حمله‌ور شد و او را گاز گرفت که یکی از چشمان سگ از حدقه بیرون آمد.
    چشم سگ را دوباره به جای اول بازگرداندند، اما حیوان دیگر نمی‌تواند ببیند. دامپزشک معالج او گفت، جراحات سگ آن‌چنان است که انسان تصور می‌کند او در تصادف با اتومبیل به این حال افتاده یا این که مورد حمله سگی دیگر قرار گرفته است.
    متهم می‌گوید، سگ ابتدا او را گاز گرفت. اما دادگاه این ادعا را غیرمعتبر دانسته و آن را رد کرده است. مادر متهم می‌گوید، پسرش در زمان ارتکاب جرم مست بوده است.
    مادر – که صاحب سگ است – می‌گوید که متهم تلاش کرد کوجو را تحریک کند تا سگ، او را گاز بگیرد. وقتی حیوان به این تحریک واکنش نشان نداد، مرد خود سگ را گاز گرفت.
  • چرا انسان همچنان بر روی حیوانات آزمایش می کند؟!

    چرا انسان همچنان بر روی حیوانات آزمایش می کند؟!

    Animal-Rights-Watch-ARW-Sarabandi

    دیده بان حقوق حیوانات/ رکسانا سرابندی*: بیش از دو قرن از آن روزی که توماس هنری هاکسلی، جانور شناس انگلیسی تشریح حیوانات را بهترین روش تدریس مفاهیم زیست شناسی می دانست، گذشته است اما هنوز هم تشریح حیوانات، بخصوص حیوانات آزمایشگاهی جزء لاینفک دروس رشته های پزشکی ، دامپزشکی و یا امثال آنهاست.
    با وجود آنکه دو سده از قرن 19 ام گذشته اما کماکان پیروان و دوستداران تفکر جالینوس، پدر آزمایش روی حیوانات، معتقدند که هر آنچه برای وی مفید و مطلوب بوده است قطعاً ما را هم به سمت و سویی نیک هدایت خواهد کرد.
    از آن زمان که تنها را شناخت و درک ساختار بدن و ارگان ها تشریح سایر پستانداران بوده است، مدت مدیدی می گذرد که طی این همه سال با پیشرفت علم و تکنولوژی، بی فایده ترین راه برای دانستن دانشی که در گذشته بطور کامل تبیین شده، همین آزمایش و تشریح بر روی حیوانات است زیرا امروزه دیگر شناخت ماکروسکوپیک اندام ها و یا محل قرار گیری آنها دغدغه ی دانش پزشکی نیست آن هم در زمانیکه همه چیز در سطح ملکولی و درون سلولی بررسی می شود اما سوال اینجاست که چرا در قرن حاضر هنوز هم روش های منسوخی مثل آزمایش های طولانی مدت بر روی موش ها، میمون ها و یا تکرار هزاران باره ی تشریح روی پستاندارانی مثل سگ ها، انواع نشخوارکنندگان و تک سمی ها همچنان بصورت گسترده در مراکز علمی و تحقیقاتی، موسسات آموزش عالی و در صنایع داروسازی ادامه دارد؟
    چرا با وجود تعداد زیاد نرم افزارها و فیلم های آموزشی که ساختار بدن انسان را با تکنیک های تصویر برداری پیشرفته ای مثل CT اسکن و MRI به خوبی در اختیار دانش پژوهان قرار می دهند هنوز هم در بسیاری از مدارس و حتی مراکز آموزش عالی از تشریح قورباغه برای یادگیری آناتومی و سازوکار بدن استفاده می شود؟ آیا تفاوت های فاحش در زیست شناسی بدن قورباغه با انسان مثل تفاوت در ساختار بافتی، سیستم گردش خون و ساختار متفاوت قلب ( وجود قلب سه حفره ای) کافی نیست تا بدانیم که این روش جز آزار و شکنجه ی یک موجود منفعت دیگری ندارد؟ حتی این تفاوت ها از مرز تفاوت های ماکروسکوپیک نیز گذشته و به جزییات عملکردی ارگانل ها و سلول ها میرسد، برای مثال یک قورباغه می تواند در صورت آسیب به عصب بیناییش تنها در مدت چند هفته عصب آسیب دیده را بازسازی کند و یا حتی می تواند از طریق پوستش نیز تنفس کند-که توانایی انجام هیچ کدام از اینها در انسان وجود ندارد- با این وجود متاسفانه نیمی از موارد تشریح آموزشی حیوانات بر روی قورباغه انجام می گیرد که این موضوع باعث آسیب به طبیعت هم می شود زیرا هیچ کدام از این قورباغه ها پرورشی نبوده و همه ی آنها از طبیعت گرفته می شوند که این خود موجب برهم خوردن تعادل زیست بوم ها و به وجود آمدن مشکلات عدیده ای مثل افزایش جمعیت حشرات، گسترش بیماری های منتقله از  حشرات و حتی تخریب مزارع می شود.

    مواردی از این دست بسیار زیاد است با این وجود چه چیز تاکنون مانع توقف آزمایش روی حیوانات شده است؟
    جواب آن تنها از چند کلمه تشکیل شده است؛ کلماتی مثل: تجارت، منفعت مالی، آسان و به صرفه بودن، ترفیع شغلی و یا علمی و کسب شهرت و مقام. بله، به همین سادگی! این کلمات به ظاهر آرام آنقدر قدرتمند هستند که باعث شده اند هر ساله بین 100 تا 150 میلیون حیوان در سکوت خبری و با رضایت متولیان امر و حتی اهالی علم با روش های دردناک و غیر انسانی در شکنجه گاه هایی بنام آزمایشگاه مورد صد ها آزمایش که عمدتاً یا تکراری اند و یا هیچ سودی برای سلامت بشر و پیشرفت علم ندارند ،قرار بگیرند. برای درک بهتر این موارد می توان علت آزمایش های بی رویه روی حیوانات را در 3 حوزه ی مهم انستیتو های تحقیقاتی ، مراکز آکادمیک و شرکت های سازنده مواد دارویی بررسی کرد:

    1.    مراکز دانشگاهی: آنچه در ابتدای امر در این مراکز به چشم می خورد تبانی میان تامین کننده های هزینه های پژوهشی با این مراکز است. نمی توان به سادگی این موضوع را که آزمایش روی حیوانات یک روش آسان و قطعی برای کسب رتبه و اعتبار علمی دانشگاهیان است ،نادیده گرفت مهمتر آنکه این روش ها تضمین کننده ی دریافت بودجه های کلان پژوهشی برای محققین این پروژه هاست.
    2.    مراکز علمی تحقیقاتی: تعداد زیادی از موافقان آزمایش روی حیوانات در این گروه جای می گیرند. این افراد معتقدند که این آزمایشات نقش مهمی در حفاظت از سلامت انسان ها دارد اما حقیقت امر اینست که به خوبی از بی نتیجه  و وقت گیر بودن آزمایشات و داده های حاصل از آن اطلاع دارند. بسیاری از این دانشمندان به دلایل زیادی حاضر به پذیرش این موضوع که آزمایشات حیوانی موجب عقب گرد در علم و بدست آمدن نتایج غلط بسیار در جامعه می شود، نیستند.
    3.    شرکت های داروسازی: کفه ی موافقان آزمایش روی حیوانات توسط این ابر دانشمندان تاجر روز به روز سنگین تر می شود! هیچ چیز به اندازه ی آزمایش روی حیوانات برای این شرکت ها دارای صرفه ی اقتصادی نیست برای اثبات این حرف به آنچه در ژورنال Drug Discovery and Development  آمده است اشاره می کنم : “عمده هزینه هایی که شرکت های دارویی متحمل می شوند صرف کارآزمایی بالینی و بازاریابی می شود و مبلغی که صرف کشف اولیه و روند توسعه ی دارو می شود تنها در حدود 5- 2 درصد مجموع هزینه ها را به خود اختصاص می دهد.”

    Animal-Rights-Watch-ARW-8561

    قطعاً بر کسی پوشیده نیست که کشف و توسعه ی دارو حاصل آزمایشات مداوم و بی رحمانه با دز های غیر معمول و بررسی نتایج حاصل از آن در حیوانات آزمایشگاهی است.
    آزمایش های حیوانی برای این گروه نه تنها سود آور است بلکه نوعی امنیت قضایی برای آنها ایجاد می کند، به این معنا که اگر داروی کشف شده در کارآزمایی بالینی و حتی در مراحل بعدی که عرضه به بازار مصرف است دارای عوارض جانبی بیشتر و یا عوارضی غیر از آنچه احتمالش را می دادند باشد، می توانند با تکیه و استناد بر نتایج حاصل از آزمایشات متعدد روی حیوانات از پاسخگویی به شکایات و یا پرداخت جریمه های گزاف سرباز زنند اما اینکه اهالی علم چگونه می توانند با وجود دانستن این موضوع که آزمایشات حیوانی منجر به نتایج غلط بسیار و وقوع عوارض جبران ناپذیر در مصرف عمومی می شود باز هم به فریب دادن افکار عمومی می پردازند خود جای سوال دارد! آیا سود اقتصادی دلیل موجهی برای از بین بردن و شکنجه ی طولانی مدت میلیون ها حیوان است؟ در مورد انسان ها چطور، منفعت مالی توجیه مناسبی برای تحمیل عوارض گسترده ی دارویی و هزینه مراقبت های بهداشتی پس از آن به مردم است؟ مدافعان آزمایش های حیوانی در توجیه این موضوع که در سال 1994 واکنش های ناخواسته ی دارویی چهارمین علت عمده مرگ و میر در ایالات متحده بوده است چه خواهند گفت؟

    Animal-Rights-Watch-ARW-8563
    تعمیم نتایج آزمایش بر روی مدل های حیوانی تا چه حد در جوامع انسانی کارامد است؟َ
    آزمایش روی حیوانات حدود 200 سال است که به بهانه های مختلف بصورت گسترده انجام می شود اما نتایج این آزمایشات تا چه حد قابل تعمیم به انسان هاست؟ برای یافتن پاسخ این سوال می توان نگاه کوچکی بر مفهوم شباهت های ژنومی داشت.
    برطبق نظریه ی گونه زایی داروین تمامی گونه ها از یک نیای مشترک در روند تکامل مشتق شده اند به عبارتی در تمامی گونه ها اجزای تشکیل دهنده ی DNA  یکسان است و از طرفی تقریباً ریشه ی اکثر بیماری ها در ژن هایی نهفته شده که واحد ساختاریشان  DNA است ، همین چند جمله کافی است تا ما را به یکی از دو گروه موافقان و یا مخالفان آزمایش روی حیوانات ملحق کند.
    بر طبق اعتقاد موافقان همین شباهت بالای ژنتیکی در ژنوم انسان و سایر حیوانات-برای مثال این شباهت در ژنوم انسان و شامپانزه 99.4 درصد و بین ژنوم انسان و موش 97.5 درصد است- دلیل موجهی برای شبیه دانستن عملکرد سلول های بدن انسان با آنهاست پس بر طبق این فرض انواع آزمایش بر روی حیوانات را برای دست یابی به پیشرفت در دانش پزشکی، مجاز می دانند اما علارغم این همه شباهت تفاوت های فاحشی در عملکرد ژن ها وجود دارد که دانشمندان علت آنرا نقش غالب ژن های تنظیم کننده بر ژن های ساختاری در گونه های مختلف می دانند، برای مثال نقض در یک ژن در انسان منجر به تومور چشمی در کودکان می شود ولی نقض در همان ژن منجر به سرطان مغز در موش ها می گردد.
    به عبارتی تفاوت میان انسان و شامپانزه و یا موش-همه ی گونه ها- تنها به ساختار DNA بر نمی گردد  بلکه به نحوه ی تنظیم بیان ژن ها وابسته است.
    در کتاب «به جای آزمایش روی حیوان» در خصوص بی ارزش بودن مدل های حیوانی چنین آمده است:
    “تفاوت بسیار اندک در توالی و تنظیم ژن می تواند منجر به تفاوت های عمیق زیستی، فیزیولوژیک و دست یابی میان گونه ها می شود، این پایه ای ترین دلیل است که توضیح می دهد چرا مدل های حیوانی از مد افتاده وحتی خطرناک هستند. از آنجا که ارگانیسم های زنده سیستم پیچیده ای هستند و ارتباط آنها با هم بصورت غیر خطی است تسریع دادن نتایج آزمایش بین گونه ها ذاتاً غیر قابل پیش بینی است”

    Animal-Rights-Watch-ARW-8562
    آزمایش روی حیوانات تا چه حد به نفع خود آنهاست؟
    برخی از افردی که مخالف کشتن سالانه ی میلیون ها حیوان برای آزمایشات و منافع انسانی هستند مقهور حربه ی عجیبی می شوند تحت این عنوان که آزمایش بر روی حیوانات در نهایت به نفع سایر گونه های حیوانی است! در این مواقع این افراد، به چهره ی مظلوم یک سگ دوست داشتنی و یا شیطنت توام یا لطافت یک گربه در کنار صاحبانشان فکر می کنند و نارضایتی سطحی خود را از شرایط موجود با گفتن جمله ای مثل: چاره ای نیست باید تعدادی از آنها برای داشتن زندگی بهتر سایر هم نوعانشان قربانی شوند، ابراز می کنند و سعی می کنند تمام آنچه را که بر سر حیوانات در آزمایشگاه ها می آید به کلی از یاد ببرند بلکه وجدانشان آرام بگیرد اما حقیقت بر خلاف آن چیزیست که تصور می کنیم.
    خوش بینانه ترین حالت مستلزم پذیرفتن امر محالی مثل این موضوع است که نهاد های سلامت و عوامل دخیل در آن حاضر شده اند میلیاردها دلار را صرف تحقیق و پژوهش برای بهبود سطح سلامت حیوانات کنند اما با وجود این هم نمی توان باور کرد که آزمایش روی حیوانات به نفع خودشان است:
    1.    اکثرمدل های حیوانی جاندارانی هستند که در ژنومشان تغییر ایجاد شده است و با همتایان خود هم تفاوت های بسیاری حتی در سطح سلولی دارند.
    2.    اکثراین آزمایشات با دزبالایی از داروی مورد نظر در کوتاه ترین بازه ی زمانی به حیوان خورانده می شود که این موجب واکنش های فیزیولوژیک و پاتولوژیک شدید در آنها می گردد که این روش کاملاً متفاوت با روش های درمانی در حوزه ی دامپزشکی است. شاید این تفاوت به وسعت تخریب بدن با خمپاره در قیاس با آسیبی که ویروس سرماخوردگی به بدن وارد می کند، باشد.
    3.    شرایط حیوانات مورد آزمایش در روند تهیه و کشف یک داروی جدید متفاوت با حیواناتیست که توسط دامپزشک درمان می شوند.
    4.    در نهایت آنکه نتایج بیشتر مطالعات حیوانی به نام همان شرکت و یا واحد تحقیقاتی بصورت کاملاً انحصاری ثبت می شود و دسترسی سایر افراد نظیر دامپزشکان به این داده ها تقریباً غیر ممکن است.

    Animal-Rights-Watch-ARW-8564
    اما اگر هیچ کدام از دلایل ذکر شده در نقض ادعای مطرح شده وجود نداشت، آیا باز هم آسیب رساندن و کشتن یک حیوان برای نجات احتمالی حیوانی دیگر توجیه انسانی خواهد داشت؟
    تعمیم این مورد به جوامع انسانی چگونه است؟ اگر گزینه آزمایش و کشتن انسان ها وجود دارد چرا در سالن های تشریح دانشکده های پزشکی از اجساد انسان های که به دلایلی مرده اند استفاده می شود؟
    چرا با وجود آنکه بیش از ربع قرن از ابداع روش فیکس کردن اجساد حیوانات مرده توسط دکتر کومار گذشته است، هنوز هم سالن های تشریح با روح های سرگردان و مضطرب حیواناتی که بر خلاف میلشان برای علم آموزی کشته شده اند، پر می شود؟
    چرا هنوز هم برای بررسی نوع خاصی از یک عارضه یا بیماری به جای بررسی آن در حیواناتی که این عارضه را دارند-برای مثال قطع نخاع شده اند- حیوان سالم دیگری را با روش های درد آور به همان عارضه دچار می کنند؟
    هزاران چرای دیگر هست که منصفانه و عاقلانه بودن آزمایشات روی مدل های حیوانی را زیر سوال می برد.
    در قرن 21ام، در عصر شکوفایی علم و دانش کمترین نیاز ممکن را به مدل های حیوانی داریم چه در حوزه ی فعالیت برای سلامت انسان ها و چه در حوزه ی آموزش و پژوهش برروی حیوانات! امروزه به کمک روش های جایگزین می توانیم بیماری ها را در سطح ژن ها بررسی کنیم و با روش هایی نظیر ژنومیکس، پرتومیکس و … تا حد زیادی از آزمایش بر روی حیوانات بی نیاز شده ایم پس دلیل این همه وفاداری به روش های کهنه و منسوخ را نمی توان جز در جاه طلبی و منفعت طلبی بسیار صاحبان امر، تبلیغات دروغین و اثر گذاری غلط آنها بر باور مردم دانست!!

    با برداشت و اقتباس از کتاب «به جای آزمایش روی حیوان»

    * دانشجوی دامپزشکی، فعال حقوق حیوانات، عضو گروه «ایرانیان مخالف آزمایش روی حیوانات» و منتخب تقدیر شده نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴

    _______________________________

    به مناسبت روز دامپزشکی: به رنج حیوانات عادت نخواهیم کرد؛ دلنوشته یک دانشجوی دامپزشکی حامی حقوق حیوانات

    بیانیه روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات/ اعلام منتخبان نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴

  • نبرد خونین مرد الموتی با یک قلاده خرس/ تصویر 18+

    نبرد خونین مرد الموتی با یک قلاده خرس/ تصویر 18+

    Animal-Rights-Watch-ARW-Warning18

    دیده بان حقوق حیوانات: یک مرد روستایی در منطقه الموت قزوین پس از حمله یک قلاده خرس به وی مبارزه کرد و خود را نجات داد.

    یک مرد روستایی در منطقه الموت قزوین پس از حمله یک قلاده خرس به وی مبارزه کرد و خود را نجات داد.

    در این حادثه که صبح امروز رخ داد ، یکی از کشاورزان روستای زواردشت الموت حین مراجعه به باغش با حمله یک قلاده خرس مواجه شد و از ناحیه دست چپ مرد حمله قرار گرفت. این مرد روستایی با چوبدستی در برابر خرس مقاومت کرد و خود را نجات داد.

    این مرد روستایی که خاکپور نام دارد پس از اطلاع اهالی با مرکز فوریتهای پزشکی با امداد هوایی به بیمارستان ولایت قزوین منتقل و بستری شد. طی دو سال اخیر بسیاری از بیماران اورژانسی از منطقه الموت با امداد هوایی به مراکز درمانی منتقل شده اند.

    روستای زواردشت در منطقه الموت شرقی و همجوار با دریاچه اوان قرار دارد.

    Animal-Rights-Watch-ARW-8556

    Animal-Rights-Watch-ARW-8557

    Animal-Rights-Watch-ARW-8558

    Animal-Rights-Watch-ARW-8559

    منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

  • به مناسبت روز دامپزشکی: به رنج حیوانات عادت نخواهیم کرد؛ دلنوشته یک دانشجوی دامپزشکی حامی حقوق حیوانات

    به مناسبت روز دامپزشکی: به رنج حیوانات عادت نخواهیم کرد؛ دلنوشته یک دانشجوی دامپزشکی حامی حقوق حیوانات

    Animal-Rights-Watch-ARW-8555

    دیده بان حقوق حیوانات/ رکسانا سرابندی*: در راهرو سالن تشریح که قدم می زنم بوی فرمالین خاطرات ماه های اول دانشگاه را برایم زنده می کند. این بوی تند و بی رحم هنوز هم برایم مثل آخرین لحظات فیکس کردن حیوانات در این سالن سرد، زننده و نفرت انگیز است.

    هنوز هم آخرین نگاه های آن سگ مزرعه را که به بهای ناچیز به دانشکده فروخته شده بود به یاد دارم، هنوز هم نتوانسته ام آن بزغاله سیاه کوچک را که از شدت درد و شوک ناشی از بریدن شاهرگش ناله می کرد را از یاد ببرم. گاهی فکر می کنم که شاید اگر می توانست می گفت که تا چه حد از روپوش سفید ما وحشت دارد، شاید لازم بود که من هم می گفتم که چقدر از این سپیدی دلهره آور و شرایط موجود بی زارم، اما هیچ کس حرفی نزد، هیچ کس کاری نکرد، فقط نگاه کردیم، عده ای به بیچارگیش می خندیدند، عده ای با بی تفاوتی به سرخی خونش چشم دوخته بودند و عده ای هم مثل من بارها و بارها لب هایشان را گزیدند و دردرون خود، به حال تمام حیواناتی که قربانی روش های کهنه ی علم آموزی ما می شدند، اشک ریختند.

    دو سال اول دانشگاه من با بغض، دلهره و استرس دیدن هزاران باره ی چشمان ترسان و نا امید حیواناتی که از بخت بد برای کمک به ترویج علم انتخاب و قربانی می شدند؛ گذشت.

    فرمالین را نفس کشیدیم و سکوت کردیم، پذیرفتیم، ازیاد بردیم و عادت کردیم به سردرد های ناخوانده بعد از کار با لاشه های موجوداتی که روزی پر از عشق و امید به زندگی بودند اما اکنون، حتی با وجود فرمالینی که در رگ هایشان وجود داشت، گندیده اند.

    عادت کردیم که دیگر این سوال تکراری را نپرسیم که چرا می کشیم؟ که چرا نابود می کنیم؟ وقتی که صدها روش جایگزین دیگر وجود دارد.عادت کردیم که عادت کنیم به هر چیزی که با ارزش های انسانیمان هم سو نیست.

    اکثر ما امیدوار بودیم که با پایان یافتن کلاس های آناتومی، تمامی این اتفاق ها به پایان برسد، اما اشتباه می کردیم، تمام این صحنه ها را دیده بودیم تا کم کم وجدانمان به خواب رود، تا نادیده بگیریم، قوی باشیم و احساس نکنیم درد و رنجی را که رت های آزمایشگاهی هنگام بریدن دم و گوشهایشان حس می کنند.

    ساعت های مدیدی را در سالن های تشریح گذرانده بودیم تا وقتی بی دلیل و برای تکرار چندین باره ی یک آزمایش با نتیجه مشخص مجبور می شدیم این اسیران سپیدِ چشم سرخ را در محفظه های بزرگ اتر خفه کنیم با آرامش اسکالپل را به خط میانی شکمشان فشار دهیم و نترسیم از مشاهده ی ارگان هایی که سانت به سانتش را نه تنها ما، بلکه امثال ما هزاران بار دیده بودند. باید آزمایش می کردیم، باید می دیدیم تا مبادا چیزی از آنچه در سیلابس درسیمان تعریف شده، از قلم بیوفتد.

    وضع در مزارع پرورش و نگهداری دام ها بهتر از آنچه در سالن تشریح و آزمایشگاه ها تجربه کرده بودیم نبود. آنجا یاد گرفتیم تا بپذیریم که دام ها دارایی شخصی ما هستند، آنها به دنیا میایند تا در خدمت ما باشند، آنها برای ما پرورش میابند! آنجا آموختیم که اگربا دامی که به بیماری سختی که نیازمند صرف وقت و هزینه بسیار برای درمان بود، مواجه شدیم و تشخیص بر این بود که درمان به طور قطعی جواب نخواهد داد، تنها به یک را متوسل شویم، کشتارگاه!!

    من آموختم که در دامپزشکی مانند پزشکی برای نجات جان بیمارم تا لحظه ی آخر نباید بجنگم چون حتی اگر به کشتارگاه هم فرستاده شود باز هم برای هم نوعانم مفید خواهد بود. من آموختم پیش از آنکه دامپزشک باشم باید در جهت منافع انسانی عمل کنم!

    گاهی به فشار ناشی از انقباضات عضلات خلفی دام بر روی ساعدم که در واکنش به دردی بود که می کشید، فکر می کنم و از خودم می پرسم هیچ روش دیگری برای تشخیص آبستنی در یک دام  ماده وجود ندارد که دیگر مجبور نباشد چنین دردی را در هر آبستنی تحمل کند؟

    این درست از آن دست سوالاتیست که بارها و بارها در ذهن خیلی از ما می گذرد اما کمتر تلاشی برای یافتن پاسخش صورت می گیرد، شاید چون عادت کردیم که عادت کنیم به آنچه هست، هرچند که بد، زشت و یا دردآور باشد.

    اما خیلی از ما هنوز هم امیدواریم به آنچه که تغییرمی نامندش. هنوز هم برای ایجاد این تغییر تلاش می کنیم.

    ما باور نکردیم که برای کمک به حیوانات باید 6 سال و یا حتی بیشتر تعداد کثیری از آنها را قربانی کنیم. باور نکردیم که بهترین روش درآموزش جراحی انجام آن بر روی حیوان سالم  است وقتی که در حال حاضر 154 دانشگاه از 159 تای آنها در ایالات متحده، به جای جراحی های آسیب رسان روی حیوان سالم، از Alternative ها و روش های جایگزین استفاده می کنند.

    خیلی از ما نتوانستیم بپذیریم که کشتن بهترین راه فیکس کردن حیوانات برای آموختن آناتومیست، وقتی که در بسیاری از دانشکده های برتر دامپزشکی  از پلاستینه کردن و یا فیکس کردن اجساد اهدایی استفاده می شود.

    ما نتوانستیم عادت کنیم به آزمایش تکراری مشاهده ی اثر دارو های مختلف با دوز متغییر بر روی دام ها که نتایج آنها سالهاست که مشخص شده و تکرار آنها جز گذراندن ساعت های تعیین شده در آزمایشگاه حاصلی ندارد آنهم وقتی که نرم افزار های فارماکولوژی در بسیاری از کشور ها جایگزین این روش ها شده است.

    هرگز برای خیلی از ما کشتن رت ها عادی نمی شود، حتی اگر باور عموم بر این باشد که آنها موجوداتی بی ارزش با توان تولید مثلی بالا و دوره ی بلوغ کوتاه هستند و برای این تکثیر می شوند که عمرشان فدای تحقیق و پژوهش های عمدتاً تکراری شود.

    اگر هزاران بار دیگر هم به خیلی از ما ها بگویند که درمان عفونت سینوسی ناشی از شاخ بری غلط، هزینه بر،وقت گیر وبی نتیجه است بازهم تسلیم نخواهیم شد و به درمانمان ادامه خواهیم داد.

    شاید به خاطر تمام آن دامپزشکانی که هنوز هم زیر بار هیچ نوع جراحی زیبایی در پت ها ویاعقیم سازی های بی دلیل و غیر اصولی نمی روند است که، خیلی از ما هنوز هم به تغییر امیدواریم.

    ما خیلی وقت است که دیگر به کشتن عادت نمی کنیم و دیگر روش های قدیمی و منسوخ را نمی پذیریم.

    ما اینجاییم تا برای تغییر و بهبود شرایط تمام حیوان هایی که گاهی امیدی جز ما برای درمان شدن ندارند، تلاش کنیم.

    ما برای تغییر تلاش می کنیم، حتی اگر ده ها، 14 مهر دیگر هم از پس هم بگذرند چون ما آنقدر به تغییر امیدواریم که در انتظارآن 14 مهری هستیم که وقتی رسید، دیگر روپوش سپید ما، دلهره ای در نگاه هیچ بی زبانی ایجاد نکند.

    * دانشجوی دامپزشکی، فعال حقوق حیوانات، عضو گروه «ایرانیان مخالف آزمایش روی حیوانات» و منتخب تقدیر شده نشان خرس قهوه ای ۱۳۹۴

  • از مرز واقعیت تا تحریف/ جواب دامپزشک ارم به یک خبر

    از مرز واقعیت تا تحریف/ جواب دامپزشک ارم به یک خبر

    Animal-Rights-Watch-ARW-8553

    دیده بان حقوق حیوانات/ ایمان معماریان*: باغ وحش تهران (ارم) سالهای سال بدون کوچکترین تغییری در حال ادامه حیات بود و هر چند سال یکبار شاید خبری همچون ورود ببرهای سیبری یا مرگ آنها باعث توجه به این باغ وحش میشد. در آن زمان باغ وحش تهران هم همانند سایر باغ وحش های کنونی ایران تنها با فروش غیرمجاز حیوانات کسب درآمد میکرد، کسی به فکر ایجاد تغییر نبود و طرفداران حقوق حیوانات هم آن روند را کاملاً در راستای حقوق حیوانات میدانستند و دم بر نمی آوردند. کمتر از 3 سال است باغ وحش تهران روند رو به جلوی خود را آغاز کرده است و با تغییر بیش از 80 درصدی جایگاه ها، جلوگیری از هر گونه خرید و فروش غیرمجاز، راه اندازی سیستم مکانیزه فاضلاب و استفاده از خروجی آن در آبیاری، کسب گواهینامه ISO-9001 2008 و حتی کسب عضویت در ارگان اروپایی EEP در مورد پلنگ ایرانی به عنوان اولین قدم برای عضویت در اتحادیه باغ وحش های اروپا در چشم انداز 2020، پا را فراتر از استانداردهای ایرانی و سازمان حفاظت محیطزیست ایران گذاشته و خودخواسته قدم به قدم به استانداردهای بین المللی نزدیکتر میشود. ولی گویا این روند پیشرفت مخالف با حقوق حیوانات است! چرا که طرفداران و فعالین در زمینه حقوق حیوانات فعالتر از پیش در راستای تخریب باغ وحش تهران، از هرآنچه در توان دارند استنفاده میکنند تا باغ وحش را کماکان مکانی شیطانی جلوه دهند. بدون شک نقدهای سازنده میتواند این روند بهبود را تسریع کند ولی آیا نقدهای این دوستان به مشکلات واقعی و ملموس باغ وحش تهران اشاره دارد؟!

    بسترسازی جهت تحریف واقعیت
    لازم به ذکر است که هنوز 20 درصد از جایگاه های باغ وحش تهران نیاز به بازنگری اساسی دارد. اگر فردی بخواهد بدون دشمنی و غرض ورزی انتقادی سازنده داشته باشد، اشاره به آنها خالی از لطف نخواهد بود. ولی دوستانی که خود را طرفدار حقوق حیوانات میدانند گویا به روش های دیگری برای رسیدن به هدف خود که همان بستن بی قید و شرط باغ وحش است، روی آورده اند و این مهم چیزی نیست جز شایعه پراکنی، بیان موارد غیرواقعی و یا تحریف واقعیت.
    این رویکرد افرادی که خود را طرفدار حقوق حیوانات میدانند، در گزارشات اخیر منتشرشده از باغ وحش تهران کاملاً ملموس است. به عنوان مثال میتوان به خبرهای مختلفی از خبرگزاری مهر و بازنشر آنها توسط سایت دیده بان حقوق حیوانات اشاره نمود.
    بخشی از این گزارش در سایت دیده بان حقوق حیوانات به نقل از خبرگزاری مهر: “به گزارش خبرنگار مهر، باغ وحش ارم به دلیل اقدامات بسیاری که طی ۵ سال اخیر در رابطه با حقوق حیوانات از جمله فروش حیواناتی چون شیر و گرگ به اشخاص حقیقی، خفه شدن ببر مبتلا به صرع در حوض آب، مرگ ببر نر سیبری بر اثر ابتلا به مشمشه، کشتار غیرانسانی ۱۴ شیر به دلیل احتمال ابتلا به مشمشه، استفاده از خرگوش زنده برای تغذیه شیرها، بستن گراز زنده با مفتول فلزی برای تغذیه شیرها، نگهداری از فیل ها در اتاقکی کوچک با زنجیری بر پایشان در تمام فصل سرما، شرایط غیراستاندارد نگهداری از خزندگان، قفس های نامناسب میمونها، مرگ مشکوک کفتار ماده و جایگزینی آن با کفتار نر، مرگ دو کانگورو و والابی، یال سوخته شترها بر اثر پرتاب سیگار بازدیدکنندگان، زمین بتنی زیر پای سگ سانان و نهایتاً تکثیر غیرکارشناسانه گوزنهای اروپایی که در حالت خوشبینانه مازاد آنها به مصرف گوشتخواران باغ وحش و همچنین یک شخصیت حقیقی رسیده به یکی از بدنام ترین باغ وحش های کشور در این رابطه تبدیل شد تا جایی که به ایستگاه پایانی برای گربه سانان لقب گرفت. فروش و کشتار حداقل ۳۷ گوزن زرد و قرمز اروپایی برای مصارف انسانی یا تامین گوشت گوشتخواران، در کنار ورود بدون مجوز ببرهای سفید و شیرهای آسیایی که جنجالهای زیادی را بر پا کرد، نگرانی دوستداران حیات وحش را به دنبال داشت و در افکار عمومی نسبت به مجموعه تفریحی ارم ذهنیت منفی بیشتری  ایجاد کرد.”

    “ایستگاه پایانی برای گربه سانان”!!!
    بد نیست بدانیم باغ وحش تهران در حال حاضر از گونه¬های مختلف گربه سان از جمله پلنگ ایرانی، پلنگ آفریقایی، شیر آفریقایی، ببر بنگال، کاراکال، سیاه گوش و گربه جنگلی نگهداری میکند. 3 گونه از این گربه سانان در حال حاضر تکی و بدون جفت هستند و جایگاه نگهداری آنها کاملاً تغییر کرده و در حد استانداردهای بین المللی است. در مورد شیر آفریقایی تغییرات جایگاه و بهینه سازی آن به طور کامل و مبتنی بر استانداردهای بین المللی صورت پذیرفته و تکثیر آنها با روش قرار دادن ایمپلنت ضدبارداری برای مدت 2 سال متوقف شده و این مهم به علت تکثیر فراوان این گونه در باغ وحش تهران صورت گرفته است تا جایگاه مناسب برای تعدادی تعیین شده از شیر آفریقایی را در اختیار داشته باشیم. لازم به ذکر است، فیل آسیایی سریلانکایی، کانگرو قرمز، ببر بنگال و میرکت گونه های جدید باغ وحش تهران در 2 سال اخیر هستند که در نهایت سلامت تولیدمثل هم میکنند. جالب است بدانیم پیرترین پلنگ آفریقایی ثبت شده در کل دنیا با نام لاسا در حال حاضر در باغ وحش تهران زندگی میکند و شرایط نگهداری گربه سانان و جایگاه های آنها از بهترین بخشهای باغ وحش تهران است که باعث شده روند عضویت در اتحادیه باغ وحش های اروپا از این بخش آغاز شود. در مورد پلنگ ایرانی نیز موفقیتهای بسیاری برای اولین بار در ایران و دنیا کسب شد.

    هدف از نقب در گذشته چیست؟
    در مورد مشکلات ایجاد شده بعد از شیوع بیماری مشمشه که در زمان مدیریت قبلی و بیش از 5 سال پیش در باغ وحش تهران رخ داد، لازم به ذکر است کلیه اقدامات صورت گرفته و معدوم سازی شیرها با توجه به قوانین سازمان دامپزشکی و توسط این سازمان صورت گرفته است. ببر های سیبریایی که توسط سازمان محیط زیست ایران از کشور روسیه به ایران آورده شده بودند تحت مالکیت سازمان حفاظت محیط زیست بوده و تنها به دلیل عدم وجود جایگاه نگهداری در باغ وحش تهران نگهداری می شدند که بعد از مرگ ببر نر به دلیل ابتلا به بیماری مشمشه ببر ماده توسط سازمان دامپزشکی در قرنطینه قرار گرفته و تا به امروز تحت نظارت این ارگان در قرنطینه قرار دارد. لازم به ذکر است با وجود اینکه مالکیت این ببر متعلق به سازمان حفاظت محیط زیست است، باغ وحش تهران بارها  آمادگی خود را برای پرداخت کلیه هزینه های آزمایش مجدد و فراهم سازی جایگاه مناسب برای انتقال ببر به داخل باغ وحش اعلام نموده است. مکاتبات بین المللی با مراکز معتبر دنیا جهت تعیین تکلیف این ببر نیز از سوی باغ وحش تهران صورت گرفته و از مراکز مختلف در اروپا و استرالیا توصیه نامه هایی به ایران ارسال شده است. به هر حال باغ وحش تهران دیگر باغ وحش پیشین نیست و همانطور که پیشتر نیز ذکر شد 3 سالی است که روند پیشرفت را آغاز کرده و اشاره به مشکلات قدیمی که قبل از آغاز رویکرد جدید باغ وحش تهران رخ داده، شاید دلایل دیگری داشته باشد.

    جنجال مغرضانه بی پایان در مورد ببر مبتلا به صرع
    در مورد ببر بنگالی که به علت بیماری در حوضچه آب غرق شد، خاطرنشان میسازد که نزدیک به 7 سال قبل مسئولان گذشته باغ وحش، دو توله ببر را با قیمتی بسیار پایین خریداری می‌کنند. اما توله ببر نر، حین انتقال به تهران تلف می‌شود (به علت بیماری و تشنج متناوب) و توله ببر ماده، برای مدتی تنها ببر باغ وحش تهران می‌شود.
    در ابتدا، کسی متوجه بیماری صرع ببر نمی‌شود تا اینکه حملات صرع این حیوان افزایش پیدا می‌کند و پس از تست‌های دامپزشکی مشخص می‌شود که حیوان از بیماری صرع رنج می‌برد. شایان ذکر است که تمامی تست ها وتشخیص در زمان مسئولیت بنده بعنوان دامپزشک باغ وحش تهران صورت پذیرفته است. این ببر مبتلا به بیماری صرع Epilepsy  با پیشینه ژنتیکی و مادرزادی بود که به صورت متناوب دچار حمله‌های صرعی می‌شد. حیوان تحت درمان با داروی Phenobarbital قرار داشت که به همین دلیل تعداد حملات به شکل چشمگیری کاهش پیدا کرده بود. این ببر بعدازظهر روز 14 مرداد ماه سال 1392 در جایگاه خود دچار حمله مجدد صرعی شده و بر اثر همین حمله نیز سر حیوان به داخل حوضچه تعبیه شده در محوطه‌اش وارد می‌شود. با وجود آنکه نگهبان جایگاه ببر متوجه این اتفاق شده و به سرعت برای خارج کردن سر حیوان از داخل آب وارد محوطه نگهداری ببر می‌شود، اما حیوان بر اثر خفگی در آب تلف می‌شود. این مشکل ناخواسته که در زمان حملات صرعی با برخورد سر حیوان به اجسام مختلف و یا حتی ورود پوزه حیوان به داخل ظرف آب محتمل بود، حادثه ای است که در بسیاری از نقاط دنیا حتی در مورد انسانها رخ میدهد. نکته قابل تعمق اینجاست که تنها یک هفته بعد از مرگ ببر بیمار باغ وحش تهران در باغ وحش لندن توله ببر سیبریایی که بسیار با ارزش تر از ببر بیمار و با مشکلات ژنتیکی باغ وحش تهران بود، در استخر آب خوری خفه شد. واقعیت امر این است که در هر مکانی که از حیوانات زنده نگهداری میشود احتمال بروز تلفات نیز وجود دارد و این احتمال در موارد بیماریهای غیرقابل درمان بیشتر هم میشود. بسیاری از باغ وحش های معتبر دنیا حیوانات بدون ارزش ژنتیکی و یا دارای مشکلات ژنتیکی را حذف می کنند تا این مشکل باعث رنج حیوان نشود و یا به نسل های بعدی منتقل نشود.

    موج سواری بر روی سوژه گوزن اروپایی
    “تکثیر غیرکاشناسانه گوزنهای اروپایی که در حالت خوشبینانه مازاد آنها به مصرف گوشتخواران باغ وحش و همچنین یک شخصیت حقیقی رسیده به یکی از بدنام ترین باغ وحش های کشور در این رابطه تبدیل شد”!!!
    این که کارشناس کیست و آیا هرکسی میتواند به خود اجازه دهد، در مواردی که کوچکترین سررشته ای از آن ندارد، نظر دهد بحثی دیگر است ولی در مورد استفاده از گوزنهای قرمز و زرد اروپایی جهت تغذیه گوشت خواران باید ذکر کنم در تمامی دنیا برای جلوگیری از افزایش جمعیت گونه هایی که نیازی به تکـثیر آنها نیست، اقداماتی صورت میپذیرد. برای مثال در باغ وحش تهران برای شیرهای آفریقایی ایمپلنت های خاص ضدبارداری استفاده شده تا این گونه در دوسال پیش رو تولیدمثل نداشته باشد. در برخی از موارد نیز جدا کردن جنس نر و ماده از یک دیگر و حتی عقیم سازی دائمی مطرح میباشد. با این وجود از برخی از گونه ها میتوان استفاده بهتری نمود. برای مثال گوزن زرد اروپایی Dama dama و گوزن قرمز اروپایی Cervus elaphus در لیست IUCN درجه حفاظتی LC یا کمترین نگرانی را دارند، در نتیجه این دو گونه از گوزنهای باغ وحش تهران علاوه بر این که گونه بومی کشور ما نمی باشند، در تمامی دنیا از نظر زیست محیطی کمترین ارزش را دارا بوده و تعداد آنها در کشورهای مختلف رو به فزونی است. در کشورهای اروپایی به دلیل نبود شکارچی طبیعی، تعداد این گونه ها در زیستگاه طبیعی خود در برخی از مناطق از مرز تحمل زیستگاه بیشتر شده و مجوزهای شکار چند هزارتایی برای کنترل جمعیت آنها صادر میشود. بسیاری از کشورها این دو گونه گوزن را در تعداد بالا به منظور استفاد از گوشت و سایر فراورده ها پرورش میدهند که مهمترین آنها کشور نیوزلند میباشد. گوشت این گونه گوزن ها به نام Venison در بازار اروپا و آمریکا معروف میباشد و در اکثر سوپر مارکت ها در دسترس است. نکته بعدی این که گوزن زرد ایرانی که از گونه های به شدت در خطر انقراض و منقرض شده درطبیعت است، بسیار حساس به مشکلات ژنتیکی و اختلاط نژاد میباشد. وجود گونه ای همچون گوزن زرد اروپایی با توجه به عدم وجود مدیریت صحیح در اکثر مراکز نگهداری میتواند خطری جدی برای ژن با ارزش گوزن زرد ایرانی باشد و در صورت مخلوط شدن این دو گونه و یا راه یافتن گوزن زرد اروپایی به طبیعت ایران، خسارات جبران ناپذیری بر عرصه محیط زیست ایران وارد خواهد شد. دقیقاً عین همین مشکلات در مورد گوزن قرمز اروپایی و تحت گونه بسیار باارزشی که از آن با عنوان مرال یاد میشود و در طبیعت ایران در خطر انقراض قرار دارد، صادق است. در صورت اختلاط گوزن قرمز اروپایی و مرال و یا راه یافتن گوزن قرمز اروپایی به طبیعت ایران، خسارات جبران ناپذیری به بار خواهد آمد. گونه های مختلف در باغ وحش ها جایگاه های استاندارد و تعریف شده ای براساس تعداد برای خود دارند که در صورت نگهداری از گونه ها بیش از تعداد مجاز در یک جایگاه، مشکلات زیستی برای آن گونه ایجاد خواهد شد. برای مثال تغذیه گوشتخواران در باغ وحش تهران با گوشت گاو برزیلی و لاشه کامل مرغ انجام میپذیرد و گوشت مصرفی حیوانات گوشتخوار بدون شک از سایر حیوانات به دست می آید منجمله گاو، شتر، گوسفند، خوک و یا گوزن و زرافه و… پرورش یافته در باغ وحش که ارزش حفاظتی و زیست محیطی آنها همانند یکدیگر است. خریدار واجد شرایط قانونی برای این دو گونه وجود ندارد و بعضا درخواست های خرید این دو گونه توسط سازمان محیط زیست رد شده است. لازم به توضیح است که باغ وحش¬ های معتبر دنیا اجازه ی انتقال و فروش این گونه ها به مراکزی که مجوز و توان نگهداری درست از آنها را ندارند، نخواهند داشت.

    نگاهی به شایعات منتشر شده
    “فروش حیواناتی چون شیر و گرگ به اشخاص حقیقی”!!!
    3 سال است که هیچ حیوانی بدون مجوز سازمان حفاظت محیط زیست به باغ وحش تهران وارد نشده و یا از این باغ وحش خارج نشده است.

    “بستن گراز زنده با مفتول فلزی برای تغذیه شیرها”!!!
    اتفاقی که هیچ گاه در باغ وحش تهران رخ نداده و تنها برای تخریب ذکر شده!

    “نگهداری از فیل ها در اتاقکی کوچک با زنجیری بر پایشان در تمام فصل سرما”!!!
    جایگاه فیلها بر طبق استانداردهای 7 سال پیش طراحی و ساخته شده بود و چه در فصل زمستان چه تابستان فیلها شاید برای تنها دقایقی برای زمان کار کارگرهای ساختمانی و یا کارهای عمرانی بسته میشدند نه در تمام فصل زمستان. البته لازم به ذکر است جایگاه فیلها کاملاً با استانداردهای روز دنیا تغییر کرده و ارتباط مستقیم انسان با فیلها برداشته شده و فیل بان ها از این پس از پشت حفاظهای خاص برای تیمار فیلها اقدام میکنند و در زمان حضور فیل وارد جایگاه نمی شوند که این روش به روزترین روش نگهداری از فیل در باغ وحش های دنیا است.

    “شرایط غیراستاندارد نگهداری از خزندگان”!!!
    جایگاه خزندگان کاملاً شرایط مناسب نگهداری گونه های موجود را دارا میباشد. حتی جایگاه های جدید و استانداردی برای ایگوآناهای سبز، مارهای پیتون برمه ای، کرکودیل های نیل، گاندوها، بزمجه و… ساخته شده و از آنها استفاده میشود.

    “قفس های نامناسب میمونها، زمین بتنی زیر پای سگ سانان”
    در تمامی موارد ذکر شده تنها این دو مورد از سندیت برخوردار است که در مورد جایگاه شامپانزه ها و گرگها باغ وحش تهران نیاز به تغییرات اساسی دارد و در مورد جایگاه بابون و رزوس تغییراتی در حفاظ ها صورت گرفته و تغییرات تکمیلی برای غنی سازی جایگاه لازم است که باید در برنامه های آینده باغ وحش تهران قرار گیرد و حتما اینچنین خواهد بود. به هر حال همه خرابی ها یکشبه به سامان نخواهد شد.

    “مرگ مشکوک کفتار ماده و جایگزینی آن با کفتار نر”
    3 سال پیش کفتار راه راه ماده ای در باغ وحش تهران زندگی میکرد که به گفته نگهبانان قدیمی باغ وحش تهران از پیرترین حیوانات باغ وحش تهران بود. عدم توانایی در حرکت به علت فیکس شدن مهره های ستون مهره های کمری و سینه ای به یکدیگر Spondylosis و آرتروز و درد شدید مفاصل زانو، لگن، شانه و آرنج از دیگر موارد مشکلات ناشی از سن بالا در این حیوان بودند. مشکل قلبی CHF هم در روزهای آخر عمر باعث تحمیل درد و رنج شدید به حیوان شده بود. با توجه به درد و رنج شدید حیوان و برگشت ناپذیر بودن شرایط حیوان با داروی بیهوشی و به روش درست راحت شد (مرگ با شفت یا یوتانایز). 2 سال بعد از آن توله کفتار راه راه  نری که با آسیب شدید اندام قدامی در نزدیکی تهران پیدا شده بود، به باغ وحش تهران تحویل داده شد که با اطلاع سازمان محیط زیست درمان بر روی اندام قدامی حیوان آغاز شد و بعد از 3 ماه بهبودی نسبی حاصل شد اما به دلیل آسیب شدید و دفرمیتی نسبی ایجاد شده و همچنین با توجه به سن حیوان، رهاسازی مجدد امکانپذیر نبوده و در باغ وحش تهران نگهداری میشود.

    “مرگ دو کانگورو و والابی”
    3 کانگروی قرمز در کل تاریخ ایران به ایران وارد شده اند و این مهم حدود یکسال پیش در باغ وحش تهران رخ داد. هر سه کانگرو کاملاً سالم در جایگاهی استاندارد زیست میکنند و قابل بازدید برای بازدیدکنندگان هستند.

    “یال سوخته شترها بر اثر پرتاب سیگار بازدیدکنندگان”
    غددی مترشحه در پشت سر شتر های نر قرار دارد که به آنها occipital glands میگویند و تصویر منتشر شده و در خبرگزاری مهر و بازنشر داده شده در سایت دیده بان حقوق حیوانات نشان میدهد دوستان این غدد را با سوختگی اشتباه گرفته و داستانی در خور ساخته اند!

    حال جای کمی فکر دارد که اینچنین شایعات و دروغ ها و یا کج فهمی ها از کجا آمده!؟ بدون شک در دیدگاه طرفداران حقوق حیوانات  باغ وحش خوب و بد وجود ندارد و باغ وحش ها باید بسته شوند! بدون شک در دیدگاه حقوق حیواناتی دوستان جایگاهی که برای باغ وحش ها در حفاظت از گونه های حیات وحش، فرهنگ سازی و تحقیقات تعریف شده نیز معنا ندارد! ولی برای رسیدن به این هدف یعنی بسته شدن کلیه باغ وحش های دنیا منظور طرفداران حقوق حیوانات از ترویج شایعات و تخریب  2 دلیل اصلی و بسیاری دلایل فرعی است:
    1.  عدم وجود دانش در زمینه ای که فرد در آن خود را صاحب نظر میداند که این مساله متاسفانه از تمامی گفته های خلاف واقع مشخص است

    2. پیشبرد دیدگاه به هر روشی که باعث ایجاد دشمنی های شخصی و تخریب و غرض ورزی شده!

    در نهایت بد نیست بدانیم، باغ وحش تهران، باغ وحشی پیشرو در ایران است که با وجود مساحت کم از ۱۱۰ گونه جانوری نگهداری می‌کند. این مجموعه بهعنوان بهترین باغ وحش ایران قصد دارد تا در آینده الگویی برای سایر باغ وحش‌های کشور باشد.
    باغ وحش تهران درصدد است تا هدف اصلی باغ وحش‌های دنیا یعنی کمک به حیات وحش را در ایران اجرا کند.

    صفحه چرا باغ وحش مهم است؟
    امروزه در تمام دنیا باغ وحش‌ها بعنوان ستون‌های اساسی حفاظت از حیات‌وحش مطرح هستند. پتانسیل بالای بازدیدکنندگان که تعداد بسیار زیادی از آنان را کودکان تشکیل میدهند، این قابلیت را به باغ وحش‌ها داده تا در فرهنگ‌سازی و حفاظت از حیات‌وحش پیشگام باشند. اکثر مردم عادی برای دیدن و ارتباط برقرار کردن با حیات‌وحش امکان رفتن به طبیعت و مشاهده حیوانات را ندارند و لذا مهمترین مکانی که ذهن این افراد را با مقوله حفاظت از حیات وحش عجین خواهد کرد، باغ وحش است.
    باغ وحش تهران نیز قصد دارد در آینده نزدیک با مدیریت مناسب، پایه‌گذار فرهنگ حفاظت از حیات وحش بالاخص در کودکان و دانش‌آموزان باشد. علاوه بر این نباید فراموش کرد که باغ وحش‌ها مهمترین مکان برای انجام تحقیقات علمی در زمینه حیات وحش به حساب می‌آیند و علوم مختلفی از جمله زیست‌شناسی، دامپزشکی حیات وحش و … وابستگی کامل به وجود آنها دارند.
    با وجود اینکه بازگرداندن گونه‌های مختلف حیات وحش از شرایط بسته به طبیعت با دشواری‌های خاصی همراه است ولی باغ وحش‌ها همیشه نقش خود را در حفاظت از گونه‌های در خطر انقراض به خوبی ایفا کرده‌اند. نظر به تخریب روزافزون زیستگاه‌های طبیعی حیات وحش و کاهش جمعیت گونه‌های در خطر انقراض، باغ وحش‌ها می‌توانند در آینده امیدی روشن برای حفظ گونه‌های جانوری مختلف و حتی معرفی مجدد آنها به زیستگاه‌های طبیعی‌شان باشند.
    شایان توجه است که درست برخلاف باور عامیانه و بر پایه احساس برخی از دوست‌داران حیوانات که به نوعی از مقایسه انسان و نیازهای انسان با سایر گونه‌های جانوری نشات می‌گیرد و باعث می‌شود تا آنها گهگاه باغ وحش‌ها را به دلیل محدودیت فضا با اسارتگاه انسان مقایسه کنند، باغ وحش‌های معتبر دنیا برای رسیدن به اهداف والای خود به هیچ عنوان از حیوانات سوءاستفاده نمیکنند. دلایل مختلفی بر این ادعا وجود دارد که از جمله اهم آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد:
    هیچ‌یک از باغ وحش‌های فعال در زمینه حفاظت، گونه‌های حیات وحش را به منظور نگهداری از طبیعت جدا نمی‌کنند مگر این که به هر دلیلی آن حیوان توان ادامه حیات در محیط طبیعی خود را از دست داده باشد. پس تمامی گونه‌ها در باغ وحش‌های مختلف تکثیر شده و بین باغ وحش‌ها مبادله می‌شوند.
    نکته بعدی این که برخلاف انسان که میتواند خواسته‌ها و نیازهای خود را اعلام کند، حیوانات توانایی این کار را ندارند. علم نوین دامپزشکی حیات‌وحش به ما کمک کرده تا با اندازه‌گیری سطوح هورمونی و از طریق روشهای غیرپرخاش‌گرایانه علاوه بر کنترل وضعیت سلامت حیوانات، میزان شادابی و رضایت‌مندی آنان را نیز اندازه‌گیری کنیم. با بررسی سطوح متابولیت‌ هورمون‌هایی مانند کورتیزول و سایر هورمون‌های وابسته به استرس و تولیدمثل در ادرار، مدفوع، ترشحات بزاقی و مو حیوانات میتوان علاوه بر مشخص کردن میزان استرس، سطح رضایتمندی آنها نسبت به شرایط موجود را نیز مشخص کرد. در نهایت با توجه به داده‌های به دست آمده از گونه‌های مختلف می‌توان به این نتیجه رسید که هر گونه از حیوانات حیات وحش در جایگاه خود به چه شرایطی احتیاج دارد و بر این اساس بتوان سطح رضایتمندی بالاتری را برای آنها ایجاد کرد.
    امروزه این علم نه‌تنها کمک کرده تا جایگاه‌های استاندارد برای گونه‌های مختلف در باغ وحش‌ها تعریف شود بلکه حتی شواهد و قراین موجود نشان میدهد که در جایگاه‌های استاندارد عملاً میزان استرس، پایین‌تر و رضایتمندی بیشتری هم نسبت به طبیعت وجود دارد. این قطعاً بدان معنی نیست که یک باغ وحش اجازه دارد تا به منظور بهبود شرایط، حیوانی را از طبیعت جدا کند چرا که باغ وحش‌ها برای رسیدن به اهداف مهم زیست‌محیطی خود از گونه‌های حیات وحش سوء‌استفاده نمی‌کنند بلکه صرفاً تلاش می‌کنند تا شرایطی ایده‌آل را برای آنهایی که توان زیست در طبیعت ندارند، فراهم سازند. در خاتمه یادآور می‌شود که مقایسه انسان و اسارت انسان با باغ وحش‌ها نظر به نیازهای متفاوت امری کاملا اشتباه است.

    * دامپزشک باغ وحش ارم

    این متن در پاسخ به خبر خبرگزاری مهر که در این پایگاه خبری منتشر شده بود، برای انتشار در اختیار دیده بان حقوق حیوانات قرار گرفته که بدون هیچ گونه تغییر منتشر شده است.

    ___________________________

    گزارش مهر از تلاش باغ وحش ارم برای کسب اعتبار: حال باغ وحش ارم رو به بهبود است/ تصویری

    اختصاصی دیده بان: خاطرات محمد باقر صدوق از ماجرای مهمانان ناخوانده (ببرهای سیبری)/ گزارش تصویری

    اطمینان همه کارشناسان شرط خروج ببر بیوه سیبری از قرنطینه/ اطمینان از وجود شرایط استاندارد، شرط رضایت فعالان حقوق حیوانات